پرسش و پاسخ ویژه 44

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   پرسش 1408:  شما بر این نظر هستید که مورخین یونانی سرگذشت الکساندر و اسکندر را قاطی نوشته اند. در اثار الباقیه در ذکر پادشاهان ایران و کلده بنا به قول اهل مغرب نام اخرین شاه هخامنشی را دارا بن دارا بن دارا نامیده و بنا به قول دیگر درا بن ارسیس. ایا غربی ها بر این عقیده بوده اند که داریوش همان دارا بوده که اخرین شاه هخامنشی را دارا نوشته اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ابوریحان بیرونی رسما بالای همین جدول نوشته این جدول غلط است و چنین نبوده است، (سخنان او بر همین وبلاگ عینا نوشته شد).  داریوش سوم هم پسر داریوش پسر داریوش نبوده است. داریوش سوم همچنین  پسر اردشیر سوم نبوده است.  بنابر این همانگونه که ابوریحان بیرونی اخطار داده است اهل مغرب تاریخ ما را به هم ریخته اند.

   پرسش 1408:  آیا به این خاطر هم بوده که مورخین یونانی ها وقتی گرفتند سرنوشت اسکندر مادی را به الکساندر مسادونی گره زدند. انوقت دارا را داریوش کردند؟ (در حالی که دارا داریوش نیست). مثلا سرنوشت کشتن 2 یار همیشگی دارا که مهیار و جانوسیار بوده اند . دقیقا در الکساندر نامه ها نیز امده و الکساندر 2 نفر از خواجه های یا یاران داریوش سوم که از پشت سر وی را کشتند. الکساندر نیز ان دو را کشت!! این شباهات در داستان های اسکندر و الکساندر شانسی شبیه هم نیستند. لابد یکی از روی یکی دیگر نوشته شده است. ایا یونانیان از روی داستان های اسکندر و جنگ وی با دارا گرفتند سرنوشت قهرمانشان را به اسکندر گره زدند یا بلعکس ایرانیان گرفتند سرنوشت الکساندر را به ایرانیان نسبت دادند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ایرانی چیزی را به چیزی گره نزده است.  رسما در تاریخ ما آمده است 320 ق.م کهرم (کی هروم) از نژاد یونی پسر خزراسپ یا ارج اسپ  به ایران حمله کرد قصر شاه را سوزاند دخترهای او را به اسارت گرفت تا هندیجان ایران رفت، او را گرفتند و کشتند. در همین تاریخ ها 266 سال بعد نوشته اسکندر و سرگذشت دیگری از او گفته است. یونانی برداشته مرگ کهرم را فاکتور گرفته به علت شباهت لقب آنها یعنی کی هروم فتوحات اسکندر را به الکساندر نسبت داده است و متاسفانه ایرانیان از زمان ساسانی به علت سیاست و تا به امروز به علت مرور زمان هیچ اعتراضی نکرده اند.

   هر لغتی را که دیدند بی مورد گفتند اهان این همان است که یونانی گفته است و تفسیر کردند و کردند و کردند .....

   ادامه پرسش:  مثال دیگر قضیه ی ارسطو است که برخی از نصایح ان در تواریخ اسلامی مانند دینوری نفوذ کرده! ارسطو نمیتواند استاد اسکندر ایرانی باشد.

   پاسخ پرنیان حامد:  و یک نمونه این تفسیرها نام او در ارادیف نامه ای که به راحتی می توان آن را هزار جور خواند و به تفسیر کرد اما می گویند خیر همان الکساندری است که یونانی گفته است. نمونه هایی از بررسی این نام را بر وبلاگ آوردم که باز برای شما اینجا کپی می کنم:

   دو حرف اول آن را به جای (ا ل) برای شما (خ ر) بخوانم و آن را به خرو (خریدرو) اوستا = دیو خشم = خشم خونین درفش (ائشم خرویدرو) از سپاهبدان اهریمن  تفسیر کنم و قسمت دوم نام را نیز به زناشویی خشم و منوشک نسبت بدهم که از این زناشویی گروه فره کاستان (کوخرید) اهریمنی زاده شدند و برای شما از زند و هومن یسن سند بیاورم که منظور این گروهند:  آن از آهن الوده فرمانروایی بیدادانه ژولیده مو از تخم خشم باشد. ... دیوان ژولیده موی از تخم خشم آن بد تخمان از گسته خراسان به ایرانشهر بریزند. .... فرمانروایی از این خشم تخمگان (ترکان چرمین کمر در نسخه پازند) به شیداسپان کرسیاک ارومایی  دروج در ده سلمان (دیلمان) رسد ....

   یا تفسیر را کنار بگذارم و لغت را مستقیم به صورت:

   ارد ش ا خ ی ل = ار ت ش ا خ ی ل = ارتشاخ یل بخوانم و سپس در شجره نامه اشکانیان بلعمی – طبری:     اشک پسر حره پسر رسستان پسر ارتشاخ پسر هرمز پسر ساهم پسر روان پسر اسفندیار نام او را بیابم و به یاد داشته باشم که: ساسانیان, اشکانیان را نتیجه تدبیر خائنانه اشک (برادر ساسان) دانسته اند و قسم خورده انتقام بودند و بنابراین اسکندر را اشک ارتشاخ برادر ساسان از نوادگان بهمن معرفی کنم.

   یا اگر بدون یونانی و مورخین آن هیچ سندی از کشور خودمان پذیرفته نیست! آن را به صورت:

   اراکساندر بخوانم و آن را به رود آراکس هرودوت = ارس  نسبت بدهم و به اراکس  اندر تفسیر کنم که با ارومی (ارومی + یه = محل زندگی ارومی ها)  نیز همخوانی داشته باشد؟

    نمونه دیگر آن همین ارسطو خواننده عزیز دیگری نیز این سوال را مطرح کردند که برای شما کپی می کنم:

   گرامی همه این نامها به حدس ترجمه شدند گفتند اسکندر در متون پهلوی باید همان الکساندر یونانی باشد پس ارسطاطالیس همان اریسطوکراس یونانی است حالا ارسطاطالیس کجا اریسطو کجا؟

   قدر مسلم بهترین راه برای جدا کردن این دو شخصیت این است که برای تاریخ ایران نیز به عنوان یک ایرانی جایی در مغزمان باز کنیم و این تاریخ را بدون مقایسه بخوانیم باور کنیم بعد ببینیم کجا را یونانی از تاریخ ایران بلند کرده است. ارسطاطالیس می شود ارش تاتالیس اریستو (ی) دارد!

   ببینید الان روی این سکه الکساندر علامت  ( Ξ ) علامت ایونی است. به گفته خود شما نیز بیشتر سکه های او در سوریه یافت شده است به گفته من هم این نام الس آندروس (شاه سوریه) است از نژاد یونی. نتیجه این است که خود الکساندر هم از سوریه بوده است. حال ایلیوس پدر اسکندر یک معلم یونی نژاد (اهل نینوا = عراقی) برای پسرش آورده که نام او مشابه اریستو یونانی ها بوده است. یا خود الکساندر سوریه ای شاگرد ارسطو یونی بوده؟ اصلا الکساندر شاگرد کسی بوده یا نبوده؟

    ببینید قدر مسلم آنچه روایت یونانی در مورد الکساندر نوشته شده بعد از واقعه اسکندر ایرانی بوده است. روی وبلاگ تاریخ زندگی تک تک آنها را آوردم پلوتارک، اریان ... همه بعد از 100 ق.م هستند و مورخ یونانی که سرگذشت الکساندر یونانی را 320 ق.م نوشته باشد نداریم.

   حالا یونانی به عمد قاطی نوشته یا یونانی کار خودش را کرده مفسرین ایرانی امروزی بی مورد قاطی کردند و  برای خودشان لغت ارکساندر ارادیف نامه را به الکساندر تفسیر و ترجمه کردند که ارسطاطالیس آن بشود ارسطوی یونانی که اصلا معلوم نیست معلم الکساندر سوریه ای بوده یا نبوده! همش تفسیر است همش تفسیر کردند برای خودشان.  دیده نوشته ارسطاطالیس گفته اهان همان ارسطوی یونانی است. کتاب صفحه 155 و 156 را باز کنید دقیقا بخوانید این سرزمین یونی از بین رفته ای که حکمای یونی (ایونی) در آن بوده اند که بلعمی و طبری دارند از آن سخن می گویند و این ارسطاطالیس از آنجا بوده است اصلا نه می تواند یونان باشد و نه ماسادنی این نینواست که از آن سخن می گویند ارسطاطالیس هم ارسطو نیست. اصلا معلوم نیست که الکساندر هم شاگرد ارسطو بوده باشد. یونانی نشسته دیده یکی رفت ایران را گرفت به تاریخش نگاه کرده دیده یک ایونی هم قبلا به طرف ایران رفته بود برداشته یک مزخرفی سرهم کرده دولت ساسانی و کشیش های کلیسا برداشتند پیراهن عثمانش کردند. امروز هم برای اینکه تاریخ و قدمت و فرهنگ ما را بکوبند که نفهمیم فاتح اروپا بوده ایم هی ترجمه اش می کنند و بزرگش می کنند.  برایمان فیلم می سازند تحویل می دهند. 

   ادامه پرسش:  راستی آن شجره نامه ای که بیرونی در مورد شاهان آشور نوشته از زیان بروسوس نبوده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  نمی دانم دوست گرامی ابوریحان بیرونی ماخذی برای آن ننوشته است.

   ادامه پرسش:  یونانیان عادت داشته اند که نام های غریبه را به لهجه ی یونانی مینوشتند و برای همین است که در ان شجره نامه نام های شاهان اشوری پسوند وس دارد . چرا نام های مثل اشور بانی پال در ان شجره نامه نیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  اگر ماخد شجره نامه یونانی باشد حق با شماست همانگونه که گفتم ابوریحان بیرونی ماخذ نداده است که بتوانیم قضاوت کنیم. تصور می کنم آشور+ بانی+ پال لقب است نه نام واقعی او. صفت پادشاهی مذهبی کشوری چون داری هوش و خشتریه و ....

   پرسش 1410:  آیا اوانویسی کتیبه کرچه میش به زبان یونانی است؟ ترجمه اش چیست؟ با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  زبان یونانی در این زمان موجود نبوده است. این زبان مادر همین زبان یونانی است. ترجمه آن:  در این کتیبه ها از دلاوری ها و جنگ های خدایی سخن به میان است که صفات و کارهای زئوس را دارد و خدایان اطراف او نیز کپی بارگاه زئوس است.

   پرسش 1411:  ببخشید در تاریخ سنتی ایران نوشته که کیخسرو گرفت کرسیوز را با شکنجه کشت! اگر کرسیوز, کرسیوس شاه لیدیه باشه, در این صورت کیخسرو چه ربطی هوخشتره داره؟ در رویدادنامه نبونید - کوروش نوشته که کوروش پادشاه انشان از پایین اربیل گذشت و به سمت لی... ( لیدیه یا لیکیه) رفت, پادشاه آنجا را کشت و دارایی آن را گرفت ... به نظر شما این لی..., منظور لیدیه و پادشاه آن کرسوس نیست؟ ماجرای کرسیوز به کوروش بزرگ ربطی نداره؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کرسوس همان کرسیوز است. هوخشتره اینطرف لیدی را با خاک یکسان کرد سر این شاه را هم گذاشت توی تشت برید (حال هرودوت گفته کبابش کرد) از رودخانه گذشت رفت آن طرف لیدی را خراب کند آفتاب گرفت ترسید صلح کرد. هرودوت متاسفانه هوخشتره را با کوروش کبیری که نتیجه اش بوده است در هم کرده است.  می گوید سولون زمان کوروش کبیر بوده است.  این که نمی شود  100 سال فاصله سولون با کوروش است. اینهایی که هرودوت نوشته سولون با کرسوس زمان هوخشتره است به کوروش ربطی ندارد اون کرسوسی هم که تا زمان کمبوجیه زنده بوده این کرسوس نیست!

   کتیبه بابل که هیچ روی خود گزارش کوروش توی اکباتان نوشته پادشاه لیدی در جنگ کشته شد و لیدی فتح شد، تمام شد. نه کباب کرده است و نه به صلیب کشیده است و نه .... اون هرودوت بی کار نشسته 3000 کیلومتر دورتر هر کس هر چی گفته است برداشته سرهم کرده نوشته اصلا معلوم نیست کی به کیه! عزیز من تاریخ به این صافی دقیقی جلوی ماست چرا باورش نمی کنید به خدا زمان سولون هم با این تاریخ ایران درست تر است تا سرهم شده های هرودوت! کی خسرو هوخشتره ای است که سر کرسیوز (کرسوس) را توی تشت برید سولون دقیقا زمان هوخشتره بوده است.

   پرسش 1412:  در مورد روم نظرتان این است که این روم غیر از رومی است که ما در تاریخ ها می خوانیم و خلط مبحث شده. پرسش من این است اگر این پادشاهان روم مربوط به منطقه ای که امروزه ایتالیا خوانده می شوند نیستند، پس در این سرزمین چه کسانی حکومت می کرده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در اروپا تا زمان  رومیان یعنی حدود 100 ق.م نژاد سلت هایی زندگی می کردند که گوش های بزرگی داشتند و هر آنچه در اروپا یافت شده است مربوط به این گروه است. عکس و مجسمه یافت شده از آنان در کتاب و بر همین وبلاگ بار ها کپی شده است. کلیه بناهای میترایی و کلوسئوم و ... مربوط به بعد از میلاد است. آجری از قصر جولیو سزار یا اگوستوس که قبل از میلاد بوده اند را در رم امروزی به من نشان بدهید و بفرمایید دقیانوس چگونه هزارمین سال بن افکنی روم در ایتالیا را جشن گرفته است از این بن چرا یک آجر هم یافت نمی شود؟

   ادامه پرسش:  منظورم همان حدود ایتالیا است و ضمنا به طور حتم ما و اروپایی ها یک تاریخ را می خوانیم و همه برداشت یکسانی از روم داریم حال ما تاریخ خود را به علت حجم زیاد و شباهت های بسیار قاطی کرده ایم و به اشتباه به اروپایی ها (رومی ها) نسبت داده ایم اما آنها چه چیزی را با هم اشتباه گرفته اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ و قدمتی که نداشتند از تاریخ ایران بر داشته به نام خود رغم زده اند کسی هم اعتراضی نداشته است تا امروز.  تکرار می کنم دولت ساسانی به علت تنفری که از اشکانیان داشتند حتی آثار آنان را نیز نیست و نابود کردند و کلیساهای اروپا با این سیاست از زیر قید حاکمان ایرانی بیرون آمده اند.  آنچه از آن در این راه تا به امروز سود برده اند عقب نشینی آرام آرام  رومیان مدائن بر اثر جنگ به سوی اروپا بوده است. اروپایی که اسکندر فتح کرده بود و پس از او 300 سال یعنی درست تا پایان حکومت اشکانی در ایران مستعمره رومی های مادنژاد مدائن و پس از آن ترکیه نشین ایرانی بوده است.

   ادامه پرسش:  پادشاهان ما را از آن خود می دانند پس چه کسانی بر آن ها حکومت می کرده اند که نامشان را هم نمی دانند. شاید هم عددی نبوده اند و ما بی خودی تمدن روم را به آن ها نسبت می دهیم.

   پاسخ پرنیان حامد:  تمدنی نداشتند،  خطی نداشتند که مکتوب کنند،  تمدن روم از آن اروپا نیست.  این تمدن به ناگاه وارد این منطقه شده است. فلسفه از طریق 20 دزد دریایی و 100 سرباز رومی هم باز سخن خنده داری است که به خورد جهانیان می دهند.

   نظر و پرسش 1413:  باعث افتخاره كه در ايران هنوز كساني هستند كه به اين كشور عشق بورزند و دلشان براي ايران بتپد.... وقتي نوشته هاي زيباي شما رو مي خواندم در چشمان ام اشك موج مي زد... اين تاريخ نگاران تازي باعث مي شوند كه ما پيوندمان با گذشته از هم گسسته شود. خواهشمندم متن ها جديدتان را براي بنده ارسال بفرماييد.

   یادمه یه بار گفتین چین در ادبیات ایران همون کشور چین الان نیست.اگه اشتباه نکنم تو شاهنامه هژیر رستم رو یه پهلوون چینی معرفی میکنه، با توجه به نزدیکی جغرافیایی ایران به کشور چین کنونی به نظرتون سهراب نباید فرق یه ایرانی و یه چینی رو متوجه بشه؟ یا اینکه این هم دلیلیه بر این موضوع که چین منطقه ای از ایران بوده؟ میدونم به موضوع ربطی نداره ولی خواهشا بررسی کنین.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما سخن شما به کتاب کاملا مربوط است.  با سپاس از ریز نگری شما و ارائه سندی دیگر: چین استان تاریخ ایران  کشور چین امروزی نیست دامنه  غربی کوه ابر + سین = زاگرس امروزی است،  (اسناد این مدعا در کتاب است).

   نظر و پرسش 1414:  جناب آقای انوش راوید با عرض خسته نباشید در مورد حرفاتون باید بگم که شما می گویید که کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه هیچ مدرک و سندی ارایه نشده چرا شما از این کتاب در مورد حكومت اشکانیان، اشک بن اشکان نام برده شده رو استفاده میکنید سوالی دیگر که میخواهم بپرسم این است که آیا کتاب اوستا آتش گرفته یا نه چرا موبدان زردشتی از این حمله اسکندر مقدونی تخت جمشید سخن میگویند؟

   انوش راوید:  چنین چیزی درباره کتاب آثارالباقیه نگفته ام، از کجا خوانده اید لینک آنرا بنویسید؛ شنیده ام از قول من مطالب و پرتوپلا در وبلاگی نوشته اند، تمام کتاب های تاریخی دارای ارزش خاص خودشان هستند، و از آنها بهره می گیریم.

   پاسخ پرنیان حامد:  مزدیسنای اوستا دو بار در ایران توسط طرفداران دیویسنا (مهریان) به آتش کشیده شده است بار اول توسط کهرم (کی هروم) پسر ارجاسپ یونی نژاد آشوری سوریه نشین،  در قصر گشتاسپ در آذربایجان که این کهرم همان الکساندر مورخین یونانی است. بار دوم توسط اسکندر ماد نژاد مهر ایین از نوادگان گیو و گودرز در تخت جمشید. دیو dieu نام دیگر گیو و دیویسنا آیین جمشید و فریدون است. در کتب به جامانده از زمان ساسانی او را اسکندر ارومی (هرومی –خرومی) نوشتند نامی از مقدونی نیست. برای اطلاع بیشتر از این اختلاف نژادی (پارس و ماد) و اختلاف فرقه ای ( مزدایی و میترایی) در آیین زردشتی به کتاب رجوع بفرمایید. کتاب آثار الباقیه یکی از گنج هایی است که برایمان به یادگار  باقی مانده است. روحش شاد ابوریحان بیرونی این دانشمند گرامی کشورمان. در حفظ این گنج به جا مانده بکوشیم

   پرسش 1415:  سلام دوست گرامی...  یک مورد جالب پیدا کردم ، نیاز به اظهار نظر اهل فن دارد......به نظرم زبان اردو ساخته و پرداخته استعمار باشد. هیچ سند و داکیومنتی از آن قبل از تصرف هندوستان توسط انگلیس ندیدم.میدانید که قبل از استیلای انگلیس زبان هندوستان فارسی بود. برای فاصله انداختن بین هند و سایر فارسی زبانان ، اردو را ساخته و پرداخته نمودند.چگونه ؟ نمیدانم.به هر حال نیاز به قضاوت و بررسی یک نفر اهل فن دارد .متشکرم

   انوش راوید:  زبان اردو سابقه تاریخی دارد،  در زمانی که پارسیان در هندوستان حکومت داشتند و به پادشاهی مغول هند معروف شدند،  زبان پارسی زبان رسمی و درباری سرزمین هندوستان بود.  از دوران سلسله هخامنشی نام کشور هندوستان را هنداستان گفتند،  زیرا از نظر آب و هوایی مانند هنداستان یا خوزستان کنونی بود.

     درباره زبان اردو و سابقه تاریخی،  آن با آقای سید صادق حسینی اشکوری در مجمع ذخایر اسلامی واقع در شهر قم خیابان آذر کوی 23 پلاک یک تلفن 02517713740 تماس بگیرید.

    لازم به یاد آوری است،  در قرن 19 و نیمه اول 20،  وقتی دولت بریتانیا برای کشورها مرز های جغرافیای سیاسی تعیین می کرد،  همان زمان هم زبان رسمی کشورها را تعیین می کرد،  و این زبانها را بگونه ای انتخاب می کردند،  که ملتها در زبان های مختلف به یک اندازه جمعیت داشته باشند،  و بتوانند آنها را به نوعی رو در روی یکدیگر قرار دهند،  کلاً ترفند های استعماری را بکار می بردند.

 

   عکس بخشی از فهرست نامه های کتاب های خطی بزبان اردو در کشور های هندوستان و پاکستان و ایران،  عکس شماره 5701.

   پرسش 1416:  در مورد بن افکنی روم که تقریبا با ملوک الطوایفی هوخشتره اغاز شده, سال 890 رومی برابر با 137 میلادی بوده است که اختلاف ان 753 سال است! یعنی 735 سال قبل از میلاد مسیح , روم وجود داشته! جالب است!

   پرنیان حامد:  521-558 ق.م به حساب اسناد کتاب اسکندر تاریخ ... 753 شما حساب تاریخی است که به استناد مدارک کتاب 226 سال را باید از آن کم کنید. به هر تقدیر دقیانوس رومی جشن هزارمین سال بنیاد روم را جشن گرفته است که تاریخ آن را مکتوب کرده است.  سوال این است که قصر و بنیاد این روم کجای رم در ایتالیا است که یک آجر نیز از آن یافت نشده است؟ لابد باز هم آتشفشان و زلزله پاسخ ما خواهد بود!

   نظر 1417:  کار خیلی قشنگی کردید هم در مورد دلاور مردان ورزش ایران و هم در مورد کوروش بزرگ. آقای غیاث آبادی نیز خواهد خواند!!

   پرنیان حامد:  درود بر شما با سپاس از شما ، شما بخوانید و بدانید و خود قضاوت کنید و هر سند دیگری خواستید بفرمایید تقدیم کنم، برای من کافی است. ایشان نیز مایل هستند بخوانند و کلاهشان را خود قاضی کنند.

کوروش کبیر

   خوانندگان گرامی

      با وجود احترامی که برای کلیه اساتید کشورم قائل هستم،  با احترام گله دارم از آقای رضا مرادی غیاث آبادی از ارائه اسناد نیمه برای رد انسانیت کوروش کبیر هخامنشی افتخار ملی ایران.

      کوروش کبیر نه خدا است و نه پیامبر . اما اولین پادشاهی است که با آزاد گذاشتن مذاهب، نکشتن اسیران جنگی و ... حقوق بشر را برای اولین بار در تاریخ  تا حدودی رعایت کرده است. از این جهت او را بنیان گذار حقوق بشر در جهان نام نهادند که افتخار ملی کشور ما ایران است.

       با ارائه اسنادی نیمه و بدون توضیح منطقی چرا این افتخار را اینگونه پایمال می فرمایند؟

      ایشان در این راه سندی از بابل را به میان آورده اند که حاوی حکم بردگی دختر بچه ای توسط خاندان اگیبی به علت عدم پرداخت وام توسط پدر او بوده است،  که با سربرگ کوروش کبیر به عنوان پادشاه منطقه نوشته شده است. سپس این آقا کوروش کبیر را متهم به ربا خواری و برده داری و بهره وری جنسی از این دختر بچه کرده اند ! همچنین ایشان از آخرین پادشاه بابل بت بی گناهی ساختند که با هیچکدام از مدارکی که در دست داریم هم خوانی ندارد، تا بتوانند کوروش کبیر را راهزن خونخواری جلوه دهند.

   آقای غیاث آبادی از شما گله دارم

      شما بهتر از من می دانید که رباخواری و بانکداری از زمان پادشاهی کاندالانو (48-626 ) در بابل توسط دو خاندان اگیبی و ارانو شکل گرفته است و بنیانگذار بانکداری و ربا خواری در خاندان اگیبی بابل شخصی با نام یعقوب و این خاندان یهودی بوده اند.  jnes 1944-38-42 cf.w.h.dubberdtein ,Assyrian,Babylonian) chrondogy)

      شما بهتر از من رسم این وام، که خیلی قبل از کوروش کبیردر بابل روا بوده است را می دانید. می دانید که در ازای پولی که قرض می دادند شخصی را نگه می داشتند که اگر کسی که وام گرفته است پول را پس نیاورد او را به عنوان برده به جای پول از میان رفته بفروشند.

      شما بهتر از من می دانید که در بابل رسم بوده است که هر لوحی را با نام شاه زمانه آغاز کنند، چه حکم شاه و چه برگه بی اهمیت وام بانکی خاندان یهودی اگیپی با نام شاه آغاز می شود قبل از کوروش کبیر به نام نبوکد نصر رباخواری و برده گیری کرده اند پس از فتح بابل توسط کوروش کبیر با نام او. این چه ارتباطی با کوروش کبیر دارد؟.  این تنها نشانگر آن است که کوروش کبیر واقعا در روند زندگی، باور ها و ... کشورهای تسخیر شده دخالت نکرده است و مردمی که در حقیقت اسیران جنگی او بودند را آزاد گذاشته است تا به زندگی خود همان گونه که بوده است ادامه بدهند.

      شما بهتر از من می دانید که کوروش کبیر با سپردن جزئیات و کارهای عادی به گوبریاس در سال 538 بابل را ترک کرد و به همدان رفت. تصور دارید که پادشاهی که فاتح لیدی و بابل و ... بوده است ایستاده تا یک دختر بچه را در بابل به فاحشه خانه بفرستد؟

      شما بهتر از من می دانید که  تصویری که یونانیان از آخرین پادشاه بابل پیش چشم ما می گذارند همان مرد بی کفایتی را نشان می دهد که در شرف جشن سال نو با باده گساری های سربازان مست در داستان تسخیر بابل به دست کوروش کبیر که در نوشته های هرودوت و کسنفون پیدا می شود همان مست بازاری است که نویسنده دانیال به باز پس شب بلشوز نسبت داده است. حال بابلی و یهودی اسیر کوروش بوده و بی مورد از او تعریف کرده باشند یونانی که اسیر او نبوده است.

  چه می کنید؟ این چگونه نتیجه گیری و قضاوت از جانب شماست؟

     خطاب به آقای رضا مرادی غیاث آبادی

با احترام پرنیان حامد