تخت جمشید
با سلام حضور خوانندگان گرامی
در باب تخت جمشید این افتخار باستانی کشورمان سخن فراوان است. از آنجا که در زمان حکومت محمد رضا پهلوی این بنا به اشتباه با عنوان پایتخت شاهان هخامنشی تشخیص داده شد امروز در این کشور شاهد فرضیه هایی هستیم که از این اشتباه سوء تفسیر و حقیقت وجود خاندان هخامنشی را زیر سوال می برند. لذا وظیفه خود می دانم در این خصوص آنچه می دانم بازگو و اسناد ان را در چند پست در اختیار نیک اندیشان کشورم قرار دهم، باشد که به یاری یکدیگر تمدن، تاریخ و فرهنگ کشورمان را از این سر درگمی و تحریفات برهانیم.
ــ سخن اصلی آن است که آیا تخت جمشید پایتخت شاهان هخامنشی بود و یا تنها محلی مقدس برای زیارت و جشنها بوده است؟
آنچه در این خصوص تا به امروز بیان شده است:
قرنها تخت جمشید (پرسپولیس – پارسه کد) به عنوان پایتخت هخامنشیان شناخته شده است. اگر امروز کسی بگوید آن بنا معبد و پایگاه مهر (خور) بوده و نه تختگاه شاهان, پذیرش آن آسان نیست. (احمد توکلی)
هر شهری نیاز به آب دارد. پایتخت بزرگترین کشور باستانی نیاز به آب زیادی داشته است. پسآب رود کوچک سیوند, آّب برای سیراب کردن تخت جمشید نداشته. آب رود کر هم به تخت جمشید سوار نمی شده است. کم آبی تخت جمشید به اندازه ای بوده که برای آشامیدن و شستن از چاه آب می کشیدند و این چاه در دامنه کوه رحمت است. همچنین برای انبار کردن آب استخری در 57 متری جنوب تالار دوازده ستونی ساخته بودند. در جایی که آب نبوده نمی شده برای بزرگترین کشور باستانی پایتخت ساخت. جایی که شهر نبوده, پایتخت هم نبوده و ارگ هم نداشته که دور آن دیوار باشد. اینها را الکساندر نامه نویسان که از درون ایران به ویژه تخت جمشید کمترین اگاهی نداشتند دروغنویسی کرده اند که پیروزی الکساندر و سپاهش را بزرگ کنند. در 50 سال گذشته که کاوشهای زیادی در تخت جمشید شده, کمترین نشانه ای از ویرانی و به آتش کشیده شدن آن توسط الکساندر به دست نیامده است. (احمد حامی)
آنچه در مورد این بنا در اسناد تاریخی مکتوب است:
آنچه در مکتوبات مورخین یونانی که تا حدود 100 ق.م بیان شده است به وضوح نشان می دهد که سه نشیمنگاه پادشاهان هخامنشی: بابل، همدان و شوش بوده است، هیچکدام از این مورخین سخنی از تخت جمشید (پارسه کد ،پرسپولیس) با عنوان پایتخت این شاهان به میان نیاورده اند.
در اسنادی که از بابل، فنقیه و مصر به دست آمده است هیچ اشاره ای به تخت جمشید (پارسه کد، پرسپولیس) با عنوان پایتخت هخامنشی نشده است.
در نوشته های یهودیان نیز سه پایتخت شاهان پارس به وضوح بابل، دژاکباتان و کاخ شوش است و هیچ سخنی از پارس کد با عنوان پایتخت این شاهان نیست.
لذا پایتخت بودن این مکان از دید تاریخ باستان نیز مورد تردید است و پذیرفتن گفته هایی که در زمان حفاری این بنا را به استناد سخنان مورخین یونانی پس از 100ق.م همان پایتختی دانستند که الکساندر سوزانده است به دور از هر منطق و عقل می باشد، فاصله زمانی این مورخین با خاندان هخامنشی بسیار زیاد و سخن مورخین همان زمان مستند تر می باشد.
تخت جمشید (پارسه کد، پرسپولیس) از اماکن مقدس در ایران باستان است که این مکان برای همه اجداد ما از جمله شاهان هخامنشی مقدس تر از پایتخت بوده است و این شاهان در مرمت، بازسازی و گسترش این مکان مقدس کوشش های فراوان کردند و بیشتر جشن های رسمی این شاهان در این مکان برگزار می شده است که مهمترین آنها به خاک سپردن شاه پیشین و تاجگذاری شاه جدید بوده است، اما این مکان هرگز پایتخت رسمی این شاهان و محل سکونت آنان نبوده است.
تخت جمشید تنها یک معبد کوچک میترایی از دوران سومری و ایلامی بوده که شاهان هخامنشی آن را مرمت کرده و گسترش دادند و برای اجرای مراسم مذهبی، و جشن های بزرگ چون نوروز به این مکان می رفتند، محل قبرهای این شاهان در اطراف آن نیز گواهی بر این مدعا می باشد.
انتخاب محل احداث آن در دامنه کوه رحمت (مهر- میترا) به جهت احترامی بوده است که مردم به این کوه داشته اند زیرا مردم باور داشتند زایش میترا از درون کوه بوده است. به همین خاطرهخامنشیان مرده هایشان را در دامنه کوه نقش رستم و کوه رحمت دفن می کردند (شریعت زاده)
قبر های شاهان هخامنشی در نقش رستم به شکل چلیپای (صلیب) مهریان است همچنین لغت مشهد مرغاب به پارسی مشهد مرگ آبه خوانده می شود مهرآبه به معنی معبد مهر است آیا مرگ آبه به معنی معبد مردگان = قبرستان نیست؟
تخت جمشید معبد مقدس باستانی مهریان بوده است. مکانهای مقدس در جهان همیشه نا تمام هستند چرا که هر حاکمی در این مکانها از خود یادگاری به جای می گذارد و در وسعت آن می کوشد.
داریوش می تواند برای انتخاب این جایگاه و نقشه کلی آن به خود ببالد ساختمان های عمده را او آغاز کرد ولی به انجام رساندن آنها را به پسرش واگذاشت. خشایارشا سازنده بزرگ تخت جمشید است و دگرگونیهای مهم در طرح ساده اولیه آن به او بر می گردد. ولی نقشه های او بسیار جاه طلبانه بود. در سالهای آخرش کار بسیار آهسته پیش می رفت و پیش از آنکه تالار صد ستون به انجام برسد در گذشت.
(اردشیر اول نوشته های تخت جمشید درop .cit.nos.20-22 hertzfeld و در weisbach . op .cit.pp.120-121 )
و پاسخ به سوالاتی از این قبیل:
آیا این بنای نیمه کاره جایی برای جشن نوروز است؟
1. جشن و آیین مذهبی اصلا نیاز به بنا ندارد که کامل باشد یا نباشد!
2. اینجا پایتخت نیست اینجا مکان مذهبی است که شاهان هخامنشی در ان یادگارهای بسیار زیبا برای ما به جای گذاشتند. خشایارشا در کاخ آماده پدرش این مراسم را اجرا می کرد اردشیر از وسعت بیشتری برخوردار بود و ......
<><><><><><><><><><><>
آیا تخت جمشید (پارسه کد ، پرسپولیس) سوخته است؟ آخرین اسنادی که حاکی بر پابرجایی این بناست کدامند و چه زمانی را نشان می دهد؟
تشخیص سوختگی در یک بنا نیاز به علم سنگ شناسی و خاک شناسی دارد. استاد مسلم این علوم در کشور مان که بدون وابستگی سخنانی در این باب برای ما به یادگار گذاشته اند مرحوم دکتر احمد حامی بودند که سوختگی این بنا را به استناد علوم ذکر شده مردود اعلام کردند:
به گفته های استاد احمد حامی در این مورد رجوع میکنیم:
تخت جمشید هیچگاه در آتش نسوخته است زیرا:
تخت جمشید روی سنگ آهک و با سنگ آهک ساخته شده است
سنگ آهک خالص, کربنات کلسیم caco3 است که در فشار یک جو,در گرمای 894,4 درجه با گرفتن cl/g 391 گرما, میپزد و به 44,05 درصد co2 و 56,07 درصد cao تجزیه می شود. گاز co2 به هوا می رود و آهک زنده Cao می ماند.
آهک زنده Cao , با آب ترکیب آهک شکفته ca(oH)2 میدهد و cl/g 280 گرما آزاد می شود. آب , آهک شکفته را میشوید و با آن , آب آهک درست می کند و روان میگردد.
اگر تخت جمشید در آتش سوخته بود باید سنگهای بالاتنه آن در شعله های آتش و سنگ های کف آن زیر جسم های سوزان فروریخته, کمی پخته باشد آب باران و برف با پوسته آهک پخته ترکیب آهک شکفته داده باشد و آن را شسته باشد. سنگهایی را که از زیر خاک بیرون اورده اند بویژه سنگهای کف همگی سالمند و لبه شان تیز و کنده گری شان مانند روز نخست به جا مانده است این می رساند که تخت جمشید نسوخته و سطح سنگهای آهکی ان نپخته است و ترکیبی از آب باران و شسته شدن آن نیز موجود نمی باشد. (استاد احمد حامی)
<><><><><><><><><><><>
... و قدر مسلم نیاز به اسنادی داریم که بدانیم تخت جمشید تا چه زمانی پا بر جا بوده است و در آن آیین مذهبی اجرا می شده است.
در تاریخ می خوانیم که ساسانیان نیز در این محل مقدس مراسم مذهبی اجرا می کردند. دو کتیبه ساسانی بر دیواره جنوبی کاخ تچر بازگو کننده این حقیقت است که تخت جمشید در زمان مکتوب شدن این کتیبه ها قابل رویت بود و پا بر جا بوده است. کتیبه شاهپور سکانشاه، تخت جمشید دیواره جنوبی کاخ تچر، زبان پهلوی:
در ماه اسفند در سال دوم، مزدیسن بغ شاهپور شاهان شاه ایران و انیران که چهر از ایزدان، در آن زمان که شاهپور سکانشاه، هند سکستان و توران تا کنار دریا، پسر مزدیسن بغ هرمزد، شاهان شاه ایران و انیران که چهر از ایزدان، در دربار ایشان بغان نماز برد و به این راه به استخر، به سکستان شد به کرفگی به اینجا به صد ستون آمد او در این خانه می نان خورد. او را بهرام نخو هرمز اندرزبد سکستان و نرسه مغ پسر وراز، دین ریو مهران شهربان زرنگ و نرسه دبیر و دیگر ازادگان پارس و ازادگان سکستان و زرنگیان و فرستادگان همه کوست ها و سرداران همراه بودند. او بسیار شادی کرد. او آیین ایزدان کردگان فرمود کردن. او پدر و نیاکانش را آفرین کرد. او شاهپور شاهان شاه را آفرین کرد. او خویش را آفرین کرد. نیز آن کسی را آفرین کرد که این مان (خانه) کرد. ستایندگان ایزد را.
در این کتیبه می خوانیم که به زمان شاهپور (حدود نیمه ی اول سده سوم میلادی) این گروه در تخت جمشید و در کاخ صد ستون جشنی بزرگ بر پا کردند در آن جایگاه می و نان خوردند و آیین سازندگان این مکان را اجرا کردند! الکساندر کجا را سوزانده است؟ افرادی که سخن جعلی بودن تخت جمشید را به میان کشیده اند چه توضیحی در باب این کتیبه دارند؟ هخامنشیان رویاست، ساسانیان چطور؟
همچنین به نظر می آید کتیبه دوم که بر همین دیوار حکاکی شده است و کتیبه سلوک فرستاده و بازرس همان شاه است که 16 سال بعد حک شده است خبر از ساختمان و یادگاری از ساسانیان در این مکان به همراه دارد او می نویسد:
... و آنچه که کرده باشد برای ایزدان و شاهپور شاهان شاه خوب به نظر برسد و من بنده نیز کرده بکنم برای ایزدان و ....
این بازرس مشغول سرکشی به ساختمانی است که شاهپور دستور ساخت آن را شانزده سال پیش در این مکان مقدس داده است و خود نیز به یادگار مشغول ساختن چیزی است!
...............................................................
همانگونه که مشاهده می شود نیمه کاره بودن قسمتهایی از این مکان مقدس می تواند به علل مختلف از جمله مرگ خشایارشا و بی حوصلگی بازماندگان در اتمام آن و یا حتی اضافه شدن قسمتهایی نا تمام توسط شاهان سلسله های بعدی از جمله ساسانیان باشد و این سند و دلیل مردود دانستن حکومت هخامنشی و ساختگی بودن این سلسله در تاریخ کشورمان نیست.
...............................................................
تقاضایی نیز از ملت ایران داشتم :
برای رد این خاندان و صحت این بنا به شما اسنادی ارائه می شود که در نگاه اول منطقی و مستند به نظر می آید از شما تقاضا دارم به این اسناد بیشتر دقت کنید این اسناد وزن علمی ندارد و تنها بازی عوام فریبانه است نمونه ای از آنها:
برداشت از http://www.tabnak.ir/fa/news تصویر شماره 4:

تصویر شماره 4، گورستانهای عیلامی نزدیک تخت جمشید را نشان میدهد که به همت جاعلین دانشگاه شیکاگو برای از بین بردن آثاری که به هخامنشی سازی آنها و مبنا قرار دادن کورش و داریوش برای تاریخ ایران لطمه میرساند، محو شده است.
پرنیان حامد: اگر این اجساد نابود شده اند از کجا می دانید که ایلامی بودند ؟ عوام را می فریبید ؟
برداشت از http://www.tabnak.ir/fa/news تصویر شماره 1:

چنانکه به روشنی مشخص است، در حفاریهای دانشگاه شیکاگو، یک بنای عظیم خشت و گلی نمایان شده و نشان میدهد این محوطه یک بنای عیلامی است که پیش از آغاز به کار ساخت بخشهای سنگی، قرنها فعال بوده و در زیگورات آن فعالیتهای مذهبی انجام میشده است.
پرنیان حامد: آنچه در تصویر دیده می شود به هیچ روی پایه های یک زیگوارت نیست . تصویر دهکده ای قدیمی و محلی را در حومه تخت جمشید نشان می دهد که محل زندگی روستاییان بوده است. در این تصویر تخت جمشید در دور دست دیده می شود و این روستا، نه زیر تخت جمشید است نه روی آن! سوال بالا نیز دوباره مطرح است. اگر دهکده از میان رفته است از کجا می دانید ایلامی بوده است؟ قدمت آن را از کجا می دانید؟ من بگوییم این دهکده در زمان همان سکانشاه ساسانی ساخته شده است می توانید سندی ارائه بدهید که اینگونه نیست؟
برداشت از http://www.tabnak.ir/fa/news تصویر شماره 30:

تصویر شماره 30، نمونههایی از تمدن آشور (مورخان آن را با بابل دنباله یکدیگر میدانند) را نشان میدهد که قرینههایی آشکار در تخت جمشید دارد. این مهم نشان میدهد که بنای تخت جمشید هویتی بابلی دارد و ارتباطی با داستانهای یهود ساخته مربوط به هخامنشان ندارد.
پرنیان حامد: بفرمایید خود آشور بانی پال و بابل این شیوه بنا سازی و لباس پوشیدن و تمدن را از کجا آوردند؟ زمانی که تمدن ایلام هزاران سال قبل از آشور بانی پال و بابل این سبک لباس پوشیدن، این سبک معماری و ... را نشان می دهد. موظف هستید بنویسید آشور بانی پالی که از ایلام دزدی کرده بود! نه هخامنشی که سبک اجداد خود را بازسازی کرده است! شما تنها عوام را می فریبید. زیگورات اور در جنوب بین النهرین چه ارتباطی به آشوریان در نینوا واقع در شمال بین النهرین دارد؟ آیا جدی از این به هم پیچیدن اسناد شرم نمی کنید؟
"این است نمونه این اسناد به اصطلاح علمی، هموطنان عزیزم هوشیار باشید"
با احترام پرنیان حامد

































