پرسش و پاسخ ویژه 47

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه:  پرسش های این صفحه در مورد لوح های بابلی است،

 کلیک کنید:  تحلیل لوح های بابلی

   پرسش 1433:  با سلام و درود بر جناب راوید و سرکار خانم حامد و تشکر به جهت توجه و لطفی که به عرایض بنده دارید. پرسشم این بود که با توجه به نظریه ی جناب آقای راوید مبنی بر، رد ماجرای مهاجرت آریایی ها و نیز یکی از پژوهش گران کشورمان که در جایی می خواندم که ایشان هم اعتقاد دارند آریایی ها از ابتدا در کناره خلیج فارس مستقر بوده اند و ماجرای مهاجرت را رد کرده اند، با این حساب آیا باید اقوام ژرمن و هندی را در زیر مجموعه ی اقوام ایرانی تعریف کرد؟ اگر جواب بله است، در این صورت، آیا اصطلاحات هند و ایرانی یا هند و اروپایی درست است؟  با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  کتاب صفحه 45-46 :

   مشکل اصطلاح "هند و اروپایی" آن است که هندی که از آن سخن به میان است آریابهارات (کشور هندوستان امروزی) نیست بلکه دولت و فرهنگ هخامنشیان پارس نژاد و اروپای ان اروپه باستانی است، که مردم آن از تخمه  تهمورث منظور آیر ها می باشند، که اگر جمع "ها" عربی را از آن برداشته و فارسی آن را که "ان" است به کار بریم آیران یا ایران نتیجه می شود، نژاد آیران که هرودوت آن را به صورت arians  اریان آورده است در اران  در شمال رود ارس بوده اند، و کوچهای اری ان (اریایی ها) از این منطقه صورت گرفته است، این تغییر مکان که بر اثر جنگها و ..... از طرفی به سوی اروپای امروزی (فتوحات اسکندر در اروپا) و از سوی دیگر به سوی آریابهارات (مهاجرت شکست خوردگان جنگی و مزدا کیش در جنگ اسکندر) صورت گرفته است اصطلاح هند و اروپا را به وجود آورده است. در مورد هند و کرمان (ژرمان) و یا آریایی های کرمانی (ژرمانی) نیز جز آنکه بگویم محل کرمانشهری که در تاریخ ایران آمده است کرمانشاه امروزی است، بهتر است هیچ نگوییم که خود این نام به خوبی گویای واقعیت آن است.  

   هند , هند استان , هندویش در ناحیه هندیجان و جنوب غربی ایران امروز بوده است.

   فرهنگ کشور هندوستان امروزی (آریابهارات) هرچه که بوده است و هر قدمتی که دارد و هر تاثیری که در فرهنگ ایران کرده است بحثی است که از موضوع این کتاب خارج است حتی اگر کسی بگوید دولت هخامنشی و پارسیان پس از لشکرکشی به آریابهارات دارای فرهنگی عظیم تر و پیشرفته تری شدند قابل  پذیرش است در این کتاب تنها و تنها ادعا شده است که محل هند استانی که در تاریخ ایران آمده است, استان یا کشوریست که مرزهای غربی آن در هندیجان (کرانه شمال غربی خلیج فارس) و مرزهای شرقی آن پس از لشکرکشی داریوش کبیر به آریابهارات در شرق این سرزمین و قبل از این لشکر کشی به گفته هرودوت کویر لوت در مرکز ایران امروزی بوده است.

   انوش راوید:  نام گذاری خانواده زبان های هند و اروپائی،  توسط ویلیام جونز در سال ١٧٨٨ درست زمانی که انگلستان در اوج بی رحمی استعماری خود بود انجام شد.  واقعیت این زبان و خانواده هندو ایرانی است، هند خوزستان و ایران ایلام، بنظر من در جمع بندی های مختلف، که در میان مطالب وبلاگ نوشتم، اولین انسان های متمدن هموساپین در زاگرس ایران بوجود آمدند.  آنها ابتدا سومریان را تأسیس کردند،  سپس در تمام جهان پراکنده شدند،  در میان مطالب وبلاگ بارها توسط بانو پرنیان حامد و من گفته شده است.  البته تا زمانیکه این تحقیقات شخصی مورد قبول و تأیید دانشگاه های اروپایی و آمریکایی قرار گیرد، هنوز خیلی کار داریم،  و احتمال اینکه آنها بپذیرند خیلی کم است،  ولی ما نباید کاری به آنها داشته باشیم،  و باید تحقیق و تحلیل های خود را با حفظ آزادی اندیشه و قلم ارائه دهیم.

پرسش 1434:  سلام . دستتون درد نکنه . پس قضیه ی خیانت شخصی به نام مازیار که موجب شکست در جنگ گاگملا چی بود؟ خیلی ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  تعدادی از لوحهای بابلی که می گویند سند حمله الکساندر یونانی به ایران است،  نوشته ام.  اول این لوحها را بدون تفسیر و استناد به مدارک یونانی ها تحلیل کنیم.  الان به قسمت پایین توجه کنید سه  نام مختلف بر این لوحها هست که هیچکدام پسر فیلیپ نیستند. اول ببینیم از روی این لوحها چند تا الکساندر و چند بار به ایران و بابل حمله کرده اند،  بعد با کمال میل بررسی کنیم ببینیم این مازیار زمان کدام یک از این الکساندر ها بوده است و خیانت او چه بوده است، و اصلا به چه کسی خیانت کرده است،  و به نفع چه کسی. بدون استناد به مورخین یونانی و تفسیر های مترجم از روی اصل لوحهایی که می بینید،  شما به من بگویید کدام الکساندر پسر فیلیپ است، سه اسم مختلف روی این لوحها هست (به بررسی پاین رجوع کنید).

   پرسش 1435:  درود . واقعا دستتون درد نکنه . ان طور که میشه نتیجه گرفت الکساندر لقبی بوده است. در زمان اردشیر سوم شورش هایی در سراسر امپراطوری هخامنشی بوده است. در مصر, فنیقیه, فریگیه, لیکیه, بابل, لیدی و.. شاید ماجرای سرکوب اشوب بابل به خاطر همین کار باشد. ولی فرضیه ی شما به استناد متون پهلوی و.. این بوده که هخامنشیان در سال 90-7. ق.م از بین رفته اند که با این تاریخ ها ی الواح بابلی جور در نمیاید . پیروز باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  هیچکدام از لوحهای بابلی تاریخ ندارد که ما قضاوت کنیم 330 ق.م است یا 73 ق.م الکساندر لقب نیست. اسم سه نفر آدم مختلف به سه صورت بر این لوحها آمده است که هیچکدام پسر فیلیپ نیست. همه این لوحها را سند حمله الکساندر به ایران و بابل نوشتند حال آنکه اصلا معلوم نیست چه کسی پسر چه کسی بوده است (به تفسیر زیر توجه بفرمایید)

   ادامه پرسش :  راستی بانو , این تمام این الواح بوده؟ این لوح که مربوط به جانشینان الکساندر کبیر بوده و این لوح نبرد الکساندر با اعراب! و نبر گوگملا در اینجا هس ؟ خیلی سپاسگزارم

   پاسخ پرنیان حامد:  لوح نبرد ارابی ها (که اعراب نیستند) و مرگ الکساندر در بابل در میان لوحها نیست فعلا شما به من بگویید کدام الکساندر کیست و در چه سالی بوده است. آن لوحها را هم برای شما می نویسم شما اول با توجه به بررسی که در پاین این صفحه آمده است به من بگویید کدام اسم الکساندر کبیر است و پسر چه کسی است؟

   ادامه پرسش:   داریوش سوم به ایلام فرار نکرده !‌ مگر به ماد نرفته بود؟

   پاسخ پرنیان حامد:  اسم داریوش سوم روی این لوحها  کجاست؟ یک اسم داریوش روی لوح هست که داریوش اول است یعنی کبیر. من کاری به مورخین یونانی ندارم الان گرامی اسم داریوش سوم کجای لوحها آمده است؟

   ادامه پرسش :  these Ionians a bull [lacuna] short, fatty tissue [lacuna].

ایونی ها گریک greek ها نیستند تنها ما به علت شناخت قوم یونی به این کشور یونان می گوییم ایونی ها نژادی از بین النهرن هستند که با گریک greek ها هیچ ارتباطی ندارنداین نژاد یکی از خاندان آشوری بودند.  در خود لوح لغت ایونی امده ؟ بابلی ها به لغت ایونی و هانا میگفتند ؟

 Ia-ma-na-a-a

   پاسخ پرنیان حامد:  این لغت روی لوح است یک مترجم نوشته ایونی ها یک مترجم نوشته گریک ها یک مفسر زیر آن توضیح داده است که به سپاه الکساندر گریک نمی گفتند و می گفتند  Hanaeans

9’. Lendering (2004, 180-181) draws attention to the fact that in the cuneiform sources, the soldiers of Alexander are usually called Hanaeans, not Greeks

این آشوب را باید به عنوان سند بپذیریم؟

   ادامه پرسش:  بر لوح BM 36304 در بند سوم و چهارم, نوشته شده که بغواس که به او اردشیر میگفتند؟ و الیکسا از سواره نظام (troop) وی بوده؟ ایا لغت ارداویراف نامه = ارکساندر با این ارتباط دارد؟

[..... in] the land of Ú-zu-ia-a-nu, a city of the land of Gutium ایا uzuiaanu همان زو یا زاب نیست؟ سرزمینی نزدیک به نینوا است. نام "زاب" در شمال غرب ایران است. ولی در زمان هخامنشیان, ایلامیان در سرزمین خوزستان بوده اند. مطمئن هستند که گوتیان همان ایلامیان هستند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  این لغت : mbi-/e\-[es?-su?]( بی / ا / اسو  ) با دو علامت؟ از طرف خواننده لوح است. یعنی شک هم دارد. بی همان بغ است (بی بی شهربانو ری  یا بی ستون = بغ ستون) این لغت بغ اسو است. بند 7 این لوح رسما نام داریوش اول امده است. بنابر این نه این بغ واس است نه آن یکی الکساندر است نه این یکی اردشیر دوم یا سوم یا چهارم! این لوح مربوط به یکی از 19 جنگ داریوش اول است هیچ ربطی هم به الکساندر یونانی  ندارد.  

گوتیوم , ایلام به زبان بابلی است. اوزیان همان هوزیان هستند نمی دانم آیا میتوان آن را به زاب و زو نسبت داد! بله گرامی مطمئن هستم گوتیوم به زبان بابلی همان ایلام است.

   پرسش 1436:  سلام . ببخشید منظورتان را نمیفهمم. (در سال 7 الکساندر کبیر پسر ایدم سلوکید ژنرال شد،). کلمه ی سلوکید متعلق به ایدم پدر الکساندر است؟ یا سلوکید متعلق به الکساندر است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  لوح های بابلی را آنگونه که هست بدون تفسیر و قصه های مترجمین و مفسرین برای شما اصل و ترجمه را بر وبلاگ گذاشته و توجه شما را با رنگ قرمز به تضاد هایی که در این لوحها وجود دارد جلب کردم.

   این هم تضاد دیگری که آن را در اینجا تحلیل و توجه شما را به آن جلب می کنم. اینکه مترجم به استناد گفته مورخین یونانی بگوید الکساندر چهارم بود یا پنجم برای من قابل قبول نیست. اصل لوح را بدون تفسیر یونانی و اروپایی  نگاه کنید .

از خوانندگان گرامی دعوت می کنم به تضاد زیر نیز در لوحهای بابلی توجه بفرمایید

  به لوحهای بابلی توجه کنید :
 
1 ـ  نام الکساندر در لوح BM 36390 موجود نیست نام پادشاه فراری نیز در این لوح نیست.  بنابر این این لوح تنها سند پادشاهی است که به ایلام فرار کرده است کدام شاه و چرای آن را نمی دانیم.
 ...........................................
  2 ـ  نام الکساندر در لوح BM 36761 به صورت A-l[ek-sa-an-dar-ri-is ..،  نام پادشاه شکست خورده در این لوح موجود نیست.  نژاد ایونی بر لوح ذکر شده است و خورشید و ماه گرفتگی در آن است که حدس می زنیم سال 330 ق.م است (که این هم مثل اینکه نیست)
........................................
  3 ـ  نام الکساندر در لوح (BM 36304) به صورت a-lik-sa بدون شکستگی یعنی نام کامل این است.

   نام داریوش در این لوح /da-ri\-ia-a-muš یعنی داریوش اول هخامنشی است، (هیچ دلیلی نیست که آن را به زور به داریوش سوم نسبت بدهیم(
   به استناد لوح BM 35603 این نام /da-ri\-ia-a-muš نام داریوش اول و این نام mDa-ra-a-muš نام داریوش سوم است.
بغ اسو نام اردشیر دارد (به بهمن نوه گشتاسپ هم لقب اردشیر داده اند)

.................................................. ..

   4 ـ  لوح  BM 36613
نام الکساندر در آن به صورت A-lek-sa-a]n-/dar\-ri-is است،  در این لوح به وضوح نامهای

 [........... year x]th of Arses, son of Ochos, who [is called (king)] Artaxerxes, [..........]بند 6

ارشک پسر اخوس که به او اردشیر (سوم) می گفتند آمده است. همچنین به تفسیر مترجم می تواند اردشیر دوم پسر داریوش دوم باشد.  یعنی (338-336 BCE)  .و یا (404-358 BCE) .
در بابل برای این الکساندر با لقب شاه عزا داری می کنند. این تناقض وحشتناک است
نام مشابه لوح BM 36761 پس ایونی زمان خورشید گرفتگی به زمان ارسس (ارشک) پسر اخوس است
.................................................. ..

  5 ـ در لوح شجره نامه بابل BM 35603 نام الکساندر به صورت  A-lik-sa-an-dar،  آمده است که هیچکدام نامهای بالا نیست.
.................................................. ..
لوح بعدی BM 40591
[EN.NUN šá gi-né-e šá TA ITI MN EN TIL ITI APIN MU 7.KAM mA-lek-sa-an-da]rLUGAL /A\ [mKI.MIN mSe-lu]-ku l[úGAL ERÍN.MEŠ]

[Diary from month ? to the end of month VIII, year 7 of] king [Alexand]er, son of idem; Seleucus (being) g[eneral.]

نتیجه اول :  این نام را A-lek-sa-an-da]r نوشته پسر ایدم بود،  یعنی اون ادم ایونی که وارد بابل شده در زمان اردشیر دوم یا اردشیر سوم بابلی ها برای او اعلان عزا کرده اند و موقع ورود او به بابل خورشید و ماه گرفته بود پسر ایدم است.

لوح بعدی :(BM 35603

[.. .. m] A-lik-sa-an-d[ar .. .. .. |(.. ..) ] [...] Alexand[er III] [..

 

[mP]i-/lip\-su ŠEŠ-šú šá mA-lik-sa-| a[n]-/dar\ Ph]ilip, brother of Alexander

  نتیجه دوم:   : A-lik-sa-an-d[ar نام برادرش فیلیپ است نام پدرش A-lik همان مخففی است که با داریوش اول در گیر بوده است.
mA-lik-sa-an-dar A ša mA-lik M[u
]? 6Alexander[IV], son of Alex[ander III]: 6 years?.
   اولی , دومی , سومی جلوی اسم الکساندر تفسیر مترجم است و نمی تواند درست باشد چون با لوحهای قبلی که آن را سند فتح بابل توسط الکساندر می داند مغایرت پیدا می کند!

   مترجم هر کسی که هست و هرچه دوست دارد بنویسد چاره دیگری ندارد یک سند به او  ارائه دادند توی جهان آن هم گفته مورخین یونانی است.  این از بی لیاقتی تاریخ دانان گذشته ایران است.

    به هر تقدیر روی این لوحها سه الکساندر هست دو تای ان پدر و پسر هستند که پدر به زمان داریوش اول آمده است . یکی از آنها هم پسر ایدم است.

   پرسش:  با سلام واژه ی خاخام را معادل خان خان ها دانسته بودید ولی قاآن را من درآوردی؛ می شود بیش تر توضیح دهید؛ هم چنین روی خوشی هم به رایانه و چرخ بال نشان نداده اید. توضیح شما راهگشاست.  با توجه به تغییر برخی حروف کلمات در زبان فارسی در طول و در لهجه های گوناگون و نیز زبان های دیگر ایرانی و تفاوت تلفظ ها آیا لغت کوشان ( نام قوم کوشان) را می توان تلفظی متفاوت ار کاس دانست یا سخا را تلفظی متفاوت از سکا دانست و ارتباط معنا داری بین قوم سخا در روسیه که خودتان معرفی کرده اید با قوم باستانی سکا برقرار کرد.  جناب راوید آیا الفبایی که ما امروزه عربی می دانیم و برخی زبان ها از جمله فارسی به آن نوشته می شوند در اصل از فارسی و ایرانی گرفته نشده است؟ به نظر این جا جای درنگ و تامل وجود دارد. با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  به علت گویش های پیشینه, تغییر حروف الفبا در کشور ایران و ترجمه های یونانی از نام افراد و محل ها گاهی برای یافتن اصل لغات به خود اجازه میدهیم با در نظر داشتن قوائد موجود آنها را بررسی و صورتهای مختلف آن را بنویسیم.

  1.  در زبان پهلوی به علت تند نویسی در آن زمان و شباهت حروف به هم می توان آن ها را برای بررسی جایگزین کرد. مثال: در این متون حروف (ا با فتحه, هـ  , خ) قابل جایگزینی است.  لذا لغت مکتوب ایونی, خیونی و هیونی را به هر سه صورت می توان خواند،  که تفسیر شد لذا خیونی های اوستا و تاریخ ایران همان ایونی های غرب ایران هستند و....

  2.  در زمان ترجمه مستقیم این متون به زبان لاتین به علت نبودن بعضی صدا ها تغییراتی در آن ایجاد شده است مثلا به جای خ در آنها از x  که صدای ks  می دهد استفاده شده است (این تغییر همچنین از تغییر الفبای یونانی در زمان رنسانس نیز می تواند سرچشمه گرفته باشد) لذا لغت سخا = سکسا که میتواند همان لغت سکستان و سکایی ها باشد.

  3.  در زبان پهلوی س و ش جایگزینی دارد،  لذا لغت کوشان یا کوشیان را می توانیم کوسان یا کوسیان بخوانیم که به جمع عربی ها تبدیل به کوس ها یا کوسی ها همچنین او را در مواردی چون اوهرمزد را برابر (ا) یعنی اهورمزد نوشته اند،  لذا این لغت را می توانید کاسی یا کاشی = مردم کاشان بخوانید.

   در باب الفبای زبان عربی این الفبای کوفی است،  که خود آن از الفبای آرامی و فنقی مشتق شده است.  این الفبا قبل از حمله اعراب در کوفه که قسمتی از ایران بوده است رایج بوده است،  و برخی سکه ساسانیان مزین به این الفبا می باشد.  در باب دستور زبان عربی نیز این دستور را ابن مقفع ایرانی برای نوشته است،  لذا قدمت این زبانی که به عنوان عربی می شناسیم،  به پس از حمله اعراب به ایران باز می گردد.

   پرسش:  سلام بر آقای راوید و سرکار خانم پرنیان و تشکر به جهت پاسخگویی به پرسش های پیشینم. بهتر نیست تا الان یک نقشه ی راه از حکومت های دوره ی باستان داشته باشیم منظورم این است که جلوی چشم خوانندگان یک طرح کلی از دوره ی پیش از اسلام بگذاریم. چون بحث خیلی دارد تخصصی درباره ی هخامنشیان به ویژه اسکندر پیش می رود. الان مطمئنا دیگر همه با خواندن این مطالب می خواهند بدانند فضای ایران پیش از اسلام چگونه بوده است. همان طور که عرض کردم یک طرح کلی به عنوان نقشه ی راه نیاز است و گرنه بحث های تخصصی که زمان می برد و احتمالا مسایل دوره هخامنشی هم به این زودی زود در این وبلاگ به جمع بندی نخواهد رسید چه برسد به اشکانیان و ساسانیان.

   پرنیان حامد:  با سلام در بخش مکانها و ضمیمه ان در کتاب چند نقشه حدودی رسم شد که این قسمت کتاب عینا بر این وبلاگ در چهار قسمت برگردان شده است شما می توانید این نقشه ها را در صفحات زیر بیابید

http://cae.blogfa.com/post/23      http://cae.blogfa.com/post/22

   انوش راوید:  بمنظور پیشبرد اهداف وبلاگ،  ما جوانان باهوش متخصص و حرفه ای،  در زمینه سبک کار وبلاگ می خواهیم،  که بتوانند مستقل بدون وابستگی به هر دانشگاه و گروه دولتی یا غیر دولتی،  تحقیق و تحلیل کنند.  در شرایط فعلی کشور،  هر گونه طرح های عمومی و فراخوان یا به نوعی نقشه راه،  حتی برای یک کار علمی،  بعنوان کار تشکیلاتی تلقی می شود،  و احتمال وارد شدن صدمات به اشخاص مسئول و غیر مسئول می باشد.  به منظور ادامه کار و رشد و تکامل،  ارتقاء و انکشاف،  جوانان باهوش پیرو وبلاگ باید هوشیاری خاص برای این موارد داشته باشند،  در میان مطالب وبلاگ تلویحاً توضیح نوشته ام،  از این به بعد هم سعی می کنم،  موضوع های نظر شما را با توضیح بیشتر و واضح تر بنویسم.


   عکس محمد پدرام فر،  که مدال طلا در بخش دانشجویی المپیاد جهانی ریاضی را گرفت و شاد باش گفتن وبلاگ ما،  عکس شماره 7035.  امید است تمام جوانان ایران به پیروزی و موفقیت دست یابند.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir