پرسش و پاسخ ویژه 32
پرسش و پاسخ ویژه 32
تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل، پرسشها خلاصه شده، درود و سپاس، خوب و بد، و اين قبيل را حذف كردم، و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام. بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی، این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود، جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
توجه ــ عزیزان، بمنظور تحقیقات بیشتر، و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت، گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد، لطفاً حوصله نمایید، مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ، هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند. در ضمن اگر پرسش تأیید شد، و پاسخ آن نبود، در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود، * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد، لطفاً یاد آوری نمایید.
پرسش 1270: انطور که از کتاب متوجه شدم در باب اهورا میترا و اهورا مزدا, این بود که مزداییان زیاد اهل قربانی کردن نیستن. ایا در رویداد نامه ی نبونید و کوروش بزرگ, سخن از قربانی کردن گاو نر و گوسفند به میان است؟ (در روز چهارم، کمبوجیه پسر کوروش، برفت به نیایشگاه [...؟ (اِزیدَه؟)] نَـبـو که .... گـاو نـر .... او بدان جایگه برفت و پیشکشیهایی را با دست خویش بر پیکر نَبو فراز برد ... نیزهها و تیردانهای چرمی از ... (سپس از نزد) نَبو بسوی اِسَگیلَه فرا رفت. او در برابر بِـل و خدا مـاربـیـتـی (؟)، گوسفندی را پیشکش بکرد.) به نظر نمیاد که کمبوجیه نیز مزدایی باشد! پرسش دیگر اینکه ایا این نام "اهورامزدا" ممکن است همان "اشورامزاس" خدای اشوریان بوده باشد؟
پاسخ پرنیان حامد: در توصیف تاجگزاری کوروش در بابل نیز سخن از قربانی گاو است (کتاب ص 107 - 108) و این آیین میترایی (با قدمت 5000 سال در چغامیش و به احتمالی 11 هزار سال در میمند) آیین زدشتی است که ما آن را به فریدون و جمشید نسبت می دهیم و آیین واقعی ایرانیان باستان بوده است و کوروش و کمبوجیه بر این آیین بودند و داریوش اول با قسم به اهورا مزدا این آیین را در ایران نابود کرد. اگر مدارک کتاب در باب محل ورود مزدایسم به ایران مورد قبول است لاجرم همان آشورا مزاس هم می تواند باشد. دقت کنید گو در پارسی باستان به معنی گاو است و سپند به معنای مقدس لاجرم گوسپند یعنی گاو مقدس.
نظر 1271: چرندیات بهرام مشیری در مورد فردوسی را در یوتوب بخوانید و بخندید. البته همین چرندیات ایشان روی خیلی ها اثر گذاشته و دارند نسبت به مسلمان بودن فردوسی تحقیق میکنند. (خوبه اولین بخش های شاهنامه اندر ستایش پیامبر (ص) است). تا دیروز میگفتن فردوسی چاپلوس پادشاهان ایران و سلطان محمود بوده حال بازی جدید در اورده اند. (در ان زمان کتاب هایی از خطر نابودی در امان بوده اند که در کتابخانه سلطنتی نگه داشته میشدند فردوسی میخواست چاپلوسی کنه میرفت تو دربار سلطان محمود پیش شاعران درباری واسه پاچه خاری و از همشون هم سرامد تر بوده ولی این کار را نکرد!).
پاسخ پرنیان حامد: باید به آنها گفت، آیا ممکن است فردوسی را راحت بگذارید؟ کوروش کبیر تمام شد نوبت فردوسی است؟ اگر یک نفر حرف حق بزند اما هم کیش شما نباشد, حرف او را می پذیرید یا نه؟ نمی توانید آیین و کیش فردوسی را مشخص کنید چون شخصا انسانی است که به همه احترام گذاشته, اگر هم مکتوب کرده همه عقاید مختلف را از زبان افراد گفته است, شما بگویید مسلمان بوده, آقا بفرمایند زردشتی بود, آن یکی بگوید ملحد بود, من سند می آورم همه را بود و هیچکدام را نبود.
آنچه مهم است آنکه فردوسی یک انسان بود انسانی که به همه احترام گذاشته, انسانی که از تعصبات بی جا دوری گزیده, انسانی که زندگی خود را وقف زبان و تاریخ کشورش کرده است. روحش شاد باد, یادش جاودان، هر که ایرانی است از هر قوم و کیشی که هست, به احترام زحماتش به او احترام خواهد گذاشت, از هر قوم و کیشی که بود.
انوش راوید: نقد و تحلیل کردن نوشته ها و گفته های دیگران، یکی از ارکان جامعه دمکرات است، ولی ایراد گرفتن و ممانعت از آزادی اندیشه و قلم، مخالفت با آزادی و دمکراسی است. با سپاس از شما که به این موضوع مهم توجه دارید.
پرسش و نظر 1272: ببخشید شما چرا اون 300 تا یادداشت رو نمی خونید؟ ظاهرا که هر دو طرف در کار تاریخ هستند ولی حال خوندن نوشته های هم رو ندارند! واقعا!
پاسخ پرنیان حامد: عجب داستانی است! از کجا می گویید نخواندم؟ شما گویا متوجه نیستید چگونه از جانب من تفسیر می کنید! فکر می کنید! می خوانید و نمی خوانید. یک لحظه کلیک بفرمایید:
http://www.cae.blogfa.com/post/4
ببینید اگر نخوانده بودم می توانستم این سوالات را مطرح کنم؟ بعد بفرمایید ایشان چرا جواب نمی دهند؟ این چه جواب علمی است در مورد جلد سیاه و گلاب گیری به من داده اند؟ بفرمایید از ایشان بپرسد:
1 ــ آقای ناصر پورپیرار عکسی که آقای پورترک به شما داده اند مربوط به سال 1300 با لنز ضعیف است که کتیبه آن در سایه عکس و هنوز از گل و لای پاک نشده است, شما با بزرگ کردن عکس سایه کتیبه که در اصل عکس موجود است از میان برده اید! این چه سندی است ارائه دادید؟
2 ــ آقای ناصر پورپیرار برای مرمت کله ستونی که بر حسب اتفاق کتیبه ای بر آن بوده است, به سیمان 2500 سال پیش دسترسی نداشتند, معلوم است که در محل مرمت خطی بر آن افتاده است. این چه سندی است که شما ارائه دادید؟
3 ــ آقای ناصر پورپیرار شما اگر می گویید در زمان خشایارشا هخامنشی یهودیان به ایران حمله کرده و ایران را خالی از سکنه کرده اند؛ پس نمی توانید بگویید خشایارشا از زیر بته آمده است! پس شما وجود خود او, داریوش اول پدر او و کوروش کبیر را به استناد گفته خودتان نمی توانید رد کنید!
4 ــ آقای ناصر پورپیرار شما اگر به قران استناد می کنید, مکان هایی را که شما خالی از سکنه نوشتید به استناد همان قرآن دارای سکنه و پادشاه و قوم و پیامبر و تمدن و .... بودند!
5 ــ آقای ناصرپورپیرار نبودن شاهنامه به دستخط فردوسی سند بر مردود بودن این اثر نیست، چرا به اساتید کشورمان فحش می دهید! شخصیت داشته باشد!
6 ــ آقای ناصر پورپیرار کاش به جای آفتابه و لگن و گلاب گیری و جلد سیاه سعدی! چهار تا جواب علمی صحیح به من می دادید که امروز طرفدارانتان بر این وبلاگ اینگونه رو سیاه نمی شدند!
انوش راوید: با این نظر مشخص است که شما نظر نویس وبلاگ ما را نخوانده اید، من بارها در وبلاگ سفارش کردم هر شخص باید در حرفه
خودش خوب و زیاد بخواند، تا بتواند حرفه ای
شود، به سخن وبلاگ مراجعه نمایید. من نیز هر آنچه که درباره تاریخ ایران است، ابتدا تند خوانی می کنم، و سپس در صورت جالب بودن با دقت مطالعه می کنم. تمام نوشته های آقای ناصر پور پیرار و همان 300
یاداشت را هم خوانده ام.، اما همانگونه که
در پرسش و پاسخ قبلی بانو پرنیان حامد هم گفتند،
نوشته های این آقا از نظر تحقیق و تحلیل تاریخ مورد قبول ما نیست، در انتهای پرسش و پاسخ
31 نوشته شده است.
پرسش 1273: چون میدونم میدونم که پاسخگو هستید چندین پرسش دیگه که واسم پیش اومده رو میپرسم:
1 ــ آیا ho+land وابستگی به خاندان هوو داره؟! از اونجایی که واژگان دگرگون میشن شاید huland بوده باشه!
پاسخ پرنیان حامد: تصور نمی کنم بتوان چنین تفسیری کرد چرا که نام این سرزمین در آلمان به صورت hochhand = hoch بالا, یعنی سرزمین بالایی و در اسکاندیناوی به صورت niederhand , nieder = پایین یعنی سرزمین پایینی می باشد هلند ی که ما می گوییم تحریف هخ لند آلمانی است.
2 ــ من چند سال پیش به ساختار تاز+ی و بسیاری واژه ایرانی دیگه رسیدم، خواستم از تازی این بود که تازیان زمان جمشید و فریدون عرب نبودند و شاید ماد بودند! نه اینکه شما واژه کاوی کنید؟
پاسخ پرنیان حامد: واژه کاوی نکردم! سند گذاشتم روی وبلاگ که تازیان تا قبل از حمله اعراب،؛ به سرزمین ماد ها گفته می شده است. ضحاک تازی هم از نژاد اکدها (سامی) بوده است، که خدای آنان مردوس (مردوک) با نماد دو مار بوده است. به کتاب رجوع کنید.
3 ــ درست یادم باشه شما به کسی که گفته بود نام خانوادگی اش اسکندری است بسیار کوبنده گفته بودید که از دودمان اسکندر رومی هستید!! ولی هماندیشتان استاد راوید به سادگی از کنار نام کوه یادشده کی گذرند و اون رو به مردم و کدخداهای اونجا در گذر زمان می بندند با اینکه وابستگی این کوه و یزدگرد چیزی رو درست نمیکنه ولی از این پاسخ ایشون شگفتآور بود با اینکه میدونم چه اندازه ایشون رو با برخی پرسشهای چرندم خسته کردم!
پاسخ پرنیان حامد: هیچ پرسشی چرند نیست! شما تا زمانی که حرمت اجتماعی را نگه دارید و در پرسش شما توهین به قوم, ادیان و باورها نباشد, بر این وبلاگ باز و روی آن سخن خواهیم گفت تا با بررسی با هم به نتیجه برسیم. حتی گاهی خوانندگان گرامی , در تایید و یا تکذیب اسنادی را کپی می کنند که برای من ارزش فراوانی دارد. با هم دوست گرامی تنها با کمک هم می توانیم به نتیجه منطقی برسیم. در مورد سوال شما:
سر سلسله اشکانی چه ارتباطی به ته سلسله ساسانی دارد؟ کوبنده گفتم هنوز هم می گوییم از کرمانشاه (بیستون) کندروس از خاندان اس (تک خال, ساتراپ, شاه,) کندروس هستند چه ارتباطی به یزدگرد دارد؟ کرمانشاه چه ربطی به ملایر دارد؟ دارابگرد یعنی داراب کرد، یعنی شهری که داراب ساخت. جمگرد (جم کرد) هم به همین منوال! یزدگرد یا یزد کرد یعنی چی؟ خودتان بگویید ارتباطی به یزدگرد ساسانی دارد یا نه! 100 بار نوشتم:
آنچه در مورد مکان ها گفته می شود فقط تا اول سلسله اشکانی صدق می کند نه بیشتر! باز می نویسید ساسانی!
تصور می کنید من می توانم تک تک قلعه های ایران و افغانستان را برایتان زیر و رو کنم؟ یک جواب کلی به شما میدهم ترا به خدا شما هم کمی زحمت بکشید فکر کنید و مقایسه کنید!
4 ــ استاد راوید یک چیز دیگر از شما می پرسم: به این سخن که نام شهرهای ایران با تازش عرب ها دگرگون شده بهایی نمی دهم چون ده ها و شهرهای کوچکی رو به تازگی دیدم که نامشون امروزه عربی شده و پیرترها هنوز نام کهنش رو بکار می برند: گوراب > امروز تابلو زدن جوراب > آیندگان این شهر را کانون جوراب و دستکش خواهند دانست! گرا > جراء خودم هم شگفت زده شدم از این نامهای عربی!
انوش راوید: به تاریخ ورود نام های عربی به ایران مراجعه نمایید، در ضمن خود شما تحقیق و تحلیل مستقل داشته باشید، ایران ما نیازمند جوانان با هوشی است، که در گرایش خودشان هوشیارانه کار کنند.
5 ــ با جنبش شما در واژه کاوی واژه های کهن من هم یه چیزی رو چند روز پیش گمانه زدم اگه شما وارسی کنید!!
دیو > هیولا / غول, دیو+ان > اداره, دیو+انه > جنزده / مجنون
آیا وابستگی میان دیو و دیوان است؟!! آیا دیواندار همان کسی نیست که امروز به او منشی می گویند!
آیا نمی توان اینگونه برداشت کرد که دیو را در زمان های بسیار دور (دودمان پیشدادیان) به انسان های باسواد می گفتند و در این باره هم نوشتند که شاهان از دیوان سواد نوشتن آموختند! تا اینجاش رو نوشتم ولی درباره ی تهمورس دیوبند شما جی میگید؟!
پاسخ پرنیان حامد: دیو در کتاب بررسی شد؛ dieu هم بررسی شد, نام دیو که از نام های گیو است نیز بررسی شد, دیویسنی و مزدیسنی هم گفته شد .....
وندیداد قسمتی از اوستا به زبان پهلوی van dieu dat به معنی قانون دیو ستیزی است که دیو ان خدای اروپاییان شده است! و همان divius بر سکه های پادشاهان روم است که از نام های گیو است و دیویسنی آیین مهریان بوده است و ..... نتیجه در کتاب صفحه 130:
دیو: به تفسیر امروزی موجوداتی قول پیکر افسانه ای به رنگهای سفید و سیاه که گه گاهی شاخ بر سر دارند!....
در دین زردشتی به هر کسی که آن را نمی پذیرفته دیو گفته اند. جالب آنکه بسیاری از این دیوهای افسانه ای در ریگ ودای هندی نه تنها دیو نمی باشند، که از الاهه گان و خدایان هستند. لغت دیو منظور تنها افراد و مردمانی عادی چون من و شما بودند که دین زردشتی را قبول نداشتند. این گروه مردمان گاهی در جنگها به اسارت در می آمدند و چون دیگر اسرای جنگی دنیا مجبور به بیگاری های سخت چون ساختن قصر برای پادشاهان می شدند. ارژنگ دیو شخصی به نام ارژنگ که مخالف مذهب زردشتی بوده است, دیو سفید مزندری یک آدم از نژاد سفید (سفید پوست) و اهل مزندر که مذهب زردشتی را قبول نداشته است, دیو های شاخدار مردمی از نژاد سکاهای تیز خود .....
6 ــ شما که در چندین جا پاسخ من رو با این سخن که تاریخ نوشته شده رو کنار بذارید پاسخ دادید بگویید که چگونه و از چه نوشته ی ایرانی به این سخن رسیدید که اسکندر همان مهرداد دوم است؟ تندیس مهرداد دوم چیزی درباره ی سالهای پادشاهی نوشته؟!
پاسخ پرنیان حامد: شما که از جانب من می گویید و تفسیر می فرمایید, بفرمایید در کتاب نوشتم که اسکندر, مهرداد دوم اشکانی بود یا در وبلاگ؟! من تنها نوشتم از زمان مهرداد دوم اشکانی آنها خود را شاه شاهان نامیده اند. می دانید انها یعنی چی؟ ملوک الطوایفی چند پادشاهی داشت؟ می دانید چند مهرداد درست در همین زمان در تاریخ ها نوشته اند؟ می دانید که اصلا در کتاب سکه مهرداد کبیر شاه پنتوس آمده است و نه مهرداد دوم اشکانی؟ می دانید ایلیوس کی سر (جولیو سزار) را اسکندر تاریخ ایران خواندم؟ می دانید سکه مهرداد کبیر شاه پنتوس چه شباهتی با جولیو سزار دارد؟ می دانید کله مجسمه بیستون عینا در اروپا هست؟ می دانید سکه میترا در اروپا چه شباهتی با سکه اگوستوس دارد؟ من خود در این درهمی به دنبال اسکندرم! چه کسی به شما اجازه داد از جانب من تصمیم بگیرید که اسکندر مهرداد دوم اشکانی است؟
7 ــ با این نموداری که شما کشیدید گشتاسپ باید در زمان کوروش در کشور خوارزم خاوری (ازبکستان) پادشاهی می کرده و کوروش هم بر پارس و ماد و لیدی و بابل!؟! شاید من گیج شده باشم دوباره! از پاسخگویی تون پیشاپیش سپاس! پاینده باشید ! زودتر کتاب رو باز چاپ کنید!
پاسخ پرنیان حامد: با آن نمودار تقریبی و حساب هزاره ها (بازهم حدود) که در ضمیمه کتاب است, جنگ یادگار زریران (کهرم) در زمان گشتاسپ و زردشت حدود 36 سال قبل از کوروش کبیر در خورآزمیا باختری و بلخ بامیان (آذربایجان) بوده است و تازه پس از کشته شدن اسفندیار (داریوش مدی در شجره نامه ها) کوروش کبیر در حال یکی کردن دو قوم هخامنشی بوده و در این زمان فقط پادشاه انشان بوده است.
درباره خرید کتاب ــ کتاب هنوز موجود است! از کتابفروشی بخواهید آن را از پخش گسترش برایتان بگیرند. و یا خودتان با گسترش تماس بگیرید، بپرسید نزدیکترین کتابفروشی به شما که کتاب را دارد کدام است (88772267 – 88794218 گسترش) اگر با شما هم کاری نکردند به ما اطلاع بدهید.
پرسش 1274: ایا رود سند نیز زمانی در غرب ایران بزرگ بوده؟ نام هند: (در سانسکریت سند هو sindho و در یونانی، indus و این اسم به رود سند داده شده است و از انجا که مهاجرین به هند ابتدا مدتی در کناره این رود ساکن شدند نزد ایرانیان بدین نام, نامگذاری شدند). اگر این رود قبلا در غرب بوده, ایا به هندیجان سرازیر میشده؟
پاسخ پرنیان حامد: کتاب صفحه 264:
وه رود: به خراسان (خورآزمیا در حوالی کرمانشاه امروزی است) بگذرد به سند بوم شود به هندوگان به دریا ریزد. او را آنجا مهران رود نامند هندوگان رود نیز خوانند (بندهش)
در متون قدیم چون زاداسپرم نام وه رود (veh بهرود) و اروند رود در کنار هم و در یک ناحیه امده است "از باختر کناره دو رود اروند و بهرود" به استناد اثبات اقای دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویج و شاهنامه فردوسی اروند رود دجله امروزی است. اگر پهلوانی ندانی زبان بتازی تو اروند را دجله خوان. وه رود در نزدیکی دجله و در غرب ایران امروزی است و شهرهایی که در کنار این رود از آنان نامبرده شده است: خراسان (خورآزمیا) سند بوم و هندوگان (ساحل شمال غربی خلیج فارس) همگی در غرب ایران امروزی است.
- کاسه رود (بندهش: روت کاسیک): به آب توس شهر بیاید. آن را آنجا کسف رود خوانند. این همان رود وه است که آنجا کاسه خوانند. در سند نیز کاسه خوانند (بندهش)
به خراسان (خورآزمیا در حوالی کرمانشاه امروزی است) بگذرد به سند بوم شود به هندوگان به دریا ریزد. او را آنجا مهران رود نامند هندوگان رود نیز خوانند (بندهش)
در متون قدیم چون زاداسپرم نام وه رود veh (بهرود) و اروند رود در کنار هم و در یک ناحیه آمده است "از باختر کناره دو رود اروند و بهرود" به استناد اثبات اقای دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویج و شاهنامه فردوسی اروند رود دجله امروزی است. اگر پهلوانی ندانی زبان بتازی تو اروند را دجله خوان. وه رود در نزدیکی دجله و در غرب ایران امروزی است و شهر هایی که در کنار این رود از آنان نامبرده شده است: خراسان (خورآزمیا) سند بوم و هندوگان (ساحل شمال غربی خلیج فارس) همگی در غرب ایران امروزی است.
کاسه رود (بندهش: روت کاسیک): به آب توس شهر بیاید. آن را آنجا کسف رود خوانند. این همان رود وه است که آنجا کاسه خوانند. در سند نیز کاسه خوانند (بندهش)
نام این رود از ریشه لغت کاس ها یا کاسپها نژادی در شمال و غرب ایران است.
پرسش 1275: اگر مورخین یونی از کوه های هندوکش و یا سرزمین کوشانیان یاد کرده اند, پس باید این سرزمین ها را در غرب ایران جستجوی کنیم, نه؟ از کتاب: (در نقاشی دیواری یکی از کاخ های آموری در ماری در کناره فرات تصویر چهار نهر حک شده است، و توضیح این نهرها در "سفر تکوین" چنین آمده است: نهری از عدن بیرون آمد تا باغ را سیراب کند، و از آنجا متقسم گشته چهار شاخه شد، .... و نام نهر دوم جیحون که تمام سرزمین کوش را احاطه میکند، و نام نهر سوم حدقل که به جانب شرق آشور جاریست و نهر چهارم فرات است.) نهر جیحون در ترکیه تمام سرزمین کوش را احاطه میکند؟ ایا سرزمین کوش در اطراف بین النهرین بوده؟ کو های هندوکش (هندوکوش) هم شاید همان اطراف بوده؟!
پاسخ پرنیان حامد: شما وقتی بپذیرید باختریش, بلخ نیست لاجرم همه در غرب است! یک سند از کتاب آوردید بقیه اسناد را پذیرفتید؟ اسناد ایرانی را نمی پذیرید بگوید از مورخین یونانی برایتان سند بیاورم که هیچکدام در هند و افغانستان نیست. اون سرزمین کوسیان است نه کوشیان! سرزمین کاس ها است که در کاس پین (دریای خرز) کاس پین (قزوین) کاس آن (کاشان) کار کاسی (همدان) و ... بوده و کاس میر است نه کاشمیر ی که تبدیل به کشمیر شد رفت شرق کشور! کوههای خاندان هندویش (هندیجان) کوش یان, کوسی ان (کاشان) را می گوید. فکر کنم منظورشان زاگرس خودمان بود! شما رجوع کنید به صفحه 258 کتاب تفسیر کوه ابورسین را بخوانید, رود خشک میشود, دریا کج می شود و بهانه های دیگری که می گیرند, با کوه که نمی شود شوخی کرد. تفسیر یک کوه, یک شهر, یک رود اگر به نظر شما درست آمد و اسناد آن کافی بود برای پذیرش این اشتباه مکان در تاریخ, بلخ بامیان را از افغانستان ببرید به آذربایجان بقیه هر چه گفتند با این معیار است و لاجرم جنوب آن هندیجان است و نه کشور هند امروزی. رود جیحون یکی از دو رود سیحان و جیهان در نقشه های امروزی در جنوب شرقی کشور ترکیه است. سرزمین کاس ها هم از همدان تا به این مکان و از پایین زمانی تا بابل بوده است.
پرسش 1276: چرا این سخن داریوش اول که میگوید: "طلا از سارد و از راه باختر اورده شد" را در کتاب نیاوردید؟ همین ثابت میکند باختر در غرب ایران, سر راه سارد تا شوش بوده. حتی بلخ امروزی هم معدن طلا ندارد!
پاسخ: باور کنید مدرک آنقدر زیاد است اگر می خواستم بنویسم کتاب بیش از هزار صفحه می شد.
پرسش 1277: 1- این گفته که ابراهیم ایرانی و از نژاد مادها بوده اگه درست باشه، پس کعبه زرتشت با کعبه ابراهیم باید یه وابستگی داشته باشه! اینجور نیست؟!
پاسخ: چه ارتباطی داشته باشند؟ کعبه زردشت گویا رسدخانه ی است برای حساب سال و ماه کعبه ابراهیم مکانی مقدس. چه ارتباطی میان این دو بنا وجود دارد؟
ادامه: 2- همچنین من درست نفهمیدم که اسکندر نوازاده ی ابراهیم پیامبر بوده یا سیاوش کیانی؟! اسکندر پور داراب بوده!! با این گفته ها من اینجوری فهمیدم:
دارا و اسکندر همان وابستگی رو به هم دارند که داریوش و کمبوجیه داشتند!
اسکندر و داراب هم همچون داریوش و کوروش وابستگی خاندانی دارند!
پاسخ: به کتاب رجوع کنید. مقایسه خاندان هخامنشی و خاندان هوو را هم از سر بیرون کنید. دارا و اسکندر به روایتی در تاریخ ایران برادر بودند. داریوش و کمبوجیه به هیچ روایتی برادر نبودند! اسکندر و داراب به روایتی پدر و پسر بودند. کوروش و داریوش به هیچ روایتی پدر و پسر نبودند. تاریخ هایی که تا به امروز خوانده اید را برای لحظاتی به کناری بگذارید از شما دعوت می کنم تاریخ جدیدی که هیچ ارتباطی به هیچ کس ندارد جداگانه مطالعه کنید. این دو خاندان ارتباطی با هم ندارند!
پرسش 1278: اون موزاییک دیواری که ادعا میکنند الکساندر است سوار بر بوسفالوس ,ایا همان کهرم تاریخ ایران است؟ ولی در شرح حال الکساندر امده که او موی زرد و چشمان ابی داشت که با اون موزاییک فرق دارد. سبک لباس پوشیدن مدافعان ان موزاییک با سبک لباس پوشیدن تابوت صیدون انگار یکی است! پرسش بعدی این است که واقعیت دارد که الکساندر نام شهری را به نام اسبش بوسفالوس گذاشته و همچنین نام سگش پریتاس!! را روی شهری گذاشته!
پاسخ: ترا به خدا دست از روایت و افسانه بردارید برویم دنبال اصل مطلب! اسم سگ و اسب روی شهر به چه دردمان می خورد که وقت بگذاریم بررسی کنیم بوده یا نبوده است!
موزاییک دیواری کجا را می گویید ؟ محبت بفرمایید آدرس لینک کنید.
این جریان موی زرد و چشم آبی که لابد سند بر اروپایی بودن اوست را هم فراموش کنید. این سند ببینید ایرانی ها زمانی که در اروپا نژادی با نام سلتن یا گالیر (توضیح و عکس صفحه 199-201-202 کتاب) که موجوداتی وحشی با گوش های دراز بودند (چشم آبی و موی بور را فراموش کنید) و بر سر درختان بودند. در ایران سخن از کاس های مو بور چشم آبی است. این نژاد مو بور چشم آبی از ایران به اروپا و روسیه رفته است نه برعکس! قدمت تاریخ را توجه بفرمایید: (کتاب صفحه 35)
- نام اصلی دریای خزر امروزی دریای کاسپین یا دریای کاسپیان بوده است. کاسپ ها یا کوسیان در هزاره سوم ق.م مردمی سفید پوست با چشمانی کبود و مو های بور در دره سفید رود و گیلان امروز بوده اند که مذهب آنان میترایی بوده و به پرورش اسب اشتغال داشته اند. آنان سپس به قزوین (کاس پین) و همدان رفته اند که پیش از مادها مرکز آنها بوده و کارکاسی نامیده می شده است. نژاد مو بور چشم کبود در فومن, اسالم, تالش, آذربایجان, لرستان (تیره کاکاوند, حسنوند, بومیان نور آباد,) و .... همه از فرزندان کاسپ ها می باشند، نام دریای شمال ایران نیز دریای کاسپیان بوده، و از چه موقع نام خزر به آن داده شده است به درستی معلوم نیست.
می دانید هزاره سوم ق.م یعنی چی؟ یعنی 5000 سال پیش. می دانید تاریخ تمدن اروپا چقدر است؟ خیلی روی هم بگذاریم و نژاد گوش بزرگ را هم تمدن محسوب کنیم (که نبود!) می شود 500 ق.م یعنی 2500 سال پیش تازه نژاد اروپا گالیر بوده است بدون تمدن! می دانید از چه زمانی مو بور و چشم آبی شدند؟ از زمان ورود نژاد رومیان رومیه = مدائن به این مکان یعنی 100 ق .م می شود 2100 سال پیش. می دانید اولین نشان تمدن آنها معابد میترایی رومیان است.
پرسش 1279: ایا ایرانیان به این خاطر به اسکندر میگفتن اهریمن مصر نشین که ایرانیان مقدونیه را در مصر میدانستند؟
پاسخ: خیر نوشته اسکندر ارومی گجستک مصر نشین. یعنی اسکندر از نژاد ارومی + فحش + مصر نشین
ایرانیان مصر را اسکندریه می دانستند. در تاریخ ایران مکتوب است که او اول به مصر رفت سپس به ایران آمد. در متون پهلوی نه لغت مقدونیه وجود دارد و نه لغت یونان. ارومی هم یا روم = مدائن است (که به نظر من اینگونه است) و یا ارومی = ارومیه.
پرسش 1280: چرا اشخاص با تجربه ای مثل استاد غیاث ابادی, تخمه ی ما ترجمه کرده اند؟ یعنی از روی اشتباه بوده؟ سخنان استرابو نسبت به نام اسکاندیناوی اشتباه است؟
پاسخ: الان خودم شخصا می روم پیش استاد غیاث آبادی اون لینک ها را هم خواندم، دارند از سخنان ایشان سوء استفاده می کنند. ببینید من هم بخواهم حقیقتی را بگوییم مثلا در مورد کوروش کبیر یا داریوش اول هخامنشی (چنانکه در مورد داریوش گفتم) و دائما طرفداران افراطی بی منطق بگویند کوروش یا داریوش خدا و پیغمبر و عاری از هر عیب بودند, سند می آورم که نه خدا بودند و نه پیغمبر آن وقت یک مشت سوء استفاده چی این اسناد را برای ارضای تعصبات شخصی به کار گرفتند. شما چرا؟ هر سندی موافق خواسته شخصی ما نخواهد بود. کوروش هخامنشی باعث افتخار ما ایراینها است، زیرا در آن زمانه وحشی بازی بیش از حد بوده است، اما خدا و پیغمبر که نیست!. گناه استاد غیاث آبادی چیست؟ راحتشان بگذارید استاد کشورمان است. کلی برای تاریخ ایران زحمت کشیده است. احترام زحماتشان را نگه دارید. در مورد تخمه (مان) و (امان) هم سوء تفاهمی است که باید بر طرف شود. (ترجمه امان مربوط به سوزینی فرانسواز و برگردان دکتر داریوش اکبرزاده است نشر پازینه) بدون کتیبه های داریوش اول و از ایلیاد هومر هم می توانم ثابت کنم هخامنشی ها از امانیان بودند. نگران نشوید ایرانی هستند همان نژاد رستم خواهد بود. قبل از هخامنش هم ریشه تاریخی ندارند احتمالا سند 834 ق.م مهاجرت پارس ها به جنوب از دریاچه ارومیه که در اسناد آشوری است, درست است و برای قدمت شیراز و پارس باید به قومی قبل از هخامنشی رجوع کنیم و قدمت تخت جمشید هم علاوه بر بازسازی ها و وسیع سازی های هخامنشیان بیش از آنان و به سومریانی می رسد که به جرات می توانم بگویم مهاجران سیستان و بلوچستان و میمند و بروجرد با یازده هزار سال قدمت به بین النهرین می باشند. کدام سخن استرابو؟ لطفا دقیقا جمله خود او را کپی کنید (بدون تعبیر و تفسیر ویکیپدیا و این و ان! اصل جمله استرابو آنچه باعث شک شماست کپی بفرمایید)
عکس قلعه هاجر آباد، مشروح در قلعه های تاریخی ایران، عکس شماره 4546 .
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://ravid.ir






















