گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  لینکدونی

کلیک کنید:  تماس با ما

کلیک کنید:  ارگ یا ارک





کلیک کنید فهرست ارگ

کلیک کنید دانلود های ارگ

ایمیل انوش راوید

کلیک کنید تقویم ایرانی

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

گفتمان درباره دروغ های تاریخ

کلیک کنید:  ایران و ایرانیان ارگ

کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبسایت

کلیک کنید:  ارگ در جهان



کلیک کنید: فروش پارچه های ضد امواج

کلیک کنید: پذیرایی اکوتوریسم

کلیک کنید:  املاک شمال ایران



گفتمان درباره اسکندر تاریخ ایران، آلکساندر یونانی نیست

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

 

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

کلیک کنید:  دسترسی سریع به مطالب مهم وبلاگ

 

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

 

   ضمندرود به وطن پرستی چون آقایانوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،

  پرنیان حامد

 

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

پرنیان حامد

به نام خدا

فراخوان و دعوت از اساتید

      واضح است غربیان تاریخ ایران زمین را افسانه و از افسانه ها تاریخ ساخته اند،  و در این بین از هیچ کوششی جهت تغییر و ایجاد نابسامانی در تاریخ این مرز و بوم دریغ نداشته اند.  به همین منظور قصد داریم تا با تهیه مستندی برای پاکسازی تاریخ از دروغ های آن قدمی استوار برداریم،  و از تمامی اساتید و کارشناسان که در این ارتباط می توانند به ما یاری رسانند دعوت به عمل می آوریم تا با ما در تهیه این فیلم مستند همکاری داشته باشند.  از کارشناسان در بخش های زیر جهت همکاری دعوت به عمل می آید:

   ــ  اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی، علوم دینی، اسطوره شناسی،  زبان شناسی (زبان های باستانی(،  زمین شناسی،  ستاره شناسی،  علوم نظامی (نبردهای کلاسیک و باستانی(،  حمل و نقل و دریانوردی.

     لازم به تذکر است،  آن دسته از اساتیدی که با ما هم نظر نیستند،  و روایات چند سده اخیر در ارتباط با اسکندر مقدونی را همانگونه که غربیان نوشته اند حقیقت می دانند،  درخواست داریم تا با حضور خود در این مستند اسناد خود را ارائه نمایند.  موضوع فیلم در ارتباط با یکی از مهمترین گلوگاه های تاریخ یعنی دوران اسکندر مقدونیایی می باشد.  با توجه به اهمیت این شخصیت در طول تاریخ و وجود شبهات بسیار در ارتباط با این اسطوره تاریخی و همچنین تناقضات بسیاری که بعد از ترجمه های متون کلاسیک غربی در چند سده اخیر بوجود آمده اند،  بر آن شدیم تا با به اشتراک گذاری کلیه اسناد در این ارتباط چهره ای شفاف تر از اسکندر مقدونیایی و رویداد های مرتبط با دوران او به نمایش گذاریم.

  ــ  جهت هماهنگی های لازم درخواست می شود با شماره همراه 09368650556 و یا با ایمیلinfo@arq.ir با ما در ارتباط باشید.

نوید صلح دوست


برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد, مستند وبلاگ
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 99

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس شماره 7838 ،  مشروح قصه تکراری استعمار.

   نظر 2024:  فارسی بلد نیستند غلط میکنند برای ایران تاریخ مینویسند ...  زنده باد استاد بانو پرنیان حامد.  سایه شما بر سر مردم ایران با  افتخار و تندرستی سالیان سال پابرجا بماند  و لطفتان از برای تاریخ  مردم ایران کم نشود.

پاسخ:  سپاس از لطف شما و همه عزیزان،  تندرست و پیروز باشید.

   نظر و پرسش 2025:  با درود ب 2 استاد گرامی،  درباره موضوعات مختلف ک در سری وبلاگ ها و ... درباره تاریخ باستانیه سرزمین ایران نوشته اید و یا از منابع مختلف جمع آوری کرده اید و در وبلاگهای خودتان منتشر کرده اید عرضی داشتم،  و آن این است ک با مطالعه مطالب موجود در وبلاگها در بعضی جاها ،یعنی خیلی جاها! دوگانگی مطالب وجود دارد ک گیجی و سردرگمی بوجود میآورد. بطور مثال، در پسته  تاریخ زبان فارسی در میان نوشته ها ... اشاره فرموده اید که .. در دشتهای میانی سرزمین ایران از 6 هزار سال پیش به این طرف اسکلت انسان و آثار ب جا مانده از اقامت انسان در آن جا ها بدست آمده و قبل از 6 هزار سال پیش چنین اسکلت ها و آثاری وجود نداشته و دیده نشده و علت این موضوع را، فرموده اید چون آریایی ها توانستند ب فن حفره کاریز و قنات دست پیدا کنند ..!  و  در پی آن ب آب دسترسی پیدا کردند توانستند در آن مناطق " دشت های مرکزی ایران " ساکن شوند ..!!!!

    اما استاد ان گرامی.  در جای دیگر در همین وب  موضوع درست و بسیار مهمه دریاچه بزرگ از میان رفته ایران را ک ب اثبات رسیده وجود داشته و ارتفاع آب آن دریاچه را تا 1300 متری از سطح دریا را هم ک اندازه گیری شده است را هم ب اطلاع رسانده اید و حتی ب خوده من گفتید این موضوع را با مرکزی ک کارهای جغرافیا شناسی ایران را ب عهده دارند ایمیل کرده اید ..!! استاد پس این 2 بحث ک جور در نمی آید!؟

    با مطالبی ک خودتان فرمودید نظریه مهاجرت اقوام ایرانی پس از،  نابودی دریاچه بزرگ ب احتمال یقین درست است،  خودم فکر میکنم  در قبل از نابودیه سریع دریاچه ک علتش را شکست و شکاف ناگهانی کوه های جنوبیه دریاچه ک در حوالی شمال جیرفت باید بوده باشد ، اجداد ما ایرانی ها در سواحل آن دریاچه دور تا دور دریاچه در مناطق مناسب تر ساکن شده بودند و تمدن های خوبی را شکل داده بودند و بجز دامپروری و کشاورزی ماهیگیری هم میکرده اند و بی شک چون دریاچه بزرگ از قم و ساوه امروزی، از سمت شمال وجود داشته است و تا جنوب ایران، تا مناطق دیواره های زاگرس جنوبی وسعت داشته .. ک این دریاچه  خیلی بزرگ بوده شاید در حدوده دریای خزر ..! پس بعد از خشک شدن تدریجی مردمان آن زمان ب سمت جاهایی ک زمانی دریا بوده پیشروی کرده اند ک آن جاها، هم مشخص است کجاست نواحی کویری و  شنزاری مرکزی ایران است .. ک احتمالا تا چند قرن حاصلخیز بوده قسمتهایی از آن جا ها .. چون دریاچه بزرگ دریای آب شیرین بوده  .. و کم کم و ب تدریج خشک میشده و عقب نشینی میکرده .. اما  عده ای از مردم در آن مناطق جا خشک کردند ک همین هموطنان مرکز ایران باشند و عده ی بیشتر ب جا های حاصلخیز شمال و آذربایجان و حاصلخیزتره شمال تر .. مثلن اروپا مهاجرت کردند ... استاد اما پس اگر چنین بوده باشد! این موضوع ماه پرستی و .. جور در میاد اجداد ما باید دریانورد هم بوده باشند .. و ما میدانیم ک یکی از آیین های قدیم .. ب اصطلاح ستاره پرستی و ماه پرستی بوده !! و این یعنی دریانوردی ک با کمک ماه و ستاره جهت یابی میکند و .. از ماه و ستاره ها مچکر است چون راهنمایش است ..

   پ لطفن وبلاگ را از 2گانگی ها پاک کنید،  شاید بنده خواننده چند ساله وب شما باشم متوجه علت 2 گانگی ها بشوم .. ک آن این است ک مطالب جدیدتر درست است و قدیمی ها ممکن است مقداری با اشتباه همراه باشد. اما کسانی ک تازه با وب آشنا میشن  گمان  بر نا آگاهی و بی حواسیه نویسنده میکنند، جسارتن اینارو گفتم .. بخشید . اگر میشود در پایان یا آغازه هر موضوع تاریخ نشره آن را هم بنویسید، با  سپاس.

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام. در اینکه در وبلاگ تناقض فراوان است هیچ شکی نیست. اینجا مکانی است که افراد مختلف با عقاید مختلف نظر می دهند و در باب آن دوستانه با هم مشورت می کنیم تا همه باهم به یک نتیجه منطقی برسیم. حتی بسیاری از فرضیه های آقای انوش راوید و آقای نوید صلح دوست با  داده های اینجانب مطابقت ندارد و برعکس برخی فرضیه های من با داده های ایشان مطابق نیست. آنچه ما را در این مکان به گرد هم آورده است تنها و تنها اشتراک نظر در باب مسئله دوگانگی و دو شخصیت بودن اسکندر ایرانی و الکساندر مقدونی است.  لذا از شما خواننده گرامی تقاضا دارم توجه داشته باشید هر فردی  بر این وبلاگ شخصیت جداگانه ای است، که نظرات خود را آزادانه بیان می کند، شما با عنوان خواننده گرامی ما نظر خود را در باب درست و غلط بودن فرضیه ها (جز از نظریه الکساندر و اسکندر که من شخصا مسئولیت پاسخگویی آن را دارم) و فرضیه های شخصی خودتان آزادانه بیان کنید،  تا ما را در این راه یاری بدهید.

   مسئله ای که به آن اشاره فرمودید از دید شخص من و اسنادی که در اختیار دارم:

مسئله مهاجرت آریایی به ایران امروزی مردود است چرا که این مهاجرت از قلب کشور ایران به کل جهان غاز شده است و نه برعکس.

    تمدنی بسیار کهن در قسمت جیرفت، شهداد و شهر سوخته در کشور امروزی ایران موجود بوده که حدود 5000 سال پیش بر اثر آب شدن ناگهانی آخرین یخهای مدار 40 بر اثر باز شدن بندی یا سد طبیعی در  میانه کوه های بالایی تمدن جیرفت ناگهان دچار آبگرفتگی شده و تمدن به کلی نابود و ساکنان آن به شرق و غرب پناه برده اند، که همان شروع مهاجرت آریایی ها است.

تا به اینجا شما با این فرضیه موافق هستید یا مخالف؟

   پاسخ انوش راوید:  در اینجا.

    نظر 2026:  سلام ایول، آدم یه همچین وبایی رو میبینه از وب خودش ناامید میشه.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اصلا  ناامید نمی شود همین الان سعی می کند و بلاگ خودش را از اینکه اینجاست پر بارتر و زیباتر کند هر کمکی هم که لازم دارد می گوید ما با کمال میل به شما کمک می کنیم موفق باشید.

  نظر 2027 مسعود:  سلام بانو حامد بنده یک نفر را سراغ دارم که میتواند کتاب را فقط به زبان انگلیسی ترجمه کند .. یعنی حاضر است ترجمه کند..چقدر زمان میدهید تا یک ترجمه خوبی بشود؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بفرمایید چنانچه علاقه ای دارند با من تماس بگیرند. هیچ شرطی جز نشان دادن ترجمه به من قبل از چاپ ندارد زمان را خودشان می دانند.

   پرسش 2028 شهرام:  با سلام و درود خسته نباشید من اهل تبریز هستم لطفا چند کتاب در مورد تاریخ ترکها و ایرانی ها و چند کتاب هم که اطلاعات عمومیم را بهتر بکند بگید با تشکر اگر کار طراحی هم داشتید کمکی از دستم بیاد در خدمتم.  www.didevar.com

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما. کتاب برای چه زمان تاریخی؟ تاریخ کهن؟ تاریخ قرن ما؟ ...... کتاب آقای امیر سمیعیان "آذربایجان در دوران سلجوقیان" را بخوانید.

   پرسش 2029 سعید:  میخواستم بدانم آیا اسکندر مقدونی توسط یکی از فرمانده هانش از طریق دریای کاسپین وارد شهرستان نکاء امروزی گردید؟ و اگر اینگونه بود نام فرمانده یا وزیرش در این واقعه نکاتون یا نکاتور یا اسامی مشابه آن بوده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نکاتور لقب سلوکس است   Seleucus I Nicator

   پرسش 2030 امیر:  درود بر شما، خانم پرنیان در چند چای وبلاگ فرمودید کهرم همان الکساندر یونانی است، و در جاهای دیگر گفتید کهرم اهل پالا یا اندروس سوریه است و طبق نوشته های هرودوت او نخست به یونان یورش برد و سپس به باختریش. اگر او یونانی است چرا به یونان یورش برد و اگر سوریه ای است چرا او را یونانی میدانید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما. متاسفانه هرودوت نمی تواند چیزی در باب الکساندر مقدونی گفته باشد چون قرنها قبل از او مرده است و تصور نمی کنم جایی بر وبلاگ چنین چیزی مکتوب باشد اگر هست بفرمایید کجای وبلاگ است فورا تصحیح کنیم چون چنین چیزی غیر ممکن است.

     کهرم،  الکساندر مورخین یونانی است. این مورخین را اگر از آن وسط بردارید معنی جمله کمی تغییر می کند. او سوریه ای است و از سوریه به ایران آمده است . در تاریخ مل لغت هیونی، ‌خیونی آمده است میدانید برای ( ه خ ا ) در زبان پهلوی در تند نویسی  یک علامت دیده می شود. هیونی و گاهی خیونی را ترجمه کردند اما فراموش کردند ایونی ان را هم بنویسند!  سوریه جزو قسمت ایونی نشین جهان باستان بوده است و ایونی یا یونانی با گریش از هر لحاظ تفاوت دارد.  اگر هم حمله کرده است الکساندر ایونی یونانی از سوریه به کشور گریش  greek  حمله کرده است. فقط ما به این کشور گریک یونان می گوییم اسم آن کشور یونان نیست گریک است پس جایی که در تاریخ یونان ثبت شده منطقه ایونی است نه یونان امروزی

   پرسش 2031 پهلوی نژاد:  سلام ، میدانید قبر اسکندر کجاست؟ قبر الکساندر چی؟

   پاسخ پرنیان حامد:  مشابه پرسش شما در تاریخ  یکشنبه 23 بهمن1390 ساعت: 12:28  بر این وبلاگ به صورت زیر پاسخ داده شده است:

عکس‌ از روزنامه فرانکفورتر آلگماینه، 27 اوت 2007،  عکس های 1 و 6130 .

    این تابوت متعلق به  سال 320 پیش از میلاد سیدون (صیدا) در فینیقیه باستان و لبنان امروزی است. این تابوت را متعلق به الکساندر یونانی می دانستند که به علت ایرانی بودن بعضی لباسها در این صحنه جنگ این فرضیه را مردود کردند.  صحنه جنگ روی تابوت بازگو کننده آن است که قهرمان داخل آن در جنگ کشته شده است و این تابوت به احتمال زیاد  متعلق به کهرم پسر ارجاسب یونی الکساندر مورخین یونانی است.

    و اما اسکندر به گفته فردوسی او نه در پارس خاک شده و نه در زادگاهش روم (ماد)  بلکه در اسکندریه ای که خود بنا کرده بود. از آنجا که در متون پهلوی او را اسکندر ارومی مصر نشین نوشتند. این اسکندریه که نه در پارس باشد و نه در ماد باید در مصر بوده باشد. اشعار فردوسی در این باب بسیار جالب است. شرح نزاع پارسها و رومیان (مادها) برای محل دفن اوست. سپس گویا پیشنهاد دفن او در تخت جمشید می شود:

یکی پارسی نیز گفت این سخن <><> اگر چند گویی نیاید به بن

نمایم شما را یکی مرغزار <><> ز شاهان پیشینگان یادگار

ورا خرم خواند جهاندیده پیر <><> بدو اندرون بیشه و ابگیر

یکی کوه بینی در آن مرغزار <><> که کرکس نیابد بر او بر گذار

به هر تقدیر به توافق نمی رسند و

که خاک سکندر باسکندریست <><> که او کرده بود روزگاری که زیست

ابیاتی که فردوسی از وصف عزا داری او می نویسد :

زلشکر سراسر بر آمد خروش <><> هوا را بدرید از آواز گوش

همه خاک بر سر همی ریختند <><> ز مژگان همی خون دل بیختند

زدند آتش اندر سرای نشست <><> هزار اسب را دم بریدند پست

نهاده بر اسبان نگونسار زین <><> تو گفتی همی بر خروشد زمین

چو بردند او را به اسکندری <><> جهان را دگرگونه شد داوری

به ایکندری کودک و مرد و زن <><> به تابوت او بر شدند انجمن

و گر بر گرفتی ز مردم شمار <><> مهندس فزون آمدی صدهزار

عکس انوش راوید در آرامگاه کوروش بزرگ

   پرسش 2032 استر:  درود. در ویکی چنین آمده: سپتیموس سوروس در سال ۱۹۸ به همراه پسرانش به شاهنشاهی پارت و پایتخت ایران یعنی تیسفون حمله کرد. آن‌ها تمامی مردان شهر را کشتند و چند صد هزار زن و کودک را به بردگی کشیدند.  1. مگر تیسفون پایتخت ساسانی نبود؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  پایتخت ساسانیان بود،  اما پایتخت اشکانیان نیز گفته شده است. ساخت آن در شهرستانهای ایران شهر بند 21 به گرازه گیپگان نسبت داده شده است.

   ادامه پرسش:  2. آمار روشن است که اغراق آمیز است اما حقیقت امر چه بوده؟

    پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ مکتوب سخنان بالا را تایید می کند (مبانی تاریخ پارتیان کلاوس شیپمان و شاهنشاهی اشکانی یوزف ولسکی و ....) شروع جنگ را سال 197 تسخیر تیسفون را در اواخر سال 198 عقب نشینی و پیمان صلح  انها را سال 199 شکست انها و خراج سنگین انها را در زمان اردوان مکتوب کرده اند. اردوان را برادر بلاش نوشته اند.

    تاریخ طبری و تاریخ بلعمی هر دو از این جنگ سخن گفته اند با این تفاوت که اردوان را پسر بلاش می دانند و بلاش را پادشاه بابل و نه تیسقون نوشته اند.

   ادامه پرسش:  3. در ویدئو فرمودید که هخامنشی بزرگترین امپراتوری جهان بود. برداشت من از کتاب شما این است که بزرگترین امپراتوری جهان اشکانی بود.

    پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از دقت شما اشکانی امپراتوری نبوده، جمهوری بوده است (ملوک الطوایفی= جمهوری فدرال است)  اولین و بزرگترین جمهوری جهان در آغاز ملوک الطوایفی است که به آن اشکانی می گوییم و متاسفانه با شروع جنگ دو خاندان رومی و اشکانی دگرگون شد. در باب امپراتوری اما تصور نمی کنم از هخامنشی امپراتوری بزرگتری در جهان موجود بوده باشد.

   ادامه پرسش:  4. مجسمه های منسوب به الکساندر یونانی متعلق به مردیست در سنین 30 تا 45 سال. آیا مجسمه ها نمیتواند آلزاندروس سوریه ای باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  متاسفانه صورت مجسمه با صورت سکه ها مطابق نیست و هیچکدام شبیه به صورت مزاییک کاری نیست. صورت مزاییک هم مرد جوانی است سبزه روی با موهای مشکی حدود 30 تا 45 سال که مشابه صورت او در معبد دورای سوریه ( قبل از حمله دائش)  موجود بود.  صورت مجسمه ترکیه نردی جوان با پوستی روشن و موی روشن است که هیچ شباهتی به صورت  قبلی ندارد و مشت سکه الکساندر نیزنه تنها  به هیچکدام دو مجسمه شباهتی ندارند بلکه بر سکه ها نیز با هم متفاوت هستند در باب دو تصویر مجسمه ترکیه و مزاییک یکی از این دو می تواند  الکساندر مورخین یونانی باشد.

   ادامه پرسش:  5. آیا راز این که الکساندر پسر فلیپ سوم آرامگاه ندارد نمیتواند این باشد که او بدلیل ظهور اسکندر و فتح اروپا دیگر وارث تاج و تخت پدر نبود؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ببخشید منظور شما الکساندر سوم پسر فیلیپ است؟ اگر منظور  همان الکساندری است که به او کبیر می گویند فاصله زمانی او با اسکندر حدود 260 سال است این فاصله زمانی نمی تواند در عدم وجود آرامگاه او تاثیری داشته باشد.

   پرسش 2033 مصطفی:  با سلام، عنصر ایرانی در معبد ژاپنی. این تیتر مقاله ای در اینترنت بود که توسط پروفسور ژاپنی ئه ایچی ایموتو نوشته شده و هاشم رجب زاده آن را ترجمه کرده است در این مقاله اشاره به ایرانیانی دارد که معبد بودایی آسوکا را ساختند و همچنین ایرانیانی که به غرب چین به کونان آمدند در این مقاله یک سری اسامی ژاپنی را به فارسی معنی کرده است به عنوان مثال تارا ماتسوتا را دار میترداد و کوبین را چوبین معنی کرده که احتمالا به دردتان بخورد خواهشا آنرا در وبلاگتان کپی کنید خالی از لطف نیست:

http://rasekhoon.net/article/show/700613

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما آقای راوید تقاضا دارم  سخنان بالا را با ادرس سایت بر وبلاگ گفتمان ارسال بفرمایید.

   نظر 2034 تاریخ اصفهان:  خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ...

ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگیمان را تباه می کنیم: حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا ...

سلام دوست عزیز؛ امروز برای تبادل لینک پست وبلاگ گردی داشتم و بخت من با وبلاگ زیبا و غنی شما یار بود. بسیار خرسند می شوم در صورت تمایل شما به تبادل لینک، این امر مهم را به فردا نیندازیم. دوستان من منتظر پیوستن شما به وبلاگ تاریخ اصفهان هستند. در صورت امکان مرا با نام تاریخ اصفهان لینک بفرمایید و سپس آگاهم سازید تا شما را نیز لینک کنم. متشکر.

http://tarikha.blogsky.com

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما لینک شدید.

   پرسش 2035 مسعود:  سلام .. استاد راوید و بانو حامد بنده در پرسش و پاسخ های وبلاگ به سوالی برخوردم که این است؟(چرا مقبره کوروش بزرگ خالی از جسد است به قول راهنمایان پاسارگاد؟ آیا دزدیده شدن جسد به حمله اسکندر و اعراب مربوط نیست؟) و شما عزیز پاسخ دادید که بله و گفتید که جسد کورش کبیر بصورت مومیایی است که بر روی گردن ان اثر شمشیر دیده میشود و توضیح دادید. بعد من حالا میخواهم بدانم سند شما از اینکه روی گردن جسد اثر شمشیر است چیست؟. با احترام ..

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام "آفرینش اثرگورویدال" مطابق با جملات آخر کتاب این اثر از روی نوشته های دموکریتوس ابدرایی پسر آتنوکریتوس نوشته شده است که یکی از فلاسفه یونان در این زمان است

A philosopher of Abdera, and pupU of Democritus

چرا سندیت نوشته تایید نمی شود سوالی است که سالهاست مرا به خود مشغول کرده است. نوشته با در نظر گرفتن مقدمه نویسنده که خود اشاره به تغییر نام مکان ها از سوی  خود دارد (این همان کاری است که کلیه اسناد را مترجم و کاتب با  این دخالت های شخصی نابود کرده اند) از کلیه دیگر مکتوبات یونانیان به حقیقت نزدیکتر است.

   پرسش 2036:  در مورد بودا و بوداسپ توضیح دهید لطفا/ ایا دو انسان جدا هستند همانند اسکندر و الکساندر؟ و کارها و اسناد هر دو چیست. بودا و بوداسپ اگر دو شخصیت جدای از هم هستند.. من کارها و اعمال بودا را در کتاب هایی که تابه حال نوشته شده خواندم .... با تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام بودا شاهزاده سیزارتای هند است حدود2600 سال پیش  که پس از مسافرت به غرب (ایران) دین آورد.  بوداسپ به زمان تهمورث است حدود 5500 سال پیش که در آثارالباقیه بیرونی توضیخاتی در باب او و اختلاف او با بودا آمده است:

"مردم پیش از ظهور شرایع و خروج بوداسپ بت پرست بودند و در جنوب شرقی کره زمین زندگی می کردند ...... که آنان را شمنان می گویند (آثارالباقیه )"

 شمن = شه مان از خاندان شه که در شه دات = شهداد بودند.

"...... بوداسپ است که چون یکسال از پادشاهی تهمورث گذشت در هند  ظهور کرد و کتابی بپاری بیاورد و به ملت صابین دعوت کرد ....... (آثارالباقیه)

"مردم شمنی و هندیان را در اخبار بودای اول و بودایی که پس از او آمد که از پنج سوی وجودش نور می درخشید و در هوا راه می رفت . که همواره یک وجب تا زمین فاصله داشت و دیگر اخبار عجیب و غریب  اینکه آدمی چگونه بوداسپی و بودایی می شود ..... (آثارالباقیه)"

لذا بوداسپ در زمان تهمورث با بودا شاهزاده سیزارتای هندی یکی نیست.

شخصی با نام بزسپ (بوذاسپ) که در ایام تهمورث بیرون آمد و دین صابیان آورد. خوارزمی صاحب مفاتیح العلوم گوید:  کلدانیان آنان اند که صابیان و حرانیان نامیده می شوند و بقایای ایشان در حران و عراق هستند و پیغمبر خود بوذاسپ را می دانند که در هند ظهور کرد و برخی از ایشان می گویند که هرمس بوده است.

   پرسش 2037:  سلام ایا کتاب دکتر جهانگیر مظهری که گفته اند که پارس ها (هخامنشیان) اولین انسانهایی بودند که به امریکا رسیدند را بررسی و ارزیابی کردید ایا واقعیت دارد؟ با تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر متاسفانه کتاب ایشان به دستم نرسید. کتاب آقای دکتر حمید شفیع زاده را خواندم اسناد ایشان برای اثبات اینکه ایرانیان پس از ابوریحان بیرونی و قبل از  کریستفرکلمب به امریکا رفته و بازگشته اند بسیار رسا و کافی است. توجه کنید باز گشته اند اگر آثاری از هخامنشی و یا اشکانی و ... در امریکا پیدا شود ممکن است گروهها و کشتی های گمشده به این مکان رسیده باشند. برای اثبات رفت و برگشت یک گروه در ایران نیاز به اسناد امریکای جنوبی و یا مکتوباتی داریم که ثابت کند آنها این مکان را می شناختند. در مکتوبات بیرونی کروی بودن زمین به وضوح آمده است اما او تنها حدس زده است که باید آنطرف نیز خشکی باشد و اطمینانی در این باب ندارد. تکرار می کنم مدارک کتاب آقای دکتر شفیع زاده نیز تنها رفت و برگشت ایرانیان قبل از کلمب را به اثبات می رساند که به ایشان تبریک می گویم ایشان به زیبایی تیتر کتابشان را به اثبات رسانده اند. اگر می خواهید و برای شما خیلی مهم است انتشارات و نام دقیق کتاب آقای دکتر مظهری را بنویسید من مطالع کنم نظر حقیرم را بگویم  با سپاس.

کلیک کنید:  خلاصه کتاب وزین تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا پیش از کریستف کلمب اثر تحقیقی دکتر حمید شفیع زاده

عکس های دکتر هاشم رجب زاده و دکتر جهانگیر مظهری،  عکس های شماره 7840.

    توضیح انوش راوید:  جهت دانلود کتاب PDF در جستجوها نام کتاب را بنویسید.

   پرسش 2038:  سلام .. درمورد نام اروپه توضیح بدهید... شاه سرسلسله ماد در تاریخ های داده شده شخصی بود به نام دیاکو خوندم که حالا شاید کمی تناقض داشته باشه و وقایع جابجا شده اند.... با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  نام آری بی ari bi در نوشتار سارگن پادشاه آشور درباره مادها به کار رفته است و در زبان انشانی و ایلامی آری په خوانده می شود.

     کریستین سن می نویسد: پادشاهان اسطوره ای سکا ها آورپ و خشیه هستند که یونانیان آنها را آرپو کسائیس می گویند اولین شاه قومی آنها ارپه یا رپه با تخمه اروپه (تهمورث) و ارپ کشاد (ارپه شاه) تورات یکی است.

    کتزیاس می نویسد:  اولین پادشاه ماد اربسس (به فارسی = اربکه , ارپه) نامیده می شد.

    دیاکو اولین شاه ماد به استناد هرودوت است این شجره مادهای کتزیاس.

    ارباکس 28 سال  مائوداکس 50 سال سوسارمس 28سال ارتی کاس 50 سال اربی یانس 22سال ارتایُس 40 سال ارتی نیس 22 سال  استی براس 40 سال اسپنداس 25 سال  استی گاس 35 سال

که به نوشته بیرونی در آثارالباقیه خیلی نزدیکتر است.

    مردم باختر گویند:  مردی از عجم که نام او به عبرانی ارباق است و بفارسی ده اک و به تازی ضحاک بر این پادشاه (ثرنوقلنقریراس آشوری) خروج کرد و با او جنگ نمود تا آنکه او را شکست داد و او را بکشت و خود به سلطنت رسید تا آنکه کیانیها که پادشاه بابل بودند و اهل بابل ایشان را کلدانیان می گویند, به پادشاهی قیام کردند.

    ارباکس= ارباک = ارباق عجم ماد نژاد.

   پرسش 2039:  در اطراف منطقه زندگی من حدود جنوب غربی تهران، یک روستا یا محله وجود دارد بنام، پلاعین pelaen. به پلاعین سوریه مبدا حرکت السکندر ، ربطی ندارد که؟!!  البته شاید خیلی بی ربط بنظر بیاد، اما چون ک میدونم منطقه تهران شهر ری و .. قدمت بسیار بالای 5 هزار ساله داره، به این دلیل به ذهنم خطور کرد این سوال. سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از اطلاع ارزنده شما،  تحقیق می کنم این یکی خود مرا هم شگفت زده کرد. امید دارم ربطی نداشته باشند چون تصور کنید الان بگویم "اسکندر که هیچ، پلایی هم که الکساندر در آن به دنیا آمد نه مقدونیه بود نه سوریه بلکه جنوب غربی تهران "این ملت چه بلایی به سرم خواهند آورد.  به هر تقدیر من پاسخ پرسش شما را نمی دانم باید تحقیق کنم اگر ممکن است آدرس دقیق تری بدهید چقدر با تخت رستم فاصله دارد یا چند کیلومتری غرب مثلا ورامین است؟  با سپاس

   پرسش 2040 صادقی:  درود، ایا شکل "ماه" مانندی که در سکه های دوره ساسانی دیده میشود میتواند نشانه ای از "ذوالقرنین" باشد که غربی ها به الکساندر نسبت میدهند؟ و ایا میتواند گواه بر ایرانی بودن این لقب باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  متوجه نشدم چگونه ماه یا سین را به ذوالقرنین  فاتح دو قرن (جهت شرق و غرب)‌ باید ارتباط بدهیم ممکن است توضیح بدهید  با سپاس.

   نظر 2041 مصطفی:  با سلام به آقای راوید و خانم حامد، در مجله دانستنیها خواندم که در اسپانیا جشنی است به نام لا میناریس که همان چهارشنبه سوری است، در 29 ژانویه، یک روز قبل از جشن سن آنتونیوس برگزار می شود در این جشن با اسب از روی آتش می پرند اهالی آنجا قدمت این جشن را 500 سال میدانند و در سالیان گذشته بجز اسب از حیواناتی دیگر مانند الاغ و گاو هم استفاده می شده است.  هم چنین در همان مجله درباره اهرام ثلاثه از بومیان آنجا تحقیق کرده بودن می گفتند که قدمت محوطه باستانی 4500 سال وقدمت اهرام ثلاثه را 2900 سال است!

    درباره ذوالقرنین هم یگم که یعنی دو شاخ که به لطف شاهنامه شاخ به معنی نسل است،  چنین کوتاه بود شاخ وهم بیخشان نگوید جهاندیده تاریخشان که به دو نسل اشاره می کند یا کسی که دارای دو نسل است مانند کوروش که پدر او پارس و مادر او مادی بود یا اسکندر که پدر او پارسی و مادر او رومی (در شاهنامه) بود و یا کی خسرو.  هم چنین در باب واژه قرن هم (صد سال) شنیده ام که هر صد سال و یک نسل می دانند.

    پرنیان حامد:  باسلام، آقای راوید خواهش می کنم نظر ایشان را بر وبلاگ گفتمان با عنوان نظر باز بفرمایید (پرسشی نیست که پاسخ گویم) با سپاس

   پرسش 2042 شهین:  سلام.میخواستم ببینم آیا منبعی وجود داره که به طور کلی به تحلیل کتیبه های باستانی پرداخته باشه؟ به خصوص کتیبه ها و اثار مکتوب قبل از هخامنشیان. ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  www.livius.org   قبل از هخامنشی را تصور نمی کنم داشته باشد خود هخامنشی و کتیبه های بابلی و ... هستند.

   عکس انوش راوید تابستان 92 ،  در یک قلعه تاریخی دوران کهن ایران،  عکس شماره 7841.

 ارگ  http://arq.ir


برچسب‌ها: آفرینش گورویدال, جهانگیر مظهری, هاشم رجبزاده
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم آبان 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 98

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 2017بهنوش:  سلام استاد؛ آقای عبدالله شهبازی، در مقاله‌ای می‌گفت: نژاد آریایی وجود ندارد و چنین نژادهایی، زاییدۀ استعمار بوده تا بتواند ملت‌ها را از یکدیگر تفکیک کند. لطفاً بفرمایید که آیا نژاد آریایی، وجود تاریخی دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از آنجا که در باب آریایی تناقض بسیار زیاد است همه جهان گیج و سردر گم شده اند. حال هم که اسناد باستان شناسی خواستگاه آنها را ایران نشان می دهد, ناگهان در تبلیغات و شستشو های مغزی با گزارش های بی سند, "آریایی ها مردمی شدند فرا زمینی که در قطب شمال فرود آمده اند"  اینها همه دو نژاد اصلی جیرفت هستند که گروهی به بین النهرین (سومریان) و هند امروزی و گروه دوم به کاشان و قزوین و... (کاسها) و از طریق شمال به جهان کوچ کردند .

   پرسش 2018خزایی:  با سلام و خسته نباشید به شما آقای راوید و با تشکر از زحمات شما برای نمایاندن حقایق تاریخی، من امروز در 20 شهریور 93، برای اولین بار با مطالب ارزشمند و منحصر به فرد سایت شما، آشنا شدم و از آنجا که خودم به مدت 2 سال است که در زمینه ی نظریه های توطئه و پیام های گنجانده شده در موسیقی و هالیوود مطالعه می کنم، هضم و باور کردن این مطالب تا حد زیادی برایم راحت بود. می خواستم از شما خواهش کنم منابع مطالبتان، به ویژه آنهایی که در اینترنت قابل یافت است در اختیار بازدیدکنندگان وبسایت قرار دهید که روشن شدن مطالب به مراتب بیشتر شود با توجه به اینکه متوجه مطالبتان در مورد شخصی بودن نظرات به غیر از منابع هستم اما قرار دادن بخشی از منابع به بازدید کننده امکان برخورداری از دید فردی اش در آن زمینه را می دهد.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پاسخ ها بر وبلاگ گقتمان اکثرا با سند اصلی ارائه می شود! چنانچه پرسش و پاسخ خاصی مد نظر شماست بفرمایید مستند کنم.

   پرسش 2019 سروش:  سلام. لوح های بابلی به چه زبانی است؟ ارتباط آن با زبان های امروز ما چیست؟ چگونه ترجمه میشوند؟ آیا ما در ایران کسی را که بتواند این لوح ها را بخواند داریم؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به زبان اکدی است. با خط میخی شبیه لهجه محلی است که با عربی قاطی شده باشد. رمز گشای خط میخی دارد که با آن  آوا نگاری می شود بعد مطابق زبان اکدی  ترجمه می شود. جدول رمز گشای خط میخی را من دارم اینجا می توانم اسکن کنم بگذارم روی وبلاگ قسمتی از آن را ببینید.  زبان هم برای ما به آشنایی زبان اریا و ایلامی مثلا کتیبه بیستون نیست (آوا نگاری آریایی کتیبه بیستون را جلوی هر فارسی زبانی بگذارید می فهمد داریوش چه می گویید)  اما برای ما که هم عربی بلدیم و هم فارسی با جدول رمز  قابل درک است،  مشکل این است که سنگ میخها در موزه بریتانیا است و به کسی نشان نمی دهند .

    به اساتیدی که گفتند در ایران می توانند این زبان را بخوانند رجوع کردم گفتند لوح الکساندر در تخصص ما نیست! . اینکه ایشان زبان اکدی بدانند ولی بگویند لوح های الکساندر در تخصصشان نیست  ......

بهتر است  در این باب دیگر هیچ نگویم.  پس از تهیه گزارش نامه رسمی نوشتم امضاء کردم فرستادم. خود دانند و وجدان خودشان شما دانید و اساتید کشورتان من وظایفم را انجام دادم این هم متن نامه به امضای بنده :

..........................................................................................

با سلام و درود

بعد از جلسه دیدار علمی و در ادامه پژوهش به مقداری دستاورد جدید برخورد شد که نمونه ای از آن به صورت فیلم و به پیوست ارسال می شود. چنانچه نمونه ارسالی کمکی به روشنگری و تصحیح تاریخ سرزمینمان می نماید برای همفکری و یا ارسال مطالب بیشتر آمادگی خود را اعلام می دارم.  امید است با همکاری های گروهی و اقدامات لازم در تصحیح تاریخ  سرزمینمان نتایج چشمگیری حاصل شود.

با احترام،  پرنیان حامد

..........................................................................................

     البته نقدی که در گزارش شده است با فرض آن است که مترجم  لوح را درست آاوانگاری کرده است نقد این است که مطابق با آوانگاری و ترجمه خودش چطور ممکن است لوح مطلق به الکساندر مقدونی باشد

این نمونه  قسمت آخر نقد است :

6' [...............MU x K]AM mÁr-šú A šámÚ-ma-kuš šámÁr-tak-šat-s[u (LUGAL) MU-šú na-bu-ú ........]

6' [........... year x]th of Arses, son of Ochos, who [is called (king)] Artaxerxes, [..........]

 

 سال نا معلوم از حکومت ارسس پسر اخوس که به او اردشیر می گفتند یعنی ارسس پسر اردشیر سوم هیچ ارتباطی به الکساندر ندارد که در خط بعدی از مرگ او سخن به میان آمده باشد.

 اما لوح را سند حمله الکساندر یونانی به ایران تبلیغ کرده اند

 به خود مترجم هم نوشتم پاسخ داد:

 "lik" in Babylonian (can also be read "ur", and "tash"),

    یعنی شخصی که در بند بعدی مرده است ائورسا و اتش سا هم می تواند باشد که البته مطابق جدول من ایشان به دو نمونه دیگر هم اشاره نکرده اند نمی دانم چرا؟ نام را به صورت های زیر می توان خواند:

a-ran-sa         a-tas-sa (a-tash-sa)               a-ur-sa                     a-lis-sa    a-lik-sa

   نظر 2020 آریو:  این چه نامی است که برای کلیپ انتخاب کردید؟ گویا میخواهید از اسکندر تعریف کنید. نام کلیپ توجه کسی را جلب نمیکند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مگر به سه زبان زیر آن ننوشته critique  خانم حامد در باب ترجمه لوح های بابلی؟  من اسم انتخاب نکردم اما چه اسمی انتخاب کنند؟ شما پیشنهاد کنید.

   پرسش 2021 حسین‏:  خب چه طوری باید به کل دنیا این حرف ها رو زد حتی اگه هزار تا مدرک هم بیاری مثل امیر مهدی بدیع باز هم می گن دروغه.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  مدارک را کامل و بی نقص کنیم اساتید کشورمان دست از این یک دندگی بر دارند به سازمان های جهانی شکایت نامه رسمی بنویسیم.

   ادامه پرسش:  یه سوال دیگه که من دارم اینه که ما الان به چه زبونی حرف می زنیم و نژاد ترک ها چیه؟ خیلی ذهنم مشغوله.

   پاسخ پرنیان حامد:  ما الان به زبان پارسی صحبت می کنیم نژاد مردم آذربایجان ایر است نژاد مردم  کشور ترکیه رومی است نژاد مردم نینوا موصل تا سوریه تورانی استو

   پاسخ انوش راوید:  تمام بشر یک نژاد است،  فقط کیان های مختلف زبانی را شامل می شوند،  منظور نژاد در نوشته بانوی گرامی پرنیان حامد کیان یا قوم است،  که بدلایل سانسور اداره جات،  از نژاد نام برده اند،  «نژاد وقتی تغییر می کند،  که کروموزوم های خونی غیر قابل انتقال باشد،  تمام بشر از هر کجا می تواند به یک بشر دیگر در هر کجا خون هم گروه بدهد.

   نظر 2022 :  خانم پرنیان. بنده نمیتوانم این سایت را به یک غیر فارسی زبان به عنوان سند و مدرک معرفی کنم. همانطور که نمیشود یک سایت چینی را به شما ارئه کرد.

    پاسخ پرنیان حامد:  اسنادی که از آن سخن می گوییم همه ترجمه شده است. طبری, بلعمی, فردوسی... , هرودوت و اریان ..., لوح های هخامنشی, لوح های ساسانی و....  مدرکی که لازم دارید بنویسید من با صفحه و بند و خط مستند کنم, خودشان بروند سند را ببینند.  آدرس وبلاگ را می نویسید و می فرمایید روی این وبلاگ چنین چیزی نوشته این هم سند و بند و خط سندش.

   نظر 2023:  مخاطبان اصلی ما تنها ایرانیان نیستند،  اگر می شود وبلاگ را ترجمه نمایید،

   پاسخ پرنیان حامد:  ایرانی نباشند،  من الان نمی توانم وبلاگ هزار صفحه ای را ترجمه کنم وقت چنین کاری را ندارم،  (شما بردارید هر قسمتی مورد نظر شماست ترجمه کنید،  بفرستید ما میزنیم در همین وبلاگ زیر همان سوال پاسخ مربوطه) مخاطبان اصلی من فقط ایرانی ها هستند و سازمان ملل متحد.  در ضمن بنده اگر سندی لازم داشته باشم باید حداقل سه زبان انگلیسی فرانسه و آلمانی را بلد باشم با وجود این انقدر در ترجمه مثلا سکه ها  تفسیر بود که مجبور شدم شروع کنم یونانی خواندن. در باب تاریخ چین هم مجبورم ترجمه شده تاریخ را بخوانم اگر کارم به تاریخ چین گره بخورد مجبورم مثل یونانی بروم چینی هم یاد بگیرم.  تاریخ های ایران هم همه ترجمه شده بروند بخوانند  دوست ندارند بروند فارسی یاد بگیرند.

اصلا فارسی بلد نیستند بی جا می کنند می آیند برای ما بیستون ترجمه می کنند آوا نویسی بیستون را برداید بخوانید ببینم با عنوان یک شخصی که فارسی بلد است نمی فهمید داریوش چه می گوید؟ آنوقت آقای  X که فارسی هم بلد نیست بیاید انگلیسی کند من ایرانی بروم ترجمه انگلیسی بخوانم؟

فارسی بلد نیستند غلط می کنند درباره تاریخ ایران فرضیه و نظریه می دهند!

     آنها هر روز یک داستان از آستین در میاورند و به چند زبان ترجمه میکنند، اما ما همین یک سایت را داریم. در همین سایت هم حتی یک تالار گفتمان نیست تا همه بیایند و نظر دهند.

   شما هر سندی هر سخنی از وبلاگ می خواهید بر دارید ترجمه کنید،  می ترسید مسئولیت مدعا را قبول کنید،  نام خودتان را فقط مترجم بنویسید،  اسم من را بنویسید،  مسئولیت پاسخگویی ادعا با من.

   ادامه نظر:  و نیز یک تالار گفتمان باز کنید تا ما علاقمندان به تاریخ واقعی ایران در آن بتوانیم شرکت کنیم .....

   ادامه پاسخ:  می خواهید سر ما را به باد بدهید؟  تالار باز کنیم یک نفر کوچکترین مزخرفی روی آن بنویسد صبح روز بعد بنده و آقای راوید زندان تشریف داریم.  علاقمندان تالار باز کنند،  آدرس بدهید من می آیم هرچه اطلاعات دارم برای شما می نویسم.

   ادامه نظر:  پاسخ های شما گاهی تا یکماه طول می کشد .....

    پاسخ پرنیان حامد:  کار فوری دارید آدرس ایمیل خود را بدهید! پاسخ بگیرید بعدا روی وبلاگ باز می شود.  حدس می زنید بنده در روز چند سوال در جا های مختلف پاسخ می دهم؟

   پاسخ انوش راوید:  بسیاری از پرسش ها،  که پاسخ آنها طول می کشد،  دو علت دارد،  1 ــ  بارها پاسخ آن پرسش در وبلاگ نوشته شده است،  2 ــ  آدرس ایمیل و فرستنده آن مشخص نیست.

   ادامه نظر:  مشکل شما چیست که کتابتان را ترجمه نمیکنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  شما خیال کردید که وقتی بخواهند پیگیری کنند احتیاج به ترجمه من دارند؟ پروفسور آلمانی نشسته جلوی من از من و شما بهتر فارسی حرف می زند. اصلا بحث ندارد بنده کلیه حقوق کتابم دست شخص خودم است مترجم دارید بفرستید بنده نه از بابت فروش ترجمه یک قران پول می خواهم نه هیچی.  امضا می کنم ببرد ترجمه کند، اما شرط دارد،  ترجمه باید به یکی از سه زبان آلمانی, فرانسه یا انگلیسی باشد،  و مترجم باید قبل از انتشار ترجمه, کل ترجمه را به من نشان دهد و بدون تایید من حق انتشار هر مزخرفی از جانب من را ندارد.  مفهوم هم باید دقیقا همان باشد که در کتاب نوشتم. هیچ مشکلی جز این با ترجمه کتاب ندارم.

   توجه: عزیزان این وبلاگ فقط برای فارسی زبانان است،  زیرا اکثر منابع کتاب از آثار و ادبیات ایرانی است،  و برای خارجیها کم مفهوم است،  و ترجمه آنها نیز مقدور نمی باشد،  مانند ترجمه ابیات شاهنامه و یا ریشه یابی نامها و .... که در ترجمه تغییر مفهومی می کنند.  خود عزیزان بنا به تخصص خودشان،  باید در ترجمه و گفتار و تحلیل با دیگر زبان هایی که در ارتباط هستند،  اقدام کنند.

      بارها گفته و نوشته ام قرن 21 قرن تخصص و تخصصی تر شدن است،  فقط یک تخصص را پیگیری نمایید،  و درباره آن تحقیق و تحلیل و بحث کنید.  از سرک کشیدن در گرایش ها و تخصص های مختلف پرهیز کنید،  بیایید آموزه های سیستم آموزشی وامانده را دور بریزید.

کروموزوم

     به زبان ساده می‌توان کروموزوم‌ها را به بسته‌های مواد ژنتیکی تشبیه کرد که درون هستهٔ سلول‌ها ذخیره شده‌اند. و در واقع به شکل مولکول‌های دی‌ان‌ای همراه با پروتئین‌ها هستند که به این بسته‌ها فام‌تن یا کروموزوم گفته می‌شود.

      پروتئین اصلی که در یوکاریوت‌ها مسئول بسته‌بندی دی‌ان‌ای است هیستون نام دارد. سلول‌های یوکریوتی تعداد مشخصی کروموزوم دارند. مثلاً سلول‌های انسان دارای ۲۳ جفت کرووموزوم می‌باشد. سلول‌های انسان به جز تخمک و اسپرم به صورت دیپلوئید می‌باشند یعنی دارای ۲ سری از کروموزوم‌های همانند می‌باشند. سلول‌های تخمک و اسپرم‌ها پلوئید هستند یعنی دارای یک سری از هر کروموزوم‌ند.

      سلول‌های پروکاریوتی (پیش هسته‌ای باکتری‌ها) معمولاً دارای یک کروموزوم می‌باشند. البته باکتری‌هایی هم هستند که دارای چند کروموزوم می‌باشند اما این باکتری‌ها نادر هستند. کروموزوم باکتری‌ها به صورت حلقوی است. باکتری‌ها (و برخی مخمرها) علاوه بر کروموزوم اصلی دارای یک یا چند پلاسمید نیز می‌باشند. انسان سالم دارای ۲۳ جفت فام‌تن است. ۲۲ جفت فام‌تن که تعیین‌کننده منش‌های ارثی به غیر از جنس (نر و ماده) است و خودتن (اتوزوم) نامیده می‌شود. یک جفت دیگر را فام‌تن جنسی می‌گویند. فام‌تن‌های جنسی در مردان طبیعی به صورت XY و در زنان طبیعی XX است.

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 توسط انوش راوید

ادامه پرسش و پاسخ ویژه 97

ابتدا در اینجا

   نظر 2010 سینا:  با درود فراوان و با سپاس از شما جناب آقای راوید که مسوولیت پاک کردن دورغ ها را از پرده سینمای تاریخ بر عهده گرفتید. باور کنید تمام تلاشم را کردم که مختصر بنویسم ولی از این مختصر تر نشد.از آنجایی که قبول دارم قدرتمند ترین پدیده در جهان پدیده حقیقت است بنابرین در خود قدرت ایستایی در برابر آن را نمیبینم. مدتهاست که طرفدار این نظریه که فرهنگ مردم ایران مادر فرهنگ های هندو اروپایی و تاثیرگزار ترین فرهنگ باستانی دنیاست. این را همگونی زبان ما با دیگر زبان های هندو اروپایی و مشترک بودن و شباهت موسیقی و فلولکر ما با سایر مردمان هند و اروپایی میگوید و شواهد تاریخی حاکی از این است که همه آن ها ریشه گرفته از زبان ، فولکلر و موسیقی ایرانیان دارد. (به دلیل این که نگارنده دانشجوی ارشد موسیقی است تحقیقات گسترده ای را در زمینه همگون بودن موسیقی های ایرانی و اروپایی داشته است که به دلیل تخصصی بودن در حوصله بحث نمیگنجد) اما! یک امای نسبتا بزرگ

چند مورد اساسی از سخنان شما با افکار نگارنده هم سویی ندارد که باعث پدید آمدن پرسش هایی شده است که نیاز مند پاسخند

1-مردمی که تمدن جیرفت را ساختند آریایی(هند و اروپایی )نبودند. این را پژوهش های انجام شده روی دی ان ای استخوان های یافت شده در جیرفت نشان میده.

این افراد از نژاد سومری و میانرودان بودند(مردمان تمدن ایلام هم از همین نژاد بودند ) نمونه این نژاد را میتوان در یمن و عمان و مصر علیا و همینطور در میان کوچ نشنیان بلوچ دید (این نژاد تقریبا از بین رفته و در این کشور ها نیز افراد کمی از این نژاد هستند و بیشتر سامی اند ) . افرادی با صورت های کشیده و معمولا لاغر ، پوست قهوه ای تیره ، پیشانی کوتاه ، بینی بزرگ ، چشمان نسبتا ریز و موهای کاملا سیاه.

2- قدمت دی ان ای مردمان هند و اروپایی در فلات ایران بیشتر از 3000 سال نیست و تراکم دی ان ای این نژاد در شمال و شمال غربی ایران بسیار زیاد و به تدریج با آمدن به طرف جنوب و جنوب شرقی و غربی از تراکم این نژاد کاسته میشود

3- امید وارم منظور شما از ساکنان همیشگی ، تمام اقوام ساکن در فلات ایران نباشد چراکه تمام این اقوام آریایی یا هند و اروپای نیستند

4- از آنجایی که مردم ایران - دانمارک- انگلستان - لهستان و یونان بیشترین شباهت و نزدیکی را با هم دارند ( بر پایه پژوهش های آقای کاوالی اسفورتسا ) اصلا منطقی نیست که بگوییم ایرانی ها از نژاد مردم پیش از آریایی ها هستند چراکه هیچ شباهت ژنتیکی با نژاد مذکور جیرفتی و .... ندارند

خواهش میکنم به این عکسی که فرستادم توجه کنید

این عکس نزدیکی ژنتیکی نژاد های جهان را نشان میدهد که توسط دکتر کاوالی اسفورتسا تهیه شده.و بدیهی است که این ایرانیان بودند که به کشور های غربی مهاجرت کردند و فرهنشان را تزریق کردند.

  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  در باب تاریخ : با یک دنیا سپاس از اطلاعاتی که در اختیار  من گذاشتید یکی بودن دی ان ای سومر با جیرفت نظریه رفته شدن جی و نظریه من در ورود این افراد از فلات ایران به بین النهرین را ثابت می کند،  لذا حقانیت اوستا و تاریخ ایران در این باب ثابت می شود اما در باب دی ان ای گروهی که شما هند! و اروپا می نامید آیا این دی ان ای در خود کشور هند موجود است چنانچه پاسخ مثبت است دوست دارم بدانم این افراد در آن زمان بدون عبور از ایران با کدام وسیله خود را به کشور هند رساندند و اگر پاسخ منفی است دوست دارم بدانم چرا لغت هند را استفاده می کنید همچنین دوست دارم ارتباط دی ان ای مردم کرمان با سفید پوستان کشور مصر را بدانم.  و در پاسخ به سوالات خودم دوست داشتم توجه شما را به نژاد دوم و دی ان ای کاسها جلب کنم و از شما تقاضا کنم توجه داشته باشید زمانی که ما از آن سخن می گوییم  مدار 40 به بالای کره زمین زیر یخ های قطور است،  حال چگونه تمدن پیشرفته آریایی روی این یخ ها شکل گرفته است که از اروپا یا از سیبری به ایران آمده باشند را  نمی دانم!همچنین از شما تقاضا دارم روی یک نقشه جغرافیا با یک مداد از شهر هند آباد (اردکان) بکشید و ببرید هندو در (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام)  زیر آن را هم  نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سرمرز چم هندی (موسیان) و.... این مرزی است که به آن هند می گفتند فاصله دی ان ای اول شما هند = جیرفت و سومر و ایلام و .... و دی ان ای دوم شما کاسها تا کنار ایر (ارس) و  تا اروپه (کرکوک) اصطلاح هند و اروپایی است که مصرف می کنید. مهاجرت اری ها از ارته و نماد آن در تاریخ کشور ما که دقیقا مکتوب شده است و نمی خواهید باور کنید جمشید = سومریان مهاجر باوری که از برای آب گرفتگی ساخت (اوستا وندیداد) و پیش بینی آن  در جی که توسط آب رفته شد و نام کویر لوتی که به معنی خاک غیر حاصل خیز بر اثر سیلاب است از شما تقاضا دارم به جای رجوع به آقایان پرفسور های  Xو  Yبه تاریخ کشور خودتان و به اساتید ایرانی که دلشان برای کشورشان سوخته  رجوع کنید.

در باب موسیقی : همچنین با عنوان نتیجه "حسین خان هنگ آفرین" و شاگرد "ملیک اصلانیان" در این کشور با مدرک تحصیلات عالیه موسیقی از کشور آلمان برای اینجانب بسیار جالب است ببینم شباهتی که تقریبا همه ما می شنویم را چگونه به رشته تحریر در آوردید . بررسی کورال  گرگورین و نوشته موسیقی فارابی و سند اولین کورال زنان در زمان کوروش کبیر و همچنین ربع پرده ای که اروپا هیچ گاه موفق به کسب آن نشد و ... ریشه اصلی و اولیه  موسیقی اروپا را به خوبی نمایان می سازد. از آنجا که خود نیز در این باب قلم بدست داشتم که متاسفانه ادامه رشته تاریخ فرصتی برای اینکار باقی نگذاشت, از شما تقاضا دارم تحقیقاتی که در موسیقی داشتید را با ما در میان بگذارید (تحقیقات شما با نام  شما بر این وبلاگ باز خواهد شد لذا محبت بفرمایید نوشته را به نام شریفتان مزین بفرمایید) مطمئن باشید برای دوستان علاقمند به رشته تاریخ نیز اثبات ریشه اصلی هنر و موسیقی در اروپا, چنانچه ایران و بین النهرین است, بسیار جالب خواهد بود  با سپاس از شما.

نقش هایی بر غارها،  عکس شماره 4136 .

   بر سقف غاری نقشی از خسروپرویز ساسانی به همراه همسر و اطرافیانش دیده می‌شود،  که بسیار زیبا است،  و البته یکی از معدود نقاشی‌ آن دوران است،  که در اون می‌شود جزییات لباس و ساز های موسیقی ایرانی آن زمان را دید.

بخشی از صفحه صلح درفش سلطنتی اور (سومریان)،  عکس شماره 6637.

   پرسش 2011 آرش: خیلی از شما ممنونم، سوال دیگری داشتم، در نزدیکی تنگ تکاب از قدیم تا الان می گویند ریمه کوه.بعضی کلمه ریم را همان روم می دانند همچنین منطقه ای در بویراحمد هست که نامش دشت روم می باشد نظر شما در مورد این نامگذاری ها چیست؟ با تشکر

   پاسخ انوش راوید: خوب روم است، روم به معنی دشت است، من هنوز یادمه مادر بزرگم به دشت می گفت روم، به اتاق بزرگ و سالن هم می گفت روم، بارها بانوی گرامی پرنیان حامد گفتند که روم در ایران بوده است،  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه نمایید.

   پرسش 2012 سیروس:  با درود به استادان انوش راوید و پرنیان حامد من هنوز یک موضوع برایم مبهم است. الکساندر پسر فلیپ که بود؟ آیا چنین کسی وجود داشت؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  قسمتی از مقایسه های کتاب را بالا کپی کردم دوباره همان قسمت را کپی می کنم ما نمی گوییم نبوده می گوییم اسکندر تاریخ ما نیست می گوییم این دو شخصیت را با هم یکی کردند تاریخ را به هم ریختند کلی تناقض ایجاد کردند کلی تفسیر کردند اون الکساندری که می گویند تا هندیجان رفت و مرد این اسکندر یک شخص دیگری است و ایرانی و.....

مقایسه  سرگذشت ارجاسپ و کهرم در تاریخ ایران با فیلیپ و الکساندر نوشته یونانیان،  یادگار زریران:

پس دیر زمان نبود که از خیونیان هیچ زنده باز بنماید مگر یک (تن) ارجاسپ خیونان خدای او را هم یل اسفندیار گیرد, ازش دستی و پایی و گوشی برد و ازش چشمی به اتش سوزد و او را به خر دم بریده ای باز (به) شهر خویش فرستد.

  تاریخ و تمدن (ویل دورانت):

فیلیپ پدر الکساندر فرمانروای خشن و دل سختی که در یورش های پی در پی به همسایگان خود یک چشم را از دست داده, شانه اش شکسته و یک دست و پایش فلج شده بود.

   پرسش 2013:  ىا درود، من از هنگامی که با این سایت آشنا شدم دائم درگیر بحث و جدل با علاقه مندان تاریخ که همگی اروپایی و چندتا هم یونانی اند هستم برخی ها استدلالات من را میپزیرند اما وقتی میگویند کو سند و مدارک ات؟ کجاست لینک اینترنتی ات ؟دیگر حرفی برای گفتن ندارم.بنابرین باید سکوت کنم.درخواست من از شما اساتید این است که دست کم این لینک مربوط به لوح های بابلی را به انگلیسی ترجمه کنید و یا نام کتابتان به زبان آلمانی اگر منتشر شده را بگویید تا ما را دروغ گو خطاب نکنند، باسپاس

   پاسخ پرنیان حامد : درود بر شما مستند به زبان انگلیسی ترجمه شده است و با زیر نویس آماده آپلود می باشد آقای صلح دوست قول دادند که تا روز دوشنبه این ترجمه آپلود خواهد شد که شما می توانید آن را در کنار همان آدرس های قبلی از هفته آینده جستجو کنید. کتاب تنها به زبان فارسی است. شما اگر سندی نیاز دارید بگویید من سند را به شما ارائه می دهم تحویل شان بدهید اگر نیاز به نام کسی دارند استناد کنید به نام من عکس جلد کتاب را بردارید گزارش را هم بگزارید جلوشان بگویید به استناد کتاب گزارش و سخنان این خانم در ایران و بر وبلاگ گفتمان آدرس وبلاگ را هم  بدهید  فارسی است ایرادی ندارد. من موجود مجازی اینترنت نیستم گرامی حقیقت خارجی دارم می توانید به این شخص حقیقی استناد کنید هر جا هم گرفتار شدید فورا بنویسید اسناد لازم را فورا برای شما ارسال می کنم نترسید شما را حمایت خواهم کرد. فقط مراقب باشید اشتباه نکنید , سخن بی سند نگویید , بیش از آنچه اینجا در کتاب و بر گزارش است نگویید و .... موفق باشید.

   پرسش 2014 امید:  با سلام و درود فراوان خدمت شما خانم حامد و آقای راوید. خانم حامد شما توی کتابتون فرمودین ادعایی که داریوش در کتیبه بیستون راجع به گئومات مغ میکنه دروغه و این شخص در اصل خود بردیا بوده که داریوش با توطئه و کودتا علیه اون تونست حکومت رو بدست بگیره.البته در کتاب کارنامه به دروغ زنده یاد پوران فرخ زاد هم به این موضوع اشاره شده.حالا سوال من اینه که یعنی اصولا گئومات مغ در تاریخ وجود نداشته و معرفی اون توی کتیبه بیستون صرفا دروغی برای آیندگان بوده؟ اگر این طور هست یعنی اون موقع هیچ کس از بزرگان پارسی مانع کار داریوش نشده بود؟آیا خود بردیا هیچ پسری نداشته که بعدا بخواد حقیقت رو برملا کنه ؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام قبل از پاسخ شما به چند مورد اشاره می کنم 1.بانو پوران فرخزاد در قید حیات هستند 2 . برای نوشتن بعضی قسمتهای کتاب با عنوان یک ایرانی شخصا زجر کشیدم و نوشتم. از آنجا که جویای حقیقت بودم به اجبار عقاید شخصی و نژاد پرستی را کنار گذاشتم آنچه به حقیقت نزدیکتر بود مکتوب کردم با امید آنکه خوانندگان کتاب نیز با دیدگاهی بی طرفانه برخی مسائل را بیشتر بررسی کنند تا تناقضات از تاریخ ما برداشته شود. قسمتی که شما به آن اشاره دارید یکی از این دو قسمت است.

 آنچه باعث افتخار این کشور بود کوروش کبیر بود که هرچه تحقیق کردم جز از انسانیت در آن زمان و در آن موقعیت از او سر نزده است اما در باب داریوش اول او  شاهی چون دیگر شاهان زمان خود بوده و روش متداول روزگار را پیشه کرده است در آخر با وجود همه کار های ناجوری  که برای کسب مقام شاهی  انجام داده است در قضاوت آخر شاه خوبی برای زمان خودش بود و باید سپاسگزار زحمات او در امور  عمران, حقوق اجتماعی و پیشرفت و .... در این کشور باشیم.

پاسخ شما : اشاره اصلی به این موضوع در کتاب ت.ا اومستد مکتوب است که همه را به فکر فرو برد او از طریق اسناد و مکتوبات یونانی به این مسئله اشاره کرده است حال آنکه همانگونه که می بینید در میان گفتار داریوش در بیستون نیز این موضوع نهفته است. مطابق نوشته یونانیان کئومات آنقدر شبیه بردیا بود که هیچکس تشخیص نمی داد که چنین مسئله ای بچه گانه به نظر می آید که بعد بروند  از زن او بخواهند که گوش او را ببیند بریده است یا خیر! اینها  احتمالا داستانهایی است که پس از مرگ بردیا در دربار شایع کرده بودند که یونانی ها هم مکتوب کردند. داریوش با سران خاندان های ایران دست به این کار زدند دنبال چه کسی هستید که دفاع کند؟  علت ان واضح است بردیا مشغول  بنیاد نهادن سیستم جمهوری در ایران بود که به نفع خاندان اشراف نبود. پس از مرگ او تقریبا همه خاندان های ایران حتی پارسها قیام کردند که بر بیستون مکتوب است (مردم برای شخصی که به دروغ خودش را پسر شاه بنامد قیام نمی کنند و دروغ  "بردیا نبود شخص دیگری بود شبیه او" فقط برای خاموش کردن صدای  مردم بود) سه سال شورش بی وقفه شوخی نیست تازه در آخر به علت دختر کوروش اتوسا و پسرش خشایارشا سکوت کردند و با وجود آنکه خشایارشا پسر بزرگ نبود از ترس همین مردم ولیعهد و سپس شاه شد. بر مکتوبات یونانی ها مسائل عجیب دیگری نیز مکتوب است که او مستند در کتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی  صفحه 148 مکتوب کرده است می توانید مطالعه کنید.

   پرسش 2015 مهدی:  درود قدردانی زحمات شمارو چه جوری ادا کنم؟کلی وقت می گذارید و برای کلی آدم اینقدر تایپ می کنید.ولی من خیلی مشتاقم ک بدونم خیلی از وبلاگهای ارزشمندتونم خوندم.شما خیلی بزرگوارید که با اینهمه دانسته های مستقل و دستیافته های شخصیتون از دیگر تاریخ دان ها هم رفرنس می گیرید. ذهنم پر از مجهولاتیه که با دونستنشون قانع نمیشم.توی دوره ما بعید می دونم کسی تفکری مثل شما پیرامون تاریخ داشته باشد که هر چیزیو با توجیه منطقی اش بپذیره حتی در مورد تاریخی ک بیشتره از جنس روایته.واقعا سخته که با استناد به منابع شفاهی و ثابت شده با تعداد خیلی کم به دست یافته های ارزشمند فراوانتون که به راحتی در اختیارمون قرار می دید،رسیدید و از اینجا فهمیدم زنده شدن حقیقت های تاریخ که از جنس واقعیته با وجود شما غیر ممکن نیست. پیروزتر باشید

  پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  . با سپاس از شما پاینده باشید.

   پرسش 2016 آریو:  با سلام به استاد عزیز و سرکار خانم حامد. در مورد اینکه اسکندر نسب ایرانی داشته در داستانها و تذکره های ایرانی چیزهایی خوانده بودم و اینکه پدرش دارا و مادرش یونانی بوده که شما هم به طور قطع خواندید. فقط چند نکته برای من جالب است؟ 1- هم نام من آریو برزن مدافع ایران در برابر اسکندر یونانی بود یا اسکندر هموطن؟ 2- چرا اکثر سرداران نامی اسکندر یونانی بودند و او ایرانیان را مانند یونانی ها بربر می نامید ؟ 3- چرا پس از مرگ آریو برزن بر سر قبرش نوشت به یاد لئونیداس 4- چرا مورخین یونانی و حتی دانشمندانی مانند ارسطو تا بیشتر مورخین مرتکب چنین خبطی شدند و به اسکندر صفت یونانی دادند؟ البته این را هم عرض کنم به عقیده بنده کاری بزرگ انجام شده و زحمت زیادی کشیدید و کار ارزنده ای انجام دادید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکتوب است مادرش ناهید دختر کیسر روم بود . 1. هم نام شما یک ایرانی در مقابل انقلاب ایرانی دیگر بود اگر شما بتوانید بگویید کوروش کبیر ایرانی بود استیاک ماد خارجی یا برعکس آنوقت می توانید برای این واقعه هم خارجی و ایرانی تعیین کنید نگران نباشید نام زیبایی دارید بنده هم قرار بود به  حریر و نرمی تشبیه بشوم که گویا نام قوم پرنی ها بر من است پرنی + ان و ناگهان از لطافت و نرمی تبدیل به پارتی+ زان ها  شدم که باعث افتخار من  است 2 . ( متوجه سوال نشدم آنچه از منظور شما حدس می زنم پاسخ می دهم چنانچه پاسخ شما نیست سوال را طور دیگر مطرح کنید همچنین تقاضا دارم  این نام آن یونانی را الکساندر بنویسید که با این اسکندر ما به هم نپیچند من متوجه بشوم منظور شما کدامیکی است با سپاس) اکثر سرداران الکساندر کهرم,  ایونی بودند (خ ,ه , ا) در زبان پهلوی یک علامت دارد خیونان را می خوانیم ایونان مشکل افسانه بودن تاریخ ایران حل می شود. بربر یعنی خورشید.

 بربر به زبان سومری نام افتاب است بابلی ها به "ه تی ت" ها بربر میگفتند (احمد حامی)

برای اینکه ایونی (خیونی , هیونی) که در تاریخ ایران مشخص شده به خلاف تصور شما در غرب و از خاندان آشوری و دقیقا همان هیتی ها هستند که تا ایر (کنار رود ارس) را فتح کرده بودند لاجرم ایرها = ایر+ان و هیونان = ایونان آسوری از همان نژاد هیتی = بربر می توانند خوانده شوند 3  این قبر کجاست؟ 4. ببینید گرامی من روی این گزارش و همان اول کار مخصوصا در باب مورخین یونانی توضیح دادم این اسناد سند دست اول نیست قدیمی ترین مورخی که در باب الکساندر مکتوب کرده و الان در دست ماست (آنچه نیست نیست نداریم نمی دانیم چی نوشته بودند) دیودور سیسیلی به سال 30 ق.م اختلافی 300 ساله با الکساندر مقدونی و اختلافی حدود 50 سال با کسی که ما می گوییم دارد این از راه دور یک چیز های قاطی شنیده و نوشته که اصلا هیچکاری نمی شود کرد این آریوبرزن قدیمی ترین نوشته مورخی یونانی رومی دیودور سیسیلی  که در دست داریم:

7 Coming into sight of the enemy outposts, he cut down their first line and captured those who were stationed in the second position, then routed the third line and won the pass, and killed most of the troops of Ariobarzanes.30

69 1 Now he set out on the road to Persepolis, and while he was on the road received a letter from the governor of the city, whose name was Tiridates.31 It is stated that if he arrived ahead of those who planned to defend the city for Dareius, he would become master of it, for Tiridates would betray it to him. 2 Accordingly Alexander led his army on by forced marches; he bridged the Araxes River and so brought his men to the other bank.32

اصلا معلوم نیست کجا را دروازه پارس می گفتند اصلا معلوم نیست پرس و پلیس که می گوید کجاست! تیرداد اشکانی اینجا چه می کند؟ من می دانم چه می کند. این شخصیت بعد از کشتن اریوبرزن تازه از رود ارس می گذرد؟ الان رسیده به تخت جمشید در شیراز یا تازه دارد از رود ارس می گذرد برود سراغ تیرداد اشکانی؟ من دقیقا می دانم موضوع چیست من دقیقا می دانم تیرداد اشکانی کیست و وسط این متن چه می کند.

 آریان مورخ یونانی‌نژاد رومی آورده ‌است که اشک یکم و برادرش تیرداد یکم، هر دو از تبار اردشیر دوم هخامنشی، شاهنشاه ایران هستند.

تیرداد پسر فریاپت است و فریاپت پسر اردشیر دوم هخامنشی (سکه های فراتکار,سکه های فراتکار چند بار بنویسم این سکه ها سند حل معماست)،  با سپاس از محبت شما پاینده باشید.

ادامه پرسش و پاسخ ویژه 97 در اینجا

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 توسط انوش راوید

ادامه پرسش و پاسخ ویژه 97

ابتدا در اینجا

      عکس شماره 7787 ،  انوش راوید همراه یک خانواده خیلی مهربان و خوب کشاورز از روستای ورجوی شهر مراغه،  مشروح درسفرهای انوش راوید.

    پرسش 2006 حسین:  جناب دوباره درود من تو دو چیز موندم یکی این که هخامنشیان چه طور نابود شدن یکی اینم که ساسانیان با اون قدرت چه طور نابود شدن؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما دولت ساسانی را خود ایرانیان ریشه کن کردند در شاهنامه فردوسی  مو به مو مکتوب است.  پس از دیدن مستند محبت بفرمایید پرسش خودتان را در باب نابودی هخامنشی دوباره مطرح بفرمایید اما مراقب باشید چون باید مدارکی که دال بر نابودی کلی این سلسله حتی به عنوان شاه محلی را ارائه بدهید ( لقب شاه شاهان از خاندان هخامنشی به خاندان اشکانی ان هم با فاصله زمانی منتقل شده و در این فاصله زمانی به علت اعلام جمهوری در این کشور هیچ خاندانی این لقب را نداشته است شاه را مجلس مهستان تایین می کرد که تنی از انان نیز رومیان رومیه مدائن بودند)

پرسش 2007 مسعود:  استاد راوید و بانو حامد گرامی اگر امکان دارد اصلا شجره نامه خود اریوبرزن خیالی که عرض کردید را برای بنده درصورت امکان بیاورید ..پسر اسفندیار فرشید ور نام داشته است؟؟ و اریوبرزن شاید لقبش بوده که مورخان داده اند .پیروز باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شمافرشید ور پسر گشتاسپ برادر اسفندیار استاینها مو به مو روی کتاب از صفحه 15 تا 23  با هم مقایسه شد شروع آن  کتاب صفحه 15:

مقایسه  سرگذشت ارجاسپ و کهرم در تاریخ ایران با فیلیپ و الکساندر نوشته یونانیان :

یادگار زریران:

پس دیر زمان نبود که از خیونیان هیچ زنده باز بنماید مگر یک (تن) ارجاسپ خیونان خدای او را هم یل اسفندیار گیرد , ازش دستی و پایی و گوشی برد و ازش چشمی به اتش سوزد و او را به خر دم بریده ای باز (به) شهر خویش فرستد.

  تاریخ و تمدن (ویل دورانت):

فیلیپ پدر الکساندر فرمانروای خشن و دل سختی که در یورش های پی در پی به همسایگان خود

یک چشم را از دست داده , شانه اش شکسته و یک دست و پایش فلج شده بود.

شاهنامه فردوس:

گشتاسپ , اسفندیار را به بند کرده و به سیستان(زرنک) نزد رستم می رود. اقامت او در انجا دو سال به طول می انجامد.                                                                                                                          

  بر آمد بر این مهمانی دو سال ................ همی خورد گشتاسپ با پور زال

ایران قدیم (حسن پیرنیا):     الکساندر پس از پدر به تخت نشسته, در صدد اجرای خیال او بر آمد و بعد از دو سال عازم ایران گردید

و در ادامه همین روند مقایسه صفحه 20

بیچاره اسفندیار ( سعیدی سیرجانی ):

گشتاسپ با شنیدن جزئیات واقعه و خبر اسیری دخترانش از عمق فاجعه با خبر می شود و فرمان بسیج صادر می کند و از هر شهر و کشوری نیرو می طلبد

همه یکسره پیش شاه آمدند                                   بر آن نامور بارگاه آمدند

چو گشتاسپ دید آن سپه بر درش               سواران جنگ آور از کشورش

درم داد وز سیستان بر گرفت                                  سوی بلخ بامی ره اندر گرفت

سپاه ایران و لشکر ترکان به هم می رسند و جنگ آغاز می شود. سه روز جنگ ادامه دارد. فرشیدورد سپه سالار ایران در نبردی تن به تن با کهرم سردار سپاه توران زخمی می شود و بسیاری از پسران گشتاسپ و سپاه ایران کشته می شوند. آثار شکست در سپاه ایران ظاهر می شود و گشتاسپ شاهنشاه ایران در دل کوهساری مشکل گذر حصار می گیرد. تورانیان آنان را تعقیب کرده محاصره میکنند. فشار سرما و کمبود آذوقه فراریان را وادار به کشتن و خوردن اسبانشان میکند.

تاریخ بلعمی :

چون این خبر به گشتاسپ آمد و او به نزدیک پارس رسیده بود دل شکسته شد و از پیش او بگریخت و به زمین پارس کوهی بود نام ان اصطخر (طمیدر,متن فریاد,متن دز) و بدان جا حصاری محکم , انجا گریخت و به حصار اندر شد.

الکساندر در پاس سوم شب حرکت کرده از تنگ در طلیعه صبح گذشت و شهر را محاصره کرد تا آنکه تورون با سپاهیان خود بر ارگ پدید آمد و پارسی ها از پس و پیش در محاصره واقع شدند ... و عده زیادی فرار کرده به ارگ پناهنده شدند. الکساندر در بند پارس قشونش را به دو نیم تقسیم کرد و خود از راه کوهستان رفت جایی که اریوبرزن (فرشیدورد؟) رشید با سپاه خود انتظار او را می کشید الکساندر پس از آنکه اریوبرزن با سپاهش را شکست داد دیگر مانعی بر سر راه نداشت.

و البته در ادامه این داستان در تاریخ ایران اسفندیار از بند رها می شود و پس از هفت خوان مشهور اسفندیار از ارجاسپ وکهرم اثری باقی نمی گذارد. قابل توجه آنکه زمان این جنگ طبق تاریخ سنتی ایران بین 300ق.م تا 320ق.م بوده است. البته در مورد نتیجه این جنگ مورخین یونانی چیزی ننوشته اند و در ادامه ماجرا قهرمان خود الکساندر را به قالب شخصیت فردی برده اند که حدود 266سال بعد آمده است که عاقبتی بس زیبا تر از کهرم داشته است. مورخین یونانی با سوء استفاده از تنفر دولت ساسانیان از حکومت اشکانیان و اسکندر همچنین تنفر کلیسا های اروپا ازاسکندر و فتوحاتش در این ناحیه به راحتی توانستند از ادغام این دو شخصیت موجودی افسانه ای برای خود بسازند که البته بین نیمه اول و دوم زندگی اوحدود 266 سال فاصله بوده است. و این فاصله را نیز با سلسله ای ساخته گی با نام سلوکیان پر کرده اند (حال که روی کاغذ فتح کرده ایم و کسی اعتراضی ندارد چرا 266 سال را حکومت نکنیم!) سکوت دولت ساسانی به علت گرایش به مذهب مزدایی و از بین بردن قهرمانی های این شخصیت با مذهب میترایی و سکوت اروپا برای از بین بردن آثار فتوحات اسکندر در اروپا و گریز از قید مذهب میترایی و استقلال آنها بوده است. و سکوت دولت انگلستان به خصوص برای از بین بردن محل واقعی دیوار اسکندری است از برای  توصیف زیبایی که از قوم یاجوج ماجوج (گوگ و ماگوگ) در تاریخ ایران آمده است. دخالت سر پرسی ساکس انگلیسی در تاریخ ایران و نوشتن کتاب تاریخ ایران با جا به جایی مکان ها بی غرض نبوده است و........

   پرسش 2008:  سلام بانو حامد و استاد راوید گرامی .پس اریوبرزن و فرشیدور دو شخصیت متفاوت در دو زمان متفاوت است درست است؟حالا جریان اریوبرزن با جولیوسزار بر سر چی بوده و کجا اتفاق افتاده است طبق جوابی که برای من مطرح کردید.پس فرشیدور در برابر کهرم یا الکساندر یونانی در تنگه پارس جنگیده 266 سال قبل اسکندر تاریخ ایران و کشته شده و بعد کهرم سوریه ای تا هندیجان رفته و سپس مرده است.یا اون هم توسط پسر شاه ایران کشته شده است .جریان اریوبرزن که گفتید سند وشجره دارد در چه دوره ای بوده است؟ اریوبرزن با کی سر ایل اوس که شده جولیوسزار جنگ کرده بر سر چی نمیدونم.پس نه اریوبرزن با اسکندر تاریخ ایران جنگیده نه با کهرم سوریه ای درست است؟جنگ او فقط با کی سر بوده است برسر جریانی دیگر درست است؟.که اینقدر اریوبرزن بزرگ شده و مثل اینکه تنها سردارهخامنش بوده .طبق تاریخ های داده شده مورخان .راستی اریوبرزن حالا در زمان هخامنشیان بوده که با کی سر ایل اوس جنگیده؟ با تشکر از بانوحامد که اینقدر باحوصله و نکته ای جواب سوال را میدهند .زنده باشند

   ادامه پرسش:  سلام استاد راوید و بانو حامد ..  در مورد شخص اریوبرزن و نبردهایش با کی سر ایل اوس و نبرد فرشیدور با کهرم دید تازه و درک بهتری از جریان های تاریخی در افکار من به وجود اورد .. که الان دارم به این درک میرسم که تاریخ چقدر نامحدود است و برای فهمیدن درست وقایع باید صبور باشیم و باید که در این کار تخصصی شویم .اریوبرزن هم میتونه یک نقطه تاریک باشه در تاریخ ایران ایا اینطور نیست ؟که معلوم نمیشه که در چه زمانی بوده است و با چه کسی جنگیده است که این ها باید روشن شود .ایا با اسکندر جنگیده یا با الکساندر یا با جولیوسزار.و فرشید ور پسر اسفندیار مال چه دوره ای بودند ..اها قبل هخامنشی قطعا 15 یا 30 سال قبل کورش دیگه ..و جریان کهرم سوریه ای که حمله میکند ..اسفندیار باید شاه مادها باشد دیگرنه؟؟؟/و فرشیدور شاهزاده..این اگر برای من روشن شود واقعا کمک بزرگی است ...پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  به این ترتیب تصور می کنم اگر چند روز دیگر به شما پاسخ نمی دادم  به درستی کل بیانات کتاب را بدون خواندن ان در اینجا مکتوب می کردید.   صبور باشیم  پاسخ همه پرسش های شما روی کتاب مکتوب است من سه سال است صبر کردم تا بالاخره به این آرزو برسید و به دنبال آن باشید که تاریخ کشورتان را دقیقا روشن کنید و من چقدر خوشبختم که حرکت شمایان را به چشم می بینم چه پیشکسوتانم این آرزو را به گور بردند روحشان شاد اساتید کشورمان احمد حامی , ذبیح بهروز , اصلان قفاری و... کاش بودند و اثر کار بزرگشان را در این کشور می دیدند روحشان شاد باد.

مکتوب است گرامی بر کتاب مکتوب است چند اشتباه داشت که در تصحیح نامه روی وبلاگ گفتمان است در طی سه سال گذشته نیز هر آنچه دانستم بر وبلاگ گفتمان با شما در میان گذاشتم کتاب را بخوانید چون  اسناد پاسخی که در زیر به احترام این جمله شما ."این اگر برای من روشن شود واقعا کمک بزرگی است "می نویسم روی کتاب است

کسری ایل اوس  از رومیه مدائن که در رم کشور ایتالیا هیچ سندی ندارد و خود فاتح اروپاست را فعلا کنار بگذارید.  اینها همان به اصطلاح دزدان دریایی هستند که آیین مهر را به اروپا بردند 130 معبد مهری در اروپا  سند ان است و چگونه باور کنیم 10 دزد دریایی حداقل 130 معبد در اروپا ساختند و سپس به علت نام نژاد آنها  اسکانی قسمت بالای اروپا که در تاریکی زمستان قطب شمال به دنبال آب حیات می گشتند نام اسکاندیناوی گرفت که  در زبان آنها مفهومی ندارد و به زبان پهلوی اسکان دینا وی به معنی اشکان دین آور می باشد و نژاد اسکانی که همان نژاد اشکانی است در اسکاندیناوی چه می کردند؟  اینها فاتحان اروپای امروزی هستند (در کتاب مو به مو اشعار اسکندر نامه فردوسی با محل های اروپا مقایسه شد و دقیقا مطابق است.)

 ...............................................مهم ...............................................

   به علت تکرار مکرر این سوالات و تکرار مکرر فرض و حکم  بر این وبلاگ این اخرین باری است که فرضیه و قسمتهایی که با سند در سه سال گذشته تبدیل به نظریه شد را به این صورت سر حوصله توضیح میدهم لذا از  خوانندگان این وبلاگ تقاضا دارم قبل از طرح هر سوالی این  قسمت را به دقت مطالعه بفرمایید،   باسپاس پرنیان حامد

 ............................................................................................

الان شما همه  تفسیرهای جهان را کنار بگذارید دو تاریخ مکتوب جلوی شماست 1. نوشته های ایران 2 نوشته های مورخین یونانی. هر دو سند نیز به یک اندازه ارزش قدمت دارد همانگونه که در گزارش گفتم اولین نوشته در باب الکساندر مربوط به دیودور سیسیلی و300 سال پس از اوست که خود آن هم بازنویسی به دست ما رسیده است. لذا بهانه ای همچون حمله ترک و عرب و افغان و... در کار نیست همه بازنویسی و سند دست سوم محسوب می شوند مغزمان را از هر آنچه در جهان تفسیر شده است پاک می کنیم و این مکتوبات را بررسی می کنیم.

مورخین ایرانی  در باب شخصی صحبت می کنند نام او X است   ایرانی است، زمان داده شده برای او رسما   65 ق.م است "طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود"

این شخص اعمالی انجام داده است از جمله ساختن دیوار و به  ظلمات (قطب شمال ) رفتن و ....

مورخین یونانی در باب شخصی صحبت می کنند که نام اوY است  تاریخی که برای او(حدس می زنند)  که داده اند 330 ق.م است آدرسی که برای او می دهند شمال سوریه است فتوحاتی که آدرس می دهند ارمنستان تا هندیجان ایران است.

X  و  Y   نه زمان مشابهی دارند و نه اعمال مشابه. حال در تاریخ ایران که X  را  65 ق.م ذکر کرده است با شمارش حکومت پادشاهان تا حدود 330 ق.م بالا می آییم با شخصیتی با نام کهرم روبه رو می شویم که اعمال او با گفته مورخین یونانی  مطابقت دارد نمونه هایی از این مطابقت در کتاب مقایسه شد قسمتی را بالا و دوباره پایین کپی کردم جز از چند صفحه کتاب باز هم  شباهت های زیادی موجودند. محل او را سوریه امروزی آدرس می دهند فتوحات او را در ایران از ایر (آذربایجان ) تا هندیجان ایران گزارش می دهند پدرش همان یک چشم دست و پا فلج مورخین یونانی (سند دست سوم) در یادگار زریران (سند دست دوم) گزارش شده است. 

سه سال دیگر بعد از نوشتن کتاب تحقیق می کنیم : کهرم = کی + هروم است هروم سوریه است در سوریه جستجو می کنیم با سند دکتر احمد بهمنش رو به رو می شویم.

بتازگی آثار قوم هند و اروپایی دیگری در آسیای صغیر بدست آمده  این قوم به پالایی (  palaits  ) موسوم است و از زبان آنها در متون میخی بغازکوی یاد شده این زبان با هیتی میخی به خصوص زبان لویی از یک ریشه بوده و پایتخت این دسته از هندو اروپایی ها به نام پلا ( pala) در نواحی شمال سوریه قرار دارد

 (تاریخ ملل قدیم آسیای غربی – تالیف احمد بهمنش انتشارات دانشگاه تهران  239 به سال 1333)

تایید اول سخن بدست آمد پلا به استناد متون میخی بغازکوی (سند دست اول) در شمال سوریه است. سکه ها را بررسی می کنیم

سکه ها سخن می گویند مرداد 1392(مکتوب بر همین وبلاگ)

این هم تایید دوم فقط در آن زمان به لفظ سوریه الکساندر خوانده می شود بیشتر سکه های الکساندر نیز از سوریه بدست آمده است

لوحهای بابلی سند مسلم ورود الکساندر به ایران را بررسی می کنیم . تقریبا هیچکدام مربوط به الکساندر مورخین یونانی نمی شود یکی لوح داریوش اول است , یکی لوح ارسس پسر اخوس اردشیر است و... نام الکساندر را بررسی می کنیم به زبان بابلی لغت به چهار جور می تواند خوانده شود و هر اسمی می تواند باشد حتما الکساندر نیست. (اینجا که سند مسلمی نیست تفسیر و تناقض است الکساندر نه به زمان داریوش اول بود نه به زمان اخوس پسر اردشیر سوم در بابل مرده است !)

اسناد ای خانم  و بگرام را بررسی کردیم  "بهمن 1390 مکتوب بر همین وبلاگ" و دوباره با دید امروز نیز آن را بر این وبلاگ بررسی خواهم کرد هیچ سندی در کار نیست. کل کاسه و کوزه ها و سکه ها بعدها جابه جا شده است معماری معماری است که در زمان هخامنشی هم در ایران بوده است و  ریشه اصلی این معماری مربوط به شوشی است که آشور بانی پال با خاک یکسان کرد این هم سند آن :

این عکس معبد شوش است که روی یکی از لوحها کنده بودند،  این معماری متعلق به ایران باستان بوده است و یونانی ها آن را از ایران گرفتند.

 به نوشته مورخین  یونانی رجوع کردیم  "اکسوس از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد به دریای کاسپین می ریزد –هرودوت" گفتند هرودوت اشتباه کرده وسط توضیحات اریان در باب فتوحات الکساندر تکرار همین جمله پیدا شد. آدرس ارمنستان است نه افغانستان. اینجا هم سندی نبود لذا :

 نام Y را مطابق اسناد ایران و باستان شناسی و یونان "کهرم الکساندر" می گذاریم که به هیچ روی نمی تواند  X  تاریخ ایران باشد.

لذا تکرار می کنیم "اسکندر (تاریخ نویسان ) ایران الکساندر( مورخین) یونانی نیست "

 .........................................پایان قسمت مهم .....................................

حال نگاه می کنیم بر اثر تفسیرات غلط در جهان چه اتفاقی افتاده است؟ دو شخصیت یکی شده است اگر بخواهیم از داده های امروزی استفاده کنیم باید الک برداریم تک تک سخنان را از هم جدا کنیم (بنده شخصا البته هیچ اعتقادی به این کار ندارم این تفسیر های امروز آنقدر پیچ خورده و پر تناقض است که ما را به جایی نمی رساند بهتر آن می دانم همان اسناد دست اول تا سوم جهان را مستقیم بررسی کنیم کنار هم بگذاریم بنویسیم مشکل تک تک تفسیرات خود به خود حل می شود)

 اما اگر به این کار علاقه دارید پس الک را بردارید و به من کمک کنید من یک تنه تا به اینجا رساندم یا صبر داشته باشید یا کمک کنید

آریو برزن سند داری که کشته شده باشد مطابق تفسیرات  به سال 51 ق .م  در جنگهای مهرداد پنتوس کشته شد اسم پدرش هم آریوبرزن است در سال 95/94 ق.م  با تیگران درگیر بودو سپس با مهرداد پنت   اسم پسرش هم اریوبرزن است با جولیو سزار درگیر است سکه هم دارند شجره هم دارند  پادشاهان کاپادوکیه هستند.

اسم برادر اسفندیار فرشیدور است که در تنگه پارس در مقابل کهرم  مقاومت می کند و کشته می شود در شجره ابوریحان بیرونی دو شاه قبل از کوروش کبیر ,  داریوش مدی است که باید این داریوش مورخین یونانی باشد

حالا الک را برداید بگویید با این داده ها چه کنیم ؟ پنتوس کجاست ؟ کاپادوکیه کجاست ؟ مطمئن هستید مکانهایی است که امروز مشخص کردند هستند ؟ مهرداد پنتوس چرا پدرش از نژاد  شاهان هخامنشی است؟ تیگران ارمنستان همان مهرداد پنتوس نیست؟

این شکل را بردارید،  یک تاج سرش بگذارید این شکل نمی شود؟

من هنوز هم تصور می کنم اگر همان راه بالا را ادامه بدهیم و تاریخ تفسیری امروز را کنار بگذاریم زودتر به نتیجه می رسیم تاریخ و روایات درست مکتوب شده است بد تفسیر شده است. این هم قسمت دیگری از کتاب اسطوره رومی (آنچه داخل کمانک است تفسیر من در کتاب است)،  کتاب صفحه 176:

همچون اکثر اسطوره های رومی  در کتاب انه اید اثر ویرژیل آمده است:

اما فرزندش اسکانیوس (اشکانی + وس یونانی ! یا بهتر بگوییم پسوند وس زبان آشوری) که اکنون لقب ایولو (ایلوس = پسر خدا) بر او نهاده شده است – او هنگامی که قدرت سلطنتی ایلیوم هنوز پا بر جا بود ایلو (در زبان بابلی به معنی خدا و باب ایلو = بابل است) نامیده می شد. به مدت سی سال کامل , بر اساس گردش ماه, حکومت خواهد کرد ... سپس فرزندان هکتور به مدت سیصد سال حکومت خواهند کرد تا آنکه راهبه ای از تبار سلطنتی به نام ایلیا (ایلیا به معنی بیت المقدس است) از مارس (مارس را خودشان = آرس نوشته اند و آرس = آرش است آیا منظور کی آرش است یا شاید کی بغ آرش (بی ارش = گیو ارش) حاکم مکران + کرمان باشد!) و یک دوقلو به دنیا خواهد آورد. سپس رومولوس , شادمان از پوشش حنایی رنگ و گرگ سان خود  - چون یک گرگ او را پرورده است – مردم را به انقیاد در می اورد ... ( رومولوس و برادرش مشهور به پسران گرگ . مسعودی می نویسد : بانیان شهر رومیه پادشاهانی بودند که به پسران گرگ شهرت داشتند و نام رومیه (مدائن) از نام آنها امده و نام رومی را به نام ایشان و شاهان دیگر افزودند.)

عکس شماره 7834

طلسمی از دوران اشکانی (گرگ مشهور)،  سکه ای از روم (گرگ مشهور)

بلعمی می نویسد رومیان از آنجا که بغداد است تا شام داشتندی. و در جای دیگر از همین تاریخ آمده است: و فرزندان عیص (اشک) به روم و خزر اند و فرزندان او روم است.  در شاهنامه فردوسی گیو پسر گودرز از خاندان گشواد را زیر بیرق گرگ پیکر می بینیم. و نامهای دیگر گیو عبارتند از: دیو  - بی – وی  - ویو – ویب – بیب - وای

سکه های august + us   که پشت آن لغت diu(div) +us     دیو = گیو دیده می شود . divi filius پسر خدا = دیو فیلقوس { ایلوس } پسر خدا)

روزی خواهد رسید که خاندان آسارکوس ) آشارک + us جد آنه  پدر اسکانیوس = اشکان + us )حتی فتیا  و مسینی شکوهمند را به انقیاد در آورند  و آرگوس را مسخر کنند .... سپس یک قیصر تراوایی از نژاد اشرافی متولد خواهد شد مرزهای قلمروش فقط به اقیانوس ها محدود خواهد بود , معروفیتش به ستارگان خواهد رسید , و نام او ژولیوس است, نامی که از ایولوی بزرگ به او رسد. شما او را روزی در آسمان خواهید دید که در میان غنایم جنگی شرق غنوده است, مردم به درگاه او نیایش و از او طلب یاری خواهند کرد . ... .... این است مردی که آمدنش را بارها به تو نوید داده اند قیصر آگوست (کی سر آرش) فرزند خدا (ایلوس در مذهب میترایی ایرانی پسر خدا) که بار دیگر عصر طلایی را به لاتیوم باز می گرداند, جایی که روزگاری ساتورن بر آن حکومت کرد. او سرزمین گارمانت ها و هندوان ( اگوستوس در هندوستان امروزی؟) در فراسوی مسیر سالانه خورشید و ستارگان , جایی که اطلس اسمان بر دوش , سپهر ستاره بار را بر شانه های خود می چرخاند گسترش خواهد داد.

نقش میترا در معبد میترایی  اروپا،  عکس شماره 6636.

مردی که خبر آمدنش از هم اکنون نیز سرزمینهای کاسپیان (اگوستوس در کاشان , قزوین , کناره دریای خزر , همدان امروزی؟)  و مئوتی را پریشان , و دهانه هفتگانه نیل را آشفته و هراسان کرده است (پس این شخص در حال حاضر مشغول پریشان کردن هندوستان و سرزمینهای کاسپ ها و دهانه هفتگانه نیل است و پس از آن به سوی رم در ایتالیا خواهد آمد!).

....................................................................

اگستوس در کاشان و قزوین و هند! دقیقا تاریخی که ابوریحان بیرونی و طبری برای فتوحات جولیو سزار نوشتند نشان می دهد که این شخص از شرق شروع کرده و سپس سوریه را فتح کرده است (در گزارش بعدی همه اینها می آید نترسد)

 

این مکتوبات ایران را جدا از بالا تا پایین بررسی کنیم هم با اثار باستانی منطبق می شود هم با گفته مورخین یونانی رومی باور کنید این راه بهتری است،  موفق باشید.

ادامه پرسش و پاسخ ویژه 97 در اینجا

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 97

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 2003 آرش:  سلام به مطلب جالبی برخوردم که کاملا با سخنان شما در مورد استان چین ایران مطابقت دارد،  در صفحات اولیه کتاب سمک عیار نوشته شده خورشید وقتی که می خواست به خواستگاری دختر پادشاه چین برود از مسیر(خود در حلب و شامات بوده)تور(یا توران) به چین می رود و اسم دختر مهپری بوده و دایه او شروان که کاملا اسامی ایرانی هستند.درست است که این فقط یک داستان است ولی به نظر من مطابقت نقشه ای که درمو رد مناطق چین و ایران و روم و توران قرار داده اید با مسیر حرکت خورشید شاه و فاصله معقول تر این نواحی جالب است

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما باور بفرمایید نه تنها داستانها ها که تاریخ مکتوب کل جهان معقول تر خواهد شد . این داستان ها را هم خیلی دست کم نگیرید اینها بازمانده های بسیاری از اتفاقات واقعی هستند که سینه به سینه به ما رسیده است . اسم دختر ماه پرنی ها است . دختر شاه پریان هم همان دختر شاه پرمی هاست . سین هم ناحیه ای در بین النهرین وابسته به آشور آن روزگار است که بعد ها مستقل شد و سین ها هم ماه پرست بودند لاجرم اسم دختر لقب ماه دارد و....  پاینده باشید  

   پرسش 2004Yashar Parsa  :  آقای انوش راوید من میگم ، داریوش در کتیبه بیستون ادعا کرده 9 جدش شاه بودند ، و کورش هم در استوانه اش ادعا کرده 7 جدش در انشان شاه بودند . میدانیم که جد چهارم یا پنجم داریوش و کورش مشترک بوده( هخامنش ) ، چطور میشود جد هر دو تاشون همزمان در یک منطقه شاه باشند ؟آیا کورش و داریوش دروغ نگفته اند ؟ بعد اگر اجداد اینها شاه بودند کجا شاه بودند ؟ چرا هیچ نامی ، اثری ، دروه شاهی ، کتیبه ای ، سازه ای ، مقبره ای ، کاخی ، در ایران از این شاهان پدران کورش و داریوش در ایران نیست ؟ اصلا اینها کی بودند ؟ چطور میشود هیچ اثری نوشته ای از این شاهان نیست ؟ اصلا بسیار بسیار گنگ و موهومی هستند ...فکر میکنم پدران آنها شخصیت های موهومی تاریخ هستند ... چطور شاهان پارس( پدران کورش و داریوش ) اصلا آشنا نیستند ؟؟ این موضوع شدیدا مرا اذیت میکند .
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کجا داریوش نوشته اریارمن و هیستاسپ و ارشام شاه بودند؟ نوشته 8 نفر از خاندان من شاه بودند . کوروش اول برادر اریارمن دو پسر(چش پش) تایسپه هستند،  این هم که نوشته خاندانم شاه بود ننوشته بابا و بابا بزرگم شاه بودند،  خاندانش شامل پدران کوروش است این عمو زاده است لاجرم کوروش و کمبوجیه و بردیا و پدر و پدر بزرگ کوروش جزو این 8 نفری هستند،  که داریوش می گوید اشکالش کجاست؟  دو تا شاه روی این شجره ها از 8 تا کم است،  که روی کتیبه خشایارشا نوشته کی بودند،  کتیبه داریوش بیستون:

Column one

Introduction: Darius' titles and the extent of his empire

(1) I am Darius, the great king, king of kings, the king of Persia, the king of countries, the son of Hystaspes, the grandson of Arsames, the Achaemenid.


(2) King Darius says: My father is
Hystaspes; the father of Hystaspes was Arsames; the father of Arsames was Ariaramnes; the father of Ariaramnes was Teispes; the father of Teispes was Achaemenes.

(3) King Darius says: That is why we are called Achaemenids; from antiquity we have been noble; from antiquity has our dynasty been royal.

(4) King Darius says: Eight of my dynasty were kings before me; I am the ninth. Nine in succession we have been kings.

(5) King Darius says: By the grace of Ahuramazda am I king; Ahuramazda has granted me the kingdom.

پسران و نوادگان داریوش هم همچین ادعایی نکردند این کتیبه اردشیر سوم , خشایارشا و اردشیر ها هم همه عین همین را نوشتند برای شاهان از لغت king استفاده کردند ان سه شاه را  a man named  نردی به نام نوشتند !

I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid

این هم کتیبه خشایار شا که دوتای قبل از هخامنش را نوشته  :

piy \ Dârayavahauš \ xšâyathiyahyâ \ puça

\ Haxâmanišiya \ Pârsa \ Pârsahyâ \ puça

\ Ariya \ Ariyaciça \ thâtiy \ Xšayâršâ

1.اریا 2  پارسا 3 هخامنش 4 تایسپه 5 کوروش اول 6 کمبوجیه اول 7 کوروش کبیر 8 کمبوجیه دوم 9 داریوش اول

سند ندارند چون شاه محلی بودند نه شاه شاهان  و زمان انها دور است مگر شما از پادشاهان ماد سند دارید ؟ کوروش هم در منشورش نوشته جد و ابادم فقط شاهان انشان (ایلام) بودند ادعای بیشتری نکرده است . سخنی از 7 جد هم نیست !این منشور:

I am Cyrus, king of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of Sumer and Akkad, king of the four quarters,

the son of Cambyses, great king, king of Anšan, grandson of Cyrus, great king, king of Anšan, descendant of Teispes, great king, king of Anšan, of an eternal line of kingship,

 

 

     فقط اسم دو پادشاه قبل از تایسپه را آورده است . دو پسر تایسپه کوروش اول وبرادرش اری ارمن بود(جد داریوش که شاه نبود) در زمان کمبوجیه اول نام عموزاده او ارسام (پدر بزرگ داریوش بود که شاه نبود ) در زمان کوروش و کمبوجیه هیستاسپ و داریوش بودند که داریوش بعد از ان دو شاه شد . تایسپه هم پسر بزرگش را شاه قلمرو بزرگتر و برادرش را حاکم محلی کرد اینکه تفسیر کردند قلمروش را بین دو پسرش تقسیم کرد تفسیر بی سند است داریوش از  پدر ,پدربزرگ و جدش با عنوان شاه یاد نکرده است.  واقعه روی کتیبه هم زمانی مکتوب می شود که یا شاه شاهان باشد (از کوروش کبیر به بعد در این خاندان) یا مسئله فتحی در کار باشد (کتیبه فتح نینوا  و شاه ماد هوخشتره و سپس نام او و پسرش روی کتیبه نبونید).

    آشور بانی پال هم که شوش و ایلام را با خاک یکسان کرده خودش در کتیبه اش نوشته اجساد و استخوان مرده های انان را از خاک بیرون کشیدم قصر ها و شهر ها و حتی ارامگاه هایشان را خراب کردم . حتی استخوان ها را هم آشور بانی پال برداشته برده نینوا شما دنبال ارامگاه هستید؟

      خدایی ناکرده اگر هم سندی برای شان پیدا شود فورا به نفع الکساندرو سلوکی ها و.... سند را تفسیر غلط می کنند و اگر نه سند که هست تفسیرات غلط و اشتباه به ضرر ایران به نفع اروپا است؟ پست قبل نمونه آن ارائه شد سکه شاهان پارس سکه چه کسانی است؟ گزارش لوحهای بابلی هم همین را می گوید از 10 لوح بابلی یکی از آنها ممکن است مربوط به الکساندر باشد بقیه سند با تاریخ و نوشته سر لوح رسما مربوط به  شاهان هخامنشی است که به نفع آقا الکساندر تفسیر شده است! شاه کشور ما بی هویت می شود که برای قاطی کردن دو شخصیت در تاریخ سند بسازند! 

    ممکن است در بسیاری از موارد در باب هخامنشی به علت تفسیرات غلط امروزی با تناقضات وحشتناکی روبه رو بشویم اما در این مورد که شما اشاره کردید تناقضی دیده نمی شود،  پاینده باشید

   پرسش 2005 مجتبی:  درود، بابت تلاش ها و کوشش های جنابتان در راستای افشای حقایق تاریخ از شما سپاس گزارم با توجه به دشمنی استعمارگران و همچنین دشمنی دیرینه ایران و غرب فکر ، قطعا تاریخ ما تحریف شده می باشد ولی... در پاسخ به آدم های ابله باید گفت که دشمن به نفع ما تاریخ نمی سازد...

از نظر بنده قلمرو غربی ها(بیزانس و...)بسیار کوچک تر از ان بوده که می گویند و همچنین قلمرو ایران بسیار بزرگ تر از ان بوده که نقل می شود... طبق تحقیقاتی که این جانب انجام دادم در کتاب های تاریخ یکی از ایالات ایران کوش بوده که در نقشه ها کوش را در پایین مصر قرار می دهدند ولی در حالی که کوش نام دودمانی پادشاهی در ان منطقه بوده است ولی منطقه ای که نام ان کوش باشد و از قدمت بیشتر هم بر خوردار باشد آفریقای جنوبی می باشد!

در ضمن مرز شمال ایران بعد از داریوش اروپای مرکزی می باشد...ولی در نقشه ها این قلمرو وسیع نادیده گرفته شده و جوری وصف داده شده است که گویا داریوش از قفقاز به بالای دریای سیاه رفته و پس از چند کیلومتر بر گشته!!!حال چند سوال

1-آیا قوم قدرتمند و جنگجوی سکا که مناطق وسیعی را زیر سلطه ی خود گرفته بودند با تصرف جد کیلومتر از خاکشان پا به فرار گذاشتند قومی که توانسته بودند یکی از قوی ترین شاهنشاهان جهان را شکست بدهند؟

2- خسارات و جنگ های سخت و سرزمین سرد همین چند کیلومتر بود

3- سربازان ایران با پیمودن چند کیلومتر پیاده روی تلف می شدند؟

در دگر نقشه ها منطقه ای که توسط داریوش فتح شده را بر خلاف تمامی اسناد(که مر شمالی ایران اروپای مرکزی از سمت سکا ها م ی باشد)از اروپا به چین تغییر دادند!!! این در حالی است که ان منطقه در زمان کوروش(قبل تر؟) به ایران تعلق داشت...  و از همه بدتر!!!  به قول شما دشمن تو تاریخی که می نگارد می ماند...  مگه برای تنبیه سکا ها داریوش حمله ور نشد؟؟؟ جنگ در محدوده ی ترکمنستان و از بکست بود... داریوش درسته که قفقاز و ابخاز و همچنین تا قسمت بزرگی از چین و پیرامون ان را تسخیر کرد ولی... چرا به قاتلین اصلی حمله نکرد ؟؟ من حتم دارم قسمت اعظمی از سرزمین سکا ها در ان زمان به ایران ملحق شده بود.  و اما در آخر مر جنوب شرقی...  زرتشتیان فراری بعد از سقوط ساسانی به دست اعراب(به اصطلاح) چرا به این منطقه پناه اوردند... قطعا بی دلیل نیست من حتم دارم ایران قسمت قابل توجهی از هند را در سیطره خویش داشت.  به مکانی که پارسیان هند در ان جای دارند دقت کنید:

عکس شماره 7821

هم چنین نگاه کنید به:   توجه:  لینکها در اینجا

به نظر می رسد زرتشتیان بدانجای اماکنی داشته و یا ... هر چه بوده نمی توان این منطق را منکر شد که در میان ساتراپ تعدادی بیش از سه ساتراپ اصلی مربوط به هند می شد و چون بیشترین جمعیت را در خود جای داده بود می توان به طور قطع گفت که محدوده ی هند ایران به سند و اطراف ان محدود نمی شده است.

ب این نکته توجه کنید:(نقشه های قدیمی بر حسب جمعیت جدید)

جمعیت خاورمیانه:چهارصد میلیون

مناطقی از افریقا که به ایران تعلق داشت: صد و پنجاه میلیون

جمعیت ایلاتی از هند که متعلق به ایران بود (گجرات،هیماچال پرادش،جامو و کشمیر،راجستان،هاریانا،مهاراشترا و پنجاب): دویست و پنجاه میلیون

دگر مناطق متعلق به هخامنشیان:سیصد و پنجاه میلیون

همچنین ببینید:    توجه:  لینکها در اینجا

اگر همین نسبت را در ان زمان در نظر بگیریم می توان گفت تقریبا نسبط جمعیت ساتراپ های هند به بقیه محدوده ایران 3 به ده می باشد.  با توجه به اینکه در زمان خشایارشا بزرگ جمعیت ایران نیمی از کره زمین بوده باید گفت که تقریبا چیزی حدود 80 میلیون وده باشه اگر نسبت را در نظر بگیریم جمعیت هند حدود 25 میلیون نفر بوده که به نظر نمیاد این جمعیت فقط در حوزه رود سند بوده باشه و اگر این معادلات را رد شود طبیعتا جمعیت هندی ها کم تر از 8 میلیون خواهد شد که در ان صورت اگر به صورت تساوی بین سه ساتراپ تقسیم شود تقریبا هر ساتراپ دو میلیون ششصد هزار می شود که باز هم معادلات اشتباه است زیرا در ان صورت نباید از این ماطق به عنوان مناطق پر جمعیت نام برد چون اختلاف چندانی با دگر ساتراپ ها ندارد...

سرتان را درد نمی اورم تقاضای این جانب از شما این بود که من باب این مسئله تحقیق کرده و مقاله ای بنویسید به به علت محدودیت ها امکان همچین کاری را ندارم ولی بر عکس شما که هم در این کار وارد هستید و هم دسترسی بیشتری دارید.  سایت این جانب:  لینک در اینجا

این نقشه تنها نقشه و منصفانه ترین نقشه ای بود که یافته ام:

منتظر جوابتان هستم بدرود.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما .  آنچه در تاریخ مکتوب است تناقضات وحشتناک دارد و علت آن این است که تاریخ دچار تفسیراتی است که هر قوم به نفع خودش و با غرور ملی خودش آن را تفسیر می کند

اینکه شما می فرمایید نقشه های هخامنشی باید خیلی بزرگتر باشد حق با شماست مطابق آنچه از تاریخ تفسیر شده به خورد جهانیان داده می شود نقشه هخامنشی باید وسعت بیشتری داشته باشد. اما این در صورتی است که تفسیرات را بپذیریم می دانید که هیچکدام این تفسیرات تاریخ را نمی پذیرم. علت تفسیرات را خارج کردن تمدن بزرگ از ناحیه بین النهرین و تاریخ سازی و قدمت سازی برای ایتالیا و یونان امروزی  می دانم روم را رم در ایتالیا نمی دانم بل رومیه مدائن می دانم و چین را خوزستان امروزی می دانم و .... (اسناد این مدعا در کتاب و بر وبلاگ مکتوب است) تاریخ منطقی تر خوانده خواهد شد مسافتهای طی شده توسط لشکران مطابق با نیروی انسانی خواهد بود و....

نقشه ها مطابق با منطق و اسناد اصلی مکتوب مورخان خواهد بود شما نیز این گونه سردر گم نخواهید شد که چگونه ناگهان سکاهایی که مطابق اسناد مورخین یونانی در غرب ایران امروزی بودند ناگهان از شرق ایران سر در می اورند و داریوش به جای فتح اروپا ناگهان چین را فتح می کند و یا چگونه ممکن است اکسوس جیحون باشد که مطابق اسناد یونانی باید به دریای خزر بریزد حال انکه سطح دریای خزر از آمودریا و جیحون بالاتر است چگونه این رود سر بالایی می رفته از عجایبی است که مفسرین آن را خلق کردند و صدها تناقض دیگر که از خواندن این تفسیران بوجود می اید ایندوش داریوش هخامنشی کجا بوده با چه وسعتی؟ هند زمان حمله (به اصطلاح) اعراب کجا بوده و وسعت ان چقدر بوده است؟ آیا هر جا لغت هند در تاریخ آمده است منظور هند امروزی است؟ پس چرا نام باستانی هند امروزی آریابهارات بوده است و نه ایندوش؟ و هزاران سوال دیگر که  مطرح می شود و...

به هر تقدیر با وجود آنکه با هم در این باب هم عقیده نیستیم از آنجا که تاریخ جهان امروز بر مبنای همین تفسیرات اشتباه است چنانچه شما مکتوباتی در باب کوچک بودن نقشه هخامنشی در برابر تاریخ تفسیر شده امروزی دارید و مانیز در این قسمت نقد شما با شما موافق هستیم ارسال بفرمایید با کمال میل بروبلاگ گفتمان برای اطلاع خوانندگان باز خواهد شد سایت شما "سایت این جانب: لینک در اینجا" نیز در اختیار خوانندگان  ما می باشد،  موفق باشید.

ادامهپرسش و پاسخ ویژه 97  در اینجا

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 توسط انوش راوید

آثار هخامنشی در آذربایجان شمالی

    آثار باستانی مربوط به تمدن ایران در دوره هخامنشی در شهرستان «شمكیر» جمهوری آذربایجان در ۳۶۷كیلومتری غرب باكو كشف شد.  آثار باستانی مربوط به تمدن ایران در دوره هخامنشی در شهرستان «شمكیر» جمهوری آذربایجان در ۳۶۷ كیلومتری غرب باكو كشف شد.

عکس آثار کشف شده،  عکس شماره 7831.

     به گزارش خبرگزاریها گروهی از باستان شناسان جمهوری آذربایجان، آلمان و گرجستان در جریان عملیات مشترك باستان شناسی در این منطقه بقایای تعدادی واحدهای مسكونی دوره هخامنشی را از دل خاك بیرون آوردند.  بر اساس این گزارش، كشف این آثار به رهبری «فلوریان كلاوس» آلمانی، «الیاس بابایوف» آذری و «یولون گاگاشیدزه» گرجی و با مشاركت ۲۰باستان شناس دیگر صورت گرفته است.  لیاس بابایوف سرگروه باستان شناسان آذری گفت:  طی این عملیات بقایای یك بنای تاریخی با قدمت بیش از ۲۵۰۰ سال دارای یك تالار بزرگ به مساحت یكصد متر مربع و چند اتاق كوچكتر در اطراف آن كشف شده است.

      وی افزود:  كشف بقایای این بنای تاریخی نشان می دهد كه منطقه مذكور یكی از مراكز و مقر های بزرگ حكومت هخامنشی در منطقه قفقاز بوده است.  وی بیان كرد:  عملیات باستان شناسی در اراضی شهرستان شمكیر از سال گذشته میلادی با تأمین مالی دولت آلمان آغاز شده است.  بابایوف با اشاره به این كه شهرستان شمكیر دارای آثار زیاد باستان شناسی است،  بر ضرورت ادامه عملیات باستان شناسی در این منطقه تاكید كرد.  وی گفت:  تصمیم بر این است كه دستگاه های ویژه به منظور مطالعه و بررسی بهتر آثار باستانی كشف شده در این منطقه از آلمان وارد شود.

نابودی آثار باستانی سوریه و عراق بدست گروه تروریستی داعش

     نهم مارچ 2001  با انفجار بزرگ،  مجسمه بزرگ بودا تکه تکه شد،  انگار هزاران کودک با هم گریه می‌کردند،  وقتی طالبان به فتوای «ملا محمد عمر» به روی مجسمه ‌های غول‌پیکر بامیان آتش گشودند.  چرا اینقدر تاریخ مورد نفرت آن‌ها بود؟  حالا چهارده سال پس از ظهور طالبان این خوانش از سوی داعش تکرار می‌شود و باز هم خاورمیانه در بیم و هراس است.

      میراث کهن و ارزشمند فرهنگی سوریه و عراق در دست غارت و چپاول «داعش» قرار دارد و گذشته این دو کشور باستانی در خطر محو شدن است.  «عمرو العزم»، «سلام الکونتار» و «برایان آی.دانیلز»، سه تن از اساتید انسان شناسی در دانشگاه های آمریکا در یادداشتی در روزنامه «نیویورک تایمز» نسبت به غارت میراث فرهنگی دو کشور سوریه و عراق بدست گروه تروریستی «داعش» هشدار دادند و خواستار توجه مجامع جهانی نسبت به این معضل و جلوگیری هرچه سریعتر آن شده اند.

      در این یادداشت آمده است:  با گسترش یافتن دامنه تصرفات گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) این وحشت بوجود آمده است که میراث فرهنگی دو کشور سوریه و عراق که بخش هایی از خاکشان به تصرف این گروه در آمده است، در دست غارت و چپاول قرار بگیرد.

      اماکن باستانی کشور عراق از همان بدو آغاز جنگ دوم عراق در معرض خطر تخریب قرار دارد.  اساتید نگارنده مطلب، در کشور ترکیه به فعالان و کارکنان موزه ها، روش های سندیت بخشیدن و حفظ و حراست از میراث فرهنگی کشور سوریه را آموزش می دهند.

     میراث فرهنگی کشور سوریه که در معرض تخریب قرار دارد، بسیار متنوع است و از بقایای تمدن تاریخی ایران، بین النهرین، آشوری ها، یونانی ها، رومی ها، روم شرقی و دوره اسلامی متفاوت است.  همچنین نمونه هایی اولیه از کتیبه های باستانی و بهترین نمونه های موازییک های ایرانی، یونانی، رومی و مسیحی هم در بین این اشیاء بسیار ارزشمند تاریخی قرار دارد.

      شیوه کار ˈداعشˈ در این اقدام جنایتکارانه بر این منوال است که پس از تصرف شهرها، به شیوه ای بسیار هوشمندانه و خدعه آمیز (در لوای یکی از وجوهات شرعی اسلام) به تجارت قاچاق اشیاء عتیقه و ارزشمند تاریخی و باستانی آنها مبادرت می ورزد.  داعش از نیرو های خود برای غارت و چپاول اماکن باستانی و تاریخی شهر های تحت تصرف خود استفاده نمی کند،  بلکه خود عمدتا درگیر فعالیت های مالی در این شهرها می شود،  و در عوض به اهالی شهرها اجازه می دهد در اماکن باستانی دست به حفاری بزنند و هر شیء ارزشمند و عتیقه ای را که بدست می آورند به فروش برسانند،  و سپس این گروه خود درصدی از درآمد این تجارت نامشروع را در قالبی مشخص دریافت می کند.

      این نوع باج گیری در قالب یکی از وجوهات شرعی از مردم اخذ می شود.  داعش خود را مسئول مشروع اخذ وجوهات شرعی مردم معرفی می کند.  مبلغی که از افراد بابت این تجارت نامشروع دریافت می شود برحسب منطقه و نوع شی ء به فروش رسیده متغیر است.  در مناطق تحت کنترل داعش در استان ˈحلبˈ سوریه مبلغ خمس معادل20 درصد ارزش شی ء مورد نظر است.  در ˈرقهˈ این باج گیری می تواند تا 50 درصد و یا حتی بیشتر هم برسد.  ارزش اشیاء یافت شده بر حسب قدمت آنها و یا مربوط بودن آنها به دوره اسلامی مصادف با قرن هفتم میلادی و یا اینکه فلزات قیمتی مانند طلا باشند تعیین می گردد.  این رقم را سرکردگان محلی داعش به صلاحدید خود تعیین می کنند.

     در برخی مناطق مانند اماکن تاریخی حومه رودخانه ˈفراتˈ سرگردگان داعش مردم را تشویق به حفاری می کنند و تیم های غیر حرفه ای ناآگاه که اغلب از عراق هستند و تجربه غارت و چپاول اماکن باستانی این کشور را دارند در مناطق مورد نظر مشغول به کار می شوند.  داعش مجوز کار به این افراد می دهد و نمایندگان داعش هم بر کار آنها نظارت مستقیم دارند،  تا مطمئن شوند از ماشین آلات سنگین استفاده شده به نحو احسن استفاده می شود و نیز از نزدیک در جریان پول های دریافت شده قرار می گیرند تا میزان خمس را تعیین نمایند.

     داعش علاوه بر غارت و چپاول اموال ارزشمند باستانی، صادرات غیر قانونی و پنهان این عتیقه جات را نیز رونق می دهد.  در ابتدای امر کانون این صادرات مرز های سوریه با ترکیه در حوالی ˈتل ابیضˈ بود که یکی از دژ های مستحکم داعش در سوریه است.  امروز مستندات محکم در دست است که ثابت می کند داعش در تجارت غیرقانونی مرزی اشیائ عتیقه دست دارد و این تجارت را نهادینه کرده و آن را به یکی از سرچشمه های اصلی منبع درآمد خود تبدیل نموده است.

     این غارت و چپاول و تجارت نامشروع، خسارت های غیر قابل جبرانی به میراث فرهنگی سوریه به بار آورده است.  هرچه سریعتر باید جلوی این تجارت نامشروع گرفته شود. این تجارت منبع درآمد یک سازمان تروریستی است و امکان برقراری ثبات و آشتی ملی در کشورهای هدف تجاوز قرار گرفته را بعد از خاتمه درگیریها ناممکن می سازد.

عکس یکی از تخریب ها بدست داعش،  عکس شماره 7832.

     مردم در مساجد و کلیسا هایی باستانی عبادت می کنند و در بازارهایی خرید و فروش می کنند که مربوط به صدها سال قبل است. هر زمان ستیزه در سوریه خاتمه یابد، این میراث فرهنگی برای مردم جنبه حیاتی دارد چراکه نماد وصل و وحدت دینی و سیاسی جامعه چند قومیتی این کشور است.

     سازمانهای متعدد بومی و بین المللی مانند ˈکمپین سوریهˈ از شورای امینت سازمان ملل تقاضا کرده اند که با صدور قطعنامه ای از تجارت نامشروع اموال باستانی و عتیقه جات سوریه که غارت شده و مورد چپاول قرار گرفته، جلوگیری نماید. این قطعنامه می تواند موثرترین ابراز برای حراست از گذشته سوریه باشد.

     بیش از 80 هزار مکان تاریخی در سوریه وجود دارد که برخی از آنها ویران شده است که به صورت پراکنده در تمام مناطق کشور وجود دارد. با این حال، همزمان با وخامت اوضاع در کشور ما، مکان های تاریخی و فرهنگی ما غارت و تخریب می شود.  این به این معناست که این غارت و ویرانی ها، افزون بر اینکه به فرهنگ کشور سوریه آسیب می زند، زمینه ساز نابودی تمدن بشری و حقوق انسانی نیز خواهد شد.

    بعد از گذشت سیزده سال افغان‌ها، به بامیان رفته و از متولیان حقوق بشر خواستار مجازات عاملان انفجار مجسمه بودا شده‌ اند.  گویی خلاء از دست دادن تاریخ چنان قلب‌ هایشان را به درد آورده،  که همان رفتاری را انجام می‌دهند،  که آدم‌ها بعد از پایان زلزله انجام می‌دهند.  زلزله زدگان بیش از هر چیز دیگری زیر خروارها خاک به دنبال آلبوم‌ های خانوادگی ‌شان هستند،  و تنها یک عکس از عزیزانشان می‌تواند،  آرامش را به آن‌ها برگرداند.

دروغ و دونگ پشت سر هم

   عکس مقیره ای که بدون اسناد و با دروغ می گویند متعلق به رکسانا همسر ایرانی الکساندر در یونان است،   جهت دیدن عکس های بیشتر در جستجوها بنویسید "کشف آرامگاه همسر ایرانی اسکندر در یونان"عکس شماره 7819.

   در خبر ها: باستان شناسان یونانی مقبره با شکوهی را در آمفیپولیس واقع در شمال این کشور کشف کرده اند.  در تصاویر منتشر شده از این مقبره،  مجسه دو زن متعلق به دوره یونان باستان دیده می شود،  که نشان از اهمیت این کشف و اهمیت شخصیت مدفون شده در آن دارد.  کنستانتینوس تاسولاس، وزیر فرهنگ یونان با بیان این که ابعاد مقبره کشف شده در کل منطقه بالکان بی سابقه است، می گوید:  "این مقبره همچنین از نظر فن هنری آن بسیار چشمگیر است.  با پیشرفت حفاریها، تزیینات بکار رفته در آن و زیبایی خیره کننده آن بیش از پیش آشکار می شود.  مقبره های زیادی در آمفیپولیس وجود دارد که متعلق به این دوره تاریخی است. اما ابعاد این مقبره در مقایسه با مقبره های دیگر قابل مقایسه نیست.  این مقبره منحصر به فرد است."  بنابر برخی گمانه زنیها این مقبره ممکن است متعلق به رکسانا، همسر ایرانی اسکندر، مادر و یا یکی دیگر از نزدیکان او باشد.

    دروغ و دونگ پشت سر هم،  برای اینکه برای اروپا تاریخ بسازند،  DNA های تقلبی و غیر علمی، داستانهای دروغی بجای تاریخ.  جوانان باهوش متخصص ایران،  از تاریخ و سرنوشت کشورتان بدستی بدانید،  و از آن دفاع نمایید،  در غیر اینصورت آینده را از دست خواهید داد،   جهت اطلاع بیشتر به فیسبوک انوش راوید مراجعه نمایید.

ارگ  http://arq.ir


برچسب‌ها: هخامنشیان آذربایجان, آثار سوریه, آثار عراق, تخریب داعش
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 96

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1987: سلام استاد، درباره پورپیرار ..... و نظرات او چه نظری دارید؟ ایا وهابی است؟

   پاسخ انوش راوید:  درود یکی از مهمترین کارهای ما بعنوان یک ایرانی تاریخی، برپایی و نگهداری احترام و محیط دمکرات و آزادی قلم و اندیشه است، از نظر من هر شخص می تواند هرچه دلش خواست بنویسد، بدون کوچکترین سانسور و خود سانسوری، ولی در نهایت علم بر جهل پیروز است. درباره آقای پورپیرار بانوی گرامی پرنیان حامد پاسخ گفته اند،  که لینک آن در http://arq.ir/551 می باشد.

   پرسش 1988مصطفی:  سلام، چند وقتی که می خواهم این مطلب رو وبلاگ بزارم فراموش میکنم ولی الان مینویسم یک سال پیش با شخصی از شوش در حال گفتوگو بودم که در ترجمه کتاب های افسانه ای چون هری پاتر و ارباب حلقه ها و... بود. می گفت که نویسنده معروف جی آر تالکین تمام کتاب افسانه ها رو خونده مخصوصا افسانه های ایرانی رو ، بعد کتاب هایش را از روی همین افسانه ها نوشته ، بعد نماد هایی رو که در کتا ب هایش میبینیم نماد یک تمدن است مثل بز که نماد شوش. و هر حیوانی شبیه بز مثل قوچ میش و... با هم فرق می کند و گویای یک تمدن دیگریه.یک مطلب دیگه ای که گفت اینکه تا سال 86 فرانسوی ها در شوش کند و کاو میکردند و آثار آن منطقه رو به نام خودشون ثبت می کردند. آیا این گفته حقیقت داره؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آیا منظور از به نام خودشان ثبت می کردند آثاری است که از شوش بردند موزه لوور؟  اگر منظور این است حقیقت دارد.

   نظر 1989 محمود:  کاری بس بزرگ می کنید که با دروغ مبارزه می کنید. ریشه تمام مشکلات و جنگ ها و بدبختی های تمام موجودات جهان همین دروغ است. متاسفانه من آدرسی ندارم و تا زمانی که کسی برای ایمیلی درست کند کمی باید صبور باشم.  ولی به شما خسته نباشید و تندرست مقاوم باشید، می گویم. برایتان سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما.

   پرسش 1990:  استاد فرمودید ک شاهان اشکانی لقب اشک " می داشتند ، و فرمودید اشکانی ها یک حکومت طوایفی ک بالغ بر طوایف بسیاری بوده را اداره میکردند ، طوایفی از جاهای مختلف ایران ک نسبت فامیلی و قومی قبیله ای را با هم ، را هم نداشته اند ، یعنی اشکانی ها توانسته بودند ، جامعه ای مثل الان آمریکا را بنیان گذاری کنند ؟ ک هر قسمت جداگانه اداره شود توسط ایالت خود اداره شود ؟ یا یک شاه بر کل سرزمین ها نظارت می کرده است ، ؟

 در زمان اشکانی ها اگر یک نفر از قبیله دیگری به جز خود اشکانی ها توسط مجلس مهستان به پادشاهی انتخاب میشد ،؟ آیا باز هم باید لقب اشک میگرفت؟ مثال اگر یک ترک زبان یا کرد زبان یا گیلکی زبان ، انتخاب میشد لقب اشک میگرفت و نامش تعقیر داده میشد ؟ چون بیشتر اشکانیان رو با نام مهرداد یا بلاش .. میشناسیم . و اینکه طایفه اصلی اشکانیان ، چه طایفه ای بودند ، ؟؟ و مرکز اصلی ان ها در کجای ایران بوده است ؟ با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در تاریخ ایران نوشته 90 پادشاهی بود در جای دیگر نوشته 120 پادشاهی تصور می کنم از جامعه امروز امریکا هم پیشرفته تر بوده است به هر تقدیر امروز هم ریس جمهور امریکا لقب پرزیدنت می گیرد چه ترک زبان چه گیلکی زبان (این قسمت سوال شما را دوست ندارم منطقی نیست و بی ارتباط) هر قسمت توسط ایالت خود اداره می شد و باج به کسی نمیدادند  کما اینکه در زمان اردشیر ساسانی شاهد تعدادی نام آنها هستیم مهرداد هم خود لقب است یعنی قانون مهری مهر+دات =قانون (یعنی فرقه زبان مذهبی جدا از تیردات یا گودز و یا بلاش) در این جمهوری به احترام ارشک بزرگ لقب اشک می گرفتند یعنی خود را وابسته به او اعلام می کردند.

   یک سرس اشکانیان ارمنستان بودند یک سری اشکانیان ایران دو فرقه روی تاریخ ما جدا شده از همدیگر،  فرقه اشکانیان 12 پادشاه 165 سال،  فرقه اشغانیان 8 پادشاه 153 سال از نسل فریبز بن کاووس.

    مرکز اصلی آنها در مدائن بوده است . مشکل این است که این جمهوری بر اثر شروع جنگ بین دو فرقه اشک ها و مردم رومیه مدائن که به آنها رومی می گفتند و عقب نشتن رومی ها به طرف غرب به کلی نابود شد و همه چیز به هم ریخته از حالت جمهوری اولیه بیرون آمده است و پس از ان ما اشک ها را می شناسیم و خاندان پرنی و پارت و اشکانی و رومی . و.... (=90 خاندان دیگر) را همه را اشکانی می گوییم در کتاب نام شاهان این دوره 300 ساله را که با نژاد های مختلف در تاریخ ایران نوشته شده برای شما بررسی کردم اگر علاقه داشتید بخوانید.

   پرسش 1991:  سلام، من23 سالمه و خیلی به تاریخ ایران باستان علاقه دارم. تا قبل از اینکه مقالات وبلاگ شمارو بخونم منم مثل خیلی از هم وطنان فکر میکردم که آره به ما حمله شده و داستانهای اعراب و اسکندر و مغول و ... واقعیت داره، ولی الآن رفتم تو فکر که نکنه همش دسیسه بوده و این همه سال سرمون کلاه رفته.. سوالاتی که ازتون دارم: شما این اطلاعاتو از کجا به دست آوردید؟ چقدر به صحتشون اطمینان دارید؟ از همه مهمتر چرا با مسئولین در میون نمیزارید که علنی بشه؟؟ آخه خیلی مهمه. اگه حق با شما باشه باید کتب درسی اصلاح بشن و از همه مهمتر مردم به هویت اصلیه خودشون پی ببرن.. ممنون میشم جوابمو بدید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این اطلاعات را از مطالعه حدود 8 سال روزی 6-7 ساعت بدست آوردم. صحتش روی تاریخ مکتوب است که کسی توجهی نمیکند. تاریخ مکتوب ما را افسانه قلمداد می کنند یک سری پرت و پلای پر تناقضی که با عنوان تاریخ برای خودشان ثبت کردند تغییر نمی دهند. گاهی اشتباهاتی در کار هست که خودم فوری تصحیح می کنم اما تعداد این اشتباهات خیلی زیاد نیست یک درصد شاید.  کتاب چاپ شد یک گزارش تهیه شد بعدی در حال تهیه است با مسئولین در میان گذاشته شد با اساتید صحبت شد  کاملا علنی شده است تقاضا کردیم کتب درسی را اصلاح کنند. تنها تقاضای من این بود که اگر حق با ما نیست با سند ثابت کنند که متاسفانه خبری از چنین اسنادی هم نیست پاسخ استاد کشورتان در مقابل آن همه سند جلوی چشمشان این بود "من فکر می کنم خود الکساندر است" چنین پاسخی نه ارزش علمی دارد نه سند است نه عقیده شخصی ایشان برای من سند رد سخنانم است.

    به هر تقدیر اینجا سعی دارم اطلاعاتم را در اختیار مردم کشورم بگذارم تا مردم به هویت اصلی شان پی ببرند  شما بفرمایید اگر پیشنهاد دیگری دارید حتما سعی در اجرای آن خواهیم کرد شخصا تصور میکنم باید صبر داشته باشیم،  دروغ 2000 ساله یکروزه از ذهن ها  پاک نمی شود.

کلیک کنید:  نامه به آموزش و پرورش

   پرسش 1992 مسعود:  استاد راوید و خانم حامد گرامی یک سوال داشتم میخواستم بدانم نبردها و جنگهای اریوبرزن با اسکندر تاریخ ما بوده است دیگر اره؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اریوبرزنی که سکه و شجره دارد این است:

      در سال 48 ق.م با کی سر ایل اوس که شده جلیوی سزارین شده (جولیو سزار) درگیر بوده است. و این جریان با جریان پسر اسفندیار در جنگ با کهرم و فداکاری های او در تنگه پارس و کشته شدن او در آن منطقه به کلی درهم شده 266 سال به عقب کشیده شده است. جولیوسزار شده الکساندر. الکساندر شده اسکندر فرشیدور پسر اسفندیار شده اریوبرزن این دسته گل مورخین یونانی و مفسیرین امروزی است سند اریوبرزنی که در مقابل الکساندر مقدونی در تنگه پارس مقاومت کرده باشد را به من نشان بدهید جز از فرشیدور کس دیگری در تنگه پارس مقاومت نکرده اون هم به استناد تاریخ ایران نه سکه ای در کار است و نه ....  نمی فهمم این همه سردار هخامنشی سکه دارند این اریوبرزنی که می فرمایید و آنقدر مهم است چرا هیچ اثری ندارد؟ شاید یونانی ها به فرشیدور اریوبرزن می گفتند و کی هروم همان الکساندرشان است حرفی نداریم اما در این صورت به اسکندر تاریخ ایران ارتباطی ندارد کهرم 266 سال قبل از اسکندر  در هندیجان ایران شکست خورد و پسر شاه ایران آنها را دنبال کرد و کشت،  چه ربطی به اسکندر ما دارد؟ و ماجرای کهرم چه ربطی به هخامنشی دارد؟ ماجرا 15 سال قبل از کوروش کبیر است! این است گرامی دقیقا همین است که بر سر آن سخن می گوییم تیتر کتاب را ببینید "اسکندر تاریخ ایران, الکساندر یونانی نیست" این در نتیجه تفسیر های غلط امروزی در جهان درست شده است دو شخصیت یکی شده یک موجودی ساخته شده از مقدونیه و یونان امروزی که برود افغانستان را فتح کند کدام مورخ چنین چیزی نوشته خدا داند! و این کهرمی که اهل سوریه بوده و در کتیبه بیستون هم نوشته یمنو و یمن که سوریه بوده چه جوری شده یونان و مقدونیه امروزی من که نمی فهمم مردم و اساتید کشور ایران چرا اعتراضی ندارند؟ بنده البته معترضم و الان بی شوخی یا جواب مستند مستدلل می خواهم تا سکوت کنم یا در همین روند تا آخر عمرم آنقدر مکتوب می کنم تا این پرت و پلا ها را از تاریخ بردارند. بنده بیشتر از شما به دلاوران کشورن افتخار می کنم خیالتان راحت باشد اما به فرشیدور که در مقابل الکساندر ایستاد و در انتها این شاه سوریه را نابود کردند و به اسکندری که اروپا را فتح کرد و تمدن اروپا توسط او بنیاد نهاده شد. دلاور کشورم اسکندر را نمیدهم بکنند الکساندر اریوبرزن بی سند،  بگذارند در مقابلش به من تلقین کنند به موجودی خیالی به نام اریوبرزن که در مقابل موجود افسانه ای که ما برای خودمان ساختیم افتخار کن! می گردم ببینم در مقابل این هندوانه که زیر بغل من گذاشتند چه چیز هایی را از من گرفتند.  یک نفر به من بگوید این همه معبد میترایی وسط اروپا چطور ممکن است تاثیر 4-5 دزد دریایی باشد؟ یا چگونه بنیاد اسکاندیناوی توسط دزدانی دریایی از نژاد اسکانی گذاشته شده؟ و این لغت اسکانی که همان اشکانی است چرا درست تلفظ نمی شود؟ و چرا به حکومت اشکانی در اروپا حکومت اسکانی نمی گویند و همه جا پارت می نویسند؟ تا من به شما بگویم با دسیسه اریوبرزن بر ضد الکساندری که  اسکندر شده چگونه افتخارات فتح اروپا و افتخارات دلاوری به نام اسکندر را از شما گرفتند.

   پرسش 1993 مسعود:  سلام استاد راوید میخواستم بدانم ایا این موجود افسانه ای گریفین واقعیت داشته و وجود داشته است؟ سایت های محتلف زده بودند که جسد چنین موجودی در ارومیه کشف شده است که شبیه است به این موجود در ستون تخت جمشید .و کورش بزرگ هم نوشته بود که در اکواریوم شخصی خود ازاین موجود داشته است... زنده باشید

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام در باره جسد هیچ نمیدانم اما دوست داشتم بدانم کوروش بزرگ کجا چنین چیزی نوشته من تا به این لحظه چنین سندی را ندیدم محبت می فرمایید سند نوشته کوروش را ارسال کنید؟ سپاس گزارم.

   پرسش 1994 آرش:  درمورد مجسمه مکشوفه داریوش در شوش مستندی دیدم که به نظر می رسد گروه شورشی که سر مجسمه را جدا کرده اند(باضربات نیزه که از قسمت سینه به بالا بیشتر اصابت کرده) نام شاه را که به زبان هیروگلیف نوشته شده بوده را پاک کردند ولی چون از زبان میخی اطلاعی نداشتند برای همین نام شاه به زبان میخی پاک نشده بوده این مستند نتیجه گیری کرد که ارتش یونانی اسکندر این کار را کردند به نظر من همان نظری که داشتم در مورد شورش های متعدد که اسکندر اشکانی یکی از سرداران بوده بیشتر محقق می شود چون باید گروه شورشی مصری بوده باشند نه یونانی نظر شما در این مورد چگونه است؟ با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . ایا مستند سندی داشت که انچه کنده شده خط هیروگلیف بوده است ؟ در باب چیزی که کنده شده و نمی بینیم هر کس هر  گونه که دوست دارد می تواند قضاوت کند . الکساندر چرا باید کله مجسمه داریوش را بکند ؟ این همه شورشی که نام انها در بیستون امده و به قول شما اشکانیان که دلایل بیشتری برای کندن سر مجسمه او داشتند نه؟ من نمی توانم نظری در این باب بدهم جز از اینکه تناقضات سخن را بررسی کنم یک سوال دیگر ممکن نیست کله مجسمه را خاندان عباسی یا  خاندان صفوی و یا حتی خاندان قاجاریه و .....کنده باشند که حتما اقای الکساندر یونانی باید ان را برای ما کنده باشد ؟ با سپاس از شما طرح هر سوالی کمکی به روشنگری است اما در باب مستند با این اطلاعاتی که نوشتید قضاوتی جز پرت و پلایی دیگر نمی توانم بکنم پاینده باشید 

   نظر 1995:  وبلاگتان بسیار برام جالب بود تا به امروز به همچین محتوایی برنخورده بودم براتون آروزی موفقیت و سلامتی میکنم , یک مورد در قسمتی از مطلب مفید وبلاگتان بگم که در یونان و روم اکثر بناهایی که کاشی کاری شده اند بخاطر تاثیر پزیری آنان از ایرانیان بوده است به خصوص رومیان که در آن زمان درگیر جنگ با ایران بودن و در بسیاری از مناسبت های اقتصادی این کاشی ها را به روم اتقال میدادند که نمونه آن امروز در بسیاری از کشورهای اروپایی مثل انگلستان دیده شده که کاملا توسط ایرانیان برش داده شده اند.

   پاسخ پرنیان حامد درود بر شما با سپاس از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشتید.

   پرسش 1996 امید:  با سلام و درود فراوان خدمت شما خانم حامد و آقای راوید. راستش یه سوال برام پیش اومده. اونم اینکه خانم پرنیان در کتابشون از قول منابع مختلف تاریخ حمله اسکندر رو 90 قبل از میلاد (بندهش).64 قبل از میلاد(شاهنامه فردوسی) و 69 قبل از میلاد (تاریخ بلعمی) ذکر کردن.اون چیزی که من متوجه نشدم اینه که مگر330 قبل از میلاد زمان به پایان رسیدن سلسله هخامنشی نبوده؟اگر آره پس جریان این 200 و اندی سال چیه و اگر نه پس سلسله هخامنشی در چه تاریخی به پایان رسیده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام احتمالا هخامنشیان به سال293 تا  71 ق.م . بودند  آنچه در کتاب در اختیار شما گذاشتم داده های تاریخ ایران است الان به مدت سه سال است سعی در مطابق کردن خاندان هخامنشی با داده های تاریخ ایران داریم و از همه مهم تر به دنبال سند دست اول برای ان . امروز می توانم احتمال آن را  به شما بدهم که سکه های فراتکا که در موزه بریتانیا است سکه های دست نشاندگان پارس توسط الکساندر نیستند که شباهت به سکه هخامنشی دارند بلکه سکه های خود خاندان هخامنشی در ایرانند ردیف حکومت شاهان سکه ها هم ردیف سلسله هخامنشی از داریوش اول است چون بر سکه ها به زبان یونانی نوشته شده آنها را پس از الکساندر قدمت زدند حال انکه سکه سرداران هخامنشی هم به زبان یونانی است و این زبان چون اکدی یکی از زبان های اصلی و رسمی بوده و ارتباطی با الکساندر و حتی یونان امروزی ندارد تکرار می کنم هومر که پدر زبان و ادبیات یونانی است متولد نینوا است نه یونان و اتن امروزی این زبان و خط زبان و خط رسمی بین النهرین است که اشکانیان نیز از ان استفاده می کردند و این هیچ ارتباطی با حمله یک یونانی به ایران ندارد.

این سکه ها و توضیحات آن  را نگاه کنید :

  سمت چپ : آنچه در بالا با عنوان فراتکار امده با قسمت 2 دستنشاندگی پارت یکی است 1. پتوگراز اول همان داریوش . (داریوش اول )2 ارته خشتر (خشایارشا)3 هوبرز همان هو میتر اذر برزین مهر= میتر وهومن =بهمن  99 ساله تاریخ ایران از داریوش تا اردشیر اول .4 منوچهر = کی مان اوش نرسه  (داریوش دوم  ). ارته خشتره دوم  اردشیر دوم نموپت فریاپت پسرش ..........

این ردیف خاندان هخامنشی است،  سکه ها هم قیافه هایی آشنا دارند

   سمت چپ سکه های فراتکار سمت راست آنچه در تاریخ جهان مکتوب است.  سکه اردوان چهارم،  سکه داریوش دوم هخامنشی،  سکه سنتروک،  سکه اردشیر بابکان.  سکه وسطی از ردیف فراتکا هم که صد در صد سکه هخامنشی است،  هیچ تردیدی در آن نیست حال چگونه داریوش دوم هخامنشی و دست نشاندگان پارت در پارس و  سنتروک و اردشیر بابکان،  همه یک شکل را داشتند را خودتان قضاوت کنید.  یا سکه را اشتباه تشخیص دادند (در باب اردشیر بابکان) یا اینها همه یک آدم با لقب های مختلف است (سه مورد دیگر).

     شما گویا  کتاب را در اختیار دارید در زمان نوشتن کتاب من با اسناد پر تناقض امروزی مثل این سکه ها کاری نداشتم لذا کتاب تنها از دیدگاه تاریخ مکتوب ایران است شما صفحات 28 تا 32 و صفحات 60-61 را یکبار دیگر نگاه کنید از 400 و اندی حکومتی که برای اشکانیان امروز مکتوب کردند در تاریخ ایران 265 سال آن شاه شاهان بودند بقیه آن پرنی ها و پارت ها موجود بودند اما نه با عنوان شاهشاهان لاجرم در زمان هخامنشی نیز به عنوان شاه در منطقه خود حکومت داشتند که به اشتباه همه این زمان را امروز زیر هخامنشی نوشتند که الکساندر همان اسکندر تاریخ ایران بشود تناقض روی تاریخ مشهود است نمونه آن مثال سکه های درهم بالا و یا نام تیرداد اشکانی وسط حمله الکساندر یونانی به پارس در نوشته های مورخین یونانی. مه اگر دست از این تفسیرهای بی مورد بردارند حتی نوشته مورخین یونانی هم شاهد و سند این رویداد هاست.

    به هر تقدیر تا صحت کامل این فرضیه و سند روشن نشود،  نمی توانم به شما پاسخ صد در صد بدهم اگر شما هم علاقه دارید می توانید همچون دیگر دوستان و یارانی که سه سال است با همدیگر در پی اسناد این جریان بودیم به ما ملحق بشوید و در یافتن اسناد کمک کنید در غیر اینصورت صبر داشته باشید علم پله پله است و نیاز به تحقیق و کنکاش دارد.

   نظر 1997 ایراندوست:  درود،  جناب راوید بزگوار .  این اولین دیدار من از وبلاگ شما هست .شاید نظر بنده درج نشود و پاسخ داده نشود ... خدا میداند .

من میخواهم از شما جویا شوم .همت و تلاش خود را جهت واکاوی تاریخ انجام میدهید و این ستودنی است ولی این فعالیت سرانجام نمیدهد و گمان مند می شود.  شما پیش به سوی یک تئوری میروید که همه را از آن ملت ما کرده و نگرش را نگرش جهان وطنی میکنید. بسی جای تعجب هست که میبینم هیچ چیز در تاریخ گزشته را تایید نکرده و رد میکنید! این بازگویی تاریخ نیست! این بازگویی و واکاوی یک تاریخ سلیقه ای هست که به نام ایران هست ولی نتیجه اش بر ضد ایران میشود! نمی توان با گفتن مدام چند اصطلاح از پاسخگویی منطقی شانه خالی کرد... مدام امپریالیسم و مدام نظام آموزشی (من را یاد چه گوارای فقید می اندازید) مگر آنکه ایمان داشته باشیم هر کس مغابر نظرات ما مطلبی میدهد به عنوان موجودی بدودن درک و شعور و صرفا طوطی وار به ادای سخن میپردازد.

واقعا سوال هست !دیگر اسکندر گحسته شد ایرانی؟! با متون باستانی نویسندگان یونان باستان چه کار کنیم؟ با متون رومیان چه کار کنیم؟ با متون ساسانی چه کار کنیم؟ با متون قرون وسطی و متون دوره ی اسلامی چه کار کنیم؟ این اسکندر یک شبه به دنیا نیامده که با طوماری از نوشته ها از بین برود و بدتر از آن سر آخر شود ایرانی!!!

    نمیدانم که چه بگویم در باب این سخن! که فراوان هست! مسدونیا یا همان مقدونیه را با آب تاب واکاوی میکنید و دانشگونه بر علم صرف و نحو کلمه به کلمه هم آگاهی دارید! چه کلماتی را تطبیق قرار میدهید ؟.

مغ؟ مغان ؟ مغدون؟ ای وای برمن!

   اینجا کلمه ای دشنام محسوب میشود و در جای دیگر دراین کره خاکی اسم غذا یا ... هست!  در مورد سرزمین آلاسکای آمریکای فعلی چطور؟ نکند چندی بعد بعد یک فردی بیاید بگوید آلاسکا اسمی بوده که پیشینیان ما با آن خاطره داشتن و مراد از آن آلاسکا ( بستنی بوده که میل میفرمودند... آنجا آلاسکا درست شد و به آن نام خوانده شد!)  امیدوارم این گفتار آخری را از سر تمسخر ندانید بلکه دردی احساس میکنم که از نبود واکاوی دقیق و سلیقه ای ناشی میشود!  باسپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما نظر شما گرامی عینا انچه مکتوب فرمودید بر وبلاگ گفتمان درج  می شود دلیلی برای حذف نظر شما گرامی نمی بینم چرا که شما چهارچوب ادب و نزاکت را به خوبی رعایت کرده اید این که شما نظری مخالف داشته باشید و یا ما را برای پیشبرد کار نصیحتی بفرمایید نه تنها باعث سر شکستگی نیست که باعث شادمانی ماست

با وجود آنکه روی سخن شما با آقای انوش راوید است از انجا که علاقه مندم با شما سخن بگویم و سخن شما نیز با اسکندر مرتبط می باشد ,اجازه می خواهم پاسخگوی شما باشم . مسائلی که مطرح فرمودید را پاسخ خواهم گفت چنانچه نیاز به توضیح  بیشتر و اسناد بیشتر  در برخی موارد هست بر وبلاگ گفتمان در خدمت شما هستم:

1. در باب تئوری جهان وطنی که شما به ان اشاره فرمودید تصور می کنم سوء تفاهمی برای شما ایجاد شده است چرا که ما از خطوط جغرافیایی امروزی که توسط سازمان ملل مشخص شده است و به عبارت دیگر ایرانی گربه شکل, دفاع نمی کنیم بلکه از تمدنی باستانی که شامل کل به اصطلاح  شرق نزدیک امروزی می شود دفاع می کنیم این محدوده شامل ایران امروزی عراق امروزی سوریه و لبنان امروزی کشور ترکیه امروزی هند و افغانستان و پاکستان امروزی گرجستان و ارمنستان و ..... امروزی است لذا مسئله وطن گربه شکل امروزی ما و یا خدای ناکرده نژاد پرستی در کار نیست. حتی خود لغت ایران نیز همانگونه که بر وبلاگ مکتوب است تنها شامل قسمت شمال غربی کشور ایران امروزی (آایرها در کنار رود ارس) می باشد که شامل واحه ای تا ارمنستان امروزی خواهد شد .  حتی   برای سخن از قسمت جنوبی همین کشور مجبوریم از لغت پارسه یا Persia  و حتی در زمانی دورتر از تاریخ مجبوریم  از لغت هند  استفاده کنیم. لذا به شما خاطرنشان می کنم نژادپرستی در کار نیست . تنها مسئله ادعای وجود تمدنهایی کهن به قدمت این منطقه در اروپای امروزی است که  با وجود انکه از دید علم زمین شناسی مردود است باز بر چنین ادعای بی اساسی اصرار و به دروغ ان را در جهان تبلیغ می کنند. در زمان شکل گیری تمدن ,حدود بیست هزار سال پیش از دید علم زمین شناسی  اروپا هنوز  زیر یخ های قطور عهد یخبندان است . حال جلوی من سند می گذارند که کاسه و کوزه سفالی بیست هزار ساله از زیر خاک چک واسلواکی بیرون  اوردند! در ذهن یک انسان که یک کم عقل داشته باشد این سوال پیش می اید که این کاسه کوزه را با کدام خاک ساخته اند وقتی کل سرزمین زیر یخ های قطور بوده است؟ کاسه و کوزه اگر واقعا بیست هزار سال قدمت دارد تنها سخن منطقی این است که بعدها که یخها اب شده و سرزمین مساعد با زندگی بشر, مردمی که از اسیا نزدیک ( یا مصر) به این سو مهاجرت کردند کاسه و کوزه را باخود اوردند . اما چنین تفسیر نمی شود رسما در این گزارشی که جلوی من است در نهایت بی شرمی نتیجه گرفته قدمت تمدن در این منطقه بیست هزار سال است!

   الان شما  بفرمایید چه کنم ؟  بنویسم ای ملت گوش به زنگ باشید این سند زمین شناسی آن هم نوشته های ابوریحان بیرونی که از یخی در حدود این منطقه سخن می گوید که با سگ و سورتمه از ان می گذشتند !  چنین تمدنی غیر ممکن است! یا ننویسم چون این فعالیت سرانجام نمی دهد و شما را گمان مند خواهد کرد و بنده را نژاد پرست؟ 

2. مسئله " نمی توان با گفتن مدام چند اصطلاح از پاسخگویی منطقی شانه خالی " را که شما مطرح کرده اید ! محبت بفرمایید اسنادی که در سه سال گذشته بر این وبلاگ ارائه شده است , تعداد پاسخ هایی که باسند بر این وبلاگ مکتوب است را  یک شمارش بفرمایید و به من بگویید کجا از پاسخ گویی منطقی و مستند شانه خالی کرده ام ؟ و در کجا تنها تکرار مدام یک اصطلاح یا سند دیده می شود ؟ تکرار سولات از بی دقتی و بی حوصلگی خواننده  در خواندن وبلاگ است که با صبر تمام پاسخگو انها بودم! 

3. تاریخ سلیقه من و شما نیست ! تاریخ اسناد مکتوب و اثار باستانی است در بسیاری موارد اسنادی که در اینجا ارائه داده می شود نه تنها باب طبع من نیست که به شدت با افکار شخصی مغایرت دارد بنده اگر اسمم پژوهشگر است موظف هستم کلیه اسناد را ارائه دهم چه سلیقه یا نظر شخصی من باشد چه برای شخص خودم ناراحت کننده باشد. الگوی من برای این کار فردوسی بزرگی است که بی طرف مکتوب کرده است و نظرات شخصی او در اثرش نمایان نیست به همین علت هر گروه و فرقه او را به خود نسبت می دهند حال انکه شما هر سندی از شاهنامه در باب عقاید شخصی فردوسی برای من بیاورید من برای شما سند خلاف ان را خواهم اورد در ای راستا اقایان محترم در ایران مطابق با عقاید شخصی خود قسمتهای دیگر شاهنامه که باب میل ایشان نیست  را الحاقی میدانند که دراینصورت پس از تجزیه و تحلیل  دو یا سه فرقه مختلف کل شاهنامه فردوسی الحاقی خواهد بود. به این می گویند به سلیقه حکم دادن که اساتید کشورتان مشغولند و اعتراضی ندارید!

4. نمونه دیگر تاریخ سلیقه ای نوشتن مسئله گجستک بودن اسکندر است که به سلیقه مورخین فرقه مزدیسنا در ایران مکتوب شده  است و دشمن فرقه دیویسنا بودند. بنده با فرقه  و سلیقه مورخ کار ندارم ! اگر مزدیسنا او را گجستک انیرانی میداند هیچ دلیلی ندارد که دیویسنا او را انیران بداند بر من محقق واضح است مورخ دربار ساسانی از ترس جانش هم که شده نمی اید از فرقه دیویسنا دفاع کند . اما ایا من نیز امروز  باید ان را ملاک قرار دهم یا وظیفه دارم تحقیق کنم موضوع اصلی و حقیقت چه بوده است ؟ متون یونانی و رومی که سند دست دوم و سوم هستند که هیچ سند دست اول ان یعنی اثار باستانی و لوحهای بابلی نیز و در حقیقت  هیچکدام از اسنادی که گفتید تفسیرات امروزی را تایید نمی کنند (کتاب که احتمالا فعلا در دسترس شما نیست و از طریقه پرسش و نظر شما مطمئن هستم که ان را نخوانده اید  حد اقل محبت بفرمایید 16 دقیقه  گزارش لوحهای بابلی را نگاه کنید به من بگویید این اسناد پر تناقض به تفسیر,  مدرک و سند چیست؟)

   در باب مکتوبات بعد از اسلام هم که واضح و مشخص اسکندر را از الکساندر مورخین یونانی جدا کردند اسکندر شخص دیگری است الکساندر مورخین یونانی شخص دیگر که امروزه به تفسیر  یکی شده اند این هم سند واضح و گویا از این مورخین  در این باب هیچ بحث و شکی  نیست

 طبری می گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود                                 نقل از ابن خلدون

  اسکندری که در این تاریخ ها مکتوب است شخصی است که به سال 65 قبل از میلاد مسیح است نه الکساندری که به سال 330 قبل از میلاد بود ! اسکندر را می گوییم ایرانی بود نه الکساندر مورخین یونانی که در تاریخ ما کهرم = کی هروم  خواهد شد اینها دو شخص بودند نه یک شخص !

5.گرامی مسادونیا یا ماکادون یا ماکا در کتیبه بیستون جزو قلمرو داریوش اول در سه سال اول حکومت او مکتوب است کجای تاریخ نوشته داریوش در سه سال اول حکومتش مقدونیه امروزی را گرفت؟ اسم مقدونیه امروزی اسکودرا است که  پس از فتح ان داریوش در نقش رستم این اسم را به فهرست ساتراپی هایش اضافه کرده است.از ماکادونی بدتر مسئله یونا است که به یونان امروزی تفسیر می شود کجای تاریخ نوشته داریوش اول هخامنشی یونان امروزی را فتح کرده که این اسم باز جزوفهرست ساتراپ های داریوش در بیستون مکتوب است !  ترا به خدا یک کمی هم توجه داشته باشید هر تفسیری از سوی غرب   برای شما شده بی چون و چرا نپذیرید بیستون جلوی چشمتان است . همچنین باز از شما تقاضا دارم فرصتی  بگذارید  حداقل این 16 دقیقه گزارش را نگاه کنید بعد  با هم سخن می گوییم و امیددارم  از مقوله الاسکا صرف نظر بفرمایید باسپاس، پاینده باشید.

کلیک کنید:  دو کتاب مهم جغرافیایی و ایرانیان کاشفان آمریکا

   پرسش پهلوی نژاد 1998:  لطفا "بیستون" را معنا کنید؟

    پاسخ پرنیان حامد با سلام لغت در لفظ امروزی نیز بی+ستون است . بی  همان بغ  است ستون را ستان نیز نوشته و همان ستون ترجمه کردند . حال لغت یا به معنی محل و خانه یا ستون های بغان است . یا لغت بی +ستان به معنی جایگاه بغ هاست همچون ارمن +ستان= محل ارمن ها  یا خوز +ستان  محل خوز ها و ... که ساختار مقدس بودن محل بیشتر فرضیه دوم را تایید می کند. 

   پرسش 1999 پهلوی نژاد:  باسلام خدمت آقای راوید و خانم حامد . از شما که وقت گرانبهایتان را برای پاسخ به سوالات مختلف و متنوع ما صرف میکنید صمیمانه تشکر میکنم.  به نظر من ذوالقرنین باید فریدون باشد،همانطور که شما هم در ای ن مورد دید مثبتی دارید. دلیل دیگر من این است:

   فریدون=پریدون=ثری تون (اوستایی): پری(در زبان یونانی) و ثری(در انگلیسی) معادل سه است و این عبارت به نظر من بمعنی "سه جایگاه" یا "سه کون(مکان)" است؛ همانگونه که درمورد ذوالقرنین آمده که به غروبگاه و طلوع گاه و محل سد یاجوج وماجوج وارد شد.  میدانم شما این بحث را پاسخ گفتید اما نوشتم تا شاید کمکی باشد برای جستوجوگران حقیقت

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مراقب باشید در متون کهن لغت فریدون در اوستا ثرئتون (ث ساکن ,ر فتحه ,ئ کسره ت فتحه ن فتحه)  sraetaouna   درزبان  پهلوی فردون (ف ساکن ,ر کسره ) fredoun و در زبان فارسی آفریدون  afridoun   و افریدون (به فتح ا و ف ساکن ) و فریدون  مکتوب است و ذوالقرنین فاتح چهارجهت مکتوب است شمال جنوب شرق و غرب نه سه جهت  با سپاس از شما 

   نظر 2000 مصطفی:  با سلام در روم باستان برای نمایش هایشان از ببر هیرکانی یا همان ببر مازندران استفاده می کردند که متاسفانه منقرض شدند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر به مفسرین امروزی است که تفسیر خواهند کرد این ببرها را از هیرکان ایران کول می کردند می  بردند به رم در ایتالیا! به هر تقدیر سند شما برای ما سخن بسیار با ارزشی است از شما سپاسگزام.

   پرسش 2001 سیروس:  درود. خانم پرنیان در پاسخهای شما یک تناقص یافت میشود، در یک جا فرمودید کی هروم پسر ارجاسپ به سوی ایران آمد ............. جانشین آنان در سوریه خاندان سلوکیان (با ... سال فاصله از الکساندر تا سلوکس اول) بودند، که این خاندان در موصل با اشکانیان در گیر بودند، و در جای دیگر فرمودید کی هروم حدود15/36 سال پیش از کوروش بوده.اما اشکانیان پس از هخامنشیان آمدند و. با این وصف فاصله میان کی هروم و جانشینانش میشود حدود 300 سالاین تناقض را چگونه پاسخ میدهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما گرامی شما تفسیرات امروزی در باب تاریخ را با اسناد مکتوب  تاریخ ایران به هم پیچیدید که چنین نتیجه ای حاصل شد . من اسناد دست اول جهان را می توانم برای شما بروی تاریخ ایران جایگزین کنم اما تفسیرات اشتباه محققان بعدی را که نمی توانم روی تاریخ جای دهم ! جملات شما را انگونه که بر تاریخ ایران و اسناد دست اول  برای انان موجود است با اجازه شما  تصحیح می کنم  ببینید بازهم تناقضی در کار هست

در یک جا فرمودید کی هروم پسر ارجاسپ به سوی ایران آمد .زمان ان مطابق تاریخهای داده شد در مکتوبات ایران حدود 320 الی 311 ق.م و 15 الی 36 سال قبل از کوروش کبیر مکتوب است  جانشین آنان در سوریه خاندان سلوکیان (با صفر . سال فاصله در سوریه  از الکساندر تا سلوکس اول ) بودند، که این خاندان در موصل با اشکانیان  و در بابل بیش از 12 سال با حاکمان بابل در گیر بودندبه همین علت مطابق لوحهای بابلی که سند دست اول است تاجگزاری سلوکس در بابل بیش از 12 سال با مرگ الکساندر اختلاف زمانی دارد که برای این فاصله زمانی در جهان تا به امروز  تفسیرات بسیار بامزه و غیر منطقی شده است   

   ادامه پرسش:  و در جای دیگر فرمودید کی هروم حدود15/36 سال پیش از کوروش بوده.اما اشکانیان پس از هخامنشیان آمدند و.با این وصف فاصله میان کی هروم و جانشینانش میشود حدود 300 سال این تناقض را چگونه پاسخ میدهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:   حکومت اشکانی در ایران پس از اسکندر در کلیه متون ایرانی حدود 300 سال مکتوب است (عدد قابل قبول برای من  از لحاظ سندیت عدد منجمین بابلی است که 265 سال است که با عدد تاریخ طبری هم نزدیک است ) این تارخ طبری :

  حال آنکه اسنادی چون سکه ها وجود بنیاد شاهان اشکانی نه با عنوان شاه شاهان بلکه با عنوان شاه محلی را حدود 464 سال نشان می دهد اختلاف این دو عدد 199 سال است ارشک را به استناد  سکه ها 250  ق.م نوشتند اختلاف آن با 199 سال اضافه ای که برای اشکانیان با عنوان شاه شاهان الان در جهان تفسیر می شود 51 ق.م  خواهد بود و این دقیقا حرف طبری را تایید می کند.

   طبری می گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود. 

   پس آن 199 سال اول در تاریخ حکومت اشکانی نیست اشکانیان شاه هستند و شاه شاهان خاندان دیگری است که به آن هخامنشی می گوییم بر سکه های اشکانی هم از زمان مهرداد دوم لغت شاه شاهان ظاهر می شود(464 سال حکومت اشکانی بعد از الکساندر و سلوکیان در ایران تفسیر بی سند امروزی است) اسکندری هم که سال 65 قبل از میلاد بود یک شخصیت دیگری است که به الکساندر مورخین یونانی هیچ ارتباطی ندارد.  

   یک حساب دیگر آنکه مطابق تاریخ ایران شما 65 ق.م را با 222 سال حکومت هخامنشی جمع کنید می شود 287 این عدد را با 36 سال که تاریخ زردشت زمان گشتاسپ را نشان میدهد و جنگ یادگار زریران و پس از آن کهرم پسر ارجاسپ است را جمع کنید می شود 323 ق.م  سالی که برای مرگ الکساندر در نظر گرفته اند ! الکساندر همان کهرم تاریخ ماست که البته با شخص دیگری با لقب اسکندر که 266 سال بعد از او بود و کلی افتخارات در جهان داشت به هم پیچیدند با هم قاطی کردند تفسیر بی مورد کردند تاریخ های درهم دادند تا 266 سال اضافه را جبران کنند این آش تناقضات را در تاریخ برای ما به جای گذاشتند (گزارش را نگاه کنید حتی مورخ یونانی تاریخ حکومت شاه هخامنشی را عددی دیگر داده است که باز عدد دلبخواه مفسرین در جهان نوشته می شود!)

    اسناد 36 سال بالا از آثارالباقیه ابوریحان بیرونی است که صفحه 247 کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" هم مکتوب است،    کتاب صفحه 247  به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه:

   از جلوس کوروش کبیر تا جلوس اسکندر 222 سال بوده است،  از زردشت تا اسکندر 258 سال بوده است، لاجرم -36 = 222-258   زرردشت زمان گشتاسپ 36 سال قبل از کوروش کبیر بوده است.

  آیا مشکل سوء تفاهم تناقض برای شما حل شده است یا نیاز به توضیح و اسناد بیشتری است؟ به هر تقدیر اسناد بر کتاب و وبلاگ مکتوب است چنانچه نیاز به توضیح بیشتری است بر وبلاگ  پاسخگوی شما هستم

پاینده باشید.

   پرسش 2002 اندی:  با سلام و خسته نباشید به نظر شما این میتونه درست باشه ک کوروش میتراپرست بوده و داریوش مزدا پرست؟ اگه آره که ذوالقرنین بودن کوروش منتفی میشه اگه نه پس احترام گذاشتن به خدایان بابلی رو چجوری میشه توجیه کرد؟؟؟

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دقیقا همین گونه است و اسناد این مدعا در کتاب "اسکندر تاریخ ایران, الکساندر یونانی نیست" مکتوب است (کوروش یکی از ذوالقرنین هاست ذوالقرنین اسکندر, کوروش کبیر نیست اسناد ذولقرنین ها نیز در کتاب همین مکتوب است).

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 95

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر ساسان 1982:  در اینترنت جستجو کردم و به چند مورد دیگر کشف سکه در اسکاندیناوی برخوردم. سکه ها مربوط به عهد ساسانی است که تعدادش به 13000 میرسد. و در جزیره Gotland سوید کشف شده،  لینک مرتبط

http://www.freerepublic.com/focus/news/746713/posts

   اما دو مورد دیگر که در نروژ یافت شده. یکی در جنوب شرقی اسلو در شهر Østfold. این سکه ها مربوط به 750 پس از میلاد است و در بین سالهای 825 تا 850 وارد نروژ شده اما تعداد یا وزن آن روشن نیست. این سکه ها در موزه تاریخ و فرهنگ در کنار دانشگاه اسلو نگهداری میشود. این لیک توضیح خیلی کوتاهی در این باره میدهد و بیشتر به یابنده آن پرداخته

http://www.ba.no/nyheter/irix/article3842560.ece

   کارشناس نروژی در این روزنامه میگوید که بعید است که پارسها به این منطقه آمده باشند و به احتمال زیاد سکه ها یا از Gotland سوید آمده اند یا از روسیه.  مورد دیگر که در حدود همین منطقه یافت شده پایه سنگی یک کلیساست که با خط پارسی باستان یا اوستایی (بقول این سایت) روی آن هک شده. وبلاگ هیچ توضیحی در مورد این یافته نمیدهد و تنها قدمت این کلیسا را مورد پرسش قرار داه

http://arkeologiavisa.blogspot.no/2014_02_01_archive.html

   اگر به مطلب تازه ای در این مورد برخورم برایتان ارسال میکنم، با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما،  روزنامه را شخصا به زبان آلمانی خواندم نوشته بود سکه ها همه ساسانی هستند. شما هم تایید کردید. سکه هم به هر تقدیر قابل جابجایی است این را هم می دانیم. اما این پایه کلیسا آن هم دقیقا در اسلویی که من آن کتیبه اژدها کش با کلاه مادی را  در کتاب با شاهنامه فردوسی تطبیق دادم سندی است که اگر واقعا  اینطور باشد دیگر هیچ جای شکی در حقانیت  اسکندر نامه شاهنامه و به اروپا رفتن اسکانی ها باقی نخواهد گذاشت از ایران که سایت ها فیلتر بود الان از اینجا اقدام می کنم با یک دنیا سپاس از شما، پاینده باشید.

   پرسش مرتضی 1983:  درود بر خانم حامد گرامی ... در مورد واژه ی چینستان در بندهش , باید گفت که در خود زبان پهلوی نیز نام چین, سین بوده است. مثلا در متن پهلوی خسرو و ریدکی قبادان در دستنویس mk بند ۴۶ متن:

۴۶_  اما با زنجبیل چینی ( و ) هلیله پرورده هیچ انبه ( ای ) برابر نیست.

حال آوانویسی متن:

بی اباگ سنجیبیل ئی سینیگ هلیلگ ئی پروردگ ایچ امبگ پهیکار نیست.

پس سین در اصل همان چین است. هر چند در زند بهمن یشت در آوانویسی صادق هدایت واژه ی چینیگ به چشم میخورد, ولی سین و چین در اصل یکی هستند. لذا گمان نمی کنم به خاطر ایزد سین, به جنوب میانرودان چین استان بگویند. سین همان چین است ولی چین در زند بهمن یشت به نظر چین امروزی می آید و سین بندهش خوزستان است.  خوشحال میشوم نظرتان را با بنده در میان بگذارید . سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما ، شما دارید گفته های کتاب را تایید می کنید نظر من همان است که در کتاب است. "هرجا در تاریخ  ایران (تا زمان اشکانیان) نام چین یا چین استان آمده است منظور خوزستان است نه کشور چین امروزی." 

   پرسش  1984:  با درود،  در همین تالار پرسمان یکجا فرمودید اسکندر(احتمالا مقدونی) 36 سال پیش از کوروش بزرگ میزیسته و در جای دیگر گفتید 15 سال پیش از آن. بالاخره کدام یک از ایندو درست است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  روی کتاب مبداء نا معلوم داشتم که 36 سال قبل از کوروش را نشان می دهد. سه سال پیش روی همین وبلاگ نوشتم 36 سال پیش دو سال پیش نوشتم بین 36 تا 15 سال پیش الان زیج شهریاری را دقیقا حساب کردم مبداء من نیروسنه اوستا بخترنرسه است لذا اگر اینطور باشد حمله کهرم می شود حدود 15  سال قبل از کوروش کبیر. برای همه ان پاسخ های دیگر هم از لغت حدود استفاده کردم. شما بین 36 الی 15 قبل از کوروش کبیر را در نظر بگیرید به حساب من 15 سال حدود بگذارید تا بنده در مستند دقیقا خدمتتان بگویم چند سال  قبل از کوروش کبیر بود (تاریخ مکتوب شده بین اسکندر و الکساندر 226 سال اختلاف زمان دارد شما برای 15 سال دارید از من بهانه می گیرید؟ صبر بفرمایید تاریخ دقیق را بعد از حساب دقیق زیج شهریاری براییتان ارسال می کنم)

   ادامه پرسش:  دوم: همین اسکندر طبق کتیبه های بابلی در شهر پلا درسوریه فرمانروایی میکرده، مطابق منابع یونانی الکساندر هم در شهر Pella پایتخت آندروس در یونان بوده. دلیل شما بر اینکه این پلای بابلی همان Pella در یونان نیست چیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  اسکندر در سوریه نبوده !  کهرم  در سوریه بوده که قائدتا باید الکساندر مورخین یونانی باشد

 1.  چه ربطی به اسکندر تاریخ ما دارد که 226 سال بعد ظاهر می شود؟

 2.  من نباید چیزی ثابت کنم .  من ثابت کردم که اسکندر تاریخ ما ربطی به الکساندر مورخ یونانی ندارد و الکساندر مورخ یونانی هم از سوریه راه افتاده نه از یونان و مقدونیه چون متون بغازکوی نام پلا و پلائیت را در شمال سوریه نشان می دهند و رود اندروس هم در فرشا شمال سوریه است و سکه های الکساندر هم تنها به گویش شمال سوریه در سال 330 ق.م الکساندر خوانده می شود.

    شما الان باید سند بیاورید که قدمت نام پلا در کشور مقدونیه امروزی چقدر است (سند دست اول می خواهم  چون سند دست اول ارائه دادم) و از چه زمانی نام این سرزمین مقدونیه شده و از چه زمانی نام آن مکان پلا شده (از دوره بیزانس این هم جوابتان) اگر اسناد شما هم تاریخ 330 ق.م میلاد را نشان داد آنوقت تازه از من سوال کنید چرا این مقدونیه است و آن یکی نیست!

   ادامه پرسش:  حال اگر قبول کنیم که کی هروم اهل پلای سوریه بود پس الکساندر مقدونی Pella که بود و چه کرد و در چه تاریخی می زیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  الکساندر همان کی هروم است تنها با اسکندر تاریخ ما ربطی ندارد 226 سال اختلاف زمان کی هروم یعنی شاه سوریه یعنی الکساندر مورخین یونانی و اسکندر تاریخ ماست.

"اسکندر تاریخ ایران ، الکساندر یونانی نیست" هم عنوان کتاب  است. 

   نظر 1985:  سلام،  بنیادی مطالعاتی و تحقیقاتی در شرف تاسیس می باشد و در حال حاضر مشغول به بررسی دوران قاجار و تهیه رفرنسی بصورت مرجع جهت دانشگاهیان و غیر ایرانی و غیر می باشد. چنانچه مایل به همکاری می باشید بسیار ممنون خواهم شذ اطلاع فرمایید.

   پاسخ انوش راوید :  حضور برادر گرامی جناب آقای وحید شیخ احمد صفاری،  با احترام و درود و سپاس از توجه حضرتعالی،  گرامی خیلی علاقمند بودم که از نزدیک در کنار عزیزان بنیاد باشم، ولی من در روستای جل چلاسر زندگی می کنم،  و بیشتر اوقات نیز در مسافرت تاریخی دور دست هستم،  در هر صورت با کمال میل اینترنتی در خدمت خواهم بود،  جهت اطلاع برای علاقمندان مطالعه کننده این وبلاگ لینک شما را در زیر قرار می دهم،  مجدد سپاسگزارم.

پژوهشکده مطالعات و تحقیقات (پمتاک)   http://www.pmtk.blogfa.com

   نظر 1986:  با سلام خسته نباشید یک بار دیگر از خانم حامد تشکر میکنم بخاطر تهیه مستند تفسیر لوحه های بابلی. من تا حالا بارها دیدمش و هربار که می بینم خیلی لذت میبرم چون خانم حامد فوق العاده زیبا و مستدل و با صلابت صحبت میکنند. و لهجه فوق العاده ایشان بسیار قدرتمند است تشکر فراوان دارم از ایشان و از اقای راوید امیدوارم همیشه تندرست و پیروز و زنده باشید .....

   پاسخ پرنیان حامد:  باسلام از شما سپاسگزارم و با سپاس از آقای نوید صلح دوست برای تهیه این مستند، امید داریم توانسته باشیم خدمتی به کشورمان کرده باشیم،  پاینده باشید.

   پرسش 700:  روستای زرگران قزوین چرا به زبان رومیایی صحبت می کنند و به آنها رومی می گویند؟

   پاسخ انوش راوید:  درود،  زبان زرگری یا رومیایی و مردم روم،  همان روم شاهنامه است،  اسکندر رومی نیز از همین مردم بوده است،  که در آن زمان میترایی بودند،  رومیان در طول تاریخ از ایران به تمام جهان پخش شدند،  و کشور روم را بوجود آوردند،  و تمدن ایرانی را به روم بردند،  مشروح در استان های تاریخی ایران،  جهت اطلاع بیشتر،  لینک های مقاله را مطالعه نمایید،  و پرسش های خود را مطرح نمایید.  جهت اطلاع بیشتر از روستا،  در جستجوها بنویسید:  روستای زرگران قزوین.

      حکایت سعدی: .... از آنجا کاسه چینی بروم آرم ....،  منظور از چین کاشان است،  و روم همین روم در ایران است. http://arq.ir/111

   پرسش 701:  میشه یه آدرسی یه شماره از خودتون بدین که هرموقع مسیرم طرف شما افتاد باهاتون در تماس باشم مخصوصاً تو روستا و طبیعت گردی،  ممنون.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  بدین منظور با:

  1 ــ  گته گلی خانه بمدیریت خانم شهره اشتری،

  2 ــ  خونه گلی بمدیریت آقای فرزین ملکی،

   تماس بگیرید،  شماره تلفن و آدرس های آنها در اینترنت می باشد.

   پرسش 702:  سوالی دیگر داشتم میخاستم در مورد رشته باستان شناسی سیاسی بدونم ..ایا شما میدانید چیست و چه معانی دارد وچه کاری انجام میدهد؟ با تشکر از شما استاد گرامی.

   پاسخ انوش راوید:  در چند دهه اخیر رویکرد جدیدی در باستان‌شناسی به وجود آمده است‌،  که به عنوان باستان‌شناسی سیاسی مطرح است.  استفاده ابزاری از علوم مختلف‌ و خاصه باستان‌شناسی و تاریخ، ابزاری توجیهی در اختیار بسیاری از سیاست‌ مداران قرار داده است،  که با ارایه مدارک و بعضا خلق برخی مدارک،  به‌ اهداف خود دست یابند.  مانند سریال ما و فرا زمینی ها که تلویزیون فارسی زبان منوتو آنرا نشان می دهد،  در این سریال کتاب های مختلف باستان شناسی سیاسی،  که کاری بس تبهکارنه است را نشان می دهد.  جهت اطلاع بیشتر به کتاب باستان شناسی سیاسی یعقوب محمدی فر مراجعه نمایید،  دانلود رایگان آن در اینترنت وجود دارد.

   عکس جام زيبای دوران هخامنشی،  از طلاي 22 عيار با 14 سانتي‌متر ارتفاع و تصوير دو زن كه هر دو آنها تاجي به‌ شكل مار بر سر دارند،  و روي آن برجسته شده است.  به گفته كارشناسان موزه‌ بريتانيا و دانشگاه اكسفورد، اين جام متعلق به ابتدای سلسله هخامنشیان است،  عکس شماره 5239 از موزه مجازی ارگ.

   مهم:  انگلیسها درباره این جام مقداری پرت و پلا گفته اند،  که زیر تخت پدربزرگ جان‌ وبر بوده و...،  گوش تان به این دروغها نباشد،  این اشیا دزدی از ایران است و باید پس دهند.

 ارگ  http://arq.ir


برچسب‌ها: سکه اسکاندیناوی, پژوهشکده پمتاک, روستای زرگران, یعقوب محمدیفر, فرزین ملکی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 94

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس قلعه فومن،  عکس شماره 7221.

   پرسش 1979:  درود بر استاد گرامی انوش راوید لطفا بفرمایید من چگونه میتوانم اسامی روستاهها و شهرهای قدیمی ایران را بدست آورم؟

   پاسخ انوش راوید:  درود، تا آنجا که می دانم، در کتابخانه وزارت کشور و احتمالاً چند کتابخانه دولتی دیگر، کتاب یکصد هزار نام شهر و روستای ایران یا نام آبادی های ایران، من قصد داشتم تهیه و پی دی اف و منتشر کنم، که نشد،  امیدوارم علاقمندان اینکار را بکنند.

   نظر 1980:  خوارزم= خوار (در زبان مازندرانی بمعنی خوب است)+ رزم =جایی که میتوان رزم را در آن خوب انجام داد یا جایی که رزمگران خوب دارد.

   پاسخ پرنیان حامد:  نام باستانی ان  به پارسی Uvârazmîy  به اکدی  «هومَریزمَه» است.

   نظر 1981:  درود بانو پرنیان،  پستهای شما رو در تالار اسکندر و شاهنامه فردوسی در هم میهن خواندم ، بسیار عالی و بی نقص بود ... تشکر از شما برای زنده نگه داشتن فرهنگ غنی ایرانیان. از مدیر گروه شنیدم که از ادامه همکاری در آنجا خودداری میکنید، بسیار حیف است که ما را از داشته های خود محروم میکنید .... بزرگوار هر آنچه از تاریخ میدانستم کاملا در ذهن من به هم ریخته است، فقط از گفتارهای شما نتهای من بالغ بر 3000 خطی میشود که هنوز نتونستم مرتبشون کنم !!! تازه هنوز کتاب و تمام پستهای اسکندر رو هم کامل نخوانده ام ...

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما  گرامی من داشته های خود را از هیچکس دریغ نکرده و نمی کنم مسئله تهیه مستند لوحهای بابلی بود که شاهد آن هستید و این فرصتی برای سخن بر تالارها باقی نمی گذارد. بر هم میهن جز از اسکندر و شاهنامه فردوسی سه جستار دیگر در باب اسکندر و سکه ها و تاریخ ایران و... و یک جستار نیز در باب طوفان موجود است و من تا آنجا که توانستم اطلاعاتم را با مردم کشورم در میان گذاشته ام.  وبلاگ گفتمان نیز شامل پاسخگویی به سوالات و مقالات به مدت سه سال می باشد. اگر فرصتی باشد با کمال میل باز بر تالارها پاسخگو خواهم بود. آنچه از تاریخ می دانستیم با خواندن تاریخ ایران و مخصوصا شاهنامه فردوسی در ذهن من هم به هم ریخت و خوشبختانه در طول ده سال گذشته تک تک به هم ریختگی ها در حال اثبات شدن است اما شاید بهتر باشد شما اینگونه نت بر ندارید چرا که من هنوز خودم زنده هستم  و مشغول پیشرفت و تصحیح خودم می باشم. سه هزار خطی که محبت کردید و نت برداشتید و حال نمی دانید چگونه مرتب کنید (که تصور می کنم در کتاب خود مرتب شده است) مرتب کردنش برای خود من نیم ساعت بیشتر طول نمی کشد. این وقت گرانبهایتان را صرف پیشرفت کنید. سوالات و نقد های این سه هزار خط نتی  که برداشتید را بنویسید. آنچه در مدت سه سال گذشته سند مسلم یافت را در اختیارتان می گذارم آنچه دچار تردید است را کمک کنید سند بیابیم.  من هنوز خودم در میان شما هستم، دوباره کاری نکنید.
ادامه:  حال سوال:  1) من هرچه جستجو کردم در تاریخ همانند شاهنامه نامی از هخامنشیان نیافتم و هر آنچه راجب آن سلسله ای بود در انشان و زیگورات خلاصه شده بود، دلیل آن چیست؟  همانند آنچه گفته بودید در مورد پادشاهان انشان.

  پاسخ پرنیان حامد:  بر همان جستار سخنی در این باب پیش آمد فرضیه ای را بیان کردم که امروز برای من قابل اثبات است صبر داشته باشید اسناد آن در مستند اصلی اسکندر ارائه خواهد شد خاندان کوروش با نماد رستم ششصد ساله در شاهنامه مکتوب است.

http://forum.hammihan.com/thread52339-3.html

   تا صفحه 7 ادامه دارد و دوباره بر جستار اسکندر در تاریخ و ادبیات ادامه پیدا کرد، و بدانید   خشایارشا نوه کوروش است اما پسر داریوش هخامنشی. کوروش در لوحش اشاره ای به هخامنش ندارد. ... از پدرانش هم تنها با عنوان شاه انشان نام می برد نه شاه شاهان تنها خودش و پسرش شاه شاهان هستند و این موضوع توسط ساسانیان از میان رفته که دوباره شاهنامه به ان اشاره دارد و  .............. صبر داشته باشید مستند اسکندر ساخته شود.
   ادامه:  آیا این صفحه را مطالعه کرده اید؟  http://en.wikipedia.org/wiki/Sumerian_King_List
   پاسخ پرنیان حامد: مطابق با شجره لوحهای بابلی تنظیم شده است. در خود اصل ترجمه سالهای لوح به تفسیر مترجم است چه رسد به تفسیر بعدی ویکی پدیا بر روی آن. گرامی مراقب باشید ویکی پدیا ماخذ نیست شما هم فردا صبح می توانید هر آنچه دوست دارید بر ویکی پدیا مکتوب کنید، به شما پیشنهاد می کنم حال که وقت گرانقدرتان را صرف این کار می کنید، به جای رجوع به ویکی پدیا حداقل از   livius.org اصل ترجمه لوحها را برداشته بر روی آنها کار کنید که ماخذ شما برای جهان قابل قبول باشد.
   ادامه:  جمشید که نماد خاندان سومریان هست در کجای این شجره نامه قراردارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  جمشید نماد سومریانی است که از جیرفت = جی رفته شده در زمان طوفانی که جی را رفت و آن محل را تبدیل به کویر لوت (لوت یعنی جایی که به گل نشسته و دیگر حاصل خیز نیست) به سوی بیت النهرین رفتند.  سومریان اقوام کله پهنی هستند که با مردم بومی تفاوت داشتند و ناگهان از شرق یعنی فلات ایران در این محل ظاهر شدند (محبت کنید جستار طوفان را بر هم میهن مطالعه کنید    طوفان بر همین وبلاگ گفتمان هم کپی شده است)

http://forum.hammihan.com/thread74976-3.html

   ادامه:  در این شجره چرا آکدیان که نماد ضحاک مدت حکومتشان کمتر از مدت 1000 سال است.

   پاسخ پرنیان حامد:  حال توجه کنید پاسخ هر دو سوال شما در باب جمشید و ضحاک :

مطابق سندی که خودتان از ویکی پدیا ارسال کردید از سطر اول شروع کنیم: 

Alulim

 

8 sars (28,800 years)

Between 35th and 30th century BC

 
         
         

   8 سارس به چه سندی بیست و هشت هزار و هشتصد سال است؟ من که اصلا بی سواد و جوان این مترجم سالخورده پس از خواندن سخنان دیودور باز می نویسد بیست و هشت هزار و هشتصد سال،  مکافات از همین سطر اول شروع می شود مترجم مطابق معمول و به سیاست روز هر چه دوست داشته نوشته حساب، حساب مرغ و تخم مرغی است که به درد ما نمی خورد تاریخ ایران غنی تر است حساب آن دقیق است و با محاسبه زیج یزدگردی و اعدادی که داده شده است دقیقا بر سارس های لوحها منطبق خواهد شد وقت می خواهد من قرار بود فقط اسکندر را منطبق کنم که کردم و اسناد را برای مستند ارائه دادم دو زیج قبل را با ید محاسبه کنیم ( از پایین نه از بالا) و مطابق کنیم. تاریخ طوفان که برای آقای جمشید کیانی حساب کردم الان روی زیج شهریاری دقیقا  5160 سال پیش از امروز در آوردم. یا فرصت بدهید من حساب کنم دقیقا بنویسم کتاب کنم چاپ کنم (با وجود مستند اسکندر و دیگر امور با این روال حداقل دو سال وقت لازم دارم پاسخ شما را بدهم) یا اگر خیلی علاقمند هستید و فرصت دارید  بیایید به من کمک کنید من می گویم شما بنویسید مرتب کنید کتابش کنیم چاپ کنیم. (از ماه شهریور در تهران در خدمت شما خواهم بود) 

اینها هم بقیه مکافات های مترجمین لوحها. نگاه کنید پس از گذشت حدود  1700 سال به حساب اشتباهش  باز می نویسد حدود 2600 ق.م روی این تناقض وحشتناک من برای شما جمشید و ضحاک مشخص کنم؟ 

Dumuzid (Dumuzi)

"the fisherman whose city was Kuara."
("He captured
En-me-barage-si single-handed.")*

100 years

ca. 2600 BC

 

Gilgamesh

"whose father was a phantom (?), the lord of Kulaba"

126 years

ca. 2600 BC

 

و این

En-me-barage-si

"who made the land of Elam submit"

900 years

ca. 2600 BC

the earliest ruler on the List confirmed independently from epigraphical evidence

Aga of Kish

"the son of En-me-barage-si"

625 years

ca. 2600 BC

contemporary with Gilgamesh of Uruk, according to the Epic of Gilgamesh[6] Gilgameš and Aga Translation at ETCSL

این  شروع اصل لوح

Five cities; eight kings ruled for 385,200sic years.
Then
the Flood swept over.

After the Flood had swept over, and the kingship had descended from heaven, the kingship was in Kiš.
In Kiš, Gišur became king; he ruled for 1,200 years.

 

   مطابق محاسبه زیج شهریاری من عدد را 285 سال قبل از طوفان در آوردم   385،200  sic چه محاسبه ای است را تنها می توان از روی اعداد تاریخ ایران حساب کرد سپس گفته دیودور را باید حساب کنیم ببینیم مطابق می شود یا خیر و اگر نشد باید به حساب روز به جای سال حساب کنیم. و این "از بهشتی" که در اینجا نوشته دقیقا همان تمدن ارته است (جیرفت+ شهداد + شهرسوخته ) به آنجا بهشت می گفتند و .....

   یا صبر داشته باشید یا کمک کنید پاسخ شما کار یک ساعت نیست و از بالا هم نمی توانید جایگزین کنید از پایین زیج شهریاری یزدگردی باید جایگزین کنید و شجره های آثارالباقیه را وسط آن جایگزین کنید محاسبه صفحه 246  کتاب "اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست" صحیح است،این یکی دقیقا درست بود و علامت سوال آن دقیقا بخترشه زیج نیروسنه اوستا معروف به بختان نرسه بود مطابق لوح بابلی دقیقا جایگزین شد از همین جا باید تا طوفان محاسبه کنیم و بالا برویم. 

    ادامه:  4)The GUTIANS / [2]ˈ [3]ɡ [3]uː [3]t [3]i [3]ən [3]z [3]/ [2] (also
GUTEANS, GUTI, QUTI, QURTIE, QURTI, and KURDU[1] [4] )
در مورد این سلسله یا پادشاهی - آیا اینان کردها هستند ، همان کسانی که از دست ضحاک فراری داده شدن آیا اینگونه است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بله باید  حدودا اینگونه باشد تاریخی که داده برای من جالب بود. حدود 1000 بعد طوفان تاریخ زده است  approximately 2154 BC.  نمی دانم استناد تاریخش به کجاست باید بخوانم اما این حدودا همان است. سند جالبی بود با سپاس از شما

   ادامه:  تاریخ رو از شهر سوخته که فرموده بودید آغاز شاهنامه هست رو در حال برسسی کردن هستم سوال برایم زیاد است،  مثلا در مورد The Marhashi که قبل از شهر سوخته است و همچنین Shahdad in Kerman province, is located in the   oasis of Dasht-i Lut, on the edge of the Lut desert
بانو در بحثی فرموده بودید که شرق متمدن تر است شواهد و مدارک دال بر این حقیقت است، نمونه شهر سوخته، عمده مشکل در غرب وجود داشته است،  سپاس از شما و زحماتتان،

Links
[1]
http://en.wikipedia.org/wiki/Sumerian_King_List
[2]
http://en.wikipedia.org/wiki/Help:IPA_for_English
[3]
http://en.wikipedia.org/wiki/Help:IPA_for_English#Key
[4]
http://en.wikipedia.org/wiki/Guti_%28Mesopotamia%29#cite_note-Encyclopedia_of_the_Peoples_of_Africa_and_the_Middle_East-1

   پاسخ پرنیان حامد:  هر سه یک تمدن است (شهر سوخته + شهداد + جیرفت) احتمالا سیلک کاشان هم قسمت شمالی همین تمدن است (این می شود چهارپادشاهی  روی لوح نوشته پنج پادشاهی پنجمی را باید پیدا کنیم ) بر اثر فاجعه شروع به حرکت از هر طرف کرده اند این احتمالا همان کوچ اریایی ها است که از این مکان در جهان شروع می شود و ان را از ما پنهان کردند و حال که اسناد جیرفت و...به دست امد فورا فرضیه "اریایی ها از کرات دیگر اسمانی در قطب شمال فرود امدند " را مطرح کرده اند . سیاست واقعا چیز کثیفی است . باید ان را ثابت کنیم ، باید زیج ها را مکتوب کنیم کتاب و مستند و .... کنیم و بدون هیچ امید کمک یا حمایتی تنها تا انجا که قادریم در این کشور پخش کنیم و امیدمان به نسل های اینده باشد تا شاید در زمانی بهتر که سیاست قالبی بر تمدن  این کشور نباشد بتوانند با رجوع به انها تمدن ایران را بازسازی کنند . شرق شروع تمدن کل جهان است . اما بازبه مرور زمان  توجه کنید . پنج هزار سال پیش اگر مرکز تمدن جیرفت و شهداد و ... است  سه هزار سال پیش که در تاریخ نام  مثلا رستم می اید دیگر به سیستان و بلوچستان امروزی ربطی ندارد مهاجرت کردند  دوهزار سال هم گذشته است برای پیدا کردن مکان حادثه مکتوب در تاریخ باید  مراقب گذشت زمان روی تاریخ باشید .  پاینده باشید

  کلیک کنید:  طوفان بزرگ در ایران

کلیک کنید:  تماس و نظر


برچسب‌ها: خوار خوارزم, جمشید ضحاک, سومر جیرفت
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم تیر 1393 توسط انوش راوید

 پرسش و پاسخ ویژه 93

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1965:   استاد دوباره وقت شمارو میگیرم ..استاد امکانش وجود داره برای شما یا استاد حامد که خودتون شخصا اقدام به دفاع از وب خودتون کنید تو یه دانشگاهی جایی بصورت افتخاری و یا چطور بگم! بصورت سوری مثلن دارید تحصیلات و ادامه میدید برای دکترین و .. و سر آخر پایان نامتون ، وب و مطالب وب و رو کنید!! تصور کنید چه آبرویی از استادان مدعیه تاریخ! ایران میشه و بازتابش برای یک استارت و پرتاب به سمت روشنگری چقدر بزرگ و خوبه !!! اگر بشه البته ..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ، برای من امکان ان  از ماه شهریور به بعد هست . اساتید مدعی تاریخ وقت معین کنند بارها تکرار کردم  من پاسخ گوی سخنانم در باب اسکندر با سند مدرک در هر جلسه و انجمن که بفرمایید هستم .

   ادامه نظر:  من یک خیاط هستم و کارم و هم خوب بلدم اگر تو این راه برای دوخت و دوز لباس های ایران باستان به خیاط و طراح نیاز شد من افتخار میکنم ک کمکی از دستم برای کشورم بتونم انجام بدم. با سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بزرگوار که کمکتان را از ما دریغ نکردید من از شما یک دنیا سپاسگزارم اگر لازم شد حتما با شما تماس می گیریم.

   نظر 1966:   درود و خسته نباشید ، استاد تا جایی ک شمارو میشناسم و راجبتون خوندم ، عشق وطن در خون شما ریشه داره و به زمان دور از خون پدربزرگتون میرسه .. و استاد حامد هم که یک دهه از عمرشون رو صرف تحقیق و بررسی تاریخ این کشور کردند و بدون شک ، آنهایی که بیشتر میفهمند! دردشان بیشتر است. استاد راوید شما گفتید ک وبلاگ و مطالبش قابل دفاع است، که بدون شک هم هست چرا این گنج بزرگ تاریخی که شما استادان بی ادعا و با غیرت کشف میکنید. و سند هم داره رو در دانشگاه های کوفتی این کشور، غارت شده مطرح نمیکنید ، که این اساتید بیخرد دانش! گاه هامون مخ آکبندشون و به کار بندازن!! استاد منظورم کم کاری شما نیست میدوو نیم ک سخنرانی و ... انجام دادید در دانشگاه و .. اما جوانهای دانشجوی تاریخ و حتی جغرافیا تاریخی میتونن ازین مطالب ارزشمند به عنوان پایان نامه استفاده کنند. آیا امکانش هست یا نه؟ به نظر من ک میشه به خدا من اگه دانشجو بودم انجام میدادم. حیف که جوونا هم راه استادای! دانش! گاه هامون و پیش گرفتن و طوطی وار پیش میرن پیشنهادم اینه حداقل، نام جدیدی برای دانشگاه! هامون انتخاب کنیم چند تا واژه ک بفکرم میرسه رو میگم شما هم کمک کنید. ممنون

"حفظش کن گاه ! جزوه گاه ! تقلید گاه ! آکبند گاه .."

  با احترام و تقدیر از تمام استادان راستین راه دانش و خصوصا کسانی که درد وطن در دل دارند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در حال ارائه شدن است هیچ کوتاهی نکردیم  اما گویی راضی کردن  اساتیدی که عمری را در حال نوشتن و تحقیق در باب پرت و پلا گذرانده اند چندان کار آسانی نیست و تنها با ارائه مدارک و اسناد هر چند دندان شکن این کار به دلائل شخصی این افراد  شدنی نیست (البته منصف باشیم شخصی که 50 سال است در باب الکساندر مقدونی و حمله او در ایران 40 جلد کتاب دارد چگونه الان این 40 جلد کتاب را بسوزاند و با 50 سال زحمتش خداحافظی کند ؟)

    پاسخ یکی از نامی ترین اساتید کشورتان پس از ارائه مدارک به ایشان به بنده به جای هر سخن علمی و یا  ارائه هر گونه توضیح و سند در رد اسناد من این بود:  "من این را همان الکساندر مقدونی می بینم" انگار که ایشان شخصا شاهد ورود الکساندر در حال چرخاندن شمشیرش به ایران بودند. می فرمایید من با این اساتید چه کار کنم؟

   امید تنها به همان دانشجویان امروزی و اساتید آینده این کشور است که متاسفانه  نوشتن هر گونه پایان نامه برای این عزیزان در این باب در این لحظه نیز  گویا غیر ممکن است. بانویی گرامی کتاب را از شخص من گرفت و برای ارائه پایان نامه به دانشگاه برد. استاد ایشان اجازه ندادند. پایان نامه ای نوشته نشد اما این بانوی گرامی که استاد آینده این کشور است این صحنه را فراموش نخواهد کرد.

   آنچه در این کشور مطرح شد نیاز به زمان دارد زدودن دروغی که دوهزار سال است گقته شده است یکروزه امکان پذیر نیست نیاز به نسل ها دارد،  همین اندازه که من افتخار این را داشتم که در عمر کوتاهم عکس العمل افرادی چون شما را با چشمان خودم دیدم برای من بزرگترین سربلندی است پیش کسوتان من حتی این را هم ندیدند.  با قدرت تمام ادامه خواهیم داد. اشتباهاتمان را خودمان تصحیح خواهیم کرد و برای نسل های آینده به یادگار خواهیم گذاشت باشد که آنها راه مان را ادامه دهند به امید سربلندی ایرانمان پاینده باشید و صبور. 

   نظر 1967:   درود. در جستار اسکندر ایرانی در هم میهن ؛ شخص با نام ساسان همچین چیزی نوشته:

من در نروژ زندگی میکنم چند سال پیش در یک روزنامه نروژی خواندم که در سوئد در عمق یک متری زمین سکه های ایرانی مربوط به پیش از اسلام کشف شد مقدار این سکه هام بسیار زیاد بود و مدفون بودنش در عمق زمین نشان از آن دارد که در همان زمان به این منطقه آمده این مطلب شاید گواهی باشد بردرستی آنچه خانم پرنیان میگویند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و ایشان . اگر ممکن است از ایشان بپرسد چند سال پیش این مقاله را خوانده اند؟ یک سری سکه اسکاندیناوی در مقاله ای که من خوانده بودم را به زمان ساسانیان نسبت دادند. اگر ممکن است از ایشان بپرسید سکه ها الان در کدام موزه است. من از آلمان پیگیری کنم. اگر یک عکس از آن ببینیم شاید خودمان تشخیص بدهیم ساسانی است یا اشکانی. (اگر ممکن است پاسخ را با ایمیل برای من ارسال کنید ببخشید من در این لحظه فرصت ندارم مستقیم در هم میهن با ایشان صحبت کنم. در بازگشت از ایشان تشکر خواهم کرد) با سپاس از شما.

   نظر 1968:   درود... درباره رود تاناایس , مورخین مانند آریان نوشته اند که الکساندر در نزدیکی مرکند, شخصی عالی رتبه به نزد سکاهای اروپایی میفرستد و با خانواده های سکاهای اروپایی دیدار میکند.پس با این توضیح این رود نمیتونه سیحون باشد زیرا فاصله بین افغانستان و محل زندگی سکاهای اروپایی بسیار زیاد است!

   در مورد ماساژت هم باید گفت که این مکان همان مسخط در گرجستان است و نامش در کتیبه های ساسانی ماسیکیت است و در یک کتیبه آرامی مکشوفه در گرجستان که متعلق به اشکانیان است, این نام بصورت میسکیت آمده که نام مسخط و یا ماساژت است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما . همه مورخین یونانی این رود را مرز اروپا می دانند. افغانستان هیچگونه نمی تواند مرز اروپا شود و این پایان جریان به افغانستان و هند رفتن الکساندر در تاریخ است. هیچ مورخی چنین چیزی را تایید نکرده. هند و افغانستان را به کلی فراموش کنید تا حساب بقیه به اصطلاح مدارک و سند  مفسرین تاریخ را هم برایتان یکسره کنم. آنوقت بشینیم ببینیم این الکساندر که از سوریه راه افتاده و نه مقدونیه واقعا تا کجا توانسته برود و آیا این  همان اسکندر مکتوب تاریخ ما هست یا نیست.

هرودوت نوشته اول ماساژت ها بودند سپس سکاها سپس مادها این می شود گرجستان، کردستان، همدان. مراقب باشد ماساژت ها قومی ماهیگیر بودند نمی دانم محلی که شما می گویید کنار دریا هست یا خیر هرجا که هست ، باید کنار دریا باشد. پاینده باشید.  

   نظر 1969:  با درود... در باب سلوکوس بنده دیگر چیزی نمیگم چون هر چی بگم شما میگید مزخرف است. اما مبدا سلوکی در میان اشکانیان به هر دلیل استفاده میشد مانند بنچاق اورامان. ویسپور به معنی شاهزاده است و ربطی به سلوکوس ندارد و انتیخوس هم انتی اکسوس! نمیتواند شود ...  البته در تاریخ هم امده انتیوخوس سوم واسه بی احترامی معبد شوش او را کشتند که لوح بابلی هم تایید میکند ... اینکه او متولد شوش باشد نشانگر تصرف مصر و بین النهرین توسط یونانیان است .... البته یونی ها طبق گفته های مورخان عهد عباسی, از بابل به غرب رفته اند...

   نکته آخر اینکه هوسرو که همان خسرو باشد, در متون پهلوی در آوانویسی husrawنوشته میشود و هوسر + وه ! نیست که آنرا به کیسر وهرود تفسیر کنید.  البته لقب کیسر در کتیبه ای کوشانی, کیسره نوشته شده و شاه کوشانی خود را دیوه پوترا کیسره خوانده است. کیسر لقبی ایرانیست.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . لابد سند دارم که می گوییم مزخرفه تا ابد هم بگویید  تکرار خواهم کرد مزخرف است. این لوح را به دقت نگاه کنید :

1’ [9 cm, max. 24 signs mA-r]i-is-ki-la-mu u lú ERÍN.MEŠ mAn-ti-gu-nu-su a-n[a .. .. .. .. .. .. .. .. ..]

[(max. 24 signs) A]rchelaus and the troops of Antigonus to [.. .. .. .. .. .. .. .. ..]

2’ [4.5 cm = ca. 12 signs] ITI NE UD /25\.[KAM .. .. ..]x-šú @al-tum ina IGI ERÍN.MEŠ mSi-lu-uk-ku [.....]

[ca. 12 signs)] Month Âbu, day 25 (= 10 Aug. 309) [……. did] battle with the troops of Seleucus [(……)]

به من بگویید:  اریشکیلامو = mA-r]i-is-ki اریشک  i-la-m ایلام+  uکه در زبان اکدی نشانه مکان است چرا باید ارشه لائوس ترجمه شود؟‌ کجای تاریخ نوشته اسم اصلی ارشلائوس ارشک ایلامی بود؟

اصلا به لوح کاری نداشته باشم هم: تاریخ ارشک اشکانی که با محاسبه خود اروپا 303 ق.م در می آید را چرا 245 ق.م می نویسند؟  این ارشک که در زمان سلوکس شماست مبداء تاریخ اشکانی نیست سلوکس مبداء است؟ عجب!

   تاریخ بلعمی صفحه 652 را باز کنید ببینم ... اخوس دمتریوس نام یک نفر است یا می تواند  لقب هر شخص لا مذهبی در تاریخ باشد؟ (خدا را شکر هر جا هر سندی خواستیم شکستنش و زدگی و... دارد زدگی باید آنتی باشد زیاد هم تفاوتی ندارد باقیمانده آن کافی است)

عکس شماره 6627

   اخوس و دمتریوس می تواند لقب هر شخصی باشد که به این ایین است. مثل مهر + دات یعنی قانون مهر همه مهرداد ها که یک آدم  نیستند،  هستند؟  یونانی ها هم به این آیین لامذهبی  بودند ایرانی و عرب ترک هم می توانستند باشد و انتی اخوس باشند. هر انتی اخوسی که یونانی نیست!

    حالا  بفرمایید به من بگویید زیر یک مجسمه که اصلا به زبان یونانی نیست نوشته همان  ... اخوس و اول  سلوکس آن "و" دارد! یعنی اسم اول هم سلوکس نیست متاسفانه، این هر لامذهبی می تواند باشد! و شما اصرار دارید یک کتیبه به زبان سامی وآرامی که یک حرف یونانی روی آن نیست را بگویم سند ورود "و+سلوکس" به خوزستان است.؟ مجسمه را چرا کندند بردند؟ تاریخ بلعمی را چرا دستکاری کردند عجیب است!

   4 ذبیح بهروز نوشته  مبداء ‌تاریخی با نام سلوکس قبلا موجود نبوده و این تاریخ از زمان مغول به نام سلوکی ثبت شده است (برای اینکه تاریخ ارشکی است نه سلوکی هرچی من به شما می گوییم گوش نمی کنید!)

 5. آنتی اخوس هم دقیقا با لهجه دیگر می شود آنتی اکسوس،  خ در یونانی و فارسی = ک س به لاتین (این هم نتیجه قضاوت عجولانه شما)

  6. من فقط یک اخوس  می شناسم که متولد شوش است و او هم اردشیر سوم هخامنشی است. نسبت دادن و قاطی کردن تاریخ کار آسونی است. بنده هم الان می گویم این مربی تیم ملی فوتبال که اسمش کوروش (کی + رش) است. ایرانی است و متولد پازارگاد است. نمیشه که هر گردی که گردو نیست آن هم با بازی با یک لقب مذهبی مثل اخوس که همه اخوس می توانند باشند چرا آن اخوس متولد شوش اردشیر نباشد که یک یونانی باشد که مادرش به گفته خودشان در پنتوس بوده پدرش از سوریه رفته پنتوس خواستگاری بچه را در شوش زاییده اند؟ فرض بر اینکه پدرش برای جنگ از سوریه (اینها که البته می گویند مقدونیه)  راه افتاده آمده برای جنگ به شوش زن 9 ماه حامله را گذاشته روی اسب از مقدونیه آورده وسط میدان جنگ! ترا به خدا یک کمی فکر کنید اخر این می شود سند سلوکیان در ایران!

  7. و نتیجه گیری عجولانه آخر شما: کتاب بنده صفحه 81 خط 13 چی نوشته ؟ در اوستا نه به زبان هردمی پهلوی که هر جور دوست داشته باشید خوانده می شود!

   نام او در اوستا هئوسروه  haosravah  است آقای پورداود نوشتند که معرب آن کیسر است نمی دانم منظورشان از معرب چیست چون معرب آن قیصر است بماند و این همان کیا+ کیسر هرودوت و همان هوخشتریه ماست که نینوا را فتح کرد توران= آشور است و هو + سر + وه رابنده به فاتح وه رود تفسیر می کنم شما هم اول کتاب بنده صفحه 81 خط 13 را باز کنید درست نگاه کنید  بعد هم اوستا را باز بفرمایید نگاه کنید. با سپاس

   پرسش 1970:  میتوانید راهنمایی کنید چرا گشتاسپ زمان زرتشت با پدر داریوش یکی نیست؟ لطفا در مورد زمان پادشاهی کوروش راهنمایی کنید. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام گشتاسپ زمان زردشت  در همه متون پادشاه معرفی شده است حال آنکه در همه کتیبه های شجره های هخامنشی ویشتاسپ لقب شاهی ندارد (یک مرد نوشتند)

این کتیبه اردشیر سوم:

The great king Artaxerxes, the king of kings, the king of countries, the king of this earth, says: I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid.

این کتیبه اردشیر دوم:

Artaxerxes, the great king, the king of kings, the king of all nations, the king of this world, the son of king Darius [II Nothus], Darius the son of king Artaxerxes [I Makrocheir], Artaxerxes the son of king Xerxes, Xerxes the son of king Darius, Darius the son of Hystaspes, the Achaemenid,

همه  king دارند  هیستاسپ ندارد.

این هم کتیبه خود داریوش اول:

(1) I am Darius, the great king, king of kings, the king of Persia, the king of countries, the son of Hystaspes, the grandson of Arsames, the Achaemenid.

نظر 1971:  ذوالقرنین= دارنده دو شاخ (اشاره به گرز گاوسر فریدون)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ذوالقرنین یعنی فاتح دو قرن = شرق و غرب . در تاریخ ایران فریدون، کی خسرو = هوخشتره، کوروش کبیر و اسکندر همه فاتحان شرق و غرب بودند. (در کتاب مکتوب است). ذوالقرنین قرآن یکی از آنهاست و نظر شما نیز درست است.

   نظر و پرسش 1972: سلام خانم حامد. از مطالب علمی و دقیق شما و اطلاعات فوق العاده بالای شما واقعا شگفت زده شدم. مدت زیادیه که برای یک پژوهش تاریخی در جستجوی مطالبی پیرامون تاریخ اشکانیان هستم اما متاسفانه در این دوره اطلاعات بسیار کمتری موجود است. می خواستم بدونم آیا می تونم هر زمان که پرسشی برام پیش اومد از شما بپرسم؟

   به عنوان نخستین سوال می خوام بدونم آیا ارگانهای اداری پارتیان داخل کوشک سلطنتی قرار داشته است و یا خارج از آن؟ و آیا همسران پادشاه در کاخ های جداگانه زندگی می کرده اند؟ اگر چنین است آیا ملکه نیر وضعیتی مشابه سایر همسران را داشته است؟ ممنون می شوم اگر پاسخ را به ایمیل من ارسال کنید. به علت ازدحام مطالب وبلاگتون برام خیلی سخته که پاسخ سوالم را پیدا کنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام همانگونه که خودتان گفتید اطلاعات در باب دوران اشکانی بسیار کم است

تصور می کنم ما به اشتباه این دوران را اشکانیان که فقط یک خاندان این ایلخانی (ملوک الطوایفی) است می نامیم. در این زمان در ایران اولین جمهوری جهان بنیانگذاری شده است. تاریخ ما از 90 الی 120 خاندان  یاد می کند و پادشاه از میان کلیه این اقوام توسط مجلس مهستان انتخاب می شده است به همین علت فردوسی به کوتاه بودن شاخ و بیخ اشاره می کند و شاهان را با نژاد های مختلف نام می برد. پارتها، پرنی ها، اشک ها، اشکهای ارمنستان، ارشی ها. رومیان رومیه مدائن، سورن های بغداد  و ..... تصور من بر این است که ما به اشتباه دنبال یک خاندان و سلسله شاهی هستیم و این باعث دگرگونی این برهه تاریخی می شود. به هر تقدیر از آنجا که پادشاه توسط مجلس مهستان مشخص می شده است و تاج را خاندان سورن بر سر شاه می گذاشتند لذا ارگانهای اداری در این زمان در مجلس بوده است نه در کوشک در باب زنان آنها هیچ نمی دانم. زنان هخامنشیان در کاخ اصلی ولی کاخ های کوچک جدا جدا بودند حتی ملکه هم کاخ جدا داشته است شاهان ملوک الطوایف را نمی دانم چگونه بوده است.

   نظر 1973:  درودی دگربار بر خانم پرنیان حامد. بنده جستاری در همین باره نوشتهام که امیدوارم سودمند افتد. خشنود خواهم شد آن را ببینید :

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=129770

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  از شما سپاسگزارم از تک تک محبت های شما از لحظه اول که اشاره به دستخوردگی فردوسی در بیت هفت هزار سال کردید و این یادگار را تا ابد برای من باقی گذاشتید و گوشزد شما باعث شد از این پس به دستخوردگی های ابیات فردوسی نیز توجه داشته باشم، تا آن مقاله زیبای شما در باب اسکندر در هم میهن و امروز این محبت شما و تنها می توانم بگویم سپاسگزارم، سربلند باشید گرامی.

   پرسش 1974:  درود بر سرکار خانم پرنیان حامد. آیا قصد ارائهی مستند دیگری را نیز دارید؟ این مستند چه زمان آماده خواهد شد؟ سپاس از تلاشهای شما.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله اما مستند بعدی کوتاه نخواهد بود مستندی جامع در باب اسکندر حدود دو ساعت خواهد بود مگر آنکه باز مجبور شویم اسناد کوتاه ارائه بدهیم. در باره مستند اسکندر با آقای صلح دوست صحبت کنید. من تمام سعی خودم را در ارائه هرچه سریعتر اسناد خواهم کرد. شماره تماس ایشان بر فراخوان صفحه اول هست. اگر هر پیشنهاد، انتقاد، کمک ..... دارید با ایشان تماس بگیرید  با سپاس.   

  پرسش 1975:  ایلیاسین= بالاترین سین (=شاه)، سین بلند مرتبه= افریدون. به نظر شما امکان دارد این دو مرد تاریخ در واقع یکی باشند. در تاریخ آمده که فریدون و خضر(ع) پسر خاله بودند و آمده که در جنگ فریدون و آژی دهاک بزرگمردی سحر و جادوی اژی دهاک را باطل میکرد که ممکن است خضر(ع) بوده باشد. از طرفی در عراق امروزی در نزدیکی شهر دهوک منطقه خضرالیاس وجود دارد. فریدون= فرا (بالا)+ دون (تون=تین=ثین=سین، این دگرگونی ها در گویشهای مختلف یافت میشود)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تفسیر جالبی است بر وبلاگ باز خواهد شد تنها مشکل "این دو مرد" شماست این مردانی که شما می گویید یکی 500 ساله است دیگری 1000 ساله دیگری .... شما این نامها را  نماد سلسله حساب کنید محل آنان در همان حوالی عراق است چرا که ضحاک در بابل بوده است و شما نام دهوک را در کنار خضرالیاس در سینی که همان خوزستان است یافتید تنها دو مرد را فراموش کنید نماد سلسله های مختلف بگیرید (شاهان سلسله اشکانی هم همه اشک هستند این کار در ایران روال بوده است).

   پرسش 1976:  سلام تا پاسخ پرسش های تاریخی+ دینی رو ندید فکر نکنم زیاد بشه پرسید چون نصف پرسش های من تاریخی دینه تا فقط تاریخی برای این چه باید بکنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نمی دانم چه کار باید بکنید من تا آنجا که در صلاحیتم باشد جواب می دهم بقیه را باید بروید نزد مجتهد این  کار کار من نیست ببخشید.

   نظر و پرسش 1977:  باسلام و درود. من یک نظر و ده ها پرسش دارم که به مرور آنها را مطرح میکنم. شما در چند مقاله فرمودید که به صرف اینکه یک اروپایی تاریخ ما را نگاشته نباید آن را پذیرفت. راستش وقتی یک ایرانی برای اثبات سخنش میگوید فلان شخصیت اروپایی این را گفته و همه بیچون و چرا آن را میپزیرند بی آنکه نام این شخص را پیشتر شنیده باشند خونم بجوش میاید. من خودم سالهای درازیست در اروپا زندگی میکنم و اروپاییان را خوب میناسم. اینها در تکبر خودخواهی قابل وصف نیستند و سر سوزنی صداقت ندارند هنگامی که به آنها بیگویید  بوعلی یا فارابی چنین گفت با یک چشم غره میگویند برو بابا اینها دیگر چه خری هستند. تحقیر و اهانت به شرق را حتی به فیلم هایشان کشانده اند. در همین فیلم اسکندر هنگام فتح بابل اسکندر چنین میگوید: ایرانیان یک مشت بیسواد اند که کثافت میخورند و می اشامند و ما آنها را باید آموزش دهیم..... حال ما هر گاه نام این سردار را میبریم برای عرض احترام می گوییم اسکندر کبیر. من مطمئنم لجاجت این دسته افراد با شما از همین حیث بیگانه پرستی است و نه بیان حقیقت. نمیفهم چطور یک بیگانه پرست خود را میهن پرست هم میداند؟

   به هر روی. شما گفتید در بابل نام سه اسکندر هست که دو تا پدر و پسر بودند و یکی هم شاه منطقه ای بنام پالا در سوریه. پرسشم اینه که چطور ممکن بود در قلمروی شاهان هخامنشی شاهان دیگری هم سر در بیاورند و قدرت بگیرند و هخامنشیان از آن بی خبر باشند؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مطابق اسناد تاریخ ما

 یک کهرم= کی هروم = شاه سوریه می شناسم که از شمال سوریه محلی که قوم پالایت در آن زندگی می کردند و نام پایتختشان پلا بوده به ایران حمله کرده قصر شاه را سوزانده دختران شاه را به اسارت برده که باید همان الکساندر مورخین یونانی باشد چون سخنان و واقعه ها و .... مطابقت کامل دارد نمونه اسناد این مطابقت در کتاب موجود است. زمان او حدود 15 سال قبل از کوروش کبیر است.

   یک اسکندر می شناسم که مطابق گفته صریح همه تاریخهای ما جانشین او اشک پسر دارا و مطابق گفته واضح طبری،  طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

    سال 65 قبل از میلاد است این دو شخصیتی است که مفسر برداشته با هم قاطی کرده برای خودش یک موجود افسانه ای ساخته است و هیچکدام از این دو وسط  دوره قدرت هخامنشی نبودند.

   پرسش 1978:  سلام اقای راوید پاسارگاد به چه معنی است وچه ریشه ای دارد؟؟ موفق باشید

پاسخ انوش راوید:  پاسارگاد = پارسا گراد = شهر یا قلعه پارسها

گراد = گورد = گرد = کرد = محیط، محوطه، شهر، قلعه

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پارس کد که در حقیقت همان پارس کرد است اصطلاحی آشنا چون جم کرد به معنی ساخته شده توسط جم و یا پارس ها است. 

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم تیر 1393 توسط انوش راوید

نظر و پرسش درباره مستند

    عزیزانی درباره مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر،  نظر نوشتند،  که در زیر نظر تنی چند از این گرامیان را می نویسم.

      سارا باستانی، کوروش ایرانی، انجمن تاریخ ایران، و تعداد بسیار زیادی علاقمندان به تاریخ و حقایق تاریخ ایران از فیسبوک و یوتوب درباره مستند نظر کوتاه ماندد خیلی خوب بود نوشتند،  و لایک زدند و سپاس گفتند.

Arash Moradiــ  با درود خدمت جناب راوید. مستند را دیدم بسیار مستدل و حرفه ای صحبت شده بود واقعا جای اینگونه مستندها در ایران کم است در پایان جناب راوید چگونه می شود کتاب خانم حامد را تهیه کرد من با موسسه گسترش تماس گرفتم ولی کسی گوشی را بر نداشت شاید هم من در موقع مناسبی تماس نگرفته بودم. با سپاس فراوان از اساتید گرامی

پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

اردوان بیات ــ جناب انوش راوید من دو سه روز پیش فیلم رو دیدم خیلی از دید درونمایه و دانش تاریخ زیبا و پر بود ، کاش اونهایی که باید ببینند گذرشون به تارنمای گفتمان بیافته. به امید روزی که دروغ ها زدوده شوند و همه بپذیرند...

جمشید کیانی ــ  درود و سپاس خیلی عالی بود به اشتراک گذاشتم امیدوارم ادامه داشته باشد.

مجتبی صادقی ــ درود انوش عزیز عالی ست اشتراک گذاشتم.

Mahtabe Naseriــ  خيلي جالب بود. با اجازه اشتراك گذاشتم.

محمد انصاری ــ  سلام و تشکر از بابت مطالب تحقیقی و نو آورانه.

مسعود ــ سلام تشکر میکنم از بانو حامد و نوید صلح دوست. ویدیوی الکساندر را دیدم و کمک خوبی است به بنده . ولی چرا گزیده این ویدیو را گذاشتید .مگر کاملش چه مشکلی دارد... ممنون. تشکر فراوان.

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از تک تک شما علت کوتاه کردن گزارش " گزیده" این بود که بتوانند آن را به راحتی  بر خطوط اینترنت بگذارند و شما با این وضع اینترنت بتوانید آن را راحت دانلود کنید

 پیـــــرمرد ــ  شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است.

پاسخ پرنیان حامد:  با کشتی شکسته ای سعی بر کشف چند سر کوچک در کنار همین ساحل داریم امیدارم کشتی مان را غرق نکنند.

 مهررای ساغشکی ــ  سلام؛

 * چون چرخ بکام يک خردمند نگشت <><> خواهی تو فلک هفت شمُر خواهی هشت *

 *چون بايد مرد و آرزوها همه هِشت <><> چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت * خیام

   پاسخ انوش راوید:  در هر صورت علم بر جهل پیروز است.

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  آن خیام بزگوار که روحش شاد باد ، گفت تا شاید مردم خردمند شوند و چرخ را به کام خردمند کنند که نشدند و آرزوهایش هِشت و طعمه مور و گرگ شد . پیش کسوتان ما همه گفتند و خردمند نشدیم آرزوهاشان هِشت و طعمه مور و گرگ شدند . ما هم می گوییم  طعمه مور و گرگ هم خواهیم شد.  حرکت کنید خردمند شوید حداقل آرزوی دیدن خردمند شدن مردم ایران را به گور نبریم

arewr666‏ــ  با سپاس. بهتر است کلیپ به زبان انگلیسی ترجمه شود تا مخاتب جهانی داشته باشد و به جای نام اسکندر کبیر از اسکندر مقدونه استفاده شود

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  مستند به زودی به زبان انگلیسی بروی همان صفحه  یوتیوب و در کنار کلیپ فارسی قرار خواهد گرفت . در هیچ جای این مستند از نام اسکندر استفاده نشده است چرا که تصور بر این است که اسکندر تاریخ ما با الکساندر دو شخصیت جداگانه تاریخ هستند بدین سبب در مستند تنها از نام الکساندر در بعضی جا ها الکساندرمورخین یونانی و  دقیقه 15:36 از الکساندر مقدنی استفاده شده است. تنها دقیقه 14 از نام الکساندر کبیر استفاده شده است که در حقیقت بیشتر جنبه تمسخر دارد چرا که الکساندر منهای دو ساله صغیر نشده را کبیر خوانده اند! با سپاس از شما در ترجمه انگلیسی لغت کبیر را وارد نخواهیم کرد با وجود آنکه تبدیل ترجمه ان لغت ماکنوسی می شود که به معنی مغ است و خود سندی بر قاطی کردن شخصیت ها توسط مورخین یونانی خواهد بود، از همان لغت  الکساندر خالی استفاده خواهیم کرد. پاینده باشید   

   افشار:  درود. خانم حامد بابت اختلافاتی که در گذشته پیش آمده معذرت می خواهم. اما چندی پیش وقتی داشتم کتاب آریان رو می خوندم (کتاب 3،فصل 10،بند 4) در مورد تاناایس آمده که: خارجی ها چنانکه آریستوبول نوشته این رود را ارکسانت می نامند و آن غیر از تاناایسی است که هرودوت از آن سخن می راند. پیرنیا هم معتقد است این رود همان رود سیحون است. لذا از این جا معلوم می شود اقوام اطراف تاناایس همگی متعلق به شمال شرق بوده اند. البته در مورد اینکه هرودوت می گوید ماساژت ها اطراف ارس بوده اند، بایست جواب داد چند خط بعد تر(بند 204) اشاره می شود که ماساژت ها در طرف شرقی خزر واقع اند. با تشکر.

پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،شما اشاره می کنید به هم آنچه من اشاره می کنم این متن ها را باید در فیلم می گذاشتیم این مهم است به هر تقدیر بر  وبلاگ در خدمت  شما هستم.  این متنی که شما می گویید:

 It must be a different Tanais from that

of which Herodotus the historian speaks, saying that it

is the eighth of the Scythian rivers, that it flows out

of a great lake in which it originates, and discharges

itself into a still larger lake, called the Maeotis.* There

are some who make this Tanais the boundary of Europe and Asia, saying that the Palus Maeotis> issuing from the

furthest recess of the Euxine^ Sea, and this river Tanais,

which discharges itself into the Maeotis, separate Asia and

Europe, ^ just in the same way as the sea near Gadeira

and the Nomad Libyans opposite Gadeira separates

Libya and Europe.^ Libya also is said by these men

to be divided from the rest of Asia by the river Nile.

In this place, some of the

Macedonians, being engaged in foraging, were cut to…..

     تانایس هردوت که مطابق تفسیر تاریخی که شده اگر داریوش هرودوت با سکاها در تنگه بسفر درگیر بوده لذا تانایس هرودوت که می شود غرب ترکیه امروزی اریان می گوید این که نیست دومین تانایس که توضیح می دهد هم که لیبی و مصر و نیل است ! حالا  "در این مکان " که نوشته بالاخره غرب ترکیه را می گوید یا رود نیل را باید از مفسیرین تاریخ بپرسید که این که به تفسیر خودتان  لیبی می شود نه افغانستان. اما خود اریان در باره قصه اش توضیح دیگری دارد و آن این است:

Bessus, accompanied by the Persians who had taken

part with him in the seizure of Darius, and by 7,000 of

the Bactrians themselves and the Daans

who dwelt on this side the Tanais,* was laying waste the country at the foot of Mount Caucasus, in order to prevent Alexander

from marching any further, both by the desolation of the

land between the enemy and himself and by the lack of

provisions (198 The Anabasis of Alexander)

Caucasus این نام کوهی است که مورخین ادرس ان را درارمنستان داده اند و اگر قصه لکساندر او در این مکان است می شود در دامنه کوه قفقاز ارمنستان و bakhterish  او همان قوم bakhtiary  امروزی است  نه balkh   با یک ل اضافی ! bakhtarshah  بخترشه هم شاه ایل بختیاری بود نه بلخ افغانستان.

به هر تقدیر به زور یکجوری الکساندرشان را رساندیم به مرزهای غربی ایران به تفسیرات خودشان سخن اریان می افتد،  مصر و نیل و ترکیه اما اینها هیچکدان افغانستان نمی شود که نمی شود.

در فیلم هم گفتم مورخ یونانی با اینهمه فاصله زمانی و مکانی هم چندین روایت را به هم پیچیده نوشته خودش هم  به درستی نمی داند چه می گوید و اصلا کجا را می گوید.  چه که با در نظر گرفتن اختلاف زمانی هرودوت و اریان و مهاجرت اقوام و جا به جایی مکانها تانایس هرودوت بیچاره که از جنگ سکاها در کردستان با داریوش سخن می گویید همان تانایس خود اریان است که از دامنه جنوبی قفقاز در ارمنستان سخن می گوید و مفسر اروپایی به چه زوری می خواهد اینها را به طرف محل امروزی خودش بکشد یکجوری به زور حداقل تا جزایر اژه برساند. ماساژت های هرودوت از غرب قبل از قوم ماد هستند شما بخوانید ببینید بعد از ماساژت ها به سمت شرق  تازه قوم سکا هستند (که به تفسیر غرب ترکیه است که نمی پذیریم )  بعد از آن قوم مادها.  افغانستنی که می گویید شرق مادهاست نه غرب آن . دیگر آنکه توجه داشته باشید سطح آب دریای خزر از آمو دریا و سیر دریا بالاتر است لذا در هیچ برهه زمانی این دو رود نمی توانستند به کاسپیان بریزند حال آنکه همه مورخین یونانی دائما می نویسند اکسوس و ... به دریای کاسپیان می ریختند فقط در غرب این دریا امکان پذیر است.

  با سپاس از شما اگر مدارک بقیه مدارک اریان و هرودوت و دیگر مورخین که دقیقا این مکان ارمنستان را نشان می دهند نیز لازم است بفرمایید یا هم  بررسی کنیم.

ارگ   http://arq.ir


برچسب‌ها: پرسش مستند
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 توسط انوش راوید