تراوا (تروی)
تراوا (تروی) کجای جهان است؟
با سلام حضور خوانندگان عزیز
خوب است بدانیم محل تروی در اسناد ارائه شده, به شدت تناقض دارد، ....

عکس شماره 6187 ، عکس دو شاخه جوب آب، در محلی که غربیها تراوا را برای خودشان مشخص کرده اند، زیر این عکس هم در نهایت بی شرمی نوشتند: troy_scamander
نوشته زیر از ایلیاد هومر است، در مورد دو رودخانه ای که از کنار تراوا می گذرند:
ــ با رودی بزرگ که گرداب هایی ژرف دارد، رودی که خدایانش خانت مینامند و آدمیانش سکاماندر.
ــ به تراوا در کناره دو رود آنجا که سمیوئیس و سکاماندر آب هایشان را در هم می پیوندند.
از این دوتا جوی من براحتی با چکمه رد می شوم, این دوتا نمی تواند رود سکاماندری باشد، که گرداب ژرف دارد، و در آن نمی توان کشتی رانی کرد. خدایانشان اگر خانت خوانند, خانت یکی از بزرگترین و خطرناکترین رود های صعب العبور است، نه این جوب آب! در ضمن تعدادی از این یونانی ها از کناره خانت به کناره سکاماندر آمده، اند پس جنگ بین مردم شمال و جنوب یک رودی است، که در شمال با یک نام و در جنوب با نام دیگر است، نه در دو ساحل دریای اژه!
آیا این دو رود می توانند دجله و فرات در بین النهرین باشند؟
سازندگان تراوا, ایلیون در ایلیاد داردانوس و خاندانش هستند، که از قبر و معبد مشهور یکی از نوادگان او با نام ایلیوس نام می برد، که این قبر به معبد (معبد = باب) ایلیون مشهور است، و ما به آن باب ایلیون یا بابیلون یا بابل می گوییم. داردانیان به استناد نوشته هرودت در شمال بابل و محلی بین اکباتان و بابل بودند.
Herodotus, Histories 1.189-191
(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains, runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf].
داردانوس پور زئوس است وی بنیانگذار تراوا است داردانوس پدر بزرگ ایلیوس (باب ایلیون یعنی معبد ایلیون در بابل امروزی) قهرمان ایلیون است، (که محل قبر او نیز در همین ایلیون باب یعنی معبد + ایلیون روی هم همان بابیلون یعنی بابل امروزی است، نه سرزمین های دریای اژه یا شمال غربی ترکیه امروزی!.) که نام آن از نام وی بر آمده، او نیای تروس (دروسیان هخامنشی را به زبان پهلوی می توان تروسی ها خواند) که اسبانی پر آوازه داشت و پشت در پشت از نیاکان پادشاه پریام است ...
(لذا تراوا و پریام در بابل هستند)
حالا یونانی های این جنگ از زبان هومر
1. نام پسر منلاس از اسپارت megapenthes یعنی بغ پنتوس است، پس اسپاری که می گویید در پنتوس است و نه در جزایر اژه.
2. نوشته : hipoteus پسر letus pelseji سالار pela sejian از آسیای کهین و شهر او لارسا (نزدیک بابل) بود. این دعای اشیل به زئوس: ای پادشاه زئوس ای دودونی، ای pelseji (یعنی لارسایی زئوس اهل لارسا است) ......
3. نوشته : پرسه پسر زئوس و دانائه است و نیای هراکلس. پس هراکلس نتیجه زئوس و نوه پرسه است. هرکول که در هر صورت پارس نژاد است اما زئوس + دانائه نتیجه شده پرسه بعد زئوس + آلسمن نتیجه شده هراکلس نتیجه او عجیب است، حتی در بازنویسی هم دقت نشده است!
4. ایلیاد: دیوان مرگ که کرس keres نیز خوانده شده اند، اوستا: پیشوایان دیویسنا کرپ ها و کرسانی.
5. گور ایلیوس در ایلیون در کنار رود سکاماندر در تراواست، (باب ایلون را می گویید، بابل امروزی را) و اکسیوس رود پهناور سرزمین peoni (ببخشید گفتند اکسوس آمو دریا در افغانستان است؟ یا در جزایر اژه است ؟ الکساندر افغانستان را فتح کرده یا اژه را؟)
هیچکدام, هیچکدام، اکسوس به استناد نوشته هرودت از کوه های قفقاز سرچشمه می گیرد، به دریای کاسپیان می ریزد.
6. idomenus فرمانروای کرت و نوه شهریارmanus بود، مئنوس چیثر را می گویید؟ Manus cisar منوچهر است.
.................................................................
مهم: بدین ترتیب ایلیاد هومر همان یاد نامه ایلان ایران خواهد بود، آنچه از ما ربودند به ایران باز خواهیم گرداند.
پرنیان حامد
<><><><><><><><><><><><>
تقاضا از دانشکده های تاریخ ایران
مدتها بود می خواستم نامه ای به دانشکده های تاریخ سراسر ایران بنویسم، و از آنها بخواهم در کتب و جزوات آموزشی تاریخی خود تجدید نظر کنند. زیرا با وجود انبوه مدارک در این وبلاگ، دیگر در شان دانشکده های تاریخ ایران نیست، که همچنان به دروغ های بی سند و مدرک تاریخ، که اصل نوشته آکادمیک آنها توسط غربیها منجمله عوامل استعمار و امپریالیسم است ادامه دهند. باید خاطر نشان نمایم، تاریخ و تاریخ اجتماعی مهمترین علم برای رشد و تکامل تمدن است، زیرا در پس زمینه تمام تحلیل گران و برنامه نویس های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تاریخ و تاریخ اجتماعی قرار دارد، و آنها باید بدرستی بدانند، تا بتوانند برنامه های خود بر پایه های واقعیت ها قرار دهند، نه دروغ های کلاسیک و رله شده.
بعد از خواندن مقاله تراوای استاد عزیز و پژوهشگر واقعی تاریخ ایران، بانوی گرامی پرنیان حامد، دیگر عقب انداختن نوشتن نامه به دانشکده های تاریخ را جایز ندانستم، و گفتم باید سریع به این دانشگاهیان بنویسم، و از آنها بخواهم که در مورد دانش خودشان از تاریخ بازنگری کنند، و اگر در این مورد تجدید نظر های اصولی و اساسی نکنند، مسئولیت هر گونه صدمه خوردن به ایران و ایرانی در آینده، بعهده آنها خواهد بود. امروز می بینیم که بر پایه تحلیل ها از دروغ های تاریخ، چه بر سر ملتها می آورند، و چه کشتار هایی از مردم می کنند، و عقب افتادگی های مختلف هم برای ملتها آورده اند.
بسیاری از دانشجویان این دانشگاه ها از خوانندگان و پیگیری کنندگان این وبلاگ هستند، آنها می دانند که چقدر دروغ در تاریخ ما توسط عوامل دشمنان ایران وارد شده است، و علاقمند هستند هر چه زودتر از سیستم آموزشی ایران، دروغها برداشته شود. بارها در این باره حضوری گفته و یا در نظرات وبلاگ نوشته اند، البته روزی نه چندان دور آنها خود اساتید بنامی خواهند شد، و با دروغ های تاریخی مبارزه می کنند، و آنها را از سیستم آموزش ایران ریشه کن می کنند. اما چرا اکنون اینکار انجام نشود، وظیفه اصلی دانشگاه ایجاد طرح های نوین و تغییر در علم است، نه درجا زدن در دانش هایی که باطل شده هستند.
همچنین عده اندکی با سوء استفاده از دروغ های تاریخ، مشغول لجن پراکنی علیه جوانان باهوش علاقمند به تاریخ ایران هستند، آنها در چند وبلاگ خودشان، یا در نظرات این وبلاگ، و یا هر جا که بتوانند، مذبوحانه سعی می کنند نگذارند ایران و ایرانی به واقعیت های تاریخی خودش دست یابد، زیرا استعمار و امپریالیسم چنین می خواهد. پس این وظیفه دانشگاهیان است، که بسوی یافتن واقعیت های تاریخی بروند، و در ادامه به همه جا از رادیو تلویزیون تا مطبوعات بنویسند و بگویند، که هوشیار باشند و اغفال ترفند های دشمنان ایران نشوند، دشمنانی که همچنان دارند از دروغ های تاریخی سوءاستفاده می کنند.
ــ نامه زیر را در سایت دانشکده های مورد نظرم پست کردم:
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ریاست محترم دانشکده تاریخ دانشگاه ....
با درود و احترام، ضمن معرفی وبلاگ "گفتمان درباره دروغ های تاریخ" به آدرس:
خواهشمندم ضمن مطالعه وبلاگ، نسبت به شناسایی و برداشت دروغ های تاریخ از کتب و جزوات آموزشی آن دانشکده اقدام نمایید، این نامه به آدرس: http://cae.blogfa.com/post/131 در وبلاگ می باشد. با احترام، انوش راوید
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مهم: جوانان علاقمند نیز امثال این نامه را، به هر کجا که می دانند از دروغ های تاریخی استفاده می کنند، بنویسند.

















