گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  لینکدونی

کلیک کنید:  تماس با ما

کلیک کنید:  ارگ یا ارک





کلیک کنید فهرست ارگ

کلیک کنید دانلود های ارگ

ایمیل انوش راوید

کلیک کنید تقویم ایرانی

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

گفتمان درباره دروغ های تاریخ

کلیک کنید:  ایران و ایرانیان ارگ

کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبسایت

کلیک کنید:  ارگ در جهان



کلیک کنید: فروش پارچه های ضد امواج

کلیک کنید: پذیرایی اکوتوریسم

کلیک کنید:  املاک شمال ایران



   مرز حق و باطل

       واقعاً و بدور از دروغها و احساسات،  مرز بین حق و باطل کجاست؟  حق چیست و باطل چیست؟  چه کسی و چه ارگانی باید شاخص های آنها را تعیین کند؟  بنظر من این موضوع خیلی گسترده است،  به هر انسان هموساپین مراجعه نمایید،  همیشه با داستانی می گوید:  حق با من است،  بدون اینکه تحلیل واقعی ارائه دهد.  نمونه آن حرکت های آمریکا و انگلیس و ناتو،  در اشغال سرزمین های غربی و شرقی ایران می باشد،  که البته امروزه ظاهراً کشور مستقلی هستند.  من در اینجا سعی می کنم با دید دیگری مرز بین حق و باطل را بررسی کنم و بنویسم، در هر دوره از تمدن بشر که در ساختارهای تاریخی اجتماع نوشته ام،  این مرز تعریف دیگری داشت.  امروزه در قرن 21 که دانش و دیدها گسترده شده،  و آینده نگری نوین به علوم اضافه گردیده،  خود بخود مرز حق و باطل هم نگاه وسیع یافته،  و بیم شناسی هم در آن آمیخته شده است.

      در دوران قبایل اولیه،  یک شکار گاه و اختلاف و دعوا بر سر آن بیشترین دغدغه و مرز حق و باطل بود،  در دوران دیگر حتی بدست آوردن دختر و عروسی از یک طایفه،  این مرز بود.  دورانی نیز بر سر پس و پیش نوشتن و گفتن چند مطلب دینی،  مرز بین حق و باطل بود،  بنابر این هر دوره از تاریخ تمدن بشر داستانی داشت.  با درک از این مرز تاریخی،  براحتی می توان آنها را در بخش تاریخ های مربوطه،  به تحقیق و تحلیل گرفت.  هر نویسنده و گوینده از دوران کتیبه تا کتاب های قرنها گذشته،  با دید زمان خودش مرز بین حق و باطل را تعیین کرده و نوشته،  این گفته فقط قابل تحلیل در تاریخ اجتماعی است.  با این توضیح کوتاه حالا باید ببینیم،  مرز حق و باطل در این دوران چه می تواند باشد،  آن مرز کجاست و چیست؟

      همانگونه که از وبلاگ انوش راوید پیداست،  دروغ در تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران زیاد است،  این دروغ های تاریخی باعث شده اند،  تشخیص موقعیت این مرز مشکل شود.  البته این مرز را در اندازه کلی و ملی بررسی می کنم،  ابتدا باید مرز بندی جغرافیایی به تمام معنی آن،  مانند انسانی و سیاسی و اقتصادی را تعیین کرد.  همانگونه که همیشه در همه جا نوشته ام مرز جغرافیایی ما تمام قاره کهن است،  مرز های مملکت های کوچک و در هم برهم خاورمیانه و آسیای میانه ساختگی و اصطلاحی،  به هیچ عنوان مرز واقعی نیستند،  مرز های سیاسی امروزه در قاره کهن ساخته و پرداخته استعمار و امپریالیسم است.  در ادامه روند استعماری،  امپریالیسم نو هم تلاش می کند،  مرز های جدید ایجاد نماید،  و با تعریف جدید برای یک ملت،  گویند یعنی مردمی که در یک کشور مستقل زندگی می کنند،  و ظاهراً عضو سازمان ملل هم باشد،  و بدین ترتیب کشور های الکی چند هزار نفری،  بدون سابقه تاریخی را یک ملت بحساب می آورند.

      در این باره گفتن و نوشتن زیاد دارم،  در پست فصل زمستان 90  وبلاگ سازمان آینده بینی خواهم نوشت،  امیدوارم پیگیری نمایید.  چون این وبلاگ درباره دروغ های تاریخی است،  و دروغها را اساس تعیین مرز حق و باطل کرده اند،  در اینجا اشاره به موضوع های مربوطه برای رسیدن به حق،  و تعیین مرز های حق و باطل می کنم.  اینکار نیازمند تحقیق و تحلیل های گسترده،  و پژوهش های نوین می باشد،  و باید این پژوهشها کاملاً علمی و توده ای باشند.  بمنظور آشنایی از مرز واقعی حق و باطل،  باید از پژوهشگران تاریخ و تاریخ اجتماعی بگوییم و بدانیم،  تا دیگران و انبوه جوانان تحصیل کرده در آموزشگاه های سنتی قرن 20 بسوی تحقیق و تحلیل های واقعی و حرفه ای بروند،  و مرز حق و باطل را با کار علمی و فرهنگی در نوردند.

   مصاحبه با پژوهشگر پرنیان حامد

   از گذشته های دور همیشه عده ای از مردم با هوش بودند،  که بدنبال واقعیت می گشتند،  و در پژوهش های مختلف علمی،  در گرایش و رشته مورد علاقه اشان می کوشیدند،  عزیزانی که وبلاگ انوش راوید را پی گیری می کنند،  دوست دارند از پژوهشگران تاریخ ایران بدانند،  بدین منظور به مرور از پژوهشگران درباره دروغ های تاریخی خواهم نوشت.  این پست ویژه بانوی گرامی پرنیان حامد می باشد،  که مدتی است از کتاب و پاسخ های ایشان به پرسش های وبلاگ بهره می برم.

      پرنیان حامد 1349 در تهران متولد شد،  پس از تحصیلات عالیه در تهران،  بسال 1372 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مترجمی زبان فرانسه از دانشگاه آزاد شد،  و دو ماه بعد موفق به دریافت مدرک Meister player در رشته پیانو در کشور سویس گردید.  سپس  برای ادامه تحصیلات در رشته موسیقی عازم کشور آلمان شد،  و در 1377 تحصیلات خود را با موفقیت در شهر مونیخ به پایان رساند.  او همچنین در 1381 موفق به اخذ مدرک کارشناسی نرم افزار  sap از کشور آلمان شده است.  در سال 1382 به عزای استاد از میان رفته خود،  امانوئل ملیک اصلانیان به ایران آمد،  و بنا به وظیفه شاگردی اطلاعاتی در مورد استاد خود را،  در دو مجله مقام موسیقی و هنر موسیقی انتشار داد.  سال 1383 برای یافتن مدارکی بر صحت گفته فردوسی,  در به اروپا رفتن اسکندر از ایران,  به تحقیق در باب معابد میترایی,  کاوش در فرهنگ و نژاد اروپاییان پیش از رومیان،  و لغات عجیب در زبان های اروپا پرداخت.  پس از اطمینان از وجود این مدارک,  و نیز برای دستیابی به اسناد ایرانی،  به وطن بازگشت،  تا 1388 خود را در اتاقی در بسته محصور کرد.  کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  نتیجه و دسترنج این پژوهش و کار بی همتاست،  که به تاریخ 1390.5.31 در تهران منتشر شده است.

   دانلود  PDF  گفتگوی پرنیان حامد با ماهنامه هنر موسیقی،  اینجا.

   انوش راوید:  ضمن سپاسگزاری از اینکه مصاحبه اینترنتی را پذیرفتید....

   پرسش:  شما چه سالی،  کجا متولد شدید و در چه شهری زندگی می کنید؟ 

   پاسخ پرنیان حامد:  متولد سال 1349 در تهران می باشم و در حال حاضر باز به سرزمین و شهر خود باز گشته ام.

   پرسش:  از چه زمان متوجه شدید که در تاریخ ایران دروغ است؟  آیا شخصی یا کتابی راهنمای شما بود؟

   پاسخ:  از وظایف یک پژوهش گر یافتن حقیقت است و نه جدل,  در ضمن پژوهشها،  ناراستیها خود آشکار می گردد.  توجه از زمانی ایجاد شد،  که نتیجه تحقیقات با اسناد موجود مطابق نبود،  بررسی کامل  شاهنامه فردوسی و در تایید آن کتاب مرحوم استاد احمد حامی،  توجه مرا به این نکته جلب کرد.

   پرسش:  از چه موقع تألیف کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  را شروع کردید؟  و چند سال این تحقیق طول کشید؟

پاسخ:  از زمان شروع تحقیقات در این باب،  تا چاپ کتاب حدود شش سال به طول انجامید.

   پرسش:  آیا پژوهش و تألیف های دیگری هم در نظر دارید؟  اگر دارید می توانید بگویید در چه موضوع است؟  و چه نام دارد؟

   پاسخ: اسناد جمع آوری شده برای کتاب فوق به حدی است،  که امکان روشنگری در موضوعاتی چون جمهوری اشکانیان, آیین میترا و بررسی ایلیاد هومر ...  را برای من امکان پذیر می سازد.

   پرسش:  آیا شما تاکتیک و روش خاصی برای خنثی کردن ترفند های دروغ ساز های تاریخی دارید؟  و یا فقط در فکر پژوهش خود هستید؟

   پاسخ:  به تصور من  بازگو کردن حقیقت با سند و بدون جنگ و دعوا،  تنها راه روشنگری اجتماعی می باشد.

   پرسش:  آیا در فکر این هستید،  که بشکلی دروغ های تاریخ را به عنوان یک درس،  به سیستم آموزشی کشور منتقل نمایید؟

   پاسخ:  وظیفه من تحقیقات و روشنگری و ارائه آن به اجتماع است،  چنانچه اجتماع نیاز به تصحیح داشته باشد استفاده خواهد نمود.

   پرسش:  بنظر شما چه مدت و چند سال زمان می برد،  تا دروغ های واضح و روشن تاریخ شناسایی شود؟  و بخش علمی تاریخ ایران آماده بازنگری باشد؟

   پاسخ:  چنانچه  اساتید کشورمان حاضر به گردهمایی و همکاری باشند،  نیاز به زمان زیادی نیست،  در غیر این صورت یک نسل کامل زمان نیاز خواهیم داشت.

   پرسش:  آیا شما به ایجاد فرهنگستان مستقل تاریخ ایران فکر کرده اید؟  آیا گامی  برای ایجاد چنین فرهنگستان برداشته اید؟

   پاسخ:  ایجاد چنین فرهنگستانی وظیفه مسئولین کشور می باشد،  اما از هر گونه کمکی دریغ  نخواهم کرد.

   پرسش:  چرا جوانان تحصیل کرده ایران نمی توانند بفراوانی سئوال طرح کنند؟  نمونه آن تعداد بازدید های هر وبلاگ علمی و پرسش های مطرح شده می باشد.  این پرسش ممکن است کمی بی ربط بنظر آید،  ولی اصل تولید علم است،  همانطور که می دانید،  پرسش ابتدای گردونه یاد گیری است.

   پاسخ:  این امر با بالا رفتن تجربه در ادامه کار بهبود خواهد یافت.

   پرسش:  نظر شخصی  خودتان  درباره کتاب  "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست " چیست؟

   پاسخ:  این کتاب که از هرگونه هنر نویسندگی بری می باشد,  تنها ارائه مدارک بنیادینی است،  که امید می رود بزرگان و اساتید سرزمینمان را بر آن دارد,  تا نظری بر تاریخ نوشته شده در کشور خودمان نیز بیندازند،  و با تصحیح و نقد مدارک این کتاب,  واقعیت موجود را برای آیندگان به ارمغان گذارند.

عکس پژوهشگر بانو پرنیان حامد

   عکس پژوهشگر تاریخ ایران پرنیان حامد،  عکس شماره 4011.

   آرامگاه شاهان هخامنشی در نقش رستم

      در بالا سمت راست آرامگاه یک گوی می بینیم،  که اگر به آن دقت شود،  هلال ماه را می توان دید،  ماه خود نشانگر زوال عمر پادشاه است،  در روبروی ماه فروهر یا فرکیانی در حالت نیمرخ و رو به پادشاه در حال پرواز است.  فروهر از هنر آشور و مصر گرفته شده،  اما هنوز به وضوح روشن نشده که نماد چیست،   برخی براین باورند که فروهر همان روح الهی است،  که در بدن انسان ودیعه گذاشته شده،  و بعد از مرگ جسم او را رها می کند،  و به آسمان می رود.  از سوی دیگر این تصویر در مصر نشانه هوروس خدای آفتاب،  و در آشور نماد قدرت شاهی و شخص شاه،  و خدای جنگ بوده است.  باستان شناسان اروپايی و آمریکائی،  فروهر را خود اهورا مزدا (خداوند) می دانند،  اما بر ما روشن است که هخامنشیان یکتا پرست و مزدا پرست بوده اند،  و هیچ گاه خدای خود را به تصویر نمی کشیدند،  همین بس که خود فروهر دست راست خود را بلند کرده،  و بالای سر خود را ستایش می کند،  و این را می رساند که نمی تواند نقش اهورا مزدا باشد.

      در این باره انوش راوید نظر دیگری دارد،  این می رساند که در سلسله هخامنشیان،  گذر تاریخ اجتماعی در حال انجام بود،  و در ساختار های تاریخی اجتماع،  شاه خدایی هخامنشیان،  داشت به سازمان قبیله ای حکومت اشکانیان می رفت،  برای بهتر متوجه شدن این موضوع مطالعه و پیگری وبلاگ پیشنهاد می شود.

      بعد از این دو نقش،  در سمت چپ پادشاه را برروی یک سکوی 3 پله ای می بینیم،  که کمانی در دست چپ دارد،  و دست راست را به سمت فروهر یا بلند کرده است.  روبروی پادشاه آتشدانی 3 پله ای قرار دارد،  و آتش شاهی برافراشته شده است،  این آتش نماد پاکی است.  این دو نقش بر روی اورنگ شاهی (تخت شاهی) به تصویر کشیده شده اند،  و در زیر آن ها در دو ردیف نمایندگان اقوام تابعه تخت پادشاه را حمل می کنند.  اگر می خواهید بدانید چند کشور هستند،  که پارسیان بر آنها حکومت می کردند،  باید کسانی را که اورنگ شاهی را حمل می کنند،  شمارش کرد.  در کتیبه آرامگاه داریا وهومنه یا همان داریوش، 30 قوم هستند،  که اسم قوم و ملیت آنها به سه زبان ایلامی، بابلی و پارسی باستان،  بر بالای سرشان نوشته شده است،  دقت شود بخاطر واقف نبودن حجاران به امر مرایا یا پرسپکتیو این افراد را بر روی هم حجاری کرده اند.

   عکس تصویر تاریخی از آرامگاه شاهان سلسله هخامنشیان در نقش رستم،  عکس شماره 1450.

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 توسط انوش راوید