چرا که نه
پرسش و پاسخ ویژه 28
تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل، پرسشها خلاصه شده، درود و سپاس، خوب و بد، و اين قبيل را حذف كردم، و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام. بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی، این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود، جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
توجه ــ عزیزان، بمنظور تحقیقات بیشتر، و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت، گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد، لطفاً حوصله نمایید، مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ، هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند. در ضمن اگر پرسش تأیید شد، و پاسخ آن نبود، در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود.
چرا که نه
یکی از وب هایی که سنگ اجانب را به سینه می زند، و دد منشی با ایران و ایرانی را بروشنی دارد، نوشته که من درباره گریشمن گفته ام شیادی بنام گریشمن. این فرد بی نام نشان، که مشخص است به نوعی از عوامل و نوچه های رایگان یا پولی استعماری است، خواسته با ترفندی جوانان ایران را اغفال کند، و مانع مطالعه و جذب آنها به وبلاگ من شود. در واقع من به گریشمن نگفتم شیاد، بلکه آقای دکتر عزت الله نگهبان باستان شناس ایران در کتابی با عنوان "مروری بر پنجاه سال باستان شناسی ایران" که در سال 1385 منتشر شده است، از غارت آثار تاریخی ایران بزرگ به دست گیرشمن می گوید و می نویسد. من از قول او و ده ها و صدها استاد بزرگ ایرانی چنین نوشته ام، اساتید میهن پرستی که قدرتمند با استعمار مبارزه کردند، تا تاریخ و آینده ایران را دریابند. نباید اغفال شگرد های دشمنان تاریخ ایران و هوچی بازی های آنها شد، دیگر کارشان تمام است، اینک ما در دوران سرمایه داری پیشرفته امپریالیسم نو هستیم، و در ساختار های تاریخی اجتماع، با غرب کهنه برابر می باشیم.
یکی از مهمترین وظایف جوانان باهوش ایران، شناختن این گونه در حال انقراض کارگزارن کوچک و بزرگ، قدیمی و حال دشمنان ایران و تاریخ ایران است. دشمنانی که بشدت ترسیده اند، که ایرانی ها دارند دروغها را می شناسند، و بسوی واقعیتها می روند، آنها می خواهند با هر ترفند و شگردی، مذبوحانه بازدارنده شوند. نه تنها من به این قبیل افراد می گویم شیاد، بلکه خواهم گفت و خواهم گفت، هر گفته ای این چنین کوبنده است، و موذیان را به خارج از تاریخ و سرنوشت ایران پرت می کند، و باعث می شود براحتی جوانان باهوش بدنبال دلیل آن بروند، و استعمار و امپریالیسم را بهتر شناخته و بشناسند. آنچه امروز ما در تاریخ نویسی نوین ایرانی احتیاج داریم، تنها ذکر داستانها و اتفاق های گذشته نیست، بلکه مبارزه با ترفندها هم می باشد، که هر آن با شکل خاصی به میان می آید، تا مانع کار اشخاص ملی و مردمی شود. عزیزان و جوانان ایران، هوشیار باشید، بمنظور شناختن بهتر این عوامل و موارد ددمنشی با تاریخ ایران، لینک های مربوطه وبلاگ را مطالعه نمایید، و خود نیز تحقیق و تحلیل مستقل ویژه داشته باشید.
قرار نیست که همه ما با یک تاکتیک با دشمن مبارزه کنیم، زیرا امکان آن وجود ندارد، چون سازمانی نیستیم، و در حال حاضر امکان آن نیست که هیچ، بلکه بنظر من فعلاً نیازی هم نیست. اگر من فقط صرفاً بگویم گریشمن اشتباه کرده، ندانسته یا خوبی و بدی هر دو را داشته، یا ویل دورانت اشتباه کرده و طاق ایلامی را طاق عربی به جهان معرفی کرده، و صدها مورد دیگر را ندانسته و اشتباه کرده اند، و این کارها شیادی نبوده، در واقع به نوعی گفته ام که استعمار نبوده، و اینهمه ماجرا و بدبختی که استعمار بسر ملتها منجمله ایران آورده، پس چه می شود. باید بگویم که آنها شیادی کرده اند، و کارگزاران استعمار بوده اند، و هنوز هم اندکی مذبوحانه مشغول ادامه آن راه کج می باشند. نباید این مهم تاریخ تمدن را کم اهمیت یا اشتباه شده دانست، زیرا جوانان نیازمند انواع آگاهی های تاریخی می باشند، که از آنها دور داشته اند. فقط باید تلاش شود تا زیر بنای یک فرهنگستان مستقل تاریخ ایران فراهم شود، برای این هدف از ذهن و دور خارج کردن تاریخ های نوشته شده غربی بسیار مهم می باشد.
یکی از کار های اصلی دشمنان ایران و تاریخ ایران این بوده، که نگذارند روشنفکران و بزرگان ایران به جهان معرفی شوند که هیچ، بلکه به خود جوانان ایران هم معرفی نشده اند، و فقط کاری کرده اند که تعدادی از اجنبی های وابسته به استعمار شناخته شوند، کسانی که خوب یا بد بودن آنها نیاز به تحقیق و تحلیل های مستقل دارد، حتی در پرسش 1208 پاسخ ویژه 27 بانو پرنیان حامد تذکر دادند: خوب است من و شما نیز نکته بیاموزیم و نام اسانید کشورمان را همچون نخودچی و کشمش به زبان نیاوریم! چه موافق نظرمان و چه مخالف نظرمان، خوب است به افرادی که برای کشورمان زحمتی کشیده اند احترام بگذاریم. دلیل این عدم تعهد ملی به بزرگان کشور زیبای ایران، همین اجانب و اجنبی پرستان بوده اند، که بر اثر نفوذ استعمار پدید آمده اند، و ترفند های خود را بکار برده اند. با گفتن شیاد به آنها، اندکی حق دفاع از حقوق تاریخی ایران را ادا کرده ام، باید در دادگاه های مجازی تاریخی محاکمه شوند. ... ادامه دارد، انوش راوید.
عکس مجسمه تاریخی، عکس شماره 4427 .
پرسش 1215: مجسمه ای دو متري كه در «الحضر» پيدا شده و در موزه موصل محفوظ است. اين مجسمه يكي از افسران عاليرتبه اشكانيان را نشان ميدهد. شکل و شمایل این مجسمه با سبک لباس پوشیدن رومیان مو نمیزنه!! ایا "الحضر" پایتخت اشکانیان بوده؟
پاسخ: درود بر شما احتمالا شهر صد دروازه ای که مورخین یونانی نوشتند و قوچان و ... را زیر و رو کردند و آن را پیدا نکردند باید در همین نواحی باشد.
پرسش 1216: قدمت "اندروس" در ناحیه "فرشا" در شمال سوریه چند سال بیشتر از قدمت جزیره "اندروس" در جنوب غربی بونان امروزی, که شمال جزیره "تینوس" و غرب جزیره "که ا" واقع شده, بوده؟!! که الس اندروس ها والی های سوریه نامیده میشدند و اکنون جایشان را به بشار اسد داده اند؟
پاسخ: کتیبه ای که مشخص کننده این امر است مربوط به ساکاریوس پسر مگاپارنس است که خود را سردار اریارمنا و موبد مهر معرفی کرده است آیا کتیبه ای در آندروس یونان امروزی موجود است که این نام را بر این مکان با قدمتی بیشتر از آنچه گفته شد تایید کند؟
پرسش 1217: نظر شما در مورد مقالات استاد مرادی غیاث ابادی در مورد کوروش وحشی چیه؟ چرا نمیخواین باور کنین که کوروش به اصطلاح کبیر یک خونخوار وحشی بوده و الگویش یکی از خودش وحشی تر به نام اشوربانی پال بوده و موسسه رباخواری و فاحشه خانه ی به نام اگیبی داشته و مثل اعراب گرسنه ای با شمشیر به دنبال هموطنان ماد خود میدویده!! اینه چهره ی مرد واقعی حقوق بشر هست؟ چرا روایاتی که مورخین یونانی بر ضر کوروش هست را نمیگین ولی روایات به نفعش رو میگین؟
پاسخ: موضوغ باور ما نیست! حقیقت تاریخ چیزی جز از آنچه شما بیان می کنید را نشان می دهد. شما استناد به 4- 5 روایت و نقاشی می کنید که نقاش آن حتی به روایات یونانی که از روی آن نقاشی را تجسم کرده است توجه نکرده است! اون سر بریده یعنی سر زیباترین مرد عالم به روایت یونانیان است؟ اما من توجه شما را به حقیقت دیگری در جهان جلب می کنم. کوروش کبیر هخامنشی مردی بوده که تمامی اقوام بین النهرین و یونانی ها و... برای او احترام قائل بوده اند باورندارید :
1 ــ یهودیان کوروش کبیر را مسیح موعود خواندند.
2 ــ بابلی ها دروازه های شهر را بروی او باز کردند و ورود او را به شهر جشن گرفتند.
3 ــ لشکر ماد ها در مقابل او نجنگیدند و با او بیعت کردند و ضد شاه خود شوریدند. (توجه دارید که کوروش کبیر پسر ماندانا تنها فرزند استیاک بوده و در حقیقت جانشین قانونی پدر بزرگ در ماد بوده است).
4 ــ الکساندری که میگویید (کهرم تاریخ ایران) بر مقبره و برای او قربانی کرد.
5 ــ اکثر مورخین یونانی از او به نیکی یاد کرده اند.
6 ــ مسلمانان بر مقبره او آیه قران نوشتند که از خرابی مصون بماند.
کوروش کبیر خود ماد بوده است! نکند با شمشیر به دنبال مادرش دویده است؟ شما گویا اصلا توجه ندارید که لابد این فرد شخصیت قابل احترامی بوده که اینهمه تعریف و تایید و تمجید از اقوام مختلفی که چشم دیدن همدیگر را نداشتند یک صدا از او شده است. ما کلیه روایات را بررسی می کنیم! اما وقتی اکثر روایات اکثر اقوام به نفع اوست مجبوریم 4- 5 روایتی که به ضرر او نوشته شده به حساب سیاست روز و یا عقده راوی بگذاریم اگر باشد 1% اسناد جهان بر ضد کوروش کبیر است بنده با اجازه شما به 99% دیگر استناد می کنم .
از شما و تعدادی از هم وطنان آذری کشورم تقاضا دارم توجه کنید: کوروش کبیری که به باد اهانت گرفته اید از اجداد خودتان و تنها و آخرین فردی است که اتحاد پارس ها و مادها را چه از نظر نژادی و چه از نظر اجتماعی حفظ کرده است. همچنین از شما تقاضا دارم پرسش و پاسخ 1186 وبلاگ در اینجا را مطالعه کنید، و اینگونه تف سر بالا به صورت خودتان و به صورت ما و مردم کشورتان نیندازید!
پرسش 1218: درود اصلا به فرض شما اسکندر ایرانی است وفاتح کل اروپا !! چرا با این همه فتوحات باید بهش بگویند اشک آندروس (شاه سوریه)؟ چرا در متون پهلوی اسم اصلی او مهرداد گفته نشده؟ چرا الکساندر؟
پاسخ: پادشاهی از نژاد ماد (اشکانی) که در داهه (در غرب ایران امروزی بوده است) و باختریش (موصل تا آذربایجان) شاه محلی بوده است در سال 73 ق.م به سوریه که یکی از پایتخت های مهم آن زمان بوده حمله کرده و فاتح شده است. این فرد زمانی که به پارس حمله می کند لقب اشک اندروس را هم داشته است. نام او در متون ایرانی به صورت اشک هفتم بغ پور شاه یعنی پسر بغ یعنی پسر خورشید خدا یعنی به قانون مهر = میترا = میثره همان میتری دات (مهرداد) یعنی دات = قانون یعنی به قانون میترایی است. این فرد با الکساندر 320 ق.م که از نژاد یونی های آشوری بوده و در تاریخ ایران با عنوان کی هروم (کهرم) آمده است هیچ ارتباطی ندارد! الکس = حامی آندروس می شود الکساندر اما 266 سال بعد اسک = اشک لقب پادشاهان اشکانی که فاتح آندروس نیز بوده می شود اسکندر و منظور میتری دات اشک هفتم خاندان اشکانی است.
پرسش 1219: نوروز متعلق به چه قوم ایرانی است؟
پاسخ: سومریان, ایلامیان و کاسها. این جشن مطلق به کلیه اقوام ایر و پارس می باشد.
پرسش 1220: خواستم نظر شما رو در مورد فیلم سینمایی راه آبی ابریشم بدونم! فیلم رو چطور می بینید! جالب اینه که تایلندی ها گفتن ایران بخشی از تاریخ کشورشان را به تصویر کشیده است! خب این هم نظریه در روزنامه های آن کشور! توی فیلم محمد رسول الله همه دستار بر سر بودند! در حالی که هم الان و هم در گذشته اونا گتره یا همچین چیزی میذارن سرشون! و عمامه یا دستار مال قریش هست که زمان حضرت اسماعیل از بابل اومدن و طبق تاریخ بلعمی ایشون کرد بوده از به همین خاطر ایشون و نوادگانشون من جمله پیامبر اسلام دستار سرشون می ذارن و صدر اسلام هنوز باب نشده بوده!
بهرام چوبین خاقان چین رو مفتضهانه شکست داد و کشت و پسرش رو نیز اسیر کرد! آیا منظور چین استان است؟ در ضمن برادرش وستهم هفت سال خراسان رو مستقل از حکومت مرکزی نگاه داشت! آیا منظور از خراسان هم در غرب ایران است؟ تشخیص همه ی این ها بنابر نوشته های کتاب اسکندر ایران الکساندر یونانی نیست کمی مشکله و مطالعه ی فراوان می خواهد!
پاسخ: کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست بررسی است تا زمان اشکانیان و به شما خاطر نشان می کنم مطابق اسناد ارائه شده تا این زمان کلیه نام ها در غرب ایران است. بر اثر مهاجرت دسته جمعی در ایران حکومت ساسانیان گرفتار یک نام برای دو محل بودند، که سعی در رفع آن کردند بار دیگر تکرار میکنم :
برای بررسی مکانها در تاریخ ایران ــ از شروع تا زمان حمله اسکندر و حکومت 300 ساله اشکانیان کلیه این نامها (چین استان, هند استان, خورآزمیا, خورآسان، کرمان شهر, ایرآن شهر ... در غرب ایران امروزی بودند .
برای بررسی تاریخ ساسانیان (که شما به بهرام چوبین در این زمان اشاره کردید) باید بپرسیم کدام خراسان؟ و این سوال شامل بررسی حمله اعراب به ایران نیز می باشد. توجه ندارید که اعراب دوبار در اختلاف زمانی حدود 30 سال خراسان را فتح کرده اند.
اما به شما خاطرنشان می کنم فردوسی در همین خراسان امروزی متولد شده است، و امام رضا نیز در همین خراسان امروزی بوده است، در این زمان این اختلاف مکانی به کلی حل شده است.
ادامه پرسش: سوالی دیگر داشتم در خصوص بندهش! که در آن به حمله ی تازیان اشاره دارد! آیا نویسنده زرتشتی آن مانند هرودوت و الکساندر نویسان عقده ی خود را بر روی کاغذ خالی کرده و انتشار دین اسلام را که قدرت را از موبدان زرتشتی گرفت را حمله اعراب نوشته است! البته می دانیم سه نسخه داشته که ممکن است دست برده باشند که در مقدمه ی کتاب هم ذکر شده که به هند برده شده و به دست مزدورانی از استعمار افتاده! و نخستین ترجمه از آن به دست انکتیل دوبرون انجام گرفته و نسخه را به فرانسه برد از هند! ن ل وسترگاد و مارتی هوگ آلمانی دیگر نسخه ها را در هند به دست آوردند!
پاسخ: شما به لغت تازیان توجه داشته باشید این لغت را در همه جا به اعراب ترجمه می کنند که درست نیست. تازیان در متون پهلوی قبل از حمله اعراب به ایران مادها بوده اند، که در کتاب اسناد لازم ارائه شده است و بر این وبلاگ کپی شده است و در پرسش پاسخ های قبلی به تفسیر شرح داده شده است. اما در مورد تازیانی که در آخر بندهش آمده است شاید اعراب را نیز شامل شود اما کدام تازیان به کمک کدام تاریان دیگر به کجا حمله کرده اند و چند سال طول کشیده است سوالاتی است که باید بیشتر بررسی شود. همچنین شما در قسمت اول سوالتان به حضرت اسماعیل اشاره داشتید. حضرت اسماعیلی که پدرشان حضرت ابراهیم از کردستان ایران بوده است از دید بندهش از تازیان = مادها نتیجه می شود و از دید حقیقت ایرانی و از نژاد ماد بوده اند، عربی درکار نیست! می دانید نژاد عرب در کجای جهان سکنی داشته است؟ نقشه را باز کنید انتهای شبه جزیره عربستان در عمان و یمن. بنی اسماعیل از نژاد مادهای ایرانی (تازیان بندهش) اصلا نمی گذاشتند این اعراب به مکه برسند چه رسد به ایران!
البته نویسنده زردشتی بندهش دل خوشی از حمله این گروه به ایران و دگرگونی مذهب در ایران نداشته است اما تصور می کنم با لغت تازیان به درستی نژادی که به ایران حمله کرده اند را مادهای ساکن مکه معرفی کرده است که با اسناد تاریخی و اسناد مذهبی مطابقت دارد و مجتهدین اسلامی این مدارک را تایید می کنند. گویا نژاد عرب به ایران حمله نکرده است. من محقق تاریخ اسلام و حتی تاریخ ساسانی نیستم از شما تقاضا دارم برای اطلاع بیشتر و کشف حقیقت با محققین این دوره تاریخ و مجتهدین اسلامی کشورمان تماس حاصل فرمایید.
نظر انوش راوید: در مورد جاده ابریشم یا راه آبی ابریشم، به کشور چین کنونی، ساخته و پرداخته داستان نویس های قرن 20 است، نه یک واقعیت تاریخی. کشور چین دو هزار سال پیش تولید کننده ابریشم نبوده، هیچ سند تاریخی در این باره وجود ندارد، بلکه استان چین ایران تولید کننده ابریشم بوده است. اما امروز با وجود آزمایش هایی متوجه شده اند، که تعدادی از فراعنه مومیایی معتاد به کوکائین بوده اند. پرسش: چه کسی و چگونه می توانستند این کوکائین را تهیه نماید؟ وظیفه جوانان باهوش محقق ایرانی است، که ثابت کنند ایرانیها در زمان سلسله هخامنشیان، از راه دریا به پرو می رفتند و باز می گشتند، و کوکائین را آورده بودند.
مسلمانان صدر اسلام که به خورآسان ایران و پایتخت عاریه ای شاهنشاهی ساسانیان حمله کردند، مردمان بخش های غربی ایران بودند، آنها بدلیل تاریخی و جغرافیایی نمی توانستند به تمامی ایران کنونی وارد شوند. مباشران هر دین با بزرگ و کوچک نمایی تاریخ، ترفند های خاصی برای جلب توده ها داشته اند. تاریخ استعمار انگلیس در ایران، کلی استفاده از زرتشیان و پارسیان هندوستان را داشته است، حتی بی بی سی در این مورد برنامه ای داشت، که آنها چقدر به امپراتوری بریتانیا خدمت کرده اند، البته این خدمت در مواردی دو طرفه بوده است، که نیاز به تعلیل و تحلیل های مستقل دارد، البته بنظر من به سود ایران بوده است.
پرسش 1221: چرا موزه ی بریتانیای صغیر از پس دادن گنجینه ی امودریا (شامل زیور الات طلایی از دوران هخامنش) به تاجیکستان تفره میره؟ منظور از سکه های عرب-ساسانی و ساسانی- سلوکی چیست؟
پاسخ: تصور نمی کنید اگر موزه های اروپا گنجینه های کشور هایی که دزدیده اند پس بدهند، این موزه ها خالی می شود؟ آنوقت فقط دو مجسمه از سلت های دراز گوش که کل پیشینه و تاریخ باستان اروپا را تشکیل می دهد در این موزه ها باقی می ماند. گنجینه آمودریا که هیچ اموال یونان را هم پس نمی دهد، تازه ما هم باید منشور کوروش را با کلی منت قرض بگیریم!
لابد اصطلاحات عرب- ساسانی و ساسانی – سلوکی هم چیزی شبیه به هند و اروپا و هند و یونانی است که ایران ان به زودی فاکتور گرفته می شود، و به زودی شاهد عرب – هندی و هندی – یونانی خواهیم بود. از من به شما نصیحت: هند و اروپا در کتاب تفسیر شد بخوانید، و هند و یونان هم بر همین وبلاگ بود آن را هم بخوانید و بخندید، و این اصطلاحات بامزه و بی منطقی که با آن سر و ته جهان و سر و ته سلسله ها و نژادها را برای خودشان به هم دوخته اند را فراموش کنید .
پرسش 1222: یعنی مجسمه ی الکساندروس در ترکیه مجسمه میثره است؟
پاسخ: آفرین به شما تصور نمی کردم بتوانید کله مجسمه را به این راحتی تشخیص بدهید، آفرین، قضاوت را به عهده خودتان گذاشتم. من اسناد را کنار هم گذاشتم شما بگویید کدام است؟
تنها به جا می دانم مسئله ای را به شما خاطر نشان کنم: مجسمه شخصی در اروپا و در حال کشتن گاو در معابد میترایی پیدا شده است، که به آن مهر (میثره, میترا) می گویند، این فرد در اروپا سکه دارد که به سکه میثره مشهور است. آنچه اسناد نشان می دهد, این است که این فرد سازنده معابد میترایی و فاتح اروپا و اسکندر تاریخ ایران است، که چون نام او میتری دات (مهرداد) = قانون میترایی بوده است، این مجسمه ها و سکه ها به میترا (مهر, میثره) شهرت پیدا کرده اند.
پرسش 1223: در کتیبه رباطک ننوشته خط یونانی خطی آریایی است, نوشته کتبیه ای به خط یونانی و زبان آریایی. چرا کانیشکا باید یونانی بنویسد؟
پاسخ: چرا این سوال را از خودشان نمی پرسید!؟ مگر متوجه استدلال شان نیستید؟ می گویند چون یونانی ها فاتح افغانستان بودند، افغانی ها تا زمان حمله مغول به ایران به خط یونانی می نوشتند! این مزخرفاتی است که در مورد ای خانم از ویکی پدیا برای من کپی کردند، که تفسیر کنم! به پرسش و پاسخ 21 مراجعه نمایید. حال اگر صدهزار بار اینجا بنویسم :
فنقیها 1300 ق.م، خطی اختراع کردند که مادر خط های آرامی , سریانی, یون انی, فارسی و عربی شد. یونی آن در 1100 ق. م، این خط را از فنقی ها گرفتند. کهن ترین سند یونی مربوط به 800 ق.م است، که از راست به چپ نوشته شده است. این خط یونانی نیست این خط فنقی است، و صدها قوم برای نوشتن از این خط استفاده می کردند، که یکی از آنها یونی ها بودند، دیدن این خط در جایی سند بر حضور یونی ها در این مکان نیست! باز بر می دارند برای من سند ارسال می کنند، که خط یونانی (در اصل فنقی) را در افغانستان دیدیم، پس الکساندر فاتح هند است !
پرسش 1224: گویی اشتباهی کرده ام. جزیره اندروس در جنوب شرقی جزایر دریای اژه است .andros هم هست که ربطی با anderos ندارد. امید وارم سالی خجسته و پرکار همچون سال ها پیشتان داشته باشید.
پاسخ: هیچ ایرادی ندارد همه ما اشتباه می کنیم، از تذکر شما نهایت سپاس را داریم. آقای راوید از شما تقاضا دارم محبت بفرمایید، در سوال پیشین ایشان غرب یونان را به شرق یونان تصحیح بفرمایید و یا این قسمت را همینگونه بر وبلاگ باز کنید، که رفع هر گونه سوء تفاهمی بر ایشان باشد.
پرسش 1225: آیا "مگاس" معنی مغ میدهد، و چرا بیشتر به معنی "بزرگ" ترجمه شده؟ آیا سکه های 2زبانه ی یافت شده ی از اکراتید (یونانی و پالی) نشانی از پیشروی به هند است؟ (دِمِتریوس که قادر نبود بر تمامی سرزمین هایی که تصرف کرده بود فرمانروایی کند، متصرفاتش را در دره کابل و منطقۀ قندهار (شامل شهر هایی چون دِمِتریاپولیس) و اَلِکساندروپولیس، که احتمالا قندهار امروزی باشد) به برادرش آنتیماخوس یکم داد. انتیماخوس در حدود ۱۷۱ پیش از میلاد در طی یک کودتا بدست فرمانروایی ستمگر بنام اوکراتید سرنگون شد. اوکراتید پس از رسیدن به تاج و تخت، خود را، آنطور که بر روی سکههایش نوشته شده، مِگاس Megas؛ "بزرگ" خواند. سکههای اوکراتید یکی از بزرگترین سکههای ضربشده در عصر باستان هستند. اوکراتید که به باختر کفایت نمیکرد، به سوی خاور و به هند لشکر کشید و برای کسب قدرتی در قلمرو دولت یونانیِ هند با این فرمانروایان یونانیِ هند درگیر شد: آپولودوتوس یکم، آنتیماخوس دوم و مِناندِر یکم. پیشرویهای اوکراتید در هند بر روی سکه های بیشمار دوزبانه (حک شده به یونانی و پالی) دیده میشود. این قتل جنگهای داخلی را دامن زد، که به تضعیف فرمانروایی یونانیانِ باختر منجر شد. بازماندگان اوکراتید - اوکراتید دوم و لیوکلِس یکم آخرین پادشاهان یونانیِ باختر بودند که نتوانستند از پیشرفت قبایل یوئهژی از سوی شمال جلوگیری کنند.
پاسخ: Magnus ــ در ترجمه های اروپایی تبدیل به der gross آلمانی و the great انگلیسی شده است، و این لغت همان مگان یا مغان فارسی+ us پسوند آشوری است. مغ ان = بغ ان است، که ما متاسفانه به جای استفاده لغت پارسی آن از ترجمه دوباره لغت the great = کبیر استفاده می کنیم. انتیماخوس در حدود ۱۷۱ پیش از میلاد در طی یک کودتا بدست فرمانروایی ستمگر بنام اوکراتید سرنگون شد. بدین ترتیب شما بر این باور هستید که تا حدود 171 پیش از میلاد یونانی ها در کابل و قندهار بوده اند! و اکراتید (لابد یونانی!) وسط افغانستان در این سال ها خود را بغ بزرگ میترایی= Magnus معرفی کرده است! بسیار خوب فقط به من بگویید این حکومت اشکانی که می گویند از ارشک 211 ق.م، تا بلاش سوم 191م، پادشاهان کجای جهان بودند؟ اگر باختریش را بلخ افغانستان تصور می کنید، بالاخره یکی از روی این تاریخ های بامزه به ما هم بگوید 211 ق.م، به بعد اشکانیان حاکم افغانستان و ایران بودند یا یونانی ها؟
به نوشته و استناد کلیه مورخین یونانی : Oxus از کوه های قفقاز سرچشمه گرفته و به دریای کاسپیان میریزد. Oxus نمی تواند آمودریا در افغانستان باشد، رودی در شمال غربی ایران امروز است. اسکندریه بر روی Oxus آی خانم با نام ازبکی! (و نه یونانی!) نیست . به نوشته و استناد کلیه متون ایرانی و کتیبه های داریوش اول :
باختریش که به زبان پارسی معنی غرب را نیز دارد، بلخ امروزی در افغانستان نیست، استانی از موصل تا آذربایجان بوده است . نوشته مورخین یونانی غلط نیست، مفسرینی که برای رساندن الکساندر به هندوستان امروزی, باختریش را بلخ افغانستان تعبیرکرده اند، ابروی آنها را برده اند.
پرسش 1226: یا میشود در مورد سنگ نوشته ی هاتیگومفا توضیح دهید: (طبق سنگ نوشتۀ هاتیگومفا Hathigumpha؛ "غار فیل")، در اودایاگیری هند، که گفته میشود در حدود ۱۵۷ پیش از میلاد کنده کاری شده، پادشاه یاوانائی (یونانی) بنام دِمِتریوس سپاهیانش را عازم شرق هند، و احتمالا تا شهر راجاگریها کرد، پیش از آنکه به سوی غرب عقب نشینی کند. دِمِتریوس که در نبرد شکست نخورده بود، پس از مرگش عنوان آنیکِتوس را بر روی سکه های ضرب شده توسط آگاتوکولِس، یکی از بازماندگان دولت یونانی هند خویش کسب کرد. دمتریوس در این پیشروی یونانیِ هند را در خاورترین کرانه های دنیای هِلِنی تاسیس کرد، و در آن یونانیان برای دوصد سال آینده فرمانروایی کردند. (حضور یونانیانِ هند در شمالغرب هند، شمال پاکستان، و شرق افغانستان تا سقوط آخرین امیر نشینانِ کوچک توسط کوچ نشینان سکائی در حدود ۲۰ پیش از میلاد دوام کرد).
پاسخ: پرسش قبلی را که ان هم از شما بود با وجود تکرار پاسخ گفتم . محبت بفرمایید پرسش 1159 و پاسخ آنرا در اینجا را مطالعه بفرمایید، چنانچه سوال دیگری جز آنکه مطرح شده است دارید، برای پاسخ گویی در خدمت شما هستم.
کلیک کنید: زندگی نامه زنده یاد ابراهیم پور داود
انوش راوید: در پرسش و پاسخ قبلی نوشتم: در این وبلاگ تاریخ و تاریخ اجتماعی، فقط با دید تحقیق و تحلیل های علمی بررسی می شود، و از نوشتن شعارهای ملی و اشعار حماسی، خوب و بد گویی های محتلف، خود داری می شود. دلیل آن فراوانی شعار و تعریف های بی تحلیل در تاریخ و بویژه در حال ایران است، که وقت و انحراف زیادی را خواهد گرفت، و شاید هم به دو دلیل خوشایند نباشد، یک از حوصله وبلاگ در تحقیق و تحلیل های تاریخی خارج است، و دو شداید افراد بیش ملی پانیسم. بهمین جهت یک خط شعر تکراری را که توسط اردوان عزیز یکی از مطالعه کنندگان وبلاگ نوشته شده بود حذف کردم، ضمن سپاسگزاری از بانو پرنیان حامد گرامی، که با حوصله و تخصصی به یکایک پرسشها پاسخ می گویند، بدلیل رشم* ملی ایشان به شاهنامه فردوسی، قطعه زیر را همراه تذکر کوتاهی می نویسم.
پرنیان حامد: آقای راوید عزیز چرا عصبانی می شوید؟ اردوان شعری از فردوسی نوشته بود احتمالا هوای بهاری او را گرفته سر سالی اشعار حماسی فردوسی می خواند. من هم با رنگ قرمز شعر او را تکرار کردم مطمئن باشد ما هم وطن پرست و فردوسی دوست هستیم.
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
انوش راوید: بمنظور تحلیل این موارد، در پست بعدی مطلبی با عنوان فلسفه نورزوز در اقوام آریایی می نویسم.
* رشم = نام روستای کویری در میانه دشت کویر ایران، که جوی آبی زلال و سرد، از دل کوه کوچکی ناباورانه بیرون می آید، و آن آبادی را در دل کویر خشک دیدنی کرده، و هر شخص که به این روستا برود عاشق و علاقمند به آن می شود، به همین دلیل آنرا رشم نامیده اند، به گفته مردم محلی رشم یعنی عشق و علاقه، جهت اطلاع بیشتر به سفر های انوش راوید بروید.
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://ravid.ir
















