پاسخ و پرسش از تعداد
ادامه از پست قبلی در اینجا، صفحه 2
6. تخت جمشید را الکساندر یونانی سوزانده است؟
اول آنکه آنچه نوشتند با تاریخ لوحهای بابلی همخوانی ندارد و سپس از لحاظ باستانشناسی به من بگویید آیا پارچه نیمه سوخته 2500 سال پیش در زیر خاک باقی می ماند که ادعا می کنند آن ها را در حفاری تخت جمشید از زیر خاک بیرون آورده اند و سپس از لحاظ علم سنگ شناسی آنچه استاد کشورمان مرحوم احمد حامی گفته اند را به صورت علمی رد کنید:
تخت جمشید هیچگاه در آتش نسوخته است زیرا:
تخت جمشید روی سنگ آهک و با سنگ آهک ساخته شده است، سنگ آهک خالص, کربنات کلسیم caco3 است که در فشار یک جو, در گرمای 894,4 درجه با گرفتن cl/g 391 گرما میپزد و به 44,05 درصد co2 و 56,07 درصد cao تجزیه می شود. گاز co2 به هوا می رود و آهک زنده Cao می ماند. آهک زنده Cao , با آب ترکیب آهک شکفته ca(oH)2 میدهد و cl/g 280 گرما آزاد می شود. آب, آهک شکفته را میشوید و با آن, آب آهک درست می کند و روان میگردد.
اگر تخت جمشید در آتش سوخته بود باید سنگهای بالاتنه آن در شعله های آتش و سنگ های کف آن زیر جسمهای سوزان فروریخته, کمی پخته باشد آب باران و برف با پوسته آهک پخته ترکیب آهک شکفته داده باشد و آن را شسته باشد.
سنگ هایی را که از زیر خاک بیرون آورده اند بویژه سنگ های کف همگی سالمند و لبه شان تیز و کنده گری شان مانند روز نخست به جا مانده است این می رساند که تخت جمشید نسوخته و سطح سنگهای آهکی آن نپخته است و ترکیبی از آب باران و شسته شدن آن نیز موجود نمی باشد. (احمد حامی)
7. در باره روم طبق اسناد تاریخ روم باید حداقل 3000-3500 قدمت داشته باشد این هم نمونه ای از این اسناد: دقیانوس جشن هزارمین سال بن افکنی روم را گرفته است! کجاست این روم حداقل -3500 -3000 ساله ای که دقیانوس برایش جشن گرفته است؟ هیچ اثری با چنین قدمتی در اروپا دیده نمی شود.
http://www.cae.blogfa.com/post/55
لذا از دید باستان شناسی اول مشخص بفرمایید رومیانی که باساسانیان در گیر بودند چه کسانی هستند و پایتخت آنها کجا بوده است؟
از دید تاریخ نگاری
محبت بفرمایید به تناقض های زیر پاسخ قابل قبول بدهید:
1 ــ این متن ازضمیمه پروفسور همیلتون بر آریانوس برداشت شده است به سوالات اینجانب در میان متن پاسخ بدهید با سپاس:
بهار 334 : حمله به آسیا (آریانوس)
زمستان 334 : اسکندر در گوردیوم (آریانوس)
بهار 333 : ترک گوردیوم(آریان)
نوامبر : نبردایسوس (آریان)
حمله 10 روزه به کشور عربستان (پلوتارک اریانوس سترابو)
پرنیان حامد: مگر چنین چیزی ممکن است !؟
.....................................................................
ژانویه-اوت 332 : محاصره صور (آریان ، پلوتارک)
سپتامبر -اکتبر : محاصره غزه (دیودوروسسیسیلی)
14 نوامبر : اسکندر به عنوان فرعون مصر در
ممفیس
تاجگذاری میکند
.
پرنیان حامد: لذا الکساندر یک ماهه مصر را فتح کرده است ؟!
.....................................................................
زمستان 332 : سفر به سیوا
(آریان)
7 آوریل 331 : بنای اسکندریه
پرنیان حامد : جشن بنیانگذاری این اثر به تاریخ 30 ژانویه 331 (25 تیبی) است. لذا الکساندرپنج ماهه شهر اسکندریه و فانوس اسکندری را ساخت و به سیوا نیز رفته است.
..................................................
....................
20-21 سپتامبر 331 : ماه گرفتگی قبل از نبرد گوگمل (آریانوس-
لوحهای بابلی)
پرنیان حامد :
تاریخ این لوحها به استناد مکتوبات مورخین یونانی 331 ق.م حدس زده شده است حال آنکه این ماه و خورشید گرفتگی به استناد مدارک ناسا سال 331 نیست این سال 330 است که بدین ترتیب 20 سپتامبر و 5 اکتبر ان نیز دقیقا درست خواهد بود. لوح یافت شده در بابل سند فتح بابل توسط یون ان (کهرم پسر ارجاسپ خیونی) به استناد تاریخ ایران ماه گرفتگی قابل رویت آن در بابل
Day 13 [20 September]: Sunset to moonrise: 8º. There was a lunar eclipse
دقیقا به تاریخ 20 سپتامبر سال 330 ق.م و خورشید گرفتگی غیر قابل رویت آن در بابل به تاریخ 5 اکتبر سال 330 ق. م. می باشد.
روز سیزدهم برابر با بیست سپتامبر ، خسوف روی داد ،
04036 -0330 Sep 20 22:24:32 14417 -28810 51 T -p 0.3630 2.1730 1.2105
بیست و نهم : کسوفی که از قلم افتاده بود، پس از حدوداً 1º شب پس از غروب تصور می رفت
03992 -0330 Oct 05 23:39:58 14416 -28809 77 P t- 1.1169 0.7567 72N 37W 0
.....................................................................
1 اکتبر331 : نبرد گوگمل(پلوتار)
پرنیان حامد : گوگمل به تفسیر مفسیرین دشتی نزدیک نینوا است 331 او در نینوا بوده که مطابق لوح بابلی نیست 330 ق.م ماه گرفته و او در این زمان یعنی سپتامبر 330 ق.م بر دروازه بابل بوده است .
.....................................................................
ژانویه-مه 330 : توقف در تخت
جمشید(پلوتارک)
اواسط مه : آتش گرفتن تخت جمشید (کنت
کورث)
پرنیان حامد : دسامبر 330 ق.م بر دروازه بابل بوده است لذا سرگذشت سوختن تخت جمشید بی اساس خواهد بود !
.....................................................................
ژوئیه : مرگ داریوش سوم(آریان)
بهار 329 : اسکندر به هندوکش می رسد
(استرابو
و آریان)
پرنیان حامد : الکساندر 4 ماهه از تخت جمشید در حال جنگ با بسوس و سرداران شهر هایی چون همدان . سیستان (منزل رستم!) خراسان و ... به افغانستان می رسد (شگفتا جدی شگفتا به این خداوند احسنت می گوییم کاشف هواپیما و قطار سریع السیرخودشان را خسته کردند کافی بود در فرهنگ غنی یونانی جستجویی می کردند و رمز کار الکساندر را می گشودند !)
.....................................................................
میانه تابستان : جنگ با سکاها در شمال
سیحون
(آریان)
میانه زمستان 329 : اسکندر در بلخ (آریان)
بهار 328 : پیشروی به سوی آمودریا (آریان)
زمستان 328 : اسکندر در نوکاتا
(آریان)
آغاز بهار 327 : حمله به صخره سغد(آریان)
پایان بهار : خروج از باکتریا (آریان)
مه 326 : نبرد رود هوداسپس(آریان)
نوامبر 326 : آغاز حرکت به پائین آبهای
هوداسپس
(استرابو)
ژوئیه 325 : ورود به پاتالا(استرابو)
پایان اوت : اسکندر پاتالا را ترک میگوید(آریان)
20 – 21 سپتامبر
: نئارخوس
از پاتالار خارجمیشود(آریان : ایندیکا)
زمستان 325 : اسکندر در کارمانیا (کرمان)
(آریان)
.....................................................................
پرنیان حامد : الکساندر سه
ساله با سکا ها جنگیده است ، افغانستان و بلخ را فتح کرده سرازیر شده است هندوستان را فتح کرده است و
از دهلی نو تا کرمان ایران باز گشته است؟ (خدا
پدر و مادر هرکس که این تاریخ ها را نوشته بیامرزد، اتحاد جماهیر شوروی این همه سال با این همه تکنولوی و هواپیما و بمب
جلوی چشممان نتوانست افغانها را از اون کوهها
بیرون بکشد! آنوقت الکساندر سه ساله این مکان را فتح کرده از وسط کوههای صعب العبور رد شده رفته هند را هم گرفته به کرمان
ایران رسیده است! آفرین به این مورخ جغرافی
شناس یونانی آریانوس عجب تاریخی تحویل جهان داده است؟ بیش از آن آفرین به مفسرینی که با تفسیر
اکسوس به آمودریا در افغانستان آبروی این مورخین را اینگونه برده اند (مورخ بی
گناه است مفسر اینگونه ابروی آنها را برده است)
.....................................................................
بهار 324 : اسکندر وارد شوش میشود
(آریان)
پرنیان حامد : کسی که یک ماهه مصر را فتح کرده است از کرمان تا شوش را چهار ماه وقت لازم داشته است ؟
.....................................................................
زمستان 324 : لشکرکشی علیه کوسی ها (آ
بهار 323 : بازگشت اسکندر به بابل
پرنیان حامد : الکساندر کبیر
سه ماهه کاس ها و مادها را شکست داد و سواحل دریای خزر امروزی که حتی ساسانیان هم نتوانستند آن را بگیرند فتح کرد
و راهی بابل شد؟
10 ژوئن : فوت
الکساندر
(نسخه سریانی ، لوحبابلی)
پرنیان حامد : خدا بیامرزد این سردار افسانه ای را.
.....................................................................
این متن از ضمیمه پروفسور همیلتون بر آریانوس برداشت شده
است.
پرنیان حامد : حال اریانوس از سواحل دریای اژه دسترسی نداشته که بداند جغرافیای ایران و افغانستان چگونه است و چه مزخرفی را بر نوشته های او تفسیر خواهند کرد (این مورخ هم فقط گفته تا هندیجان رفت) اما سپاس فراوان داریم از پروفسور همیلتون عزیز که حتی زحمت باز کردن یک نقشه جغرافی را به خود نداده است و در نهایت بی شرمی این مزخرفات بی سر و ته را به خورد جهانیان می دهد.
2. الکساندر به سال 323 به استناد لوح بابلی در این شهر چشم از جهان فروبست. و نیکاتور (نیک + آتور یعنی آتش نیک!) سلوکس اول از سرداران او در سال 306 به جای او نشست که چون حفره برای عوام فریبی خیلی گود شد مفسرین می فرمایند از سال 312 تا 306 گرفتار جنگ بود و وقت نکرد تاج به سر بگذارد و شما بفرمایید حفره اول را چگونه پر کنیم؟ از سال 323 مرگ الکساندر تا سال 312 که سردار ا و سلوکید مشغول جنگ شد (تا بتواند 6 سال بعد تاجگزاری کند) 11 سال است +6 سال جنگ ااو = 17 سال بفرمایید با این 17 سال سوراخ این وسط چه کنیم؟
3. نوشته مورخین یونانی و رومی که همه انان 300 سال بعد از واقعه بوده اند می تواند مخلوطی از این دو اتفاق باشد. به سال مکتوبات این مورخین توجه بفرمایید:
Diodorus (دیودوروس نیمه دوم 100 ق.م حدود 50 ق.م )
Arrian 7B 29 (آریان به سال 297 بعد از میلاد)
Plutarch پلوتارک (سال 64 تا 125 بعد از میلاد)
Curtius (کرتیوس حدود 100 بعد از میلاد )
justin جاستین (200 یا 400 بعد از میلاد)
توجه دارید که قدیمی ترین آنها حدود 50 ق.م است. گویند کلیه نوشته ها از زمان الکساندر یونانی تا 50 ق.م مفقود شده است! (نوشته های هومر , هرودوت و کتزیاس چرا مفقود نشده است!) این راویان با 300 سال اختلاف زمان به راحتی ممکن است مخلوطی از سرگذشت دو فرد را نوشته باشند . در نوشته ها تناقض فراوان است چنانکه جاستین اصلا راجع به الکساندری سخن می گوید که والی اشکانی در هیرکان (آندروگوراس) بوده است! لاجرم نمی توانیم به این اسناد مکتوب 100% اطمینان داشته باشیم و باید آنها را جمله به جمله بررسی و با حقیقت زمانی و مخصوصا مکان های جغرافیایی و تاریخ ایران مطابقت بدهیم و تنها در صورت درست بودن حداقل سه شرط بالا ان را بپذیریم.
تاریخ کشورمان با وجود کلیه حملات و آتش سوزی ها و ویرانی ها هنوز در دسترس ما می باشد. بیایید و این مکتوبات درهمی که به ما دیکته کرده اند و برایمان تاریخ جدید نوشته اند کنار بگذارید و تاریخ کشور خودمان را احیا کنید. از شما تقاضا دارم به کتاب" اسکندر تاریخ ایران الکساندر ایرانی نیست " که به سیاقی دیگر نگارش شده و اسناد تاریخ ایران در آن بررسی شده است رجوع کنید و ببینید که چه زیبا این دو شخصیت کهرم (الکساندر مورخین یونانی) و اسکندر در این تاریخ ها مجزا آمده است. ببینید که این تاریخ با اسناد باستانشناسی نیز هم خوانی دارد. ببینید که ابوریحان بیرونی بدون دیدن اوحهای بابلی دقیقا نوشته است که فیلقوس برادر اسکندر بود ببینید که ابوریحان بیرونی از دو اسکندر مجزا سخن می گویید و هر دو تاریخ اسکندری را بررسی کرده است و .....
پاینده باشید

















