پرسش و پاسخ ویژه 68

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس آتشگاه زیارتگاه چکچک زرتشیان در استان یزد،  عکس شماره 4539.

   پرسش 1656:  درود،   اگر اسكندر مادى و ميترايى باشد و آيين مهرپرستى نيز در ميان مادها طرفداران بسيارى داشته خواهشمندم به چند سوال زير جواب دهيد:
  1 ــ  گيوماته مغ يك ماد زرتشتى بود و چند آتش كده نيز از خود برجاى گزاشته است.
  2 ــ  از ميان قيام كنندگان مادى بر عليه داريوش اول و نام يكى از شاهان ماد بوده. (فرورتش طبق ويكى پديا برابر با فره وشى و نامى زرتشتى است).
  3 ــ  آقاى اميرحسين خنجى اثبات نموده اند كه در زمان هوخشتره اوستا دوباره گردآورى شده است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  آیین اصلی ایران قبل از گشتاسپ (36 سال قبل از کوروش کبیر) از زمان جمشید زردشتی است.

....................................................

کدامین کس بود که تو دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودی،  جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کرد م و انگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم . پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم. (اوستا)

جمشید اولین زردشت (پیغمبر) اهوره (خدا) و  مهر دومین زردشت (پیغمبر) اهوره (خدا)  بوده است چرا که این فره از جمشید به شخصی با نام یا عنوان مهر می رسد این هر دو قبل از ظهور زردشت زمان گشتاسب می باشند و زردشت های دیگری هم در این میان بوده اند. اوستا کتابی که اکنون در دست ماست مجموعی از گفته های همه این زردشتان است و نه گفته های یک شخص به همین علت است که شرق شناسان نمی توانند زمان خاصی را برای تولد زردشت  مشخص کنند.

.......................................................

در زمان گشتاسپ شخصی خود را زردشت معرفی کرده و بر این آیین کهن زدشتی قوانین تازه گذاشته و این آیین را به دو فرقه مزدیسنا و دیو یسنا تقسیم کرده است.

.......................................................

مخالفان زردشت چنانکه در گاثاها می بینیم عبارت از پرستندگان دواهای (دیوها) آریایی بودند که در تشکیلات دینی خود رفتار بدی با گاو داشتند و با عصاره گیاه هوم مست می شدند. آنان به اقامه ی شعائر ایرانیان قدیم و خیلی ابتدایی ادامه می داند و طرفدار ائینی بودند که با نهایت وفاداری در سرزمینهای ایرانی موجود بودند. (کریستین سن)

.......................................................

زردشتیان  باستان (اهورا میترا )  آتش می پرستیدند و قدمت نامها از آنان می باشد. (برای اطلاع بیشتر به اسناد کتاب رجوع کنید)

 1. کئومات خود بردیا پسر کوروش است (به اسناد کتاب رجوع کنید) که آیین مهر را در ایران رواج می داد. آتشکده آذر برزین مهر مال مهریان است آتشکده سند رد مهری بودن آنان نیست.  گویند بردیا  در مدت کوتاه سلطنت خود در قوانین اجتماعی تعدیل هایی بوجود آورد مالیات را به مدت 3 سال به تمامی مردم بخشید, عوارض را لغو کرد,  مدت خدمت سربازان را در سپاه به آنان بخشید.  شیوه عقیدتی او بر پایه عدل و داد مهری بوده است.  بردیا را پایه گذار مسلک مزدک می دانند،  "همانطور که آب و آتش و زمین از آن همه است پس همه چیز باید مساوی باشد برای همه"  (به اسناد کتاب رجوع کنید چنانچه کتاب در دسترس شما نیست این قسمت کتاب در پست های اول همین وبلاگ عینا منعکس شده است بالا سمت راست ارشیو وبلاگ).

 2.  فراورتیش Fravartish " در ماد می گفت من خشتریه از دودمان هوخشتره هستم  سپاه ماد به سوی او رفتند  (فر= بزرگ, (مقام ایزدی)  اور= شهر اتیش یا اتیس) و یا (فروت= فرود شاهنامه) تبدیل شده است به فره و شی؟=  (فر= بزرگ مقام ایزدی , هو= خوب, اشی= اشا مقدسان) در اصل بحث تفاوتی ندارد این القاب از زمان جمشید هستند از روی این نامها نمی توانید نتیجه بگیرید متاسفانه قدمت آنان بیش از گشتاسپ است،  و به اهورا میترا باز می گردند. اما ویکی پدیا جدی شاهکار کرده است با این اطلاعات عجیبی که به مردم می دهد!

 3.  اوستا بارها و بار ها گرداوری شد خود زردشت زمان گشتاسپ هم فقط یک گرداورنده است.

  هو خشتریه (هوخشتره)  یا کیا کی سر (کیاکسار) همان هو سروه است که در زبان پهلوی تبدیل به (ه =خ) خوسروه و خسرو شده است،  او همان کی خسرو تاریخ ایران است. او نوه یکی از زردشت هاست قبل از زردشت زمان گشتاسپ و آیین او دیویسنا (مهری بوده است)

  بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند.

  در تاریخ ایران کی خسرو قبل از گشتاسپ است، پس آنچه هوخشتره جمع آوری کرده است  اوستای اصلی است که قبل از مزدیسنا رایج بوده است، به آن دیویسنا می گویند و آیین مهر است.

  جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کرد م و آنگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم.  پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.

هرکس که این سورای زرین و اشترای زرنشان را داشته زردشت (پیامبر) اهورا (خدا) بوده است اولی جمشید دومی مهر و .....   سرسلسله ماد و .... زردشت زمان گشتاسپ (که متاسفانه فرقه سازی کرد)

  به خشنودی اهورامزدا اشم و هو .... (3بار) من اقرار دارم که زردشتی و مزدا کیش هستم دین من آیین اهورا است و دشمن دیوها می باشم.

  کیش مشخص کرده است در میان مردم تفرقه انداخته است آیین زردشتی اصلی ایران را به هم زده است و در بازنویسی اوستا در زمان خودش مزدا را به اهورای اوستا اضافه کرده است مردم را قسم می دهد که دشمن آیین جمشید و فریدون باشند.

  آقای امیرحسین خنجی درست نوشتند مشکل  همانگونه که می بینید جای دیگر است بازنویسی اوستای کدام کیش در این زمان انجام شده است مزدیسنا یا دیو یسنا؟  پاینده باشید.

   پرسش 1657:  شما نوشته بودید که هخامنشیان دو گروه بودند ممکن است بیشتر توضیح دهید؟ اقای راوید لطفاً شما هم پاسخ دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  درباره کرنولوژی دوران هخامنشیان و اشکانیان،  بانوی گرامی پرنیان حامد بیشترین و بهترین مطالعه را دارند،  بنظر من بهتر از هر شخصی در این قرن می توانند در این زمینه پاسخگو باشند.  تحقیقات ایشان،  بیشتر مطالعات سنتی تاریخی ایرانی است که خیلی عالی است،  درصورتیکه دیگر عزیزان تاریخ نویس،  مطالعات کلاسیک و متدیک قرن 20 را دارند،  که کپی شده ترکیبی از نوشته های نویسندگان خارجی بویژه اروپایی و انگلیسی است،  و اشتباه  غلط و دروغ زیاد دارند.

      نوشته های من نظرات شخصی است،  که بر اساس بازدید های تاریخی،  گفتگو با پیران روستایی طی نیم قرن،  مطالعه کتابها،  دیدن فیلمها و مستندها،  و در نهایت تحلیل های شخصی است،  که سعی می کنم در آنها تمام زمینه های و فرمول های علمی و فاکتور های تاریخی و تاریخ اجتماعی را در نظر بگیرم.

      درباره پاسخ شما قبلاً در تعریف نام پارس نوشته ام،  که حدود 3000 سال پیش عده ای پرس یا پرسر،  که بعدها پارس و پارسا هم گفته شدند،  با دلایل تغییر دیدگاه مذهبی آنها،  از سی استان که به اشتباه سکستان گفته شده است،  به سرزمین انشان مهاجرت کردند،  انشان همان انسان است،  ان به معنی خلق و سان به معنی سین و چین و خورشید است،  که در جمع می شود خلق شده از خورشید و انرژی.  انسان یا انشان،  آدم هم گفته شده است،  آ حرف اول الفبا بعلاوه دم،  درباره دم در دام مغان یا دامغان توضیح نوشتم،  دم،  دم یا دام است،  که سر جمع آدم می شود بمعنی اولین دم دار.  این عده از پرسرها تپه ای در سرزمین انسان یا انشان،  را بعاریت گرفتند،  و معبدی ساخته و شروع به تبلیغ درباره مذهب خود کردند،  و بعد از چندی مورد قبول اهالی انسان یا انشان قرار گرفتند.  در طول تاریخ که بنام هخامنشیان،  یا دین برادری و برابری می دانیم،  عده ای از پادشاهان و سران از اصالت انشانی بودند،  و عده ای از اصالت پرسی مهاجر بودند.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آنچه در تاریخ ها مکتوب است و به آنها استناد می کنند:

   چش پش قلمرو خود را میان دو پسرش کوروش اول و آریارمن تقسیم کرد.  به استناد این تاریخها کوروش کبیر پسر کمبوجیه اول پسرکوروش اول پسرچش پش و داریوش اول پسر هیستاسپ پسر ارشام,  پسر آریارمن پسر چش پش است.

   شخصا به کلیه این تاریخها شک دارم چرا که مدارکی که به آن استناد می کنند دچار تناقض های زیادی می باشد. قدر مسلم آنچه از کتیبه های این پادشاهان به وضوح مشخص است داریوش اول هخامنشی و جانشینانش با کوروش کبیر ارتباط خانوادگی مستقیم ندارند، نه جایی مکتوب است که داریوش پسر اوست و نه جایی نوشته شده است برادر او و نه حتی پسر برادر اوست و نه ......

   نمونه های کوتاهی از مدارکی که تناقض دارند برای شما می آورم:

  1. بیستون ستون اول سطر 4 : داریوش شاه گوید هشت شاه از تخمه ام پیشتر شاهی را در اختیار داشتند من نهمین شاه هستم ......

 1. هخامنش 2.  چش پش 3.  کوروش اول (آریارمن) 4. کمبوجیه اول (ارشام ) 5. کوروش کبیر (هیستاسپ) 6. کمبوجیه 7.  داریوش اولی که خود را نهمین شاه دانسته است؟!

 2. لوحهای طلا در همدان که آنها را به آریارمن و ارشام اجداد داریوش نسبت می دهند:

  در مورد دو لوح آریارمن و ارشام در ایران نیز جای شک فراوان است.  از نظر زمانی (640-615 ق.م) این 25 سال حکومت هردوی آنان می باشد. اینکه در لوح خود را شاه شاهان معرفی کرده اند غیر منطقی است چون چش پش حکومت اصلی را به پسر بزرگ خود کورش اول واگذار کرده است و او می توانسته شاه شاهان باشد که او را هم کورش کبیر پادشاه انشان معرفی کرده است و از لقب شاه شاهان در این خاندان خبری نیست. پیدا شدن این دو لوح در همدان از عجایب است، همدان در زمان این دو شاه پایتخت مادها بوده است.

   به تضاد در دو کتیبه زیر دقت کنید:
  
لوح ارشام پسر آریارمن همدان لوح زرین: ارشام شاه  بزرگ شاهشاهان شاه در پارس و ماد پسر اریارمنه شاه هخامنش, .......

   لوح ارشیر سوم:

thiya \ puça \ Artaxšaçâ \ Darayavau š \ xšâyathiya \ puça \ Dârayavauš \ A rtaxšaçâ \ xšâyathiya \ puça \ Artaxša çâ \ Xšayâršâ \ xšâyathiya \ puça \ X šayâršâ \ Dârayavauš \ xšâyath iya \ puça \ Dârayavauš \ Vištâspa hyâ \ nâma \ puça \ Vištâspahyâ \ Aršâma \ nâma \ puça \ Haxâmaniši

I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid

   داریوش  شاه پسر مردی بود به نام هیستاسپ او پسر مردی بود به نام ارسام  با جمله لوح ارشام من شاهشاهان خیلی تفاوت دارد!

   در کتیبه اردشیر دوم نیز عینا همین است:

I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid.

........................................................

همانگونه که مشاهده می فرمایید تاریخی که برای ما نوشتند دارای تناقض های فراوانی است که در حال حاضر در ایران از این تناقض ها سوء استفاده و وجود کل خاندان هخامنشی را زیر سوال برده و بدین ترتیبب منکر افتخارات ملی کشورمان و شاهانی چون کوروش کبیر بنیانگزار حقوق بشر در جهان و ... می شوند لذا تصور می کنم با عنوان ایرانیان وطن دوست موظف هستیم بدون تعصب های بی جا هرچه سریع تر این تناقض ها را در تاریخ کشورمان مشخص و حقیقت آن را بیابیم. پاینده باشید
   پرسش 1658:  ميشه بگيد شما ايرانيا چجوري مسلمان شديد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  ممکنه بفرمایید نژاد عرب در عربستان امروزی قبل از زمان صفویه در ایران و دخالت دولت انگلیس کدام قبرستانی بودند و وسط اون بیابانها به چه زبانی حرف میزدند؟ مکه و عراق در زمان ساسانی جزو ایران محسوب می شده! حضرت ابراهیم هم متولد کردستان ایران است نه دین و نه نژاد این واقعه هیچ ارتباطی به عرب امروزی ندارد.  ایرانیان از دولت ساسانی عاجز بودند انقلاب بین خودشان بود که با دخالت یهود بمسیر متفاوت کشیده شد،  برای همین ما شیعه هستیم،  یهود زدگان سنی هیچکدام هم از نژاد عرب امروزی نبودند ارابی, عرب امروزی نیست و نبوده است. خودتان را با این جملات بی سرو ته خسته نکنید که به ما بگویید چهارتا عرب قبایلی عقب در تمدن دوران آمدند ایران را گرفتند که توی سر ایرانیان بزنید حرف بی منطق حد دارد  بدون کمک قدرتمندانه خود ایرانیان هیچ نیرویی نمی توانست دولت ساسانی را سرنگون کند.
   پاسخ انوش راوید:  عزیزان بارها نوشته ام اگر علاقه و تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی است،  این وبلاگ را پیگیری نمایید،  در قرن 21 زمان به هر دری زدن نیست،  و نباید وقت گرانبها را از بین برد.  هر پرسش و نظر بخوبی نشان دهند سواد و درک گوینده آن از علم و دانش است،  سیستم آموزشی سنتی قرن 20 ایران،  که همچنان ادامه دارد،  کاری کرده که دانش آموزان و طی گران آن سیستم،  فقط بمنظور نمره و قبولی کار کنند،  نه بخاطر تحصیل علم و دانش،  و در نهایت تعداد زیادی از یک تا دو درصد ظرفیت مغز خود استفاده می کنند.

      درباره پرسش شما بارها در وبلاگ و در موضوعات مختلف توضیح نوشته ام،  بخاطر وجود اختلاف طبقاتی و ظلم و بی عدالتی که توسط موبدان دین های قبلی ایران شده بود،  ایرانیان با کمک روشنفکران شان،  که طی دو قرن قبل و بعد از اسلام صورت پذیرفت،  دین جدید اسلام به معنی پاک مقدس را پذیرفتند.  طی یکهزار سال این دین گاهی بزور،  و گاهی با ترفند و یا توسط سردمداری (تکیه و تعزیه)،  که قبلآ درباره آن توضیح در اینجا نوشته ام مسلمان شدند.

   توجه :  از بدو پیدایش استعمار،  استعمارگران با درس از شگردهای تاریخی،  همیشه با انواع ترفندها تلاش می کردند اختلاف و جنگ بین مسلمانان ایجاد کنند،  و شیعه و سنی و علوی و حنفی و غیره راه اندازند،  تا مسلمانان را ضعیف و درهم کنند،  و از این شرایط منافع و منابع ببرند،  جوانان باهوش ایران باید هوشیار باشند،  و دست و شگرد دشمنان،  مانند بی بی سی و رادیو فردا و غیره و نبرد نوپدید را بشناسند و افشا کنند.

   پرسش 1659:  درود برشما،  می خواستم بپرسم که ایا شخصیت الکساندر گجستک وجود خارجی دارد؟  یا یک اسم ساختگی است؟  بعد اگر میشود تاریخ ایران را از هخامنشیات تا پایان اشکانیان را مختصر بنویسید این همه توضیحاتی که دادین کمی باعث پیچیدگی برای من شد!
   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،  خیر گرامی هیچکدام ساختگی نیست یک ایونی از سوریه به سال 320 ق.م به طرف ایران آمد (قصر سوزاند دختر شاه اسیر کرد) تا هندیجان ایران (خلیج فارس) هم پیش رفت گرفتند او را کشتند نام او در تاریخ ما کهرم پسر ارجاسپ است و شخصی است که یونانی ها به او الکساندر می گویند. شخص دیگری است نام او در تاریخ ما اسکندر است رفت اروپا را فتح کرد این دو نفر یکی نیستند، اسکندر به سال 73 ق.م بود برداشتند در جهان این دو سرگذشت را محلوط کردند برای خودشان قهرمان خیالی ساختند. هخامنشی 222 سال شاه بودند پشت سرش  اشکانی 260 سال حکومت کرده است. این تاریخی است که در ایران مکتوب است و حساب آن بسار دقیق تر از پرت و پلا هایی است که اروپایی برایمان تفسیر کرده است با پوزش از شما برای پیچیدگی متاسفانه برای یکی کردن اسکندر و الکساندر که 266 سال بین آنها اختلاف زمانی است برداشتند تاریخ را چنان پیچانده اند که همه در حال پیچ خوردن هستیم یا به اسناد کتاب رجوع کنید یا تاریخهای مکتوب ایران (آثارالباقیه, تاریخ بلعمی و ....) را بخوانید متاسفانه نمی توانم این پیچیدگی را در یک یا دو جمله برای شما خلاصه کنم. پاینده باشید.
 
   پرسش 1660:  ببخشيد يك سوال ديگر هم داشتم.  يسنا از واژه ى يز به معناى پرستش مى آيد. پس مى توان گفت ديويسنا به معناى خدايان باطلى است كه پرستش مى شود؟  حتى خودتان هم گفته بوديد ديو در زبان فرانسوى به معناى خداست و ديوهاى ايرانى در هند پرستش مى شوند.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در باب لغت "خدايان باطلى" که شما نوشتید قضاوت نمی کنم شاید خدایان اصلی اینها باشند و مزدیسنا باطل. اما در باب تفسیر یسنا درست است دیو یسنا یعنی پرستش دیو dieu و مزد یسنا یعنی پرستش مزد یا مزدا mazda  کدام حق است کدام باطل را هر خواننده خود باید قضاوت کند.

   ادامه پرسش:  نكته ى جالب درباره ى هليوس اين است كه او فرزند پرسئوس مى باشد. آيا اين خود مى تواند نشان دهنده ى دين ايرانيان باستان باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما. این هم می تواند دلیل دیگر علاوه بر دلایل ذکر شده باشد.
   ادامه پرسش:  نكته ى ديگرى كه مى توان گفت اين است كه افسانه هاى يونانى به نطر بنده داستان تاريخ ايرانند. زيرا هم تروآ اين گونه است و هم اين كه بنده نيز در برخى اساطير يونانى اشخاصى يافته ام كه به رستم شباهت هايى دارد. آن هم در حالى كه بسيارى از بزرگان تاريخ شناس ايرانى به افسانه هاى يونانى توجه نمى كنند.

   پاسخ پرنیان حامد: هرکول  ترکیبی از ایزد بهرام  و رستم و گرشاسپ است و آس (به معنی تکخال یا سردسته) آس  ایل ها = آسیل یا آشیل اخایی Achae یکی از قهرمانان خاندان Achaemenid  ایران است و حال از بیچارگی چند مزدور فرستادند که ایرانی بودن خاندان هخامنشی را زیر سوال ببرند.  خدایان افسانه ها تمدن, فرهنگ, علم, ریاضی, نجوم, تاریخ و .... و بود و نبودشان دزدی زیرکانه مفسرین شان از ایران, بابل, و مصر است.
   ادامه پرسش:  اما 2 پرسش نيز دارم.  طبق گفته ى يكى از اساتيد بنده داستان حمله ى افراسياب به ايران در زمان
منوچهر و تير آرش كمانگير در واقع يك خشكسالى در شمال و شمال شرقى ايران كنونى و سرزمين هاى تركمنستان و ازبكستان و اتمام رسيدم آن بيش نيست و براى اين سخن خود دلايلى نيز آورده است آيا شما اين موضوع را قبول داريد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  به صورتی بسیار شیرین در تاریخ ما مکتوب است که افراسیاب رود را لگدمال کرد و آب را بر ایرانشهر بست. تفسیر آن بسیار ساده این است که یک شد روی یکی از رودخانه ها بسته آب به اینطرف نرسیده باعث خشکسالی شده است.  

   با احترام  به استاد شما تصور می کنم ایشان نیز اگر قسمت مکانهای  کتاب و مدارک و اسناد ارائه شده در آن را مطالعه کنند ایشان نیز از جمله در شرق ایران کنونی صرف نظر خواهند کرد. واقعه در غرب ایران کنونی بوده است.
   ادامه پرسش:  سوال ديگر بنده نيز درباره ى اسكندر ايرانى است كه شما مى فرماييد. من به شخصه اين موضوع را قبول مى نمايم ولى متوجه نمى شوم كه هخامنشيان آيا به دست اسكندر منقرض مى شوند يا به دست اجداد اسكندر؟ همچنين نمى فهمم كه چگونه از ميان شاهانى كه جزو داهه هاى پرنى اند فردى مادى شاهنشاه مى شود؟
   پاسخ پرنیان حامد:  دارا , داریوش سوم هخامنشی نیست. منقرض نمی شوند،  ایران ملوک الطوایفی یعنی جمهوری می شود فردوسی هم دقیقا همین را نوشته دیگر مورخین نیز در متون پهلوی هم عینا همین است  مقام شاه شاهان از خاندان هخامنشی به خاندان اشکانی – رومی واگذار می شود.  توسط خود اسکندر بود داهه های پرنی در غرب ایران بودند،  قسمت زیادی ازاسناد  مکانهای  کتاب بر وبلاگ پس از مقدمه آقای راوید توسط ایشان عینا برگردان شده است چنانچه به کتاب دسترسی ندارید محبت بفرمایید این قسمت را مطالعه بفرمایید با استاد بزرگوارتان نیز در این باب مشورت کنید شاید بدین ترتیب مشکل شما در این مورد حل شود برای پاسخ به سوالاتی که مشکل گشای آنها در این قسمت مکتوب نیست در خدمت شما هستم:

نام های جغرافیایی تاریخی 1 - شنبه هشتم بهمن 1390   http://www.cae.blogfa.com/post/24
نام های جغرافیایی تاریخی 2 - شنبه هشتم بهمن 1390    
http://www.cae.blogfa.com/post/23
نام های جغرافیایی تاریخی 3 - شنبه هشتم بهمن 1390   
http://www.cae.blogfa.com/post/22
نام های جغرافیایی تاریخی -  شنبه هشتم بهمن 1390     
http://www.cae.blogfa.com/post/21

پاینده باشید.

      عکس یک رستوران صحرایی خوراک اورگانیک در کشور عربستان،  در این قرن اینگونه غذا های ارگانیک در کشور های غربی طرفداران زیادی پیدا کرده است،  عکس شماره 4232.

کلیک کنید:  غذاهای ارگانیک شمالی

  http://www.ravid.ir