پرسش و پاسخ ویژه 54
پرسش و پاسخ ویژه 54
تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل، پرسشها خلاصه شده، درود و سپاس، خوب و بد، و اين قبيل را حذف كردم، و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام. بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی، این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود، جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
توجه: عزیزان، بمنظور تحقیقات بیشتر، و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت، گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد، لطفاً حوصله نمایید، مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ، هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند. در ضمن اگر پرسش تأیید شد، و پاسخ آن نبود، در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود، * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد، لطفاً یاد آوری نمایید.
توجه 2: نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است، و نظر وبلاگ نمی باشد، پاسخ ها دانش وبلاگ است.
پرسش 1496: آیا تخت جمشید تکمیل بوده است؟
پاسخ پرنیان حامد: با سلام، منظور شما از تکمیل چیست؟
تخت جمشید یک محل مقدس بوده است، که در ان مراسم نوروز و مهرگان و دیگر انجام می شده است. بنای اصلی و اولیه آن احتمالا فقط یک معبد جزئی بوده است، که مربوط به خیلی پیش از هخامنشی بوده است. شاهان هخامنشی بر این مکان یادگار به جای گذاشته اند، هر شاه یک قسمتی برای خودش ساخته و لوحی بر آن زده است برخی شاهان هم فقط تعمیر کردند و یا مثلا پله گذاشتند لوح زدند.
این مکان نه پایتخت بوده و نه هرگز آتش گرفته است.
حالا مثلا داریوش سوم یک قسمتی از آن را شروع کرده سلسله خاتمه یافته کسی هم دیگر ادامه نداده است آیا دلیل بر نیمه کاره بودن کل این معبد و یا دلیل بر دروغ بودن هخامنشی در ایران است؟
تخت جمشید در حقیقت معبد وسط یک قبرستان بزرگ است، دور تا دور آن را ببینید همش مقبره است این محل مقدس است نه پایتخت مشهد مرغاب، که به فارسی می شود مرگاب مرگابه، ابه یعنی معبد مرگ آبه یعنی قبرستان.
ببخشید سوال شما مثل این است که من از شما بپرسم، آیا سندی برای تمام شدن محل بهشت زهرای تهران دارید؟
یا بپرسم، آیا سندی برای اتمام امام رضا در مشهد دارید؟
جای مقدس که تمام نمی شود، هر کس بیایید و به آن اعتقاد باشد به آن چیزی اضافه می کند، که اگر نظر عوض شود و یا سلسله بر اثر جنگ اتمام یابد نیمه کاره می ماند.
نظر خواننده وبلاگ 1497: سلام. بسیار لذت بردم. من یک باستان شناس هستم. اتفاقی وارد وبتون شدم. اما از این به بعد مرتب بهتون سر میزنم. سپاس
پاسخ پرنیان حامد: با سلام گرامی حضور شما باعث دلگرمی ما است. چنانچه ایرادی از لحاظ باستان شناسی در سخنان اینجانب یافتید، محبت بفرمایید گوشزد کنید، با سپاس.
پرسش 1498: سلام بر دوستان .چگونه میشود قدمت روم و یونان را دانست؟ از کدام مرجع؟ مثلا از کجا مطمئن باشیم که یونان 3000 سال قدمت دارد؟ و یا روم ایتالیا 100 قبل از میلاد؟ قدیمی ترین بنا های روم و یونان چه نام دارند و چه قدمتی دارند؟ سپاس گذار میشود اگر مرا راهنمایی کنید.
پاسخ پرنیان حامد: با سلام از روی آثار باستانی یعنی بناها. قدیمی ترین ساختمان یونان اکروپلیس 2700 ساله است. رم ایتالیا بعد از میلاد است قدیمی ترین ساختمان آن 70 بعد از میلاد است. (یک آتش نشانی هست می گویند به زمان اگستوس یعنی قبل میلاد می شود احتمالا معبد میترایی بوده است) بقیه ساختمانهای رم همه بعد از میلاد است.
پرسش 1499: در مورد جنگ حران که بین روم و ایران رخ داده و جولیو سزار و سولا در ان شرکت داشت سندی موجود است؟ نوشته های مورخین رومی و یونانی است؟ اگر جولیو سزار اسکندر است چرا باید با ایران بجنگد؟ همچنین گفته میشود جولیو سزار میترا پرست نبوده است، بلکه مارس و دیگر ایزدان یونانی را می پرستیده است؟
قدیمی ترین معبد میترایی اروپا چه نام و چه قدمتی دارد؟ خسته نباشید.
پاسخ پرنیان حامد: سند جنگ نوشته مورخین یونانی و رمی است. جولیو = ایلیوس ilius کی سر cae sar است، (خودتان لاتین آن را ببینید چی خوانده می شود؟) کی سر روم در مدائن بود اسکندر ارومی به ایین میترا و از نژاد ماد بود اختلاف نژادی و آیینی از زمان داریوش اول در ایران شکل گرفت مزدیسنا و دیویسنا دو فرقه آیین زردشتی این مشکلات را در ایران به وجود آورد (اسناد این مدعا در کتاب و وبلاگ است، می توانید به آنها رجوع کنید). جولیو سزار به آیین میترایی بود و با ایزدان یونانی کاری نداشت (خود ایزدان یونانی زیر سوال هستند گرامی مارس که می فرمایید ارش است و...) تقویم جولیو سزار تقویم اریایی – میترایی است و گویند رومیان که سر سلسله آنان جولیو سزار بود آیین میترایی را در اروپا رواج دادند سند ان هم حدود 120 معبد میترایی از بالا تا پایین اروپا با قدمت حدود میلاد مسیح، پاینده باشید.
نظر خواننده وبلاگ 1500: سلام، این شما هستید که کفر می گویید طبق قرآن حکومت سلیمان بزرگترین حکومت بشری است و همینطور اینکه شامل یایل هم بوده است. حکومت سلیمان کل آسیای میانه را در بر می گرفته است. و دریایی که شیاطین برای سلیمان غواصی می کردند همین خلیج فارس است که هنوز هم از آن مروارید استخراج می شود. در ثانی کلا تاریخ هخامنشی یک نظریه است و هیچ کس نمی تواند آن را اثبات کند مخصوصا اینکه یک دوره ی خلاء اسنادی در 1000 تا 600 قبل از میلاد داریم. یک موضوع بغرنج در باستانشناسی ایران در ارتباط با تشکیل شاهنشاهی هخامنشی است. به این ترتیب که تاکنون مشخص نبود مردمی که شاهنشاهی هخامنشی را ساختند، ابتدا در چه زمانی، از چه مسیری و چگونه به فارس وارد شدند. در واقع، در حال حاضر از نظر باستان شناختی مدرکی ملموس از دوره شکل گیری شاهنشاهی هخامنشیان در فارس موجود نیست، زیرا از سال های حدود ۹۰۰ پیش از میلاد تا ۵۵۰ پیش از میلاد، یک خلأ ۳۰۰ ساله وجود دارد؛ از طرفی تا صد سال پیش مردم فارس به پاسارگاد مشهد مادر سلیمان می گفتند. به هر حال نظر من شاید ناقص باشد اما به طور ملموس تری با اثار یافت شده در آسیای میانه فیت می شود. و همچنین اینکه در اورشلیم هیچ اثری از نام و نشانه ای از سلیمان نیست.
پاسخ پرنیان حامد: با سلام حضور محترم، قبل از هر سخنی گویا معرف شما جناب آقای حقیقت می باشند که برای ایشان احترام زیادی قائل هستیم، لذا با بیان دیگردوستانه به شما خاطرنشان می کنم "داریوش اول هخامنشی همان حضرت سلیمان پیامبر خدا است" ناخواسته از جانب شما کفر است که می گویید. شما کتیبه های داریوش را بخوانید این شخص نمی تواند پیامبر باشد، اما بازهم تکرار می کنم به یک شخص صلاحیت دار در باب اصول مذهبی رجوع کنید من صلاحیت این تشخیص را ندارم لطفا به مجتهد اسلامی رجوع کنید (ببینید چند بار این جمله را نوشتم)، از نظر تاریخی اما:
1- هیچ مسئله بغرنجی در باستانشناسی نیست این سند:
834-ق.م در سند آشوری نام پارس و ماد در جنوب دریاچه ارومیه با هم امده است. پارس ها به جنوب مهاجرت کردند. و سرزمینهای سر راه خود را پارس, پارسوا, پارسوماش, و پارسه نام نهادند.
از این به بعد هم سند کتیبه های هخامنشی نام سرسلسله هخامنش و تک تک شاهان را مشخص می کند قبل از آن هم باید در کنار دریاچه ارومیه به دنبال اسناد پارسها بگردید از لحاظ باستانشناسی ایرادی نیست.
2- جناب حقیقت محبت کردند مقاله باستانشناس گرامی کشورمان ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﻲ ﻋﻄﺎﻳﻲ را برای ما فرستادند، (انوش: مقاله در اینجا است) آنچه ایشان می گویند همین است ایشان نیز عقیده دارند هخامنشی ها مهاجرین از آذربایجان به پارس هستند. آنچه ایشان به دنبال آن هستند این است که آثار خاندان قبل از این مهاجرت به پارس که در این منطقه هست تا ورود هخامنشی 300 سال فاصله دارد که به دنبال خاندان بین هخامنشی و گروه قبل هستند این چه ارتباطی به خاندان هخامنشی و شجره نامه آنان دارد؟
آنچه ما مطرح کردیم اما از لحاظ تاریخ و زمان بود و مسئله دیگری است:
از لحاظ تاریخی 266 سال اشتباه تاریخی است که به زور برایمان دیکته کردند که اسکندر (73 ق.م) و الکساندر (320 ق.م) را یکی کنند. اشکال 300 سالی که می فرمایید از اینجا است و نه از خاندان هخامنشی.
3- مشهد مرغابی که می گفتند فارسی آن می شود مرگاب = مرگ +ابه (معبد) روی هم و در آخر می شود قبرستان. اما برای آنکه کوتاه سخن بگوییم به شما خاطر نشان می کنم تخت سلیمان هم داریم. می دانید کجاست؟ آتشکده ای که گشتاسپ برای زردشت سپیتمان در آذربایجان ساخته است و شاهان ساسانی پیاده از مدائن به زیارت آن می رفتند (زردشت سلیمان 36 سال قبل از کوروش کبیر حضرت سلیمان نبی نیست) طبری مجتهد اسلامی بود این هم طبری:
بدان که زردشت (عربی: زرادشت بن سلیمان و در حاشیه نقل از بندهشن: سپتیامان ص 676) به وقت پادشاهی گشتاسب بیرون آمد و دعوی پیغمبری کرد از خدای تعالی و شریعت مغان او نهاد. (تاریخ بلعمی- طبری)
در مورد نام عربی زردشت که در پاورقی صفحه 600 کتاب تاریخ بلعمی (به تصحیح ملک الشعرای بهار چاپ انتشارات هرمس 1386) به صورت زرادشت بن سلیمان آمده است نیاز به بررسی بیشتری از جانب بزرگان و عالمان این مرز و بوم است. تنها سوالاتی که در ذهن این حقیر از دیدن این نام نقش بسته است آنکه: چرا نام محل مقدسی که پادشاهان ساسانی پس از تاجگذاری از مدائن پیاده به زیارت آن در آذربایجان می رفته اند تخت سلیمان بوده و هست؟ اثبات حضور حضرت سلیمان در آذربایجان ایران تقریبا غیر ممکن می نماید! تخت سلیمان با احترامی که شاهان ساسانی برای آن قائل بوده اند به نظر همان آتشکده مشهور و مقدسی است که گشتاسپ در زمان زردشت ساخته و پادشاهان پیاده به زیارت آن می امدند که وصف آن در شاهنامه فردوسی نیز آمده است اما چرا تخت سلیمان و نه تخت سپیتمان!؟ آیا ممکن است لغت سپیتمان (سپیدمان) به زبان پهلوی همان لغت سلیمان باشد؟ ...... (اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست)، اسم زردشت سپیتمان به عربی شده زردشت سلیمان که با خضرت سلیمان پیامبر بنی اسرائیل هیچ ربطی ندارد.
نظر خواننده وبلاگ 1501: با سلام خدمت بانو پرنیان حامد و جناب آقای راوید در مورد این دوستمان که در مورد حضرت سلیمان (ع) و جمشید نظر داده اند لازم است عرض کنم، ایشان مدتی است این فرضیه را با من مطرح کرده اند و خودم به نوعی طرفدار این قضیه شده ام و اتفاقا بنده ایشان را با این سایت آشنا و ترغیب کردم که فرضیه ی خود را در این جا مطرح کند. در ادامه لازم است نکاتی را به عرض برسانم، کاش بانو حامد این دوست ما را که چون کبوتری سرگشته و غریب به دنبال آشیانی امن می گشت از این خانه ی آرامش نمی راندند.
پاسخ پرنیان حامد: با سلام و احترام حضور شما. آشیان امن گرامی محلی نیست که بی مورد از کسی تعریف کنند، اشیان امن محلی است که حداقل سعی کنند حقیقتی که می بینند به شما گوش زد کنند "داریوش اول هخامنشی همان حضرت سلیمان نبی است" از دید من حقیر کفر است، و نظر خودم را با توجه به اطلاعاتی که از کتیبه های داریوش دارم گفتم. ایشان اگر به دنبال حقیقت هستند نباید برنجند!
ادامه نظر: در اشتباه این که داریوش پسر کوروش است شکی نیست متاسفانه بنده یادم رفت به ایشان تذکر بدهم که این مطلب را مطرح نکند دلیل این گفتار ایشان هم این است این دوست ما در رشته ی تاریخ تحصیل نکرده و گرنه تحصیلات عالیه ی دانشگاهی دارند مسلما اشتباهاتی وجود خواهد داشت فرضیه ی بسیار تازه و چالش برانگیزی هم هست و مسلما به راهنمایی اساتید بزرگی چون شما و جناب راوید نیاز دارد تا به سر منزل مقصود برسد.
پاسخ پرنیان حامد: هیچ نیازی به مدرک دانشگاهی نیست اما وقتی ایشان می خواهند تیتر بنویسند سلیمان همان داریوش است حداقل باید بدانند سلیمان کیست و داریوش کیست اصلا ببینند چنین چیزی ممکن است حال هم دیر نشده است ایشان بخوانند ببینند داریوش کیست حضرت سلیمان کیست جمشید کیست ببینند اصلا زمان و مکان این افراد حتی نزدیک هم هست که چنین فرضیه ای را ارئه بدهند. آنوقت با این اختلاف وحشتناک زمانی چگونه می خواهند برای گفته شان سند بیاورند؟
ادامه نظر خواننده: به نظر من بانو حامد فقط نکات منفی قضیه را بررسی کردند و ای کاش جناب راوید هم بیش تر از این توضیح می فرمودند.
پاسخ پرنیان حامد: آقای راوید از شما تقاضا دارم نظر شخصی خودتان را در باب این فرضیه مکتوب بفرمایید آیا شما در این فرضیه نکته مثبتی می بینید؟ و آیا به نظر شما پایه و اساس این فرضیه طوری هست که قابل ترمیم باشد؟ آیا شما می پذیرید که ایرانیان همان قوم بنی اسرائیل و محل اسرائیل در حقیقت تخت جمشید ایران است؟
انوش راوید: پاسخ در پست قبلی با عنوان "سبک کار متفاوت برای قرن متفاوت".
پرسش 1502: در مورد دریا و فاصله ی آن با تخت جمشید باید عرض کنم به نسبت نقاط دیگر، زیاد هم نیست ضمن این که مثلا دیوی به سلیمان پیشنهاد داد که حاضر است تخت بلقیس را به فاصله ی نشستن سلیمان برای او از یمن تا فلسطین حاضر کند.
پاسخ پرنیان حامد: روی همه تاریخ ها نوشته بیت المقدس که نزدیک آب هم هست. شما به من بگویید چرا باید همه تاریخ ها و سخنان منطقی را رد کنیم با کلی اما و شاید بگوییم تخت جمشید بود؟
نظر و پرسش 1503: این که فرمودید: «حضرت سلیمان در بیت المقدس بودند آن هم به زمان کی کاووس (حکومت مادها) در ایران این چه ارتباطی به هخامنشی ها دارد؟ هخامنشی در زمان حضرت سلیمان قدرتی نداشتند!» خب ببینید حرف ایشان هم همین است که می خواهد بین هخامنشیان و حکومت سلیمان تطبیق ایجاد کند و گرنه این که بگوییم چون نیست یعنی نسیت دیگر، فکر کنم خلاف دیدگاه خود شما و جناب راوید باشد. نمی خواهیم بگوییم حتما چنین است یا چنان بوده. همه ی آن اعداد و ارقامی که فرمودید از فاصله زمانی جمشید و سلیمان و... در جای خود قابل احترام است ولی بحث در این است که این وبلاگ برای بازنویسی تاریخ و برداشت اشتباه ها از آن است پس می توان دست کم فکر کرد که برخی چیزهایی که ما می پنداریم اشتباه است چه آن ها که قبول داریم و چه آن هایی که می خواهیم قبول کنیم. مهم این است با تحقیق و پژوهش درست به حقیقت برسیم بنابر این آن اعداد و ارقام به تنهایی دلیل محکمی برای عدم پژوهش نمی باشند حتی اگر در کتاب طبری آمده باشد. جناب راوید هم مطالب مربوط به حمله ی اعراب را که در تاریخ طبری آمده قبول ندارند. آنچه مهم است این که سلیمان قدرت و حکومتی داشته پس آثارش کو؟ اما شبیه همان عظمت را در تخت جمشید داریم ولی سلیمانش کو؟ به نظر من نکته ی مثبت این فرضیه همین جاست.
پاسخ پرنیان حامد: ببخشید اما تخت جمشید کتیبه دارد لذا این عظمت صاحبی هم دارد. برای حضرت سلیمان که زمانش هم به این قصر نمی خورد یک جای دیگر پیدا کنید. حضرت سلیمان مگر پیامبر بنی اسرائیل نیست؟ من و شما بنی اسرائیل و یهودی و جهود هستیم که تخت جمشید تخت پیامبر اسرائیل باشد؟ ببخشید به یک مجتهد اسلامی رجوع کنید.
ادامه نظر: این نکته قابل توجه است که مقبره ی کوروش را قبر مادر سلیمان می گفتند و تخت سلیمان هم که نیاز به معرفی ندارد.
پاسخ پرنیان حامد: مادر سپیتمان (به عربی سلیمان ) است نام او هم دوغدوی بود آن هم تخت سپیتمان (سلیمان عربی ) است ساسانیان یهودی نبودند که پیاده به زیارت تخت پیامبر یهود بروند! زردشتی بودند و به زیارت تخت سپیتمانی می رفتند که ترجمه عربی ان سلیمان شده است و با حضرت سلیمان پیامبر بنی اسرائیل که در قرآن آمده است هیچ ارتباطی ندارد.
پرسش 1504: در مورد سومری بودن جمشید که فرمودید اگر توضیح بفرمایید مزید امتنان است چون جمشید را آریایی می دانند البته خودم را در جایگاهی نمی بینم که روی حرف شما حرف بزنم بلکه مقصودم از این پرسش یادگیری است.
پاسخ پرنیان حامد: آریایی یعنی چی؟ آریایی لغت یونانی ایری است. ایر-ها می شود ایر-ان قوم ایر در کنار رودخانه اران بودند. جمشید 700 سال پادشاهی کرد یعنی چی؟ یعنی یک نفر به اسم جمشید 700 سال زندگی کرده است؟ این نماد یک سلسله حکومتی است جمشید، ضحاک، فریدون، رستم، افراسیاب .... یک انسان که نیست! جمشید نماد حکومت 700 ساله سومریان است که توسط اکدهای سامی مردوک (مردوس= مردوش = ماردوش) پرست منقرض شده است و فریدون نماد گروه کاسها و ایلامی هایی هستند که آنها را پس از 1000 سال منقرض کردند این هم نمونه اسناد کتاب در باب جمشید و ضحاک و فریدون:
جمشید 700 سال از خاندان پیشدادی،
سومری ها (2350- 3500 ق.م) در جنوب عراق کنونی ظاهر شدند. احتمالا بومییان فلات مجاور بودند که ایران امروز است و از نفوذگاه رود کرخه از شوش به منطقه میان دو رود مهاجرت کرده اند (احمد توکلی).
خواستگاه مردمان کله پهن سومری از نظر بدنی و زبان از سامی ها کاملا جدا و هنوز از مسائل حل نا شده تاریخ است. رخ داد هایی خاص موجب پیدایی این مردمان از ناحیه جنوب شرقی یا از طریق جنوب ایران و خلیج فارس شد و آشنایی این مردمان با کشتیرانی نظر دوم را بیشتر تایید میکند (جان گری).
* گذر کرد زان پس به کشتی بر آب <><> زکشور به کشور بر آمد شتاب *
سومریان دولت شهرهای خودکفا را بنا نهادند که ساختار کشاورزی تکنیک و بازرگانی آن برای فرمانروایی دینی معابد بزرگ طراحی شده بود.
خورشید: نزد سومریان و به ویژه در لارسا laresa و سیپارتsippar با نام اوتوutu مورد تکریم بود.
ماه : از کشفیات در مرکز اصلی سین sin در اورur چنین بر می آید که ماه (خدای سین) در بین النهرین جنوبی از خدایان مشهور سومر بوده است (جان گری).
ضحاک 1000سال (ماردوش(mardus
اکد ها ( سامی ها) وارد منطقه سومریان می شوند.
* فرومایه ضحاک بیدادگر <><> بدین چاره بگرفت گاه پدر *
* بسر بر نهاد افسر تازیان <><> بریشان ببخشود سود و زیان *
(2279-2334 ق.م) سارگن سامی سومری ها را مغلوب کرد او عنوان "فرمانروای چهارگوشه جهان" را داشت او شهر اور را پایتخت خود کرد. نارام سین و راشا-کالا-شار (جهانشاه,عالم شاه) پسر او آخرین پادشاهان این سلسله اند بعد از آنان قدرت به اعیلام + باقیمانده سومریان رسید. (احمد توکلی).
* سواران ایران همه شاه جوی <><> نهادند یکسر به ضحاک روی *
* بشاهی بر او آفرین خواندند <><> ورا شاه ایران زمین خواندند *
سارگن سامی + نارام سین + راشا-کالا-شار = اژدهای سه سر سه پوزه شش چشم منظور سه نسل یا سه نفر است.
مظهر مردوک شبیه دو مار سیاه است.
* بفرمود تا دیو چون جفت اوی <><> همی بوسه ای داد بر کتف اوی *
* دو مار سیاه از دو کتفش برست <><> غمی گشت و از هر سوئی چاره جست *
مردوک :در دوره اموریان شکل میگیرد. رهبری انجمن خدایان در سرزمین بابل در اصل در دست دو خدای بین النهرین انو و انلیل بود انلیل در راس مجمع خدایان سومری قرار داشت. انو در غبار اعصار قدرت خویش را از دست داد. مقام انلیل نیز به مردوک marduk رسید. پس از سقوط سلسله اور سوم و روی کار امدن اموریان در جنوب بین النهرین خدای سامی مردوک قدرت را به دست میگیرد. اما صعود مردوک در سلسله مراتب خدایان بابلی در عصر حمورابی (1792-1750ق.م) آغاز میگردد و نفوذ تدریجی آن تنها پس از سقوط خاندان حمورابی است که به قدرت مطلقه مردوک می انجامد و سرانجام وی قادر میگردد تا شخصیت همه دیگر خدایان را در خود مستحیل سازد و نام هر یک از آنان را چون صفتی برای مردوک به کار رود (مهرداد بهار).
آب : اینانا = ایشتر خدای بانو خدای حاصل خیزی و خواستگاه آب = اناهیتا به زمان سامی ها شناخته شد (جان گری).
فریدون از خاندان پیشدادی
* بیاورد ضحاک را چون نوند <><> بکوه دماوند کردش به بند *
در جشنهای سال نو بابلی, در این روزهای بحرانی کارها تعطیل و نخستین چهار روز سال نو از تقویم حذف می شود. هم خوانی وبرگردان بخشی از اسطوره ان در جهت همدلی با اسیر شدن مردوک در کوهساران یا جهان زیرین است (جان گری) فریدون ضحاک را به کوه دنباوند بست.
کاسها (1157-1595 ق.م) حکومتی از دماوند تا سوریه و لبنان و دریای مدیترانه داشتند. آنها فرهنگ سومری را تقلید کردند. آنان 430 سال حکومت کردند. اعیلامی ها آنان را شکست دادند، (احمد توکلی).
* پرستیدن مهرگان دین اوست <><> تن اسانی و خوردن آیین اوست *
* کنون یادگار است از او ماه مهر <><> بکوش و به رنج ایچ منمای چهر *
پرسش 1505: در مورد تصویر تخت جمشید و توضیح آن که فکر کنم از جناب راوید است «عده ای آنرا بهانه ای از ناتمام بودن این بنای عظیم دانسته اند» عارضم که کاری به کسانی که می خواهند به این وسیله چیزهایی را زیر سوال ببرند ندارم اما توضیحات تصویر حجاری پایین سمت چپ (سر اسب) را خود من در تخت جمشید دیدم که نوشته، نیمه کاره مانده البته فقط این حجاری، نه این که همه ی تخت جمشید. فکر کنم منظور شما هم همین است. ایشان هم منظورشان نیمه کاره بودن همه ی تخت جمشید نبوده و برخی اجزا منظورشان بوده است.
پاسخ پرنیان حامد: حضور محترم ایشان گفتم خدمت شما هم می گوییم مکانهای مقدس جهان همه و همیشه نیمه کاره هستند و خواهند بود. هر شخصی که به این آیین و اعتقاد باشد چیزی به آن اضافه خواهد کرد که ممکن است هزاران سال پس از ساخت آن بوده باشد و نیمه کاره مانده باشد. تخت جمشید یک مکان مقدس یا بهتر بگوییم یک قبرستان مقدسی بوده که حتی ساسانی ها هم بر آن کتیبه و یادگار دارند. پایتخت هم نبوده و هرگز آتش نگرفته است. ساسانیان روی این مکان مراسم اجرا می کردند و کتیبه دارند. نیمه کاره بودن تخت جمشید بهانه ای است برای رد کردن وجود شاهان هخامنشی در جهان، و خوش حالم که شما با آن گروه کاری ندارید.
ادامه پرسش: در مورد اختلاف زمانی 400 ساله احتمالا اشتباه تایپی بوده اگر منظور فاصله ی بین کوروش و داریوش باشد.
پاسخ پرنیان حامد: حدود 400 سال بین کی کاووس و داریوش هخامنشی است حدود 600 سال بین کی کاووس و فریدون حدود 1666 سال بین فریدون و جمشید. ایشان تیتر نوشتند جمشید همان حضرت سلیمان یعنی حدود 2600 سال را نادیده گرفتند و همان داریوش اول هخامنشی یعنی 400 سال دیگر را هم نادیده گرفتند. فقط با تیتر ایشان حدود 3000 سال در تاریخ نادیده گرفته شده است! این هم شجرا نامه زردشت سپیتمان خدمت شما باشد و بدانید حتی اگر ثابت کنید سپیتمان همان سلیمان است باز هم هفت نسل بین داریوش اول هخامنشی و سپیتمان بوده است از آن طرف نیز حدود 2000 سال بین منوچهر و جمشید است. ایرانیان هم قوم بنی اسرائیل نیستند و نبودند که پایتخت حضرت سلیمان پیامبر بنی اسرائیل تخت جمشید باشد. تخت جمشید هم اسرائیل نیست و نبوده است و نخواهد بود. لذا به ایشان بفرمایید در باب این فرضیه با این همه اشکال تجدید نظر بفرمایند. گاهی فرضیه ها ناخواسته خطرناک است من مطمئن هستم منظور ایشان از این فرضیه این نبوده است اما نتیجه سخن ایشان این است که "قوم بنی اسرائیلی که آنقدر پیامبران خدا را اذیت کردند و قران به بدی از آنان یاد کرده است همان ایرانیان هستند!"
بفرمایید تجدید نظر بفرمایند فرضیه ایشان نه از لحاظ نژادی، نه جغرافیایی، نه زمانی، نه تاریخی و..... قابل اثبات نیست. با سپاس از شما
شجره نامه زردشت :
منوچهر
دوراسرو
رجن
ایزم
وئیدیشت
اسپیتمان
هریتار
ارغیارشن
پیترسپ
جاشنوش
هئچت اسپ
![]()
![]()
پترسپ
آراستی پورشسپ
مدیوماه هندئنیش
زردشت ودرگا
ایستواستر فرنی پورچستا
ادامه نظر و پرسش از پرسش و پاسخ 53: با سلام، جواب پرسش قوم آریایی کیستند:
قوم آریایی که گاهی آنها را شمال نشینان یا هاپیربوریان می خوانند از مناطق دور قطب شمال سرچشمه می گیرند که به تدریج در آسیا-اروپا و قسمت هایی از آفریقا ساکن شدند .آنها مردمانی بودند با موهای طلایی و چشمان آبی و آیین آنها پرستش مهر بود. جواب پرسش نام آنها از کجا آمده:
نام قوم آریایی در زبان انگلیسی و فرانسوی aryan است که از واژه ray به معنای اشعه سرچشمه می گیرد چون این نژاد دارای پوست روشن و موهایی طلایی است به آن نژاد نور یا اشعه می گویند.
جواب پرسش فرازمینی ها در کجای کره زمین فرود آمدند:
آنها در کل کره زمین از هند گرفته تا خاورمیانه و اروپا و آمریکا مستقر شدند آنها همچنین در قاره آتلانتیس همان که در اسطوره های ایرانی از آن به عنوان گنگ دژ یاد شده ساکن شدند.
انوش راوید: این روزها فیلم های مستند زیادی درباره زمین شناسی تولید شده است، که براحتی از شبکه مستند قابل دریافت هستند، هر چند که باید آنها را با دید تخصصی تر بررسی کرد، و صرفاً به آن دانش های ارائه شده در آن فیلمها متکی نبود، ولی بضوح مشخص است: دوران سرمای از 15 هزار سال پیش شروع به عقب نشینی به شمال کرد، ولی تا 10 هزار سال پیش دوران سرما اجازه زندگی در مناطق بالای 50 درجه شمالی را نمی داد، قدیمی ترین انسان 12000 هزار سال پیش سرخ پوستان جنوب آلاسکا و کانادا بودند، که در یک دوره سرمای 3هزار ساله کوچک دیگر از بین رفتند، و در 8 هزار سال پیش در جنوب گروئنلند سخاها بودند، البته در نیمه جنوبی اروپا از 40 هزار سال پیش رد پای انسان دیده شده....
پاسخ پرنیان حامد: با سلام، تصور نکنید اینکه گفتار شما را قرمز می کنم و سوالاتی مطرح می کنم می خواهم به شما جسارت کنم تنها علاقه دارم خودتان به یک نتیجه منطقی برسید. لذا محبت کنید گفته های آقای انوش راوید را در نظر گرفته و به این سوالات نیز پاسخ بدهید:
1. مناطق دور قطب از شدت سرما قابل سکونت نبوده است چگونه از آنجا آمده اند؟ علم باستانشناسی اولین انسان را در آفریقا و اولین تمدن جهان را در بین النهرین رقم زده است. آثار و اجساد مردمی که شما می گویید کجاست؟
2. قدمت زبان فرانسه و انگلیسی چقدر است؟ این دو زبان از کدام زبانهای جهان و در کجای جهان ریشه گرفتند که این نام را به کمک این دو زبان ترجمه کرده اید؟
3. نژاد مردم اروپا تا قبل از رومیان سلت هایی بودند که گوش دراز داشتند عکس مجسمه آنها بر تمام وبلاگ پخش است آیا این مردمی که شما می گویید همین سلت ها هستند که آمدند ایران؟ پس چرا گوشهای ما دراز نیست؟ پس در اروپا که اون نژادی که شما می گویید مو بور و چشم آبی تا حدود 100 ق.م نبوده است آثار اروپا نژاد گوش دراز مو سیاه را نشان می دهد! اما در ایران یک نژاد به اسم کاسها بودند:
نام اصلی دریای خزر امروزی دریای کاسپین یا دریای کاسپیان بوده است. کاسپ ها یا کوسیان در هزاره سوم ق.م مردمی سفید پوست با چشمانی کبود و موهای بور در دره سفید رود و گیلان امروز بوده اند که مذهب آنان میترایی بوده و به پرورش اسب اشتغال داشته اند. آنان سپس به قزوین (کاس پین) و همدان رفته اند که پیش از مادها مرکز آنها بوده و کارکاسی نامیده می شده است. نژاد مو بور چشم کبود در فومن, اسالم, تالش, آذربایجان, لرستان (تیره کاکاوند, حسنوند, بومیان نور آباد,) و .... همه از فرزندان کاسپ ها می باشند نام دریای شمال ایران نیز دریای کاسپیان بوده و از چه موقع نام خزر به آن داده شده است به درستی معلوم نیست.
یعنی حدود 5000 سال پیش این نژاد کنار دریای کاسپین بودند آیا می توانی ثایت کنی نژاد اروپایی 5000 سال نه 4000 سال نه حتی 3000 سال پیش چشم آبی و مو بور بودند؟
4. گنگ دژ یک جایی وسط کشور ترکیه امروزی است به قاره اتلانتیس چه ارتباطی دارد؟
5 . این پاسخ به پرسش های اول خودم آیا با در نظر گرفتن سخنان بالا آنچه به شما می گوییم منطقی تر نیست؟
اریایی ها به زبان یونانی همان قومی هستند که از شمال قفقاز تا کنار رود اران زندگی می کردند آنان به خودشان ایر-ونی می گفتند و ما این قوم را ایر می شناسیم ایر ها کم کم به سمت جنوب حرکت کردند (این قوم دارای پوستی روشن و چشمانی کبود و مو های بور بودند (کاسها) اهریمن اوستا = اری+ مان (خاندان اری، مثل اریارمن) و تا سرزمین اور (اهورا = اورا) پیشرفتند و با مردم بومی جنگ کردند. پارسها و مادها در اسناد آشوری در کنار هم و در نزدیک دریاچه ارومیه اقامت داشتند پارس ها به جنوب مهاجرت کردند. جمع فارسی این خاندان = ایر- ان امروز نام کشور ما است.
در زمان جمهوری اشکانیان خاندان رومیان مدائن به سوی اروپایی که اسکندر اشکانی آن را فتح کرده بود رانده شدند در زمان ساسانی به علت اختلاف نژادی و مذهبی بقیه خاندان اشکانی نیز رو به غرب گذاشتند.

عکس مجسمه تاریخی، این نژاد اروپایی قبل از ورود رومیان به این منطقه است، عکس شماره 6169.
و اما در باب فرازمینی ها : بر لوحهای قدیم بین النهرین هم علامات عجیبی نظر شخص خود مرا نیز به این موضوع جلب کرده است اما شما به من بگویید کجا فرود آمده اند در مصر؟ در ایران؟ یا در امریکا و اروپا؟ نژادی که می گویید از کجا شروع به مهاجرت کرده است؟ پاسخ بین النهرین است نه؟ پس اگر هم بخواهیم فرضیه فرا زمینی بپذیریم هم کسی اینطرف نیامده است همه از اینطرف حرکت کرده اند. به هر تقدیر باز هم با سپاس از شما نظریه شما با کمی جایگزینی مطابق اسناد شاید بتوانیم به نتایجی برسیم. پاینده باشید.
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.ir





















































