X
تبلیغات
گفتمان دروغهای تاریخ

گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  تماس با ما






کلیک کنید فهرست وبلاگ


کلیک کنید دانلود های وبلاگ


دفتر انوش راوید


ایمیل انوش راوید



بالا نام و پائین ایمیل شما





Powered by WebGozar


نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by 20Tools

این صفحه را به اشتراک بگذارید

کلیک کنید فیس بوک انوش راوید


کلیک کنید تقویم ایرانی


کلیک کنید گته گلی خانه


Ravid.blogfa.com statistics

Estimated worth website
Powered by WebStatsDomain

   پرسش و پاسخ ویژه 31

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه ــ  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

  نظر و پرسش 1252:  سایت رسمی ایشان (پژوهش های ایرانی) یک وبلاگ ساختگی نیست!  یک سال است که این سخنان را میگویند. هر چند میدانم که شما سرتان را بردید زیر برف و خودتان را به کوچه علی چپ زده اید. فکر کرده اید منشور کوروش خونخوار که در شرایط پیروزی نوشته شده, به سخنانش میشود اتکا کرد !!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام 5-6 طومار پرسش ارسال فرمودید که چون سخن بالا فقط شعار است! شعار ندهید  یا سند بیاورید! یا سوال علمی مکتوب کنید. من نه سرم زیر برف است و نه خودم را به راهی می زنم اما (ح ق ی ق ت ) حقیقت با  سند بدون شعار اضافی  با عقل سلیم و قضاوت صحیح تنها چیزی است که می پذیرم. من خود به تاریخ چنین چیزی را بر این وبلاگ مکتوب کرده ام. توجه ندارید؟ حوصله ندارید؟ نمی خواهید بخوانید؟ نخوانید مهم نیست اما قضاوت بی جا هم در مورد نخوانده ها نکنید!

   انوش راوید:  جهت سایت مورد نظر و تحلیل آن مراجعه شود به از کوروش تا پیرنیا در اینجا.

   ادامه پاسخ:  در کل طومارهای شعار های شما قسمتی بود که قابل بررسی است :

   پرسشها:  1 ــ  کورش هخامنشی در متون اوستایی نام کورش در متون اوستایی (اعم از یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، وندیداد و خرده‌اوستا) نیامده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  اوستا قبل از کوروش هخامنشی نوشته شده است!  چگونه نام او باید در این کتاب باشد؟ به جای این همه شعار کمی هم فکر کنید!

   انوش راوید:  اصل اوستا اولیه که اندک بود،  حدود 20 تا 25 سال قبل از کوروش بزرگ،  بروی پوست نوشته شده بود،  این اوستا در ریگا،  که امروزه حدس می زنند در حومه منطقه باستانی تخت سلیمان،  بروی روستای نصرت آباد تکاب،  همجوار تخته قرار داشته است،  و این روستای خیلی وسیع و سبز و خرم و حاصل خیز را،  منطقه باستانی اعلام کرده اند،  و مشکلاتی برای باشندگان محلی،  که از مردمان عزیز کرد و ترک هستند،  فراهم شده است،  به تاریخ شهر ری مراجعه شود.  در آن زمان که اوستا نوشته می شد،  کوروش بزرگ هنوز فرمانروای ایران نشده بود.  ادامه اوستا نویسی مربوط به زمان  شاهنشاهی ساسانیان است،  که حدود یکهزار سال بعد انجام پذیرفته،  و بهمین جهت کوروش بزرگ فراموش شده بود.  توجه نمایید ما درباره تاریخ باستان می گوییم نه تاریخ قرون جدید،  محدودیت های آن زمان را در نظر بگیرید.  در ضمن خواهشاً کوروش بزرگ را از دل تاریخ بیرون نیاورید،  تا او را مقدس نمایید،  او یک پادشاه بزرگ بود،  با صفت های چنین پادشاهانی در دوران تمدن شاه خدایی،  از ساختار های تاریخی اجتماع،  نه یک مقدس.  در این وبلاگ تاریخ واقعی بررسی و تحقیق و تحلیل می شود،  به هیچ مقدس و مقدس سازی و ضدیت با نوع مقدس کاری نداریم،  اینها عقایدند که در کار علم جغرافیا ـ تاریخ معنی ندارد،  بلکه به علوم دیگر مانند روانشاسی اجتماعی،  و یا روانکاوی فردی نیازمند است.

   ادامه پرسش:  2 ــ  کورش هخامنشی در متون شرق‌ ایرانی نام کورش در متون شرق ایرانی (اعم از سغدی، بلخی، خوارزمی، سکایی و جز آنها) نیامده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  متون شرقی ایرانی؟! سوگود, سغد نیست. باختریش, بلخ نیست. خورآزمیا, خوارزم نیست. سکایی ها در حوالی در یای سیاه بودند! سوگود, باختریش, خورآزمیا در غرب ایران امروز بوده اند،  و نام کوروش در متون بابلی و منشور او در بابل یافت شده است!

   انوش راوید:  با اشتباه دانستن از نام های جغرافیایی که در این وبلاگ نوشته شده است،  و بدرستی نداستن جغرافیای تاریخی ایران،  این گونه مشکلات و پرسشها پدید می آید،  البته مشکلی نیست و باعث می شود آگاهی از تاریخ های واقعی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

   ادامه پرسش:  3 ــ  کورش هخامنشی در متون فارسی باستان،  در متون فارسی باستان هخامنشی اطلاعاتی باره کورش وجود ندارد،  اما در دو جا نام او به شکل‌های زیر آمده است.  یکبار در کتیبه‌های کوتاه و مکرر پاسارگاد: «من کورش، شاه هخامنشی»؛ و دیگری در کتیبه داریوش در بیستون که کمبوجیه و بردیا پسران کورش معرفی شده‌اند: «پسر کورش به نام کمبوجیه از دودمان ما در اینجا شاه بود»، «مغ گئومات به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم»، «وَهیَزداتَه به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم».

   پاسخ پرنیان حامد:  انتظاری نداریم که داریوش شاهی که نسل او را از زمین برداشته, کتیبه ای از او یا پسرانش باقی گذاشته باشد! به همت داریوش شاه اول هیچ کتیبه ای از آنها در ایران باقی نمانده است.

   ادامه پرسش:  4 ــ  کورش هخامنشی در متون پهلوی اشکانی،  نام کورش در متون پهلوی اشکانی (پارتی) نیامده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  به کوشش دولت ساسانی اصلا متنی از اشکانیان باقی نمانده است که نام کوروش در آنها باشد یا نباشد! سه متن (ویس و رامین , یادگار زریران , درخت آسوری) متن اشکانی حدس زده می شود! یک مشت صورت حساب و سند مالکیت + چند سکه + زیر نویس یک خطی چند مجسمه, کل متون باقی مانده اشکانی در ایران است. متن کجا بود که در آنها دنبال اسم کوروش بگردیم و قضاوت کنیم؟ 

   ادامه پرسش:  5 ــ  کورش هخامنشی در متون پهلوی ساسانی،  نام کورش در متون پهلوی ساسانی (اعم از کتیبه‌ها و کتاب‌ها) نیامده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  ساسانیان خود را از نژاد خاندان هوو می دانستند و مزدا آیین بودند. در این متون جز از نام و بررسی سرگذشت این خاندان  تقریبا با هیچکس دیگری کاری نداشتند !

   ادامه پرسش:  6 ــ  کورش هخامنشی در متون مانوی نام کورش در متون مانوی نیامده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  محبت بفرمایید شجره نامه ها بررسی زندگی نامه شاهانی که در متون مانوی آمده است مکتوب بفرمایید! که ما بتوانیم قضاوت کنیم "همه را نوشته جز کوروش!

    ادامه پرسش:  7 ــ  کورش هخامنشی در متون فارسی,

الف) کورش هخامنشی در شاهنامه فردوسی نام کورش در شاهنامه فردوسی نیامده است.

ب) کورش هخامنشی در شعر و ادبیات فارسی نام کورش در شعر و ادبیات فارسی نیامده است.

ج) کورش هخامنشی در تاریخ‌نامه‌های ایرانی

نام کورش چند بار به شکل‌های کورش، قورش، قورس همراه با شرح مختصری از او در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، تاریخ پادشاهان و پیامبران حمزه اصفهانی و چند متن دیگر آمده که بازتاب و تلخیصی از کتاب تورات یهودیان است. تفصیل این روایت‌ها را در بخش بعدی که به «بررسی نام و شرح حال کورش هخامنشی در منابع عبرانی» اختصاص خواهد داشت، دنبال می‌کنیم. حمزه اصفهانی نام کورش را یک نام عبرانی یهودی می‌داند.

این همه آنچه بود که در متون ایرانی در باره کورش بزرگ آمده است. سکوت منابع ایرانی در قبال نام کورش نشان می‌دهد که ایرانیان با اینکه اندکی با نام او آشنا بوده‌اند، اما کورش در بهترین حالت شخصیتی ناچیز بوده است که ایرانیان برای او اهمیتی قائل نبوده‌اند.

   پاسخ پرنیان حامد:  به لطف داریوش اول هخامنشی و سلسله ساسانی سندی نداشتند که از او نام ببرند! کتیبه ها و منشور کوروش را ما یافته ایم. آنها این اسناد را هم نداشتند!

   پرسش 1253:  آیا شهر هنزا یا الحضر عربی همان کی هروم سرزمین خورشید نیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کی یعنی شاه،  هروم به دو محل در متون قدیمی می گفتند یکی رومیه مدائن است و دومی سوریه. لغت عربی الحضر مشکل تبدیل به هروم بشود!

   پرسش 1254:  این در 50 لوح کشف شده در بابل به دست امده!  صریحا نوشته شده در سال هشتم پادشاهی کوروش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش یک سکه طلا و ده سکه نقره به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند .به جای خندیدن , ترجمه ها را بخوانید و ان را نقد کنید . این هم ادرس ها:http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.htm) http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus-02.htm http://organon.blogfa.com/post-81.aspx

   پاسخ پرنیان حامد:  در بابل رسم دختران چنین بوده است: هر دختری می باید قبل از ازدواج خود را وقف ایشتر می کرده است،  یعنی به ازای قیمتی با هر مردی که جلو می آمده هم بستر می شده است. شهر بابل به علت این رسم از دید فرهنگ امروزی ما فاحشه خانه عمومی بوده است (که عیب و عار نبوده است تصور آن برای ما امروز وحشتناک است و به دور از عفت اجتماعی!) حال کوروش کبیر دختر او را به کدام عیاش خانه فرستاده است کل شهر فاحشه خانه بوده است !

باز هم صد رحمت به کوروش کبیر 1 دختر را با سند مکتوب و علت آن برای قرض پدرش نگه داشته است حتی سند رسمی هم نوشته مبادا گم بشود پادشاهان قبل و بعد از او کل زنان و دختران شهر را به اسارت می بردند, به آنان تجاوز می کردند و آنان را می کشتند!

   خنده ام می گیرد که برای رد کوروش کبیر چه اسناد جالبی ارائه می شود :  نقاشی که دو هزار سال پس از او کشیده شده است،  نبودن نام او در اوستایی که قبل از او نوشته شده است،  ارائه لوحی که نشانگر احترام او حتی برای دختر بچه ای که پدر مغلوب در جنگ و مقروض او را نه تنها به رسم ان زمان تکه تکه نکرده است،  بلکه زحمت نوشتن لوح رسید او را هم به خود داده است !

    کوروش کبیر نه خداوند بوده, نه بت است و نه .... او هم مانند دیگران جنگ کرده است و  جنگ برابر کشت و کشتار است.  تنها عمل خیر او این است که به رسم آن روزگار مردم را به اسارت نگرفت و از با خاک یکسان کردن شهر ها خودداری کرد. مردم تسلیم شده را قتل عام نکرد و به باور های مردم احترام گذاشت اولین پادشاه جهان است که چنین کاری کرده است و باعث افتخار ما ایرانیان است.  یک دختر به اسارت برده است؟ کل زنان شهر مطلق به شاهان فاتح بوده اند! خنده ام می گیرد!

   انوش راوید:  خوشبختانه در این چند سال اینترنت باعث انکشاف افکار شده،  و پرسش های زیادی درباره موضوعات و مسائل مختلف تاریخی مطرح گردیده،  که در نهایت منجر به ایجاد شتاب در گذر تمدن در ایران می شود.

   پرسش 1255:  آیا شهر "ارومیه" و "ارزروم" از واژه اروم = هروم ریشه دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در متون پهلوی اسکندر ارومی آمده است،  این لغت می تواند به ارومیه = محل ارومی ها تبدیل شود.

   پرسش 1256:  آیا این سخن صحت دارد؟ " در افسانه های مان نا یی امده که زرتشت را از دریاچه ی ارومیه دانسته اند و نسخه ی دوم زرتشت هم از همین مکان میاید" !! (انگار زرتشت, سی دی بازیست). این سخن مسخره سندیت دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زردشت زمان گشتاسپ به استناد متون پهلوی ساسانی در آذربایجان بوده است. متاسفانه من هم منظور از کپی و نسخه را به درستی متوجه نمی شوم. اما اسنادی موجود است که نشان می دهد زردشت یک نفر نیست (به کتاب رجوع کنید).

  پرسش 1257:  آیا زرتشت 258 سال قبل از اسکندر بوده در اروومیه؟ و نویسندگان دین کرت در عصر ساسانی این سخن را تکرار کرده اند؟ پیروز باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  زردشت زمان گشتاسپ  به استناد متون ساسانی در آذربایجان بوده است و به استناد اسن متون حدود 300 سال قبل از اسکندر بوده است رقم دقیق 258 را از کجا آوردید؟

   انوش راوید:  در این پرسش و پاسخها،  به هیچ عنوان به هیچ یک از ادیان و اعتقادات کاری نداریم،  و هیچ گونه موافقت و ضدیت با هیچ یک از ادیان مطرح نیست،  فقط بررسی های مجاز و قانونی بخشی آنها از دید تاریخ واقعی انجام می پذیرد.

   پرسش 1258:  ایا شما قبول دارید که تاریخ طبری (تاریخی ضد شیعه), یک تاریخ تحریف شده است همانطور که ملک الشعرای بهار میگوید: نسخه های متفاوت از این (تاریخ طبری) است و همشون با هم تفاوت دارند و کسانی حاشیه نوشته بودند و ان حاشیه ها وارد متن شده .....

   پاسخ پرنیان حامد:  مسعودی می نویسد:  مولف تاریخ طبری, فقیه عصر و پارسای روزگار خویش بود.

   ابو محمد فرغانی می نویسد:  ابن جریر از کسانی بود که در کار دینداری ملامت هیچ نکوهشگری بدو متوجه نمی شود و با اینکه از نادانان, حسودان و ملحدان اذیت های فراوان به او رسید اما اهل دین و دانش به هیچ رو منکر دانش و پارسایی وی در این جهان نبودند ....

 (تاریخی ضد شیعه) این تهمت را به استناد کدام مدرک به طبری زده اید؟

   تاریخ طبری به گفته ملک الشعرای بهار در قسمت حکومت گشتاسپ و بهمن 200 و اندی  سال دستخوردگی دارد (مهم نیست حاشیه وارد آن شده باشد این قسمت عوض شده است). این همان 266 سال اختلاف الکساندر و اسکندر است. این هم مدرک دیگری بوده که همچون دیگر مدارک از میان برده اند   .

پرسش 1259:  شما سخنان بهرام مشیری را نسبت به مسلمان بودن فردوسی توسی شنیده اید؟؟ ایا فردوسی غیر مسلمان بوده؟ البته بهرام مشیری مزخرف هم کم نمیگوید نمونه اش در برنامه افق و بحث بر سر تحریف شدن قران و کشف قران جدید در صنعا ی یمن بوده !

  پاسخ پرنیان حامد:  متاسفانه سخنان ایشان را نشنیده ام که قضاوتی کنم.

پرسش 1260:  من اصل اون الواح بابلی و پاپیروس الکساندر را پیدا نکردم ولی در مستند های بی بی سی انها را با ترجمه اش نشان میدهند : BBC - In the footsteps of Alexander The Great 1 - YouTube Alexanders Greatest Battle 2 of 4 - YouTube Alexanders Greatest Battle 4 of 4 - YouTube British Museum - Welcome to the British Museum

the_museum/departments/staff/middle_east/irving_finkel.aspx

   پاسخ پرنیان حامد:  دیدید دوست گرامی! مگر نباید اصل و ترجمه انگلیسی آن بر سایت British Museum باشد؟ من که هرچه می گردم پیدا نمی کنم! ببینید با BBC و ویکی پدیا و هر که هر تفسیری دوست دارد کاری نداریم! اگر مدرکی هست چرا من و شما اجازه نداریم ببینیم؟ باز هم تکرار می کنم من لوح و پاپیروس را رد نمی کنم, فقط یک لحظه خط آن را ببینم که مطلق به زمان اسکندر است یا الکساندر! هر که هر چه برای خودش تفسیر می کند را نمی پذیرم ببخشید.

  پرسش 1261:  1 ــ  در رویداد نامه ی نبونید امده که کوروش هگمتانه را غارت کرد و اشیای قیمتی را برداشت 2. همچنین در منشورش اشاره شده که بر پا هایش بوسه میزدند مردم بابل (رو چه حسابی)؟ 3 . اریانوس هم از طرف کالیستنس میگوید که: (کوروش پسر کمبوجیه، نخستین انسانی بود که احترام سجده دید و گفته اند بعد از آن این رسم موهون در ایران امری مقبول شد) .4 ایا این سجده دیدن ها و پا بوسیدن ها به درخواست کوروش کبیر بوده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  1. کدام هگمتانه را غارت کرده است به گفته هرودوت دو هکمتانه موجود بوده است، اول: هکمتانه مادها (همدان) دوم هکمتانه سوریه. تصور من بر این است که او نیازی نداشته همدان را غارت کند چرا که مادرش تنها وارث تارج و تخت ماد و کل پادشاهی ماد از آن شخص کوروش بوده است. آیا شما برای دزدی به خانه خود می روید؟

 2 .  تا زمان کوروش کبیر وقتی شهری تصرف می شده است همه مردم شهر را قتل عام می کردند کوروش اولین پادشاهی است که چنین کاری را نکرد و مردم بابل به پای او افتاده اند.  3. این پادشاه جدی قابل احترام سجده بوده است او بنیان گزار حقوق بشر در جهان است و باعث افتخار من و شما. اما تکرار می کنم کوروش هخامنشی نه خدا بوده است نه پیامبر, و نه بنیانگزار تاریخ ایران؛ قدمت تاریخ مکتوب ایران بیش از این شاه است. 4. خیر خواست کوروش نبوده خواست مردم نجات یافته از مرگ بابل و بنی اسرائیل آزاد شده بوده است.

   پرسش 1262:  ایا همان طور که در تاریخ مکتوب است, "امان ماند" که در منابع بابلی امده همان نژاد ماد است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بلی اینگونه به نظر می آید.

   پرسش 1263:  درباره قلعه بمپور یک چیزی رو باید بگم و اون اینکه همکار تازه تون بانو پرنیان حامد شاهنامه ها رو از بیخ درست می دونند و اسفندیار و رستم و بهمن و برادرانش همه در سیستان و زابلستان، اگه همین سرزمین باشد (گرد هم آمده اند اسفندیار) اسپندیار (هم پیش از مرگش بهمن را به رستم سپرده و او به دست رستم پرورش یافته و شاه شده است! آیا این داستان) که من از اون ناآگاه بودم و شما گفتید (به تاریخ راستین نزدیک نیست؟! بلوچستان که هیچ ولی به گفته فردوسی، رستم یلی بوده در سیستان که نام زابلستان و هیرمند و ... هم بی گمان نام تاریخی سیستان که همانا زابلستان باشد را نشان می دهد.

   پاسخ پرنیان حامد:  از قول من تفسیر نکنید! به کتاب رجوع کنید. کتاب صفحه  131:

با مدارک بالا می توان گفت سیمرغ مردم جنوب بین النهرین که در پزشکی پیشرفته بوده اند. این مردم حامی خاندان سام و پسر او زال و نوه او رستم بوده اند. خاندان سام به رغم پافشاری بی مورد مفسرین تاریخ در سیستان و در شرق ایران امروز نبوده اند. محل آنان در متون قدیمی زرنک نوشته شده که این لغت هیچ ارتباطی با سیستان که زرنک را به این نام ترجمه کرده اند ندارد. این گروه که از نژاد تورانیان (آشوریان) می باشند (شجره نامه بندهش) حکومت قسمتهای جنوبی آشور را به دست داشته اند (نیمروز توران و نه نیمروز ایران!) این خاندان که به ایرانیان بیش از آشوریان علاقه داشتند در تمام طول تاریخ حامی ایرانیان بوده اند. در شرایط سخت این خاندان از سئن های مرغ (که براثر افتادگی ن در ان لغت سینمرغ تبدیل به سیمرغ شده است) که در جنوب بین النهرین ساکن بودند کمک می گرفتند.  طبق روایت بندهش و اوستا به محل زندگی سین ها چین استان (چینستان) می گفتند و در همسایگی جنوبی آنان در سواحل خلیج فارس استان یا کشوری با نام هند قرار داشته است، که امروزه به آن هندیجان گفته می شود.

   انوش راوید:  "به تاریخ راستین نزدیک نیست"،  را در کجا و با چه منظور و مطلبی نوشته ام،  لینک آنرا بنویسید،  از نظر جغرافیایی تاریخی ایران،  با دانش های موجود مشکل داریم.  به جغرافیایی تاریخی ایران و یا نام های جغرافیایی در ایران،  مراجعه نمایید.  درباره شاهنامه فردوسی،  واقعیت بودن و نبودن تمام یا بخشی،  از ابتدای قرن 20 بحث جریان داشته،  امروزه با وجود تحلیل های بانو پرنیان حامد،  واقعیت های آن آشکار گردیده است.  اما همگان تا کنون در مورد جغرافیای مکان ها اشتباه می کردند،  و به همین جهت نمی توانستند شاهنامه را بدرستی تعریف و تحلیل کنند.  در هر صورت علم ثابت نیست و نباید هیچ کس آنرا تمام شده پندارد،  هر روز باید ذهن و پا را بیشتر از گذشته جلو کشید،  و به واقعیت های بیشتری در علوم دست یافت،  جوانان باهوش ایران نباید از سرعت پیشرفت دانش عقب بیافتند.

   تذکر:  درباره قلعه بمپور به:  تاریخ دژ های ایران مراجعه شود.

   پرسش 1264:  در شاهنامه ضحاک تازی است که بسیاری رو به چالش انداخته و همه میگن که عرب بوده! عرب ها که تنها در یمن و عمان و بخش کوچکی از عربستان کنونی می زیستند و همه در اندیشه ی دزدی از یکدیگر بودند به ضحاک تازی وابستگی داره؟! شما که بهتر می دونید ایرانیان پیش از اسلام بیگانگان رو با دو واژه نام می بردند: انیرانی – تازی، که من درست نمی دونم چرا؟! ولی میتونم بپذیرم که به بیگانگان تازی می گفتند در زمان جمشید به مادیان، در زمان اسلام به تازیان و امروز هم میبینیم که ریشه تاجیک رو تازیک می دونند که رفته رفته زبانشان دچار دگرش شد و امروز هم با زبان ما یکی نیست. شاید هم تاج + یک بوده که شاهزادگان دودمانی ایرانی باشند! همچنین ویرانه کاخی هم در کوه یزدگرد هست که من درست ندیدمش اینکه شما میگید شاید نام کدخدا یا خانی بوده برای من پذیرفتنی نیست، چون شهرستان ملایر (مل+آگر) در زمان ساسانیان بخشی از نهاوند بوده و گریختن یزدگرد سوم به نزدیکی نهاوند در تاریخ گفته شده و بی گمان به این کوه هم وابستگی داره!

   پاسخ پرنیان حامد:  در این بحثی که با آقای انوش راوید پیش گرفته اید،  تنها می توانم در مورد ضحاک ماد نژاد یعنی لغت تازی به شما کمک کنم کتاب صفحه 160 :

لغت تازی را مارکورات در کتاب"شهرستانهای ایرانشهر" از لغت تاختن به معنی تاخت و تاز و غارتگری مشتق می داند و معتقد است که هیچ ربطی نه با قبیله طی و نه با لغت تاژیک دارد که از تات می آید و ترکان ایرانیان را به این لفظ می خواندند. (شاید ترکها مادها را  به این لفظ می خواندند چه که پارس ها خود دائما گرفتار تاخت و تاز تازیان بوده اند از زمان ضحاک تازی تا به زمان متنی که هم اکنون سعی بر تجزیه و تحلیل آن داریم!).

   بانو پوران فرخزاد در باب واژه تازی می نویسد:

      ــ  به هر سان با پذیرش یکی بودن واژنام  تاجیک = تاژیک = تازیک,  به ناچار این پرسش نیز به میان می آید که چرا ایرانی ها اعراب را هم تازیک = تازی میخوانند!... پاسخ این پرسش به کینه ژرف پارسیان (توجه کنید فقط پارسیان نه دیگر ایرانیان) به دوده ی اشکانی باز می گردد، که خود را ریگ مند فرمانروایی هخامنشی می دانستند, کینه ای که در تمامی دوران شهریاری اشکانی ادامه داشت و پیوسته از اشکانیان با نام تازیک – تازی نه به معنای راستین واژگانی آن بل به معنای مهاجم و غاصب و یا تازشگر یاد می کردند، که واژه ی تازشگر هم از همین ریشه بر آمده است، و چون واژه ها در گذاره زمان با معنی های دیگری هم در آمیزه می شود پس از یورش اعراب به ایران, ایرانیان نیز بنا بر همان عادت دیرینه به آنان فرا نام تازی – تازیک را بخشیدند چنانکه ارامنه به سبب دشمنانگی دیرینه با ترکها هنوزاهنوز هم آنان را داجیک می خوانند .

   ترکها ایرانیان را تازیک می خوانند و ارامنه ترکها را! منظور بی شک همان میانه ارامنه و ترکها و پارسها بوده که روزی قلمرو مادها نام داشته و امروزه اثری از آن بر جا نیست و به نظر می آید که به این محل داهه = داهی = تاجی = تاژی = تازی گفته می شده و تبار  اشکانیان که همان اسک های جدا شده از قبیله بزرگ اسکیت (ساکایی – سگزی) یا پارت ها بودند که پهنه زندگانیشان در خورآسان بزرگ در شمال غربی ایران امروز داهی  نامیده می شد و بی شک واژه دهستان نیز از این واژه است و با خراسان امروزی, تاجیکستان امروزی و سیستان امروزی در شرق ایران امروز هیچ ارتباطی ندارد.

   انوش راوید:  همانگونه که نوشتم درباره هر نام تاریخی چه کوه باشد و دشت،  یا شهر و آبادی باشد،  باید تحقیق و تحلیل های مستقل صورت پذیرد،  و در نهایت در فرهنگستان تاریخ ایران گرد آوری شوند.  هر شهر و آبادی ایران بیش از 5 طبقه تاریخی دارد،  اطراف خود را نگاه کنید،  هر خیابان در مدت 50 سال گذشته،  چند بار نام عوض کرده،  حتی هر شهرداری ادعای ساخت آنرا داشته است.  همیشه نوشته ام در رشته و گرایش خود،  تحقیق و تحلیل مستقل کنید،  و وابسته به داده های کلی عمومی و عادی و غیره نباشید،  جوانان باهوش می داند چه می گویم.  توجه نمایید پاسخ های من در جهت برپایی محیط مجازی دمکرات،  و آزادی اندیشه و قلم است،  و نیز اینکه جوانان باهوش متوجه شوند،  می توانند تغییرات ناپیوسته در قرن سنت گریزی ایجاد نمایند.

      یکبار دیگر یاد آوری نمایم،  چند هزار سال تاریخ ایران بزرگ،  در 5 میلیون کیلومتر مربع،  با میلیاردها انسان که آمدند و رفتند،  را نباید در انداره چند صد نام پادشاه،  و با چند ده کتاب تاریخ محدود کرد،  ما در ایران نیازمند تحقیقات و تحلیل های بسیاری هستیم.  همانگونه که قبلاً در مورد کوه و شهر مورد نظر شما نوشتم،  باید جوانان باهوش متخصص بررسی های مستقل داشته باشند.  کوچک و محدود کردن تاریخ ایران،  یک ترفند استعماری بوده است،  با کار علمی با آن مقابله کنید.

   پرسش 1265:  چطور می شود که کرمانشاه شهری که در زمان اشکانیان یکی از پایگاه های مهم انها بوده در زمان ساسانیان به عنوان اخرین پایتخت ساسانیان تبدیل می شود؟

   پاسخ پرنیان حامد:  متوجه سوال شما نمی شوم!  اما شاید سخنان زنده یاد مهرداد بهار کمکی به شما باشد در غیر اینصورت سوال خود را به گونه ای دیگر مطرح بفرمایید:

   باید توجه داشت که نام واژه کرمانشاه  محتملا تبدیلی است از کرمینشان , کرمیشان و کرمانشان که نام کهن این سرزمین در دوره میانه تاریخ ما است, و کرمانشاهیان خود را کرمانشانی می خوانند. این که این نام با لقب بهرام چهارم (= کرمانشاه) که بانی شهر بوده است مربوط می شود, می تواند مورد تردید قرار گیرد. شباهت لقب بهرام چهارم با نام این منطقه, سبب این تصور ها و رسمیت یافتن نام کرمانشاه در ادوار اخیر تر شده است (مهرداد بهار)

   پرسش 1266:  نمیدانم شنیده اید یا نه؟ تازگی بازی جدید در اوردن که فردوسی زرتشتی بوده! نمونش مزخرفات بهرام مشیری (خودشان را مسخره کرده اند یا ما را؟ هر کس برای احیای تاریخ و زبان و فرهنگ ایران کوشش کند زرتشتی است)؟

   پاسخ پرنیان حامد:  فردوسی اگر زردشتی بود کلامی هم خودش در بابش می نوشت،  و عینا گفته های دقیقی را کپی نمی کرد، و هر کس ادعا می کند او زردشتی بوده است، سخنان او را پس از گفته دقیقی در مورد گشتاسپ و اسفندیار بخواند ببیند نظر او همچون متون زردشتی تایید این شاه است یا تکذیب او!

   نظر 1267:  درود بر شما بانو پرنیان حامد. کتاب گرانمایه ی شما را تهیه کردم . دست مریزاد. همیشه پاینده باشید و سربلند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما .  با سپاس از شما،  حال واقعا منتظر نظر و نقد شما پس از خواندن آن می باشم  و بسیار خوشحال می شوم که پس از خواندن کتاب, در مورد این کتاب بر این وبلاگ  با من سخن گفته شود. پاینده باشید .

   نظر 1268:  استاد انوش راوید: (در ضمن خواهشاً کوروش بزرگ را از دل تاریخ بیرون نیاورید، تا او را مقدس نمایید، او یک پادشاه بزرگ بود، با صفت های چنین پادشاهانی در دوران تمدن شاه خدایی، از ساختار های تاریخی اجتماع، نه یک مقدس. در این وبلاگ تاریخ واقعی بررسی و تحقیق و تحلیل می شود، به هیچ مقدس و مقدس سازی و ضدیت با نوع مقدس کاری نداریم(.   درود بر فروهر شما که حرف دل ما رو زدید. اگر جسارتی از من در طرح سوال رخ داده, همین جا معذرت خواهی میکنم.

   انوش راوید:  بارها نوشته ام، این وبلاگ برای تعارف و تعریف از یکدیگر نیست، برای بررسی های تاریخ و تاریخ اجتماعی با حفظ محیط مجازی دمکرات است.  در چنین جوی گاه مطالبی گفته می شود،  که بنظر دیگری ممکن است خوشایند نباشد،  ولی در نهایت به نتیجه خوبی خواهیم رسید، که حتی غیر قابل باور خواهد بود.  ما در زمانه انفجار اطلاعاتی هستیم،  همانگونه که نوشتید از تلویزیون های خارجی و وبهای بیگانه دارند هر چیزی را برای ملتها می بافند و می گویند،  ما باید یاد بگیریم که چگونه در حرفه امان،  اینهمه داده،  راست و دروغ را تجزیه و تحلیل کنیم،  بدون اینکه به فعالیت اصلی و تخصصی ما صدمه بخورد.

      در ضمن بزودی مطالبی درباره کوروش بزرگ می نویسم،  که در زمان او چرا و چگونه گذر مهم تاریخی تمدن آغاز شد،  و در ادامه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  تمدن شاه خدایی بنا به فرمولها و فاکتور های تاریخ و فرهنگ یادگیری،  طی حدود 200 سال در این گذر تاریخی به تمدن سازمان قبیله ای سپرده شد.

   نظر و پرسش 1269:  ﺁﻗﺎﯼﺍﻧﻮﺵ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺷﻌﺎﺭ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺎﻥ ﮐﻪ ﺯﺩﻭﺩﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﺪ ﻣﺜﻼ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺭﺍ پاﯾﺘﺨﺖ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﺪ. ﻇﺎﻫﺮﺍﻫﯿﭻ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺗﺨﺘﮕﺎﻩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻣﺎﯾﻪ ﺗﺎﺳﻒ ﺍﺳﺖ.

   پاسخ پرنیان حامد:  تخت جمشید پایتخت نبوده یک معبد بوده که هخامنشیان آن را بازسازی و بزرگ کرده اند!  چرا بدون خواندن نظر دیگران در مورد عقایدشان اظهار نظر می کنید؟  شما خجالت نمی کشید از جانب ما سخن می گویید؟  کتاب اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  صفحه 14:

   تخت جمشید تنها یک معبد میترایی بوده که شاهان هخامنشی برای اجرای مراسم مذهبی و جشن های بزرگ چون نوروز به این مکان می رفتند و محل قبرهای این شاهان در اطراف آن گواهی بر این مدعا می باشد.  فرضیه آقای پورپیرار را هم فراموش کنید،  این فرضیه مردود است.

   * کلیه طرفداران آقای ناصر پورپیرار که ادب اجتماعی هم ندارند و دائما بر این وبلاگ فحش می نویسند به: http://www.cae.blogfa.com/post/4    رجوع کرده و از آقای ناصر پورپیرار بخواهند که شخصا به سوالات من پاسخ گویند (بفرمایید ببینید ایشان هشت سال پیش با دستکاری عکس ها چه کلاه گشادی به سرتان گذاشته اند و جواب هم نمی دهند).

عکس انوش در تخت سلیمان،  عکس شماره 4518.

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 توسط انوش راوید