پیام تبریک نوروز 1394

چهارشنبه سوری و نوروز

مبارک باد

7002 = 1394

  چهارشنبه سوری

      در چهارشنبه سوری،  آتش در تمام سرزمین های تاریخی ایران شعله می کشد.  آتش اولین دست آورد دانایی بشر است،  که از برکت آن رشد و تکامل تمدن حاصل شده است.  آتش چهارشنبه سوری یاد آور آن است،  که ما باید تمام دست آورد های نیاکان مان را قدر گذاریم،  حتی اولین آن را که آتش باشد.  مردم ایران در سراسر دنیا علاقمندند،  که چهارشنبه سوری را با متانت و آرامش، و ضمن حفظ تمدن عالی  ایرانی برگزار کنند.

 

 

 

نوروز 7002 خورشیدی ایرانی

 برابر با 1394 هجری خورشیدی

 تبریک

 

 

      هفت هزار و دومین نوروز ایرانی را به همه ایرانیان در تمام گیتی تبریک می گوییم،  و امیدواریم آئین های کهن ایرانی هرچه بهتر و علمی تر اجرا شود.  یکی از مهمترین آئین های ایرانی،  با چهارشنبه سوری و خانه تکانی آغاز می شود،  که نماد ایجاد تغییر در دید و ذهن و آگاهی است،  تغییر در اندیشه و اساس و پایه می باشد.  شناختن کهنه ها و دور ریختن هاست،  پرت کردن آنچه که لازم نیست،  و ممکن است دست و پا گیر باشد.  این را باید دانست،  چهارشنبه سوری فقط برای سرو صدا و ایجاد آتش و بازی ها نیست،  خانه تکانی نوروزی فقط برای نظافت نیست،  در آنها فلسفه تغییر نهفته است،  از گذشته های دور ایرانیان می دانستند،  یک شخص و در کل جامعه،  بدون تغییر فسیل شده و فاسد و بیمار است،  و خواه ناخواه تحلیل می ورد،  و نابود می شود.

      در شرایط فعلی ایران که عدم درک ضرورت تغییر و نفوذ استعمار و امپریالیسم دیده می شود،  جشن های امروزی چهارشنبه سوری و نوروز،  چندان برابر خواسته تاریخی ایرانی نمی باشد.  باید شاد بودن الکی،  قر و فر دادن های بی معنی را در این روزها کنار گذاشت،  و بفکر ایجاد تغییرات بنیادی در درک چهارشنبه سوری و نوروز بود،  تا بتوان آنچه را که برای ایران لازم است،  در قرن نو پیاده کرد،  شاید به مفهوم واقعی انسانی رسید.  همچنین لازم است،  گفتمان های مختلف را پیشه کرد،  آزادی و دمکراسی نوروز را دوباره کشف نمود،  و نیز بطور کامل به حقوق و گپ و اندیشه دیگران احترام گذاشت،  و کلاً اخلاق خوب ایرانی را شناخت و پرپا کرد،  تا درصورت توانستن به ایجاد تغییرات،  ثمره آن پا پر جا بماند،  و دوام دار شود.

"سال 7002 خورشیدی ایرانی و 1394 هجری خورشیدی را با اصول علمی تاریخی آن آغاز کنیم"

 

کلیپ های مهم دفاع از تاریخ ایران

کلیپ های مهم دفاع از تاریخ ایران

پیش گفتار

      در این صفحه کلیپ ها و مستند های مهم دفاع از تاریخ ایران نمایش داده می شود،  که توسط علاقمندان و پیگیران وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان دروغ های تاریخ تهیه شده است.

کلیپ نقد از میز دوارانی پرگار بی بی سی

      کلیپ مهم دفاع از تاریخ ایران از پژوهشگر مستند ساز تاریخی آقای نوید صلح دوست،  با توضیح کوتاه از ایشان در زیر:

      با درود و سلام خدمت تمامی گرامیان

      چندی پیش بی بی سی فارسی در راستای اهداف خاصی که این شبکه و گردانندگان آن دنبال می کنند در یکی از سری میزگردهایش به نام پرگار،  به موضوع علل دوگانگی چهره اسکندر در متون ایرانی پیش و پس از اسلام پرداخت،  که هدف آن در اصل دروغین نشان دادن اسکندر ایرانی و تمامی منابع کهن ایرانی در این ارتباط بود،  و در این میان با وارونه نشان دادن و پنهان کردن بخش هایی از تاریخ سعی در تلقین این موضوع به مخاطبان خود داشت که این دروغ (ایرانی بودن نسب اسکندر) فقط توسط ایرانیان ساخته شده است،  و در هیچ نوشتار دیگری اثری از آن نمی توان یافت.  بر این اساس بر آن شدیم تا با تهیه یک مستند کوتاه و ارائه اسناد و مدارکی از سوی خود مورخین یونانی به این بخش از دروغ پردازی های شبکه بی بی سی که در جهت تحریف حقایق تاریخی صورت می پذیرد پاسخ دهیم.  مستند "دروغهای بی بی سی" در همین ارتباط تهیه و خدمت شما بزرگواران ارائه می گردد.  نوید صلح دوست.

 * * * * * * * * * * * 

توجه:  قالب بلاگفا کلیپ فوق از سایت آپارات را نپذیرفت،

  جهت دیدن کلیپ مهم به اینجا بروید.

یا در:  http://www.aparat.com/v/DuPYT  

* * * * * * * * * * *

   نظر انوش راوید:  درود،  اروپائیان بویژه انگلیسها با انواع ترفندها و با کمک عوامل خودشان،  می خواهند بگویند که ایرانیان یا آریائیان که شامل ایران و آسیای میانه اصطلاحی و افغانستان و کردستان و آذربایجان  است،  در طول تاریخ شکست خورده از همه و هیچ بودند،  و خود آنها مهم و همه چیز بودند.  عزیزان اغفال ترفندها و حقه بازی های رنگارنگ استعماری آنها نشوید،  با مطالعه وبلاگ گفتمان تاریخ به واقعیت های تاریخی پی ببرید.

   مهم ــ  فیسبوک پرگار بی بی سی،  کلیپ نقد فوق را از بخش نظرات خود حذف کرد،  این اقدام بر خلاف ادعای آزادی اندیشه و قلم است،  در این کلیپ هیچ اهانتی و هیچ مشکل ضد دمکرات وجود ندارد،  که آنرا حذف کردند.  عزیزان علاقمند این کلیپ و نقد های خودشان را با حفظ محیط دمکرات در سایت های مربوط به BBC منجمله پرگار قرار دهند.

   تصویر داعشیان یا نوکران استعمار مشغول نابود کردن آثار تاریخی،  مشروح مستند در اینجا،  عکس شماره 7964.

کلیک کنید:  مستند سازان تاریخ نوین ایران

کلیک کنید:کلیپ ها و مستند های وبسایت ارگ

کلیک کنید:  تاریخ مستند سازی های تقلبی و القا دروغهای تاریخی

 

تحریف سیاسی تاریخ

تاریخ سیاسی یا سیاست تاریخی

      همگان اهل تاریخ و تاریخ اجتماعی می دانند،  امروزه از داستان های تاریخی،  که بفراوانی بجای تاریخ علمی وجود دارد،  سوء استفاده های سیاسی می شود،  و با گفتن و نوشتن از دروغ های تاریخ،  سیاسیون کار های خودشان را پیش می برند.  مثلاً  بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه (۳ مارس/ ۱۲ اسفند 93) در کنگره آمریکا سخنرانی کرد،  وی در این سخنرانی از داستان استر و خشایارشا گفت،  که استر یک توطئه بزرگ را افشا کرد،  و یهودیان را نجات داد،  و این نخست وزیر بشدت مورد تشویق نمایندگان آمریکا قرار گرفت.  او در این سخنرانی از یک داستان بی پایه و اساس تاریخی،  وسیله ای برای مقاصد سیاسی خودش ساخت.  نمونه این سبک کار و استفاده از دروغ های تاریخ بمنظور اهداف سیاسی زیاد است.

عکس بنجامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هنگام سخنرانی در کنگره آمریکا،  عکس شماره 7965.

      وظیفه جوانان باهوش متخصص ایرانی است،  که نسبت به شناسایی دروغ های تاریخ و پاک کردن آنها از تاریخ ایران اقدام کنند.  در این میان اساتید تاریخ ایران عموماً در خواب و غفلت هستند،  و همچنان به دروغ های تاریخ چسبیده اند،  دروغ هایی که بوضوح مورد سوء استفاده دشمنان ایران و ایرانی هم قرار می گیرد.  عدم هوشیاری و دقت در این موارد،  صدمات غیر قابل جبرانی به ایران و ایرانی وارد خواهد ساخت،  که بخش مهم مسئولیت آن بعهده اساتید تاریخ ایران است.

      اساتید تاریخ ایران،  بیایید دروغها را شناسایی کنید،  و دست از آنها بردارید،  دروغ هایی که  عموماً در ادامه روند سیستم آموزشی استعماری نوشته شده است،  و با انواع ترفندها بخورد ملتها داده اند.  بیایید تحقیق و تحلیل های مستقل ملی مردمی داشته باشید،  و واقعاً دست از دروغ های تاریخ بردارید،  و سیستم آموزشی ایران را پاک سازی کنید.

<><><><><><><> 

   پرسش یک خوانند وبلاگ:  در کتاب استر آمده خشایارشا چند هزار ایرانی را کشت،  و در ادامه تاریخ آمده که اسکندر برای انتقام به پارس حمله کرد.  در جمع بندی کتاب اسکندر ایرانی،  الکساندر مقدونی نیست،  اسکندر از رومیه در ایر ان دو سوی ارس بوده،  و به شوش و تخت جمشید حمله می کند.  پس آیا می تواند داستان استر درست باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در داستان  استر آمده است،  که اخشویرش ......،،  اخشویرش یا اخشروش به چه سندی می تواند خشایارشای هخامنشی باشد؟  شما حداقل یک سند در یکی بودن این دو شخصیت تاریخی به من ارائه بدهید!

   1 .  نه نام این دو شباهتی به هم دارد.

   2 .  شخصیت و اعمال اخشویرش در استر شباهتی به شخصیت و اعمال خشایارشا در کتیبه های هخامنشی ندارد.

   3 .   به روایات باقی مانده خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است،  که به سن پیری رسیده است،  و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است.

  4 .  تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران،  با واقعیت تاریخی بیست ایالت در زمان خشایارشا در تضاد است.

   5 .  شجره نامه اخشویرش در تاریخ ایران:  اخشویرش پسر کیرش پسر جاماسپ (ملقب به عالم)،  با شجره نامه خشایارشا در تاریخ ایران:  خشایارشا پسر داریوش نوه کورش پسر کمبوجیه ....  تفاوت فاحش دارد!

   6 .  در تاریخ ایران اخشویرش یکی از چهار سرداری است،  که با بخت النصر (از نوادگان گودرز) به فرمان بهمن بیت المقدس را با خاک یکسان می کنند.  او سپس با پادشاه هند کارزار کرد و منشور حکومت هند را از بهمن دریافت کرد.  اخشویرش را زنی بود بزرگوار به نام وشنا,  که چون او را خطایی رفت,  او را کشت و زن دیگری از بنی اسرائیل با نام استیر (استیژ-اشتر-استر- استاره) اختیار کرد،  که نام فرزند او کیورش بود.

      کدام قسمت این روایت با خشایارشا هخامنشی هم خوانی دارد؟   خشایارشا تا آنجا که می دانیم نه بیت المقدس را با خاک یکسان کرده!  نه به هند لشکر کشیده!  نه زن خود را کشته!  نه زن یهودی داشته!  نه نام فرزند او کورش بوده!  و نه خودش و پسرش به مذهب یهودی بوده اند!  در تمامی کتیبه های هخامنشی قسم به اهورا مزدا و اهورا میترا و آناهیتا است!

      پس باید بدانیم که به درستی مشخص نیست،  که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است.

   بگفته شائول شاکد،  استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت،  در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا،  گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد،  و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود.  نظریه‌ هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است.

    برخی محققین کتاب مقدس تاریخ نگارش کتاب استر را به دوران سلوکی‌ها مربوط می‌سازند،  ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی عبری نویسنده بیانگر این است،  که کتاب قبل از شکست ایران از سپاه الکساندر نوشته شده‌ است.

   حال اخشویرش که بوده؟  و چه کسی به انتقام چه چیزی به روایت چه کسی (لابد یونانیان؟)  به ایران حمله کرده؟ خودتان قضاوت کنید  ببینید فرض و حکم این مسئله شما چقدر دچار تناقض است.  از وبلاگ گفتمان درباره تاریخ.

داستان پوریم و خشیارشا

      خشایارشا،  شهریار بزرگ هخامنشی،  از پادشاهان هخامنشی بود،  هخامنش به معنی کسانی که منش آنها برادری است.  پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.  نام خشایارشا از دو جزء خشای = خشی = خوب و خشنود،  و آرشا = آر = آریایی = ایران + شا = شاه = بزرگ،  درکل =  بزرگ آریایی خوب،  تشکیل شده است،  جهت اطلاع در اینجا.  خشیارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید،  و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند،  و بعد به بابل رفت و تداوم انقیاد بابل را فراهم ساخت.

      در تاریخ دروغ های بسیاری گفته و نوشته شده است،  این دروغها بر چند اصل قرار دارند،  مانند:  1 ــ  از ابتدای تاریخ دین های قدیمی برای جلب نظر و ایجاد حقانیت و بدست آوردن پول،  در ادامه سبک کار جادو گران و رمالها،  دروغ می گفتند.  2 ــ  جهت رجز خوانی های جنگی و حکومتی،  که در افسانه ها و اشعار و غیره دیده می شود،  دروغ می گفتند.  3 ــ  اصل و بیشترین دروغ های تاریخی،  توسط استعمار و امپریالیسم بمنظور مقاصد شوم گفته شده است،  که با گسترش و رشد نشر بخوبی جا افتاده اند.

      در طول تاریخ بسیاری از داستانها،  که هیچ ریشه و تحلیل در واقعیت های تاریخ اجتماعی ندارند،  مورد سوءاستفاده استعماری و دینی قرار گرفته اند،  مانند:  پوریم.  چون من نمی خواهم چندان وارد موضوعات دینی شوم،  فقط در این اندازه آنرا داستان دینی می دانم و می گویم.  البته بعضی اوقات افراد به اشتباه و یا سادگی،  بنا به دید خود در موارد و موضوعات نگاه و تفسیر هایی می کنند،  مانند:  ابن حوقل،  با دیدن نقش برجسته داریوش و اسیران،  فکر کرد که داریوش یک معلم است،  و جلوی دانش آموزان ایستاده است،  او کمان داریوش را شلاقی تصور کرد،  که معلم برای تنبیه بچه ها از آن استفاده می کرد.  آبل پینس فرانسوی از یاران رابرت شرلی انگلیس در زمان حکومت صفویه،  نقش برجسته ها و کتیبه های بیستون را،  که بالای صخره قرار گرفته بود،  عروج عیسی توصیف کرد.  ژاردن فرانسوی نگاره بیستون را صلیبی با 12 حواری انگاشت،  روبرت کرپورتر نگاره بیستون را صحنه ای از تورات و نمایندگان قوم بنی اسرائیل دانست،  که در حضور سلمانصر شاه آشور هستند.

      باید توجه داشت از ابتدای قرن 21 ،  و با فرو ریختن های ابتدای قرن 21 ،  دور جدید تمدن بشری آغاز شده است،  و تاریخ تمدن دارد وارد مراحل حساس تاریخی خود می شود.  سرعت تحولات زیاد است،  و باید با دقت تمام موضوعات و مسائل را زیر نظر داشت،  غفلت و کوتاهی از این مهم،  سپردن ادامه تمدن جهان به دشمنان تاریخی است.  حتی ممکن است،  در دوران جدید تمدن کنترل انرژی،  دشمنان ملتها و سرمایه داری لجام گسیخته،  با هر وسیله،  حتی مانند قرار دادن تراشه در زیر پوست،  مردمان زیر دست را کنترل نمایند،  ببرند و غارت کنند، بکشند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند.  سرمایه داری امپریالیسم بی رحمانه دریاها را مانند خلیج مکزیک آلوده به نفت کرده،  و هوا را مانند نشت رادیو اکتیو فوکوشیمای ژاپن دارد نابود می کند.  باید هر شخص در حرفه و تخصص خودش،  آگاهی های لازم برای ورود به تمدن جدید را داشته باشد،  تا کف بسته تسلیم نشد،  بلکه شرافتمندانه و بهتر وارد تمدن جدید گردید،  در سخنرانی انوش راوید توضیحات بیشتری گفته شده است.

   عکس کتیبه سه زبانی خشیارشا،  بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ اختصاصی تجر داریوش بزرگ در تخت جمشید،  عکس شماره 604،  این کتیبه ها اسناد واقعی تاریخی هستند،  می بایست بند بند آنها را تفسیر و تحلیل کرد،  مشروح در معروف ترین کتیبه های ایران.  ولی استعمار زدگان و بیچارگان به دروغ های تاریخی،  به دروغ های تاریخی بدون سند و مدرک جسبیده اند،  که هیچ گونه رابطه ای با علم و تاریخ و تاریخ اجتماعی ندارند.

   پرسش خواننده وبلاگ:  آیا کتاب استر و ماجرای پوریم واقیعیت دارد؟

   پاسخ انوش راوید:  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی یا سینی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی،  که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

   عکس آگهی فیلم یک شب با پادشاه،  One Night with the King ،  درباره خشایارشا و استر،  داستان دیگری از هالیود است،  DVD  آن در بازار موجود است،  پیشنهاد می کنم ببینید،  و درباره آن نظر بدهید،  عکس شماره 7053.  

   پرسش:  آیا سیزده بدر رفتن ایرانی ها مربوط به فرار و از شهر خارج شدن مردم بخاطر گریزاز کشتار پوریم است؟

   پاسخ:  در پرسش و پاسخ 42 در اینجا.

کلیک کنید:  تاریخ هنر های رزمی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ ترفند های سیاسی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ نگهداری آثار تاریخی در ایران

مصاحبه با روزنامه ایران

مصاحبه با روزنامه ایران

http://inn.tarnamahost.ir/News/1263.html

گفت‌وگو با پرنیان حامد،  تاریخ ‌پژوه

از الکساندر مقدونی تا اسکندر ایرانی

   ایران آنلاین/  ما همگی با این سرخوردگی بزرگ تاریخی بزرگ شده‌ایم که سلسله‌ هخامنشی را حمله‌ ویران‌گر سپاهیان اسکندر مقدونی برانداخت و جانشینان بیگانه‌ او، سلوکیان، دویست و اندی سال بر ایران حکومت کردند.

      هر چند ما همگی تصوری بدیهی از این واقعه داریم، اما نظریات موازی در علم تاریخ وجود دارد که اساس این حمله‌ی بزرگ و تصرف ایران توسط مقدونیان را زیر سوال می‌برد. پژوهش‌گران اسناد و شواهدی را یافته‌اند که به ما می‌گوید اسکندر تاریخ ایران با الکساندر مقدونی نسبتی ندارد. به مناسبت تاریخ سقوط شوش به دست سپاه اسکندر مقدونی به روایات یونانی، به سراغ پرنیان حامد رفته‌ایم تا در خصوص این نظریه‌ی موازی بیش‌تر بدانیم. او پیش از این کتاب «اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست» را در این زمینه منتشر کرده است.

 

   پرسش:  ادعای واقعی نبودن اسکندر مقدونی ظاهرا ریشه‌یی قدیمی دارد و حتا ابوریحان نیز به آن اشاره کرده است. لطفا کسانی را که در طول تاریخ بر این ادعا بوده‌اند بیان بفرمایید.؟

   پرنیان حامد:  تناقضات و ناهمگونی‌هایی که در مکتوبات برای یکی کردن دو شخصیت تاریخی از دیر زمان به چشم دیده می‌شود باعث سردرگمی اکثر مورخان بعدی در تاریخ ایران همچون ابوریحان بیرونی، طبری، بلعمی و.... شده است.

      خاطر نشان می‌کنم  خود مورخان  یونانی که  در باب  شخصی با نام  الکساندر با 300 سال اختلاف زمان با واقعه سخن می‌گویند با وجود درهم کردن دو سرگذشت از مکان‌هایی سخن می‌گویند که با تفسیرهای امروزی اختلاف فاحش دارد در حدی که حتی مورخان بعدی آن‌ها  همچون استرابو نیز رسما حقیقت این اتفاق را زیر سوال می‌برد. من در بررسی تاریخ سنتی کشور خودمان نیز به اسناد جالبی برخوردم که شرح آن‌ها را در کتابم آورده‌ام. اسناد تاریخی ایران از شخصیتی با لقب اسکندر سخن می‌گوید که حدود 266 سال با الکساندر مورخان یونانی اختلاف زمانی دارد و اعمال او نیز با الکساندر تفاوت دارد، اما متاسفانه این دو شخصیت به هر دلیلی توسط مفسرین تاریخ در طول زمان با هم به اشتباه ادغام شده‌اند.

      توجه دارید که نخستین مورخ یونانی- رومی که در باره‌ی الکساندر نوشته است و مکتوبات او  به ما رسیده است، دیودور سیسیلی در سال 30 ق.م است که خود 300 سال با آن واقعه اختلاف زمانی دارد و همین فاصله می‌تواند سبب هم‌آمیزی این دو شخصیت در تاریخ‌های غربی باشد.

      اسکندر تاریخ کشور ما در کلیه‌ی مکتوبات این کشور شخصی است که به سال 65 ق.م بابل را فتح کرد. طبری می‌گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

   پرسش:  اما متاسفانه کسی به تفاوت این دو توجه نمی‌کند. ما در متن کتاب شهرستان‌های ایران‌شهر به زبان پهلوی شاهد دو نام مختلف هستیم: یکی «گجستک سوکندر ئی اروما» و دیگری «گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس» اما متاسفانه هر دوی آن‌ها به الکساندر مقدونی تفسیر و ترجمه شده است. اما آیا ممکن است در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان یک نام را با دو گونه‌ی متفاوت آورده شود؟

   پرنیان حامد:  نمونه‌های بی‌شماری از این تناقضات در تاریخ کشور ما و در مکتوبات مورخان یونانی و رومی آمده است که فرصت بازگویی همه‌ی آن‌ها را در این مجال نداریم. اما بجاست که در این جا یاد کنم از چهار پیش‌کسوت بزرگوارم زنده‌یاد مهندس احمد حامی، زنده‌یاد ذبیح بهروز، زنده‌یاد اصلان غفاری و اقای دکتر محمودی بختیاری که کلیه‌ی تحقیقات پژوهش‌گران بعدی در مورد این نظریه را مرهون بنیادی هستیم که این بزرگواران پایه نهادند و امیددارم با کلیه‌ی اسنادی که امروز از دسترنج تک تک محققان این کشور گردآوری شده و فرضیه‌ی این بزرگواران را به راحتی اثبات می‌کند بتوانیم حقیقت تاریخ کشورمان و جهان را مکتوب کنیم.

   پرسش:  این که اسکندر مقدونی به ایران حمله نکرده با این که اسکندر ایرانی بوده است دو مساله‌ی متفاوت است. آیا از مورخان کسی به این مورد نیز اشاره داشته است؟

   پرنیان حامد:  پس از توضیحات فوق شاید بهتر باشد نام این دو شخص را نیز از هم جدا کنیم. یکی الکساندر مورخان یونانی که به ایران حمله کرد و این حمله در تاریخ کشور ایران نیز مکتوب و تایید شده است اما نام او در این مکتوبات کهرم، مخفف کی‌هروم، به معنی پادشاه سوریه، پسر ارجاسب است. حمله‌ی مکتوب شده در نوشته‌های تاریخی ایران مانند متن یادگار زریران با نوشته‌ی مورخان یونانی هم‌خوانی کامل دارد و حساب تاریخ ایران آن را در حدود سال 320 ق.م را نشان می‌دهد. این فرد با اسکندر در تاریخ کشور ما در همین نوشته‌های تاریخی 266 سال اختلاف زمانی دارد، لذا تکرار می‌کنم الکساندر مورخان یونانی، اسکندر مکتوب در تاریخ کشور ما نیست. اسکندر ایرانی بود، اما الکساندر به استناد نوشته‌ همان مورخان یونانی، و هم‌چنین سکه‌هایش و محل تولد او اهل شمال کشور سوریه‌ی امروزی است. اکثر مورخان کشور ما اسکندر را پسر داراب مکتوب کرده‌اند. دیگر مورخانی که اعتقاد به این مسئله ندارند او را پسر فیلقوس از نوادگان عیص بن اسحاق بن ابراهیم می‌دانند که در هیچ کدام از دو مورد بالا سخنی از کشور مقدونیه‌ی امروزی  و یا کشور گریک امروزی در میان نیست. یونان باستان به استناد همان لوح‌های بابلی، که آن را سند ورود الکساندر به کشور ایران تفسیر کرده‌اند، کشور گریک امروزی نیست که من در گزارش لوح‌های بابلی شرح آن را داده‌ام.

   پرسش:  چرایی این تحریف اگر صرفا از سوی سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم انجام می‌شد کاملا پذیرفتنی بود. اما چرا در دنیای قدیم این تحریف تا این حد عمومیت یافت و جای حقیقت تاریخی را گرفت؟

   پرنیان حامد:  علت اصلی آن دشمنی حکومت ساسانیان با سلسله اشکانی و سوگندهای فرزندان ساسان برای نابودی نسل اشکانیان است که در اسناد کشور ما مکتوب است. همان گونه که می‌دانید ما متاسفانه در این کشور از حکومت اشکانی تقریبا هیچ سندی نداریم چرا که حکومت ساسانی به علت این تنفر کلیه‌ی این مدارک را نابود کرده است. دنیای قدیم نیز همچون امروز دچار سیاست‌مدار و تعصبات منطقه‌ای و مذهبی بوده است.

      در نظر داشته باشید که اشکانیان پیرو آیین میترایی بوده‌اند و ساسانیان دین مزدایی داشته‌اند. بنا بر این جهان‌گیری اشکانیان و فتوحات گسترده‌ آنان نه تنها برای فرزندان ساسان جذابیتی نداشته، که به عنوان رقیب کوشیده‌اند آثار آن را نیز از میان بردارند. اما این آثار هنوز کمابیش در دسترس ما ست. در پرونده‌ی اسکندر ایرانی، سر سلسله‌ی اشکانیان، فتح اروپا نمایان است و اسناد اروپا از جمله صدها معبد میترایی آن را تایید می‌کند. نام منطقه‌ی اسکاندیناوی نیز سند دیگری است که در زبان آن منطقه بی‌مفهوم و در زبان پهلوی پارتی به صورت اسکان دینا وی و به مفهوم اشکان دین‌آور آمده است. علت این نام‌گذاری که از سوی مردم این منطقه ورود اسکانی‌ها به این ناحیه توجیه شده که همان اشکانی‌ها هستند و دیگر مدارک اروپا نیز این فتح را تایید می‌کند.

     در واقع مورخان یونانی با سوء استفاده از تنفر دولت ساسانیان از حکومت اشکانیان و اسکندر هم‌چنین تنفر کلیساهای اروپا از اسکندر و فتوحاتش در این ناحیه به راحتی توانستند از ادغام این دو شخصیت موجودی افسانه‌یی برای خود بسازند که البته بین نیمه‌ی اول و دوم زندگی او حدود 266 سال فاصله بوده است و این فاصله را نیز با سلسله‌ای ساختگی با نام سلوکیان پر کرده‌اند. سکوت دولت ساسانی به علت گرایش به مذهب مزدایی و از بین بردن قهرمانی‌های این شخصیت با مذهب میترایی و سکوت اروپا برای از بین بردن آثار فتوحات اسکندر در اروپا و گریز از قید مذهب میترایی و استقلال آن‌ها بوده است. دکتر محمودی بختیاری عقیده دارند شباهت نام این دو شخصیت نیز کارساز بوده است. ایشان، ذبیح بهروز و اصلان غفاری و خانم پوران فرخزاد معتقدند که اسکندر ایرانی در واقع اسِ کنتار به معنای اشک دلیر است. ترکیب نام او و لقب او یعنی اسِ کنتار، به لحاظ آوایی شباهت کمی به الکساندر داشته است و همین سوءاستفاده‌ها و سوءتفاهم‌ها را آسان‌تر کرده است.

      البته که هیچ انتظار دیگری نیست، نه از سیاست‌مداران امروز، نه از سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم، نه از متعصبان کلیسای دنیای قدیم، نه از حکومت ساسانیان که علاقه‌ای به بیان و دفاع از قهرمانی‌های این سلسله نداشتند که چنین حقیقتی را در جهان مکتوب کرده باشند. انتظار از استادان و پژوهش‌گران امروز کشور ایران است که بی‌تعصب گرد هم آیند و حقیقت این تناقضات را آشکار سازند.

   پرسش:  امروز اسناد فراوانی را برای حمله‌ی اسکندر مقدونی ذکر می‌کنند. چه‌گونه ادعای «اس کنتار» ایرانی می‌تواند با این حجم اسناد رو در رو شود؟ آیا در سوی مقابل، نظریه‌ی شما چنین اعتبار اسنادی‌یی را دارد؟

   پرنیان حامد:  کدام اسناد؟ این اسنادی که شما می‌فرمایید حتی ورود کهرمی را که ما با عنوان الکساندر مورخان یونانی می‌پذیریم، به مرزهای امروزی کشور ایران اثبات نمی‌کند. کلیه‌ی نشانی‌هایی که مورخان یونانی برای الکساندر نوشته‌اند مرزهای غربی کشور ایران امروزی است نه کشور افغانستان امروزی. زمانی که مورخ یونانی خود نوشته است رود اکسوس از کوه‌های قفقاز سرچشمه می‌گیرد به دریای کاسپیان می‌ریزد تفسیر آن به آمودریا را تنها سیاست یک سیاست‌مدار می تواند انجام دهد. کندن کوه‌های قفقاز از غرب دریای خزر و بردن آن به شرق این دریا عوام‌فریبی و سندسازی محسوب می‌شود نه اعتبار سندی برای یک واقعه. رود تانایس اگر مرز اروپا و آسیاست و شمال باختریش،  باختریش چگونه به بلخ امروزی تفسیر شده است؟ افغانستان امروزی مرز اروپا و آسیا است؟ این‌ها سند نیست این‌ها تفسیر مفسری است که به مقتضی تعصبات و سیاست گذشته و امروز عوام را می‌فریبد که علت آن هم بر ما واضح است: کوچک کردن تمدن بزرگ ایران و خاورمیانه و تمدن‌سازی برای منطقه‌ی اروپایی که به علت وجود یخ‌های قطور اصلا تمدنی نداشته است. و سپس ناگهان در تاریخ شاهد شهرسازی‌های فراوان الکساندر در ایران هستیم که برداشتی از مکتوبات تاریخ ایران در باب اسکندر خودمان است. آیا شما می‌توانید جز معبد لائودیسه که علت وجود آن در این منطقه پیمان‌نامه‌ی صلح گم‌شده‌ی ارشک و انتی‌اخوس سوم است، یک دیوار بازمانده به سبک یونانی از زمان این قهرمان خیالی در کل کشور ایران به من نشان بدهید؟ به افغانستان استناد نکنید. اسناد افغانستان نیز تحریف بی‌شرمانه‌ی دیگری است که چنان چه مایل باشید در فرصتی دیگر به آن خواهیم پرداخت. به هر تقدیر اول باید ثابت کنند این الکساندری که می‌گویند از کشور ایران عبور کرده است. و باید ثابت کنند در کشور ایران شهرها ساخته است. در تاریخ ما آمده است اسکندر در جی شهر ساخت. یک دیوار، یک الوار، یک گچ‌کاری، یک کتیبه... آخر  یک نشانه از این شهر به سبک یونانی در اصفهان به من نشان بدهید که ادعای یکی بودن این الکساندر و اسکندر ایرانیان را بپذیریم.  در واقع آن که شهر ساخته است، ایرانی بوده و به سبک خودمان شهر ساخته است، لذا اثری از شهرهای یونانی در این کشور نیست.

   پرسش:  یعنی مدعیان حمله‌ الکساندر مقدونی هیچ سند دیگری را نمی‌آورند؟

   پرنیان حامد:  از این دست اسناد مخدوش فراوان آورده‌اند که در وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ به طور مفصل آن‌ها را بررسی کرده‌ام. به عنوان نمونه به سکه استناد کرده‌‌اند. حال آن که سکه یک شیء قابل جابه‌جایی است و نمی‌تواند سند ورود این فرد به ایران باشد. هر چند همین سکه‌ها را نیز بررسی کردم و دیدم که چهره‌ی این فاتح خیالی بر هر سکه‌ای شکل دیگری است. سکه‌ها و مجسمه‌هایی که به الکساندر مورخان یونانی نسبت می‌دهند نه تنها مردی دو چهره، بل مردی صد چهره است. هر آن چه از زیر خاک می‌یابند می‌گویند این همان الکساندر است. آیا صورت مجسمه‌ی منسوب به الکساندر موزه‌‌ی ترکیه با صورت کاشی‌کاری منسوب به الکساندر یک صورت است که هر دو الکساندر باشند؟ جالب این که صورت مجسمه‌ی ترکیه مشابه صورت مجسمه‌ی مهر در اروپا و صورت کاشی‌کاری مشابه صورت معبد دورا در سوریه است. اما این دو شخص نامشابه هر دو همان الکساندر مورخان یونانی تفسیر می‌شوند. از دید شما و خوانندگان شما این سند است یا سندسازی؟

    محکم‌ترین به اصطلاح سندی که تا به امروز در باب این قهرمان خیالی به ما ارائه داده‌اند، لوح‌های بابلی است که من آن‌ها را به دقت بررسی کردم. این لوح‌ها به صورت بسیار عجیبی شکستگی و خوردگی دارند. جالب این که در ترجمه‌ی اولیه نه تنها سند ورود شخصی به جایی نیست بلکه سرلوح‌ها و نام‌های باقی مانده از آن تاکید بر زمان‌های مختلف، شاهان مختلف و وقایع مختلف می‌کنند. آن چه شما از آن به عنوان سند الکساندر مقدونی یاد می‌کنید در حقیقت تنها تفسیر مترجمی است که از روی تعصبات شخصی لوح شاهان مختلف هخامنشی و وقایع اتفاق افتاده در زمان‌های مختلف را به حدس و به استناد ذهنی شخص خودش به الکساندر مقدونی نسبت می‌دهد. این مفسرین حتی پایبند مکتوبات مورخان یونانی نیز نمانده‌اند و در هر کجا که نوشته‌ی مورخ یونانی مغایر با افکار شخصی آنان است مورخ را فورا متهم به نادانی و ناآگاهی می‌کنند. در این مورد به کوشش آقای نوید صلح‌دوست گزارشی کوتاه تهیه شده و از طریق اینترنت در اختیار مردم کشورم قرار گرفت تا اگاه باشند و بدانند این اسنادی که می‌گویند دچار چه تناقضاتی است.

   پرسش:  چرا این نظریه امروز حداقل در مجامع دانشگاهی ایرانی جایگاهی ندارد؟ آیا این به خاطر ضعف اعتباری این نظریه است یا دلایل دیگری را در این امر موثر می‌دانید؟

   پرنیان حامد:  فرضیه و نظریه‌ی اولیه‌یی که از سوی پیش‌کسوتان بزرگوار من در این کشور مطرح شد نقد درستی از تناقضات در این موضوع تاریخی بود. اسناد اولیه‌یی که این بزرگواران در رابطه با هرگز نسوختن تخت جمشید، جابه‌جایی مکان‌ها و... ارائه دادند، اسناد بنیادینی بود که نیاز به کار بیش‌تر و تحقیق بیش‌تر و اسناد محکم‌تر داشت. آن اسناد این بزرگواران را بر آن داشت که باور کنند الکساندری که مورخان یونانی ذکر کرده‌اند، همان سرسلسله‌ی اشکانیان است. من نیز کتاب خودم را در سال 1390 به چاپ رساندم و در اختیار مردم و مجامع علمی قرار گرفت. اما اسناد این کتاب که تنها شامل اسناد تاریخ کشور ایران بود، برای اثبات این حقیقت در جوامع بین‌المللی هنوز کافی نبود و برای تایید نیاز به اسناد محکم دیگری داشتیم، اسناد و شواهدی از دیگر مکتوبات جهان و مهم‌تر از آن بررسی اسناد دست اول از جمله کتیبه‌ها، لوح‌ها، سکه‌ها و... این اسناد در طول سه سال گذشته از سوی این جانب جمع‌آوری شد که به صورت همین گزارش‌های کوتاه، فیلم، کتاب و از طریق وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ در اختیار  مردم کشورم قرار داده شده و خواهد شد.

     امید است با اسناد جمع‌آوری شده استادان کشورم به تاریخ جامع و اسناد کشور خودمان کمی توجه  بیش‌تری کنند و تاریخ کشورمان را به درستی احیا کرده و تفسیرهای بی‌سند جهان در باب تاریخ کشورمان را بی‌جهت و به عنوان حقیقت بدیهی تاریخی نپذیرند و بتوانند این تناقضات را از تاریخ کشور ما بزدایند. امیدوارم استادان این رشته روزی قهرمان کشورمان را به تاریخ ما بازگردانند و الکساندر یونانیان را در همان جایگاهی که در تاریخ ایران از او یاد شده است و همان سرنوشتی که در تاریخ ایران برای او مکتوب است قرار بدهند. اما باید بدانیم که زدودن دروغی دو هزار ساله از تاریخ یک کشور کار یک روزه نیست. باید به این بزرگوارن وقت بدهیم.

   پرسش:  به رغم بزرگ بودن و موثر بودن این ادعا،مقالات پژوهشی و کتاب‌های علمی کمی در این باره منتشر شده است. علت این کمبود را چه تحلیل می‌کنید؟

   پرنیان حامد:  انتظار تغییر عقیده از افرادی که سال‌های سال زندگی خود را صرف ترجمه و نوشتن زندگی‌نامه‌ها و فتح‌نامه‌های الکساندر مقدونی در این کشور کرده‌اند، انتظاری بی‌جا است، حتی اگر به این حقیقت و تناقضات ترجمه شده توسط خودشان کاملا واقف باشند. لذا از گروه بزرگی از پژوهش‌گران و اساتیدی که به آن راه رفته‌اند باید صرف نظر کنیم و انتظاری از آنان نداشته باشیم؛ نمونه‌ی آن استاد محترم دانشگاهی بود که  دو سال پیش  حتی اجازه‌ی  نوشتن پایان‌نامه‌ی دانشجوی خود در باب این نظریه به استناد کتاب مرا نداده‌اند. انتظار دیگری از ایشان نبود. اما شما هم از علت کمبود از من نپرسید. علت‌ها این است که افرادی که سال‌ها وقت خود را صرف اشتباه کرده‌اند، راه تحقیق نسل بعدی را هم می‌بندند. امید ما به همان دانشجوی گرامی خواهد بود که استاد آینده این کشور است. پس صبر داشته باشیم و صبر داشته باشید.

گفت و گو از سید امین موسوی زاده

 

نظرات انوش راوید در بخش نظرات صفحه فوق:

  1 ــ  درود و سپاس از گرامی سید امین موسوی زاده،  علاقمند جهت مطالعه مشروح مطالب به وبلاگ گفتمان درباره دروغهای تاریخ به آدرس زیر مراجعه نمایند:

http://cae.blogfa.com

  2 ــ  درود،  بیشتر مطالب تاریخی آکادمیک غربی،  بر گرفته از تاریخ نویسی استعماری قرون 18 و 19 است،  و آنها جهت سبک کارشان تاریخ را نوشته اند.  این نوع تاریخ نویسی که بشدت همراه دروغ و دونگ است،  با انواع ترفندها بخورد مردم داده اند.  اما امروزه با وجود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی،  باید این دروغها شناسایی و افشا و از سیستم آموزشی و علمی و مطالعاتی ایران خارج شوند،  مشروح در وبسایت ارگ ایران

http://arq.ir

.............................................................

فیلم گزارش مشروح  سخنرانی دانشگاه  اصفهان به زودی  بر

http://www.cae.blogfa.com/post/189