پرسش و پاسخ ویژه 67

پرسش و پاسخ ویژه 67

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس تاریخی حفاری تخت جمشید،  در اوایل قرن 20 ،  عکس شماره 1112.

   پرسش و نظر 1652:  با سلام و خسته نباشید، سوالی دارم:  در قسمت تخت جمشید شاهکار تاریخی نوشته اید: بعد از هخامنشی هرگز ما ساخت بنای آنچنانی را در هیچ جا ندیدم چون مردم دیگر آدمهای سابق نبودند که برده وار در خدمت شاه باشند و کاخها بسازند و با بد بختی در کوخها زندگی کنند، آیا واقعا در زمان هخامنشی اینگونه بوده زندگی مردم؟!! آیا این تحلیل ثبت پرداخت حقوق به کارگران را زیر سوال نمیبرد؟ با تشکر از آقای راوید، نحوه دریافت جواب را هم لطف بفرمایید. در ضمن آقای راوید بنده با توجه به علاقه زیادی که به مباحث تاریخی دارم و حل مشکل را در شناخت مشکل میدانم و شما نیز تحقیقات با ارزشی در این زمینه دارید، ....

   پاسخ انوش راوید:  جهت پاسخ مراجعه نمایید به:  کتیبه بیستون پایان شاه خدایی.

   نظر 1653 :  با سلام آقای راوید اول اینکه همه مردم ایران فارس نیستند مخلف بودن فرهنگ باعث بزرگی و جلب بودن تاریخ و فرهنگ ایران است به دنبال تاریخی بی قصد و غرض باشید اگر با خاصته شما تاریخ رقم می خورد دیگر جای بحث نیست نمی دانم فلان کس نبود آن شاه نبود پس اسم آنها چطور به تاریخ افتاده در تاریخ تحول زیاد است از تئوری مسخره ایرج افشار یا نویسنده هایی از این قبیل سالها می گذرد اگر واقعادلتان برای تاریخ می سوزد دنبال تاریخ واقعی باشید منطق و مطالعه خود را گسترش دهید با ترجمه های درغین از کتابهای نویسندگان خارجی آنها را هم بد نام نکنید آقای ورجاوند همان شخصی است که با خیال بافیوسوء استفاده از نویسندگان خارجی کتابی 100 صحه ی 500 صفحه می کند تعصب خشک خالی باعث عقب ماندگی و ضعف درتاریخ و فرهنگ می شود در همه کتابهای مرجع از آمدن آرییایها به مناطق خبر می دهد شما به دنبال تاریخ خود باشید همه دنیا چنگیز خان و تیمور را می شناسند شما مواظب خود باشید و تاریخ دیگران را تحریف نکنید.....

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دنیا چنگیز خان می شناسد ما هم می شناسیم دنیا آغا محمد خان قاجار هم می شناسد آیا او را می شناسید؟‌ یک کلام سوال کردیم عقل سلیم دارید جواب بدهید نیازی به هگر معلومات و منابع نداریم پاسخ بدهید:

  1. شخصی به نام چنگیز پسر بهادر از مغ استان کشور ایران (حدود ازبکستان امروزی)  قیام کرده است و حکومت زمان را بر انداخته است.  شخص دیگری به نام آغا محمد خان قاجار از همین ناحیه قرنها بعد قیام کرد و حکومت زمان را بر انداخته است بفرمایید چگونه است که قیام پسر بهادر یک حمله خارجی و اجنبی است ولی قیام آغا محمد خان یک قیام خودی است؟

  2. با توجه به اینکه مرزهای ایران در زمان مغول خیلی وسیع تر از مرزهای ایران در زمان قاجار است چگونه چنین مزخرفی را باور دارید که بیگانه به ایران حمله کرده است؟  کرمانی به اصفهانی حمله کند حکومت وقت را بر اندازد حمله بیگانه است؟ 

  3. چنگیز و اسکندر حمله کردند ایران را ویران کردند آنوقت نام فرزندان ایران را چنگیز و اسکندر می گذارند؟ آیا شما چیزی از اختلاف سلیقه افراد و گروهای مختلف در یک کشور واحد درک می کنید؟ وقایع نگاری که از دولت ساسانی پول گرفته هیچوقت نمی نویسد اسکندر یا اشکانیان خوب بودند اما شما چه قضاوت می کنید مهم است. در هیچ انقلاب و کودتایی هم شیرینی پخش نمی کنند خون است و کشتار و وحشیگری و آتش سوزی اما انقلاب و کودتا نشان از بی لیاقتی حکومت وقت است چرا بی مورد و بدون تفکر دفاع می کنید؟ اگر اسکندر و چنگیز به تصور ایرانیان ناجی نبودند نام فرزندانشان را اسکندر و چنگیز نمی گذاشتند کمی فکر کنید.

   متاسفانه بقیه سخنان مطرح شده از سوی شما قابل پاسخ نیست چرا که شما پرسش ها و نظرات خوانندگان را که نظر شخصی آنان است و برای ما قابل احترام  با پاسخ های ما  که نظر ماست درهم کرده اید همچنین برای شما احترام قائل هستم چرا که شما با نام و نشان و حتی شماره تلفن با ما تماس گرفته اید.

   اما گرامی توهین به اساتید کشورمان چه موافق نظرات شما چه مخالف نظرات شما بر این وبلاگ جایز نیست.

      لذا از شما تقاضا دارم در ارسال بعدی حرمت اساتیدی چون مرحوم  ایرج افشار را نگه دارید با سپاس.

   پرسش 1654:  با درود خدمت شما چند تا سوال داشتم ....

  1. اگر کسی به نام اسکندر به ایران حمله نکرده پس سلوکیان کیستند؟  و تمام مورخین در هلنی بودن فرهنگ سلوکیان اتفاق نظر دارند... یعنی ممکن است که یک سلسله اسرانی بوده که گرایشات هلنی داشته اند مانند پونتس؟؟.. آنگاه سلوکوس اول و آنتیوکوس کیستند؟؟  بطلمیوس چه میشود؟؟.  البته بعضی افراد در ایران هستند که دارای نژاد یونانی هستند وجود این افراد را چگونه توجیه میکنید....

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما سوالات شما در دو سال گذشته بارها و بارها بر این وبلاگ به صورت جامع با سند و توضیح تجزیه و تحلیل و بررسی شده است (رجوع کنید به بالا سمت راست ارشیو وبلاگ) لذا با اجازه پاسخی می نویسم برای اطلاع و اسناد بیشتر به وبلاگ و یا کتاب رجوع بفرمایید:

  1. حمله شخصی از شمال کشور سوریه امروزی به سال 320 ق.م  که به او الکساندر می گویند در تاریخ ما به نام کهرم (کی هروم) پسر ارجاسپ خیونی، ایونی، هیونی (خ،ه ، اَ در زبان پهلوی با یک صورت نوشته می شود لذا لغت ایونی خوانده می شود که همان قوم مشهور ایونی بین النهرین هستند) یک چشم مکتوب است و کی هروم پادشاه سوریه معنی می دهد. الکساندر نیز لقب است و نام نیست همچنین صورت سکه هایی که به او نسبت می دهد وجود چند شخص را ثابت می کند لذا شخصی از سلسله الکساندر های سوریه به سال 320 ق.م (به زمان گشتاسپ در تاریخ ایران) به ایران حمله کرده قصر شاه را می سوزاند دختران او را به اسارت می گیرد شاه را تا اسطخر دنبال می کند بابل را فتح می کند تا هندیجان ایران (خلیج فارس) پیش می رود و سپس کشته می شود 16 سال بعد خاندان الکساندر ها در سوریه توسط سلوکیان از میان می رود. سلوکیان پادشاهان رسمی سوریه هستند در غرب ایران و در محلی به نام باختریش (که بلخ در افغانستان نیست به کل اسناد ارائه شده در کتاب و وبلاگ رجوع کنید) با اشکانیان درگیر می شوند و اشکانیان آنان را به سوریه عقب می راند الکساندر و  سلوکیان هیچگاه به افغانستان و هند نرسیدند و فاتح ایران امروزی نبودند.  جنگهای آنان در شمال غربی ایران امروز بوده است که در آن روزگار البته در مرزهای ایران بوده است،  حال در همین تاریخ ایران 266 سال بعد از شخصی به نام اسکندر نام می برد که فاتح اروپا است لذا دقیقا نام کتاب "اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست" نژاد ایونی یا خیونی یا هیونی به استناد تاریخ ایران از همان نژاد جمشید و فریدون است چرا که تور پسر فریدون است ما و ایونی ها از یک نژاد هستیم اما آنچه شما امروز به آن یونان می گوید که منظور نژاد گریک Greek در اژه است ایونی ها از بین النهرین به سوی این جزایر مهاجرت کردند و با نژاد گریک Greek آمیخته شدند ما در ایران نژادی از گریکها Greek نداریم.  حال شما به قدمت آثار باستانی هم توجه کنید به صحت سخنان بالا پی می برید. یونان امروزی در اژه قدیمی ترین اثر باستانی این کشور 2700 سال پیش است قدمت آثار باستانی در ایران ایلام 5000 سال سیلک کاشان 7000 سال جیرفت حداقل 11000 سال و بین النهرین نیز با همین حدود  5000 الی 7000 سال  قدمت و مصر 4500 سال خودتان قضاوت کنید ما از آنان نژاد و فرهنگ و تمدن داریم یا آنها از ما؟

  2. هلنیسم :

   اول از همه خوب است  بدانید بر پشت سکه تیسانفر در زمان هخامنشی به زبان یونانی نوشته شده است پس الکساندر برای ما این زبان را به ارمغان نیاورده است که اشکانیان  تقلید کرده باشند ما (بین النهرینی ها) این زبان را به یونان به عاریه داده ایم.

  دوم جالب است بدانید بر پشت سکه های اشکانی حروف به حروف نوشته شده است. ف ی ل ل ح ن و ز این حروف را سرجمع کردند نوشتند دوستدار هلن که اشتباه است این حروف روی هم فیل اله نور است و به معنای (پیل در گویش کردی به معنی سکه)  که می شود سکه اله نور (و یا فیل در زمان فارسی به معنی بزرگ)  که می شود بزرگ اله نور (و یا فیل در گویش ایونی به معنی دوستدار) که می شود دوستدار اله نور است و اله نور همان ایزد مهر است که آن را به  دلیلی که در زیر خواهد آمد دوستار هلن (که همان هلیوس= مهر) است تفسیر کردند و حال در نهایت بی شرمی می نویسند دوستدار یونان و یک نفر نیست اعتراض کند به چه سندی دوستدار یونان؟

   در باب خود هلنیسم پاسخی بر این وبلاگ است که بدون تغییر لحن آن با اجازه عینا برگردان می کنم:

   پاسخ :  فرهنگ هلنی چیست؟ پشت سکه های اشکانیان نوشته شده است "دوستدار هلن" به چه مجوزی آن را "دوستار یونان" ترجمه کرده اند؟  نام کدام قسمت کشور یونان امروزی و یا کدام قبیله ی یونانی هلن بوده است؟ ریشه ی لغت هلنیسم از کدام لغت یونانی hellen,Helena,helios  گرفته شده و آیا مفهوم این لغات را بررسی کرده اید؟

 hellen به استناد ایلیاد هومر  نام یکی از پسران پریام و یکی از دلاورانی بوده که بر ضد یونانی ها می جنگیده است! این که خود یونانی نیست که هیچ!  دشمن یونانی ها هم بوده است. در مورد نام جد بزرگ او نیز قبل از آنکه سخنی به میان آورید از معابد و آثار بارمانده  آکی ها, آشایی آن (Achaean) در نینوا پایتخت آشور دیدن بفرمایید. و بعد به ما بگویید چهار پسر او (jon,dorus,aiolos,achaios) که aiolos ایلوس آن جد هلن پسر پریام است و با عمو زاده گان خود یون ها و اشاین می جنگیده در بین النهرین بوده اند و یا در جزایر دریای اژه!

Helena : در افسانه های یونانی باستان آمده است که دختر زئوس و لداس بوده و از تخم پرنده بیرون آمده است! شاعران یونان باستان او را زنی زیبا و بی وفا وصف کردند. آیا می پذیرید که نام زن بی وفایی را که از تخم بیرون آمده روی فرهنگ بزرگی گاشته باشند؟

Helios  = یونانیان باستان او را خدای روشنی می دانستند که سوار بر ارابه با اسبان سفید روزها در آسمان جولان می داده و شب هنگام در زورق زرین به پایگاه نخستین باز می گردیده است.

این که تعریف مهر (میثره , میترا) خدای مهریان است! برای این خدا, اهورا میترا که ما هزاران سند در کتیبه ها معابد و متون پهلوی داریم! این اهورا که یونانی نبوده!

   حال که هلییوس ایزد یونانی و مهر ایزد ایرانی یک صفت دارند یک فرهنگ آن را از فرهنگ دیگری به عاریه برده است (دزدیده است). قدمت آثار باستانی  یافت شده از آیین میترایی در ایران 7000 سال می باشد.  قدمت آثار باستانی که نشان ایزد هلیوس یونانی بر آن است چقدر است؟

   ادامه پرسش:  2- آیا این درست است که میگویند نژاد لرها و کرد ها به سکا ها میرسد...؟/  پیشاپیش از پاسختان تشکر میکنم...

   پاسخ پرنیان حامد:  سکستان و بلوچستان اولیه به استناد شهرهای ایرانشهر و دیگر متون پهلوی و.... وسط کردستان امروزی بوده است رسما نوشته یکی از هفت کوهیاران کردستان بلوچان است. کوه ابرسین این متون اگر رسته کوه زاگرس است (که ثابت شد هست) یک سرش به خوزستان (چین استان) است سر دیگرش به زرنک (زرنک می شود وسط کردستان) و تیغه ای از آن به خوراسان (به معنی شرق) می رود (می شود رشته کوه های البرز امروزی) رستم اگر حکومت نیمروز را دارد نیمروز توران است نه نیمروز ایران که سیستان و بلوچستان امروز باشد اینها همه می شود خود کردستان و لرستان حال تعدادی از انها مهاجرت کردند به غرب به سوی دریای سیاه دلیل نمی شود، آنها نژاد از کردها و لرهای ما دارند نه برعکس یک بار دیگر از شما تقاضا دارم به قدمت آثار باستانی  منطقه کردستان و لرستان و آثار باستانی جنوب دریای سیاه و لیدی ریزنگری بفرمایید ببینید قدمت کدام بیشتر است.  پاینده باشید

   پرسش 1655:  درود … سپاس از زحمات شما …. نظرات وبلاگ و سایت شما بسیار تعجب برانگیز است …  حمله اسکندر دروغ؟  پس اسکندر که بود؟ حمله عربها دروغ ؟ پس چه؟  حمله مغولها دروغ !!!  پس چه بود؟  در تمامی منابع دنیا نوشته شده این حوادث !!!!  مغولها حتی تا اروپای مرکزی هم رفتند .!!!  اینکه تمامی انسان های روی کره زمین از یک تبار و ریشه اند به احتمال درست است …. انسان را به یاد آیه قرآن می اندازد …. =  همه شما در ابتدا امت واحده بودید و ما شما را پراکندیم/ و….

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اسکندر از نژاد ماد فاتح اروپا بود الکساندر کهرم تاریخ ایران با 266 سال فاصله زمانی است،  به من گفتند در زبان آذری هم شعری هست که می گوید اسکندر فاتح غرب بود.  حمله عرب دروغ نیست اما آنچه مکتوب است دچار تناقض شدیدی است که باید به صورتی جدی و مو به مو بررسی شود. انقلاب چنگیز نیز رخ داده است،  اما چنگیز پسر بهادر از مغ استان ایران (ازبکستان) نمی تواند اجنبی و بیگانه باشد این شورش تنها یک انقلاب میهنی بوده است. در منابع دنیا با دستکاری نوشته شده است مغول اگر از نژاد زرد بوده است،  و به قول شما تا اروپای مرکزی رفته باشد چون نژاد زرد غالب است همه ما  تا اروپای مرکزی باید چشم بادامی باشیم چنین چیزی نیست به امت واحد کاری ندارم به تمدن اول جهان قبل از مهاجرت آنها کار دارم این تمدن در جیرفت ایران بوده است هر کس تمدن و خط دارد لذا تاریخ مکتوب دارد شاید در اروپا هم قهرمان داشتند نتوانستند بنویسند چیزی باقی نمانده است آمده اند دلاوران ما را تقسیم کردند به خود نسبت می دهند بین افغان و آذری  و کرد و لر و... تفرقه می اندازند از آب گل آلود ماهی بگیرند آگاه باشید.

http://www.ravid.ir

پرسش و پاسخ ویژه 66

پرسش و پاسخ ویژه 66

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1642 :  من بسیاری از مطالب شما را مطالعه کرده ام و تلاش شما برای برداشتن دروغ ها از تاریخ را تحسین می کنم اما در بعضی از مطالب شما اشکالاتی وجود دارد که لازم دیدم به آن اشاره کنم:

اول: در چند جا به مردمان سلتی اشاره کردید که قبل از این که رومیان مدائن به اروپا بروند در اروپا ساکن بوده اند و مردمی گوش دراز و مو سیاه بوده اند اما این چنین نیست سلت ها دسته ای جدا شده از سکاها (سکا> سکلت> سلت) بودند که 700 سال از قبل میلاد در اروپای مرکزی و سپس کل اروپا ساکن شدند این ها همچون سکاها موهای بلوند داشتند و گوش دراز آنان ارثی نبوده بلکه اکتسابی بوده (احتمالا از کودکی گوشواره های سنگین به گوش هایشان آویزان می کردند.) هر چند در اروپا مردمان مو سیاهی که شما می گویید سکونت داشته اند اما سلت ها نبوده اند.

پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،  شما استناد می کنید به تاریخ مکتوب اروپایی که حتی تا پس از میلاد خط و زبانی نداشتند که اثری از آنان به صورت مکتوب باقی مانده باشد. من استناد می کنم به باز نوشته شده های تاریخ ایرانی که حداقل 7000 سال وجود خط  زبان در این منطقه اثبات شده است و آثار به جای مانده باستان شناسی در آن اروپای بی زبان.

   فردوسی:

* همه روی هاشان چو روی هیون  <><>  زبانها سیه دیدهاشان چو خون *

*  سیه روی و دندان ها چون گراز  <><>  که یارد شدن نزد ایشان فراز  *

عکس سکه ای از گالیرها (سلتها)

   همچنین می دانیم که کلاه خودها و سپر های سلتی دارای نشان گراز بوده اند:

*  همه تن پر از موی و رخ همچو نیل  <><>  بر و سینه و گوشهاشان چو پیل  *

*  بخسبند و یک گوش بستر کنند  <><>  دگر بر تن خویش چادر کنند  *

    و سپس به من بگویید این گوشواره هایی که گفتید را به سمت بالا آویزان می کردند که در آثار باستانشناسی آنان این گوشها به سمت بالا است؟‌

عکس یک مجسمه کوچک زیر خاکی سلت در موزه لندن،  عکس شماره 6169.

   ادامه پرسش:  دوم: فرمودید مجسمه هایی که می گویند مال اسکندر همه مهر ایزد خورشید هستند اما مجسمه های هلیوس- آپولون- هرمس- پرسیوس و به صورت مونث سلنه خواهر هلیوس همگی این تیپ و قیافه را دارند حتی مجسمه حضرت داوود ساخته میکلآنژ هم شباهت زیادی به مجسمه مهر دارد گویا این ها یک نفر یا یک خاندان بوده اند. بنابراین بعید نیست مجسمه های منتسب به اسکندر خود او باشند.

   پاسخ پرنیان حامد:  تنها گفتم صورت مجسمه ای که در ترکیه به الکساندر یونانی نسبت می دهند شبیه مجسمه مهر در اروپا است اما این مجسمه ها و افرادی که شما نام بردید از همان هلیوسی که صبح ها از شرق بیرون می آید و با گردونه به غرب می رود ایزد مهر ایرانی است تا پرسیوس پارس نژاد و.... همه و همه دزدی ایزدان مشرق زمین هستند و....

   ادامه پرسش:  سوم:  در نوشته های شما همیشه یک نوع غرب ستیزی وجود دارد اما غربی ها کیستند؟ اروپای شمالی (اسکاندیناوی- آلمان- انگلیس) و آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) آیا این مردم و دست کم حاکمانشان همان نوادگان رومیان مدائن نیستند که به غرب کوچ کردند؟ بدین ترتیب طبیعی است که بخواهند قدرتمند باشند و به اسکندر کبیر (از تبار مادها و کاسها) افتخار کنند.

   پاسخ پرنیان حامد:  افتخار کنند به اسکندر ماد نژاد از مدائن  به همان شخصی که نام کشورشان اسکاندیناوی (به زبان پهلوی اسکان دینا وی = اشکان دین آور) از اوست نه آنکه ابر مرد ایرانزمین را یونانی کنند ما با کسی ستیزی نداریم. رسما مکتوب کنند افتخار می کنیم که ایر هستیم، افتخار می کنیم که نام سرزمینمان از ایرهاست (ایرلند)، افتخار می کنیم که ایرانی هستیم و بزرگترین افتخار مان اسکندر ایرانی ماد نژاد از مدائن است و تاریخ و تمدنمان را مدیون او و ایرانزمین هستیم. کجا چنین چیزی را مکتوب کردند؟

   پرسش 1643:  درباره آتلانتیس بگویید آیا در ایران بوده است؟

   پاسخ انوش راوید:  بنظر من در ایران بوده است،  از اینکه افلاطون نوشته جزیره در وسط دریاها و اقیانوس صرفاً منظورش اقیانوس امروزی نبوده،  می تواند وسط رودخانه یا مابین دو رود خانه باشد، امروزه جزایر زیادی وجود دارند،  که در دریا ها نیستند،  مانند پایتخت کشور الجزایر.  در کاوش های شهر کهن جیرفت،  کتیبه ای در عمق دوازده متری زمین یافته اند،  که با سه کتیبه دیگر از لحاظ حروف متفاوت است،  شاید محل آتلانتیس بوده باشد،  زیرا در جغرافیای طبیعی هلیل رود متوجه شده ام،  هر 10 - 15 قرن یک طغیان عظیم دارد،  و زمین و آبادی را یک شبه از بین می برد.  در باره این شهر کهن بانوی گرامی پرنیان حامد می توانند توجه نظر نمایید،  زیرا ایشان نسبت به نوشته های کهن مانند هومر و افلاطون و غیره حرفه ای هستند.

آتلانتیس = (آت = آتش، آذر، آفتاب +  لان = جایگاه، سرزمین، لند +  تیس = تیز و بلند) =  جایگاه آتش بلند،  که گویا معبد آتش و خورشید با ستون های بلند یا هرم بلند مانند جغامیش داشته است.  درصورتیکه بتوانیم ثابت کنیم این شهر در یکی از محل های تاریخی ایران بوده است،  تمدن شهر نشینی و نویسایی در ایران به بیش از 15000 سال می رسد.

نقشه مسیر هلیل رود و دو شهرستان جیرفت و کهنوج

   نقشه مسیر هلیل رود و دو شهرستان جیرفت و کهنوج،  که یکی از بزرگترین مراکز کشاورزی ایران است،  عکس شماره 5921،  در این محل ها باید دنبال آتلاتیس گشت.  غربی های باستان شناس با گمراهی از دانستن دروغ های تاریخ،  سالهاست دارند وسط اقیانوس اطلس دنبال آن شهر می گردند،  و خودشان را مسخره کرده اند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما گفته های آقای راوید را تایید می کنم اقیانوس افلاطون، هومر و هردوت نام یک رود است،  هرودوت رسما نوشته است اقیانوس یک رود است.  در متون پارسی اما این رود که آبهای اباختر را به نیمروز می برد دوباره به اباختر باز می گردد (فراخگرد)  لذا ایرانیان از وجود اقیانوس امروزی و گردش آب در زمین خبر داشتند اما  مورخین ایونی که به درستی مفهوم آن را ندانستند تنها به همان رود، اقیانوس می گفتند همچنین در باب تمدن جیرفت باید خیلی بیش از این تحقیق کنیم.  پیدا شدن جیرفت در ایران به بسیاری از سوالات حل ناشده تاریخ از جمله مهاجرت آریایی هایی که شروع آن را از هند یا قفقاز می دانستند پاسخ می گویید. مهاجرت آریایی ها 5116 سال پیش به استناد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی بر اثر آب گرفتگی شدیدی در منطقه جیرفت به احتمال زیاد  از این مکان آغاز شده است.

   پرسش 1644:  درود، در استان مرکزی (شهر اراک) به سمت بروجرد روستایی است به نام تور. این همان تور در شاهنامه است؟  مرز بین ترکان و چین در این ناحیه می تواند باشد؟

  پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  مرز چین و توران در زمان مشخصی از تاریخ (تقسیم کشور توسط فریدون در میان سه پسرش) می تواند در این مکان باشد تنها تقاضا دارم به مرور زمان  و جابجایی اقوام توجه داشته باشید همچنین توران پادشاهی بزرگ بوده است که نمی تواند در یک دهکده باشد لذا تنها مرز توران می تواند باشد.

   پرسش 1645:  باسلام،  1. آیا کلمه چین به معنای مرکز یا وسط است و کلمه ماشین (machine) از ماچین گرفته شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  در جایی ندیدم چین به معنی وسط باشد.  چین به اثر تغییرات زمین بر اثر فشار گفته می شود لذا چین را می توان کوه ترجمه کرد اما اینکه معنی مرکز داشته باشد عجیب است  لغت چین همان سین و ماچین به معنی ماورای چین (بالای چین) می توان تعبیر کرد  چین استان جنوب کوه زاگرس و ماوراء چین یا ماچین قسمت شمالی آن بوده است اما تصور نمی کنم با لغت ماشین امروزی ارتباطی پیدا کند. سین (چین) همچنین خدای ماه در بین النهرین بوده است.

   ادامه پرسش:  2.اگر کلمه (scan) یک کلمه پارسی است و این کلمه وارد لغات انگلیسی شده وقتی کلمه ارب را در (Google translate) به انگلیسی ترجمه کنید آن را(orb scan) نشان میدهد.

   پاسخ پرنیان حامد:  متاسفانه متوجه این قسمت پرسش شما نمی شوم اگر ممکن است  منظور را توضیح بدهید با سپاس.

   ادامه پرسش:  3. آیا مصر تغییر یافته مهر است؟ مایا چطور؟

   پاسخ پرنیان حامد:  مصر به شاه نشینی می گفتند که منشور داشته است در تاریخ ها کرمان آذربایجان، اصفهان و خیلی از مراکز بزرگ ایران رسما با عنوان مصر آمده است.  نام  کشوری که امروز به آن مصر می گوییم اگیپتوس بوده است.  درباب مایا هیچ نمی گوییم اصلا اینکه با این فاصله و در آن زمان چگونه این  فرهنگ و تمدن دارای نشانه ها و خط مشترک با بین النهرین است چنان جای سوالات و شکی  پیش می آید که تا زمانی که پاسخ سولات خود را نیافتم در این باب هیچ اظهار نظری نخواهم کرد  پاینده باشید.

   پرسش 1646:  باسلام به مدیر وبلاگ آقای راوید یا خانم پرنیان حامد بنده یکی از طرفداران شما در زمینه ی اسکندر اشکانی هستم.  اما به شخصه در رابطه با مکان تروآ، معتقدم در شمال ایران کنونی و در نزدیکی دریای خزر است و در پی این جنگ، پارتیان توانسته اند که یونانیون را تا دریای مدیترانه عقب بکشند.  دلایل بنده به شرح زیر اند:

 1: آپولو خدای خورشید در جنگ تروآ، طرفدار تروآیی ها بوده و خدای پارتیان نیز خورشید(مهر) بوده.

 2: پریاموس نام شاه تروآ، در زمان جنگ تروآ، نامی ایرانی است. (معادل پرهام کنونی)

 3: نام یکی از دختران پریاموس، کاساندر بوده که به نام کاساندان (همسر کوروش کبیر) بسیار شبیه است و چه بسا این نام را در آن زمان این گونه تلفظ می کردند.

 4: نام پدر بزرگ پریاموس، ایلوس بوده و همان طور که می دانید، ایلوس به معنی فرزند خدا و برابر بغ پور است.

 5: شما از دو رود نام بردید. در حالی در شمال کشور بسیار دیده می شود که دو رود در نزدیکی یک دیگر باشند.

 6: خود شما می گویید تروس اسبان پرآوازه ای داشت و اسبان پارتیان نیز بسیار سریع و چست و چابکند و معلوم است که پرآوازه می شوند.

 7: نام یکی از فرزندان پریاموس اسکندر است که خود می دانید نامی ایرانیست.

 8: هرودوت قبل از تعریف ماجرای اسکندر پسر پریاموس می نویسد: «از ایرانیان که در تاریخ تبحر دارند، شنیده ام... .» این خود ثابت می کند که این داستان در میان ایرانیون نیز کم و بیش وجود داشته.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مصاحبت با  افرادی چون شما و اطلاع از وجود هم میهنانی چون شما در کشورم  باعث افتخار است، با سپاس فراوان از ارائه اسناد. آنچه می فرمایید کاملا مورد تایید تنها مشکل آن محل اصلی پارتیان است که از شما تقاضا دارم بیشتر توجه بفرمایید:

   چنانچه بپذیریم پارتیان در شرق دریای کاسپین (خزر امروزی بودند) حق با شما خواهد بود محل جنگ تراوا به شمال ایران امروزی کشیده خواهد شد اما با اسنادی که در کتاب ارائه شد محل اصلی پارتها در غرب دریای خزر بوده است نه شرق آن،  یک  نمونه از این اسناد را برای شما می آورم (برای اسناد بیشتر به کتاب رجوع بفرمایید)،  هیرکان نمی تواند گرگان امروزی در شرق ایران باشد،  کتاب صفحه 38:

   هیرکان (گرگان! ):  هیرکان گرگان امروزی نیست.

   هیرکان از یکسو همسایه آسوری ها (ارومیه) و مرز دیگرش به دریای خزر است مردمش با اران ها هم پیمان می شدند.  در آذربایجان خاوری است. هنوز هم مکان هایی با نام هیر= کشتزار دهی در جنوب خاوری اردبیل و هیران دهی پیرامون آستارا موجود است. (احمد حامی)

   گزنفون می نویسد : هیرکانی ها همسایه آشوری ها و لیدی ها بودند.

.........................................................

    نه فقط هیرکان که تک تک مکان های نامبرده در تاریخ های قدیم دچار همین تناقض است. لذا محل اولیه پارتها در شهر نسایی است که به استناد کتیبه داریوش در بیستون و اوستا  در غرب ایران امروزی و نزدیک بیستون است.

...........................................................

   کتاب صفحه 37:

   نسایه:  در میان مرو و باختریش است (اوستا)  داریوش شاه گوید: من مغ گئومات را  در دژ سکا اوواتیش در ناحیه نسایه در ماد کشتم (کتیبه بیستون) ماد در شمال غربی ایران امروزی بوده است.

............................................................

   نسایه در شرق ایران که آثار پارتیان در آن یافت شد بعدها توسط آنها فتح شده است به علت همین اشتباهات مکانی است صد دروازه را در دامغان و قوچان و همدان نیافتند و آثار اشکانیان و پارتها به درستی یافت نشده است در مکانی اشتباه جستجو می کنند.

   حال گرامی پارتیها اگر در غرب دریای خزر باشند جنگ تراوا و خود تراوا به استناد همه مدارک موجود و مدارکی که خود شما ارائه دادید در میان دو رود بزرگ دجله و فرات و جنگ در میان دو قوم شمالی (ایونی ها) و جنوبی این رودخانه سکاماندر که شمالی ها به آن خانت می گفتند صورت گرفته است.

   در ضمن جالب است بدانیم سازنده شوش آقا ممنون است و نام پسر منلاس بغ پنتوس است. نام پسر زئوس پرسه است و نام کتاب هومر یادنامه ایلان = ایل یاد و ایلان به استناد آثارالباقیه نام اقوام شمالی ایران در شمال دجله بوده است این اسناد اسناد شما و دیگر اسناد گویای آن است که این جنگ در بین النهرین بوده است و هیچ ارتباطی با نژاد و کشور قوم گریش (greek) ندارد.

   مورد 8 که به آن اشاره فرمودید و در کتاب نیز ذکر شده است نشان از آن دارد که خود تاریخ هرودوتی که به آن استناد می کنند بازنویسی شکسته ای از تاریخ ایران است و افتخار او اتحاذ تاریخ ایران بوده است اصل این تاریخ به همت و کوشش بزرگوارانی چون فردوسی طبری بیرونی و.... در دسترس ماست حیف است که به عنوان یک ایرانی به جای احیای این تاریخ از  تاریخ های شکسته بیگانگان ماخذ بگیریم،  پاینده باشید.

   نظر 1647:  درود ..... از زحمات شما بسیار سپاسگزاریم ... مطالب وبلاگ بسیار خوب است ...

زبان تالشی :  کا= خانه،  کله= دختر،  ژن= زن،  زوئه= پسر،  چتین= سخت،  چوک- کوک- خوس- فَر= همه اینها به معنای (خوب) ولی در مکان ها و زمانها و حالات متفاوت باید به کار برده شود .... کاگ = مرغ، کیجه= جوجه، بژی= زنده= روحی و معنوی، ساغ= زنده= جسمی- مادی،  پاینده باد ...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما برای اطلاع خوانندگان وبلاگ برگردان خواهد شد.

   پرسش 1648:  سلام،در قرآن سوره ای است به نام الروم که ایات 1 تا 4 آن اشاره دارد به شکست رومیان و بعد از آن شکست، رومیان پیروز خواهند شد. ایا اشاره به فلیقوس و اسکندر دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور نمی کنم اما برای اطمینان از یک مجتهد بپرسید من صلاحیت قضاوت در این موارد را ندارم

پرسش یا نظر 1649:  روداکسیوس (axius) که دراطراف پلاو در یونان است با روداکسوس (oxus) تفاوت دارد .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و درود و اگر پلا در یونان و مقدونیه امروزی نباشد؟

   رجوع کنید به مقاله "سکه ها سخن می گویند"‌  در این وبلاگ،  ثابت شد سکه های الکساندر تنها به زبانی که در شمال سوریه بوده است به صورت الکساندر خوانده می شود و در هیچ خط و لهجه  یونان و مقدونیه امروزی  این سکه به این صورت خوانده نمی شود سپس سندی نیز زیر آن آورده شد که نشانگر محل واقعی پلا بود:‌

   بتازگی آثار قوم هند و اروپایی دیگری در آسیای صغیر بدست آمده  این قوم به پالایی (palaits  ) موسوم است و از زبان آنها در متون میخی بغازکوی یاد شده،  این زبان با هیتی میخی به خصوص زبان لویی از یک ریشه بوده و پایتخت این دسته از هندو اروپایی ها به نام پلا (pala) در نواحی شمال سوریه قرار دارد،  (تاریخ ملل قدیم آسیای غربی– تالیف احمد بهمنش انتشارات دانشگاه تهران  239 به سال 1333)

.............................................................

   این سند را هم از شهرستان های ایرانشهر در نظر داشته باشید:

   شهرستان وندییوگ شاپور و شهرستان ایران خورده کرد شاپور را شاپور پسر اردشیر ساخت و آن را پلا پات نام نهاد.

...........................................................

      پس پلا آباد یک نام ایرانی است که شاپور روی شهر می گذارد! مردم شمالی سوریه هم مهاجرینی از پلا ایران به پلای این مکان هستند لذا ما در مردور زمان شاهد سه پلا هستیم.  پلا اصلی در اطراف رود اکسوس که با یک ی اضافه شده در میان آن با این همه سند محل آن را نه به افغانستان و نه به یونان و مقدونیه امروزی واگذار نمی کنیم (رود اکسوس از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد و به دریای کاسپیان میریزد (تاریخ هرودوت) پلا اصلی هم در منار آن است.  پلا شهری نامگذاری شده توسط مهاجرین پلا نژاد اصلی که در سال 320 ق.م در شمال سوریه بوده است و با رود اکسوس اصلی ارتباطی ندارد.

پلا خیالی و جعلی در دوران بیزانس بوجود آمد،  زیر همان مقاله سکه ها سخن می گویند از همه هم وطنان عزیزم تقاضایی داشتم،  توجهی نشد، بانویسی می کنم،  در اینجا یاد می کنم از استاد کشورم اصلان غفاری روحش شاد باد:

    بی هیچ تردید پیاده کردن نام مقدونیه در منطقه  ارکه لائوس پس از جعل قصه الکساندر به وجود آمده و چنان که اصلان غفاری نیز گفته است،  از دروغ سازی های دوران بیزانس است.

   از مردم کشورم تقاضا دارم به گفته این اساتید کشورمان (احمد حامی، ذبیح بهروز، اصلان غفاری، پوران فرخزاد و....)  بیشتر توجه کنید همانگونه که مشاهده می فرمایید سخنان این بزرگواران قابل اثبات است،  پاینده باشید.

   پرسش 1650:  با سلام خدمت شما استاد گرامی و بزرگوار،  با کسب اجازه از شما استاد محترم یک پرسش دارم:

ایا داریوش سوم که در کتب تاریخی از شاخه فرعی هخامنشی معرفی میشود از شاخه کوروش است؟ با توجه به اینکه حکومت در دستان نوادگان داریوش بود که ان زمان شاخه اصلی محسوب میشدند. با تشکر فراوان

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . داریوش سوم از شاخه کوروش نیست. افرادی که در تاریخ می توانند از شاخه کوروش و بردیا باشند فروتیس مدی که با داریوش اول درگیر شد، اردشیر سوم و اسکندر (ماد نژاد میترا مذهب به سال 73 ق.م نه الکساندر یونانی) هستند. همچنین برای اطلاع شما لازم به تذکر می دانم که اثبات وجود داریوش سوم از روی اسناد به جای مانده کمی مشکل است او سکه ندارد او مقبره ندارد و با وجود او 222 سال حکومت هخامنشی در تاریخ اصلی ما درست در نمی آید. تاریخ درهمی که برای ما نوشتند ممکن است دو سه عدد داریوش و اردشیر اضافه داشته باشد هر جا که گیر کردند و سال برای پر کردن این 266 سال فاصله اسکندر و الکساندر کم آوردند یک اردشیر و داریوش اضافه کردند عدد 2 و 3 و 4 و 5 جلوی آن گذاشتند برای آنکه ثابت کنند این لوحهای بابلی مربوط به الکساندر یونانی است (که هیچ ارتباطی ندارد) اردشیر پنجم و داریوش چهارم هم خلق کردند.

    نمی خواهم جسارت کنم و یک پادشاه را نادیده بگیرم اما آنچه از مدارک و اسناد و مقایسه آن با تاریخ ایران برداشت می شود به صورت زیر است و تصور می کنم به عنوان یک مشت ایرانی وطن دوست باید این ایراداتی که به عمد وارد تاریخمان کردند را بر طرف کنیم تا دیگر در این کشور شاهد افراد سود جویی نباشیم که از این ایرادات سوء استفاده کرده عوام را با رد خاندان هخامنشی در این کشور فریب می دهند و جیب خود را پر می کنند.  حکومت هخامنشی در ایران به استناد گفته منجمین و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه: از جلوس کوروش کبیر تا جلوس اسکندر 222 سال بوده است.

      از کوروش کبیر 559 ق.م (مکتوب در تاریخ های دیکته شده) تا ارشک پسر اردشیر سوم 336 ق.م (به استناد همان تاریخ ها ) می شود 223 سال این یکسال اضافه را هم  نادیده می گیریم حکومت هخامنشی در اینجا تمام است ما داریوش سوم نداریم نه به استناد تاریخ خودمان نه به استناد مکتوبات منجمین، نه به استناد سکه ها و مقبره و از همه مهمتر آنکه همه شاهان هخامنشی سنگ لوح شجره نامه دارند ما سنگ لوحی برای شخصی با عنوان داریوش سوم نداریم!  هیچ کجا ننوشته من داریوش پسر ارشام پسر اوسان پسر داریوش پسر اردشیر پسر خشایار پسر داریوش .... شاه این کشور بودم! بر هیچ سنگ قبری نوشته نشده اینجا مقبره داریوش پسر ارسام از خاندان هخامنشی است. هیچ کاسه یا کوزه ای نیست که پشت آن نوشته باشد من داریوش پسر ارسام شاه شاهانم. دو سکه موجود است نمی توانند مشخص کنند کدام داریوش است در آخر هم گفتند سکه مال داریوش دوم است. یک چنین شاه بی سندی به راحتی می تواند ساخته همان دوران بیزانس باشد برای یک شاه بی سند اضافه تاریخ کشورم را به هم نمی ریزم که بگویند الکساندر خارجی  بر شما پیروز شده است لشکرش زنان ایرانی را عقد کردند و شما از نسل ما هستید.

    خیر گرامی این تاریخ های مکتوب شده به عمد  نوشته شده است  و ایراد دارد همت کنید تاریخ کشورمان را احیا کنیم و افتخارات کشورمان را پس بگیریم که وارثان قدیمی ترین فرهنگ و تمدن بوده (جیرفت یازده هزار سال، سیلک کاشان هفت هزار سال، ایلام شش هزار سال و ...)، شاهان مان بنیانگزاران حقوق بشر در جهان (کوروش کبیر) و حکومت های مان اولین جمهوری های فدرال جهان با آزادی کامل (ملوک الطوایفی) بوده است.  پاینده باشید.

   پرسش 1651:  درود. چندی پیش خوانده بودم که شما درباره ی جشن سده گفته بودید احتمالا به خاطر فاصله ی 100روزه تا جشن قله است. ولی باید گفته ایرانیان باستان تنها 2 فصل تابستان (از فروردین تا پایان مهر) و زمستان (از آبان تا پایان اسفند) را داشته اند. چون در روز 10 بهمن، سد روز از آغاز زمستان می گذشت نام این جشن را سده گذاشته بودند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  سابقه تاریخی جشن های اروپایی - پنجشنبه یکم دی 1390

http://www.cae.blogfa.com/post/14

 " شاید چون  از این روز تا روز گرد آوری قله در نواحی جنوبی ایران یک صد روز فاصله است, بدین سبب این جشن را سده نامیدند. ....... در جشن سده در نوشته های اسلامی بخصوص در کیمیای سعادت سخن از وجود صورتکها و بخصوص سپر و شمشیر می رود که معرف  نبرد متقابل میان گروه هاست. ما حتی از اجرای مراسم ارجی در این عیاد با خبر هستیم. (مهرداد بهار) "

..................................................................

    گفته از من نبود از استاد کشورمان  مرحوم مهرداد بهار است نام ایشان هم بر زیر گفته ها تا آنجا که گفته های  ایشان بود در کمانک بر وبلاگ مکتوب است.  آنچه شخصا به آن اعتقاد دارم سده جشن 40 روز پس از تولد مهر (یلدا) است و پایان چله بزرگ زمستانی است،  که شروع چله بزرگ شب یلدا است و این مراسم دقیقا با آب و هوای کشور ما هم خوانی دارد.  

http://www.ravid.ir

تبریک پیروزی در فوتبال

 

پیروزی تیم ملی فوتبال ایران،  و ورود به جام جهانی در برزیل را،  با شادمانی بسیار تبریک می گوییم.

   توجه:  در ادامه پرسش و پاسخ پست قبلی درباره اسکندر و الکساندروس،  نظر زیر در اینجا نوشته است،  عزیزان علاقمند و متخصص می توانند نظر های علمی دهند و پیگیری نمایند.

   اصل مطلب از اینجا:  با توجه به مطالب ابتدایی جستار و توضیحی که جناب آقای راوید آوردند که رد فرضیه بنده بر یکسان بودن این دو کلمه (به هیچ عنوان از شخصیت ها صحبت نمی کنم) می باشد، نیاز دیدم توضیحی را اضافه کنم که در ذیل می آید.
   همانطور که در ابتدای جستار آمد این نام یعنی سکندر به صورتهای مختلف در زبانهای گوناگون تلفظ شده و گهگاه معانی متضادی هم باهم دارد که نمونه های دیگر را می توانید در زبان فارسی و دیگر زبانها با کمی جستجو بیابید.
الکساندروس / یا الساندروس = ال + کسان/سان + دروس/ روس
آل علاوه بر معنی و مفهوم خاندان و ایل و طایفه معانی دیگری نیز چون سرخ، بی حیا و ... را دارا می باشد.
آل = خاندان
کسان = کس + ان = مردم + ان
سان = خورشید = کوه = پسر
دروس = د + روس = در + روس
روس = روز = رز = روش
اسکندرون = آس + کن + درون
آس: اجداد [ است ها ] ی کنونی گاه در متون تاریخی آلان و آس را با هم آورده اند .
کن = خانه = دنیا = معدن و ...
خانه دان = آل = کسان
درون = دروم = دروس
دشت رون: نام قدیمتر دشت روم .
اسکندرون = اس + کن + درون = آل + کانه + دروس = الکاندروس = الساندروس
و معانی و حالات گوناگون دیگری که از این لغات می توان در گویش ها و یا مناطق مختلف این کره خاکی برداشت کرد.
الکساندروس = آل + کساندروس = آل + مردمان روز
الساندروس = آل + ساندروس = آل + کوروش = نسل کوروش
حال سوال اینست: کدام کوروش؟ کدام الکسندر؟ کدام سکندر؟

عزیزان علاقمند و متخصص در این بحث اینجا شرکت کنند.

   نظر:  آقای انوش در این که شما استاد ما هستید و منبعد نیز خواهید بود شکی نیست ولی دلایلات و آثارهایی وجود دارند که وجود و حضور تموچین را در سرزمین مادری مان اثبات میکند هر چند دل خوشی از آن نداریم بالاجبار باید پذیرفت

   پاسخ انوش راوید:  تمو چین به معنی بزرگ چین است،  تم= شبه و مه،  و تمو به بزرگان برخوردار از عالم دیگر گفته شده است،  هنوز در روستاهای نبمه جنوبی ایران از واژه تم و تمو استفاده می شود،  چین منظور چین استان ایران است،  این واژه یا نام،  هیچ ربطی به کشور های کنونی چین و مغولستان ندارد،  زیرا در آن زمان نام آن کشورهای چیز های دیگر بود.  به چند مطلب از دروغ حمله مغول به ایران توجه فرمایید:

   نظر قابل بررسی انوش:  اشخاص دانشور علم جغرافی ـ تاریخ نباید به موضوعات سطحی نگاه کنند،  باید تمام مسائل را همه جانبه و با مدارک واقعی بررسی کنند،  و اساس جامعه شناسی تاریخی، روان شناسی تاریخی را در نظر داشته باشند.  تاریخ علم کمی نیست،  به وسعت میلیون ها کیلومتر مربع،  میلیاردها انسان، و هزاران سال است.  شهر دامغان،  که در واقع دم مغان است،  دم یا دام به معنی خانه و تکیه و به معنی انتهای هر چیز نیز می باشد،  مغان نیز مرکز و جمع مغ ها است،  دم مغان یا با تغییر آوا دامغان.  مرکز مغ ها که مغان باشد بوده است.  مغول جمعی از مغ های مغان است،  و مغولستان نیز استان سمنان کنونی ایران بوده است،  که تا شهر تاشکند کشور ازبکستان را نیز زیر نفوذ داشته است،  و کشور چین آن زمان نیز استان های مرکزی ایران بوده است،  جهت اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.

عکس انوش راوید در آثار تاریخی استان سمنان،  عکس شماره 4502.

   جالب:  گورکان = یعنی ریشه آن گور است،  گورکانیان خود را از کیان بهرام گور می دانستند،  که قرون میانه در هندوستان و ازبکستان حکومت کردند.  گور واژه ای ایرانی است،  که غور هم گفته شده است،  و به معنی اندیشه و خرد است،  در ادبیات بعد از اسلام بهرام گور را به معنی گیرنده گوره خر گفته اند،  که به نوعی اشتباه و کج روی و اهانت به ساسانیان بوده است.

   عکس هایی از اجلاس G8 و اعتراض های مردمی،  آنها چه حق دارند،  که برای تمام مردم جهان تصمیم بگیرند،  از G8 بیشتر بدانید و دست های آنها را بشناسید و افشا کنید،  عکس شماره7055.

http://www.ravid.ir

 

پرسش و پاسخ ویژه 65

پرسش و پاسخ ویژه 65

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس آثار زیر خاکی کهن در ایران،  از اینگونه آثار پیداست که مردم ایران 7 تا 10 هزار سال پیش،  در یک دست تمدن قرار داشتند،  عکس شماره 6179.

   پرسش 1633:  سلام میشود در خصوص ریشه ی ترک در ایران بگید!!! یکجا میگید تورک ها هفت هزار سال پیش در ایران بودند و به شرق سفر های دریایی داشته اند!!! جای دیگر میگویید در صدر اسلام در ایران شهرنشینی رواج پیدا کرد و ترک ها از مرزها به ایران آمدند!!!!! در خصوص زبان ترک و تاتی در آذربایجان!!! آیا ترکی هم ریشه در این سرزمین دارد!!! احمد حامی در کتاب اسکندرش آورده بود شیخ صفی دین اردبیلی به زبان تاتی شعر سروده پس یعنی زبان اصلی آنان هم تاتی بوده!!! اما نمی توان گفت زبان ترکی را قومی مهاجم به اینجا آورده!! درمورد نژاد مردم هم نمیتوان گفت متعلق به این سرزمین نیست!!!! ترک ها ریشه خیلی دارند در ایران مثل قشقایی ها که دوستانی هم از اینان دارم!!!! ولی قضیه آذربایجان گیج کننده است!!! ایا افسانه ی بوزقورد متعل به مردم روم بود که بعدا برای ترک ها به شکل دیگر تعریف شد؟؟ چرا استعمار نام اقوام ایران را به ترکی برگرداند!!! افشارها یا قشقایی ها نامشان ترک نبود!!! تا انجا که میدانم کار استعمار بود!!!  ولی یک زبان دارند!! ترکی!!! یک دوستم ترک زبان است پوست سفید مثل برف چشمان بسیار کبود و موی بور!!! از تیران اصفهان!!!! یکی دیگر تیره پوست و موی لخت از قشقایی ها!!!! چطور بوده؟؟ در مسافت کم بین این دو مردم که تاثر اب وهوایی باعث این فرق ها نمی شود!!!!! چهره ی دوست ترک تیرانیم به چهره ی کاسپ ها می ماند!!! چه توضیحی دارید!!!! با تشکر!!!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام گرامی عجب علاقه شگرفی به علامت تعجب دارید،  نوشته شما با این همه علامت تعجب شبیه خط میخی شده است.

هفت هزار سال پیش یک گروه از جایی راه افتادند پنج هزار سال بعد کجا بودند؟  از فریدون تا صدر اسلام شش هزار سال است تصور دارید در این شش هزار سال هر قومی مودب و منظم با نظارت سازمان ملل در مرز های خودش نشسته است؟   چرا توجه به گذشت زمان نمی کنید؟

   چند بار روی این وبلاگ خواهش کردم تاریخ ما به اندازه کافی به هم ریخته است بیش از این ان را به هم نپیچید

ترک تورانی 5000 سال پیش از همان نژادی است که فریدون بود و همان نژادی است که ایرجی و سلمی بود  .آذری  آذربایجان 2000-2500 سال پیش دشمن جان ترک تورانی است.  صدها بار با تورانیان جنگیدند،  ایر در  شمال ایران امروز است پارس در جنوب ایران امروز است.  آذری، کرد، لر، همدانی، قشقایی، بختیاری، کرمانشاهی، کاشانی و ...... اینها همه ایر هستند.

   خود ایر تبدیل شده به دو گروه ماد و پارس شدند. خود پارسها هم ایر هستند،  یک گروه مردم به اسم کاسها هزاره قبل از میلاد از کنار کاسیپن راه افتادند چشم های روشن و موی بور داشتند.  با مردم  مو سیاهی که بودند آمیزش کردند.

   پاسخ انوش راوید:  در اینجا.

   پرسش 1634:  درود بر شما . هومر متولد ازمیر ترکیه بوده است و نه نینوا .پرسشی دارم: درباره دریای اریتره در ایلیاد چه چیزی گفته شده؟ از انجا که دریای اریتره= خلیج فارس, با مشخصات دریای اریتره در ایلیاد هومر بهتر می توان محل تروی را پیدا کرد. سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما می توانید ثابت کنید هومر متولد ازمیر است؟ سندی در باب محل تولد او در جهان موجود نیست. اما در جدول آشوریان ابوریحان بیرونی نام او آمده است و نشان می دهد در دربار آشور بوده است. البته برای من فرقی ندارد متولد ازمیر یا نینوا هیچکدام در محدوده جزایر دریای اژه و کشور   greek  نیست حتی ایلیاد به زبان ایونی است و نه یونانی بدین ترتیب پایه و اساس و ادبیات زبان یونانی زیر سوال است شما بگویید ترک بود من بگویم عراقی در اصل سخن هیچ تفاوتی نیست، این شاعر از کشور یونان امروزی نیست هیچکدام مورخانی چون هرودوت و کتزیاس نیز از این کشور نیستند، لذا محالی که به آن یونان می گفتند یونان امروزی نیست.  محل جنگ تروی در کشور عراق امروزی بابل تا بصره بوده است.  البته چشم اریتره را هم در نظر خواهم گرفت، باسپاس.

   پرسش 1635:  سلام . در کتیبه داریوش چگونه نوشته شده:  چوب سدر آن از کوهی به نام لبنان از آنجا آورده شد مردم آشور آن را آوردند، تا به بابل آوردند، از بابل کاری ها و یونانی ها تا شوش آوردند.... خود آشوریها نمی توانستند آنرا تا شوش بیاورند؟ مردم یونان و کاری ها در بابل؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دقیقا محل کاری ها و ایونی ها در بابل،  همه اسناد هم همین را می گوید تا به امروز به آنها توجه نشده است. 

   پرسش 1636:  سلام . رود پهناور آکسیوس با رود اکسوس تفاوت دارد. اکسوس نامش باید ریشه از اکسی ها (کاس ها) داشته باشد .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در متون یونانی هر دو در قفقاز مشخص شده است چه تفاوتی دارند؟ ریشه از نام کاسها دارد درست است.

   پرسش 1637:  سلام . ایا کتیبه های هرکول و گیو و گودرز در زمان حکومت اشکانیان ساخته شده؟ گیو و گودرز شاهان اشکانی نیستند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما زیر نویس یکی از مجسمه های هرکول در زمان اشکانی نوشته شده است و زسما نوشته این مجسمه ایزد بهرام را به معبد تیریه (عراق) آوردم،  گیو و گودرز رومیان تاریخ هستند و نوادگان آنان یکی از گروه ملوک الطوایفی ایران= جمهوری (اولین جمهوری جهان) بودند تیره اشکانی نیز یکی دیگر از این گروهها بودند به عبارتی 90 و به عبارت دیگر 240 شاه در ایران بوده است که ریس جمهور (شاه شاهان) در مجلس انتخاب می شده است. ما وارثان تاریخ بزرگی هستیم که به عمد آن را دگرگون کردند.

   پرسش 1638:  با سلام و خسته نباشید یه سوال داشتم که تا حالا بی جواب بوده كه چرا در ايران تا روي كار آمدن رضا شاه در هيچ سند؛ دست خط، داستان يا شعري به اسامي نظير بيژن، منيژه، فرامرز، داريوش يا كوروش بر نمي خوريم؟ يا چرا هيچيك از پدر بزرگ هاي ما نام ايراني (فارسي) ندارند؟  به عكس به كرات نامهاي اسكندر، چنگيز، تيمور را كه ظاهراً بر طبق تاريخ رسمي بر ايران هجوم آورده اند و خون هاي بسياري را بر زمين ريخته اند در داستانها و شعر ها آورده شده و بر روي پدرانمان گذاشته شده است.  چگونه مي توان قبول كرد انسان نام پسرانش را از ميان نام قاتلان اجدادش انتخاب كند؟ (من هیچ وقت نمی توانم تصور کنم که یک شیعه اسم پسرش را یزید یا شمر بگذارد. در مورد تاریخ ایران هم همین طور است) به يقين در اين ميان چيزي از پازل افتاده و يا حلقه اي از ميان زنجير دانستني هايمان مفقود شده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام یک قسمت از این پازل های گمشده تاریخمان با نام اسکندر را پیدا کردیم اگر نام شما هم اسکندر است به علت آن است که این نام یکی از ابرمردان ایران بود و با الکساندر یونانی هیچ ارتباطی ندارد به کتاب رجوع کنید. درباب قسمت اول پرسش شما نامهای بیژن – منیژه و فرامز در شاهنامه فردوسی موجود است.

   پاسخ انوش راوید:  نام پدر من که 90 سال دارد منوچهر است،  در اینجا،  نام دو خواهر مسن او هم ایرانی است،  به تعدادی که نام های اسکندر و چنگیز در ایران بوده،  نام های دیگر ایرانی و شاهنامه ای هم بوده است،  زیرا همه ایرانی بودند نه غریبه.  بیشترین نام های شاهنامه ای را مردم قدیمی تاشکند داشتند و دارند،  که به نظر من تاشکند یکی از مراکز اصلی مغستان و مغولان بوده است،  دلایلی هم قبلاً ارائه دادم.  امیدوارم یک نفر یا یک گروه متخصص مستقل به تاشکند بروند،  و گزارش های تاریخی و تاریخ اجتماعی بمنظور برداشت دروغها بدهند.  در ضمن امامزاده بیژن نیز دلیل بر نام گذاری های شاهنامه ای در ایران است.

   پرسش 1639:  سلام . این گفته مسعودی درست است: "قوم سوم یونانیان و روم و سقلاب و فرنگه و دیگر اقوام شمالی بوده اند که زبانشان یکی بوده و یک پادشاه داشته اند"  درینجا روم و یونان را از یک تبار و زبان و حکومت معرفی می کند در این متن باید منظور اروپا باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام انوقت این اروپا، شمال کجاست؟ رومیان و ایونی ها در مدائن بودند.

   ادامه پرسش:  سوال دیگری نیز دارم: مورخان اسلامی گفته اند که بابل, خونبیرث است. این صحیح است؟ سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  بله گرامی صحیح است بابل در خونبیرث است.

   پرسش 1640:  سلام . اگر کیخسرو معادل هوخشتره باشد در این صورت کرسیوز چه کسیست؟ شاه لیدی در زمان هوخشتره , الیات بوده است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به استناد تاریخ درهم هرودوتی که: استیاک آن نمی تواند پسر هوخشتره باشد و سولون آن با کرسیوز آن اختلاف زمانی دارد و کرسیوز کشته شده آن (به استناد لوح نبونید) تا زمان کمبوجیه زنده ذکر شده است؟  به تاریخ هرودوت استناد نکنید هرودوت در این باب اشتباه کرده است کوروش را با هوخشتره درهم نوشته است .

   پرسش 1641:  آیا آلکساندروس همان اسکندر است؟

   پاسخ انوش راوید:  درباره آلکساندروس و اسکندر بانوی گرامی پرنیان حامد خیلی توضیح نوشته اند،  در هر صورت بمنظور بررسی این نامها از زبان پیرمردان و پیرزنان روستا های دور دست کمک می گیرم،  زیرا زبان آنها بازمانده حروف الفبای تمدن جیرفت است.

   ــ  آلکساندروس = آل+ سان+ روس= رئیس خاندان خورشید.

      آل به معنی خاندان و جمع گروه،  که از آ اول حروف الفبا و ل برای جمع بندی آن تشکیل شده است،  در لام و ایلام و اسلام توضیح نوشتم.

      سان= سین= چین= مسین= مس= درخشنده= خورشید.

      روس= بالادست،  رو به معنی چهره و رو است،  و س به معنی سر است،  که در پرس و پارس توضیح نوشتم، روس بعدها تغییر آوا داده،  و اوس هم گفته شده است،  که قبلاً در خدایان یونان باستان توضیح نوشتم.  مکانها و روستا های زیادی که در بالا دست هستند واژه روس دارند،  مانند محلی در شهر تهران،  دروس= در+ روس.  یا کشور روسیه که در بالا دست ایران قرار داشت،  روس نام قوم و ملت خاصی نیست،  بلکه نام سرزمین بالا دست است.

      آلکساندر را به زبان اسپانیایی آلساندرا می گویند،  که می شود درون خاندان خورشید.

   ــ  اسکندر=  دارای ریشه پاک با ارزش.

      اس= پاک،  که قبلاً زیاد درباره آن نوشته ام،  منجمله در تعریف واژه اسلام.

      کن= کون+ دور یا در،  کون همان کنیه و ریشه است،  دور یا در،  هم به معنی قیمتی است،  که نام گیاه کندور هم به همین دلیل است،  قبلاً توضیح نوشته ام،  به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید.

      آلکساندر و اسکندر هم می توانند لقب باشند و هم نام،  و می توانند نام و لقب ده ها نفر آدم مهم هر زمان هم باشند،  در پرسش و پاسخ های وبلاگ توضیح زیاد نوشته شده است.

   نظر انوش راوید:  از آنجا که استان کرمان ایران معدن مس فراوان دارد،  و از دوران کهن از آنها مس استخراج می کردند،  بنظرم اولین مکان و مردم که سین یا مسین نامیده شدند،  مربوط به بیش از هفت هزار سال پیش و منطقه تمدن کهن جیرفت است،  چه بسا آتلانتیس هم همانجا بوده باشد.  سپس از هزاره دوم و سوم خورشیدی ایرانی به شوش،  که همان سوسان یا سوسین به معنی جهت سین است،  کوچ نمودند،  و تمدن خود را به بین النهرین منتقل کردند.  علت اصلی پیشرفت بیشتر تمدن کهن جیرفت نسبت به بقیه مردم،  وجود معادن مس بوده است.

   عکس تاریخی یک پیرمرد از اشکورات البرز،  و یک پیرزن از دل کویر ایران،  حدود 1350 خورشیدی،  عکس شماره 5792.  تعدادی از اینها آخرین بازماندگان تاریخ زنده ایران هستند،  باید علاقمندان به تاریخ ایران و شهر و دیار های خودشان،  تاریخ و فولکلوریک باستانی را از زبان و دل این آخرین بازماندگان تاریخ ایران بیرون بکشند،  و ضبط و ربط و منتشر نمایند،  بویژه وظیفه یک درصدی های باهوش است.

http://www.ravid.ir