پرسش و پاسخ ویژه 27 

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه ــ  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود.

   پرسش 1193:  ایا ان لوح بابلی که در موزه بریتانیا نگهداری میشود و تاریخ مرگ اسکندر را نشان میدهد ( تارهی معادل 322-323 ) و همچنین مجسمه اسکندر در موزه استانبول نیز ساختگی و دروغ اند؟

   پاسخ:  مجسمه و لوحی که در موزه است،  که نمی تواند دروغ باشد!  سوال این است که لوح از آن کیست؟ مجسمه از ان کیست؟ سکه از آن کیست؟

   سمت چپ تصویر شماره 2703 ،  عکس مجسمه موزه استانبول،  سپس تصویر سکه هایی که از آن الکساندر یونانی 320 ق.م تشخیص داده شده اند.  کدام صورت و چانه و دماغ مطلق به الکساندر است  که لوح بابلی مرگ او را نشان میدهد؟  آنچه ما ادعا کردیم این نیست که وجود ندارند!  تنها گفتیم این اسناد مطلق به دو نفر است،  یکی الکساندر یونانی 320 ق.م،  دوم اسکندر کبیر ایرانی 73 ق.م.  انتخاب بفرمایید کدام چهره الکساندر یونانی 320 ق.م است؟

عکس شماره 2703 

   تصور نمی کنید صورت مجسمه موزه استانبل بیش از آنکه به  سکه های الکساندر شباهت داشته باشد،  به سر مجسمه ی زیر شبیه باشد؟  می دانید این سر مجسمه کیست؟

عکس شماره 2711

   پرسش 1194:  ایا قبری که از الکساندر در صیدون کشف شده بود،  متعلق به ابدال اونیموس است که در سال 311 ق.م فوت کرده؟ میگویند وی بعد از جنگ ایسوس توسط الکساندر به حکومت صیدون گماشته شد.

   پاسخ:  با بررسی تاریخ ایران و نوشته های پهلوی بازمانده به  حدود سال 320 قبل از میلاد،  شخصی با لقب کی هروم (کهرم) به ایر- ان حمله کرده،  قصر باختریش را می سوزاند و دختران شاه را به اسارت می برد.  به علت تبعید دیااکو (دیوسس) پادشاه ماد توسط سارگن آشوری به سوریه،  نام این منطقه نیز در تاریخ ایران به صورت هروم (خورشید ستان ) آمده است. مشکل بتوان باور کرد تابوت یافت شده،  با سبک ساخته شده تنها مطلق به یک حاکم جزیی محلی باشد!  صحنه های جنگی بر روی ان نشانگر وجود جسد دلاوری است،  که در  جنگ با ایرانیان از میان رفته است و به استناد تاریخ ایران این دلاور از نژاد آشوری (یونی) و کی هروم (کهرم) پسر ارج اسپ (خزراسپ) است.  این چیزی است که بر این وبلاگ به استناد تاریخ ایران گفته شد, چنانچه یونان شناسان کشورمان لقب الکساندر را به صورت آلکس = حامی + آندروس تفسیر می فرمایند،  لاجرم حامی آندروس = حامی سوریه می باشد،  و این تابوت مطلق به الکساندری است که می گویند.  توجه داشته باشید تابوت یافت شده را تابوت الکساندر تشخیص داده بودند،  تنها به علت ایرانی بودن بعضی لباس ها بر روی آن نظریه تابوت الکساندر را مردود کردند, این تابوت به همان احتمالی که تابوت والی الکساندر است با احتمالی بیشتر تابوت خود اوست.

   پرسش 1195:  شما در جایی گفتید که مهرداد دوم در 73 پیش از میلاد (2085سال پیش از امروز) اروپا را گرفت و درجایی می گویید که زادروز عیسی در 1947 سال پیش از امروز است و این سال 2012 میلادی از سال پیروزی مهرداد دوم بر اروپا آغاز به گردش کرده و اروپاییان به دروغ آن را سال میلادی می گویند؟

   پاسخ :  زایش عیسی 1947 + 73 سال قبل از زایش او= 2010 فتح اروپا به دست مهرداد (اسکندر تاریخ ایران).

   پرسش 1196:  تا جایی که یادم میاد در تاریخ راهنمایی از فرهاد دوم اشک هفتم و مهرداد دوم اشک نهم بنام بزرگترین شاهان اشکانی یاد شده بود،  و من با اینکه از سرگذشتشون آگاهی نداشتم این نام ها رو در یادم سپردم ولی گویا شما دو تن از شاهان پیش از مهرداد دوم را در شمار اشک ها نیاورده اید،  اگه چیز ناگفته ای در این زمینه هست که شما در اینجا نگفته اید برای روشنگری بیشتر بازگو کنید.  1- ارشک، 2- تیرداد، 3- اردوان 1،  4-  فریاپت، 5 - فرهاد 1، 6- مهرداد 1، 7 - فرهاد 2، 8 - اردوان 2 9،-  مهرداد.

   این گسل تاریخی یا فروپاشی هخامنشیان و فرمانروایی اشکانیان،  آشفتگی فراوانی داشته،  فهمیدن این داستان ها با این آشفتگی ها سخت تر شده،  و من به درستی نمی دونم که دارا و داراب چه کسانی بودند،  و چه وابستگی به هخامنشیان داشتند!

   پاسخ:  دارا , داریوش سوم نیست،  و این گروه با هخامنشی ها هیج ارتباطی ندارند،  اینان پادشاهان خاندان هوو بودند.  نمی توانم 280 صفحه سند کتاب را که خود فشرده اسناد یک کتاب 600 صفحه ای است برایتان در یک جمله اینجا کوتاه کنم!  لطفا کتاب را مطالعه کنید.  در مورد فشرده اسناد کتاب اگر سوالی باشد می توانم  بر این وبلاگ توضیح دهم,  اما در جواب این سوال شما تنها می توانم بگوییم به استناد مدارک کتاب دارا, داریوش سوم نیست.

   پرسش 1197:  شما در جایی گفتید که هخامنشیان رو دویست سال پس کشیدند تا الکساندر و سلوکیان رو جا بدند و شاهان هخامنشی همان هایی هستند که ما می دانیم پس داریوش سوم باید یکی از شاهان میانی هخامنشیان باشد؟  من که گیج شدم اسکندر شما/ مهرداد دوم کیه؟!  با برادرزاده اش ازدواج میکنه؟! من دیوونه شدم شما به این دیدگاه هم رسیدگی کنید.

   پاسخ:  شما بدجوری گیج شدید با شما موافق هستم.  شاید چون می خواهید این گفته ها را با تاریخ دیکته شده مطابق کنید لاجرم خود را گرفتار تناقض های دیکته شده کردید.  مهم نیست من الان برای شما آنچه می گوییم با تاریخ دیکته شده مطابق می کنم.  اما در بعضی موارد نیک اندیش باشید چرا که آنچه دیکته شده در بسیاری موارد منطقی ندارد:

   * در سال 320 قبل از میلاد فردی که از نژاد یونی های آشوری بوده (احتمالا از سوریه چرا که لقب او به تفسیر خود یونان دوستان  الکس = حامی, اندروس محلی در سوریه) استان باختر ایران را فتح می کند،  و تا هند ویش پیش می رود.  تا به امروز گمان بر این بوده که باختریش, بلخ امروزی و هندویش, هندوستان امروزی بوده که نتیجه گرفتند این فرد هخامنشی را منقرض کرده است،  و به هندوستان رفته است لاجرم تاریخ انقراض هخامنشی را 320 قبل از میلاد نوشتند!  با اسنادی که در کتاب ارائه شد نه باختریش می تواند بلخ امروزی باشد و نه هندویش هندوستان امروزی (کوههای قفقاز و رود اوکسوس هم که در نوشته های مورخین یونانی در باختریش هستند هیچکدام در افقانستان امروزی نیست). این فرد آذربایجان امروزی را فتح کرده و تا هندیجان ایران پیش رفته و کشته شده است.  زمان این حمله به حساب تاریخ ایران حدود (توجه کنید گفتم حدود) 36 سال قبل از کوروش کبیر در ایران است.  36 سال بعد تازه حکومت هخامنشی شکل گرفته و 220 سال بر ایران حکومت می کنند،  و با این حدود حساب 64 ق.م توسط شخص دیگری منقرض می شوند،  که لقب او را اسکندر (اشک آندروس) گفتند. حال اگر بخواهند بگویند این دو شخص یکی هستند و الکساندر همان اسکندر است،  266 سال زیاد می آورند لاجرم حکومت اشکانی را کردند 500 و اندی سال برای مهرداد و فرهاد و اردوان 1-2-3  گذاشتند،  هی همان سرگذشت را تکرار کردند تا 266 سال وسط را پر کنند.  ما هم که اسناد اصلی مان در حمله مغول و اعراب و .... سوخته است،  سکوت کرده شاهد تناقض های دیکته شده هستیم.  دوست عزیز در همین تاریخ بازمانده از سوخته ها در ایران حکومت اشکانی 200 و اندی بیش نیست,  آنچه اسکندر نامه ها نوشتند سرگذشت الکساندر یونانی نیست.  من گفتم هخامنشی را 200 سال پس کشیدند،  یعنی کل سلسله هخامنشی را نه داریوش سوم را!  سلسله هخامنشی 222 سال در تاریخ ایران به طور مثال آثار الباقیه ثبت است اما پایان آن 320 ق.م نیست،  به طور مثال: "طبری می گوید:  در ایام ملوک الطوایفی ولادت عیسی(ص) بود،  این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود" می بینید این اسکندری که در تاریخ ایران نوشته شده با آن الکساندری که مورخین یونانی نوشتند،   فرق دارد.  شما هم این دو نفر را از هم جدا کنید بعد ببینید آن مورخ بی گناه  یونانی در مورد الکساندر چی نوشته (کجا نوشته آرایابهارات را فتح کرد؟  نام هندوستان در آن زمان آریابهارات بوده نه هند!  کجاست لغت آریابهارات در نوشته ی مورخین یونانی) بعد بیایید ببینید در تاریخ ایران در مورد اسکندر چی نوشتن تا متوجه بشوید مفسرین بی وجدان چه بلایی به سر تاریخ اوردند.

   انوش راوید:  در این وبلاگ تاریخ و تاریخ اجتماعی،  فقط با دید تحقیق و تحلیل های علمی  بررسی می شود،  و از نوشتن شعارهای ملی و اشعار حماسی،  خوب و بد گویی های محتلف،  خود داری می شود.

   پرسش 1198:  آیا "سین" در هفت سین با "س" وابستگی دارد یا به استان سین (چینستان)؟  نمی دونم که "سین" پیش از اسلام در ایران "س" بوده یا نه؟  چون "هفت شین" و "هفت چین" هم شنیدم! 

   پاسخ:  آنچه می دانم س و ش یکی بوده است،  و دیگر آنکه هفت شین می چیدند: 1 شهد2،   شراب،  3 شرینی،  4 شکر، 5 شاهنامه،  6 شاهدانه،  7 شب بو یا شاه پسند.  همچنین می دانم که در این 3 روز اول فروردین در بابل به خاطر اسیر شدن مردوک (ماردوش) به عوض جشن عزا می گرفتند،  لاجرم این جشن پایان سلسه هزار ساله سامیان (با نماد ضحاک ماردوش)  در ایران است.  این جشن نوروز بهاری حتما با بابل (السین جنوب عراق در بابل قدیم است)،  حتما با سین که من در کتاب ادعا کردم و سند آوردم که چین استان است،  ارتباط دارد ولی خود هنوز ارتباط آن را به درستی نیافتم،  چون اگر جشن فریدون است به جمشید چه ارتباطی پیدا می کند؟  و لاجرم آنچه خود هنوز پاسخ آن را نیافته ام نمی توانم به صورت اطلاعات برای خوانندگان  بر وبلاگ بگزارم.

   پرسش 1199:  چرا باید بیشتر سکه های الکساندر در سوریه کشف بشه؟  این نوشته را دقت فرمایید:  (کشف سکه‌هاي عصر اسکندر مقدوني در سوريه).  گود برداري منطقه‌اي براي ساخت خانه در شهر حلب سوريه ، منجر به شناسايي بيش از 250 سکه متعلق به دوره اسکندر مقدوني شد.  به گزارش ميراث آريا (chtn)، اين سکه‌ها که درون جعبه‌اي برنزي قرار داشتند پس از لشگر کشي اسکندر مقدوني به خاورميانه و مشرق زمين و در دوره هلني‌ها در فاصله‌ قرن‌هاي چهارم تا اول پيش ازميلاد ضرب شده بودند.  به گفته باستان‌شناسان اين جعبه برنزي حاوي دو گروه سکه بود، که يک گروه آنرا 137 سکه چهار درخامايي تشکيل مي داده که يک سمت آن تصويري از اسکندر مقدوني حک شده و سمت ديگر آن تصوير زئوس خداي يونان باستان را نشان مي‌داده که روي تختي نشسته و عقابي روي بازوي وي قرار داشته است.  گروه ديگر سکه‌ها نيز 115 سکه يک دراخمايي بوده است.  باستان‌شناسان اعلام کردند، روي تعدادي از سکه‌ها تصاوير ديگري به غير از اسکندر مقدوني حک شده بود که به احتمال فراوان متعلق به شاه فيليپ، پدر اسکندر بوده است.

   پاسخ:  آنچه حدس ما بود آنکه یونانی که می گویند به استان باختریش (بلخ نیست) ایران حمله کرده است،  همان کی هروم (پادشاه سوریه) تاریخ ایران و همان الکساندروس (الکس = حامی , آندروس شمال سوریه) مورخین یونی است که در القاب همه آنان نام سوریه دیده می شود.  با سپاس از مدرک ارسالی شما که تایید دیگری بر حدس من است،  فراموش نمی کنیم که پیدا شدن سکه در مکانی دلیل بر حکومت آن فرد در آن مکان نیست،  (سکه در دنیا جابه جا می شود) باید مهر ضربخانه این سکه ها بررسی شود.

   پرسش 1200:  بنده نیز در وبلاگ h از قول اقای x دیدم که نوشته: خود یونانی ها خط فنقی ها را کاملا به تکامل رساندن!! شگفتا!!  پس تکلیف ان سنگ نوشته که در افغانستان کشف شده چیه؟: (سنگ‌نوشتۀ رباطک به زبان باختری و خط یونانی، از دوران کانیشکا، امپراتور مقتدر کوشانی،  در این سنگ نوشته زبان بکار رفته در آن بنام «زبان آریایی» (ariao) یاد شده،  پایگاه باستان‌شناسی سُرخ‌کوتَل در ولایت بغلان، سدهٔ دوم میلادی، موزیم ملی افغانستان در کابل) , لابد مردمان یونان , اریایی بوده اند؟  یا اینکه نژادشان را تغییر دادند که بگویند به جز فلسفه و ریاضیات و معماری و شعر و خدایان المپ نشین پرستی, در بیولوژی و دانش زیست شناسی هم سرامد هستیم؟

   پاسخ:  این سوال را از خودشان بپرسید.  گویا این متن را از روی ویکی پدیا اینجا کپی کرده بودند.  من تناقض های متن را برایتان نوشتم.  روی ویکی پدیا مطرح کنید.  بپرسید این چه مزخرفاتی است که به زبان فارسی به خورد ملت میدهند!

    انوش راوید:  اینها در ادامه نبرد نو پدید هستند،  باید جوانان باهوش ایرانی بیش از پیش هوشیار باشند،  و اغفال ترفندها دشمنان تاریخ ایران بزرگ و قاره کهن را نخورند.  دشمنانی که با اسامی الکی و گاه چهره و نماد های ایرانی گونه،  با فحاشی به ایرانیان وقع گرا و میهن دوست،  سعی در بگمراهی کشاندن تاریخ ایران را دارند،  دشمنانی که بشدت از آگاهی جوانان باهوش ایران می ترسند،  و با انگشت شمار مزودر خود،  آخرین ترفند ها را بکار می برند.  ولی جوان امروزی ایران می داند،  که باید در قرن 21 تخصصی و تخصصی تر باشد،  تا بتواند به درستی وارد قرن نو و آینده جدید دگر برای میهنش باشد.

   پرسش 1201:  منظور از تخمه امان چیست؟  اگر به قول اقا زاده های عشق مردم اخایی,  تخمه ی ما معنی دهد: داریوش شاه: هیچکس نه پارسی نه مادی نه از تخمه ی ما.........(!) . باید به این نتیجه برسیم که گویی نژاد داریوش نه از پارس بوده نه از ماد ."اندروس () یکی از جزایر جنوب غربی یونان امروزی بوده حال چرا باید بنا به تفسیر اقایان خودش را حامی این منطقه بنامد؟؟ خودش را چرا الس پلا ننامید؟ الکساندر به اولین جایی که به قول خودشان حمله کرده, کدام کشور بوده؟

   پاسخ:  احتمالا منظور از تخمه آمان, نژاد آمانیان است. با سپاس از شما به دو نکته بسیار جالب اشاره کرده اید. این سوالات را از خود ایشان بپرسید. البته در نظر داشته باشید که نام اندروس هم همچون مقدونیه (ارگ لائوس باستانی با مرکز پلا) بعدها به جنوب غربی یونان گذارده شده است. آندروس  سوریه از قدمت بیشتری برخوردار است. اما اشاره شما بسیار به جا است چنانچه آندروس را در جنوب غربی یونان بپذیریم چه ارتباطی به الکساندر از پلا دارد؟  آنچه مورخین یونانی نوشتند آنکه الکساندر اول به یونان حمله کرده است.

   پرسش 1202:  اون اقای ایکس در همون 2 خط اول جواب یکی از مشکل ترین راه های رسیدن 2-3 هفته ای الکساندر را به اریا بهارات ورته را به زیبایی هر چه تمام تر پاسخ داده اند: (در احوال‌ الکساندر ميگويند كه‌ از لحاظ‌ نيروی بدنی غايت‌ آرزوی هر جوانی بود. در جميع‌ ورزشها سرآمد بود؛ خوب‌ می دويد!!!) همین "خوب میدوید" شاید پاسخ ما بوده باشد. ایشان گویی کتیبه ی دایوش اول را از سایت اطلس تاریخ ایران, معتبر تر میدانند که در ان نوشته شده: ( داریوش شاه گوید: من مغ گئومات را در دژ سکا اوواتیش در ناحیه نسایه در ماد کشتم ماد در شمال غربی ایران امروزی بوده است.). در اینجا به گفته ایشان گویی داریوش برای سوژه کردن خود این کتیبه را کنده یا شاید نسایه پروژه عمرانی یک منطقه بوده که خود داریوش کبیر شخصا پیمانکارش بوده و حتما هم خود الکساندر که دست بلندی در شهر سازی و عمران در خارج از وطنش را دارد شخصا مهندسی اجراییش را به عهده گرفته!!!!

   پاسخ:  بسیار خوش حال هستم که شما به تناقض ها توجه دارید.

   توضیح انوش:  دو سه پرسش فوق مورد توجه یکی از عزیزان پیگیری کننده دروغهای تاریخ و یافتن واقعیت های تاریخی است،  که در ادامه یک بحث در یک تالار گفتگو می باشد.  آنجا در ادامه نبرد نو پدید،  توسط فردی با نام های الکی،  بشدت به تاریخ ایران و ملت ایران اهانت می شود،  در این باره بانو پرنیان حامد پاسخ های ملی و مردمی با تعلیل های علمی به او در آن صفحه تالار داده است.   پاسخ های ایشان در همین سری پرسش و پاسخها می باشند و خواهند بود.  از ذکر لینک آن تالار بدلیل داشتن اهانت به مردم ایران خود داری می کنم،  درصورتیکه شخصی برای ادامه تحقیقات روانشاسی اجتماعی خود،  لینک آن تالار و اطلاعات جانبی فرد مورد نظر را می خواهد به اینجا مراجعه نماید.

   پرسش 1203:  زندانی در یزد وجود دارد که بهش میگن زندان اسکندر, در این مورد توضیحی میدهید؟

   پاسخ:  قدمت ساخت بنای زندان اسکندر  به  سال 631 هجری می باشد!  یعنی 1603 سال بعد از الکساندر یونانی بیگانه و 1356 سال بعد از اسکندر ایرانی،  تازه این بنا را ساخته اند!  این بنا نه سندی بر الکساندر یونانی و نه سندی بر اسکندر ایرانی نیست.  شاید علت این نامگذاری ترساندن زردشتیان یزد (مزداییان)  بوده باشد!  این بنا ارتباطی با اسکندر و الکساندر ندارد،  مگر آنکه بتوانیم قدمتی بیش از این بر آن اثبات کنیم.

   پرسش 1204:  الواحی و تعدادی پاپیروس در موزه لندن نگه داری میشود،  که نشان میدهد اسکندر قبل از پیروزی با رشوه ای فراوان به "مازئوس (فرماندار بابل)" زمینه ی پیروزی اش را فراهم کرده, اگر انها اشتباه ترجمه کرده اند, پس ترجمه ی واقعی ان چیست؟ اگر میشود روی وبلاگ بررسی لش کنید.

   پاسخ:  محبت بفرمایید آدرس دقیق اینترنت مربوط به این الواح و این پاپیروس و ترجمه کامل آن را ارسال بفرمایید.  از شما تقاضا دارم توجه داشته باشید,  ویکی پدیا تفسیر خود را دارد.  یک ادرسی ارسال بفرمایید من یک قطعه از اصل این خط را بتوانم روی آن ببینم و ترجمه آن را به زبان فرانسه یا انگلیسی و یا آلمانی تفاوتی ندارد.

   پرسش 1205:  اگر رومیان تیره ای از اشکان هستند,  چرا با اشکانیان جنگیدند؟ این مدارکی که ویکی پدیا ادعا میکنه از لذت بردن اشک ها از تئاتر های یونانی, چیست؟: (زمانی که سر کراسوس را برای ارد دوم آوردند، او در کنار آرتاواز دوم، پادشاه ارمنستان مشغول تماشای نمایش باکچای اثر اوریپید بوده است. در آن زمان از سرکراسوس به جای سر پنتئوس در نمایش استفاده شد.)

   پاسخ:  مگر طبق تاریخ مکتوبی که شما قبول دارید سه فرقه  اشکانیان باهم در جنگ نبودند؟ فرقه ارشک های آن همان رومیان هستند.  اشکانیان که خود از خاندان:

    1 .  ارشاک یا ارشک ها،  2 .  پارتیان یا پارث ها، 3 .  پادشاهی  ارمنستان،   بودند،  دائما با یکدیگر در نزاع بودند.  این هم یکی از  سناد درگیری خاندان های مختلف اشکانی:

   ــ  در سال 4 ارشک بلاش شاه شاهان پسر مهرداد شاه در میشان علیه مهرداد شاه پسر پاکر شاه شاهان جنگید مهرداد شاه را از آنجا بیرون راند همه میشان را گرفت این پیکر ایزد بهرام را از میشان آورد به عنوان نظر به معبد تیریه (عراق) نهاد.  و اما در مورد لذت بردن اشکانیان از تئاتر های یونانی و هنر جهان افتخار می کنیم پادشاهان روشنفکری چون اشکانیان داشتیم،  که فرهنگ ملل مختلف مخصوصا یونی های آشوری را تایید و تمجید کردند.  بنده هم از خواندن ایلیاد و اودیسه هومر آشوری لذت می برم یونانی هم نیستم! ایرادی دارد؟

   پرسش 1206:  این لوح زرین داریوش کبیر رو ترجمه کرده اند؟ خودش رو دزدیدند, عکس های واضح از اون موجود است.

   پاسخ:  در مورد ترجمه لوح زرین داریوش گفتند که نوشته منم داریوش شاه هخامنشی ..... موضوع تعداد زیادی  لوح زرینی که در حفاریات از تخت جمشید یافتند و بردند و گفتند درآمد سالانه بوده است! ببینید،  آیا شما باور دارید درآمد سالانه را بر روی لوح زرین بنویسند؟ همچنین سنگ کتیبه های بزرگی است که در این دانشگاه به زبان میخی موجود است و ادعا می کنند نمی توانیم آنها را بخوانیم! عکس واضح را از لوح مشهور منم داریوش دیده ام آیا عکس باقی این لوح ها نیز موجود است؟

   پرسش 1207:  برای چه سرزمین داهه را در شرق دریای کاسپین تعبیر کرده اند؟  سرزمین سلم پور فریدون که نام دیگرش "دیلمان" است,  آیا با سرزمین "دیلمون = dilmun که در نزد سومریان = (اوگ ساگ گیگا = مردمان سیاه سر) به منزله مظهر روشنایی,پاکی و سلامتی و همچنین سرزمین پر بار که در ان نه بیماری و مرگ است, ارتباطی دارد؟

   پاسخ:  یکی از همین اسناد  سرزمین داهه است!  داهه را اگر پذیرفتید در غرب دریای کاسپین است لاجرم اشکانیان در غرب ایران بودند،  و نه شرق آن.  کوروش کبیر در غرب ایران کشته شده است نه در شرق آن! زردشت و گشتاسپ در آذربایجان بودند و نه بلخ افغانستان!  الکساندر به هندیجان رفته و نه به هند امروزی! تورانیان تاریخ ایران آشوریانند و نه ترکمن ها و....

    جمشید را در کتاب "اسکندر تاریخ ایران , الکساندر یونانی نیست" به نماد حکومت سومریان تعبیر و اثبات شد. سرزمین بی مرگی و پربار که در آن بیماری نبوده نیز به سندیت اوستا و متون پهلوی سرزمین  جمشید است. مردمان سیاه سر به استناد کتیبه های آشوری نیز مردم جنوبی بین النهرین یعنی سین, لارسا و بابل که به آن اتحادیه بابل می گفتند و کاسپ ها و ایلامیان را نیز شامل می شود گفته می شده است.  من نمی توانم دقیقا روی یک نقطه نقشه دست بگذارم و بگویم این نقطه است!  تنها می توانم به شما خاطر نشان کنم که در غرب مرز های ایران  امروزی است و نه در شرق آن.  تکرار می کنم باز نویسی تاریخ و جغرافیای دقیق ایران نیاز به اتحاد اساتید کشور مان و اجتماع این بزرگواران دارد.

   پرسش 1208:  احمد حامی چطور فهمید الکساندر تا هندیجان رفته؟ نکنه مقاله "هندیجان" تو ویکی پدیا رو خونده؟! همون اشعار باستانی بختیاری ها!

   پاسخ:  خیر تصور نمی کنم ایشان به مقاله هندیجان ویکی پدیا استناد کرده باشند! زنده یاد استاد احمد حامی یکی از بزرگترین اساتید کشورتان بودند که اساتید سالخورده دانشگاه های کشورتان هر چند برخی با نظر ایشان در مورد الکساندر موافق نیستند امروز از ایشان به نیکی و بزرگواری یاد می کنند.  خوب است من و شما نیز نکته بیاموزیم و نام اسانید کشورمان را همچون نخودچی و کشمش به زبان نیاوریم!  چه موافق  نظرمان و چه مخالف نظرمان خوب است به افرادی که برای کشورمان زحمتی کشیده اند احترام بگذاریم.  استاد احمد حامی با علم سنگ شناسی که داشتند و من شما نداریم اثبات کرد تخت جمشید نسوخته است،  همچنین با علم راه شناسی ایران که آن را هم من و شما نداریم,  با بررسی متون مورخین یونانی و مقایسه این گفته ها با راههای ایران غیر ممکن بودن سفر الکساندر یونانی به هندوستان را از این راهها به اثبات رسانده است.  راههای نوشته شده با راههای ایران مطابقت ندارد.  عبور از مکانهای نوشته شده توسط مورخین یونانی در زمان درج شده غیر ممکن است،  مگر انکه منظور مورخین یونانی از هند, هندیجان ایران باشد.

   پرسش 1209:  در اروپا علاوه بر معابد میترایی, 4 تاقی های متعددی هم کشف شده (4تاقی مالبورگتو- 4 تاقی کاپارای-4 تاقی ژانوس و...) ایا اینها نیز توسط 200-300 سرباز فراری رومی ساخته شده؟

   پاسخ:  درود بر شما,  آنچه در تاریخ نوشته شده و ما در کمال تاسف پذیرفتیم اینگونه است. اما به استناد مدارک کتاب همان گونه که مکتوب است, نتیجه این شد:

   همچنین میدانیم که یک چنین رسوخ عمیقی در دین و مبدا و فرهنگ اروپاییان از طریق 10-20 دزد دریایی و یا 200-300 سرباز رومی غیر ممکن و یاوه دیگریست که مورخین و مفسرین اروپایی به خورد جهانیان می دهند

   پرسش 1210:  منظورتان از اینکه ژولیوس سزار ایرانی بوده چیه؟ رومیان (فرزندان روموس و روملوس) مگه وام دار یونان نبوده اند؟ میشود بیشتر توضیح دهید؟

   پاسخ:  باور بفرمایید نمی توانم 280 صفحه سند کتابی که خود فشرده 600 صفحه سند است  برای شما در یک جمله خلاصه کنم.  رومیان به چه سندی وام دار یونان بودند؟  ژولیوس سزار و رومیان مگر به گفته اسناد مکتوبی که شما قبول دارید  به آیین میترایی نبودند؟  از کجای یونان آیین میترایی را وام گرفتند؟  ژولیوس سزار مگر به نوشته اسناد مکتوبی که شما قبول دارید از نوادگان اسکانیوس (اشکانی + وس پسوند آشوری برای همه نام ها)  نیست؟ اسکانیوس خود مگر در جنگ تروی بر علیه یونانی ها نبوده است؟ زمانی که از یونانی ها شکست خوردند چگونه از وسط یونانی ها فرار کرده اند که به رم ایتالیا رسیده باشند؟  تصور نمی کنید که به رومیه مدائن عقب نشینی کرده باشند؟  مگر عکس مشهور  پشت سکه  رومیان  گرگی که به روموس و روملوس شیر می داده بر پشت آثار بدست آمده از اشکانیان نیست؟ مگر نام ایلیوس کی سر(ژولیو سزار )  به معنی کیسر بابل نیست؟ ........... اینها سوالاتی است که پاسخ آنها در کتاب با سند و مدرک و عکس سکه ها و مقایسه با متون ایرانی و شجره نامه بندهش و بررسی نوشته کتاب انه اید اثر ویرژیل ..... ارائه شده است.  من چگونه در یک جمله آن را به شما بگوییم؟

   پرسش 1211:  1.پرثوه, همان پارت است؟ شما بر این باورید که پارتیان در باختر ایران بوده اند؟ در این صورت چه اقوامی در شرق ایران بوده اند؟ و منطقه ی " پتی گربنا" که در پارت است, کجاست؟ 2. اگر مغ گئومات همان بردیا بوده, پس چرا یک پارسی به نام "وهیزداتا" دوباره خود را بردیا نامید در محلی به نام"تاروا "در شهر" یاویتا" ؟! تاروا و یاویتا کجای نقشه است؟

   پاسخ:  پرثوه همان پارت است و من به استناد مدارک ایران بر این باورم که در غرب ایران امروز بوده است.  شما نیز لحظه ای مرزهای قراردادی امروزی را فراموش کنید و به مرزهای طبیعی جهان همچون کوهها, رودها و کویرها دقت کنید.  دو کویر در قلب کشور ایران امروزی مرز طبیعی است که در زمان آشوریان قله دماوند را انتهای جهان انگاشته اند اما شرق ایران امروز از فرهنگ و قدمتی حتی بیش از تاریخ مکتوبی که از بین النهرین در دست داریم بر خوردار است.  همانگونه که بارها بر این وبلاگ نوشته ام این فرهنگ و قدمت نیاز به پژوهش جدا دارد آنچه من در مورد آن تحقیق کرده ام و می توانم از آن سخن بگوییم تاریخ مکتوبی است که از غرب مرز طبیعی کویر لوت سخن می گویید.  به شما خاطر نشان می کنم قدمت تمدن بشری در شرق ایران بیش از تمدن بین النهرین است اما تاریخ مکتوب ایران با شرق ایران امروز ارتباطی ندارد.

   مغ گئوماتی در کار نبوده است , در کتاب به استناد کتیبه های خود داریوش اول این مهم بررسی شده است.  اما پس از کشته شدن بردیا توسط داریوش اول شاهد قیام مردم ایران هستیم که به خونخواهی بردیا خود را بردیا نامیده اند .

   پرسش 1212:  مردم کرمانشاه, نام کهن این شهر را "باختران" میدانند و همچنین اوایل انقلاب قرار بود نام کرمانشاه را به "باختران" تغییر دهند.  ایا کرمانشهر جزیی از استان باختریش بوده؟! در کتیبه داریوش شاه (شرح چگونگی ساخت کاخ شوش) اشاره شده که "طلا از سارد و از بلخ اوره شد"!!. عجیب است که بلخ امروزی معدن طلا ندارد و معادن طلای افغانستان در زرکشان غزنی، بدخشـان، خاکریز قندهار و منطقه ی تخار واقع است! ایا استان باختریش (موصل تا اذربایجان), طلا داشته؟ یا منظور داریوش شاه این بوده که طلا را از سارد و از راه بلخ اورده است؟ که در این صورت باختریش در غرب, سر راه سارد تا شوش است.

   پاسخ:  کرمانشاه مرز استان باختریش بوده است.  نام باختران برای این استان به گفته خودشان کاملا درست است. در شرح کاخ شوش طلا از سارد و از راه باختریش آمده است.  باختر در زبان پارسی به معنی غرب است.

   پرسش 1213:  نام فرزند یعقوب (ع) اشاک (ارشاک) بوده که به صورت اسحاق در امده؟ و اشک نام فرزند اسحاق بوده که به عیص درامده؟ نام شهری در فلسطین نیز "اشکلون " هست که حالا به صورت "عصقلون" تلفظ میشود. ایا نام این شهر هم مانند اشاک و اشک, تلفظ کردنش تغییر کرده؟

   پاسخ:  احتمالا نام این شهر نیز شامل دگرگونی شده است.  حضرت ابراهیم از کردستان به فلسطین مهاجرت می کنند سپس هاجر و فرزندش اسماعیل را به مکه می برند.  این شرحی است که ما برای آن سند داریم.  گفته های یهودیان فاقد سند و اعتبار است.  آنکه با حضرت ابراهیم به مکه رفته است حضرت اسماعیل است.  تخصص سران سیاسی و طایفه ای یهودیان در جهان تنها بر پا کردن آشوب است به گفته این خاندانی که هزاران بار توسط ایرانیان سرکوب شده اند توجه نکنید.

   پرسش 1214:  شما به این خاطر به جای دعای "یا مقلب القلوب و البصار...",  پارسی آن را نوشتید که لغت عربی بیگانه میدانید؟  امروز تو شبکه یهودی منو تو 1 یه مشت ادم اویزون و بیسواد بی ...... که ادعای وطن پرستی میکنن (معلوم نیست تو زمان جنگ این وطن پرستان کجا بودند؟) همچین چیزی رو دیدم.  امید وارم شما از ان دسته نباشین که میدونم نیستین. الگوی من همیشه فردوسی پاکزاد بوده که نمونه ی کامل یک مسلمان واقعی و یک وطن پرست بوده....

   پاسخ:  بارها بر وبلاگ های مختلف نوشتم باری دیگر برای شما اعتراف می کنم:

      من نه وابسته به گروهی هستم, نه مخالف گروهی هستم, نه موافق گروهی هستم, نه با سیاست کار دارم و نه با شبکه های تلویزیونی و نه ................ من تنها به دنبال حقیقت هستم بارها نوشتم حتی اگر حقیقت را مورخین یونانی نوشته باشند. در تمام دوران جنگ هم در ایران بودم. فردوسی را نیز مردی وطن پرست و با عنوان الگو همچون شما قبول دارم.

      اما مراسم نوروزی مراسمی ایرانی با قدمتی حدود  7000 سال است،  و این دعای نوروزی ایرانیان با چنین قدمتی می باشد.  چرا من که خود ایرانی هستم باید این دعا را به زبان عربی بخوانم؟  آیا سزاوار است به شخصی که زبان مادری او عربی است بگوییم قران را به فارسی بخواند؟  بنده با هیچ ملیتی دشمنی ندارم اما حقیقت آن است که زبان لاتین, فرانسه؛ انگلیسی,عربی .... برای من ایرانی که زبانم فارسی است بیگانه است! و بگویید چرا باید دعای سال نو ایرانی خودم را به زبان انگلیسی, فرانسه و یا عربی بخوانم؟

   انوش راوید:  کشور فعلی ایران دارای چندین زبان و لهجه باستانی و تاریخی بوده و می باشد،  تعداد زیادی از آنها در قرن گذشته از بین رفته اند.  امیدوارم جوانان باهوش هر شهر و دیار نسبت به ثبت و ضبط و نگارش زبان های محلی خود دقت و وسواس داشته باشند.  نباید بگذاریم زبان های تاریخی ایران،  با نگرشهای نو به جهان و یا تحت تأثیر زبان پارسی قرن 21 مستحلک شوند یا از بین بروند.  اگر در آینده کتیبه ای و نوشته ای به زبانی که رفته و یا دارد می رود پیدا شود،  آنوقت باید یکی را از خارج پیدا کرد،  و چند سال زحمت کشید تا او برایمان بخواند.  با هر زبان بخش بزرگی از تاریخ ایران نیز پاک می شود،  به نگهداری زبان های ایرانی در اینجا مراجعه شود.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir