پرسش و پاسخ ویژه 45

   پرسش و پاسخ ویژه 45

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   پرسش 1418:  سلام و خسته نباشید . به شما تبریک میگویم به خاطر وبلاگ زیبایتان و مطالب ارزنده ای که گذاشتید.  فقط پرسش بنده از شما تمام کتب پهلوی به جا مانده چند تا هستند؟ ممنون از شما.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما باسپاس از شما.  به جز اوستا شاید حدود 5 -4 کتاب که بتوان تاریخ از آن ماخذ بگیریم:  بندهش، یادگار زریران، ارادیف نامه و...

   پرسش 1419:  سلام .2 سوالی از شما داشتم . اینکه دوشخص مگابیزوس و مگاپارنس ماد بوده اند ( به خاطر مگا = مغ در اول نامشان مانند مگاواس) یا که یونانی بوده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  . 1. مگابیزوس نام یکی از هفت نفری از خاندان اشراف است که داریوش را در کشتن اسمردیس (گئومات) یاری داده است نام او در تاریخ حسن پیرنیا به صورت بغایش (مگابیز یونانی ها) و در ترجمه تاریخ هرودوت نیز به همین گونه آمده است.  2. مگابیزوس والی اردشیر هخامنشی در ایناروس بود که به علت رفتار خوب با اسیران یونانی نزد آتنی ها احترام داشت و مگاپارنس هم سردار ایرانی است، مگاباتس هم سردار ایرانی در جنگ داریوش اول با یونانی ها بود این افراد هیچکدام یونانی نبودند! لقب بغ در اول نام انان نشانگر مهری بودن آنان است.  پارس و ماد از زمان کوروش کبیر در ایران ادغام شده بودند. به هر تقدیر این افراد یونانی نیستند.

   ادامه پرسش:  بعد انکه نام اسکندر در مواردی به صورت سکوندر امده این به معنی سکا بودن وی نیست؟ چون در بیستون نام یک سکایی دیگر بصورت سکونخا امده است. سلامت باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  وقتی در نوشته هرودوت بودینی ها یکی از خاندان سکایی است و در دیگر نوشته او بودینی یکی از اقوام مادها است شما چه نتیجه می گیرید؟

   پرسش 1420:  دورد . اش جبار در شجره نامه اشکانیان در اثارالباقه را میتوان به صورت اس جبال (ر=ل) یا اسک جبال تفسیر کرد؟ در تاریخ های ایرانی پادشاهان جبال (کوه ها) به معنی شاهان ماد بوده. سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله دوست گرامی می توان این کار را کرد. نیازی به اشک (ک) ئندارید اس در فارسی به معنی تک خال است خود اس را می توانید والی، شاه تفسیر کنید. پادشاهان جبال، جبابره همان مادها بودند.

   پرسش 1421:  بادرود/ در آذربایجان سکه هایی با نقش مریم مقدس که فرو رفته و ضخیم است پیدا شده ماجرا چیه چرا مریم؟  آیا این منطقه مسیحی نشین بوده. اگه ممکنه روشنگری کنید. مطمن باشید چنین سکه هایی سالها پیش توسط حفاران پیدا شده من عکسشو دیدم.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . سکه را ببینم یا گزارشی از آنها ببینم تا بتوانم سخن بگویم و اظهار نظر کنم. طبری آیین مردم بلخ بامیان را ترسایی نوشته است حال بلخ بامیان اگر آنگونه که در کتاب سند آورده شد که آذربایجان است (که هست) بنابر این طبری از ترسایی بودن آنان قبل از اسلام خبر می دهد (میترا، مهر هم همچون عیسی ناصری از مادری بدون پدر زاده شده است نقش مادر مهر که فرزند خود را در دست دارد در لوح های معابد مهری اروپا هست) ممکن است این سکه ها مربوط به مادر مهر باشد. ممکن است این سکه ها مربوط به عیص باشد.  شما عکسهای یک نمونه از این سکه را یا حداقل گزارشی که تاریخ سکه ها را نوشته باشد ارسال بفرمایید تا بتوانیم قضاوت کنیم با سپاس.

   پرسش1422 ب:  اقای راوید من مدتی است وبلاگ شما را مطالعه می کنم مطالب جالب و خوبی دارید چند پرسش داشتم خواهشاً صاف و بی پرده پاسخ دهید.

  1 ــ  آیا شما پان فارس هستید؟

   انوش راوید:  خیر من پان چلاسری هستم،  روستایی که در آن زندگی می کنم،  البته بارها به این پرسش پاسخ داده ام،  جهت مشروح به پرسش و پاسخ های قبلی مراجعه نمایید.

   2 ــ  ضمن تسلیت بخاطر زلزله،  نظرتان در باره ملت آذربایجان یا ملت ترک چیست؟

   انوش راوید:  ما ایرانی ها همه آذری بوده ایم،  آذر و خور و آتش و درخشان،  بنوعی در نام تمام استان های تاریخی ایران بوده و می باشد،  آذر یک پسوند و پیشوند نشان دهند دینی و اعتقادی مردم بوده،  نه تیره و کیان و قوم.  ملت ایران دارای اقوام و تیره های مختلف است،  که دلایل دینی و جغرافیایی منجمله اقتصادی و سیاسی،  باعث شده که تاریخ را کنار هم بسازند،  و سرنوشت مشترک داشته باشند.  در بسیاری از جاها دیده ام که بعضی جوانان عزیز آذربایجان در وب هایشان نوشته اند ما آذری نیستیم و ترکیم،  البته که شما آذری نیستید،  شما مسلمان یا یکی از ادیان امروزی هستید،  مثلاً امروزه ما مسلمان هستیم،  مانند این است که مردم پاکستان بگویند، ما پاک (اسلام) نیستیم پنجابی و بلوچ و تاجیک و.. هستیم.  مثال جالب دیگر من کم و بیش و جسته و گریخته 30 است،  که در استان مازندران زندگی می کنم،  و خودم را مازندرانی می دانم،  استان مازندران یکی از کثیرالقوم ترین استان های ایران است،  و همه مازندرانی گفته می شوند.  ولی آیا یک کرد امروزه پولدار شده از داشتن زمین در کلاردشت قوماً مازندرانی است،  یا یک ترک پولدار میدان بار رامسر کیان مازندرانی دارد،  یا آیا من تیره ای مازندرانی دارم؟  در این استان مانند استان های آذربایجان و خراسان و غیره،  هیچ کس از تیره و کیان نام استانش نیست و یا حداقل مشخص نیست.  یک نفر یا ملت را می توانند با نام روستا و شهر و استان و کشور او بگویند،  و هم می توانند نام تیره و قوم و طایفه او را بگویند،  این بستگی به تقاضای مطلب است،  نه صرفاً دادن علم مربوطه.  همچنین در جاهایی دیدم آذر را آزر می نویسند که شاید آنرا ترکی نمایند،  خط و علائم خطوط یک قرارداد بین مردم است،  که بتوانند مطلب را بنویسند و بخوانند آذر را هم می توان آظر و عاذر و.. نوشت این موضوع هیچ چیز را عوض نمی کند،  خطی که امروزه با آن می نویسیم سابقه هزار ساله دارد،  ولی زبان سابقه در عمق بوجود آمدن بشر دارد.  در ابتدای تاریخ در زمان دوران سنگ اولیه هموساپین در بخشی از زاگرس پیدا شد،  و سپس در تمام قاره کهن پخش گردید.  شکیل ترین زبان تاریخ نویسی اولیه را در شاهنامه فردوسی داریم،  که این هموساپین را از زمانی که سه تیره مختلف در فلات ایران بود،  نوشت و تاریخ نویسی کرده است،  و در صفحه 54 کتاب توضیح داده شده است.

   3 ــ  چرا در حکومت هزار ساله ترکان در ایران زبان کتابت اغلب فارسی بوده است؟

   انوش راوید:  بنظر من تاریخ را باید با واقعیت های تاریخ دید،  حکومت هزار ساله فوق بنظر من درست نمی باشد،  از آخر قرن 16 با ورود شرلیها و هفتصد تن همراهشان،  تاریخ استعماری در ایران شروع می شود.  قبل از آن تاریخ وضع بگونه ای دیگر بوده است،  ایران و کل قاره کهن در ساختار تاریخی اجتماع در سازمان قبیله ای دینی بود،  بدون داشتن حکومت های متمرکز و قدرتمند.  ولی اینها دلیل بر عدم وجود کتابها به زبان های مختلف ایرانی نیست،  کم کاری جوانان باهوش هر دیار،  نسبت به کشف و شناسایی کتب تاریخی خود،  دلیل اصلی آن است.

   عکس چند هزار جلد کتاب های خطی کشف شده در ترکیه،  که بیشتر آنها پوسیده و فاسد بودند،  عکس شماره 4326.  من نیز شخصی را در تهران می شناختم، که چند صد جلد کتاب خطی خیلی قدیمی در منزلش گردآوری کرده بود،  و از ترسش به هیچ کس نشان نمی داد.

   پرسش:  آیا شما از وجود چند کتاب خطی تاریخی آگاهی دارید؟  یا ÷÷می پندارید اعراب صدر اسلام همه را به آتش کشیده اند؟

   پرسش 1423 ب:  در بعضی از رادیو تلویزیون های خارجی فارسی زبان می گویند ایران اشتباه است درست آن پرشیا است و آنها از پرشیا بجای ایران استفاده می کنند نظر شما چیست؟

   انوش راوید:  بنا به توصیف نام های مکان های کتاب اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  ایران ایر + آن  نام سرزمینی است که مردم استان های مختلف در آنجا زندگی می کردند،  یکی از آن استانها پرشیا یا پرسیا بود.  بعدها سطح زبانی پارس و سپس فارس گردید،  فارس واژه ای جدید می باشد،  و در قرن 21 مانند همه واژه ها،  نیازمند بازنگری در فرهنگستان های ایران است.

       در تاریخ باستان ایران،  زبان پارسی یا پرشی،  زبان بخش هایی از ملت ایران بود،  در دوران سلسله هخامنشیان و بویژه داریوش،  بمنظور هماهنگی در سراسر کشور بزرگ و اداره امور،  زبان دری (درباری یا داریوشی) ساخته شد،  سپس در دوره های دیگر زبان دری گسترش یافت و یکبار دیگر در زمان فتعلیشاه قاجار و ناصرالدین شاه قاجار زبان دری زبان رسمی کشور شد.  در قرون وسط این زبان در ایران به اشتباه فارسی گفته شد،  این زبان به عربی مربوط نیست،  و ماقبل از عربی است،  ارابی ها بخشی از ملت های سرزمین پهناور هخامنشی بودند.  تا یک قرن پیش ساکنین شهر های ایران که بنوعی مرکزیت حکومتی محلی داشتند،  به دری حرف می زدند،  و ساکنیان روستا های اطراف آن شهرها،  به زبان های تاریخی ایرانی گپ می زدند.  سپس با وجود مدرسه و کتاب و رادیو و تلویزیون زبان دری به تمام ایران گسترش یافت،  و به اشتباه زبان فارسی گفته شد.  بنظر من امروزه باید جوانان باهوش هر دیار،  زبان تاریخی قدیمی خود را دریابند،  و سعی در تدوین نمودن و گسترش دادن،  و فراگیری آن نمایند.

   عکس دبستانی در بامیان افغانستان،  عکس شماره 11488.  عده ای به اشتباه و غلط می گویند که مردم بامیان بازماندگان دروغ حمله مغول کشور مغولستان هستند.  گسترش زبان دری در بامیان،  بر اثر مهاجرت مردم غرب ایران بزرگ از بامیان خورآسان به بامیان شرق ایران بزرگ بوده است.  قیافه بعضی از مردم در اثر ترکیب با ثمره تاجران دختر،  و یا ازدواج با زوار بودایی سرزمین های آسیای شرقی می باشد.  همه این اتفاقها بیش از هزار سال قبل از دروغ حمله مغول بوده است،  به تاریخ اقوام ایرانی مراجعه شود.

   پرسش:  آیا آنهایی که سنگ زبان پارسی را بسینه می زنند،  تاکنون فکری برای کمک به گسترش و آموزش زبان دری به این قبیل کودکان دری زبان کرده،  یا برنامه ای برای یاری رساند به این قبیل داشته اند.

جاسوسی و سیاست

   عکس زیر مربوط به سال 1988 است،  در این عکس ریگان در جریان بازدید خود از مسکو،  در حال دست دادن با یک پسر بچه در میدان سرخ مسکوست.  این عکس را پیت سوزا گرفته است،  او امروز هم عکاس ارشد کاخ سفید است.  چند روز پیش آقای سوزا با انتشار دوباره این تصویر،  همگان را غافلگیر کرد.  در عکس پشت سر پسر،  مردی را با ظاهر یک توریست مشاهده می کنید،  که دوربینی به گردن انداخته است.  اما این فرد به ظاهر توریست،  یکی از جاسوسان ارشد کا گ ب بود،  که امروز مقام ریاست جمهوری روسیه را به خود اختصاص داده است.  او ولادیمیر پوتین،  خورنده دریای خزر و... است!  حتماً سازمان های عریض و طویل جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا می دانستند توریستی در کار نیست و او جاسوس است،  و چه بسا از همان زمان متوجه چشمک زدن پوتین شده بودند.  جاسوس بازی و دروغگویی در تاریخ داستان طولانی دارد و باید آنرا شناخت،  و بسادگی از ماجراها نگذشت،  و گرنه دیر می شود و همه چیز برای ما ملتها به باد می رود.

عکس ریگان در جریان بازدید خود در 1988 از مسکو،  عکس شماره 11485.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir

صفحه ویژه المپیک و تاریخ المپیک

ایران سرزمین قهرمانان

   کسب مدال طلای المپیک توسط پهلوان کشورمان حمید سوریان را به مردم ایران زمین تبریک می گوییم،  و امیدواریم همه قهرمانان ایران موفق باشند.

پاینده باشی پهلوان

عکس ورزشکاران المپیک

عکس حمید سوریان 

* حمید سوریان نخستین مدال طلای کشورمان را در المپیک لندن کسب کرد *

      حمید سوریان ستاره کشتی فرنگی ایران،  بعد از 5 مدال طلای قهرمانی جهان،  سرانجام پس از 40 سال طلسم را شکست و مدال طلای قهرمانی المپیک را کسب کرد.  حمید سسوریان که دو حریف قبلی خود،  ابتدا حریف قرقیز را شکست داده بود و بعد از آن هم حریف مجارستانی را شکست داده بود، موفق شد در دو وقت حریف دانمارکی خود را شکست دهد.  سوریان در وقت اول با یک خاک و بعد از آن یک بارانداز زیبا با 3 امتیاز پیروز شد.  در وقت دوم هم سوریان بعد از اینکه حریف دانمارکی در خاک نشست،  توانست ابتدا با یک بارانداز زیبا دو امتیاز بگیرد و بعد هم در ثانیه های پایانی رقیبش را خاک کند تا به فینال برسد.  سپس در نبرد آخر،  در وقت اول با یک بارانداز با نتیجه 2 بر صفر از سد روشن بایرام اف آذربایجانی گذشت،  و در وقت دوم هم در همان سرپا یک امتیاز گرفت،  و با بردن وقت دوم توانست نخستین مدال طلای کاروان ایران را در لندن کسب کند.  حمید سوریان بعد از 12 سال مدال طلای المپیک را برای کشتی ایران بدست آورد.  بعد از آن سال که علی دبیر طلای ایران در کشتی را گرفته بود،  تا امروز کشتی در حسرت طلا می سوخت،  و کشتی فرنگی ایران هم 40 سال بود که فینالیستی در کشتی فرنگی نداشت.  اما این بار سوریان در فینال اولین طلای کشتی فرنگی تاریخ ورزش کشورمان را با اقتدار کسب کرد،  تا پرچم زیبای سه رنگ کشورمان در لندن به اهتزاز درآید.  این مدال حاصل 8 سال زحمت پهلوانی به نام محمد بناست،  که از زندگی خود گذشته تا کشتی فرنگی ایران را به قدرت اول جهان بدل کند.

      دقایقی بعد حمید سوریان برای کسب مدال طلای خود روی صحنه آمد،  و مدال طلای خود را از عضو آفریقای جنوبی کمیته ملی المپیک گرفت.  در این لحظات بایرام اف آذربایجانی داشت روی سکو اشک می ریخت،  که چطور مقهور توانایی دلاور کشور ایران شده است.  سوریان همین امروز تعداد طلاهایش با بزرگ تاریخ کشتی ایران،  یعنی عبدالله موحد برابر شد و حالا او هم شش طلا دارد.

دومین مدال طلا

    امید نوروزی،  کشتی گیر فرنگی‌کار ایرانی،  مدال طلای المپیک ۲۰۱۲ لندن در وزن ۶۰ کیلوگرم را نیز کسب کرد،   مدال طلای وزن ۶۰ کیلوگرم کشتی فرنگی المپیک برای اولین بار به ایران رسید.  او هم‌چنین مدال طلای قهرمانی جهان و بازی‌ های آسیایی را نیز در این وزن کسب کرده است.


كسب 4 طلا، 5 نقره و 3 برنز

تاريخي‌ترين نتيجه ايران در المپيك لندن 2012

   پايان كار ايران در المپيك  با 12 مدال ــ  كاروان ورزشي ايران با كسب دوازده مدال شامل 4 طلا، 5 نقره و 3 برنز به كار خود در المپيك لندن پايان داد.  با پايان رقابت تقوي و يزداني در كشتي‌آزاد،  كار 52 نماينده‌ ايران در اين رقابت‌ها به پايان رسيد.

       4 طلاي سوريان، نوروزي، رضايي، سليمي، 5 نقره‌ انوشيرواني، نصيرشلال، حدادي، گودرزي و باقري معتمد در كنار سه مدال برنز رستمي، لشگري و قاسمي، مدال‌ هاي ايران در المپيك سي‌ام بودند،  تا بهترين نتيجه‌ تاريخ ايران رقم بخورد.

      كشتي‌فرنگي با 3 مدال طلا بدون ترديد بهترين عملكرد را بر جاي گذاشت.  وزنه برداري، يك طلا، دو نقره و يك برنز به دست آورد. كشتي آزاد به يك نقره و دو برنز رسيد.  باقري معتمد هم يك نقره در تكواندو به دست آورد،  اما مدال دوميداني حدادي كه در ماده پرتاب ديسك به دست آمد نخستين مدال تاريخ المپيك ايران در رشته ‌اي غير از كشتي، تكواندو و وزنه برداري بود.

      رضا يزداني و تقوي آخرين نمايندگان ايران بودند،  كه تقوي با باخت در ديدار نخست و يزداني به دليل آسيب ديدگي در نيمه نهايي شانس رسيدن به مدال را از دست دادند.  روز پاياني رقابت‌ها خبري تلخ براي كاروان ايران به دنبال داشت و آن مصدوميت شديد يزداني از ناحيه زانو بود،  كه او را از رسيدن به مدال بازماند.

      كاروان ورزشي ايران در حالي كه چند ساعت بيشتر به پايان رقابت‌ها باقي نمانده است،  در رده‌ ارزشمند شانزدهمي قرار گرفته است،  در حالي كه در پيش از اين در آخرين دوره‌ اين رقابت‌ها با تك طلاي ساعي و برنز محمدي در رده‌ پنجاه و يكم قرار گرفته بود.   


قاسم رضایی، سومین طلایی كشتی فرنگی ایران در المپیك 2012 لندن،  تبریک و شادی.

   بزرگوار محمد بنا به داشتن پهلوان پروری چون شما در کشورمان افتخار می کنیم،  و از شما سپاسگزاریم،  شادی مان را مدیون شماییم.

پاینده باشید  پهلوانان

مدال طلای وزنه برداری ، رستم زمانه بهداد سلیمی، قوی ترین مرد جهان را،

به مردم ایران زمین تبریک می گوییم.

 

   جالب:  سرزمین ایران تاریخی شامل کشور های زیادی،  منجمله جمهوری آذربایجان است،  امید است روزی برسد که اتحادیه کشور های ایران تاریخی تشکیل شود.  این کشورها جوانان باهوش و با استعداد زیادی دارند،  و با شرایطی که جغرافیای و تاریخ تمدن در اختیار این مردم قرار داده،  آمادگی قهرمان شدن فراوان وجود دارد،  همچون محرومیت که فراوان وجود دارد.  این کشورها بنیان گذار المپیک بودند،  و مطابق همه تاریخ با دروغگویی المپیک را دزدیده و به اروپا برده و بنفع خودشان و از ناچاری بنام یونان مصادره کرده و گفته اند.


   عکس جمعی مقابل باشگاه تاج تهران حدود 60 سال پیش،  در خیابان ضلع شمالی پارک شهر تهران،  علامت R منوچهر راوید پدر انوش راوید نمایند وزارتخانه و مسئول فدراسیون وزنه برداری وقت،  عکس شماره 231.  در آن زمان آنها فقط در فکر ورزش با تفکر ایرانی آن بودند،  نه مانند امروز کشور چین که کارخانه بی رحم گلادیاتور سازی باشد.

آتش تاریخی ایرانیان

   آتش مشعل المپیک در انگلستان خاموش شد ــ  در جریان بازی‌ها شعله‌ های آتشگاه مسابقات المپیک 2012 در لندن بر اثر یک طوفان شدید خاموش شد،  و با استفاده از سیستم جایگزین باری دیگر آتش در آن افروخته شد.  آتش آریایی در سرزمین گوگ و موگ (یاجوج ماجوج) و در فضایی غیر انسانی نخواهد سوخت.

   عکس آتشکده ری،  عکس شماره 4512 ،  مشروح در تاریخ شهر ری،  در ایران پر از آثار باستانی آتشکده است.  کم کاری و دروغ پروری در ایران،  باعث سوء استفاده از تاریخ ایران،  منجمله آتش المپیک بنام یونان شده است.

   کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست صفحه 124 :

   . . . یکی از بزرگترین شاهکار های آنان آئین روشن کردن آتش در اول بازی های المپیک می باشد!  اگر یونانیان نه زردشتی هستند و نه میترایی و نه مزدایی این آتش مقدس زردشتیان را (که آنان نیز آن را پیاده جابجا می کردند) چرا با عنوان نماد شروع رقابت های ورزشی که آن را نیز از ایران باستان به عاریه گرفته اند, جابجا می کنند؟

   عصرایران:  http://www.asriran.com/fa/news/224955 -  "شعله المپیک" یا‌‌ همان "مشعل المپیک" امروزه نماد بازی‌ های المپیک است؛  این مشعل در حقیقت برای برپایی جشن دزدیدن آتش از "زئوس" خدای یونان توسط "پرومتئوس" است،  که ریشه در تاریخ یونان دارد؛  جایی که آتشی در طول المپیک باستانی روشن نگه داشته شد.  این مشعل در بازی‌ های المپیک تابستانی آمستردام دوباره به میدان ‌های بازی آمد و از آن تاریخ به بعد جزء جدا نشدنی بازی‌ های مدرن است.

    اما خلاف تاریخچه طولانی این مشعل،  حرکت آن هیچ سابقه طولانی در تاریخ باستان ندارد،  و در حقیقت برای توسعه ایدئولوژی نازی برای نخستین بار توسط "کارل دیم" دبیرکل کمیته برگزاری المپیک آلمان،  و با حمایت "جوزف گوبلز"  سیاستمدار ناسیونال سوسیالیست آلمانی،  در المپیک برلین انجام شد.

   پرنیان حامد:  که البته  "حرکت آن هیچ سابقه طولانی در تاریخ باستان یونانی و اروپایی ندارد.  در تاریخ باستان ایران این حرکت به وضوح به چشم می خورد.  با سپاس از نویسنده عصر ما برای تحقیق زیبا یشان  در باب مشعل المپیک.

   انوش راوید:  در دوران نازیسم،  یکی از مهمترین کار های تبلیغاتی،  بیدار کردن هویت آریایی در مردم آلمان بود،  به این ترتیب تمام آثار آریایی را نماد کشور آلمان کردند،  منجمله صلیب گردون و آتش و شیر و عقاب.  در آن زمان آتش تاریخی ایرانی را هم به المپیک بردند،  و در پایان جنگ دوم جهانی برای آن داستان یونانی ساختند تا اروپایی شود.  سوء استفاده از موضوعات تاریخی و احساسی و یا ورزشی،  برای پیشبرد اهداف سیاسی و قدرت طلبی مورد تأیید من نیست.  تاریخ و تاریخ تمدن یک دانش است،  و باید با تمامیت آن برخورد علمی نمود و دروغ های تاریخی و بد اندیشی ها را افشا نمود و بسوی واقعیتها رفت.

      باید با سیاست بازی های کثیف در ورزش مقابله نمود،  و دست های پلید را یافت و افشا کرد،  تبلیغات گسترده امپریالیسم در جهان علیه ایران و ایرانی،  و نیز مسائل پشت پرده باعث شد پهلوان سعید عبدولی در شرایط تحمیلی داوری در تشک قرار گیرد.  پهلوانان و قهرمانان ایران را با سیاست و قدرت طلبی کاری نیست،  ترفند های رنگارنگ و گوناگون دشمنان را بشناسید و افشا کنید.


عرض تسلیت



      عکس عرض تسلیت،  با متن:  جان باختن هم میهنان عزیز را در واقعه زلزله استان آذربایجان زیبا با اندوه فراوان تسلیت عرض می کنیم.  امیدواریم روزی برسد که جوانان باهوش ایران مستقلاً بتوانند تحقیق کنند،  که آیا برداشت بیش از اندازه آب های زیر زمینی،  نفت و گاز،  و یا چه چیزهایی باعث چنین زلزله هایی است،  گسل ها و پوسته ها شناخته شود،  مقاوم و آماده سازی و غیره تحقیق و اجرا شود،  عکس شماره 4030.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir

کوروش بزرگ و تاریخ

   پرسش و پاسخ ویژه 44

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   پرسش 1408:  شما بر این نظر هستید که مورخین یونانی سرگذشت الکساندر و اسکندر را قاطی نوشته اند. در اثار الباقیه در ذکر پادشاهان ایران و کلده بنا به قول اهل مغرب نام اخرین شاه هخامنشی را دارا بن دارا بن دارا نامیده و بنا به قول دیگر درا بن ارسیس. ایا غربی ها بر این عقیده بوده اند که داریوش همان دارا بوده که اخرین شاه هخامنشی را دارا نوشته اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ابوریحان بیرونی رسما بالای همین جدول نوشته این جدول غلط است و چنین نبوده است، (سخنان او بر همین وبلاگ عینا نوشته شد).  داریوش سوم هم پسر داریوش پسر داریوش نبوده است. داریوش سوم همچنین  پسر اردشیر سوم نبوده است.  بنابر این همانگونه که ابوریحان بیرونی اخطار داده است اهل مغرب تاریخ ما را به هم ریخته اند.

   پرسش 1408:  آیا به این خاطر هم بوده که مورخین یونانی ها وقتی گرفتند سرنوشت اسکندر مادی را به الکساندر مسادونی گره زدند. انوقت دارا را داریوش کردند؟ (در حالی که دارا داریوش نیست). مثلا سرنوشت کشتن 2 یار همیشگی دارا که مهیار و جانوسیار بوده اند . دقیقا در الکساندر نامه ها نیز امده و الکساندر 2 نفر از خواجه های یا یاران داریوش سوم که از پشت سر وی را کشتند. الکساندر نیز ان دو را کشت!! این شباهات در داستان های اسکندر و الکساندر شانسی شبیه هم نیستند. لابد یکی از روی یکی دیگر نوشته شده است. ایا یونانیان از روی داستان های اسکندر و جنگ وی با دارا گرفتند سرنوشت قهرمانشان را به اسکندر گره زدند یا بلعکس ایرانیان گرفتند سرنوشت الکساندر را به ایرانیان نسبت دادند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ایرانی چیزی را به چیزی گره نزده است.  رسما در تاریخ ما آمده است 320 ق.م کهرم (کی هروم) از نژاد یونی پسر خزراسپ یا ارج اسپ  به ایران حمله کرد قصر شاه را سوزاند دخترهای او را به اسارت گرفت تا هندیجان ایران رفت، او را گرفتند و کشتند. در همین تاریخ ها 266 سال بعد نوشته اسکندر و سرگذشت دیگری از او گفته است. یونانی برداشته مرگ کهرم را فاکتور گرفته به علت شباهت لقب آنها یعنی کی هروم فتوحات اسکندر را به الکساندر نسبت داده است و متاسفانه ایرانیان از زمان ساسانی به علت سیاست و تا به امروز به علت مرور زمان هیچ اعتراضی نکرده اند.

   هر لغتی را که دیدند بی مورد گفتند اهان این همان است که یونانی گفته است و تفسیر کردند و کردند و کردند .....

   ادامه پرسش:  مثال دیگر قضیه ی ارسطو است که برخی از نصایح ان در تواریخ اسلامی مانند دینوری نفوذ کرده! ارسطو نمیتواند استاد اسکندر ایرانی باشد.

   پاسخ پرنیان حامد:  و یک نمونه این تفسیرها نام او در ارادیف نامه ای که به راحتی می توان آن را هزار جور خواند و به تفسیر کرد اما می گویند خیر همان الکساندری است که یونانی گفته است. نمونه هایی از بررسی این نام را بر وبلاگ آوردم که باز برای شما اینجا کپی می کنم:

   دو حرف اول آن را به جای (ا ل) برای شما (خ ر) بخوانم و آن را به خرو (خریدرو) اوستا = دیو خشم = خشم خونین درفش (ائشم خرویدرو) از سپاهبدان اهریمن  تفسیر کنم و قسمت دوم نام را نیز به زناشویی خشم و منوشک نسبت بدهم که از این زناشویی گروه فره کاستان (کوخرید) اهریمنی زاده شدند و برای شما از زند و هومن یسن سند بیاورم که منظور این گروهند:  آن از آهن الوده فرمانروایی بیدادانه ژولیده مو از تخم خشم باشد. ... دیوان ژولیده موی از تخم خشم آن بد تخمان از گسته خراسان به ایرانشهر بریزند. .... فرمانروایی از این خشم تخمگان (ترکان چرمین کمر در نسخه پازند) به شیداسپان کرسیاک ارومایی  دروج در ده سلمان (دیلمان) رسد ....

   یا تفسیر را کنار بگذارم و لغت را مستقیم به صورت:

   ارد ش ا خ ی ل = ار ت ش ا خ ی ل = ارتشاخ یل بخوانم و سپس در شجره نامه اشکانیان بلعمی – طبری:     اشک پسر حره پسر رسستان پسر ارتشاخ پسر هرمز پسر ساهم پسر روان پسر اسفندیار نام او را بیابم و به یاد داشته باشم که: ساسانیان, اشکانیان را نتیجه تدبیر خائنانه اشک (برادر ساسان) دانسته اند و قسم خورده انتقام بودند و بنابراین اسکندر را اشک ارتشاخ برادر ساسان از نوادگان بهمن معرفی کنم.

   یا اگر بدون یونانی و مورخین آن هیچ سندی از کشور خودمان پذیرفته نیست! آن را به صورت:

   اراکساندر بخوانم و آن را به رود آراکس هرودوت = ارس  نسبت بدهم و به اراکس  اندر تفسیر کنم که با ارومی (ارومی + یه = محل زندگی ارومی ها)  نیز همخوانی داشته باشد؟

    نمونه دیگر آن همین ارسطو خواننده عزیز دیگری نیز این سوال را مطرح کردند که برای شما کپی می کنم:

   گرامی همه این نامها به حدس ترجمه شدند گفتند اسکندر در متون پهلوی باید همان الکساندر یونانی باشد پس ارسطاطالیس همان اریسطوکراس یونانی است حالا ارسطاطالیس کجا اریسطو کجا؟

   قدر مسلم بهترین راه برای جدا کردن این دو شخصیت این است که برای تاریخ ایران نیز به عنوان یک ایرانی جایی در مغزمان باز کنیم و این تاریخ را بدون مقایسه بخوانیم باور کنیم بعد ببینیم کجا را یونانی از تاریخ ایران بلند کرده است. ارسطاطالیس می شود ارش تاتالیس اریستو (ی) دارد!

   ببینید الان روی این سکه الکساندر علامت  ( Ξ ) علامت ایونی است. به گفته خود شما نیز بیشتر سکه های او در سوریه یافت شده است به گفته من هم این نام الس آندروس (شاه سوریه) است از نژاد یونی. نتیجه این است که خود الکساندر هم از سوریه بوده است. حال ایلیوس پدر اسکندر یک معلم یونی نژاد (اهل نینوا = عراقی) برای پسرش آورده که نام او مشابه اریستو یونانی ها بوده است. یا خود الکساندر سوریه ای شاگرد ارسطو یونی بوده؟ اصلا الکساندر شاگرد کسی بوده یا نبوده؟

    ببینید قدر مسلم آنچه روایت یونانی در مورد الکساندر نوشته شده بعد از واقعه اسکندر ایرانی بوده است. روی وبلاگ تاریخ زندگی تک تک آنها را آوردم پلوتارک، اریان ... همه بعد از 100 ق.م هستند و مورخ یونانی که سرگذشت الکساندر یونانی را 320 ق.م نوشته باشد نداریم.

   حالا یونانی به عمد قاطی نوشته یا یونانی کار خودش را کرده مفسرین ایرانی امروزی بی مورد قاطی کردند و  برای خودشان لغت ارکساندر ارادیف نامه را به الکساندر تفسیر و ترجمه کردند که ارسطاطالیس آن بشود ارسطوی یونانی که اصلا معلوم نیست معلم الکساندر سوریه ای بوده یا نبوده! همش تفسیر است همش تفسیر کردند برای خودشان.  دیده نوشته ارسطاطالیس گفته اهان همان ارسطوی یونانی است. کتاب صفحه 155 و 156 را باز کنید دقیقا بخوانید این سرزمین یونی از بین رفته ای که حکمای یونی (ایونی) در آن بوده اند که بلعمی و طبری دارند از آن سخن می گویند و این ارسطاطالیس از آنجا بوده است اصلا نه می تواند یونان باشد و نه ماسادنی این نینواست که از آن سخن می گویند ارسطاطالیس هم ارسطو نیست. اصلا معلوم نیست که الکساندر هم شاگرد ارسطو بوده باشد. یونانی نشسته دیده یکی رفت ایران را گرفت به تاریخش نگاه کرده دیده یک ایونی هم قبلا به طرف ایران رفته بود برداشته یک مزخرفی سرهم کرده دولت ساسانی و کشیش های کلیسا برداشتند پیراهن عثمانش کردند. امروز هم برای اینکه تاریخ و قدمت و فرهنگ ما را بکوبند که نفهمیم فاتح اروپا بوده ایم هی ترجمه اش می کنند و بزرگش می کنند.  برایمان فیلم می سازند تحویل می دهند. 

   ادامه پرسش:  راستی آن شجره نامه ای که بیرونی در مورد شاهان آشور نوشته از زیان بروسوس نبوده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  نمی دانم دوست گرامی ابوریحان بیرونی ماخذی برای آن ننوشته است.

   ادامه پرسش:  یونانیان عادت داشته اند که نام های غریبه را به لهجه ی یونانی مینوشتند و برای همین است که در ان شجره نامه نام های شاهان اشوری پسوند وس دارد . چرا نام های مثل اشور بانی پال در ان شجره نامه نیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  اگر ماخد شجره نامه یونانی باشد حق با شماست همانگونه که گفتم ابوریحان بیرونی ماخذ نداده است که بتوانیم قضاوت کنیم. تصور می کنم آشور+ بانی+ پال لقب است نه نام واقعی او. صفت پادشاهی مذهبی کشوری چون داری هوش و خشتریه و ....

   پرسش 1410:  آیا اوانویسی کتیبه کرچه میش به زبان یونانی است؟ ترجمه اش چیست؟ با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  زبان یونانی در این زمان موجود نبوده است. این زبان مادر همین زبان یونانی است. ترجمه آن:  در این کتیبه ها از دلاوری ها و جنگ های خدایی سخن به میان است که صفات و کارهای زئوس را دارد و خدایان اطراف او نیز کپی بارگاه زئوس است.

   پرسش 1411:  ببخشید در تاریخ سنتی ایران نوشته که کیخسرو گرفت کرسیوز را با شکنجه کشت! اگر کرسیوز, کرسیوس شاه لیدیه باشه, در این صورت کیخسرو چه ربطی هوخشتره داره؟ در رویدادنامه نبونید - کوروش نوشته که کوروش پادشاه انشان از پایین اربیل گذشت و به سمت لی... ( لیدیه یا لیکیه) رفت, پادشاه آنجا را کشت و دارایی آن را گرفت ... به نظر شما این لی..., منظور لیدیه و پادشاه آن کرسوس نیست؟ ماجرای کرسیوز به کوروش بزرگ ربطی نداره؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کرسوس همان کرسیوز است. هوخشتره اینطرف لیدی را با خاک یکسان کرد سر این شاه را هم گذاشت توی تشت برید (حال هرودوت گفته کبابش کرد) از رودخانه گذشت رفت آن طرف لیدی را خراب کند آفتاب گرفت ترسید صلح کرد. هرودوت متاسفانه هوخشتره را با کوروش کبیری که نتیجه اش بوده است در هم کرده است.  می گوید سولون زمان کوروش کبیر بوده است.  این که نمی شود  100 سال فاصله سولون با کوروش است. اینهایی که هرودوت نوشته سولون با کرسوس زمان هوخشتره است به کوروش ربطی ندارد اون کرسوسی هم که تا زمان کمبوجیه زنده بوده این کرسوس نیست!

   کتیبه بابل که هیچ روی خود گزارش کوروش توی اکباتان نوشته پادشاه لیدی در جنگ کشته شد و لیدی فتح شد، تمام شد. نه کباب کرده است و نه به صلیب کشیده است و نه .... اون هرودوت بی کار نشسته 3000 کیلومتر دورتر هر کس هر چی گفته است برداشته سرهم کرده نوشته اصلا معلوم نیست کی به کیه! عزیز من تاریخ به این صافی دقیقی جلوی ماست چرا باورش نمی کنید به خدا زمان سولون هم با این تاریخ ایران درست تر است تا سرهم شده های هرودوت! کی خسرو هوخشتره ای است که سر کرسیوز (کرسوس) را توی تشت برید سولون دقیقا زمان هوخشتره بوده است.

   پرسش 1412:  در مورد روم نظرتان این است که این روم غیر از رومی است که ما در تاریخ ها می خوانیم و خلط مبحث شده. پرسش من این است اگر این پادشاهان روم مربوط به منطقه ای که امروزه ایتالیا خوانده می شوند نیستند، پس در این سرزمین چه کسانی حکومت می کرده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در اروپا تا زمان  رومیان یعنی حدود 100 ق.م نژاد سلت هایی زندگی می کردند که گوش های بزرگی داشتند و هر آنچه در اروپا یافت شده است مربوط به این گروه است. عکس و مجسمه یافت شده از آنان در کتاب و بر همین وبلاگ بار ها کپی شده است. کلیه بناهای میترایی و کلوسئوم و ... مربوط به بعد از میلاد است. آجری از قصر جولیو سزار یا اگوستوس که قبل از میلاد بوده اند را در رم امروزی به من نشان بدهید و بفرمایید دقیانوس چگونه هزارمین سال بن افکنی روم در ایتالیا را جشن گرفته است از این بن چرا یک آجر هم یافت نمی شود؟

   ادامه پرسش:  منظورم همان حدود ایتالیا است و ضمنا به طور حتم ما و اروپایی ها یک تاریخ را می خوانیم و همه برداشت یکسانی از روم داریم حال ما تاریخ خود را به علت حجم زیاد و شباهت های بسیار قاطی کرده ایم و به اشتباه به اروپایی ها (رومی ها) نسبت داده ایم اما آنها چه چیزی را با هم اشتباه گرفته اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ و قدمتی که نداشتند از تاریخ ایران بر داشته به نام خود رغم زده اند کسی هم اعتراضی نداشته است تا امروز.  تکرار می کنم دولت ساسانی به علت تنفری که از اشکانیان داشتند حتی آثار آنان را نیز نیست و نابود کردند و کلیساهای اروپا با این سیاست از زیر قید حاکمان ایرانی بیرون آمده اند.  آنچه از آن در این راه تا به امروز سود برده اند عقب نشینی آرام آرام  رومیان مدائن بر اثر جنگ به سوی اروپا بوده است. اروپایی که اسکندر فتح کرده بود و پس از او 300 سال یعنی درست تا پایان حکومت اشکانی در ایران مستعمره رومی های مادنژاد مدائن و پس از آن ترکیه نشین ایرانی بوده است.

   ادامه پرسش:  پادشاهان ما را از آن خود می دانند پس چه کسانی بر آن ها حکومت می کرده اند که نامشان را هم نمی دانند. شاید هم عددی نبوده اند و ما بی خودی تمدن روم را به آن ها نسبت می دهیم.

   پاسخ پرنیان حامد:  تمدنی نداشتند،  خطی نداشتند که مکتوب کنند،  تمدن روم از آن اروپا نیست.  این تمدن به ناگاه وارد این منطقه شده است. فلسفه از طریق 20 دزد دریایی و 100 سرباز رومی هم باز سخن خنده داری است که به خورد جهانیان می دهند.

   نظر و پرسش 1413:  باعث افتخاره كه در ايران هنوز كساني هستند كه به اين كشور عشق بورزند و دلشان براي ايران بتپد.... وقتي نوشته هاي زيباي شما رو مي خواندم در چشمان ام اشك موج مي زد... اين تاريخ نگاران تازي باعث مي شوند كه ما پيوندمان با گذشته از هم گسسته شود. خواهشمندم متن ها جديدتان را براي بنده ارسال بفرماييد.

   یادمه یه بار گفتین چین در ادبیات ایران همون کشور چین الان نیست.اگه اشتباه نکنم تو شاهنامه هژیر رستم رو یه پهلوون چینی معرفی میکنه، با توجه به نزدیکی جغرافیایی ایران به کشور چین کنونی به نظرتون سهراب نباید فرق یه ایرانی و یه چینی رو متوجه بشه؟ یا اینکه این هم دلیلیه بر این موضوع که چین منطقه ای از ایران بوده؟ میدونم به موضوع ربطی نداره ولی خواهشا بررسی کنین.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما سخن شما به کتاب کاملا مربوط است.  با سپاس از ریز نگری شما و ارائه سندی دیگر: چین استان تاریخ ایران  کشور چین امروزی نیست دامنه  غربی کوه ابر + سین = زاگرس امروزی است،  (اسناد این مدعا در کتاب است).

   نظر و پرسش 1414:  جناب آقای انوش راوید با عرض خسته نباشید در مورد حرفاتون باید بگم که شما می گویید که کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه هیچ مدرک و سندی ارایه نشده چرا شما از این کتاب در مورد حكومت اشکانیان، اشک بن اشکان نام برده شده رو استفاده میکنید سوالی دیگر که میخواهم بپرسم این است که آیا کتاب اوستا آتش گرفته یا نه چرا موبدان زردشتی از این حمله اسکندر مقدونی تخت جمشید سخن میگویند؟

   انوش راوید:  چنین چیزی درباره کتاب آثارالباقیه نگفته ام، از کجا خوانده اید لینک آنرا بنویسید؛ شنیده ام از قول من مطالب و پرتوپلا در وبلاگی نوشته اند، تمام کتاب های تاریخی دارای ارزش خاص خودشان هستند، و از آنها بهره می گیریم.

   پاسخ پرنیان حامد:  مزدیسنای اوستا دو بار در ایران توسط طرفداران دیویسنا (مهریان) به آتش کشیده شده است بار اول توسط کهرم (کی هروم) پسر ارجاسپ یونی نژاد آشوری سوریه نشین،  در قصر گشتاسپ در آذربایجان که این کهرم همان الکساندر مورخین یونانی است. بار دوم توسط اسکندر ماد نژاد مهر ایین از نوادگان گیو و گودرز در تخت جمشید. دیو dieu نام دیگر گیو و دیویسنا آیین جمشید و فریدون است. در کتب به جامانده از زمان ساسانی او را اسکندر ارومی (هرومی –خرومی) نوشتند نامی از مقدونی نیست. برای اطلاع بیشتر از این اختلاف نژادی (پارس و ماد) و اختلاف فرقه ای ( مزدایی و میترایی) در آیین زردشتی به کتاب رجوع بفرمایید. کتاب آثار الباقیه یکی از گنج هایی است که برایمان به یادگار  باقی مانده است. روحش شاد ابوریحان بیرونی این دانشمند گرامی کشورمان. در حفظ این گنج به جا مانده بکوشیم

   پرسش 1415:  سلام دوست گرامی...  یک مورد جالب پیدا کردم ، نیاز به اظهار نظر اهل فن دارد......به نظرم زبان اردو ساخته و پرداخته استعمار باشد. هیچ سند و داکیومنتی از آن قبل از تصرف هندوستان توسط انگلیس ندیدم.میدانید که قبل از استیلای انگلیس زبان هندوستان فارسی بود. برای فاصله انداختن بین هند و سایر فارسی زبانان ، اردو را ساخته و پرداخته نمودند.چگونه ؟ نمیدانم.به هر حال نیاز به قضاوت و بررسی یک نفر اهل فن دارد .متشکرم

   انوش راوید:  زبان اردو سابقه تاریخی دارد،  در زمانی که پارسیان در هندوستان حکومت داشتند و به پادشاهی مغول هند معروف شدند،  زبان پارسی زبان رسمی و درباری سرزمین هندوستان بود.  از دوران سلسله هخامنشی نام کشور هندوستان را هنداستان گفتند،  زیرا از نظر آب و هوایی مانند هنداستان یا خوزستان کنونی بود.

     درباره زبان اردو و سابقه تاریخی،  آن با آقای سید صادق حسینی اشکوری در مجمع ذخایر اسلامی واقع در شهر قم خیابان آذر کوی 23 پلاک یک تلفن 02517713740 تماس بگیرید.

    لازم به یاد آوری است،  در قرن 19 و نیمه اول 20،  وقتی دولت بریتانیا برای کشورها مرز های جغرافیای سیاسی تعیین می کرد،  همان زمان هم زبان رسمی کشورها را تعیین می کرد،  و این زبانها را بگونه ای انتخاب می کردند،  که ملتها در زبان های مختلف به یک اندازه جمعیت داشته باشند،  و بتوانند آنها را به نوعی رو در روی یکدیگر قرار دهند،  کلاً ترفند های استعماری را بکار می بردند.

 

   عکس بخشی از فهرست نامه های کتاب های خطی بزبان اردو در کشور های هندوستان و پاکستان و ایران،  عکس شماره 5701.

   پرسش 1416:  در مورد بن افکنی روم که تقریبا با ملوک الطوایفی هوخشتره اغاز شده, سال 890 رومی برابر با 137 میلادی بوده است که اختلاف ان 753 سال است! یعنی 735 سال قبل از میلاد مسیح , روم وجود داشته! جالب است!

   پرنیان حامد:  521-558 ق.م به حساب اسناد کتاب اسکندر تاریخ ... 753 شما حساب تاریخی است که به استناد مدارک کتاب 226 سال را باید از آن کم کنید. به هر تقدیر دقیانوس رومی جشن هزارمین سال بنیاد روم را جشن گرفته است که تاریخ آن را مکتوب کرده است.  سوال این است که قصر و بنیاد این روم کجای رم در ایتالیا است که یک آجر نیز از آن یافت نشده است؟ لابد باز هم آتشفشان و زلزله پاسخ ما خواهد بود!

   نظر 1417:  کار خیلی قشنگی کردید هم در مورد دلاور مردان ورزش ایران و هم در مورد کوروش بزرگ. آقای غیاث آبادی نیز خواهد خواند!!

   پرنیان حامد:  درود بر شما با سپاس از شما ، شما بخوانید و بدانید و خود قضاوت کنید و هر سند دیگری خواستید بفرمایید تقدیم کنم، برای من کافی است. ایشان نیز مایل هستند بخوانند و کلاهشان را خود قاضی کنند.

کوروش کبیر

   خوانندگان گرامی

      با وجود احترامی که برای کلیه اساتید کشورم قائل هستم،  با احترام گله دارم از آقای رضا مرادی غیاث آبادی از ارائه اسناد نیمه برای رد انسانیت کوروش کبیر هخامنشی افتخار ملی ایران.

      کوروش کبیر نه خدا است و نه پیامبر . اما اولین پادشاهی است که با آزاد گذاشتن مذاهب، نکشتن اسیران جنگی و ... حقوق بشر را برای اولین بار در تاریخ  تا حدودی رعایت کرده است. از این جهت او را بنیان گذار حقوق بشر در جهان نام نهادند که افتخار ملی کشور ما ایران است.

       با ارائه اسنادی نیمه و بدون توضیح منطقی چرا این افتخار را اینگونه پایمال می فرمایند؟

      ایشان در این راه سندی از بابل را به میان آورده اند که حاوی حکم بردگی دختر بچه ای توسط خاندان اگیبی به علت عدم پرداخت وام توسط پدر او بوده است،  که با سربرگ کوروش کبیر به عنوان پادشاه منطقه نوشته شده است. سپس این آقا کوروش کبیر را متهم به ربا خواری و برده داری و بهره وری جنسی از این دختر بچه کرده اند ! همچنین ایشان از آخرین پادشاه بابل بت بی گناهی ساختند که با هیچکدام از مدارکی که در دست داریم هم خوانی ندارد، تا بتوانند کوروش کبیر را راهزن خونخواری جلوه دهند.

   آقای غیاث آبادی از شما گله دارم

      شما بهتر از من می دانید که رباخواری و بانکداری از زمان پادشاهی کاندالانو (48-626 ) در بابل توسط دو خاندان اگیبی و ارانو شکل گرفته است و بنیانگذار بانکداری و ربا خواری در خاندان اگیبی بابل شخصی با نام یعقوب و این خاندان یهودی بوده اند.  jnes 1944-38-42 cf.w.h.dubberdtein ,Assyrian,Babylonian) chrondogy)

      شما بهتر از من رسم این وام، که خیلی قبل از کوروش کبیردر بابل روا بوده است را می دانید. می دانید که در ازای پولی که قرض می دادند شخصی را نگه می داشتند که اگر کسی که وام گرفته است پول را پس نیاورد او را به عنوان برده به جای پول از میان رفته بفروشند.

      شما بهتر از من می دانید که در بابل رسم بوده است که هر لوحی را با نام شاه زمانه آغاز کنند، چه حکم شاه و چه برگه بی اهمیت وام بانکی خاندان یهودی اگیپی با نام شاه آغاز می شود قبل از کوروش کبیر به نام نبوکد نصر رباخواری و برده گیری کرده اند پس از فتح بابل توسط کوروش کبیر با نام او. این چه ارتباطی با کوروش کبیر دارد؟.  این تنها نشانگر آن است که کوروش کبیر واقعا در روند زندگی، باور ها و ... کشورهای تسخیر شده دخالت نکرده است و مردمی که در حقیقت اسیران جنگی او بودند را آزاد گذاشته است تا به زندگی خود همان گونه که بوده است ادامه بدهند.

      شما بهتر از من می دانید که کوروش کبیر با سپردن جزئیات و کارهای عادی به گوبریاس در سال 538 بابل را ترک کرد و به همدان رفت. تصور دارید که پادشاهی که فاتح لیدی و بابل و ... بوده است ایستاده تا یک دختر بچه را در بابل به فاحشه خانه بفرستد؟

      شما بهتر از من می دانید که  تصویری که یونانیان از آخرین پادشاه بابل پیش چشم ما می گذارند همان مرد بی کفایتی را نشان می دهد که در شرف جشن سال نو با باده گساری های سربازان مست در داستان تسخیر بابل به دست کوروش کبیر که در نوشته های هرودوت و کسنفون پیدا می شود همان مست بازاری است که نویسنده دانیال به باز پس شب بلشوز نسبت داده است. حال بابلی و یهودی اسیر کوروش بوده و بی مورد از او تعریف کرده باشند یونانی که اسیر او نبوده است.

  چه می کنید؟ این چگونه نتیجه گیری و قضاوت از جانب شماست؟

     خطاب به آقای رضا مرادی غیاث آبادی

با احترام پرنیان حامد

 

سالگرد فرمان مشروطیت

سالگرد فرمان مشروطیت

14 امرداد 1391 خورشیدی،  106 سالگی صدور فرمان مشروطیت

      فرمان مشروطیت یکی از مهم ‌ترین سند های تاریخ ایران با خط خوش قوام‌السلطنه در کاخ نیاوران به تاریخ 14 امرداد ماه 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید.  در آنجا با امضای شاه بیمار،  برای نخستین بار بود،  که نه فرمان و لطف اعلیحضرت،  بلکه قانون معیار همه چیز شد،  و شخص شاه نیز تابع آن قرار گرفت. 

      در تجلیل و تحلیل از مشروطه بسیار گفته و نوشته اند،  من نیز در اینجا مطلبی در این باره دارم،  ولی اینکه در این زمینه چه می توان گفت،  که به کار امروز ایران و ایرانیان بیاید کاری سخت تر از بیان تاریخ و تحلیل آن زمان است،  به اعتقاد بسیاری مشروطیت نقطۀ عطف تاریخ معاصر ایران بوده است،  همان گونه که من نوشتم یکی از مهمترین گذر های تاریخی ایران بود،  یعنی عبور به بورژوازی و سرمایه داری بازار.  اما چگونه می توان از میراث قانون خواهی آن برای امروز ایران بهره برد،  و در نظر و عمل،  انقلاب مشروطیت در کجای دنیای امروز قرار دارد؟  آیا مشروطیت فقط سرآغاز عبور به سرمایه داری غربی بود؟  آیا آن نیز ترفند استعماری برای ایران و ایرانیان بود؟  چرا مشروطیت نتوانست روح خودش را به تمدن ایرانی حاکم کند؟  و بسیاری پرسش های دیگر.


عکس فرمان با خط خوش احمد خان قوام،   عکس شماره 2924.


   عکس نقاشی تاریخی کاری با آبرنگ و مداد از ناصرالدین شاه،  ناصرالدین شاه نخستین شاه ایرانی بود که به کشور های اروپایی سفر کرد.  او در سال 1253 شمسی در اولین مرحله سفر خود به اروپا از روسیه دیدن کرد.  در طول اقامت شاه در سن پترزبورگ، میخائیل زیچی نقاش سرشناس مجارستانی چندین نگاره از او خلق کرد،  که امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگه داری می شود.  این نقاشی آبرنگ و مداد،  ناصرالدین شاه را سوار بر اسب به تصویر کشیده است.  عکس شماره 2925.


   عکس پرتره قاجاری جمشید با شمایل هخامنشی،  این نگاره آبرنگ بر روی پارچه اثر نقاشی نا‌شناس در عصر قاجار است،  که جمشید پادشاه اساطیری ایران را به تصویر کشیده است.  نکته جالب این نگاره ظاهر و شمایل هخامنشی جمشید است.  در دوره قاجار به مانند دوره‌ های صفوی و حکومت سلجوقی،  پادشاهان ساسانی و نحوه کشور داری آنان الگوی شاهان قرار می‌گرفت،  و میراث ساسانی سنگ بنای هویت ایرانی را تشکیل می‌داد.  اما با نزدیک شدن به پایان سده نوزدهم میلادی،  توجه ایرانیان به تمدن هخامنشی معطوف گردید.  لباس، ظاهر و حالت جمشید در این نگاره از سنگ نگاره‌ های پارسه و دیگر آثار باقیمانده از عصر سلسله هخامنشی الهام گرفته شده است.  این اثر با طول سی و چهار و عرض بیست و یک سانتی متر امروزه در موزه ارمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود،  عکس شماره 2923.  با این نمونه تصویر،  دید ژرف و عمیق و گسترده ایرانیان در دوره های مختلف،  نسبت به تاریخ و گذشته شکوهمند و پویای خود،  کاملاً پیداست،  امروزه عده ای کوته فکر بظاهر سرشناس،  بتازگی به جمع عوامل و چهره های استعمار پیوسته اند،  و مذبوحانه سعی در کوچک شمردن و کوبیدن تاریخ ایران را دارند،  تا بلکه استعمار و امپریالیسم بخیال خام و پوچ،  بتواند به خواسته خودش یعنی نابودی ایران و ایرانی،  که پندار پلید تاریخی دشمنان ایران است برسد.  ولی جوانان باهوش و فهمیده ایران،  چون همه تاریخ با این دشمنان مقابله می کنند،  و آنها را مانند تمام امثالشان از تاریخ و سرگذشت ایران حذف می کنند.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir