تراوا (تروی)

تراوا (تروی) کجای جهان است؟

   با سلام حضور خوانندگان عزیز

      خوب است بدانیم  محل تروی در اسناد ارائه شده,  به شدت تناقض دارد،  ....

   عکس شماره 6187 ،  عکس دو شاخه جوب آب،  در محلی که غربیها تراوا را برای خودشان مشخص کرده اند،  زیر این عکس هم در نهایت بی شرمی نوشتند:  troy_scamander

     نوشته زیر از ایلیاد هومر است،  در مورد دو رودخانه ای که از کنار تراوا می گذرند:

   ــ  با رودی بزرگ که گرداب هایی ژرف دارد،  رودی که خدایانش خانت مینامند و آدمیانش سکاماندر.

   ــ  به تراوا در کناره دو رود آنجا که سمیوئیس و سکاماندر آب هایشان را در هم می پیوندند.

   از این دوتا جوی من براحتی با چکمه رد می شوم,  این دوتا نمی تواند رود سکاماندری باشد،  که گرداب ژرف دارد،  و در آن نمی توان کشتی رانی کرد.  خدایانشان اگر خانت خوانند, خانت یکی از بزرگترین و خطرناکترین رود های صعب العبور است،  نه این جوب آب!  در ضمن تعدادی از این یونانی ها از کناره خانت به کناره سکاماندر آمده،  اند پس جنگ بین مردم شمال و جنوب یک رودی است،  که در شمال با یک نام و در جنوب با نام دیگر است،  نه در دو ساحل دریای اژه!

   آیا این دو رود می توانند دجله و فرات در بین النهرین باشند؟

   سازندگان تراوا, ایلیون در ایلیاد داردانوس  و خاندانش هستند،  که از  قبر و معبد مشهور یکی از نوادگان او با نام ایلیوس نام می برد،  که این قبر به معبد (معبد = باب) ایلیون مشهور است،  و ما به آن باب ایلیون یا بابیلون یا بابل می گوییم.  داردانیان به استناد نوشته هرودت در شمال بابل و محلی بین اکباتان و بابل  بودند.

Herodotus, Histories 1.189-191

(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains,  runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf].

داردانوس پور زئوس است وی بنیانگذار تراوا است داردانوس پدر بزرگ ایلیوس (باب ایلیون یعنی معبد ایلیون در بابل امروزی) قهرمان ایلیون است،  (که محل قبر او نیز در همین ایلیون باب یعنی معبد + ایلیون روی هم همان بابیلون یعنی بابل امروزی است،  نه سرزمین های دریای اژه یا شمال غربی ترکیه امروزی!.) که نام آن از نام وی بر آمده،  او نیای تروس (دروسیان هخامنشی را به زبان پهلوی می توان تروسی ها خواند) که اسبانی پر آوازه داشت و پشت در پشت از نیاکان پادشاه پریام است ...

(لذا تراوا و پریام در بابل هستند)

حالا یونانی های این جنگ از زبان هومر

  1.  نام پسر منلاس از اسپارت megapenthes یعنی بغ پنتوس است،  پس اسپاری که می گویید در پنتوس است و نه در جزایر اژه.

  2.  نوشته : hipoteus  پسر   letus pelseji سالار  pela sejian از آسیای کهین و شهر او لارسا (نزدیک بابل) بود.  این دعای اشیل به زئوس: ای پادشاه زئوس ای دودونی، ای  pelseji  (یعنی لارسایی زئوس اهل لارسا است) ......

  3.  نوشته : پرسه پسر زئوس و دانائه است و نیای هراکلس.  پس هراکلس نتیجه زئوس و نوه پرسه است. هرکول که در هر صورت پارس نژاد است اما زئوس + دانائه نتیجه شده پرسه بعد زئوس + آلسمن نتیجه شده هراکلس نتیجه او عجیب است،  حتی در بازنویسی هم دقت نشده است! 

  4.  ایلیاد: دیوان مرگ که کرس keres نیز خوانده شده اند،  اوستا:  پیشوایان دیویسنا کرپ ها و کرسانی.

  5.  گور ایلیوس در ایلیون در کنار رود سکاماندر در تراواست،  (باب ایلون را می گویید،  بابل امروزی را)  و اکسیوس رود پهناور سرزمین peoni  (ببخشید گفتند اکسوس آمو دریا در افغانستان است؟  یا در جزایر اژه است ؟ الکساندر افغانستان را فتح کرده یا اژه را؟)

   هیچکدام, هیچکدام،  اکسوس به استناد نوشته هرودت از کوه های قفقاز سرچشمه می گیرد،  به دریای کاسپیان می ریزد.

  6. idomenus  فرمانروای کرت و نوه شهریارmanus  بود،  مئنوس چیثر را می گویید؟  Manus cisar منوچهر است.

.................................................................

   مهم:  بدین ترتیب ایلیاد هومر همان یاد نامه ایلان ایران خواهد بود،  آنچه از ما ربودند به ایران باز خواهیم گرداند.

پرنیان حامد

<><><><><><><><><><><><> 

تقاضا از دانشکده های تاریخ ایران

      مدتها بود می خواستم نامه ای به دانشکده های تاریخ سراسر ایران بنویسم،  و از آنها بخواهم در کتب و جزوات آموزشی  تاریخی خود تجدید نظر کنند.  زیرا با وجود انبوه مدارک در این وبلاگ،  دیگر در شان دانشکده های تاریخ ایران نیست،  که همچنان به دروغ های بی سند و مدرک تاریخ،  که اصل نوشته آکادمیک آنها توسط غربیها منجمله عوامل استعمار و امپریالیسم است ادامه دهند.  باید خاطر نشان نمایم،  تاریخ و تاریخ اجتماعی مهمترین علم برای رشد و تکامل تمدن است،  زیرا در پس زمینه تمام تحلیل گران و برنامه نویس های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،  تاریخ و تاریخ اجتماعی قرار دارد،  و آنها باید بدرستی بدانند،  تا بتوانند برنامه های خود بر پایه های واقعیت ها قرار دهند،  نه دروغ های کلاسیک و رله شده.

      بعد از خواندن مقاله تراوای استاد عزیز و پژوهشگر واقعی تاریخ ایران،  بانوی گرامی پرنیان حامد،  دیگر عقب انداختن نوشتن نامه به دانشکده های تاریخ را جایز ندانستم،  و گفتم باید سریع به این دانشگاهیان بنویسم،  و از آنها بخواهم که در مورد دانش خودشان از تاریخ بازنگری کنند،  و اگر در این مورد تجدید نظر های اصولی و اساسی نکنند،  مسئولیت هر گونه صدمه خوردن به ایران و ایرانی در آینده،  بعهده آنها خواهد بود.  امروز می بینیم که بر پایه تحلیل ها از دروغ های تاریخ،  چه بر سر ملتها می آورند،  و چه کشتار هایی از مردم می کنند،  و عقب افتادگی های مختلف هم برای ملتها آورده اند.

      بسیاری از دانشجویان این دانشگاه ها از خوانندگان و پیگیری کنندگان این وبلاگ هستند،  آنها می دانند که چقدر دروغ در تاریخ ما توسط عوامل دشمنان ایران وارد شده است،  و علاقمند هستند هر چه زودتر از سیستم آموزشی ایران،  دروغها برداشته شود.  بارها در این باره حضوری گفته و یا در نظرات وبلاگ نوشته اند،  البته روزی نه چندان دور آنها خود اساتید بنامی خواهند شد،  و با دروغ های تاریخی مبارزه می کنند،  و آنها را از سیستم آموزش ایران ریشه کن می کنند.  اما چرا اکنون اینکار انجام نشود،  وظیفه اصلی دانشگاه ایجاد طرح های نوین و تغییر در علم است،  نه درجا زدن در دانش هایی که باطل شده هستند.

      همچنین عده اندکی با سوء استفاده از دروغ های تاریخ،  مشغول لجن پراکنی علیه جوانان باهوش علاقمند به تاریخ ایران هستند،  آنها در چند وبلاگ خودشان،  یا در نظرات این وبلاگ،  و یا هر جا که بتوانند،  مذبوحانه سعی می کنند نگذارند ایران و ایرانی به واقعیت های تاریخی خودش دست یابد،  زیرا استعمار و امپریالیسم چنین می خواهد.  پس این وظیفه دانشگاهیان است،  که بسوی یافتن واقعیت های تاریخی بروند،  و در ادامه  به همه جا از رادیو تلویزیون تا مطبوعات بنویسند و بگویند،  که هوشیار باشند و اغفال ترفند های دشمنان ایران نشوند،  دشمنانی که همچنان دارند از دروغ های تاریخی سوءاستفاده می کنند.

  ــ  نامه زیر را در سایت دانشکده های مورد نظرم پست کردم:

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

   ریاست محترم دانشکده تاریخ دانشگاه ....

      با درود و احترام،  ضمن معرفی وبلاگ  "گفتمان درباره دروغ های تاریخ"  به آدرس:

http://cae.blogfa.com

     خواهشمندم ضمن مطالعه وبلاگ،  نسبت به شناسایی و برداشت دروغ های تاریخ از کتب و جزوات آموزشی آن دانشکده اقدام نمایید،  این نامه به آدرس:  http://cae.blogfa.com/post/131 در وبلاگ می باشد.  با احترام،  انوش راوید

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

   مهم:  جوانان علاقمند نیز امثال این نامه را،  به هر کجا که می دانند از دروغ های تاریخی استفاده می کنند،  بنویسند.

http://www.ravid.ir

پرسش و پاسخ ویژه 64

پرسش و پاسخ ویژه 64

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است. 

عکس های تخته بازی و تاس های کشف شده در سایت تاریخی تمدن جیرفت،  عکس شماره 5679.

   پرسش 1616:   درود . مورد گرودمان , در یک کتیبه پهلوی که در شهر سیان در چین کشف شد, از یک شهزاده خانم به نام ماسیش که پدرش در چین زندگی میکرده, نمودار ساخته .پدر ماسیش ار خاندان سورن بوده است و احتمالا در زمان فرمانداری سلسله تانگ به چین امده . این دختر در 26 سالگی میمیرد و نویسنده کتیبه برای روان او در جهان برین درود میفرستد و همنشینی او را در گروتمان با اهورامزدا و امشاسپندان می طلبد .در این صورت گروتمان محل و مکانی زمینی نیست. نظر شما چیست ؟
   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام یک سوال:  "خانه خداوند کعبه در مکه است" چون نام خانه خداوند را آوردم الان مکه مکانی زمینی هست یا نیست؟ مکانی که مقدس است حتما آسمان هفتم نیست مخصوصا دوهزار سال پیش. گرزمان (گرتمان گردمان) محلی بین کرمانشاه و مدائن است،  از مان کردها بوده است.

   پرسش 1617:  درود .1. از انجا که هوخشتره در زبان بابلی بصورت اومَکوئیشتَر نوشته میشده , می توان نتیجه گرفت که اکاشیر لقبی برای وی است؟
 2. در تحریر بابلی کتیبه بیستون , کلمه پَروپَرَاِسَنَه را نام دیگر قندهار دانسته اند. نظر شما چیست؟ سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما   1. خود هو (خوب) خشتریه (شاه) هم یک لقب است.  2. آیا در این کلمه مورد خاصی یافتید؟ من متوجه سوال شما نمی شوم،  تا بتوانم نظری بدهم.
   پرسش 1618:  درود . نظر شما در مورد نامه اردوان سوم به مردم شوش که در ان از انتیوخوس و فرهاد بعنوان بزرگان شهر شوش نامبرده شده چیست؟ منظور ملوک الطوائفی نیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما چرا گرامی سخن از یک جمهوری بی نقص در ایران است.
   پرسش 1618:  درود . هسیودس شاعر باستانی یونانی از رودی به نام اکئانوس می گوید که نام رودی بوده که سرچشمه رود های زیادی بوده که دور زمین می گشتند. هرودوت هم منظورشان در رود اقیانوس, همین رود اکئانوس بوده است. اگر هرودت اکئانوس را نشناسد یعنی این رود در یونان امروزی نبوده است. شاید همان دریای اکنو (okno)  در اسناد اشوری باشد. با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما آنچه مورخین یونانی نوشتند همه در بین النهرین است. اکنو اسناد آشوری می تواند همان فراخگرد باشد،  که دقیقا به گرد خشکی ها است،  منظور آبهای به هم پیوسته است.
   پرسش 1619:  شما گفتید آریایی ها همان کاسهای مهرپرست بودند که در زمان ساسانیان از سوی مزداییان به طرف اروپایی که اسکندر فتح کرده بود رانده شدند با این حساب مردم امروزه ایران نه تنها آریایی نیستند بلکه دشمن آنان هم بوده اند آیا این درست است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  نمی دانم اگر کاشانی ها, قزوینی ها,  همدانی ها, مردم کناره دریای خزر, مردم همدان, مردم آذربایجان  از مردم امروزه ایرانی حساب نمی شوند،  چه کسانی ایرانی محسوب می شوند؟  مردم یاد شده در بالا بازماندگان کاسها هستند!

   نظر 1620:  سلام،  خیلی لذّت بردم و استفاده کردم ولی بخاطر سنگینی مطالب و وقت کم فعلا از اظهار نظر تخصصّی معذورم آرزو دارم تا این توفیق رو پیدا بکنم که با تعمّق و آرامش از خرمن دانش و خرد شما خوشه چینی کنم.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما،  نظر های تخصصی بهترین یاور ما خواهد بود گرامی چنانچه نظری داشتید از ما دریغ نفرمایید.
نظر و پرسش 1621:  سلام بر انوش راوید،  ضمن مطالعه وب سایت شما متوجه شدم در تهیه فهرست مکان ها و سایتهای باستانی ایران، وب سایت اطلس تاریخ ایران مرا نیز مشاهده کرده اید. مایلم نظرتان را در مورد سایت خودم بدانم. هدف از آن اطلاع رسانی بدون تفسیر به عموم در مورد تاریخ ایران است، فکر میکنید چگونه میتوانم آنرا بهینه کنم؟  www.iranatlas.info 

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما آقای صدقی نژاد،  به داشتن هم وطنی چون شما افتخار می کنیم. بارها می خواستم بر سایت شما بنویسم خسته نباشید. سایت شما یکی از بهترین سایتهای اطلاع رسانی ایرانی می باشد،  واقعا به شما  تبریک می گویم. البته گرامی آنچه از سایت خودتان بر گفتمان می بینید سوالاتی است که دوستان مطرح کرده اند،  و ما تنها پاسخ گو بودیم. همچنین اسنادی که در تاریخ از جانب ما رد می شود دلیل بر کوتاهی از سایت شما نیست،  تکرار می کنم شما یکی از بهترین سایت های اطلاع رسانی ایران را بنیاد نهادید خسته نباشید.  از شما اجازه می خواهم اسنادی که در باب اشکانیان ارائه دادید بر این سایت تجزیه و تحلیل شود و با اجازه شما به وبلاگ شما لینک داده شود،  همچنین از شما تقاضا دارم توجه داشته باشید، رد برخی اسناد که شما در نهایت صداقت همانگونه که در جهان مطرح هستند،  از کوتاهی تاریخ جهان است تکرار می کنم وبلاگ شما www.iranatlas.info  یکی از شاهکارهای کشور مان ایران است،  پاینده باشید.
   نظر 1622:  مشخصه که شما پان ایرانی هستید از اونجایی که عالم و آدم را به کشور خود ایران منصوب میکنید و اقوام و نژادهای متفاوت با زبان های متفاوت رو از نژاد ایرانی میدونید و از اسکندر در غرب گرفته تا تیمور در شرق رو و مدعی هستید که عالم و آدم ایرانی هست ادعایی که سایر پان های دیگه هم برای خودشون دارن چقدر که شما پان ها شبیه به هم صحبت میکنید.
   پاسخ پرنیان حامد:  خیلی عجیب است در بحثی دیگر به من گفتند پان ترک! و در محفلی گفتند پان کرد! حال شما می گویید پان ایرانی!  باعث افتخار است که حامی همه اقوام کشورم هستم.  پان اقوام کشورم هستم. عالم و آدم ایرانی نیستند اما  سند آوردیم قدیمیترین تمدن جهان در ایران و در جیرفت بوده است.  شما سند بیاورید که محل دیگری است. در تمدن جیرفت 5000 سال پیش چشم مصنوعی داشتند 5000 سال هم حداقل طول کشیده است تا به آن مرحله رسیدند،  حدود 10000 سال  تمدن در جیرفت، مشخص است،  بفرمایید در جهان چشم مصنوعی با قدمت بیش از 5000 سال به من نشان بدهید،  عالم و آدم ایرانی نیست، تمدن عالم و آدم از ایران است.  مخالفید؟ سند رو کنید؟

   پاسخ انوش راوید:  بارها در وبلاگ نوشته ام این نظرات شخصی من است،  و خود تاریخ نمی باشد و قصد ما بررسی موضوعات بخش هایی از تاریخ با کمک دیگر عزیزان متخصص است.  خیلی خوب است که جوانان باهوش هر شهر و دیار،  موضوعات و مسائل تاریخی خودشان را به تحقیق و تحلیل بگیرند،  تا بلکه بتوانند از شر تاریخ های نوشته شده استعمار و امپریالیسم راحت شوند،  شما نیز تکلیف و تخصص و علاقه خودتان را برای کار و مطالعه روشن نمایید،  و نظر و منظور تان را بدرستی و روشنی در وبلاگی بیان کنید،  تا ما نیز استفاده نماییم.

   پرسش 1623 :  آیا آشوری ها ایرانی بودند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  آنگونه که تاریخ ما  نشان می دهد آشوری ها و ایرانی ها از یک نژادند.

   پاسخ انوش راوید:  آشور یا آسور که امروزه هم آسوریها دارای کلیسا در ارومیه و لوس آنجلس هستند،  آس= آ= حرف اول الفبای تمدن جیرفت، که به بیشتر کشور های دنیا رفته است + س= سر،  که در سلام و پرسر و غیره توضیح نوشتم.  آسور= آس+ اور= شهر،  درباره اور بارها توضیح نوشته شده است،  آشور= آسور= شهر اول یا شهر نمونه یا شهر تک خال،  در ضمن آش= آس که اولین غذای بشر بوده است.  به این ترتیب آشور نمی تواند نام یک قوم باشد،  بلکه نام شهر است،  که ترکیب جمعیتی داشته است.

   جالب:  آس و تاس در بازی های تمدن کهن جیرفت وجود داشته اند،  تاس= تا+ س (تا= چند لا یا مکعب+ س= سر)،  که می شود مکعب یا تای سر شده.

   پرسش 1624:  سلام،  من از قدیمی های شهرمون شنیدم که قلعه فریدون در چهارمحال و بختیاری و حتی سنگ نوشته ای هم از زیر زمین که الان کارخانه قند روش بنا شده در آوردن درسته و درمورد تاریخچه چهارمحال و بختیاری هم توضیح بدید، ممنون و درود بر شما.
   پاسخ انوش راوید:  چشم،  درمورد تاریخچه چهارمحال و بختیاری خواهم نوشت،  ولی بیشترین وظیفه نگارش تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بعهده جوانان باهوش علاقمند و متخصص هر شهر و دیار است،  که می توانند از نزدیک درباره تاریخ و جغرافیای منطقه خودشان بگویند و بنویسند،  و مطمئنا بهتر خواهد بود.

   پرسش 1625:  درود بر شما،   آيا شهر پترا در اردن از آثار ايراني هست يا نه؟

پاسخ انوش راوید:  در زمانی که پترتا بنا می شد،  حفر قنات فقط در توانایی مردم ایران مرکزی بود،  قنات پترا روزانه 40 هزار متر مکعب آب را بمنظور ساخت و ساز،  و آب 20 هزار نفر باشنده شهر را تأمین می کرد.

عکس هایی از پترا،  عکس شماره 5863 .

   پرسش 1626:  درود بر شما  چند سوال برایم پیش آمده است.
1. آیا اشکانیان مردمی از اسکاندیناوی (اسکان+ دیناوی> اشکان+ دیناوی) بودند و اسکندر اشکانی (یا اسکانی) هم اهل آنجا بود؟
2. یک جا گفتید اسکندر همان پاریس پسر پریام است،  اما این دو حداقل 700 سال اختلاف زمانی دارند؟
3. و سوال آخر این که چرا میهن پرستان افراطی در ایران وجود اقوامی سفید پوست مو بور و چشم کبود همانند کاسپین ها یا آریایی ها را در ایران باستان انکار می کنند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  1. با سلام خیر گرامی اسکندر و اشکانیان ایرانیانی بودند که اسکاندیناوی را به استناد گفته های تاریخ ما و شاهنامه فردوسی فتح کردند.  در خود اسکاندیناوی هم گویند: اسکانی ها قومی بودند که با کشتی به این محل آمدند و از اقوام محلی نبودند.  2. الکساندر اسم نیست یک لقب است که این لقب حداقل 700 سال قبل از این یکی لقب شخصی بود که رسما دشمن یونانی ها بوده و با آنها جنگیده است (پسر پرپام) پس حتی لقب الکساندر نمی تواند یونانی یا مقدونی باشد چه رسد به اسکندر که اصلا هیچ ارتباطی به هیچکدام از این شخصیت های تاریخی ندارد. 3. گرامی مگر قوم و نژادی که از هزاره های قبل از میلاد اینجا بوده است قابل انکار است که انکار کنند؟  لابد سیاست ایجاب می کند که انکار کنند تا این فاجعه و دروغها در تاریخ نمایان نشود!  وجود این قوم با این مشخصات و این قدمت در ایران  غیر قابل انکار است.  

   پرسش 1627:  آیا امکان دارد سیمرغ پرنده ای منقرض شده بوده باشد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تقریبا چنین چیزی غیر ممکن است.  علت پرنده شدن قوم مرغو (مرگو) سین در روایات بعدی تنها می تواند نماد ملی آنها باشد.  نماد ملی سین مرغ ها عقاب است در روایات بعدی نماد و قوم به هم پیچیده و حذف (ن) از لغت سینمرغ آن را تبدیل به سی عدد مرغ کرده است. آنچه در روایات در مورد سیمرغ آمده است:  پرنده ای که به فرزندان خود شیر میداد!  پرنده ای که رستم را سزارین کرد، پرنده ای که زخم های رستم را درمان کرد، پرنده ای که زال را بزرگ کرد ......

   این روایات  نشان می دهد که سخن در باب انسان هایی است که در پزشکی مهارت داشتند، از خاندان شاهی نبودند و از گروهی بودند که سرپرستی کودکان را به عهده می گرفتند،  و به آنان شیر می داند.  سین لقب پزشکان چون ابو علی سینا  یا سینوهه و ... است.

   عکس کامپیوتری پرنده موآ،  که از روی آثار بجا مانده مانند:  استخوان و سر و کله و نقاشی های غاری آن ساخته اند،  این پرنده در طبیعت کشور زلاندنو وجود داشت،  و فقط در دو سه قرن پیش منقرض شده،  نه در دوران های زمین شناسی.  این پرنده بزرگ 250 کیلو وزن و بیش از 3 متر قد داشته،  ولی توانایی پرواز نداشته است، علت انقراض آن مشخص نیست،  عکس شماره 5796.
   نظر 1628:   جناب آقای انوش،  به نظر من شما تاریخ به بازی گرفتید چرا غربی ها حمله کراسوس و نگفتند که دروغه و داستان سازی نکردند ولی از راجع به اسکندر کتاب ها و به قول شما دروغ های زیادی نوشتند. من نمی دونم اسرار شما در پوشانیدن جنایات اعراب در ایران چی هست؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چون کراسوس نه اروپا را فتح کرده است و نه بنیانگذار تمدن اروپاست لذا خطری برای تمدن سازی در اروپا ندارد کسی که خطر ناک است شخصی است که حداقل 120 معبد مهری در اروپا از او به جای مانده است نام او اسکندر است که با الکساندر یونانی 226 سال اختلاف زمانی دارد.

   پاسخ انوش راوید:  بمنظور پاسخ به بخش:  پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران مراجعه شود.

   نظر 1629 : عکس شماره 3 تابلوه که غیر واقعیه. بیشتر شبیه عروسک سیلیکونی هست تا آدمیزاد. مردم رو مسخره نکن.
   پاسخ انوش راوید:  واضح و با ادبانه بنویسید کدام عکس؟  تا درضمن بتوانیم تشخیص دهیم یک بشر با دید انسانی نظر می دهد و می پرسد.

     گمانم منظور شما عکس سر بریدن دختر چینی در اینجا است،  اگر اینگونه می باشد،  کمی بخود تان زحمت دهید در اینترنت درباره این موضوع بگردید،  ببینید که چند مورد دیگر هم توسط پلیس چین کشف شده است.  این عکس ها را من از یک سایت خارجی گرفتم،  و سپس تعداد آنها را کم و سبک و کوچک کردم،  تا بتوانم در وب جهت اطلاع بنویسم،  بدین ترتیب از کیفیت افتاد.  این وبلاگ خبر گزاری نیست،  که گزارش خبری را مشروح بگوییم،  فقط اینگونه مطالب را جهت اطلاع،  و ادامه پیگیری توسط علاقمندان،  و کامل شدن مقاله ها بکار می برم.

   پرسش 1630:  درباره تاریخ پیدایش نام یونان توضیح دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  چند ماه پیش از وقتی تحقیق درباره حروف الفبای تمدن جیرفت را آغاز کردم،  در این باره نوشتم.  واحد های وزن من و چارک و سیر در تمدن کهن جیرفت برای مکان های زیاد استفاده شده است،  که امروزه هم همچنان باقی هستند.  چار = چهار،  و چهار چارک = من،  Man  من نیز به مرد می گفتند،  که برابر با چهار چارک بود،  زیرا در دوران کهن برای هر نام چند تعریف داشتند.  بندر چارک یک چهارم راه تا انتهای خلیج فارس است،  انتهای خلیج فارس می شود یه من،  یعنی با چهار چارک تکمیل شده است،  به مرور زمان یه من به یمن یا یمنو و سپس به یومن و یونان تبدیل گردید.  در دوره های تاریخی که در تاریخ مهاجرت ایران توضیح نوشته ام،  مهاجران یه من یا یمن،  کشور یمن کنونی را بوجود آوردند،  همچنین دوره ای بعد یومنی ها یا یوآنی ها انتهای خلیج فارس،  کشور یونان را بوجود آوردند.  علت توانایی یونانی های باستان به دریانوردی،  از همین جا ناشی می شود.   

   پرسش 1631:  شوش به چه معنی است؟

   پاسخ انوش راوید:  در باره نام شوش در نوشته های باستانی گفته شده:  سوس، سوسا، شوسا، سوسین و....،  که هر یک بنا به زمان و گویش خودشان گفته اند و نوشته اند.  اما بنظر من شوش= سوسین یا سوسان،  سو= جهت+ سین یا سان= ملت سین یا سان،  و این از جانب تمدن کهن جیرفت بوده است.  توجه نمایید ما برای ریشه یابی نامها بهتر است هزاره اول خ.ا، و تمدن جیرفت را در نظر بگیریم،  بعد از این دوره هیچ ریشه یابی اصولی نمی شود.  منابع کتبی ما از این دوره کم است،  ولی این دوره همچنان در زبان پیران مدرسه نرفته روستا های دور دست وجود دارد،  که باید با زرنگی و تخصص،  از زبان و دل آنها تا دیر نشده بیرون کشید.

      در آن زمان سو به پایتخت هم گفته می شده است،  زیرا پایتخت مفهوم امروزی را نداشته است،  فقط جهتی که مردم بیشتر جمع بودند به آن سو می گفتند.  در اینجا لازم به ذکر است،  یه من یا یمن سرزمین در انتهای خلیج فارس بوده،  و مردم آنجا هم سین بودند،  که نام آنها نیز از نوع عبادات ایشان به آفتاب بوده است.  این سین یا سین یا خورشید یا آفتاب،  در طول تاریخ در نماد های مختلف مردم،  که از این سرزمین بودند دیده شده است،  و بعضاً وجود دارد.  ولی یه من به عنوان نماد وجود نداشته است،  زیرا نام سرزمین است.

   پرسش 1632:  آیا از روی پوشش مردم یونان نام گذاری شدند؟

   پاسخ انوش راوید:  تا آنجا که من در تاریخ می دانم و امروزه هم رایج است،  پوشش را از نام مردم آن سرزمین می گیرند،  مانند لباس قاسم آبادی،  دستمال یزدی، چادر شب چلاسر و جل، شلوار کردی و...  هیچ وقت مردم را از روی لباس آنها نام گذاری نمی کنند.  در طول تاریخ مردم را بنا به فرهنگ دینی آنها می نامیدند،  مانند:  مسلمان، سین (که بعدها گز و غز،  آز و آذر،  هم گفته شد)،  و یا مکانی یمنی، ایلامی و... غیره.

     عکس خانم زیبای شمال ایران با لباس معروف قاسم آبادی،  عکس شماره 5735 از فیس بوک.  در طول تاریخ طراحی لباس در ایران خیلی مهم بوده است،  زیرا باید شرایط آب هوایی هر مکانی را در نظر می گرفتند.  با تعقیب تاریخی طراحی لباس،  براحتی متوجه مهاجرت های ایرانیان،  به نقاط دیگر جهان می شویم.  مثلاً با کمی دقت متوجه پوشش های تاریخی یونانیان،  با لباس های یمنی می شوید،  بزودی در این باره با عکس می نویسم.

   توضیح جالب:  درباره عکس فوق عزیزی از تالشستان ایران نوشت:  .... اصلیت این لباس تالشی است،  و ایشان در نظر بعدی ادامه دادند:  درود ممنون از عنایت حضرتعالی،  زن شمالی با لباس موسوم به قاسم آبادی،  بهتر می دانید زنان تالش (تالش بزرگ از ماسال و فومن و ماسوله و صومعه سرا گرفته تا تالش و رضوانشهر و آستارا)،

نیز لباسی مشابه آن می پوشند؛  البته لباس زنان شهر تالش و آستارا کمی متفاوت بوده،  و رنگهایش سنگین تر است....

      همانگونه که می بینید این عزیز خود در ادامه نوشته اند،  "لباس های مشابه  بله عزیزان،  شمال ایران بدلیل رطوبت و یک نواختی آب و هوا،  و نیز فرهنگی و تاریخی،  لباس های مشابه رایج گردیده است،  که در هر شهر و دیار کمی تغییر سلیقه گرفته است.  توجه مهم،  جوانان باهوش هر شهر و روستا،  از زبان و فرهنگ و پوشاک و بود و نبود تاریخی و غیره دیار خودتان بگویید و بنویسید،  به وبها و نشریات ارسال نمایید،  فرهنگ و تاریخ خود را بسرعت و بشدت معرفی نمایید،  و نگذارید در فرهنگ قرن 21 اسمیله گردد،  من نیز آماده ام ارسال های شما را با افتخار در وبلاگم پست نمایم.

      این را هم بگویم،  در این زمان که استعمار و امپریالیسم نمی خواهد سر به تن ایران و ایرانی باشد،  تعدادی زبان و فرهنگ در قرن 20 ایران،  همانند بسیاری از نقاط دیگر جهان،  بطور کلی پاک شده و از بین رفته است.  در ایران بمنظور تحقیق و تحلیل های تاریخی،  بطور مستمر نیازمند دریافت اطلاعات زبانی و فرهنگی از مردم هر شهر و روستا هستیم.  باید کاری کنیم که نگهداری تاریخ و فرهنگ،  یک از اصول مهم اجتماعی و درسی شود،  و در مدارس نمره ای انضباطی داشته باشد،  بارها در اینباره توضیح نوشته ام،  پس،  بمنظور مقابله با دشمنان تاریخی ایران،  در حفظ و نگهداری فرهنگ و تاریخ اجداد خود و معرفی آن،  کوشا باشیم.

   عکس شهر باستانی موهنجدارو و یک گور در آن شهر،  این آثار دقیقاً نشان می دهند،  که این شهر و تمدن در ادامه تمدن کهن جیرفت است،  عکس شماره 4170.

http://www.ravid.ir

پرسش و پاسخ ویژه 63

پرسش و پاسخ ویژه 63

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1608:  پدر بزرگ من اهل کاشان است و الان پیش ما زندگی میکند او در جوانی در آسیاب،  های کاشان کار میکرد و برای ما تعریف میکند. اگر ممکن است در مورد تاریخچه اسیاب ها در وبلاگتون قرار دهید.   سپس در مورد لحجه کاشی بگویید،  آن ها به چه زبانی حرف می زنند. به عنوان مثال  میگوید: این وسیله رو بز اون گُله.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از ایشان هر چه پرسیدید مکتوب کنید،  بر وبلاگ انعکاس خواهیم داد.  یک خواهش هم دارم از ایشان بپرسید،  باغ توت مشهور کاشان که می گویند الکساندر سوزاند دقیقا کجای کاشان است،  با سپاس.
   پرسش 1609:  سلام بر شما . بنده در کتب عهد عتیق به مکانی به نام ارومه برخوردم که مکان ان باید در سوریه یا بین النهرین باشد.  می توان انرا روم خواند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام هرومه همان سوریه است . ارومه رومیه مدائن است . زمان ان در پادشاهی چه کسی است ؟ سوریه و مدائن هر دو بین النهرین است و در هر صورت بین النهرین است حدود زمانی مشخص کنید شاید بتوانیم تشخیص بدهیم کدام است

   نظر و پرسش 1610:  هستا یا استیا یک ایزد یونانی است و به معنی اوستا نیست. وفاداران هستیا و سپید موی ربطی به ایرانیان ندارد.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام.

   1. ربط مستقیم به دقیقا ایرانیان دارد مخصوصا  با کاسها این جمله بعدی کتاب انه اید اثر ویرژیل است. اگستوس او وسط هندوستان و کاشان:

............................................................................

   (او سرزمین گارمانت ها و هندوان (اگوستوس در هندوستان امروزی؟) در فراسوی مسیر سالانه خورشید و ستارگان, جایی که اطلس آسمان بر دوش, سپهر ستاره بار را بر شانه های خود می چرخاند گسترش خواهد داد.

مردی که خبر آمدنش از هم اکنون نیز سرزمینهای کاسپیان (اگوستوس در کاشان, قزوین, کناره دریای خزر, همدان امروزی؟)  و مئوتی را پریشان, و دهانه هفتگانه نیل را آشفته و هراسان کرده است (پس این شخص در حال حاضر مشغول پریشان کردن هندوستان و سرزمینهای کاسپ ها و دهانه هفتگانه نیل است و پس از آن به سوی رم در ایتالیا خواهد آمد!).

............................................................................

   هیستا نیست و وستا است و در شرق میان غنائم عنوده است،  و  قانون می گذارند و نه در غرب! ادامه کتاب انه اید اثر ویرژیل:

............................................................................

   . شما او را روزی در آسمان خواهید دید که در میان غنایم جنگی شرق غنوده است, مردم به درگاه او نیایش و از او طلب یاری خواهند کرد. ... وفاداران سپید موی و وستا (سپیتمان ؟ و اوستا؟), رموس و برادرش کویرینوس (کوی + ایرین +  us ؟) قانون وضع خواهند کرد. ....

............................................................................

   با وجود این در کتاب هر دو لغت مزین به علامت سوال است : ( سپیتمان ؟ و اوستا ؟)

   2. هستا یا استیا یک ایزد یونانی است و....

   ایزد یونانی خودش از کجا آمده و دزدی از کدام تمدن  است؟ حرف مرا که قبول نخواهید کرد مطالعه کنید ببینید "دیودور سیسیلی" در مورد ایزدان چه می گوید بخوانید ببینید دقیقا نوشته از مصری ها دزدیدند و ترجمه کردند و خود یونانی ها نمی خواستند.  بعد هم خود دیودور می نویسد اینها حتی مصری هم نمی توانستند باشند مصری ها خودشان از بین النهرین به عاریه گرفته بودند.

   ادامه پرسش:  از کجا مطمئن شویم که قدمت ایتالیا بعد از میلاد است؟ منبعی هست؟

   این ساخت قدیمی ترین بنای موجود از زبان خودشان شما بنا به من نشان بدهید به قدمت 3300 سال پیش در شهر  رم کشور ایتالیا من حداقل یک مدرک ببینم که شک کنم شاید اولین رومیان تاریخ ایتالیایی بودند! (سکه, کاسه و اجسام قابل جابجائی سند حکومت گروهی در یک منطقه نیست)

    کولوسئوم ساخت کولوسئوم توسط وسپاسیان (Vespasian) امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش تیتوس (Titus) در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد،  که نهایتا توسط دومیتیان (Domitian) برادر تیتوس به پایان رسید (برداشت از ویکی پدیا).

   ادامه پرسش:  بانو یک پرسش دیگر: در اروپا تمدن وجود داشته مثلا شاه گل ها که از خود سکه دارد و همچنین جرمن ها و اتروسک ها و.. اینها تمدن نیستند؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  شما گرامی اگر تا ابد بگویید سکه یا کاسه یا اجسام قابل جابجایی من هم تا ابد به شما پاسخ می دهم با کدام آلیاژ؟  قدمت اولین کارگاه ذوب آهن و آلیاژ در کشور فرانسه؟ قدمت اولین ضرابخانه در کشور فرانسه؟

   چرا گرامی ژرمن ها  و اتروسک ها تمدن است, قدمت مشخص کنید گرامی. همین ژرمنها را قدمت مشخص کنید و ثابت کنید.  من هم برای شما ثابت می کنم ژرمنهایی که می فرمایید مهاجرین از بین النهرین به کشور آلمان امروزی هستند و نیمی از تمدنی که در تاریخ مکتوب است مربوط به بین النهرین است نه کشور آلمان امروزی،  چرا؟  چون یک آلونک به قدمت 500 ق.م در الکان یافت نمی شود چه رسد به تمدن!

   این تقسیم بندی هرودوت:

   مادها:  بوزها, پارتاکن ها, استروخات ها, اری زانت ها, بودین ها, مغ ها

   پارسها:  پاسارگادی ها, مرفی ها, ماسپیان ها, پانتالی ها, دروزی ها, ژرمن ها,

   پارسها همچنین چهار قبیله چادر نشین داشتند که عبارتند از:  ساگارتی ها, مرد ها, دروپیک ها, داآن ها،  این ژرمنهای هرودت در آلمان امروزی بودند؟
   پرسش 1611:  درود . ببخشید این مکان های روس و صقالبه در تاریخ ایران به کجا گفته می شده؟ صقالبه را اسلاوی ها نوشتند . همچنین فیلقوس با شاه روس متحد بوده و ملک فیلقوس به زمین روسان ( فرنگستان) نزدیک بوده،  یا علی.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما لغت در شاهنامه های دستویس سوس است و نه روس  فیلقوس هم متحد شوش وسط ایران است نه متحد با فرنگستان و اروپا و روسیه و ....

   با کمال تاسف از بی توجهی کاتبین و ناشران جدید، و ایجاد  تحریف دیگر در شاهنامه فردوسی، این لغت سوس است نه روس.

   ــ  زمین مغرب, روم, روس (البرجان), سقلاب, آذربایگان, اران و کرج به سلم داد و او را قیصر نام کرد (تاریخ بلعمی)

  ــ روس و سقلاب آن را دقیقا نمی دانید کجاست, آیا می دانید آذربایجان و اران کجاست؟  می دانید آذربایجان و اران  یوگوسلاوی و اروپا و فرنگستان و یونان و .... نیست؟

   پرسش 1612:  سلام . تا انجایی که من میدانم, خاور و خوراسان ریشه از کلمه ی خور به معنی خورشید دارند و این یعنی خوراسان محل طلوع خورشید و در شرق ایران کنونی بوده است. اسناد باستان شناسی چینی - سغدی - مانوی ... ثابت می کند که قبل از میلاد مسیح این مناطق بلخ - خوراسان - سغد ... در شرق بوده اند .
   پاسخ پرنیان حامد:  خوربران (خور بر آن )  , خاوران یعنی غرب  و خور آسان  (خور از آن ),  خور از آن,  خورازمیا  یعنی شرق,  خوراسان (شرق) کجا را می فرمایید؟  بسته به آنکه مورخ شما کجا نشسته باشد شرق او می شود خراسان , کاتب شما در موصل نشسته باشد, آذربایجان می شود خراسان ( شرق ) او!

   اسناد باستان شناسی چینی اولین سخنی که در باب ایران دارند درباره شاه اشکانی است لذا هیچ چیزی را ثابت نمی کند.

   اسناد باستانشناسی مانوی! خودش دچار گرفتاری است مانی خودش اصلا غیر ممکن است به هند رفته باشد. این اسناد تنها ثابت می کند که هنداستان تاریخ ایران همان هندیجان است و نه اریابهارات (کشور هند امروزی)

   اسناد سغدی کدامند؟  خود سوگود وسط بین النهرین است نه سغد امروزی. اسناد کدام سغد؟
   پرسش 1613:  سلام . از کجا معلوم این اسکندر اشکانی! وجود خارجی دارد؟ کسی که این همه زمین فتح کرده نباید حداقل یک سکه از خود داشته باشد؟
    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام سکه  دارد زیاد هم هستند. بیش از 120 معبد مهری در اروپا هم از خود به یادگار گذاشت.

   آیا شما دقیقا متوجه شدید که  درباره کدام اسکندر سخن می گوییم،  و این اسکندر در چه سالی زندگی می کرد؟

از آنجا که سوال شما در نهایت صداقت مطرح شده است،  از  شما در نهایت صداقت چند سوال داشتم:

   آیا کوروش کبیر نباید حداقل یک سکه داشته باشد؟  آیا کیاکیسر نباید حداقل یک سکه داشته باشد؟  (برای افرادی که از این سوال سوء استفاده در جهت رد شاهان ایران را خواهند کرد  سند بیاورند ایا کی خسرو, کی کاوس, داراب, دارا نباید یک سکه داشته باشند)،  آیا شما می دانید که این تابوت طلایی  که 4-5 سال  پیش کشف شد و یک مومیایی داخل آن بود و عکس و فیلم آن موجود است را به کجا بردند؟ 

   متاسفانه همانگونه که مشاهده می فرمایید صداقت شما و من کمکی به این جریان نمی کتد. مانعی ندارد بیایید از روی اسنادی که به اجبار باقی گذاشتند از طریق چهره شناسی من به شما بگوییم چهره این اسکندر اشکانی کدام است:

    این دو لوح پایینی معبد میترایی خیلی جالب بود همه صورت ها سالم بود جز از آن دو صورتی که من از روی اسناد به دنبالشان رفته بودم.  اسناد موجود و باقی مانده که موفق به نابودی آن نشدند و مخصوصا تاریخ های مکتوب قدیم نشان می دهد که سخن از دو چهره تاریخی در میان است،  که دچار سوء تفسیر در جهان شده است. اسکندری که نام و سرگذشت او در روایات و تاریخ ایران موجود است،  به حدود  73 ق.م است که هیچ ارتباطی با الکساندر یونانی که نام او در تاریخ ما کهرم است،  و به سال 320 ق.م بود ندارد.  اسکندر به اروپا رفته است, الکساندر کهرم به هندیجان ایران و .... سکه ها و خاندان آریوبرزین به سال 73 ق.م است نه به سال 320 ق.م! این اسکندر مهر کیش لقب "قانون میترایی" یا  "دات میترا" داشته است.  میتری دات یا مهرداد اسم نبوده  لقب شاه مهر آیین  بوده است. Caesar   اسم نیست،  که سزارین شده باشد!  کی سر لقب شاهان رومی است که نوادگان سلم پسر فریدون در رومیه مدائن  بودند،  و خیلی قبل از افسانه بی سرو ته سزارین لقب کیاکسر (کیان کی سر) هوخشتره ماد است.  ایلیوس نام  یکی از نوادگان داردانوس سازنده شهر ایلیون است، که قبر او در همین ایلیون به صورت معبد (باب) بود که به آن باب (معبد) ایلیون  = بابیلون = بابل امروزی می گوییم.  کی سر ایلیوس از نوادگان او و قیصر روم = مدائن  و اس (تکخال) کندروس (بیستون)،  اسکندروس است. آیا می دانید صادقانه به من بگویید این تصاویر با در نظر گرفتن  دوره های مختلف (جوانی و پیری) و با در نظر گرفتن مکانها, زمانها, لباسها و هنرمندان مختلف سازندگان آن, مطلق به چند نفر است, چند صورت و شخصیت را شما تشخیص می دهید؟

   پرسش 1614:  درود و سپاس از وبلاگ خوبتان .یک سوال:  اگر خاوران = غرب, در این صورت شهر باختر در شرق می شود .
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما خیر گرامی خاور = غرب , باختر , اباختر = شمال , خراسان = شرق, نیمروز= جنوب
   پرسش 1615:  سلام بر کارشناس وبلاگ،  مطالب و اسنادی در مورد مکانهای تاریخی ایران نوشتید که جای تامل دارد. ولی سوالاتی در ذهن شکل می گیرد که مثلا در اسناد چینی این همه از روابط سغدی ها و چینی ها نوشته مثلا سالنامه ی سلسله هان که سغد را بوصرت su-te نوشته که همان swt = سوذ پهلوی است. صورت های دیگر پهلوی آن سولیک یا سوت یا سوپ تیک است.  در مراجع دیگر چینی - تبتی - سنسکریت و خروشتی یصورت swl(y)k  امده و نمونه های دیگر   همچنین گنجینه های ادبیاتی سغدی بیشتر در تاجیکستان و تورفان کشف شده که متعلق به قبل از میلاد هستند .موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  محبت بفرمایید:

   1. محل این رود را مشخص بفرمایید:

   ارنگ رود:  آن است که گفته شد که از هارا کوه بتازد. آید به سغد بوم (به ناحیت دشت سوری مانشن آمده که با بین النهرین یکی است) که گام نیز خوانند اید و به گیپتوس بوم که مصر نیز خوانند بگذرد او را آنجا نیوگیپتوس خوانند. (بندهش).

  2.  بندهش bwm   swl(y)k  surig bum   دشت سوری مانشن بین النهرین در آسورستان به ناحیت بغداد است،  ( p.205.l.11.TD2)

  3 . سالنامه سلسله هان در چه سالی است؟ ما نگفتیم نام این محل هیچگاه سغد نبود مهاجرین از غرب نام این محل را به یادگار سوگود سغد گذاشتند.  این گرفتاری دولت ساسانی نیز بود که یک نام نشانگر دو مکان یکی در شرق و دیگری درغرب بود پس آنچه ما می گوییم تنها به اسناد زمان قبل از اشکانی مربوط می شود.

  4. مشهورترین ادبیاتی که در تورفان یافت شد نوشته های مانی است،  آیا نتیجه آن است که خود مانی  در شرق ایران بوده است؟  یا نتیجه آن است که این متون  توسط مهاجرین از غرب به شرق برده شده است؟

   عکس یکی از نماد های سرخپوستان نوسانوس،  از موزه ای محلی در کشور کانادا سمت راست،  مربوط به حدود 500 سال پیش،  و عکس چپ یکی از نماد های گوبکلی تپه،  از منطقه باستانی گوبکلی تپه در کردستان کشور ترکیه،  مربوط به حدود 11 هزار سال پیش،  عکس شماره 5819.  مشروح این متن در موج های اصلی مهاجرت،  بخوانید و سپس نظر تخصصی دهید.

http://www.ravid.ir


پرسش و پاسخ ویژه 62

پرسش و پاسخ ویژه 62

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   پرسش 1584:  سلام . در مورد کاوه در تاریخ بلعمی امده در زمین اصفهان مردی بود اهنگر و کشاورزی کردی .... منظور این است که کاوه کشاورزی می کرد. نه اینکه او از قوم کرد باشد همانطور که نسل کردان در این تاریخ ها از ازاد شدگان قربانیان ضحاک است. ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  1 ــ  در تاریخ بلعمی رسما به ضم ک است.  فعل انجام دادن و کردن در این تاریخ در هیچ خطی به ضم ک نیامده است  یک یکهو در این جمله دیده می شود پس کشاورزی نمی کرد کشاورزی بود از کردستان و کرد نژاد  .

  2 ــ  با بقیه مدارک چه می کنید؟ گیو و گودرز از نوادگان کاوه آهنگر و پادشاهان اسپهان چند کتیبه در اصفهان امروزی دارند؟ کتیبه آنان سر پل ذهاب چه می کند ؟

  3 ــ  کاوه آهنگر  در بابل بر ضحاک قیام کرد یعنی از شهر اصفهان امروزی بود؟

  4 ــ  کنون کرد دارد از آنان نژاد  چه کسانی افرادی که از دست ضحاک فرار کرده بودند چه کسی بر ضد او قیام کرد همان افراد سر دسته آنها هم کاوه نامی بود این چه ربطی به اصفهان امروزی دارد.

   اسپهان : اصفهان امروزی نیست .

-           مردی در بابل بر ضحاک خارج شد و علمی ببست و مردم اصفهان (اسپهان) از نژاد اویند (تاریخ طبری).

-           به زمین اصفهان (اسپهان) مردی بود کشاورز کُردی و به دیهی و نام او کاوه ...

   این اسپهان به ناحیت بابل و کردستان امروزی است! با اصفهان امروزی چه ارتباطی دارد؟

-           فردوسی در مورد جوانانی که از دست ضحاک نجات پیدا می کنند می گوید :

  کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد.

-           گیو و گودرز پادشاهان اصفهان ( اسپهان) و سپاهان و.. بوده اند،  کتیبه ها و آثار این پادشاهان سر پل زهاب امروزی است و نه در اصفهان امروز !

   پرسش 1585:  سلام . گفته اند نام اسکندر از درخت کندر گرفته شده.  نام این درخت در ساسنکریت به صورت kundora  و در یونانی xondros است که شبیه به الکساند روس هم است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و احتمالا نام کندروس (کرمانشاه) هم از همین نام است،  پس یا کرمانشاه وسط کشور یونان و مقدونیه امروزی است،  یا این شخص ملقب به کندر در حوالی کرمانشاه متولد شده است !

   پرسش 1586:  سلام . اگر خاور و خاوران به معنی غرب باشد , پس چطور در این متن: از سوی باختر دو رود وهرود و اروند ...

   لذا این رود ها شرقی خواهند شد.  نمونه های دیگری نیز هست که دلالت بر غرب بودن باختر می کند. سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  خاور یعنی غرب، خراسان یعنی شرق،  باختر و اباختر یعنی شمال  نیمروز یعنی جنوب،  از شمال دو رود وهرود و اروند راه می افتند،  می روند خلیج پارس دو رود شمالی – جنوبی هستند.

* اگر پهلوانی ندانی زبان <><>  بتازی تو اروند را دجله خوان *

    چگونه دجله در شرق است؟  برای رساندن الکساندر به کشور هند امروزی،  کوههای قفقاز را که کندید بردید افغانستان،  می خواهید دجله را هم بکنیم ببریم افغانستان؟

   پرسش 1587:  درود . در بندهش امده : دهم , ارمن بهترین (سرزمین) افریده شد ..... بخش  16مرحوم بهار در دیباچه در مورد کلمه ی ارمن نوشته  arman   اوستا   - haraxvaiti   رخج،  ایا منظور رخج در ارمنستان است؟

   مورخ یونانی گفته ناحیه رخج تا دریای پونت اکسن (دریای سیاه) امتداد دارد . یا شاید اشتباهی پیش امده؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  هیچ اشتباهی در کار نیست، همین است که این بزرگوار نوشته است، روحش شاد و ای دریغ که دیر رسیدم.  صفحه 254 کتاب مرا باز کنید (اگر دوست دارید می توانید مستقیم به خود اوستا رجوع کنید) از روی اوستا نوشتم "شانزده قسمت خونیرس در اوستا"  این شانزده قسمت در اوستا به ردیف و دقیقا همان شانزده قسمت بندهش است.  حال به قسمت 10 توجه کنید:

  10 ــ  هرهویتی: آراخوی (harauvatis) رخج!  زیبا (افرینش اهرمن: گناه خاک سپاری مردگان).  صفت هم همان است که در بندهش آمده است،  یعنی گناه خاک سپاری مردگان،  اما این یکی  نام به جای ارمن استان در اوستا رخج آمده است پس می توان نتیجه گرفت harauvatis  به ناحیت ارمنستان است.  مورخ یونانی هم که دقیقا همین را تایید کرده است (افغانستانی در کار نیست این پرت و پلا های مفسرین برای بردن الکساندر به هند و از همه مهمتر اتش زدن  خیالی تخت جمشید و کوچک کردن ایرانیان  و مردم بین النهرین  است).

   پرسش 1588:  درود و سلام مجدد بر شما،  چند سوال دیگه:

  1 ــ  درمورد کوروش کیبر بگید؟

  2 ــ  در مورد سلمان فارسی؟

  3 ــ  زمان خلافت امیرالمومنین حضرت امام علی علیه السلام و ایران و ایرانیان؟

  4 ــ  زمان حادثه عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و ایران و ایرانیان؟

  5 ــ  اگه زبان عربی اونوقت بدین شکل نبوده پس قرآن چطوری به زبان عربی نازل شده؟

   درمورد ازدواج فرزندان حضرت آدم علیه السلام میگن گه امام صادق علیه السلام گفته یکی از فرزندان حضرت آدم با یک حوری بهشتی و دیگری با یک جن ازدواج کرده و ازدواج با محارم نبوده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و درود و خسته نباشید. می بخشید جایی به شما به اشتباه گفتند که ما مجتهد هستیم؟ این سوالات شما جز از مورد اول چه ارتباطی به یک پژوهشگر تاریخ آن هم تا زمان اشکانیان دارد که اینجا مطرح می کنید؟ من خودم چنین سوالاتی را می برم از یک مجتهد شیعه می پرسم آنوقت شما از من سوال می کنید؟ استناد به قران کردند آنوقت شما می نویسید خواب دیدند و می گویند که امام صادق (ع) گفته:.... قران را قبول دارید یا می گویند (که معلوم نیست کی خواب نما شده گفته) بردارید این سوالاتتان را ببرید پیش یک مجتهد شیعه اگر در مورد تاریخ تا زمان اشکانیان سوالی هست بفرمایید،  کوروش را هم بار ها نوشتیم،  بالا سمت راست نوشته "ارشیو وبلاگ" در بین پرسش و پاسخ ها مقاله های کوروش مشخص است.

   پرسش 1589:  ابوریحان همه جا اسکندر را یونانی نوشته و شهر مقدونیه را در یونان نوشته است،  فیلیپ برادر اسکندر در تاریخ یونان است. کجا اسکندر را اشکانی خوانده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  یونانی که نوشته دقیقا کجاست؟  کشور greek  امروزی؟  محل مقدونیه که می فرمایید روی کتیبه داریوش در بیستون اسکودرا است نه ماکادونی نه ماسادونی حتی هرودوت و دیگر مورخین یونانی هم در باب این مکان سخن نگفتند و اگر نه هرودوت می نوشت اسکودرا.  از این مغ دونی ها در بین النهرین زیاد داریم یکی دست مغان است یکی مغ دونی  نینوا هر کدام دوست دارید انتخاب کنید.  به تاریخ بلعمی – طبری هم رجوع کنید محل این یونانی که می گویید دقیقا وسط بین النهرین مشخص کرده است.

   چرا ابوریحان دو تاریخ اسکندری مشخص می کند؟ کجای تاریخ نوشته جانشین الکساندر برادرش فیلیپ بود؟  روی لوح بابلی دو الکساندر است،  یکی الکساندر پسر ایدم یکی الکساندر پسر الکسا کدام یکی تخت جمشید سوزانده؟  اسم پدر کدام یکی فیلیپ است؟

  همان ابوریحان مگر ننوشته اسکندر از نوادگان عیص بن اسحاق است؟  اشک بن اشاک  اشکانی نیست اما از جزایر اژه است بله؟  یک چند سال دیگر حتما  دارای القابی  چون "لرد و کنت" هم می شود.

   پرسش 1590:  اورده اند که کوروش بعد از عبور از رود اراکسس به سرزمین ماساگت های سکایی رفت  اراکسس = ارس.  لذا ماساگت ها در شمال غربی در دورترین قسمت بودند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دقیقا همین است که از روی اسناد دیگر و حتی گفته های خود هرودوت و مفسرین و... در کتاب اثبات شد (خود هرودت از غرب به شرق اول قوم ماساکت را نام می برد بعد سکاها و بعد از آنها تاره از مادها نام می برد صد در صد غرب ایران امروزی بودند)

   پرسش 1591:  درود .  ایا برای بررسی اشکال مکانی در زمان ساسانیان اقدام کرده اید؟ منظور از تازیان در منابع ساسانی باید اعراب باشد،  زیرا شاپور شانه های اعراب را سوراخ کرد.  تازی در اینجا به معنی تازنده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما خیر گرامی از زمان اشکانی به بعد بررسی دقیق نکردم.

اما شما هم دقت کنید : 1 مادر بهرام گور که از ارابی ها بود دختر خاخام بزرگ یهود بود 2 ذوالکتاف کتف اعرابی را سوراخ کرد نه عرب را،  فردوسی را باز کنید نگاه کنید دقیقا نوشته اعرابی = ارابی  ارابی هم می شود ارا + بی (بی = بغ مثال بی ستون مثل بی بی شهربانو ....) 3.  با لغت تازی بازی نکنید. تازی یعنی تازنده من برای شما متن می آورم تازنده اش ارامنه باشند،  از آن طرف متن می آورم تازنده اش ترکان باشند،  از اینطرف متن می آورم تازنده اش اشکانیان باشند،  و... هر کس به طرف شهر شخصی که دارد تاریخ می نویسد حمله کند تازی است. لغت تازی نژاد را مشخص نمی کند. بیش از این نیز چون در حدود بررسی های من نیست سخن نمی گوییم،  اما شما هم  برای بررسی به موارد بالا توجه داشته باشید و با دیدی باز از همه جانب بررسی کنید و از هر گونه تعصب بی جا چه از این سو چه از آن سو جدی خودداری کنید،  به دنبال حقیقت باشید چه موافق عقیده شخصی شماست چه مخالف.  موفق باشید

   پرسش 1592:  اگر یسنا متعلق به ماد ها است چرا در آن اهورامزدا به ایزدان دیگر سروری دارد؟  گاهان زمانش با وندیداد و یسنا و خرده اوستا ... چقدر تفاوت دارد؟

    پاسخ پرنیان حامد:  اگر شما به من بگویید اهورامزدا کجای این کتیبه اردشیر دوم است که جلوی چشم همه ما دارند در ترجمه این اهورامزدا را روی آن تحریف و به  ترجمه اضافه  می کنند:

1.         \ imam \ apadâna \ vašnâ \ AM \ Anahata \ utâ \ Mitra \ adam \ akun

2.         âm \ AM \ Anahata \ utâ \ Mitra \ mâm \ pâtuv \ hacâ \ vispâ \ gastâ \ ut

3.         â \ imam \ tya \ akunâ \ mâ \ vijanâtiy \ mâ \ vinâthayâtiy

: this hall [apadana] I built, by the grace of Ahuramazda ?  , Anahita, and Mithra. May Ahuramazda, ?     Anahita, and Mithra protect me against evil, and may they never destroy nor damage what I have built

   من هم به شما خاطر نشان می کنم اضافه کردن یک لغت مزدا به  اهورا در زمان ساسانی که اوستا بازنویسی شده است هیچ مشکل بزرگی نبوده است.  نمی توانم زمان مشخص کنم تنها می توانم حدودی آن هم حدودی به شما بگوییم کدام قسمت ها اصل قدیمی است و کدام قسمت ها در زمان ساسانی به آن اضافه شده است. همان وندیداد قسمت جمشید را بخوانید قسمت اول اصل قدیمی است از آنجا که اهورامزدا با زردشت سخن می گویید الحاقی است چرا؟  چون اگر قرار است جمشید وری بسازد که مردم را از سیل و آب نجات بدهد این ور نمی تواند زیر زمین باشد و سوراخی به سطح زمین داشته باشد که همه آن زیر خفه شوند نیک اندیش باشید.

   پرسش 1593:  درود . تاریخ بلعمی و دیگر تواریخ اسلامی نوشته که اسکندر برای اینکه امپراطوری اش پا بر جا باشد, حکومت ایران را بخش بخش کرد تا حاکمان با هم درگیر باشند .!

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اولین جمهوری جهان را با جمله " تا  با هم درگیر باشند"  به منجلاب می کشند. افتخار می کنم که ایرانی (بین النهرینی) هستم و در کشورم  (ایران بزرگ نه مرزهای امروزی) 2000 سال پیش جمهوری شده است و بنیانگذار جمهوری و آزادی در جهان هستیم.

   ادامه پرسش:  اشک بن اشکان نواده ی کسه در این تاریخ ها در زمان اسکندر بوده ولی آنها را جدا نوشته اند .

   پاسخ پرنیان حامد:  پسر برادرش بود.

   ادامه پرسش:  در کدام صفحه بلعمی امده که نخستین شاه رومی اشک بن اشکان است؟ سپاس

    پاسخ پرنیان حامد:   نخستین شاه رومی را نوشته سلم پسر فریدون بود تقریبا 1300 سال قبل از اشک ها و ایلیوس کی سر،   (ilius caesar)  ایتالیایی شده تاریخ!   رم در ایتالیا باید الان آثار باستانی با حداقل 3300 سال قدمت تاریخی داشته باشد تا شاهان رومی ایتالیایی باشند،  من که هیچ پیدا نمی کنم شما جایی را سراغ دارید؟

این سخنانی است که در تاریخ بلعمی آمده است:

   بلعمی می نویسد رومیان از آنجا که بغداد است تا شام داشتندی.  و در جای دیگر از همین تاریخ آمده است :  و فرزندان عیص (اشک) به روم و خزر اند و فرزندان او روم است.  منظور او لابد ایتالیا و یا یونان امروزیست نه؟

   پرسش 1594:  نام فیلقوس در متون پهلوی موجود است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بر شهرستانهای ایرانشهر موجود است.

   پرسش 1595:  درود . نام اسکندر پسر فیلیپوس در شهرستان های ایرانشهر آمده . فیلیپوس را چطور نوشته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  اینجا هم  نام دو اسکندر در کتاب آمده  است  توجه کنید:

  بند 12 :  شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریه گجستک سوکندر ئی اروما ئی کرت.

           شهرستان مرو  و  شهرستان   هریه   ملعون    سوکندر     اروما    کرد

   بند 53 شترستان  ئی گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس کرت .....

           شهرستان   گی   ملعون   الاسکندر   فیلیپوس     کرد

   آیا در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان  سوکندر اروما همان الاسکندر فیلیپوس است که برداشتند همه را الکساندر یونانی ترجمه کردند؟ 

   پرسش 1596:  بلعمی و طبری بارها نوشته اند الاسکندر الیونانی نام شهرش را هم مقدونیه گفته اند.  قوم وی را یونانی نوشته اند. فرنگستان هم احتملا شرق اروپا است که نزدیک یونان است .

   پاسخ پرنیان حامد:  دقیقا همان بلعمی - طبری یونانی که نوشته کجاست؟ به این قشنگی توضیح داده است! یونانی که نوشته greek   امروزی نیست که فرنگستان آن اروپا باشد یونانی که نوشته شمال بین النهرین است چرا به آنچه می خوانید توجه نمی کنید؟ همین یک لغت یونان که ایونی های نینوا باشند کافی است؟  رجوع کنید به کتاب صفحه 153  توضیح کامل آن آمده است به کتاب دسترسی ندارید بفرمایید بر وبلاگ با وجود آنکه صدها بار از کتاب برگردان شده است یک بار دیگر کپی کنم.

    همچنین بلعمی زمان اشکانیان را 500 و اندی آورده و نه 260 !

    -  آن گاه اشکانیان از پس اشک بن داراب مملکت را 260سال بداشتند.

   این وسط تاریخ بلعمی چیه ؟ و یعنی چی؟

   پرسش 1597:  در اسناد میانرودان سندی بر قربانی کردن سومری ها توسط حمورابی یا شاهی دیگر موجود است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  خیر متاسفانه سند مستقیمی در دست نیست تنها از مراسم قربانی انسان سخن و اسطوره به جای مانده است. یکی از مشهورترین آنها قصد قربانی کردن اسماعیل توسط ابراهیم است .

   پرسش 1598:  نام دریای ورو کاش vouro kasha  با نام کاشی ها ارتباط دارد؟  ورو به معنی فراخ شاید باشد.  یا حتی به معنی دریاچه !

   پاسخ پرنیان حامد:  تا آنجا که من می دانم واورو یعنی شمال.  کاش هم دقیقا = کاث  کاس است و کلیه نامهایی که با کاس در ارتباط است از نژاد کاسها به یادگار مانده است مانند:  کاس آن = کاشان، کاس پیین = دریای خزر، کاس پین = قزوین، کارکاسی = همدان و ...... واورو کاسا می شود شمال یکی از اینها نمی دانم کدام شاید کاشان بهترین پیشنهاد باشد.

   ادامه پرسش  : یک دریاچه هم در بندهش امده به نام [ کاس ایه ] که نمی دانم کجاست !

   پاسخ پرنیان حامد:  کاسَ اُیَ   دریاچه ای است که طبق روایات سه تخمه زردشت برای ظهور سوشیانس در آن نگه داری می شود.  این دریاچه را برخی در سیستان و برخی دریاچه ارومیه دانسته اند.  حال اگر به استناد شهرستانهای ایرانشهر بلوچستانی که می گفتند وسط کردستان است لذا سیستان (سکستان –زرنک) هم همان نزدیک دریاچه ارومیه خواهد بود.

   پرسش 1599:  با سپاس از مطالب ارزنده ی شما .. در مورد جمشید و ضحاک گفتید که نماد سومری ها و اکدیان هستند. ایا جنگ های عیلام با سومریان در تاریخ ایران را با نماد می توان بررسی کرد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس.  بله گرامی قابل بررسی است اگر ریز و دقیق بخواهید کار میبرد که مشغول هستم اما به صورت کلی:  تور (آشوریان) و سلم (رومیان، رومیه مدائن و بابل) از پسران (نژاد) فریدون و جمشید (سومریان) به ایرج (ایلام) حمله کردند و او را کشتند.

   البته توجه دارید که در تاریخ چنین مکتوب است :

   سومریان 3500-2350 ق.م  اکدها 2334-2279 ق.م ایلام 2193 ق.م  استقلال ایلام از اکد ،  کاسها 1595-1157 ق.م  دوره سومری- ایلامی  2800- 2375 ق.م

   شما دقیقا کدام دوره و کدام جنگ را می فرمایید؟ در دوره سومری – ایلامی جنگی نیست سپس اکدها حکومت می کنند سومر به دو دسته شمالی و جنوبی تقسیم می شود و ایلام اعلام استقلال می کند.

   پرسش 1600:  رتستخم در زبان پهلوی امده است ولی در شاهنامه رستم امده است. رستم نماد سکاییان است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زرنک یا سکستان طبق آنچه من یافتم در کردستان امروزی خواهد بود و سکا (اشکوزی ها – اشک ها- اسک ها) نیز به خلاف آنچه تا به امروز تفسیر کرده اند در غرب ایران امروزی و غرب دریای خزر بودند. رستم را من شخصا نماد خاندان انشان یعنی کوروش کبیر پدران او و دو پسرش بردیا و کمبوجیه حدس می زنم، تکرار می کنم حدس می زنم.  برگردان رتستخم  توسط فردوسی به صورت رستم بدون ت اول نیز قابل بررسی است، حدس نام رش تخم ها است،  که پس از پادشاهی کی رش تخمگان شدند اسناد دیگری نیز موجود است که می تواند این خدس را تایید کند.

   پرسش 1601:  سلام علیک . ایا در تاریخ سنتی ایران اشاره ای به جنگ های سومریان با عیلامیان شده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  بله به پرسش قبلی رجوع کنید مشخص کنید دقیقا کدام جنگ من برای شما مشخص می کنم کدام گفته تاریخ سنتی است.

   ادامه پرسش :  در تاریخ جهان ایا اشاره ای به تسخیر ایران توسط زین گاو و تازیان و شکست انان از افراسیاب شده است؟ متشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  افراسیاب نماد پادشاهان آشوری است بله تاریخ جهان تایید می کند هزاران بار آشور به ایران حمله کرده است.  تازیان، یعنی تازندگان ربطی به اعراب ندارد.

   پرسش 1602:  کهرم ایا تغیر یافته ی گوهرمز نیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  گو = گاو  هرمز = اورمزد   خیلی مشکل (ز ) آخر را چه کنیم؟

   ادامه پرسش :  نام اندرمان نیز قابل بررسی است؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  چون نمی دانم منظور شما از بررسی،  بررسی و مقایسه با چیست سپاسگزار می شوم اگر بررسی کنید.

   پرسش 1603:  با سلام و خسته نباشید،  این گزارش کوروش در اکباتان متنش را دارید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر گرامی متن اصلی یعنی دستنوشت  و خود فرمان او یافت نشد تنها روی طومار ثبت اکباتان  زیر تاریخ نخستین سال کوروش فرمان نو ساختن پرستشگاه های مختلف پیدا شد که خانه خدا در اورشلیم  نیز جزو آن بود.

   البته سخنی هم دارم این اور = شهر + شلیم = سلیم = سلم مشکل  بیت المقدس امروزی باشد.  به هر تقدیر سند غیر مستقیم است اما مطابق با همان است که در کتاب عزرا 5.6-17 آمده است.

   پرسش 1604:  اگر قبل از ورود رومیان به اروپا , قوم مو زرد در آنجا نبوده پس چطور اسکندر با مردمی با موی زرد و سرخ روی متواجه می شود؟ تشکر از شما

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از این ریزنگری شما، دقیقا به علت این بیت فردوسی همه اروپا را زیر و رو کردم .

یک نژاد در اروپا با نام سلت موجود است که صد در صد مو سیاه و چشم سیاه با گوشهایی عجیب هستند.  و کلیه آثار یافت شده در اروپا (که تمدن بزرگی هم نداشتند حتی فاقد خط هستند) تا سده قبل از میلاد از این گروه است. سند صفحه کتاب 202 روی این کاسه تازه اثر دو گروه رومیان+ سلت دیده می شود و قدیمی ترین سند اروپاست.

   چنانچه بپذیریم ظلمات همان قطب شمال در زمستان است،  فردوسی به صورت عجیبی اشاره به محلی پر مار می کند که با حساب گفته های او حدود در کشور آلمان است بورگ به معنای کوه است اما مار در زبان آلمانی هیچ معنی و ریشه ای ندارد،  سپس اشاره به تمدنی می کند که به صورت عجیبی با وجود آنکه زبان یکدیگر را نمی دانند کنار آنها  چادر می زنند که به حدود فرانکفورت در آلمان است.  اما به صورت جالبی در اسکاندیناوی با هم سخن می گویند.  در ایرلند  نیز زبان هم را می فهمند!  تصور می کنم باید با فرضیه مهاجرت کاسها قبل از این گروه به نوار شمالی موافقت کنیم،  حق با شماست گروهی قبل از اینان خود را به اسکاندیناوی از راهی دیگر رسانده بودند،  و سلت ها در این زمان همانگونه که فردوسی هم نوشته است به جنوب انگلستان عقب زده شده بودند. البته توجه داشته باشید هرودوت متولد غرب ترکیه در غرب از وجود سلت ها خبر می دهد.  چه کسی و چه زمانی و از کدام راه به اسکاندیناوی رفته است،  که سلت ها هنوز در میان این دو گروه در اروپا موجود بوده اند باید بررسی بیشتر بشود. البته در ایرلند و اسکاندیناوی هم سند و تمدنی بیش از اروپا یافت نمی شود،  که در باب هزاره ها قبل سخن بگوییم. اگر هم مهاجرتی قبل از این گروه باشد به حدود همان هخامنشیان است.

   پرسش 1605:  سلام . ایا از اریوبرزن و اسکندر رومی سند زنده تاریخی موجود است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  از اریوبرزن ، خاندان او (شجره نامه)  و سکه او موجود است اما به سال 64 ق.م و نه 320 ق.م اسکندر ارومی مهر آیین  لقبی است که با لقب دوم او یعنی میتری دات و یا مهرداد سند تاریخی در همین زمان اریوبرزن موجود است

   پرسش 1606:  سلام . خاور به معنی شرق در شاهنامه است. مثلا کوه اسپروز در محل غروب خورشید است و بالای چین استان = خوزستان است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این شاهنامه :

* یکی روم و خاور دگر ترک و چین <><> سوم دشت گردان ایران زمین *

* نخستین به  سلم اندرون  بنگرید <><> همه روم و خاور مراو را گزید *

* به  تخت  کیان  اندر آورد  پای <><> همه  خواندندیش  خاور خدای *

    این روم شرق ایران است یا غرب آن؟

   کوه اسپروز شمال غرب ایران است،  و شمال غرب خوزستان محلی بین ایران و بیت المقدس امروزی است..

   پرسش 1607:  سلام،  درباره ی باتری 2 هزار ساله که در نزدیکی بغداد در سال 1938 پیدا شده است یک توضیحی بدین ممنون.

عکس پیل اشکانی،  مشروح در تاریخ صنعت و تکنولوژی در ایران، عکس شماره 5745 .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  این اشیاء در بغداد  کشف شد که  به صورت منطقی ساختار پیلی است که می تواند مقدار کمی الکتریسته در حد یک شوک کوچک قلبی برای نجات بیماران ایجاد کند.  این پیل را به اشکانیان نسبت دادند  بر همین وبلاگ بر سر سخنی دیگر سکه ای از دوران هخامنشیان ارائه شد،  که آقای حماسی گرامی توجه مرا به پشت این سکه جلب کردند با سپاس از ایشان.

عکس سکه تیسافرن،  عکس شماره 6190 .

   آیا بر این پشت سکه تیسافرن نماد همین پیل است؟  همچنین آقای صلح دوست گرامی نیز اشاره به زره های هخامنشی کردند،  که روی آن آب طلا است. آب طلا نیاز به الکترولیز  دارد.

    با سپاس از توجه همه این دوستان و بزرگواران،  از همه عزیزان تقاضا دارم نظرات خود را در این باره و دیگر موارد  بیان کنید تنها با همکاری می توانیم تاریخ کشورمان را احیا کنیم،  پاینده باشید.

   عکس یکی از 17 سپر هخامنشی،  که بتازگی در کشور یونان کشف شده اند،  بزودی مشروح آنها را در تاریخ جنگ افزار های ایران می نویسم،  عکس شماره 1443.

پرسش و پاسخ ویژه 61

پرسش و پاسخ ویژه 61

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   جالب انوش راوید:  با پوزش از عزیزان،  که پست پاسخ ها دو هفته طول کشید،  البته پژوهشگر گرامی بانو پرنیان حامد،  پاسخ ها را آماده کرده بودند.  در این مدت دربدر دنبال تکه های سفال کاسه و کوزه در شهر و بیابان می گشتم.  در این و دوره و زمان،  که تقریباً همه مردم دنبال پول و دلار می دوند،  من دارم تو تاریخ کهن پرسه می زنم،  بنظرم بدون ناسیونالیسم و تاریخ نگری،  نفوذ نرم های استعماری راحت انجام و پذیرفته می شود.  گاهی دوستان می گویند پول رو بچسب تاریخ به چه درد می خوره!،  اما با یک نگاه کوچک به جامعه و کشور ایران،  متوجه می شویم این آهنگ رقص پول،  که برای کشور ایران و تقریباً تمام جهان راه انداخته اند،  آخر عاقبت ندارد،  و کاملاً بر خلاف ذات بشر است.  تا دو سه سال پیش،  قبل از بررسی تمدن کهن جیرفت،  من نیز اغفال شده بودم،  و فکر می کردم ذات بشر در خواسته پرسرها و پول و مال دنیا بوده است.  اما!!  اینگونه نبوده و نیست ...،  ادامه بزودی.

   پرسش 1571:  سلام . جمشید هیچوقت پیامبر نبوده است. وندیداد می گوید که اورمزد به جمشید پیشنهاد پیامبری داد ولی جم در خود عجز دید و از پذیرش ان عذر خواست و اورمزد در عوض به او سلطنت داد. کجا وی پیامبر بوده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زامیاد یشت  کرده 6  بند 35 اشاره بر سه فر جمشید است اولی به مهر دومی به فریدون و سومی به گرشاسپ می رسد . مهر به استناد متون مانوی پیامبر است. در کتب دیگر نیز از این فر با عنوان فر موبدی یاد شده است .

   جمشید نخستین کسی است که با اهورا سخن می گوید و دستور می گیرد تا مردم را از بلای  آب و سیل  نجات دهد  دارای فر موبدی هم بوده است. از لغت پیامبر خوشتان نمی آید هر لغت  دیگری دوست دارید بر او بگذارید.

   نمی دانم نام شخصی که با خدا سخن بگوید و از او دستور نجات مردم را بگیرد پیرو و آموزگار دین هم باشد، چیست؟

   یک لغت در اوستا هست پوریوتکیش استاد پورداوود چنین تفسیر کردند :

  "پوریو" به معنی نخستین و " تکیش " که امروز کیش گوییم مجموعا یعنی نخستین پیروان یا یا آموزگاران دین .

ایشان ادامه می دهند:  "پوریوتکیش در سنت نخستین آموزگاران و یا پیغمبران پیش از ظهور زردشت تصور شده است" ایشان جمشید و فریدون را پوریوتکیش می دانند.  شما هم از لغت پیامبر خوشتان نمی آید از لغت پوریوتکیش استفاده کنید.

   پرسش 1572:  درود . انچه در باب اشکالات مکانی فرمودید درست اثبات شده است. اما اشکالی که می ماند زمانی که داریوش ممالک خود را می شمارد همان مناطقی که الکساندر فتح کرده را می گوید. سوال این است که داریوش را شرق ایران را فتح نکرده یا چرا انزمان شرق ایران هیچ شهری نبوده که نامش را نیاورده؟ مرسی

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما . 1. شرق جزو ایران بوده،  آزار که نداشته کشور خودش را فتح کند؟ 2. شرق از تمدن بسیار بالایی بر خوردار بوده،  سر جنگ با کسی نداشتند. 3. در شرق مردم آزار موجود نبوده است (ببخشید این جمله آخر خیلی عامیانه است اما  اصل کلام است)،  به شرق دور دسترسی نبوده است سخن اگر بر سر افغانستان است جزو ایران و از یک نژادند با تمدنی بالا که سر جنگ نداشتند و ادعایی هم نداشتند دقیقا همین است در باب کشور آریابهارات (هند امروزی). مناطقی که داریوش فتح کرده است همه در غرب ایران امروزی بودند و تا اسکودرا (مقدونیه امروزی) نیز پیشرفته است لذا به استناد سخن خود شما، الکساندری (توجه کنید الکساندر نه اسکندر) نیز تنها همین مناطق را فتح کرده است، نه هند امروزی و نه افغانستان امروزی هیچکدام.

   پرسش 1573:  ابوریحان بیرونی که گفته بود کیانیان همان کلدانیان اند در ادامه انرا نقض میکند و می گوید که مشکل است که کلدانیان را کیانیان بدانیم. نظر شما در اینمورد چیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  صفحه 128 هم می نویسد کلدانیان را نمی شود کیانی داشت بلکه کلدانیان حاکمانی بودند که از ناحیه پادشاهی کیان در بابل حکومت نمودند و مقر پادشاهی کیانیان بلخ بود که چون به کلده رسیدند مردم باختر ایشان را کلدانیان گفتند و این نام حکام قبلی این سلسله بود.

  حال  برداشت منطقی چیست؟ به هر تقدیر کیانیان به بابل رسیدند و حکومت کیانی در این مکان مستقر شده است. لذا شجره آشوری صفحه 126 را بگذارید بالای شجره ملوک کلده صفحه 129 و در میان آنان شجره نامه 10 نفره مادهای کتزیاس را که با ارباق شروع می شود اضافه کنید (که کیانیان اند) نتیجه آن  می شود شجره نامه تاریخ کشور تان.

   ادامه:  پرسش دیگر اینست که زرتشت و پدر و مادر در کتب زرتشتی اهل آذربایجان بودند , پس چرا شما انرا یهودی می خوانید؟ ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  ببینید گرامی من یک کلام از خودم نه حرف زدم نه اظهار نظر کردم چهار پنج سوال داشتم مودبانه در کتاب در کمانک از جمله های اصلی متن جدا کردم زیر آن رسما نوشتم یک بزرگتر تاریخ ایران جواب ما را هم بدهد.

   کدام کتاب زردشتی نوشته پدر و مادرش اهل آذربایجان بودند؟ اوستا را هم که درست در قسمتی که مشخص کننده محل  پدر و مادرش است تراشیده اند!  کتاب های زردشتی تایید می کنند گشتاسپ در آذربایجان بود همچنین تایید می کنند زردشت مهاجری به سوی شرق به در بار گشتاسپ بود از کجا راه افتاده که به سوی شرق به آذربایجان رسیده است؟  

   ابوریحان نوشته است: زردشت در کتاب موالید گفته که در جوانی در شهر حران نزد البوس درس می خوانده است. و رومیان گفتند که از اهل موصل بود.

   طبری نوشته: زردشت اهل بیت المقدس  بود (من که این را رد کردم نوشتم منظور همان موصل است حران هم بیت مقدس بوده است!) سپس نوشته با ارمیا در ارتباط بود و ......

   آذرابادگان در زمان های گذشته همین آذربایجان کوچک ما نبوده است از موصل تا آذربایجان را آذرابادگان می گفتند (بیرونی هم به همین اشاره کرده است).

   اسناد را در کتاب جلوی شما گذاشته ام با همه تناقض های آن، این شما هستید که باید قضاوت کنید من هیچ نگفتم و هیچ نخواهم گفت خود دانید.

    "به فردوسی هم به عنوان سخنان ملی مردمی یک نگاهی بکنید ببینید از این خاندان لهراسپی چقدر بدش می آمده است و یک کلام در مورد این  زردشت از خودش سخنی ننوشته است، مبادا  یک طرفه (فقط متون مذهبی ساسانی) به قاضی بروید "

   پرسش 1574:  سلام بر شما . به قول هرودوت ایا هوخشتره بعد از فتح نینوا دچار حمله سکاها شد و پادشاهی از وی گرفته شد؟ چون اورده که سکاها 28 سرور اسیا بودند و هوخشتره با دعوت انها به مهمانی و مست کردن انها همه انها را کشت!! این ماجرا درست است؟ روز خوش.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام. هرودوت نوشته است: هوخشتره سکاها را به مهمانی دعوت کرد و آنها را مست سر برید، و ماد را از قید سکاها آزاد کرد بعد از این ماجرا به نینوا حمله کرد،  و آشوریان را نیست و نابود کرد. بعد از فتح نینوا سکایی نبوده که او را نابود کند؟ قبلا همه را سر بریده بود (پدر او دچار حمله سکاها شد نه خود او).

   پرسش و نظر 1575:  سلام خانم حامد . اسناد اسکندریه نمی دانم چطور گیر می اید در این صورت از سند اصلی سوال می کردم. پاسخ شما قانع کننده بود .

    این مکان یمنو به زبان بابلی می شود یونان فارسی . این در تحریر بابلی کتیبه بیستون امده است در جایی که داریوش ممالک خود را معرفی می کند : بند ۶

   داریوش شاه گوید: اینست سرزمینهایی که به بخشایش اهورامزدا مطیع من هستند و من در این سرزمینها شاه هستم: «پَرسو» (پارس)، «عِلَمَت/ اِلَمَت» (خوزیه/عیلام)، «بابیلیم» (بابل)، «آشور»، «عَرَبی/ اَرَبی» (عربیه)، «میصیر» (مصر)، دریانشینان»، «سَپَردو» (سارد/ لیـدی)، «یَمَنو» (ایونیه/ یونان)،اومانمَندَه» (ماد)، «اوراشتو» (اورارتو/ ارمنیه)، «کَتپَتوکَه» کاپادوکیه)، «پَرتو» (پارت)، «زَرَنگَه» (زَرَنگ/ سیستان)، «اَرییمو» (هرات/آریان)، «هومَریزمَه» (خوارزم)، «بَهتَر» (بلخ/ باکتریا)، «سوگدو» (سُغد)، پَروپَرَاِسَنَه» (نام دیگری برای قندهار)، «گیمیری» (سکا)، «سَتَگوئو» شاید هفترود/ پنجاب)، «اَروهَتی» (آراخوزی/ رُخَـج/ شاید ناحیة علیای رود

هیرمند)، «مَک» (مَکا/ مُـکران/ جنوب بلوچستان). روی هم ۲۳ سرزمین.

   منظور من این است در الواح بابلی اگر لغت مانایی را به هانایی تبدیل کرده اند,  پس چگونه در بیستون (تحریر بابلی) نام یونان بصورت یمنو امده؟  جالب است که نام سکایی بصورت گیمیری امده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس فراوان از مدرکی که ارائه دادید. بلی کاملا حق باشما ست از آنجا که دو نسخه ایلامی و پارسی را در دسترس دارم و ماخدی که فرمودید روزگاری مورد تایید بود و امروز در کمال تاسف ایشان وجهه خودشان را از دست داده اند اجازه و فرصت برای بررسی می خواهم. این دو لغت بر دو زبان ایلامی و پارسی  ایلامی    i-ia-u  پارسی   yauna  اما:

   ببینید سخن اصلی این است که این یونا یا یمنو و... اصلا کجای جهان است داریوش لحظه ای که بیستون را نوشت کشور Greek  را فتح نکرده است تازه در کتیبه نقش رستم و تخت جمشید که سالها پس از بیستون است نام اسکودرا (مقدونیه امروزی) را می بینیم. پرسش این است که مورخین یونانی با وجود آشنایی به نام اسکودرا ننوشتند الکساندر از اسکودرا بود!  نوشتند از ماکادونی بود،  لذا این الکساندر از مقدونیه امروزی = اسکودرا نبوده است،  حال آنکه لغت ماکا حتی در همین کتیبه بیستون هم موجود است .

   یونا ، یمنو و هر لغت دیگر که بیابیم و جایگزین کنیم نیز به هیچ روی و هیچ منطق و هیچ عقل سلیمی تبدیل به Greek  نمی شود این محل ایونیه است و ایونیه غرب کشور ترکیه و شمال سوریه امروزی است.

   بر لوح های بابلی که گویند سند حمله الکساندر به ایران است، همانگونه که مشاهده می فرمایید بی شرمی تفسیر در ترجمه موج میزند "الکساندر به زمان اردشیر سوم در بابل بود و یا الکساندر در 6 سالگی بابل را فتح کرد، در تفسیراتشان داریوش اول را به راحتی داریوش سوم تفسیر و بی هیچ سندی در ترجمه داریوش سوم مکتوب کرده اند و...." این بند مورد نظر شما بر لوح بابلی (برای اطلاع دیگر خوانندگان) و تفسیرات بی شرمانه آن:

http://cae.blogfa.com/post/71

9’ [.. .. ..] U4 14.KAM lúIa-ma-na-a-a MU-tim GU4 [.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ]

9’ [.. .. ..]. The 14th day (21 October), these Greeks a bull, [.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ]

   لغت مانا به Greeks ترجمه شده است!  توضیح مترجم در قسمت پایین 7

Greeks. Greeks must have been mentioned in the break in view of the fact that “these Greeks” are mentioned in line 9’. Lendering (2004, 180-181) draws attention to the fact that in the cuneiform sources, the soldiers of Alexander are usually called Hanaeans, not Greeks

آیا لغت مانایی آن  با هانایی آن ارتباطی دارد؟  ترجمه دیگر از این بند به صورت زیر است:

the fourteenth, these Ionians a bull [lacuna] short, fatty tissue [lacuna].

ایونی ها گریک  greek ها نیستند تنها ما به علت شناخت قوم یونی به این کشور یونان می گوییم ایونی ها نژادی از بین النهرن هستند که با گریک  greekها هیچ ارتباطی ندارند این نژاد یکی از خاندان آشوری بودند.

....................................................................................

    به قول شما نه یمنو است نه یونا،  برداشتند نوشتند Ionians که هیچ ربطی به ma-na-a-a ندارد تفسیر می کند به لشکر الکساندر می گفتند  Hanaeans با پسوند   eans   ان جمع  فارسی و مانا را بی هیچ سندی برای تبدیل (م) به (ه) ترجمه می کند هانا = لشکر الکساندر و در نهایت بی شرمی مستقیم در ترجمه می نویسد  Greeks که به هیچکدام هیچ ربطی ندارد.  ساکا و ماکا  هر دو در شمال غربی مرزهای ایران امروزی است این مهم از روی اسناد دیگر قابل اثبات است.  پاینده باشید

   پرسش 1576:  وقتی مورخان اسلامی نوشته اند که فیلپ عرب شاه روم بوده است یعنی این فیلیپ از اعراب سوریه بوده است زیرا مادرش عرب سوریه ای بوده است. فیلیپ مادی نیست؟

    پاسخ پرنیان حامد:  به استناد سخن خودتان شاه روم اهل سوریه بوده است لذا ایتالیلیی در کار نیست. قبول دارید؟

در زمانی که شما از شاه روم در سوریه سخن می گویید کتیبه هایی از اشکانیان در سوریه در معبد دورا موجود است لذا جمهوری که در ایران از شاهان با نژاد های مختلف ایجاد شده بود و به استناد سخن شما  تا سوریه گسترده بود و در متون ما به ان ملوک الطوایفی می گویند و فردوسی رسما در همان 14 بیت مشخص می کند که شاهان از نژاد های مختلف بودند شامل نژاد رومی که از رومیه  مدائن در این زمان به سوریه عقب زده شدند، نیز می شود.

   پرسش 1577:  سلام . ایا سرزمین کوشیا در کتیبه های هخامنشی حبشه است؟ همچنین یکی از شاهان بین النهرین از حبشی ها در لشگرش استفاده می کرده و مورخان گمان می کنند حبشی ها در جنوب خلیج فارس بوده اند!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . همانگونه که می فرمایید بسیار تناقض دارد. شخصا تصور نمی کنم منظور حبشه باشد اما پاسخ شما را هم نمی توانم صد در صد بدهم تنها سوالی که پیش می آید اینکه اگر سرزمین کوشیا،  حبشه است، چگونه کوشانیان = کوشی ها  از افغانستان سر در آورده اند؟  همچنین لغت را اگر به جابجایی (س و ش که مقدور است) بخوانیم. کوسی ها بیشتر به ک او س ها = کاسها می ماند یعنی نه افغانسان و نه حبشه که متاسفانه هیچکدام نه افغانستان، نه حبشه و نه سرزمین کاسها در جنوب خلیج فارس! نیست. ببخشید گرامی مکتوب بفرمایید مورخ گمان می کند جنوب خلیج فارس است (کدام مورخ؟) یا مفسر؟ با سپاس

   پرسش 1578:  سلام . اگر قبل از میلاد اگر تمدنی نبوده پس چطور شاه گل ها دارای حکومت بوده و سکه زده با خط لاتین؟  همچنین گفته می شود در انگلستان مکان های تاریخی چند هزار ساله موجود است که در زمان یلدا حرکت خورشید را می سنجد.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر سکه های هخامنشی را  با خط میخی ببرم استرالیا لذا کوروش در استرالیا به خط میخی سکه زده است؟ سکه نیاز به الیاژ دارد آیا ممکن است مکان ذوب الیاژ را در این منطقه (لابد منظور شما از گل فرانسه است) و در تاریخ ذکر شده به من نشان بدهید؟ چند محل ذوب الیاژ باستانی دوست دارید در بین النهرین به شما نشان بدهم؟

همین الان از جیرفت روی لایه 12 متری کتیبه بیرون کشیدند،  همین دیروز روی لایه 5000 ساله تمدن جیرفت قبری پیدا کردند که چشم مصنوعی کامل روی جسد بود این می شود سند یک تمدن 11000 ساله .

   استون هیج در وسط انگلستان را کدام تمدن روی هم گذاشته؟  کجاست لایه های تمدن چند هزار ساله ی مردم این کشور؟ کتیبه؟ لوح؟ شهر؟ زبان؟ ستاره شناسی رسد خانه؟ دور و اطراف شهر روستا؟ کجاست؟ همین چهار تا سنگ روی هم گذاشته (که معلوم نیست چه کسی و در چه زمانی و با کدام قدرت تمدن) می شود سند؟ شب یلدا تولد مهر است! تولد مهر را حساب می کردند؟ کو رسد خانه آنها؟ می دانید در بابل چند نسل لوح رسد شناسی دارند؟ می دانید چند رسد خانه  باستانی در بین النهرین موجود است؟ 

کلیک کنید:  تمدن کهن جیرفت و استون هنچ

   پرسش 1579:  سلام خانم حامد،  در رابطه با سوال 1570 منظور من این است،  که شاید فردوسی به این دلیل که پدر اسکندر را دارب گذاشته است. البته در تاریخ نمیشه هیچوقت به راحتی حدس زد که به یک دلیل تاریخی یک اتفاقی افتاده که باید همه ی جزییات و روایات و مدارک به طور دقیق بررسی کرد. اگر باعث آزرده خاطر شدم ببخشید..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام معمولا در تاریخنگاری برای افراد مشهور و قهرمانان افسانه و روایت نیز فراوان گفته می شود. نیازی نیست که تک تک آنها را بررسی کنیم. اما از آنجا که شما به مسئله تهمت به این دلاور ایرانی اشاره فرمودید با کمال میل برای شما توضیح نوشتم، که این مسئله ازدواج با محارم نیز در ان زمان روا و تهمت نمی باشد.  بررسی حقایق شامل آزردگی خاطر نیست،  من نسبتی با اسکندر ندارم که آزرده شوم گرامی.

   ادامه پرسش:  در ضمن می خواستم بگم چه طور میشه به یکی بگی یک تمدنی هست به نام ایران!؟

    من سرباز هستم. در پادگان به چند تا از هم سربازم وقتی گفتم اسکندر ایرانی است، یا چین یکی از استان های ایرانه، یا یونی آن در غرب خوزستان با عرض تاسف خندیدن و بعضی ها هم باور نکردند گفتم به سایت شما مراجعه کنند ولی باز هم... همه هم دارای لیسانس و فوق لیسانس هستند، از شانس خوب من کسی به حرفام اصلا توجه نمی کنه؟! چه کنم؟

   پاسخ پرنیان حامد:  مهم نیست شما صبر داشته باشید تصور می کنم زمانی که ببینند اسناد ما نیز به اندازه اسناد یونانیان است یک ایرانی  50٪ اینطرف را خواهد پذیرفت اما باید صبر داشته باشید.

   پرسش 1580:  این 2 کتابی که می گویند جولیو سزار نوشته, نسخه اصلی ان موجود است؟ اسناد مهمی باید در ان نوشته شده باشد .

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما من هم دقیقا با شما هم عقیده هستم اما هرچه می گردم در این باب جز یک مشت تفسیر در مورد آن هیچ پیدا نمی کنم. از دوستان گرامی تقاضا دارم چنانچه از این دست نوشته بر اینترنت چیزی موجود است آدرس ان را به وبلاگ ارسال کنید با سپاس،  اگر کسی چیزی نیافت گرامی باید صبر کنید من  می روم آلمان سعی می کنم سندی در این باب پیدا کنم.

   پرسش 1581:  سلام . چرا ارابی ها عرب نیستند؟ سوریه عرب نشین داشته است. هرودوت هم نام رودی می اورد که از عربستان سرچشمه داشته و به دریای اریتره (خلیج فارس) می ریزد. احتمالا سوریه یا شمال عراق منظور است. همچنین رود نیل را در دو سوی عربستان و لیبی هرودت نوشته .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام عرب به نژادی می گویند که انتهای شبهه جزیره عربستان امروزی یعنی یمن و عمان امروزی  بودند،  عراقی، سوریه ای، و مصری از نژاد عرب نیستند، اینها بعد از حمله اعراب عربی حرف می زنند! اگر بگویید عراقی و سوریه ای عرب هستند،  دقیقا مثل آن است که بگویید مصری ها (در قاره افریقا) از نژاد عرب هستند آیا منظور شما این است؟

   هرودوت : رودی که از ارابی (ارا+ بی (بغ) مثل بی ستون بی شاپور بی بی شهربانو) سرچشمه می گیرد به اریتره میریزد به هیچ روی نمی تواند از جنوب شبهه جزیره عربستان گذر کند! می تواند؟

   پرسش 1582:  منطقه ی کاریان ها کجاست؟ یک بنا در بندهش هست که در کاریان بوده است . همچنین نام این بنا در فارس است و به کاریان معروف است !

   پاسخ پرنیان حامد:  این جمله بندهش :

   در پادشاهی گشتاسپ شاه چنانچه از دین بر می اید (آتش فرنبغ) از خوارزم به روشن کوه به سرزمین کاریان نشانده شد چنانکه اکنون نیز آنجا ماندگار است.

    چیزی در باره پارس ننوشته شما تفسیر را کنار بگذارید روی اصل سخنی از پارس نیست.  اگر می خواهید استناد کنید به سخنان استاد بزرگ کشورمان  زنده یاد مهرداد بهار باید در نظر داشته باشید ایشان که خود مترجم بندهش بودند، و این اثر را مو به مو می شناختند سخنان دیگری نیز در این اثر مکتوب کرده اند مثال مقدمه بندهش صفحه  13  " نکته جالب توجه در بندهش اختلاف بعضی مطالب آن است با بعضی مطالب دیگر مانند آن که ارنگ رود یکجا جیحون و جای دیگر به دجله و نیل اطلاق می شود ..... یا دشت سولیک که یک جا سغد است و جای دیگر اسورستان یعنی بین النهرین شمرده می شود و بغداد را در آنجا یاد می کند ..." (مهرداد بهار)

    حال اگر دجله همان جیحون باشد و من از کتیبه های داریوش و نوشته مورخین یونانی به شما ثابت کنم نیلی که نوشتند در مصر امروزی نیست و در غرب بین النهرین است،  و یا سوگود، سغد امروزی نیست و دقیقا همان اسورستان تا بغداد است و ......

    روحش شاد استاد کشورمان مهرداد بهار بدرستی می دانستند که ایرادی در این سخنان است و چرا ایشان حدس نزدند که این نامها در غرب ایران امروزی است،  یا حدس زده بودند از شر به اصطلاح استادان امروزی تنها به صورت اشاره در پاورقی ها و مقدمه برای ما به یادگار گذاشتند (ایشان دقیقا در پاورقی نوشتند چین استان = خوزستان) نمی دانم، تنها می دانم که اگر ایشان الان  زنده بودند با پیشنهاد و اسناد ارائه شده که دال بر غرب بودن این نامهاست، کلیه این مشکلات را حل می کردند ایشان لغت به لغت بندهش را در وجودشان داشتند و بدرستی به این مشکلات پی برده بودند .

    ای دریغ که دیر رسیدیم و فقدان چنین استادی کار را سالها به درازا خواهد کشاند حال بشینید با هم بررسی کنیم. اگر زاگرس کوه همه پارس است و سر آن کردستان است،  ته آن خوزستان پس از کردستان تا خوزستان پارس است. خوارزمی که نوشته = خور آزمیا  به ناحیت کرمانشاه است آتش فرنبغ هم در حوالی کرمانشاه  تا مدائن بوده است، (ببخشید فقط می توانم حدود مشخص کنم نمی توانم به شما دقیقا بگویم کجاست محل این آتش در این حدود از روی متون دیگر قابل اثبات است) گشتاسپ در آذربایجان بوده است (صد در صد قابل اثبات)  تصور می کنم آتش را به سوی شمال به پایتخت خود برده است، کاریان باید محلی شمالی تر از کرمانشاه باشد که البته آنجا هم  به علت وجود زاگرس پارس خواهد بود، قاران قاریان کاران کاریان خاندان کاوه در زمان ساسانی در شمال غربی ایران امروزی بودند کاریان باید به حدود این ناحیه باشد.

   آتش فرنبغ اگر به کرمان شهر به ناحیت پتشخوار کوه بوده است (استناد به متون دیگر) می شود حدود  گیلان غرب در کرمانشاه امروزی به هر تقدیر باز هم کاریان به سوی شمال از  طبرستان (از غرب دریای خزر تا کرمانشاه)  خواهد بود.

 پتشخوار کوه (patis-xwarh/mahist xwarrah)  مهست فرخواری کوه  به طبرستان و گیلان است (بندهش)

- در فارسی  با نام کوه های جنوبی طبرستان آمده است.  طبرستان به ناحیه جنوب غربی دریای کاسپین گفته می شود.  منظور از گیلان نیز میتواند شهر گیلان غرب در استان کرمانشاه امروزی باشد.

   پرسش 1583:  درود . ببخشید آوا نویسی چین استان در بندهش به چه صورتی است؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما عکس شماره 6189 برگردان نسخه اصلی بندهش بود، که آقای ایرج محبت کرده بودند بر جستار تاریخ ما آورده بودند.

عکس شماره 6189 .

کلیک کنید و به دوستان انوش راوید در فیس بوک بپیوندید