طوفان بزرگ در ایران

طوفان بزرگ در ایران

پیش گفتار

مقاله زیر بنام طوفان بزرگ توسط پژوهشگر گرامی بانو پرنیان حامد در تالار بحث و گفتگوی هم میهن نوشته شده است، بدلیل اهمیت موضوع آنرا در این پست می نویسم، جوانان باهوش متخصص ایران، بمنظور ایجاد دید جدید به تاریخ ایران و تاریخ نویسی نوین در بحثهای و پرسش و پاسخ های این وبلاگ و امثال تالار بحث و گفتگوی هم میهن شرکت نمایید.

آدرس در تالار بحث و گفتگوی هم میهن:

http://forum.hammihan.com/thread74976-3.html

توجه . . . توجه عکس ها فیل +++ تر هستند.

طوفان بزرگ (مقاله بانو پرنیان حامد)

درود بر شما، بازهم با سپاس از شما از این بحث زیبا.

این اسناد به دست من رسید بسیار جالب است روز گذشته را با اجازه شما صرف منطبق کردن حدودی از این اسناد با تاریخ بازمانده کشورمان کردم از آنجا که در این موقعیت فرصتی بسیار کوتاه دارم از شما تقاضا دارم این راه را در روند زیر که حقانیت اسناد ایرانی را به اثبات می رساند ادامه بدهید تا من از سفر باز گردم (*تذکر دارد)

.....................................................................

قبل از هر سخنی فرضیه اولیه خود را:

ــ فرض من آن است که طوفان در زمان جمشید بود و با عصر یخبندان و حتی آب شدن این یخ ها یازده هزار سال پیش ارتباطی ندارد. به صورت زیر تغییر و قسمت قرمز را به آن اضافه می کنم :‌

ــ فرض من ان است که طوفان در زمان جمشید بود و با عصر یخبندان و با آب شدن این یخ ها یازده هزار سال پیش ارتباطی ندارد اما آب شدن ناگهانی یخ ها در مدار 60-40 حدود 6000 سال پیش به استناد مدارکی که در دست دارم ، می تواند با مسئله طوفان و جمشید مرتبط باشد.

آخرین عصر یخبندان که ما هنوز در این عصر هستیم یک ملیون سال پیش و حتی بیشتر به استناد این مدارک آغاز شده است کلیه اسناد که در دسترس است پژوهش های اسانید امریکا در این باب و در باب تغییرات در کشور خودشان است از آنجایی که سخنی کوتاه در این مدارک از کوههای آلپ در سویس است می توانیم برای بین دو مدار 40-60 در شمال سرزمینمان با حدود که به علت تفاوت اقلیم و آب و هوا تنها می توانیم در سالهای آن با لغت حدود سخن بگوییم قضاوت کنیم.

1 ــ یک ملیون سال پیش کره زمین اگر پوشیده از یخ بوده است اولین قسمتهای زمین که شاهد آب شدن این یخها بودند گرمترین قسمتهای زمین باید بوده باشند پس مردم این مناطق زودتر به کشاورزی و تمدن رسیده اند. گرمترین نقطه جهان شهداد در ایران است که بر حسب اتفاق قدیمترین تمدن جهان نیز از زیر و اطراف ان بیرون آمده است (از زیر دو نقطه دیگر که در مقام دوم و سومین نقاط گرم جهانند تمدن خاصی بیرون نیامد)

2 ــ مدارک گویای آن است که آخرین سرما در ناحیه کانادا به حدود 20000 بیست هزار سال پیش بوده است و پس از این اخرین فشار یخبندان جو گرم شده یخها شروع به آب شدن کردند که در این نقطه از جهان (کانادا) تا 6000 سال پیش این آب شدن ادامه داشته است که این فشار آخر سرما را در کوههای الپ اروپا نیز تایید کرده است لذا مدار 40 -60 به بالا را تا حدود 6000 -5000 سال پیش در اینطرف زمین نیز می توانیم زیر برف های در حال آب شدن تصور کنیم.

ایران در میان مدار 20-40 است و جیرفت در جنوب این مدار قرار دارد که مدار راس السرطان نیز با فاصله کم از جنوب آن می گذرد لذا 20000 سال پیش یخ در این منطقه نبوده است. جهان شناخته شده در این زمان یعنی در حدود زمانی 20000 سال پیش تا حتی 5000 سال پیش حاکهای بین استوا (مدار 0) تا مدار 40 بوده است بقیه نیم کره شمالی زیر یخ است و جز از انساتهایی شبیه اسکیموهای امروزی تمدنی موجود نمی تواند باشد.

حال خودتان حساب کنید وقتی به دروغ می نویسند قدمت سنگهای استون هیج در انگستان بیش از مصر است یک نفر از آنها بپرسد اینجا که زیر یخ بوده سنگ از کجا آوردند . یا لوح و کاسه سفالی از یونان و اروپا در می آورند می گویند قدمت آن برابر قدمت تمدن ایران است یک نفر بپرسد آخر خاک کجا بود که کاسه بسازند (یادتان باشد اجسام قابل جابه جایی چون کاسه، کوزه، سکه، کتاب، شجره نامه و.... سند برای اثبات تمدن در آن ناحیه یافت شده نیست)

3 ــ به اسناد ایران رجوع می کنیم سخن از 12 هزار سالی است که ـ سه هزار سال اول آن در سکون است - سه هزار سال دوم آن، کیومرث و گاو و اهریمن (در باب معنی این لغات باید بیشتر تحقیق کنیم)هر سه هستند اما با هم کاری ندارند.

-اول هزار هفتم کیومرث و گاو و اهریمن با هم در گیر می شوند

-اخر هزاره هفتم جمشید است

شروع خط و مکتوب کردن را باید در ایران 12 هزار سال پیش تصور کنیم به هر تقدیر این سخنان یکجوری باقی مانده است که گویا از حقیقت خیلی هم دور نیست (حدود 8000 سال پس از آخرین فشار یخبندان در مدار بالایی)

6000 سال سخن از صلح و سکون است، اما نام کیومرث در 3000 سال دوم موجود است تاریخ شاهان ایران با کیومرث حدود 7000 سال پیش در شاهنامه فردوسی کاملا منطقی خواهد بود باری دیگر با سپاس از شما گرانقدر سند فردوسی به گفته خودش 6000 ساله و در بیت دوم حتی بیشتر است یک هزار سال از 3000 آخر را در نظر گرفته تاریخ او از شروع تا به امروز 7000 سال مکتوب است (قدمت کاسه سیلک) و فردوسی برای همه شاهان زمان نوشته است اما برای کیومرث تاریخ و زمانی ننوشته است.

با این داده ها جمشید که در آخر هزاره هفت است می شود حدود 5000 سال پیش (عدد ابوریحان بیرونی)

.....................................................................

حال طوفان و آبگرفتگی چه واقعه ای می تواند باشد و دقیقا کجا را آبگرفته است؟

طبق اسناد یخبندان، یخها تا حدود 6000 سال پیش در مدار 40-60 موجود و در حال آب شدن بودند. اب شدن آنها بر روده ها و آبهای مدار 20-40 تاثیر بسزا دارد بالا آمد آبها برای دانشمندان جیرفت، شهر سوخته و شهداد که در آن زمان جراحی مغز و چشم مصنوعی داشتند به راحتی می توانستند آبگرفتگی در این منطقه را پیش بینی کنند به نقشه زیر توجه کنید (ببحشید زمان من کوتاه است نمی توانم اسناد تمیز تر تهیه کنم)

یخ های مدار بالا که آب شود از طریق رودها هر چند سطح ان بالا بیاید و روستا های اطراف را خراب کنند خود را به دریا ها می رسانند در دو مکانی که با دایره مشخص کرده ام به علت گودی آب می ایستد و برای رسیدن به دریا کل مکان را می روبد و رفته می کند تفسیر جی رفته و روبیده شده از سوی اقای صلح دوست با سپاس از ایشان کاملا منطقی است. این طوفانی است که در زمان جمشید رخ داده است و دانشمندان 231 سال قبل به علت بالا آمدن آب رودها ان را پیش بینی کرده بودند و هفت روز طول کشیده تا این افراد که در کشتی بودند و نه در زیر زمین خود را به بلندی های اطراف (سیلک، تخت جمشید، شمال دهلی و...) رساندند. ور جمکرد کشتی است نه زیر زمین !

حال به علت اشتباه ترجمه خاور و باختر اگر انگونه که تفسیر کردند این طوفان و کشتی سازی در بین التهرین بوده باشد به علت باز بودن این مکان به دریاها کشتی هایی که ساخته شده باشد بر اثر فشار آب به سرعت وارد خلیج فارس می شدند آیا منظور این است که این کشتی ها شش- هفت روز در خلیج فارس سرگردان بودند؟ در اینصورت کوه جودی که این کشتی به آن نشسته کدام جزیره خلیج فارس خواهد بود؟

نام مکانی که تهمورث اسنادش را پنهان کرده چرا دوباره جی است؟ نام آن را به احترام مکان اولیه از میان رفته می گذاشتند بابل یا بغداد یا کوفه؟‌

قبل از این طوفان بزرگ هم اشاره شده سه بار جمشید به سوی غرب می آید (رود بالا می آمده مجبور بودند آرام آرام از کنار رود دور شوند و در آخر بشارت به آب شدیدی است که از آب شدن برفهای آن زمستان سخت (عصر یخبندان) در این گودی و دستور ساختن کشتی ها از سوی دانشمندان است . با در نظر داشتن کل تحریفات و کل اشتباهاتی که ممکن است در ترجمه لغات اوستا رخ داده باشد، به جمله های آن توجه کنید : اوستا وندیداد فرگرد2 بخش 2:

شماره 24 : پیش (این لغت پیش ایراد دارد پیش از زمستان می شود یک ملیون سال اینها اشتباهات کاتبان و راویان و مترجمانی است که به قضاوت ذهن کوچکشان از خود اضافه کردند).

از آن زمستان در پی تازش آب این سرزمینها بارآور گیاهان باشند از آن پس که برفها بگدازند اگر ایدر جای پای رمه ای در جهان استومند پیدا شود.

برداشت شما از این جمله چیست ؟ برداشت من این است :

آبهایی که از آب شدن برفهای عصریخبندان از مدار بالا می آمدند و باعث بارآوری گیاهان بودند بر اثر کم شدن فشار یخبندان آخری که 20000 سال پیش بود و گرم شدن جو در این منطقه الان که 5000 سال پیش است ناگهان شروع به آب شدن سریع خواهند کرد (در سند یخبندان نیز اشاره ای به گرامای ناگهانی و سرعت آب شدن در حدود 6000 سال پیش در کانادا دارد) و این منطقه که در گودی است را آنچنان آبی بر می دارد که جا پای حیوانی را هم نخواهید یافت و این استخر آب این وسط سالها باقی خواهد ماند (نقشه مرحوم مهرداد بهار به استناد بندهش) لذا کشتی بسازید نام آن ور جمکرد تا بتوانید از وسط این استخر شش – هفت روزه خودتان را به کناره های بلتدتری چون کاشان و تخت جمشید برسانید به ایرانیان هم بگویید یادشان نرود یکی از این مکانهایی که نسبت به جیرفت خیلی بلند تر است و شما بر آن فرود آمدید تخت جمشید است این نام را سینه به سینه نگه دارند (کوه رحمت از قبل از هخامنشیان محلی بسیار مقدس بوده است هخامنشی به احترام این مقدسات این ساختمانها را آنجا بنا کرد و این مکان هیچگاه پایتخت نبود نه در اسناد مصری نه در اسناد یهود و نه در اسناد یونانی این اسناد سه پایتخت هخامنشی را اکباتان شوش و بابل مکتوب کرده اند . این مکان، تخت جمشید مخصوص مراسم آیینی چون نوروز جمشید و مهرگان فریدون بود) و محل مقدسی است که کشتی جیرفتی ها با نماد جمشید بر ساحل نشست که آن را به کوه جودی تفسیر کردند! شاید هم لغت اصلی کوه جی دی است و منظور جی ظهور کردگان است نمی دانم به هر تقدیر محل آن تخت جمشید امروزی است.

همان ماخد شماره 27 : و بدان جا (ور) بزرگترین و برترین و نیکوترین تخمه های نرینگان و مادینگان روی زمین را فراز بر (بالا ببر نه به زیر زمین سخن از کشتی است که باید این گروه را از برفهای گداخته بالا نجات بدهد زیر زمین خفه می شدند)

همان ماخد شماره 30 بدان فرازترین جای 9 گذرگاه کن بدان میانه شش و بدان فرودین سه .....

آنچه شخصا در ادامه وندیداد برداشت می کنم این است که در طبفه بالای این کشتی ها خاک ریختند و کشت کردند شاید این نیز توضیحی باشد برای وجود خاک جیرفت وسط سیلک کاشان، و کاسه 7000 ساله در سیلکی که قدمت خودش 5000 سال است و .....

خودتان جملات وندیداد را بخوانید بگویید با در نظر گرفتن سخنان بالا برداشت شخص شما از این جملات چیست؟

و از آنجا که این روند به صورت علمی اثبات در حقیقت مکتوبات ایران و مخصوصا حقیقت تاریخ بودن شاهنامه فردوسی است از همه دوستان علاقمند تقاضا دارم در این باب بررسی و ریزنگری بیشتری داشته باشند. پایان مقاله بانو پرنیان حامد در اینجا.

نظر انوش راوید درباره مقاله فوق:

1 ــ این وبلاگ برای بررسی های جدید در علم تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران است، از ابتدای قرن 20 تاکنون این علم در ایران فسیل شده و ثابت مانده است، و چون سردمداران این دانش، فکر می کنند تاریخ است، پس همان بوده و می باشد، که چند نفر در گذشته گفته و نوشته اند. ولی تاریخ یک علم مانند تمام علوم است، و نیاز به تغییر دارد، و این علم را علاقمندان تغییر می دهند، نه حقوق بگیران دستگاه های مختلف. ما سعی می کنیم در این وبلاگ به رشد و تکامل این دانش کمک نماییم، هرچند که کم کاستی های زیادی وجود دارد، اما با کمک انبوه جوانان باهوش متخصص، می توانیم کار خوبی انجام دهیم.

2 ــ همانگونه که بارها نوشته ام این وبلاگ و نوشته و گفته های من یا این و آن، تمام علم و تخصص نیست، ما در این وبلاگ با مطرح کردن و پرسیدن و پاسخ دادن و گفتگو، براحتی می توانیم دست آورد های خوبی داشته باشیم.

3 ــ جریان گلف استریم از حدود 10 هزار سال پیش با آغاز پایان آخرین دوران یخبندان شکل گرفت، و در ابتدای پیدایش، این جریان آبی از استوای میانه اطلس، بسمت شمال غربی، باعث گرم شدن جزایر ایرلند و انگلستان شد، به همین جهت بهترین موقعیت از نظر حرکت دریایی در جریان آب، و اقامت مردم تمدن کهن جیرفت در این دو سرزمین را در هزاره دوم خ.ا، فراهم نمود، و توانستند استون هنچ را بسازند. تا حدود هزاره سوم خ.ا، اروپای مرکزی هنوز در یخبندان قرار داشت، و امکان اقامت بصورت وسیع وجود نداشت، بهترین نمونه اقامت انسانها در اروپای مرکزی، مرد آلبی بوده است، آنها قبایل پراکنده بودند، نه یک تمدن شهر نشینی. با تحقیق بیشتر، براحتی متوجه می شویم، که دریانوردان تمدن کهن جیرفت، از مکزیک به ایرلند و انگلستان رفته باشند، در باره مردم تمدن کهن جیرفت در آمریکای مرکزی و جنوبی قبلاً نوشته ام..

عکس نقشه جریان گلف استریم، این جریان آبی یکی از مهمترین مسیر های تاریخی دریانوردی بوده است، عکس شماره 7505.

4 ــ توفان = طوفان = (تو = داخل، ضریب+ فان = فن = بادزن= Fan) = باد مضاعف، جهت اطلاع بیشتر به حروف و الفبای جیرفت مراجعه نمایید.

5 ــ کلیک کنید: آخرین دوران یخبندان

6 ــ عزیزان متخصص، جهت پیشبرد تخصص، در اینگونه بحث های وبلاگ شرکت کنید.

7 ــ ارتفاع شهداد از سطح دریا 460 متر، ارتفاع جیرفت 685 متر، ارتفاع تخت جمشید 1600 متر، اگر قرار باشد جهان را آب بگیرد، و تا ارتفاع تخت جمشید بالا بیاید، باید در علم زمین شناسی 20 هزار سال گذشته دقیقاً مشخص شده باشد، و نشده. آنچه ما می دانیم در مدت 50 هزار سال گذشته، که از نظر بررسی تاریخی ما داری اهمیت است، چنین اتفاقی در ساختار های کلی زمین شناسی، و پوسته زمین نیافتاده است. آب گرفتگی و سیل بالا آمدن سطح آب دریاها طی ده هزار سال گذشته، و با دوره های کم و بیش، فقط در مسیر رودخانه های منتهی به خلیج فارس و کل دریاهای جهان بوده است، نه در کل زمین و بشکل ساختاری.

تذکر مهم ــ در ادامه تحقیقات تاریخی و جغرافیایی و تبادل نظر، با بانوی گرامی پرنیان حامد، متوجه شدیم، در هزاره اول و دوم خورشیدی ایرانی، سطح آب در مرکز ایران و در پناه کوه های دور فلات مرکزی ایران، تا ارتفاع 1350 متر از سطح دریا بوده است، این آب را دریاچه بزرگ ایران نامیده ایم. در هزاره سوم خورشیدی ایرانی، با گرمایش زمین، آب شدن یخ های یخچال های طبیعی ارتفاعات دور فلات ایران شدت گرفت، و سطح آب دریاچه بزرگ ایران، در مدت کوتاهی بالا رفته، و این افزایش باعث شد، در حدود شرق کوه های بارز و غرب کوه های هودیان، گران، تفتان، شکافی ایجاد شود، و این آب عظیم که در مدت حدود سه هزار سال جا خوش کرده بود، به ناگه و سیل آسا خروج کرد، و منطقه تمدن کهن جی بزیر آب و سیل رفت. بزودی تحقیقات تاریخی و جغرافیای خودمان را در این باره در وبلاگ منتشر می کنیم.

توجه: اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق، مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد، در جستجوها بنویسید: وبلاگ انوش راوید، یا، فهرست مقالات انوش راوید، سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید. از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم، همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع، آزاد و باعث خوشحالی من است.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران: حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ، حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ، و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار، و گفتمان تاریخ، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir و http://arq.ir

پرسش و پاسخ ویژه 70

پرسش و پاسخ ویژه 70

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس طرح کلی تقسیم بندی نژادی در اروپا،  که بوضوح با تحقیق و تحلیل علمی نشان می دهد،  همگی اصالت ایرانی دارند،  عکس شماره 5749.

   ادامه نظر 1642:  در اروپا همواره نژادهای زیادی سکونت داشته اند از جمله مردمان موسیاهی که شما به آنان اشاره کردید. مثلا اسکیمو ها در شمال یا در دوره ای سیاه پوستان در جنوب اما سلت ها هیچ گاه جز این مردم نبوده اند آنها دارای پوست سفید موهای روشن و چشمانی آبی یا سبز بودند (همچون کاس ها و سکاها) این موضوع با بررسی های ژنتیکی روی بازماندگان آنان در مناطق مختلف اروپا ثابت شده است سلت ها همچنین دارای روحیه سلحشوری بودند مانند قبایل سکایی و در داستان هایی چون شاه آرتور که یک پادشاه سلتی بوده به آن اشاره شده است در کل سلت ها دسته ای از اقوام سکایی بودند که 700 سال قبل از میلاد به اروپا مهاجرت کردند . این که چرا غربی ها به ایران افتخار نمی کنند به این دلیل است که:
   مفهوم ایرانی تغییر کرده است در گذشته ایرانیان گروهی نژادی بودند اما حالا گروهی زبانی (کسانی که به یکی از زبان های ایرانیک تکلم می کنند) و ملی (ساکنان کشور کنونی ایران) هستند . بنابراین اگر ژرمن ها اسلاو ها و دیگر مردمان > بور <مانند فنلاندی ها و استونیایی ها و.... را به عنوان ایرانیان اصیل قبول کنیم آن گاه اکثریت قاطع مردم کشور ایران دیگر ایرانی نژاد نخواهند بود!!!
   اما از طرف دیگر آنها اگرچه نمی گویند که ایرانی هستند اما می گویند قفقازی  (قفقاز= کافکاس= کاف+ کاس) هستند و نیاکان آنها زمانی ساکن قفقاز و اطراف دریای سیاه و کاسپین بوده اند!! یا مورخین بریتانیایی سکاها را نیای ساکسون ها (سکا> سکسار> ساکسون) و اسکاتلندی ها (سک > اسکا > اسکات) می دانند آیا این ها کافی نیست؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر کافی نیست باید جمله هایی که  در پاسخ پرسش 1692 شما نوشتم عینا بنویسند و این جملات را هم به آن اضافه کنند: قبل از ورود کاسها و رومیان مدائن که خاستگاه خودشان نیز از جیرفت و شهداد ایران بود ما در این منطقه یخ زده موجودات بی تمدن و وحشی بودیم، که حتی خط و سواد هم نداشتیم و کل تمدن، آثار باستانی، معابد میترایی و... و حتی نژاد مو بور چشم آبی مان را مدیون رومیان مدائن هستیم و غلط زیادی کردیم که نوشتیم رومی ها از ایتالیا آمدند. همچنین غلط زیادی کردیم نوشتیم قدمت استون هیج انگلستان بیش از اهرام مصر است چون 5000 سال پیش انگلستان زیر یخ بود ما سنگ و خاک نداشتیم که همچین غلط های زیادی کرده باشیم نه به جای این جمله ها حالا که بر خودشان هم واضح است حتی ژن از آن خودشان نیست برای آنکه حقیقت را نگویند می گویند آریایی ها موجودات فرا زمینی بودند،  خیر،  اری ها (ایرها) مردم جیرفت و شهداد بودند، که به علت آبگرفتگی این منطقه به شرق و غرب مهاجرت کردند،  فرا زمینی هم نبودند.

   شما  اول از همه به من ثابت کنید که سلت ها قبل از ورود کاسها و رومیان  به این منطقه موی بور و چشم آبی داشتند برای من بسیار جالب است ببینم از چه سندی می خواهید استفاده کنید،  سواد که نداشتند همه جا مکتوب است همه افسانه های آنها هم که پس از میلاد نوشته شده است،  همه کاسه و کوزه آنها را هم که نوشتند رومی – سلتی است،  پس بدون روم کاسه هم نتوانستند بسازند.  شما می گویید ژنتیک بفرمایید مگر پیوند ژنتیکی که صد دفعه در آثار آنها اشاره  شده خدایان مرد رومی با خدای بانوان سلتی (یعنی ژن غالب صد در صد مرد) چشم آبی و موی بور را پدید نمی آورد؟

   گرامی با هم شوخی نمی کنیم سخن دفاع از حقیقتی است، که می خواهند با فرا زمینی ماست مالی کنند، نه آنکه بخواهم اینجا نژاد پرستی راه اندازم تقصیر من نیست نام کشورشان ایرلند و اشکان دینا وی و.... به جای ایران حداقل  بنویسند تمدنمان را مدیون بین النهرین هستیم، نژاد غالب مان هم همان نژاد کاس های کاشان است (قدمت  آثارباستانی سیلک کاشان بیشتر است یا قفقاز؟ حواس تان را جمع کنید خود کاف کاسها مهاجرین کاسان هستند)

هر زمان این جمله ها را به جای فرازمینی و هند و اروپا  و پرت و پلا های دیگر نوشتند، به ما هم اطلاع بدهید دست از این ستیزه با آنان دست برداریم.

   پاسخ انوش راوید:  بمنظور ادامه فعالیت وبلاگ و درک از موضوعات جدید پیش آمده،  مشغول مطالعه دوره های زمین شناسی یکصد هزار سال اخیر هستم.  متوجه شدم در دوران مابین دو یخبندان آخر،  یعنی در حدود 13 هزار سال پیش،  یک فرصت هزار ساله آب و هوایی پدید آمد،  و قبایلی از همین نژاد انسان امروزی،  که در ایران وجود داشته است،  تا آلاسکا و گروئلند رفتند،  و سپس با آمدن دوباره یخبندان از بین رفتند،  که هر دو آن گروه ها،  اثراتی از خود بجا گذاشته اند.  درباره سرخپوستان کلوین آلاسکا این گروه ها قبلاً نوشته ام.

      اما قبل از اینکه این گروه ها در شمال پخش شوند،  انسانی های حدود 40 تا 50 هزار سال پیش از کوچ های اولیه قاره آفریقا،  در اروپا بوجود آمدند،  آنها بدلیل آمدن یخبندان،  سینه ها و جمجمه های بزرگتری پیدا کرده بودند،  که تقریباً اندک بازمانده آنها،  در جنوب اروپا بدست سری انسان های ایرانی کوچ اول حدود 12 هزار سال پیش نابود شدند.

      پس از سرما و یخبندان و از حدود 5 تا 6 هزار سال پیش،  دوباره انسان هایی از ایران بسمت اروپا رفتند،  آنها متمدن با توانایی نویسایی بودند،  آثار زیادی از خود بجا گذاشتند مانند استون هنج.  بزودی درباره این موضوع مشروح می نویسم،  علاقمندان می توانند کتابها و فیلم های آخرین دوران یخبندان را تهیه کنند،  و مستقل تحقیق و تحلیل نمایند.

   نظر انوش راوید:  انسان هایی که 65 هزار سال پیش از آفریقا بیرون شده،  و در جهان پخش شدند،  و از آنها در اینجا نوشته ام،   نژاد های آنان کلاً منقرض شده است.  این انسان هایی که بنام هموساپین امروزی و همین نژاد ما انسانها هستند،  همگی بدلیل شرایط آب و هوایی در حوزه خلیج فارس،  و باغ عدن،  طی چند ده هزار سال تکامل یافته است و از 6 هزار سال پیش در تمام جهان پراکنده شدند.

   نظر انوش راوید:  دشمنان تاریخ ایران می خواهند با دروغ و دونگ،  در رادیو و تلویزیون و نشریات بیگانه،  حق دفاع از حقانیت تاریخ را از ما ملت ایران بگیرند،  ولی کور خوانده اند.  جوانان باهوش ایران،  که بخش متخصص آنها گرد این وبلاگ هستند،  با مطالعه و تحقیق، تحلیل و تعلیل،  ضمن نظریه پردازی های تخصصی علمی،  روز به روز به رشد و تکامل تاریخ تمدن ایران کمک می کنند.  وبلاگ شاید به ظاهر یک کار ساده فرهنگی دیده شود،  ولی در باطن آن موجی از خروش ایرانی نهفته است،  که درک آن برای غیر ایرانی امکان ندارد.

   پرسش 1679:  درود،  1 ــ  بنده هم قبول دارم چند زرتشت در تاريخ ايران وجود دارد ولى طبق فرمايش خانم پوران فرخ زاد در كتاب كارنامه اى به دروغ اين زرتشت ها در واقع تنها امامان مزدكيان بوده اند. دليل بنده براى اين حرف اين است كه در هيچ نقطه از گات ها از مهر با نام اهوراميترا سخن به ميان نمى أيد.

   پاسخ پرنیان حامد:  آنچه در کتاب بانو بزرگوار خانم پوران فرخزاد آمده است و در کتاب  این حقیر نیز با نام  شریفشان عینا منعکس شده است این است،  کتاب صفحه 92:

   منطقی ترین تعبیری که تا به امروز درباره نام واژه زردشت دیده ام تجزیه و تحلیل خانم پوران فرخزاد در کتاب کارنامه به دروغ است،  که لازم می دانم آن را عینا در اینجا باز نویسی کنم:

   بسیاری از زرتشت شناسان بیشتر غربی و کمتر شرقی بر نام واژه "زرتشت = زرتوشتره" معانی گوناگونی نوشته اند.  از یونانیان قدیم که زردشت را "زراوستر" خوانده و آن را بنا بر مانندگی اوایی "استر= بااستر= ایستار" به ستاره پرست معنا میکردند,  تا خاورشناس آلمانی گایگر که آن را به معنای نیاز برنده به ستاره می داند تا یوستی و اشپیگل که برای این نام واژه معانی "کسی که شتر را می راند " و "آزار دهنده شتران" را یافته اند و ماکس مولر که معنای صاحب شتر جسور را بر آن گذاشته است و چندین و چند معنای گاه شگفت آور و حتی گاه اندکی مضحک, بوده اند و هستند پژوهندگانی هم که زرتشت را به دارنده شتر زرد تعبیر کرده اند,  معنایی که موبد آذرگشسپ ایرانی به سختی با آن مخالفت کرده و درباره دلیل مخالفت خود گفته است: "این سخن نا معقولی است اگر بگوییم این پیامبر آریایی پس از رسیدن به مقام والای روحانیت به لقب دارنده شتر پیر و یا زرد رنگ مفتخر گردیده است .... "اما نویسنده را در این باره رایی دیگر است و این نام را که نه, بل, این فرا نام یا لقب را به "دارنده ردایی از پوست شتر زرد" معنا میکند,  چرا که واژه نام زردشت را یک نام فردی ندانسته, بل آن را یک پیش نام برجسته اجتماعی می داند که از  نخستین زردشت که اینک در کالبد اساطیری جای گرفته است تا آخرین زردشت که به زمان گشتاسپ شاه کیانی می زیست دورایی بسیار است و در فاصله زمانی آن زردشتهای دیگری که ردای زرد بر دوش در جایگاه داوران اجتماعی نقش بازی می کرده اند آمده و رفته اند .... (پوران فرخزاد) 

   و این همان ردا و نشانی است که اهوره اولین بار به جم داد:  پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.    .............................................................................

   انتظار داشتید در بازنویسی اوستا در زمان مزدا پرستی (مزدیسنا) ساسانیان میترا را که (دیویسنا) باشد به لقب اهورا مفتخر کنند؟ چه انتظار بیهوده ای گرامی!
   ادامه پرسش:  2 شما ماد ها را سلسله اى مهرپرست معرفى نموديد ولى به نوشته ى اغلب مورخين تاريخ آنان طرفدار اهورامزدا را به عنوان خداى اول ستايش مى نمودند. چنانچه به خاطر همين مغان كوروش كبير همسرى ادى (كاساندان) بر مى گزيند.

   پاسخ پرنیان حامد:  کوروش کبیر اصلا اهورا مزدا را نمی شناسد،  کجا کوروش نوشته اهورا مزدا،  که او را مجبور  به مزداپرستی می کنید؟‌

   به استناد متون یونانی و توضیح جشن تاجگذاری او در بابل خود او میترا آیین بوده است،  و به استناد منشور او شخصی را که قربانی روزانه را بر مردم ممنوع کرده است (نبونید) را از میان برده است.  کدام مورخ تاریخ چنین چیزی در باب سلسله مادها نوشته؟

   خود هرودتی که قدیمترین آنها باشد در باب آیین های ایرانیان مهرگان و یلدا را نام میبرد بعد هم می گویید شاه آزاد بوده در این روزها  مست کند،  نوشته گاو قربانی می کردند این کارها در آیین مزدایی ممنوع است. 

   در اشتودگات از گاثاها یسنا 20-44 آمده است:

   این را می خواهم از تو بپرسم آیا دیوها از شهریاران خوب بوده اند.  آنان به چشم خود می بینند که چگونه کرپان و اوزیک برای خشنود ساختن آنان به گاو ظلم و بیداد می کنند و کاویها به جای آنکه آن را بپرورانند  و به راهنمایی اشا به زراعت بیفزایند آن را همیشه به ناله در می آورند (اوستا)

   مخالفان زردشت چنانکه در گاثاها می بینیم عبارت از پرستندگان دواهای (دیوها) آریایی بودند، که در تشکیلات دینی خود رفتار بدی با گاو داشتند و با عصاره گیاه هوم مست می شدند.  آنان به اقامه شعائر ایرانیان قدیم و خیلی ابتدایی ادامه می داند و طرفدار ائینی بودند،  که با نهایت وفاداری در سرزمینهای ایرانی موجود بودند. (کریستین سن)

   کورش یک روز پیش از روز مراسم  تاجگذاری در بابل, جامه های مادی در بین افسران عالیرتبه خود تقسیم کرد زیرا جامه های مادی جامه های زیبایی بودند که پادشاهان ماد, قبل از هخامنشیان برای افسران خود تهیه کرده بودند تا به آنان شکوه بیشتری داده شود و پارسها که لباس ساده ای داشتند، برای نخستین بار در آن روز لباس های فاخر مادی پوشیدند ......... این گاوها را می بردند تا برای خدای بزرگ و ایزدان دیگری که کاهنان معین کرده بودند قربانی کنند (آیین میترایی) ..... این اسبان را می بایستی برای خدای شمش (خدای خورشید بابلیان) و ایزد میترای ایرانی قربانی کنند ..... در پس گردونه مردوک (خدای بابلیان) گردونه میترا پیش می رفت که به اسپهای سفیدی بسته شده بود. ( کزنفون یونانی)

   اینها رسما نوشتند کوروش به آیین مهر بود گاو قربانی می کرد که در مزدیسنا ممنوع است و مست می کردند که آن هم ممنوع است شما می گویید به استناد متون یونانی مزدیسنایی بودند؟

ممکنه اسناد شما را در این باب ببینم؟

   ادامه پرسش:  3 ــ  اگر بنده ثابت كنم روستايى با نام تهران در اطراف ايلام وجود دارد آيا شما باور مى كنيد كه اين روستا پايتخت ايران باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  خیر مگر آنکه ثابت کنید اول نام آن روستا تهران بود و پایتخت بود  و بعد بر اثر اتفاقی خاص گروهی مهاجرت کرده نام این محل را تهران گذاشتند و پایتخت کردند شاید هم در آینده ای دور به علت کمبود جا در این شهر آلوده پایتخت ایران را به محلی با صفاتر منتقل کنند نام محل جدید را هم تهران بگذارند که در اسناد سازمان ملل  اشکالی  پیش نیاید آنوقت دوست دارم شما  می بودید و 3000 سال دیگر ثابت می کردید که تهرانی که در زمان ما پایتخت بود در جنوب کوههای البرز بود نه در اصفهان امروزی.
   ادامه پرسش:  كان پسوندى براى شهر ها و مناطق وسيع است. (مانند اتورپاتكان) اما دهى همانطور كه نامش پيداست نامى براى مناطق كوچك و دهكده هاست. آنگاه انتظار داريد ما قبول كنيم روستا يا شهر كوچكى بانام هيردهى در واقع همان هيركانى است كه در اوستاست و در بسيارى نقاط تاريخ به آن اشاره شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  خیر انتظار دارم به  نقاطی که این نام در آنها باقی است توجه کنید و هیربدان را از طرفی به شرق ایران و از طرف دیگر با لقب هیرو به یونان  نفرستید در ضمن به چنین باقی مانده های کتبی نیز توجه داشته باشید:

   گزنفون می نویسد: هیرکانی ها همسایه آشوری ها و لیدی ها بودند و به مکتوبات و  کتیبه های کشورتان  از جمله بیستون  و بندهش ادر این باب عتماد کنید در غیر اینصورت پیشبینی اینجانب در کتاب را بی توجه الان دارید انجام می دهید،  کتاب:

   به روزگار خودمان توجه کنید. امروزه جابجایی اشیاء در دنیا در حدی است که سر ستون های تخت جمشید را از ایران کنده و به موزه لوور در پاریس منتقل کرده اند.  در هزاره های آینده زمانی که باستان شناسان به جستجوی آثار تاریخی موزه لوور پاریس را از زیر خاک بیرون آورند دولت هخامنشی را دولتی فرانسوی خواهند نامید و به پادشاهان آن چون کورش و داریوش و خشایارشا .... ملیت فرانسوی خواهند داد.  مذهب میترایی را مذهبی اروپایی تصور خواهند کرد چرا که بیشتر معابد میترایی در اروپاست و با دیدن مجسمه آزادی در نیویورک تولد بغ مهر را در امریکا رقم خواهند زد!

... مگر آنکه آنان برای اطلاعات بیشتر  به تاریخ های مکتوب رجوع کنند ...

   عکس راست مجسمه آزادی در نیویورک امریکا،  عکس چپ میترا در معابد اروپا،  عکس شماره 6200.

کلیک کنید:  تاریخ مجسمه آزادی آمریکا

   ادامه پرسش:  شما گفتيد كه ناحيه اى به نام مرو در ماد وجود دارد. اين ناحيه به قدرى كوچك است كه به عنوان ناحيه اى در اطراف يك شهر به شمار آمده. يعنى حتى ممكن است روستا نيز باشد. مطمئنم نسايى كه شما از آن حرف مى زنيد نيز شهر كوچكى بيش نبوده.  فرض شما براى ديگر شهرهاى شرقى ايران نيز نظر يك يونانى نابلد در جغرافيا و يك دليل ديگر بياوريد. تاريخ به شما 1000 دليل مى آورد كه شهرهاى وسيعى با همين نام ها در شرق ايران در داشته اند.

   پاسخ پرنیان حامد:  ببخشید این تاریخی که شما می فرمایید برای من دلیل می آورد به پشتوانه کدام اسناد نوشته شده است؟  شما خواب هستید؟  این تاریخ ها به استناد همان یونانیان نابلد اینگونه پشت سر هم گذاشته شده است. شما کتیبه شاهان کشورتان را نمی پذیرید استناد می کنید به تاریخی که از روی سخنان یونانی نوشته شده، از خود یونانی سند می آورم آویزان مفسران کثیف انگلیسی و اروپایی بی فرهنگ و بی تمدنی می شوید،  که می خواهند با این منجلاب دروغ برای خودشان تاریخ و تمدن بسازند؟

   شهر بزرگ اکباتان و صد دروازه کدام یکی از دهات همدان است؟ شهر  بزرگ شوش با آن عظمت الان به چه صورت است؟ حتی ده هم نیست.

   شما گویا توجه ندارید خود ساسانیان مکتوب کردند گرفتار یک نام برای دو جا هستیم،  هزار جای مدارک مذهبی زردشتی نوشته زردشت زمان گشتاسپ در آذربایجان بود،  باز برداشتید فرستادیش افغانستان!؟

   اگر تصور کردید که من آذری هستم و دارم اینگونه می نویسم اشتباه کردید، من اصلا آذری نیستم اما از حقیقت تاریخ کشورم و اقوام کشورم دفاع می کنم،  هیر و هیربد مال آذربایجان امروزی است، و هیر+ کان که به تفسیر شما نشان مکان است مشخص کننده محل هیرهای آذری است، تا صبح هم با من بحث کنید فایده ندارد نمی توانید هیربد های آذربایجان را بفرستید افغانستان که الکساندر کذایی فاتح کشور ایران و هندوستان باشد.

   ادامه پرسش:  تنها شهرى كه به نظر اين جانب شما به آن درست اشاره كرديد همان باختريش است (البته به شرطى كه معناى باختريش در آن زمان غرب بوده باشد.)

   پاسخ پرنیان حامد:  آقای من پس چرا بحث می کنید باختریش اگر غرب باشد همه این شهرهای دیگر به علت پیوند مکانی می روند غرب ایران امروزی! سوگود تا نقش باختریش 400 کیلومتر است (نقش رستم) با 400 کیلومتر از عرب ایران به سغد امروزی نمی رسید و دیگر اسناد پیوسته ....
   ادامه پرسش:  4 ــ  شما اسمرديس را به معناى شاه ماد معنا نموديد. بنده بارها در اوستا مشاهده نموده ام كه حرف ر از يك نام حذف شود ولى تاكنون اضافه شدنش را نديده ام. (اين اتفاق حتى در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته مانند ارشك كه به اشتباه اشك هم خوانده مى شد. يا پاتى زى تس (نام برادر گئوماته مغ در نوشته هاى يونانى) كه با اضافه شدن يك ر تبديل به پارتى زى تس مى شود.)  به گواه مورخين يونانى كه نمى دانم شما آيا آنان را قبول داريد يا خير اسمرديس در زمان كوروش امير ناحيه ى هيركان و پارت ها بود.

   پاسخ پرنیان حامد:  اسک یا اشک ما تبدیل به ارشک شده ر به آن اضافه شده یا کم شده؟ اشکانیان ما تبدیل به ارشکانیان بشود که نگوییم نژاد همان اسکانیوس یا اشکانیوس تراوا است یا نگوییم اسکانی های مهاجر به اسکاندیناوی همان اشکانیان ما هستند.  بردیا به استناد همان متونی که می فرمایید،  والی باختریش است خود دانید.

   ادامه پرسش:  5 ــ  آيين مهر در ميان پارت ها و هيركانيان به حدى فراوان بود كه داريوش اول مورد اعتمادترين فرد خويش يعنى پدرش را براى سر
   پاسخ پرنیان حامد:  قسمت 5 نظر شما اینگونه به دست ما رسیده است کامل بفرمایید.
           

   ادامه پرسش:  6 ــ  شما با تفسير نام اسكندر به ما مى گوييد كه او ماديست.من هم قبول دارم اسكندر هم وطن ماست ولى همين نامى كه شما تفسير مى كنيد را نوع ديگرى نيز مى توان تفسير كرد.  اس (شاه)+ كندر (منطقه. در زبان انگليسى= كانترى)+ روس (بالا )يا اس+ كندر،   يا اسك (= اشك= عشق)+ كندر+ روس،  يا اسك+ كندر،   يا اس گنتار به معناى شجاع يا شايد هم همان طور كه يونانيان گفته اند جزو اسكيت ها باشد و نام اسكندر برگرفته از اسكيت باشد. (مانند اسكاتلند كه برگرفته از نام اسكيت هاست.)  اما دليل ديگر شهر عشق آباد و وجود شهرهايى مانند اشكلك در كنار رودسر و اشكنوتيه در نزديكى جيرفت كه در شمال و شرق كشور وجود دارند.

   پاسخ پرنیان حامد:  مکانهای شرقی چون عشق آباد را اشکانیان پس از اسکندر فتح کردند به دنبال مزداییانی بودند که به آن سو فرار کرده بودند.
   ادامه پرسش:  مورد ديگر تازى بودن اشكانيان از نظر ساسانيان است. طبق يافته هاى سكاشناسان داهه ها اجداد تازيك هاى كنونى اند. (داهى= تاهى= تازى= تازيك )حتى در عادات ايشان نيز شباهاتى وجود دارد  همينطور تمام موخين يونانى از پارت بودن اشكانيان اعتقاد دارند.

   پاسخ پرنیان حامد:  هرکس سوی ایران آمده است از دید دولت وقت تازی و تازنده است داهه  در غرب ایران بوده است.
   ادامه پرسش:  7 ــ  به نظر بنده شما با نوشته هاى خود شرق ايران را از نظر تمدن زير سوال مى بريد. طبق يافته هاى اوستاشناسان در ميان 16 سرزمين اوستا 15 سرزمين متعلق به شرق و تنها يك سرزمين به غرب ايران تعلق دارد. در حالى كه شما به خاطر وجود برخى روستاها با همين نام هاى شهرهاى بزرگ شرق كشور مى فرماييد كه خواستگاه ايرانيان غرب ايران كنونيست.

   پاسخ پرنیان حامد:  خیر چنین نیست خاستگاه نه تنها ایرانیان که اولین تمدن بشری و اصطلاحات بامزه هند و اروپایی, هند و کرمانی و کوچ آریایی ها منطقه جیرفت, شهداد و شهر سوخته در شرق ایران است اما هزاره ها تا اسکندر فاصله دارد بر اثر اتفاقی ناگهانی این تمدن به کلی نابود و مردم آن مهاجر از شمال به سوی کاشان و قفقاز از شرق به سوی هند امروزی و از غرب به سوی اور شدند (سومریان)  لذا رستم و اسکندر و .... که هزاره ها با این خاستگاه فاصله زمانی دارند دیگر در جیرفت و سیستان نبودند مهاجران کردستانند سومریان و سیلک کاشان کجا اسکندر کجا؟ این چه برداشتی بود از سخنان من؟!

   ادامه پرسش:  8 ــ  نكته اى كه از يادم رفته شهر خورآزمياست. اين شهر به معناى سرزمين خورشيد مى باشد در حالى كه خوزستان به معناى سرزمين اقوام خوز است. به كدام دليل شما اين دو را يكى مى دانيد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  چین استان را خوزستان دانستم به دلیل تفسیر و ترجمه بندهش چه ارتباطی به خور از میا دارد؟

   خور از میا یعنی خورشید از آن می آید خور اسان یا خور ازان نیز عینا همان است،  هر جا خوارزم و خراسان نوشته منظور خارزم و خراسان امروزی نیست، منظور شرق است شما برای خودتان بر می دارید همه را می نویسید  استان خراسان!؟ خراسان کجا؟ خراسان بابل ایلام است خراسان یونان ترکیه است خراسان کدام مورخ؟ خوربران که تبدیل به خاور شده است نیز محل غروب خورشید است یعنی غرب باختر یا اباختر یعنی شمال و نیمروز یعنی جنوب این هزارمین بار است که بر این وبلاگ می نویسم،  چرا قبل از سخن درست نمی خوانید؟ کجا نوشتم خوارزم خوزستان است؟‌

   پاسخ انوش راوید:  از هزاره اول تا سوم خورشیدی ایرانی،  تمدن نویسایی ایرانی از تمدن کهن جیرفت به تمام نقاط ایران و قاره کهن و جهان رفت،  ابتدا شهر های غربی ایران و بین النهرین بدلیل شرایط آب و هوایی و جغرافیایی آن زمان ایجاد گردید،  تازه یکی دو هزاره بود سرمای کوچک بسمت قطب عقب نشینی کرده بود،  و... مشروح در اینجا.

http://www.ravid.ir

پرسش و پاسخ ویژه 69

پرسش و پاسخ ویژه 69

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس نقشه های خلیج فارس در هزارهای آخر دوران یخبندان کوچک،  بالا A در 10 هزار سال پیش، وسط B در 8 هزار سال پیش، پائین C در 6 هزار سال پیش،  عکس شماره 2115 منبع فیلم های زمین شناسی.  پایان این یخبندان باعث آب شدن یخ های یخچال های ارتفاعات کم و سیل های متعدد می شد،  مشروح در تاریخ یخبندان کوچک.

   پرسش 1662:  من شنیده ام که نشان فروهر ایرانی نیست بعضی می گویند بابلی یا آشوری یا مصری است آیا درست است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  خیر گرامی،  فروهر یک نماد صد در صد ایرانی است که  به استناد آثار باستانشناسی ایران سالها قبل از داریوش در ایران موجود بوده و آشوریان و مصریان آن را از ایران تقلید کردند نمونه این اسناد مهر میتانی، جام حسنلو، پرچم شهداد، عقاب پر گشوده ایلام و ......

   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:

کلیک کنید:  تاریخ آرم و نشانه در ایران

   پرسش 1663:  درود.  مطالب وبلاگ شما را با دقت مطالعه نمودم و به اين نتيجه رسيدم كه طبق فرمايشات شما 16 ايالت ونديداد در غرب است. قبول دارم كه آن 4 يا 5 شهرى كه فرموده ايد ممكن است براى غرب ايران كنونى باشد ولى شما اصلا از گو نشيمن گاه اقوام سغده كه حتى از نامشان مشخص است كه منظور سغدى ها هستند حرفى نزديد. به علاوه شما حتى اگر شما ثابت كنيد شهرهايى با همان نام ها 16 در غرب ايران بوده باز هم اين يك نظريه خواهد بود و در كنار نظريه ى شرقى بودن خواستگاه اريايى ها قرار خواهد گرفت.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  مطلب را اینگونه با بی میلی نخوانید!  نترسید خواستگاه آریایی ها که تاریخ آن 5000 سال فبل از این سخن ما است، جیرفت و شهداد ایران است،  و این را به شما ثابت می کنم اما 2300 - 2500 ق.م نام شهرهای غربی به این صورت بوده است که با مهاجرت مزداییان به شرق این نامها را به شرق آوردند این ارتباطی با خاستگاه نه تنها آریایی ها بل تمدن کل جهان از و جیرفت، شهداد  و شهر سوخته ندارد 5000 سال فاصله زمانی دارد خود اینها در غرب همه مهاجرین شهداد و جیرفتند. خیر این نظریه در مقابل نظریه "خاستگاه تمدن جهان از جنوب شرقی ایران" قرار نخواهد گرفت این نظریه تایید و تکمیل همان است با بردن این اسمها به شرق تاریخ و مکتوبات  ایران را تبدیل به افسانه و پرت و پلا نکنید از روی همان تاریخها و مکتوبات  به شما ثابت می کنم خاستگاه کل اینها  شهداد و جیرفت است.

   این سغد در دو قسمت که بر کتاب هم حک است،  چطور صحبت نکردم !

   نسایه:  در میان مرو و باختریش است (اوستا)،  داریوش شاه گوید: من مغ گئومات را  در دژ سکا اوواتیش در ناحیه نسایه در ماد کشتم،  ماد در شمال غربی ایران امروزی بوده است.

   مرو:  چون نسایه در ماد است مرو هم همانجا در شمال غربی ایران بوده.

   باختریش: (baktris)     حال که نسایه در  سرزمین مادها بوده پس باختریش نیز در همان منطقه است همچنین سوگود در سنگ نوشته های نقش رستم از باکتریا بیش از 400 کیلومتر دور است. سوگود نزدیک سکایان است و با 400 کیلومتر به مرزهای شرقی ایران نمی رسیم باختریش در شمال غربی ایران است.

   جلگه سوگود: (suguda)  آفرینش اهرمن خرفستری به نام سکیتیه بیافرید= مرگ در گله گاوان،  داریوش شاه گوید:  این شهریاری که من دارم از سکا ها که آنها آنطرف سغد هستند .... سکا ها شمال غربی ایران بودند پس سغد هم در همان نواحی است.

   ارنگ رود:  آن است که گفته شد که از هارا کوه بتازد. آید به سغد بوم (دشت سوری مانشن آمده که با بین النهرین یکی است) که گام نیز خوانند اید و به گیپتوس بوم که مصر نیز خوانند بگذرد او را انجا نیوگیپتوس خوانند. (بندهش).

      چنانچه بیش از این پافشاری کنید باید نتیجه بگیریم:‌ ارنگ رود رودی است که از افغانستان به مصر می رود،  نه مصر (به معنی شهرهای مرزی) آن مصر امروزی است نه سوگود آن سغد امروزی است.

   پرسش 1664: سلام ایا ایین مهرپرستی وزروانی یکی است لطفا توضیح دهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر گرامی یکی  به نظر نمی آید، البته این آیین ها چون همه از روی هم برداشته شدند موارد مشترک دارند اما یکی نیستند.

   پرسش 1665:  نام پودیک که برای دریای پارس گفته می شده به چه چم و ریشه است؟ و چگونه می توان انرا با قوم پوکودو اسناد اشوری مطابق دانست؟ خسته نباشید
   پاسخ پرنیان حامد:  اسناد آشوری آدرس خلیج فارس را داده این نام را برای آن نوشتند.  در بندهش هم نام آن دریای پودیک آمده است چم آن را نمی دانم اما آدرس هر دو منطبق با خلیج فارس است استاد مهرداد بهار تایید کردند در زمان ساسانی پودیک با خلیج فارس منطبق شد.

      سیدوس منطق دارد شید اوش همان دریای امانیانی است که لیمو امانی هم از همانجا می آید پودیک را باید خود جستجو کنم نمی دانم.
   پرسش 1666:  درود .... لطفا در مورد اشو زرتشت نیز چیزی بنویسید .... در مورد زمان و مکان تولد او، چرا که بسیار بحث ها شده و هنوز به یقین معلوم نشد که او دقیقاً از کجا بوده و متولد کجا بوده ؟ آیا شرق ایران - خراسان یا سیستان؟ آیا غرب و مرکز ایران - ری؟ آیا آذربایجان و تالش در شمال غربی در جنوب غربی دریای کاسپین ؟  کدام ؟! و معنای نام او = زرتشت - زراتشت - زرادشت - زردهشت -زرته اوشتره - ؟؟؟ و .... سپاس ....
   پاسخ پرنیان حامد:  کدام زردشت؟‌ زردشت زمان گشتاسپ در آذربایجان بود چون گشتاسپ آنجا بود و اسناد پهلوی به وضوح نوشتند در آذربایجان بود البته تولد او را نمی دانیم کجاست به نوشته این متون او مهاجری از غرب به دربار زردشت که در آذربایجان است بوده است سال این زردشت  حدود 36 سال قبل از کوروش کبیر است،

اما قبل از او  6-7 زردشت دیگر با سند قابل اثبات هستند که سال آنها تا 7000 ق.م کشیده می شود، و در آذربایجان هم نبودند.  کدام زردشت؟
   پرسش 1667:  لطفاً درباره شاه خدایی بیشتر توضیح دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  در تمدن شاه خدایی از ساختار های تاریخی اجتماع،  با ایجاد اندیشه ای،  که شاه یا حاکم قدرت خود را از خدا می گیرد،  بوجود می آمد.  در این گونه تمدن حاکمان با کمک موبدان و با ترفند های مخصوص به مردم حکومت می کردند،  و تمام گفته های خود را در حوزه الهی و امر الهی و دشمنی با شیطان می گفتند.  همچنین جامعه را به گروه های خودی و دوست و دشمن تقسیم می کردند و ناخود آگاه بخش بزرگی از جامعه را در گروه دشمن قرار می دادند و همین امر باعث سرنگونی اینگونه حکومتها می شد،  نمونه آن در حکومت های متعدد قرون 35 تا 45 خورشیدی ایرانی بین النهرین دیده می شود.  در تاریخ ثبت شده ایران،  بخشی از سلسله هخامنشیان و شاهنشاهی ساسانیان در این تمدن قرار داشتند،  و به ناچار این سیستم دائم در جنگ های متعدد در اطراف و داخل کشور بودند.

   عکس سنگ نگاره هایی از گرفتن قدرت خدایی شاهان باستانی ایران،  اینگونه سنگ نگاره ها در ایران زیاد است،  عکس شماره 4411.

   پرسش 1668:  با سلام،  من هم با غیر واقعی بودن جنگ اسکندر موافقم،   زیرا اگر اسکندر طبق گفته یونانیان شاگرد برجسته ارسطو بوده و به ایران حمله کرده طبق گفته مورخان برای از دست دادن دوستش مردم شهری را قتل عام نمی کرد،  البته این دلیل فرعی بود،   و اما دلایل دیگر،  اگر این حمله واقعی بوده باشد می بایست آثاری از جنگ افزار های دو جبهه در محل جنگ ها از جمله گوگامل یافت می شد،  و با برپایی حکومت سلوکیه با توجه به غروری که یونانیان داشتند می بایست تمامی آثار هخامنشیان از جمله قسمتی از کتیبه داریوش که به ظاهر تصرف مناطقی از یونان را نشان می دهد را نابود می کردند،  یا این که کاخی برای حکومتشان با سبک کاملا یونانی داشته بودند،  با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما اینها هم دلایل ارزنده ای دیگر با سپاس از شما.
   نظر و پرسش 1669:  من نمیدانم چه سودی گیر افرادی مثل شما می آید که میخواهید واقعیت های تاریخی را کتمان کنیدو پاک کنید . یکی میگوید حمله چنگیز دروغ است یکی میگوید مسکندر تخت جمشید را اتش نزده یکی میگوید دکتر حسابی با انشتین ملاقات ننودده است!!!!؟؟؟ شاید شما ها می خواهید با در گیری با بزرگان مشهور شوید!!!؟؟؟ شاید شما ضد ایرانی هستید .وقت خود را بیهوده صرف این اراجیف می کنید و می خواهید بگوئید همه چیز دروغ است . اگر شما از فرزندان تیمور و یا چنگیز هم باشید اشکالی ندارد و باید افتخار هم بکنید !؟بعد هم آنها کار خوب یا بدی انجام داده اند چه ربطی به شما دارد. چگونه میگوئید دروغ است در حالیکه اینهمه اآثارشان در ایران هست و میتوانید ببینید.نمی دانم در وجود شما چه انگیزه ای هست که این کار هارا می کنید حیف اینترنت از شما !

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام  الکساندر  در حالیکه داریوش سوم را دنبال می کرد یک ماهه مصر را فتح کرد سند است؟  الکساندر یک ماهه  افغانستان را فتح کرد تا هندوستان رفت!  چطور؟  این وسط دو بار هم ازدواج کرده 10-12 تا شهر را هم خراب کرده دوباره ساخته!  لوخ بابلی نوشته الساندر پسر الیکسا در زمان داریوش اول بود برداشتند تحریف کردند به داریوش سوم تو سری خورتان کنند،  سند است؟  یا اون سکه ها و مجسمه هایی که صورت 4-5 شخص مختلف همه شده الکساندر یونانی سند است؟

   ــ  پسر بهادر که خود را از بازماندگان بهرام گور می دانند،  و از مغ استان (ازبکستان) وارد شدند مغول چینی هستند،  آغا محمد خان ایرانی؟

   شما بفرمایید چه سودی می برید که ایرانیان را اینگونه تو سری خور شرق و غرب وانمود کنید،  اینها همه اقوام ایران بزرگ هستند،  اینجا در کشور خودمان انقلاب شده به شرق و غرب چه ربطی دارد که سرسلسه اشکانی شده الکساندر یونانی این یکی پسر بهادر شده چینی چشم بادامی.

   ــ  در مورد دکتر حسابی هم سند بیاورید بنده کلی از ایشان در مقابل شاگردان خود ایشان دفاع کردم سند می خواهند از این ملاقات تصور می کنم برای این افراد که فیزیک دانان کشورمان هستند و شاگردان ایشان بودند بزرگترین افتخار شاگرد شخصی بودن است که با انیشتین ملاقات خصوصی کرده باشد وقتی سند می خواهند یعنی اشکالی در کار است آیا شما سندی در  باب این ملاقات خصوصی دارید،  که من در ادامه دفاعی که از ایشان کردم بتوانم ارائه دهم؟ با سپاس.
   پاسخ انوش راوید:  وبلاگ ما برای افراد علاقمند و متخصص تاریخ و تاریخ اجتماعی می باشد،  و هزاران جوان باهوش پیگیر آن هستند،  افرادی چون شما اشتباه وارد وبلاگ می شوند.  تولید و تغییر و رشد و تکامل علم جدید یعنی اختلاف و برخورد عقاید علمی،  و آیا شما می دانید جامعه دمکرات و درک دمکراسی و آزادی قلم و اندیشه یعنی چه؟

   پرسش 1670:  درود بر خانم حامد و جناب راوید . همدان همان ماد است؟ و نام یک شهر مطلقا نیست؟ در متون اسلامی درباره ی ایران به 2 قبیله بزرگ ایرانیان اشاره کرده؟  به مردمان همدانی ها و پارسی ها اشاره داشته .
   پاسخ پرنیان حامد: همدان اگر اکباتان باشد پایتخت ماد هاست شاید منظور این متن این است.
   پرسش و نظر 1671:  سلام بر شما بزرگوار،   ایا در قرن هفت بعد از میلاد پادشاهی عرب و ترک با هم در تنگ سفیدک واقع 30 کیلومتری غرب نیک, مرکز یکاولنگ, وجود داشته؟ شاید لغت تازی= تاجیک را عرب نوشته باشند؟  متن کتیبه:
   "در این سال پادشاه گزن= غزن (گازان) الخیس پسر خراس، این استوپه را همچون یك آبده‌ی مذهبی در دشت «زمگان» (راغ زمنگان) برپا داشت... در آن زمان پادشاهی ترك و پادشاهی عرب (تاجیك) بود، پیشكش های شایسته ی من مورد قبول افتاد.... نام این استوپه «زینالاكا» است.
   پاسخ پرنیان حامد:  محل کتیبه را دقیقا متوجه نشدم این آدرسی که دادید کجاست دقیقا در کدام منطقه است؟

   ادامه نظر:  ایرانی بودن حاتم طاعی (= تازی= تاجیک) که برخی مدعی عرب بودن وی هستند. تازی در این زمانها که بعد از ساسانی بوده بدون شک عرب است, اما ایرانی بودن وی و فرزندانش نیاز به تحقیق بیشتر دارد .
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما تا پایان اشکانی بیش پاسخی ندارم.

   پاسخ انوش راوید:  اصالت عرب و تاریخ پیدایش عرب متفاوت با عرب بودن دوره های بعد است،  دوره های مختلف تاریخ را نباید با یکدیگر ادغام کرد یا یکی دانست.

   نظر شهروندی 1672:  يك شهروند از ديار سليمان آباد هستم، هرچند كه دورم ولي با خواندن مطالب و ديدن عكسهای وبلاگ شما حال ميكنم،  اما چه خوب بود تهران هم جايي بنام سليمان آباد و كوهي بنام ليمرا،  و... داشت،  با تشكر –

   پاسخ انوش راوید:   تقاضای و آرزوی تعدادی از اهالی چلاسر و جل و سلیمان آباد و حومه ــ  امید است خیابانها و کوچه هایی در تهران بنام روستا های مختلف ایران نامگذاری شوند،  و امید است بدین منظور اهالی روستاهای مختلف مقیم پایتخت،  بدین منظور کار و تلاش کنند،  و بگویند و بنویسند،  تا این مهم انجام شود.  همچنین امید است اهالی روستاهای مختلف در پایتخت،  ان جی او (NGO) یا انجمن های دیار خودشان را تشکیل دهند،  و بمنظور شناساندن، جلب توریست، حفظ محیط زیست و غیره روستا های خودشان کار و تلاش کنند.

   پرسش 1673:  درباره جنگ شیعه و سنی که در پست قبلی نوشته بودید ممکن است بیشتر توضیح دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  البته این وبلاگ برای تحلیل های سیاسی نیست،  ولی گاهی بمنظور تفهیم شدن دلیل دروغ گفتن و نوشتن در تاریخ،  مجبور می شوم کمی بنویسم.  با مقاومت های مردم مصر و ترکیه و سوریه در برابر اسلام انحرافی و یا تند و برکناری چند روز پیش امیر قطر و جانشینی پسرش،  بازی های استعماری برای ایجاد جنگ شیعه و سنی بطور کلی تغییر اساسی کرده است،  تا چند روز دیگر در ایران و ایرانیان پاسخ شما را مشروح می نویسم،  فعلاً به تاریخ بریگاد قزاق ایران مراجعه نمایید.

   پرسش 1674:  با درود فراوان،  آیا شخصیتی به نام خالدبن ولید وجود داشته؟ چون روایاتی که از این شخصیت هست بیشتر به سوپرمن شباهت داره تا واقعیت!!  با سپاس فراوان.

   پاسخ انوش راوید:  دروغ و پرت و پلا در تاریخ زیاد است،  وظیفه جوانان باهوش متخصص است،  که دروغ ها را شناسایی کنند،  نسبت به برداشت آنها اقدام و در اینترنت منتشر نمایند،  این وبلاگ کمک بزرگی به آنهاست.  

   پرسش 1675:  چرا قاره کهن مورد توجه قرار نگرفته است؟

   پاسخ انوش راوید:  در جستجوها مانند گوگل بنویسید "قاره کهن"،  متوجه می شوید که چقدر زیاد مورد توجه قرار گرفته است.  آنهایی که هنوز نظریه قاره کهن را متوجه نشده اند،  و یا از آن واژه استفاده نمی کنند،  متوجه اهمیت جغرافیایی جدید امروز جهان نگردیده اند.  شخصی که بنام ارد بزرگ نامید می شود،  در وبلاگش ادعا می کند،  که نظریه قاره کهن را،  او برای اولین بار مطرح کرده است،  ولی نظریه قاره کهن من با نظریه ایشان خیلی متفاوت است،  جهت اطلاع بیشتر به نقد نظریه قاره کهن ارد،  مراجعه نمایند.  تاریخ و جغرافیا به تمام معنی آن،  از گذشته و تا امروز مردم قاره کهن در پیوستگی کامل بوده و می باشد،  و نباید آنرا با اندونزی و چین و... در یک قاره و راستا قرار داد،  قاره آسیای امروزی،  بزرگترین دروغ جغرافیایی تاریخ است.

   پرسش 1676:  درود . چنگیز منگول (تموچین) از شمال چین مگر نبوده است؟
   پاسخ انوش راوید:  از شمال چین استان ایران بود،  نه شمال کشور چین امروزی،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران مراجعه شود.

   نظر و پرسش 1677:  درود .... تالشان تنها قوم ایران هستند که صدا و سیمای مخصوص خود را ندارند، ... و برای همین زبان تالشی در حال نابودی است . ... ما تالشان برای پاسداری از فرهنگ و زبان اصیل خود به طور نمادی "وبلاگ صدا و سیمای تالش" را راه اندازی کردیم تا مسئولین صدای ما را بشنود، و به نیازها و خواسته های تالشان پاسخ دهند .....
   ــ  آیا عادلانه است که یکی از زبانهای کهن بشری نابود شود؟
   از همه تقاضای کمک و همیاری داریم ..... وبلاگ صدا و سیمای تالش ......... به طور نمادین ....
http://www.sedavasimaytalesh.blogfa.com/
  سپاس بی کران ....
   پاسخ پرنیان حامد:  متاسفم گرامی جدی متاسفم که تعدادی از پان آذری های و پان فارسها و...  کشورمان به جای احیای فرهنگ و تمدن و زبان خودشان،  دائما به جان دیگر اقوام کشور می افتند،  و خود را از ما ملت که همه ایرانی و از یک نژاد و فرهنگ و زبان  هستیم،  نمی دانند.  ــ  اصلا عادلانه نیست که یک گویش کهن  کشورم از میان برود لذا از همه دوستان تقاضا دارم از هر قومی که هستید به این گروه برای نجات یکی از گویش های باستانی کشورتان کمک کنید.  با سپاس.
   پاسخ انوش راوید:  عزیزان و جوانان با هوش ایران،  خواسته های خود را با حفظ محیط دمکرات بطور پیوسته بنویسید و بگویید،  و دائم با مسئولین مربوطه درمیان بگذارید و گوشزد کنید،  تا شاید از توی آن چیزی درآید.
   ادامه نظر:  درود ..... سپاس از شما که در تاریخ ایران پژوهش و تحقیق می کنید ...همانطور که می دانید " زبان تالشی " یکی از زبانهای کهن و باستانی ایران است ... متاسفانه زبان منطقه تالش به دلیل قرار گرفتن در غرب استان گیلان یعنی هم مرز بودن با کشور جمهوری آذربایجان در حال نابودی است.... زبان تالشی بیشترین شباهت را با زبان اوستایی دارد ... اگر زبانهای کهنی چون تالشی از بین بروند ، آیا می توان ریشه لغات را پیدا کرد ؟؟؟؟ بنابراین از شما و تمامی دوستان خواهشمندیم ما تالشان را در پاسداری از زبان تالشی حمایت و همیاری کنید ... تعدای لغات تالشی:

http://www.talesh-iran.blogfa.com/cat-39.aspx

   پاسخ انوش راوید:  تا آنجا که بتوانیم،  با همه ایرانی های عزیز در رابطه با فرهنگ و تاریخ ایران همکاری می کنیم.

   پرسش 1678:  سلام آقای راوید . سوالی داشتم . ببخشید شغل اصلی شما چیست؟

پاسخ انوش راوید:  بارها به این پرسش پاسخ داده ام،  به اینجا مراجعه شود.  پرسش و پاسخ های تخصصی نیاز به این موضوع ندارد،  در هر صورت،  مدت شش سال است که وبلاگ نویسی می کنم.

عکس آخرین کشاورزان سنتی استان گیلان،  از فیس بوک، عکس شماره 5710 .

http://www.ravid.ir

پرسش و پاسخ ویژه 68

پرسش و پاسخ ویژه 68

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس آتشگاه زیارتگاه چکچک زرتشیان در استان یزد،  عکس شماره 4539.

   پرسش 1656:  درود،   اگر اسكندر مادى و ميترايى باشد و آيين مهرپرستى نيز در ميان مادها طرفداران بسيارى داشته خواهشمندم به چند سوال زير جواب دهيد:
  1 ــ  گيوماته مغ يك ماد زرتشتى بود و چند آتش كده نيز از خود برجاى گزاشته است.
  2 ــ  از ميان قيام كنندگان مادى بر عليه داريوش اول و نام يكى از شاهان ماد بوده. (فرورتش طبق ويكى پديا برابر با فره وشى و نامى زرتشتى است).
  3 ــ  آقاى اميرحسين خنجى اثبات نموده اند كه در زمان هوخشتره اوستا دوباره گردآورى شده است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  آیین اصلی ایران قبل از گشتاسپ (36 سال قبل از کوروش کبیر) از زمان جمشید زردشتی است.

....................................................

کدامین کس بود که تو دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودی،  جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کرد م و انگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم . پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم. (اوستا)

جمشید اولین زردشت (پیغمبر) اهوره (خدا) و  مهر دومین زردشت (پیغمبر) اهوره (خدا)  بوده است چرا که این فره از جمشید به شخصی با نام یا عنوان مهر می رسد این هر دو قبل از ظهور زردشت زمان گشتاسب می باشند و زردشت های دیگری هم در این میان بوده اند. اوستا کتابی که اکنون در دست ماست مجموعی از گفته های همه این زردشتان است و نه گفته های یک شخص به همین علت است که شرق شناسان نمی توانند زمان خاصی را برای تولد زردشت  مشخص کنند.

.......................................................

در زمان گشتاسپ شخصی خود را زردشت معرفی کرده و بر این آیین کهن زدشتی قوانین تازه گذاشته و این آیین را به دو فرقه مزدیسنا و دیو یسنا تقسیم کرده است.

.......................................................

مخالفان زردشت چنانکه در گاثاها می بینیم عبارت از پرستندگان دواهای (دیوها) آریایی بودند که در تشکیلات دینی خود رفتار بدی با گاو داشتند و با عصاره گیاه هوم مست می شدند. آنان به اقامه ی شعائر ایرانیان قدیم و خیلی ابتدایی ادامه می داند و طرفدار ائینی بودند که با نهایت وفاداری در سرزمینهای ایرانی موجود بودند. (کریستین سن)

.......................................................

زردشتیان  باستان (اهورا میترا )  آتش می پرستیدند و قدمت نامها از آنان می باشد. (برای اطلاع بیشتر به اسناد کتاب رجوع کنید)

 1. کئومات خود بردیا پسر کوروش است (به اسناد کتاب رجوع کنید) که آیین مهر را در ایران رواج می داد. آتشکده آذر برزین مهر مال مهریان است آتشکده سند رد مهری بودن آنان نیست.  گویند بردیا  در مدت کوتاه سلطنت خود در قوانین اجتماعی تعدیل هایی بوجود آورد مالیات را به مدت 3 سال به تمامی مردم بخشید, عوارض را لغو کرد,  مدت خدمت سربازان را در سپاه به آنان بخشید.  شیوه عقیدتی او بر پایه عدل و داد مهری بوده است.  بردیا را پایه گذار مسلک مزدک می دانند،  "همانطور که آب و آتش و زمین از آن همه است پس همه چیز باید مساوی باشد برای همه"  (به اسناد کتاب رجوع کنید چنانچه کتاب در دسترس شما نیست این قسمت کتاب در پست های اول همین وبلاگ عینا منعکس شده است بالا سمت راست ارشیو وبلاگ).

 2.  فراورتیش Fravartish " در ماد می گفت من خشتریه از دودمان هوخشتره هستم  سپاه ماد به سوی او رفتند  (فر= بزرگ, (مقام ایزدی)  اور= شهر اتیش یا اتیس) و یا (فروت= فرود شاهنامه) تبدیل شده است به فره و شی؟=  (فر= بزرگ مقام ایزدی , هو= خوب, اشی= اشا مقدسان) در اصل بحث تفاوتی ندارد این القاب از زمان جمشید هستند از روی این نامها نمی توانید نتیجه بگیرید متاسفانه قدمت آنان بیش از گشتاسپ است،  و به اهورا میترا باز می گردند. اما ویکی پدیا جدی شاهکار کرده است با این اطلاعات عجیبی که به مردم می دهد!

 3.  اوستا بارها و بار ها گرداوری شد خود زردشت زمان گشتاسپ هم فقط یک گرداورنده است.

  هو خشتریه (هوخشتره)  یا کیا کی سر (کیاکسار) همان هو سروه است که در زبان پهلوی تبدیل به (ه =خ) خوسروه و خسرو شده است،  او همان کی خسرو تاریخ ایران است. او نوه یکی از زردشت هاست قبل از زردشت زمان گشتاسپ و آیین او دیویسنا (مهری بوده است)

  بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند.

  در تاریخ ایران کی خسرو قبل از گشتاسپ است، پس آنچه هوخشتره جمع آوری کرده است  اوستای اصلی است که قبل از مزدیسنا رایج بوده است، به آن دیویسنا می گویند و آیین مهر است.

  جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کرد م و آنگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم.  پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.

هرکس که این سورای زرین و اشترای زرنشان را داشته زردشت (پیامبر) اهورا (خدا) بوده است اولی جمشید دومی مهر و .....   سرسلسله ماد و .... زردشت زمان گشتاسپ (که متاسفانه فرقه سازی کرد)

  به خشنودی اهورامزدا اشم و هو .... (3بار) من اقرار دارم که زردشتی و مزدا کیش هستم دین من آیین اهورا است و دشمن دیوها می باشم.

  کیش مشخص کرده است در میان مردم تفرقه انداخته است آیین زردشتی اصلی ایران را به هم زده است و در بازنویسی اوستا در زمان خودش مزدا را به اهورای اوستا اضافه کرده است مردم را قسم می دهد که دشمن آیین جمشید و فریدون باشند.

  آقای امیرحسین خنجی درست نوشتند مشکل  همانگونه که می بینید جای دیگر است بازنویسی اوستای کدام کیش در این زمان انجام شده است مزدیسنا یا دیو یسنا؟  پاینده باشید.

   پرسش 1657:  شما نوشته بودید که هخامنشیان دو گروه بودند ممکن است بیشتر توضیح دهید؟ اقای راوید لطفاً شما هم پاسخ دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  درباره کرنولوژی دوران هخامنشیان و اشکانیان،  بانوی گرامی پرنیان حامد بیشترین و بهترین مطالعه را دارند،  بنظر من بهتر از هر شخصی در این قرن می توانند در این زمینه پاسخگو باشند.  تحقیقات ایشان،  بیشتر مطالعات سنتی تاریخی ایرانی است که خیلی عالی است،  درصورتیکه دیگر عزیزان تاریخ نویس،  مطالعات کلاسیک و متدیک قرن 20 را دارند،  که کپی شده ترکیبی از نوشته های نویسندگان خارجی بویژه اروپایی و انگلیسی است،  و اشتباه  غلط و دروغ زیاد دارند.

      نوشته های من نظرات شخصی است،  که بر اساس بازدید های تاریخی،  گفتگو با پیران روستایی طی نیم قرن،  مطالعه کتابها،  دیدن فیلمها و مستندها،  و در نهایت تحلیل های شخصی است،  که سعی می کنم در آنها تمام زمینه های و فرمول های علمی و فاکتور های تاریخی و تاریخ اجتماعی را در نظر بگیرم.

      درباره پاسخ شما قبلاً در تعریف نام پارس نوشته ام،  که حدود 3000 سال پیش عده ای پرس یا پرسر،  که بعدها پارس و پارسا هم گفته شدند،  با دلایل تغییر دیدگاه مذهبی آنها،  از سی استان که به اشتباه سکستان گفته شده است،  به سرزمین انشان مهاجرت کردند،  انشان همان انسان است،  ان به معنی خلق و سان به معنی سین و چین و خورشید است،  که در جمع می شود خلق شده از خورشید و انرژی.  انسان یا انشان،  آدم هم گفته شده است،  آ حرف اول الفبا بعلاوه دم،  درباره دم در دام مغان یا دامغان توضیح نوشتم،  دم،  دم یا دام است،  که سر جمع آدم می شود بمعنی اولین دم دار.  این عده از پرسرها تپه ای در سرزمین انسان یا انشان،  را بعاریت گرفتند،  و معبدی ساخته و شروع به تبلیغ درباره مذهب خود کردند،  و بعد از چندی مورد قبول اهالی انسان یا انشان قرار گرفتند.  در طول تاریخ که بنام هخامنشیان،  یا دین برادری و برابری می دانیم،  عده ای از پادشاهان و سران از اصالت انشانی بودند،  و عده ای از اصالت پرسی مهاجر بودند.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آنچه در تاریخ ها مکتوب است و به آنها استناد می کنند:

   چش پش قلمرو خود را میان دو پسرش کوروش اول و آریارمن تقسیم کرد.  به استناد این تاریخها کوروش کبیر پسر کمبوجیه اول پسرکوروش اول پسرچش پش و داریوش اول پسر هیستاسپ پسر ارشام,  پسر آریارمن پسر چش پش است.

   شخصا به کلیه این تاریخها شک دارم چرا که مدارکی که به آن استناد می کنند دچار تناقض های زیادی می باشد. قدر مسلم آنچه از کتیبه های این پادشاهان به وضوح مشخص است داریوش اول هخامنشی و جانشینانش با کوروش کبیر ارتباط خانوادگی مستقیم ندارند، نه جایی مکتوب است که داریوش پسر اوست و نه جایی نوشته شده است برادر او و نه حتی پسر برادر اوست و نه ......

   نمونه های کوتاهی از مدارکی که تناقض دارند برای شما می آورم:

  1. بیستون ستون اول سطر 4 : داریوش شاه گوید هشت شاه از تخمه ام پیشتر شاهی را در اختیار داشتند من نهمین شاه هستم ......

 1. هخامنش 2.  چش پش 3.  کوروش اول (آریارمن) 4. کمبوجیه اول (ارشام ) 5. کوروش کبیر (هیستاسپ) 6. کمبوجیه 7.  داریوش اولی که خود را نهمین شاه دانسته است؟!

 2. لوحهای طلا در همدان که آنها را به آریارمن و ارشام اجداد داریوش نسبت می دهند:

  در مورد دو لوح آریارمن و ارشام در ایران نیز جای شک فراوان است.  از نظر زمانی (640-615 ق.م) این 25 سال حکومت هردوی آنان می باشد. اینکه در لوح خود را شاه شاهان معرفی کرده اند غیر منطقی است چون چش پش حکومت اصلی را به پسر بزرگ خود کورش اول واگذار کرده است و او می توانسته شاه شاهان باشد که او را هم کورش کبیر پادشاه انشان معرفی کرده است و از لقب شاه شاهان در این خاندان خبری نیست. پیدا شدن این دو لوح در همدان از عجایب است، همدان در زمان این دو شاه پایتخت مادها بوده است.

   به تضاد در دو کتیبه زیر دقت کنید:
  
لوح ارشام پسر آریارمن همدان لوح زرین: ارشام شاه  بزرگ شاهشاهان شاه در پارس و ماد پسر اریارمنه شاه هخامنش, .......

   لوح ارشیر سوم:

thiya \ puça \ Artaxšaçâ \ Darayavau š \ xšâyathiya \ puça \ Dârayavauš \ A rtaxšaçâ \ xšâyathiya \ puça \ Artaxša çâ \ Xšayâršâ \ xšâyathiya \ puça \ X šayâršâ \ Dârayavauš \ xšâyath iya \ puça \ Dârayavauš \ Vištâspa hyâ \ nâma \ puça \ Vištâspahyâ \ Aršâma \ nâma \ puça \ Haxâmaniši

I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid

   داریوش  شاه پسر مردی بود به نام هیستاسپ او پسر مردی بود به نام ارسام  با جمله لوح ارشام من شاهشاهان خیلی تفاوت دارد!

   در کتیبه اردشیر دوم نیز عینا همین است:

I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid.

........................................................

همانگونه که مشاهده می فرمایید تاریخی که برای ما نوشتند دارای تناقض های فراوانی است که در حال حاضر در ایران از این تناقض ها سوء استفاده و وجود کل خاندان هخامنشی را زیر سوال برده و بدین ترتیبب منکر افتخارات ملی کشورمان و شاهانی چون کوروش کبیر بنیانگزار حقوق بشر در جهان و ... می شوند لذا تصور می کنم با عنوان ایرانیان وطن دوست موظف هستیم بدون تعصب های بی جا هرچه سریع تر این تناقض ها را در تاریخ کشورمان مشخص و حقیقت آن را بیابیم. پاینده باشید
   پرسش 1658:  ميشه بگيد شما ايرانيا چجوري مسلمان شديد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  ممکنه بفرمایید نژاد عرب در عربستان امروزی قبل از زمان صفویه در ایران و دخالت دولت انگلیس کدام قبرستانی بودند و وسط اون بیابانها به چه زبانی حرف میزدند؟ مکه و عراق در زمان ساسانی جزو ایران محسوب می شده! حضرت ابراهیم هم متولد کردستان ایران است نه دین و نه نژاد این واقعه هیچ ارتباطی به عرب امروزی ندارد.  ایرانیان از دولت ساسانی عاجز بودند انقلاب بین خودشان بود که با دخالت یهود بمسیر متفاوت کشیده شد،  برای همین ما شیعه هستیم،  یهود زدگان سنی هیچکدام هم از نژاد عرب امروزی نبودند ارابی, عرب امروزی نیست و نبوده است. خودتان را با این جملات بی سرو ته خسته نکنید که به ما بگویید چهارتا عرب قبایلی عقب در تمدن دوران آمدند ایران را گرفتند که توی سر ایرانیان بزنید حرف بی منطق حد دارد  بدون کمک قدرتمندانه خود ایرانیان هیچ نیرویی نمی توانست دولت ساسانی را سرنگون کند.
   پاسخ انوش راوید:  عزیزان بارها نوشته ام اگر علاقه و تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی است،  این وبلاگ را پیگیری نمایید،  در قرن 21 زمان به هر دری زدن نیست،  و نباید وقت گرانبها را از بین برد.  هر پرسش و نظر بخوبی نشان دهند سواد و درک گوینده آن از علم و دانش است،  سیستم آموزشی سنتی قرن 20 ایران،  که همچنان ادامه دارد،  کاری کرده که دانش آموزان و طی گران آن سیستم،  فقط بمنظور نمره و قبولی کار کنند،  نه بخاطر تحصیل علم و دانش،  و در نهایت تعداد زیادی از یک تا دو درصد ظرفیت مغز خود استفاده می کنند.

      درباره پرسش شما بارها در وبلاگ و در موضوعات مختلف توضیح نوشته ام،  بخاطر وجود اختلاف طبقاتی و ظلم و بی عدالتی که توسط موبدان دین های قبلی ایران شده بود،  ایرانیان با کمک روشنفکران شان،  که طی دو قرن قبل و بعد از اسلام صورت پذیرفت،  دین جدید اسلام به معنی پاک مقدس را پذیرفتند.  طی یکهزار سال این دین گاهی بزور،  و گاهی با ترفند و یا توسط سردمداری (تکیه و تعزیه)،  که قبلآ درباره آن توضیح در اینجا نوشته ام مسلمان شدند.

   توجه :  از بدو پیدایش استعمار،  استعمارگران با درس از شگردهای تاریخی،  همیشه با انواع ترفندها تلاش می کردند اختلاف و جنگ بین مسلمانان ایجاد کنند،  و شیعه و سنی و علوی و حنفی و غیره راه اندازند،  تا مسلمانان را ضعیف و درهم کنند،  و از این شرایط منافع و منابع ببرند،  جوانان باهوش ایران باید هوشیار باشند،  و دست و شگرد دشمنان،  مانند بی بی سی و رادیو فردا و غیره و نبرد نوپدید را بشناسند و افشا کنند.

   پرسش 1659:  درود برشما،  می خواستم بپرسم که ایا شخصیت الکساندر گجستک وجود خارجی دارد؟  یا یک اسم ساختگی است؟  بعد اگر میشود تاریخ ایران را از هخامنشیات تا پایان اشکانیان را مختصر بنویسید این همه توضیحاتی که دادین کمی باعث پیچیدگی برای من شد!
   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،  خیر گرامی هیچکدام ساختگی نیست یک ایونی از سوریه به سال 320 ق.م به طرف ایران آمد (قصر سوزاند دختر شاه اسیر کرد) تا هندیجان ایران (خلیج فارس) هم پیش رفت گرفتند او را کشتند نام او در تاریخ ما کهرم پسر ارجاسپ است و شخصی است که یونانی ها به او الکساندر می گویند. شخص دیگری است نام او در تاریخ ما اسکندر است رفت اروپا را فتح کرد این دو نفر یکی نیستند، اسکندر به سال 73 ق.م بود برداشتند در جهان این دو سرگذشت را محلوط کردند برای خودشان قهرمان خیالی ساختند. هخامنشی 222 سال شاه بودند پشت سرش  اشکانی 260 سال حکومت کرده است. این تاریخی است که در ایران مکتوب است و حساب آن بسار دقیق تر از پرت و پلا هایی است که اروپایی برایمان تفسیر کرده است با پوزش از شما برای پیچیدگی متاسفانه برای یکی کردن اسکندر و الکساندر که 266 سال بین آنها اختلاف زمانی است برداشتند تاریخ را چنان پیچانده اند که همه در حال پیچ خوردن هستیم یا به اسناد کتاب رجوع کنید یا تاریخهای مکتوب ایران (آثارالباقیه, تاریخ بلعمی و ....) را بخوانید متاسفانه نمی توانم این پیچیدگی را در یک یا دو جمله برای شما خلاصه کنم. پاینده باشید.
 
   پرسش 1660:  ببخشيد يك سوال ديگر هم داشتم.  يسنا از واژه ى يز به معناى پرستش مى آيد. پس مى توان گفت ديويسنا به معناى خدايان باطلى است كه پرستش مى شود؟  حتى خودتان هم گفته بوديد ديو در زبان فرانسوى به معناى خداست و ديوهاى ايرانى در هند پرستش مى شوند.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در باب لغت "خدايان باطلى" که شما نوشتید قضاوت نمی کنم شاید خدایان اصلی اینها باشند و مزدیسنا باطل. اما در باب تفسیر یسنا درست است دیو یسنا یعنی پرستش دیو dieu و مزد یسنا یعنی پرستش مزد یا مزدا mazda  کدام حق است کدام باطل را هر خواننده خود باید قضاوت کند.

   ادامه پرسش:  نكته ى جالب درباره ى هليوس اين است كه او فرزند پرسئوس مى باشد. آيا اين خود مى تواند نشان دهنده ى دين ايرانيان باستان باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما. این هم می تواند دلیل دیگر علاوه بر دلایل ذکر شده باشد.
   ادامه پرسش:  نكته ى ديگرى كه مى توان گفت اين است كه افسانه هاى يونانى به نطر بنده داستان تاريخ ايرانند. زيرا هم تروآ اين گونه است و هم اين كه بنده نيز در برخى اساطير يونانى اشخاصى يافته ام كه به رستم شباهت هايى دارد. آن هم در حالى كه بسيارى از بزرگان تاريخ شناس ايرانى به افسانه هاى يونانى توجه نمى كنند.

   پاسخ پرنیان حامد: هرکول  ترکیبی از ایزد بهرام  و رستم و گرشاسپ است و آس (به معنی تکخال یا سردسته) آس  ایل ها = آسیل یا آشیل اخایی Achae یکی از قهرمانان خاندان Achaemenid  ایران است و حال از بیچارگی چند مزدور فرستادند که ایرانی بودن خاندان هخامنشی را زیر سوال ببرند.  خدایان افسانه ها تمدن, فرهنگ, علم, ریاضی, نجوم, تاریخ و .... و بود و نبودشان دزدی زیرکانه مفسرین شان از ایران, بابل, و مصر است.
   ادامه پرسش:  اما 2 پرسش نيز دارم.  طبق گفته ى يكى از اساتيد بنده داستان حمله ى افراسياب به ايران در زمان
منوچهر و تير آرش كمانگير در واقع يك خشكسالى در شمال و شمال شرقى ايران كنونى و سرزمين هاى تركمنستان و ازبكستان و اتمام رسيدم آن بيش نيست و براى اين سخن خود دلايلى نيز آورده است آيا شما اين موضوع را قبول داريد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  به صورتی بسیار شیرین در تاریخ ما مکتوب است که افراسیاب رود را لگدمال کرد و آب را بر ایرانشهر بست. تفسیر آن بسیار ساده این است که یک شد روی یکی از رودخانه ها بسته آب به اینطرف نرسیده باعث خشکسالی شده است.  

   با احترام  به استاد شما تصور می کنم ایشان نیز اگر قسمت مکانهای  کتاب و مدارک و اسناد ارائه شده در آن را مطالعه کنند ایشان نیز از جمله در شرق ایران کنونی صرف نظر خواهند کرد. واقعه در غرب ایران کنونی بوده است.
   ادامه پرسش:  سوال ديگر بنده نيز درباره ى اسكندر ايرانى است كه شما مى فرماييد. من به شخصه اين موضوع را قبول مى نمايم ولى متوجه نمى شوم كه هخامنشيان آيا به دست اسكندر منقرض مى شوند يا به دست اجداد اسكندر؟ همچنين نمى فهمم كه چگونه از ميان شاهانى كه جزو داهه هاى پرنى اند فردى مادى شاهنشاه مى شود؟
   پاسخ پرنیان حامد:  دارا , داریوش سوم هخامنشی نیست. منقرض نمی شوند،  ایران ملوک الطوایفی یعنی جمهوری می شود فردوسی هم دقیقا همین را نوشته دیگر مورخین نیز در متون پهلوی هم عینا همین است  مقام شاه شاهان از خاندان هخامنشی به خاندان اشکانی – رومی واگذار می شود.  توسط خود اسکندر بود داهه های پرنی در غرب ایران بودند،  قسمت زیادی ازاسناد  مکانهای  کتاب بر وبلاگ پس از مقدمه آقای راوید توسط ایشان عینا برگردان شده است چنانچه به کتاب دسترسی ندارید محبت بفرمایید این قسمت را مطالعه بفرمایید با استاد بزرگوارتان نیز در این باب مشورت کنید شاید بدین ترتیب مشکل شما در این مورد حل شود برای پاسخ به سوالاتی که مشکل گشای آنها در این قسمت مکتوب نیست در خدمت شما هستم:

نام های جغرافیایی تاریخی 1 - شنبه هشتم بهمن 1390   http://www.cae.blogfa.com/post/24
نام های جغرافیایی تاریخی 2 - شنبه هشتم بهمن 1390    
http://www.cae.blogfa.com/post/23
نام های جغرافیایی تاریخی 3 - شنبه هشتم بهمن 1390   
http://www.cae.blogfa.com/post/22
نام های جغرافیایی تاریخی -  شنبه هشتم بهمن 1390     
http://www.cae.blogfa.com/post/21

پاینده باشید.

      عکس یک رستوران صحرایی خوراک اورگانیک در کشور عربستان،  در این قرن اینگونه غذا های ارگانیک در کشور های غربی طرفداران زیادی پیدا کرده است،  عکس شماره 4232.

کلیک کنید:  غذاهای ارگانیک شمالی

  http://www.ravid.ir