پرسش و پاسخ ویژه 24
پرسش و پاسخ ویژه 24
تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل، پرسشها خلاصه شده، درود و سپاس، خوب و بد، و اين قبيل را حذف كردم، و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام. بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی، این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود، جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
توجه ــ عزیزان، بمنظور تحقیقات بیشتر، و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت، گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد، لطفاً حوصله نمایید، مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ، هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند. در ضمن اگر پرسش تأیید شد، و پاسخ آن نبود، در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود.
پرسش 1170 : سلام .متوجه نشدم خاندان هوو و خاندان هخامنش و اشکانیان همشون در یک برهه زمانی شاه بوده اند؟ خواهش توضیح دهید . ممنون
پاسخ :
خاندان کیانی خاندان هخامنشی خاندان اشکانیان
کی قباد (شاه شاهان) ؟
کی اپیوه هخامنش
کی کاووس چش پش
کی خسرو کورش اول
لهراسپ (خاندان هوو) کمبوجیه اول اس ایکنار,اش جبار (اشک اول)
گشتاسپ(نماد چند پادشاه) کورش کبیر
گشتاسپ کمبوجیه اشکان (اشک دوم)
گشتاسپ داریوش اول اشک ( اشک سوم)
گشتاسپ خشایارشا شاهپور (اشک چهارم)
بهمن (نماد چند پادشاه) اردشیر اول
بهمن داریوش دوم بلاش (اشک پنجم)
بهمن اردشیر دوم اشکان (اشک ششم)
همای ساسان بزرگ اردشیر سوم
دارا ارشک
دارا داریوش سوم 6 سال اشک ,بغ پور شاه (اشک هفتم)
... ساسان ... شاهپور
... مهرمش گودرز
.... بهافرید بیژن
.... ساسان نرسی
.... بابک اورمزد(هرمز)
... ساسان ارش(کسری)
... بلاش
... اردشیر بابکان اردوان بزرگ
حکومت ساسانی
پرسش 1171 : آیا استر غیر از اینکه ملکه هخامنشی بود، در اصل یهودی بوده و 70000 ایرانی رو به کشتن داده است؟ اسم استر در واقع هاداسا بوده که چون یهودی بودن این اسم مشخص بوده نامش را به استر تغییر داده این مطلب در تلمود ذکر شده. خودشان تایید می کنند. شما که مسلمانید و ایرانی تایید نمی کنید؟ فیلمش را هم ساخته اند. اگر توانستم کلیپش را برایتان ایمیل می کنم.
پاسخ: استر ملکه هخامنشی نیست! استر مادر بهمنی بوده، که پدرش اسفندیار نام دارد و حداقل 36 سال قبل از کوروش کبیر بوده است. اخشویرش, به هیچ روی خشایار شاه نیست اسناد این مدعا در همین وبلاگ ارائه داده شده است: http://cae.blogfa.com/post/3
این هم مقایسه و سند غیر ممکن بودن این امر! هادسا می تواند همان هئوتوسا همسر گشتاسپ باشد من که هزار بار روی این وبلاگ نوشتم 266 سال زیادی زمان داریم! چرا توجه نمی کنید! تاریخ را دستکاری کرده اند. بیت المقدس به زمان گشتاسپ باز سازی شده است نه خشایار شاه! هادسا احتمالا نام زن گشتاسپ بوده نه خشایار شاه! حقیقت تاریخ را یافتن چه ارتباطی به مسلمانی دارد! چه ارتباطی به ایرانی! دوست عزیز استر, هاداسا, اشتر, هر چه که نام این زن بوده, این زن همسر خشایارشا هخامنشی نیست!
گویند استر یهودی تعدادی از ایرانیان را به کشتن داده است، اما کلیه متون بازمانده از تاریخ ایران از جمله تاریخ طبری و بلعمی در این قسمت؛ به نوشته مرحوم استاد ملک الشعرای بهار, دستخوردگی دارد و حدود دویست سال پس و پیش است! و کلیه اسناد باستان شناسی از میان رفته و یا تراشیده شده است! اوستا در این قسمت تراشیده شده است! و... باشد که با این همه سند باقی مانده! بتوانیم حقیقت این قسمت تاریخ را بیابیم.
انوش راوید: فردی که پرسش فوق را بنوعی مطرح کرده بود، اصرار داشت که ماجرای پوریم حقیقت دارد، و از این بابت خیلی هم ناراحت بود، که چرا در گذشته چنین اتفاق ناگواری برای ایرانیان افتاده است. او تمام دانش خود را بر پایه اطلاعاتی قرار داده، که از داده های استعمار و امپریالیسم می باشد، که بارها و بارها در وبلاگ برای این مهم توضیح گفته ام، حتی به من گفت فیلمش را هم دیده است. وقتی می بینم عده ای در این قبیل داده های بیگانه و انیرانی پافشاری می کنند، من نیز اصراری ندارم که این افراد دروغها را دور بریزند، و بسوی واقعیت بروند. همانگونه که بارها گفته ام، این وبلاگ برای آن گروه از جوانان با هوش ایرانی است، که می توانند وبلاگ را درک کنند، در ضمن همیشه یاد آوری کرده ام، این وبلاگ نظرات شخصی است، حزب و فرقه نیست که هوادار بخواهد، دین و مسلک نیست که پیرو بخواهد، فروشگاه و باشگاه نیست که مشتری بخواهد، ما، یا در واقع ایران، اندیشمند مستقل ملی می خواهد، که خود او بتواند مستقل و بدون وابستگی به هر کس و هر واحدی، برابر قوانین موج نو، درباره تاریخ و تاریخ اجتماعی کار و تحقیق، تعلیل و تحلیل نماید، مشروح در سخن وبلاگ.
پرسش 1172 : ما وقتی کتاب بانو پرنیان حامد رو سفارش میدیم با این نوشته مواجه میشیم: (نویسنده در این کتاب، تلاش دارد به اثبات این ادعا بپردازد که برخلاف گفتة عموم تاریخ دانان «اسکندر مقدونی» (323ـ356ق) از نژاد مادها ....) مگه این اسکندری که ایشان در باره اش مینویسند در این زمان بوده؟ (323-356)؟
پاسخ: خیر عزیزان، خانه کتاب محبت کردند نظر خود را اینگونه بیان کردند، که با گذاشتن این کمانک (323 ـ 356 ق.م) آنچه من ادعایی بر آن نداشتم، بر من تحمیل کرده اند! تیتر این کتاب: "اسکندر تاریخ ایران (83 ق.م) الکساندر یونانی نیست (320 ق.م)" خود گویای مطالب و ادعای پژوهشگر می باشد.
نظر و پیشنهاد 1173 : از شما و بانو پرنیان حامد تقاضا میکنم که اگر هر کسی سندی و نوشته هر چه باشد دروغ و یا راست چه مضحک و چه منطقی ... برای شما ارسال میکند در پاسخ دادن به ان شخص ابروی و حیثیت ان را زیر رادیکال نبرید! همین طوریش هم کم دشمن نداریم و با این جور پاسخ دادن ها بیشتر دشمن تراشی میکنید! ولی بسیار زیبا پاسخش دادید هر چند یکم تند بود.
پاسخ: دوست عزیز نه عمدی در توهین کردن به شخصی است و نه تند گویی! اما وقتی هزار بار روی وبلاگ تقاضا می کنم, خودتان به اسنادی که در دست دارید فکر کنید, خودتان حداقل یکبار این اسناد را مطالعه کنید, یونانی و اروپایی مدافع شما نیستند، آنها به نفع خودشان نوشتند و تفسیر کردند. نیک اندیش باشید, باز مستقیم از ویکی پدیا کپی می فرستند! مجبور می شوم اینگونه بی پروا متن را برایشان بررسی کنم، شاید لحظه ای به خود بیایند و به جای در گیر شدن با هموطن خود, اندوخته های خوانده های یونانی شان را در راه بهبود تاریخ کشورشان به کار گیرند. کسی که دشمن حقیقت است همان به که دشمن بماند! ما به دنبال حقیقت هستیم حتی اگر مورخ یونانی حقیقت را گفته باشد. سند راست و منطقی مورخین برای ما قابل احترام است، و تفسیر دروغ و مضحک بعضی مفسرین، چه یونانی, چه ایرانی, چه ... بی ارزش و فاقد اعتبار می باشد.
نظر 1174 : با درود به دوستان .این روز ها خبر های خنده داری میشنویم . پسر کارگردان فیلم الکساندر کبیر امده ایران و تازه مسلمان شیعی شده!! حتما برای این مسلمان شده که از طرف پدرش به خاطر اون خیانت هایی که به تاریخ ایران کرده امرزش بخواد. تو اون فیلم وقتی الکساندر وارد قصر شاهی هخامنشیان شد انگار رفته بود به یکی از دیسکو تک های شبانه ی لندن!!! حتی این الکساندر خونخوارشون در انجا از صلح بین المللی حرف میزنه و میشه سفیر حقوق بشر!!!! بانو پرنیان حامد این خیانت ها و دروغ ها از جانب غرب و شرق همیشه بوده همه میدانیم اینا چه خیانتی به تاریخ و اثار باستانی ایران کردند.ستون های تخت جمشید در خانه ی یک سرمایه دار یهودی رفته!! در جنگ امریکا و عراق, خیلی از اشیای باستانی موزه ی بغداد به تاراج اروپا و امریکا و حتی کشور های عربی رفت!!! این روز ها هم به خاطر رکود اقتصادی یونان ,مردم یونان دارن اثار باستانی موزه هاشونو دزدیدند و میدزدن !!و واسه همین وزیر فرهنگ یونان از سمت خود استعفا داد!!! خودتان را ناراحت نکنید . خداوند همین بلا را سرشون در میاره.
پاسخ: مورد توجه است.
پرسش 1175 : مانده ام که چرا تاریخدانان در مورد سلطنت اشکانیان در پرتغال و لیتوانی و پروس و گورلاند و استونی ساکت مانده اند!!! در یک مقاله خوانده ام اردشیر به علت پیشگویی زردشت در مورد انحلال دین پس از هزار سال دستور داد دویست سال از تاریخ اشکانیان کم کنند تا پیشگویی عقب بیافتد!!! و مردم را فریب دهد!!! البته منبعی نداشت و فکر می کنم درست نباشد!! استاد احمد حامی کلی در مورد غیر ممکن بودن سفر الاکساندر گفته بعد خانم پرنیان حامد آنها را به دلیل شباهت او با کهرم تا حدودی نقض می کنم، البته کتاب ایشان خیلی پرمهتوا بود!!! در شاهنامه قیصر برای تهدید کردن انوشیروان او را به یاد حمله اسکندر رومی انداخت آیا تمدن روم که جهان غرب آنقدر به آن افتخار می کند ایرانی است؟؟ در حالی که اسکندر انتقام جد خود لهراسپ را می گیرد که در شاهنامه هر دو مهر پرستند!!! چرا در مورد سکه های شاهان پارس در دوران سلوکیان اینقدر بیخود سکوت می کنند!!! در شاهنامه از چین تا جیحون در اختیار خاقان بود، از جیحون تا سغد در اختیار هیتالیان!!! خاقان برای بدرقه دخترش به سوی ایران تا جیحون آمد پس جیحون بین ایران و چین شاهنامه است!!! پس این چین جنوب بین النهرین به قول خانم پرنیان حامد و یا قم و همدان به قول شما باشد جیحون در ترکیه که نمی شود من که گیج شدم!!!
پاسخ: من اما مانده ام که تاریخ دانان چرا فراموش کردند حکومت اشکانیان را در اسکان دین آوی به معنای اشکان دین آور به زبان پهلوی در اسکاندیناوی و کل اروپا با این همه معبد میترایی و این همه سند مکتوب کنند! در مورد آن مقاله که شما خوانده اید لابد نوشته اردشیر زمان حکومت اشکانیان را 200 سال زیاد کرد که پیش گویی عقب بیفتد ! 200 سال کم کند که 200 سال جلو می افتد نه عقب! موضوع این است که در کل تاریخ ایران حکومت اشکانی 200 و اندی سال مکتوب است. حال دائما مفسرین محترم تفسیر های مختلف کم و زیاد می کنند که اشکانیان 500 و اندی را جور کنند که نمی شود. در این مورد چند جای کتاب توضیح داده شده است، از جمله صفحه 30 کتاب:
حکومت اشکانیان در ایران به استناد تاریخ ایران, متون پهلوی و گفته منجمان در حدود 266 سال بوده و اولین پادشاه آن پسر دارا بوده است، و حکومتی با عنوان سلوکیان در میان نبوده است!
حال اگر تصور می کنید که حکومت ساسانیان به مقدار زمان حکومت اشکانیان دستبرد زده و به گفته بعضی از مورخین همچون مسعودی مقدار آن را کم کرده اند! می توانیم مطمئن باشیم که حکومت ساسانیان به شجره نامه سر سلسله خود اردشیر بابکان وفا دار بوده است!
از مقایسه شجره نامه اردشیر بابکان با پادشاهان پس از بهمن در تاریخ ایران:
اسفندیار
بهمن
ساسان بزرگ همای
مهرمش داراب
بهافرید دارا
ساسان اسکندر
بابک
ساسان حکومت اشکانیان
بابک شاه
اردشیر بابکان
و همچنین به استناد ابیات شاهنامه فردوسی :
چو دارا برزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد
پسر بد مر او را یکی شادکام خردمند و دانا و ساسان بنام
پدر را بر نگونه چون کشته دید سر بخت ایرانیان گشته دید
از ان لشکر روم بگریخت اوی بدام بلا در نیاویخت اوی
بهندوستان در بزاری بمرد ز ساسان یکی کودکی ماند خرد
برین همنشان تا چهارم پسر همی نام ساسانش کردی پدر
که از دارا تا اردشیر بابکان را 5 نسل نوشته است از اسکندر تا اردشیر بابکان نمی تواند بیش از حدود 266 سال باشد.
پرسش 1176 : احمد حامی کلی در مورد غیر ممکن بودن سفر الاکساندر گفته بعد خانم پرنیان حامد آنها را به دلیل شباهت او با کهرم تا حدودی نقض می کند.
پاسخ: چرا آنچه من نگفتم به حساب من می گذارید؟ آن که از دوستان عزیز خانه کتاب! که با گذاشتن (320 ق.م) گفته ای را به من نسبت دادند که خواب آن را هم ندیده بودم! این هم از شما! پایه و اساس کتاب من بر گفته های استاد بزرگوارم احمد حامی است! احمد حامی از روی علم راه شناسی و زمین شناسی فرضیه رفتن الکساندر را به هند و افغانستان مردود دانسته و به گفته ایشان این فرد فقط تا هندی جان رفته است. من هم در تاریخ کاوش کردم دیدم 320 ق.م در تاریخ ایران مکتوب است که فردی با نام کهرم با نژاد یونی آمده ایران قصر شاه را سوزانده دختران شاه را به اسارت برده تا هندی جان هم رفته است اسکندر تاریخ ایران 37 ق.م , کهرم (الکساندر) یونانی نیست. باختریش بلخ نیست, هند، هندوستان امروزی نیست, ..... نیست, نیست و نیست. بیشتر تحقیق شد معلوم شد که مفسرین یونانی دو شخصیت تاریخی را به عمد و به کمک کشیش های کاتولیک و دولت ساسانی ایران در هم کرده اند و تمام تاریخ های ایران 200 سال دستخوردگی و تمام اسناد و کتیبه های ایرانی تراشیده شده است!
پرسش1177 : در شاهنامه قیصر برای تهدید کردن انوشیروان او را به یاد حمله اسکندر رومی انداخت آیا تمدن روم که جهان غرب آنقدر به آن افتخار می کند ایرانی است؟؟
پاسخ: مگر شما کتاب را نخواندید؟ حد اقل 80 صفحه ی این کتاب سند در مورد روم = رومیه = مدائن است!
پرسش 1178 : حالی که اسکندر انتقام جد خود لهراسپ را می گیرد که در شاهنامه هر دو مهر پرستند!!
پاسخ : مگر ما با عراق جنگ کردیم هر دو شیعه نبودیم ؟ چه ارتباطی به مذهب شان دارد ؟ در ضمن اسکندر 73 ق.م انتقام جدش را گرفته چه ربطی به الکساندر یونی دارد؟
پرسش 1179 : چرا در مورد سکه های شاهان پارس در دوران سلوکیان سکوت می کنند اینقدر بیخود!!
پاسخ: دوست عزیز سکه شاهان پارس در زمان سلوکیان سکه های هخامنشی است. سکوت چیه؟ انقدر این مسئله که مطرح کردم سخته؟ سلوکیان 320 ق.م بودند و شاه منطقه خود سوریه در زمان هخامنشی که 73 ق.م منقرض شده است. تاریخ را قاطی کردند چون سلوکیان موصل (باختریش) را گرفتند خیال کردند بلخ را گرفتند پس هخامنشی منقرض بوده! این طور نیست! باختریش بلخ نیست. الکساندر و سلوکیان به ایران هند و افغانستان نرفتند!
پرسش 1180: در شاهنامه از چین تا جیحون در اختیار خاقان بود.
پاسخ: در شاهنامه از سین تا سیحان و جیهون در اختیار خاقان بود.
* از جیحون تا سغد در اختیار هیتالیان!!!
* از سیحون و جیهان تا سوگود در اختیار هیتالیان.
در شاهنامه از چین تا جیحون در اختیار خاقان بود از جیحون تا سغد در اختیار هیتالیان!!!!خاقان برای بدرقه ی دخترش به سوی ایران تا جیحون آمد پس جیحون بین ایران و چین شاهنامه است!!!!پس این چین جنوب بین النهرین به قول خانم پرنیان حامد و یا قم و همدان به قول شما باشد جیحون در ترکیه که نمی شود من که گیج شدم!!!!!!
* خاقان برای بدرقه ی دخترش به سوی ایران تا جیحون آمد پس جیحون بین ایران و چین شاهنامه است!!!
* خاقان برای بدرقه دخترش به سوی ایران از نینوا تا سیحون و جیحان آمد، پس جیحان بین سین و ایران در غرب ایران امروزی است.
پرسش 1180 : پس این چین جنوب بین النهرین به قول خانم پرنیان حامد و یا قم و همدان به قول شما باشد، جیحون در ترکیه که نمی شود من که گیج شدم!
پاسخ: پس این سین به قول کلیه متون پهلوی و شاهنامه فردوسی و کتاب خانم پرنیان حامد در صفحات 130 و 42 و ...... کشور چین امروزی نیست:
چینستان, چین استان, حینستان: کشور چین امروزی نیست. استانی در جنوب بین النهرین بوده است.
1. و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است (بندهش).
2. سین یا سئن خدای ماه در آسیای غربی, خدای سامی ها (اکد) بوده است. سامی ها در نواحی خوزستان و شمال زاگرس بودند. میان دو رود را از نظر نژاد مردمان در آن زمان به دو دسته تقسم کرده بودند:
شمال : 1.آشنویه = هوری، 2.ماری، 3 .آشوری، که مردم آن را هیکوس میگفتند.
جنوب: 1.السین 2.لارسا 3.بابل، اتحادیه ای که پایتخت آن بابل بوده است.
- السین مردمان سرزمینی از سرزمینهای جنوبی بین النهرین.
در شاهنامه فقفور چین آمده است. فقفور که همان بغ پور میترایی است لقب پادشاهانی است که به این دین و آیین بودند. تا به امروز نشنیده ایم که در کشور چین امروزی مذهب میترایی رایج بوده باشد.
- کی خسرو در جنگ با تورانیان به میلاد می گوید، به ترکستان اندر شو به راه چینستان (تاریخ بلعمی).
پس از سوی ایران چینستان محلی است سر راه ترکستان و اول چینستان بوده بعد ترکستان، همچنین اسکندر از چینستان به مغرب و حجاب ظلمت رسید (تاریخ بلعمی).
ــ طبق روایت بندهش و اوستا به محل زندگی سین ها چین استان (چینستان) می گفتند، و در همسایگی جنوبی آنان در سواحل خلیج فارس استان یا کشوری با نام هند قرار داشته است که امروزه به آن هندیجان گفته می شود.
سیمرغ: به تفسیر امروزی پرنده ای غول پیکر افسانه ای که دندان دارد و به فرزندان خود شیر میدهد! و حتما بعد از خواندن شاهنامه باید به این نتیجه برسیم که این پرنده پزشکی خبره بوده است چرا که رستم را سزارین کرده و بعد از آن نیز در جنگ رستم و اسفندیار زخم های رستم را درمان میکند و این پرنده نه تنها در بهترین دانشگاه های آن زمان پزشکی خوانده است که یکی از بهترین جنگ آوران آن زمان بوده و در تاکتیکهای جنگی به خصوص یافتن نقاط ضعف دشمن بی همتا بوده است, این پرنده همچنین استاد زبان شناسی بوده و به زبان های مختلف آن زمان سخن می گفته است!!!
باور کنید این تفسیر ها ظلم است به فردوسی طوسی، مردی که عمر خود را وقف احیای تاریخ ایران کرده است.
- سیمرغ در اوستا سئن و یا مرغوسئن (مرغ و سئن) است. و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است (بندهش) سین یا سئن خدای ماه در آسیای غربی, خدای سامی ها (اکد) بوده است. سامی ها در نواحی خوزستان و شمال زاگرس بودند. میان دو رود را از نظر نژاد مردمان در آن زمان به دو دسته تقسم کرده بودند:
شمال: 1. آشنویه = هوری، 2. ماریف 3 . آشوری، که مردم آن را هیکوس میگفتند.
جنوب: 1. السین، 2. لارسا، 3. بابل، اتحادیه ای که پایتخت ان بابل بوده است، کوه مرغ به به لاران (لارسا) است (بندهش).
ــ همچنین مرغو را میتوان مرگو خواند و مرگو = مرو است، پس منظور از مرگو سئن اوستا می تواند سین های ناحیه مرو باشد.
با مدارک بالا می توان گفت سیمرغ مردم جنوب بین النهرین، که در پزشکی پیشرفته بوده اند. این مردم حامی خاندان سام و پسر او زال و نوه او رستم بوده اند. خاندان سام به رغم پافشاری بی مورد مفسرین تاریخ در سیستان و در شرق ایران امروز نبوده اند. محل آنان در متون قدیمی زرنک نوشته شده که این لغت هیچ ارتباطی با سیستان که زرنک را به این نام ترجمه کرده اند ندارد. این گروه که از نژاد تورانیان (اشوریان) می باشند (شجره نامه بندهش)، حکومت قسمتهای جنوبی آشور را به دست داشته اند ( نیمروز توران و نه نیمروز ایران!)، این خاندان که به ایرانیان بیش از آشوریان علاقه داشتند در تمام طول تاریخ حامی ایرانیان بوده اند. در شرایط سخت این خاندان از سئن ها که در جنوب بین النهرین ساکن بودند کمک می گرفتند. طبق روایت بندهش و اوستا به محل زندگی سین ها چین استان (چینستان) می گفتند، و در همسایگی جنوبی آنان در سواحل خلیج فارس استان یا کشوری با نام هند قرار داشته است که امروزه به آن هندیجان گفته میشود. توجه: جهت نقشه ها، در همین وبلاگ به نام های جغرافیای تاریخی مراجعه نمایید.
انوش راوید: توضیح انوش با عنوان: تلفظ تاریخی نام های جغرافیایی، در اینجا.

عکس تاریخی هوایی از تخت جمشید، حدود 40 سال پیش، مشروح در تخت جمشید، عکس شماره 1103.
































