گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

 

گفتمان درباره اسکندر تاریخ ایران، آلکساندر یونانی نیست

 

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

 

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

کلیک کنید:  دسترسی سریع به مطالب مهم وبلاگ

 

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

 

   ضمندرود به وطن پرستی چون آقایانوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،

  پرنیان حامد

 

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

 

پرنیان حامد

 *

 


برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد, نوید صلحدوست, مستندهای وبلاگ, فراخوان اساتید
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ توسط انوش راوید

یلدای مهر

7003 هفت هزار و سومین تولد خورشید ، یلدای مهر ، را به همه اقوام سرزمینمان تبریک می گوییم

هفت هزار سال پیش انسانی که به آسمان نگاه می کرد، خورشید (مهر) را سرچشمه هستی می دانست، و نابودی آن را آخر زمان تصور می کرد. هر روز دستها را به سوی آسمان می برد و دعا می کرد، که ای هستی بخش فردا نیز طلوع کن.

روز اول زمستان در دیدگاه پرستندگان خورشید، در اعصار باستان روز مقدسی بود، ‌از این روز که کوتاهترین روز سال است، هرچه به ترتیب در شمارش تقویمی ایام به عقب یا جلو برویم، روز پیوسته بلند تر می شود، از سوی دیگر خورشید با رسیدن به چله تابستان، به اوج قدرت خود می رسد، و سپس کهولت و زوالی در نیرویش مشهود شده، هر روز زمان دیدارش کوتاه تر و کوتاه تر می گردد، و در طی پاییز به پایان خود می رسد. سپس دراز ترین شب سال، شب یلدا، شب تولدی دیگر می رسد، و پس از شب یلدا، باری دیگر زندگی و جوانی را از سر می گیرد، و هر روز نیرومندتر می شود. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا، تولدی دیگر و اگر نه تولد توان یافتن و جوانی از سرگرفتن دیگر برای خورشید بدانیم، در واقع سال کهن، خورشید کهن، و همه چیز کهن، با آغاز زمستان به سر می رسد، و سال و خورشید و جهانی نو آغاز می گردد، و آنگاه 10 و 40 زمستان و جشن گرفتن آن، ما را با آیین کهن و زنده دیگری رو به رو می سازد.

تقریبا در همه استان های کشور ما و سرزمین های ایرانی نشین، 10- و 40 تولد کودک را جشن می گیرند، افروختن آتش ها به شب، یعنی تاریکی را فرو کشتن، در این جشن های زمستانی عمومیت دارد. برای اطلاع از جشن های زمستانی، بهسابقه تاریخی جشن های اروپایی، مراجه فرمایید:

http://www.cae.blogfa.com/post/14

7003 سال است که اقوام ایران زمین، این شب را با عنوان یلدا جشن می گیرند، از نماد های این جشن آنار میوه ایرانی است.

در ایران شب 24 به 25 دسامبر شب یلدا است، یلدا به زبان سریانی به معنی تولد است. در نیمه شب آغاز زمستان، پس از آنکه روز ها بلند و شبها کوتاه می شوند، روشنی ایزدی بر تاریکی اهریمنی چیره میگردد، مهریان در مهرابه ها زاد شب ایزد فروغ بغ مهر را با آواز و سرود هزاران سال قبل از میلاد مسیح جشن می گرفتند. امروز ما ایرانیان این شب را جشن می گیریم، و با توجه به دلبستگی مهریان به رنگ سرخ (که سرخی بامداد پیش از بر آمدن آفتاب را نماد جلوه ایزد مهر می دانستند)، در این شب با خوردن هندوانه قرمز و انار قرمز آن را شکوهمند برگزار می کنیم. همچنین می دانیم که بغ مهر از دوشیزه ای باکره به دنیا آمده، و در آخر با ارابه ای که اسبها آن را میکشیدند به آسمان رفته است.

شب یلدا بر همگان در جهان مبارک باد

2016 سال پیش به استناد تاریخ مکتوب ایران، اسکندر ارومایی ماد نژاد، با آیین مهری، اروپا را فتح کرد، و این آیین را در آن سرزمین رواج داد، اروپاییان نیز همچون ما ایرانیان 2016 سال است، که شب یلدا را با همان نماد های هفت هزار ساله ایرانیان جشن می گیرند. گوی های قرمز بر سرو آریایی، نماد انار ایرانی است، و ستاره بالای این درخت نماد خورشید است. تولد حضرت عیسی به استناد تاریخ مورخین شرقی، و مکتوبات بازمانده به زبان پهلوی، حدود 1948 سال پیش، و در روز هفتم اکتبر بوده است.

بابا نوئل عیسویان که کلاه فریگی (مادی) بر سر، و سدره سرخ بر تن دارد، و سوار بر ارابه سورتمه ای بر آسمان ها می تازد، در زاد شب عیسی (زاد شب مهر) به زمین فرود می آید، و برای کودکان ارمغان می آورد، همان بغ مهر ایزد روشنی است، که شانزده سده پس از بر آفتادن آیین مهر در اروپا, عیسویان او را به شکل امروزی در آوردند، (احمد حامی).

زاد شب بغ مهر در میان توده مردم امپراطوری روم ریشه دواند، و در دل آنان بخوبی جا گرفت، و چون کشیشان عیسوی نتوانستند آن را از یاد مردم ببرند، آن را زاد شب عیسی کردند، (گویا در آغاز سده 5 میلادی).

یک نمونه از سرود هایی که در این شب در کلیسا ها خوانده می شود:

ای خورشید که بر می آیی, ای درخشش همیشگی روشنی و خورشید حقانیت, بیا و آنهایی را که در تاریکی, در سایه مرگ نشسته اند روشن کن.

مهری بودن این سرود به روشنی آفتاب است، و هیچ ربطی با اعتقادات عیسی مسیح ندارد! افراشتن درخت کاج از آیین مهر گرفته شده، که همان سرو آریایی هاست، و در تخت جمشید هم روی سنگ کنده کاری شده است. میگویند رسم درخت کاج از عیسویان آلمان است، در معابد میترایی hedderheim و dieburgکشور آلمان، مهر و دو مهربانش بر درخت کاج نشسته اند! ستاره ای را که بالای درخت کاج آویزان می کنند، نماد خورشید است، و روشن کردن شمع در مهرابه ها، از سنن قدیمی مهریان است.

اروپاییان محل بابا نوئل (بغ مهر) را در قطب شمال می دانند، او با سورتمه ای که اسپان شاخدار آن را می کشیده اند، به طرف قطب شمال رفته است، و هر ساله از قطب شمال می آید و برای کودکان ارمغان می آورد. عجیب است که اسکندر روایات ایران نیز از اروپا به قطب شمال رفته است، کلاه فریگی (مادی) به سر داشته, رنگ محبوب او قرمز و مذهب او میترایی بوده است، و به آیینی بود که میترا با سورتمه و اسب شاخدار به آسمان رفته است.

پرنیان حامد


برچسب‌ها: یلدای مهر, یلدا مبارک, تولدی مهر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

یونان باستان

   ــ  یونان باستان در چه زمانی در کجای جهان بود؟  تراوا کجاست؟

   ــ  هرودوت می گوید:  داردانی ها در سرزمینی در میان دیاله و دجله بودند.

Herodot

(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains,  runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf].

   ــ  هومر می گوید:  پریام پسر داردانی بود.

سرود 3

360 Priam, the son of Dardanus, and said,....

 

     سازندگان تراوا ,  ایلیون  در ایلیاد داردانوس  و خاندانش هستند،  که از  قبر و معبد مشهور یکی از نوادگان او با نام ایلیوس  نام می برد،  که این قبر به معبد (معبد = باب) ایلیون مشهور است،  و ما به آن باب ایلیون یا بابیلون یا بابل می گوییم،  ....... این نام در کتیبه هخامنشی به صورت Bâbiruš معبد = باب + ایلیوس = بابیروس  آمده است.

باب  معبد  ایل خاندان  یون  یون ها

      داردانوس پور زئوس است،  وی بنیانگذار تراوا است داردانوس پدر بزرگ ایلیوس (باب ایلیون یعنی معبد ایلیون در بابل امروزی) ,, قهرمان ایلیون است (که محل قبر او نیز در همین ایلیون باب یعنی معبد + ایلیون روی هم همان بابیلون یعنی بابل امروزی است،  نه سرزمین های دریای اژه یا شمال غربی ترکیه امروزی !.)  که نام آن از نام وی بر آمده او نیای تروس (خاندان دروسیان هخامنشی رامیتوان تروسی ها خواند چرا که د و ت در زبانهایی که آنها را بعد ها نقل کردند،  از جمله پهلوی جایگزینی دارد)  که اسبانی پر آوازه داشت و پشت در پشت از نیاکان پادشاه پریام است ...

(  لذا تراوا و پریام در بابل هستند  )

.............................................................................................

      داریوش می گوید،  تاراوا و کوه پرگا در پرسیا بود ( تاراوا در زبان ایلامی این کتیبه به صورت:

  ( tur )  rauma   تور- روما آمده است.

 40-- King Darius says: A certain man named Vahyazdâta dwelt in a city called Târavâ in a district in Persia called Vautiyâ. This man rebelled for the second time in Persia, and thus he spoke unto the people: 'I am Smerdis, the son of Cyrus.

 ( tur )  rauma

  42-- King Darius says: Then that Vahyazdâta fled thence with a few horsemen unto Pishiyâuvâda. From that place he went forth with an army a second time against Artavardiya to give him battle. At a mountain called Parga they fought the battle.

 43-- King Darius says: Then did I crucify that Vahyazdâta and the men who were his chief followers in a city in Persia called Uvâdaicaya.

داریوش اول بیستون

.............................................................................................

هومر می گوید:  کوه پرگا موس نزدیک تراوا بود.

 Of all in Ilium aught of their approach,Cassandra sole except. She, beautifulAs golden Venus, mounted on the height Of Pergamus, her father first discern'd,875Borne on his chariot-seat erect, and knew: The herald heard so oft in echoing Troy;

در این منطقه درخت انجیر می روید.

.............................................................................................

Beside the sepulchre of Ilus, son200

Of Dardanus, and where the fig-tree stood,

The Trojans flew

.............................................................................................

Scæan ــ دروازه سکا ها در ایلیاد هومر در شهر تراوا در لوح بابلی در بابل است

Their hasty steps.

Convey'd them quickly to the Scæan gate.

There Priam, Panthous, Clytius, Lampus sat,170

 

The Scæan gate they drove into the plain.

Arriving at the hosts of Greece and Troy315

They left the chariot, and proceeded both

Into the interval between the hosts.

ایلیاد

(1781/1780) In the eponymy of Ahiyaya, the Turukkeans opened hostilities. Šamši-Adad and Išme-Dagan defeated the Turukkeans and the [...] in Burullan; Yasmah-Adad defeated the Yaminites and unified the banks of the Euphrates

In the eponymy of Ahiyaya, Mutu-Bisir [...] defeated [...] at the gate of Saggaratum

لوح بابلی

.............................................................................................

      هومر می گوید رود سکاماندر همان رود خانت است بزرگان در شمال این رود ان را خانتوس (خان – توس) می نامند زیر درستان در جنوب آن را  سکا – مان- در سرود 20  

The eddied River broad by mortal men

Scamander call'd, but Xanthus by the Gods.95

So Gods encounter'd Gods

      رود های سکاماندر و سیمویس که در جنوب تراوا به هم می ریزند،   بسیار خروشان و پر آب هستند،  و قابل کشتی رانی می باشند.

From the Idæan heights into the sea

They brought against it, gathering all their force.

Rhesus, Caresus, Rhodius, the wide-branch'd25

Heptaporus, Æsepus, Granicus,

294Scamander's sacred current, and thy stream

Simöis, whose banks with helmets and with shields

Were strew'd, and Chiefs of origin divine;

All these with refluent course Apollo drove30

Nine days against the rampart, and Jove rain'd

Incessant, that the Grecian wall wave-whelm'd

 

But when at Troy and at the confluent streams

Of Simoïs and Scamander they arrived,920

There Juno, white-arm'd Goddess, from the yoke

Her steeds releasing, them in gather'd shades

Conceal'd opaque, while Simoïs caused to spring

Ambrosia from his bank, whereon they browsed.

      تصویر مثلاً این رودخانه  و دو شاخه شدن آن،  در محلی که تراوا را برای خودشان  مشخص کرده اند،  زیر این عکس هم در نهایت بی شرمی نوشتند:   troy_scamander  تصویر شماره 6187.

نوشته ایلیاد هومر در مورد دو رودخانه ای که از کنار تراوا می گذرد:

   ــ  با رودی بزرگ که گردابهایی ژرف دارد،  رودی که خدایانش خانت مینامند و ادمیانش سکاماندر.

   ــ  به تراوا در کناره دو رود آنجا که سمیوئیس و سکاماندر آبهایشان را در هم می پیوندند.

      از این دو جویبار براحتی می توان با چکمه رد شد!    این دو نمی تواند رودهای سمیوئس و سکاماندری باشد،  که گرداب ژرف دارد،  همچنین در این دو جویبار نمی توان کشتی رانی کرد،  و در محل تلاقی این دو جویبار نیز وسعتی نیست،  که قصر بزرگ تراوا در آن میان بوده باشد.

      خدایانشان اگر خانت خوانند،،،  خانت یکی از بزرگترین و خطرناکترین رودهای صعب العبور است،  نه این جوی آب!

      همچنین یونانی ها از کناره خانت به کناره سکاماندر آمده اند،  پس جنگ بین مردم شمال و جنوب یک رودی است،  که در شمال بایک نام و در جنوب با نام دیگر است،  نه در دو ساحل دریای اژه!

.............................................................................................

Swift as her pinions waft the dove away925

They sought the Grecians, ardent to begin:

Arriving where the mightiest and the most

Compass'd equestrian Diomede around,

In aspect lion-like, or like wild boars

Of matchless force, there white-arm'd Juno stood,930

And in the form of Stentor for his voice

Of brass renown'd, audible as the roar

Of fifty throats, the Grecians thus harangued.

   ــ  ایلیاد  هومر:  دیوان مرگ که کرس keres نیز خوانده شده اند.

   ــ  اوستا:  پیشوایان دیویسنا کرپ ها و کرسانی (کرس + ان ).

.............................................................................................

when Helenus the seer,50

Priam's own son, in his

      هلنوس (مطابق یکی از  فرضیه ها یکی از  نامهایی که بنیاد هلنیسم بر آن است)  نام پسر پریامی است،  که دشمن یونانی هاست.

   1. نام پسر منلاس از اسپارت megapenthes  یعنی بغ پنتوس است پس اسپارتی که می گویند در پنتوس است و نه در جزایر اژه.

   2.  hipoteus  پسر   letus pelseji سالار  pela sejian از اسیای کهین و شهر او لارسا ( laresa ) بود.

      سخنان اشیل به زئوس  در ایلیاد:  ای پادشاه زئوس ای دودونی ، ای  pelseji  (یعنی لارسایی زئوس اهل لارسا است) ......

   3.  idomenus  فرمانروای کرت و نوه شهریار manus  بود.  شاید  مئنوس چیثر را می گویند؟

Manus cisar منوچهر است (جدول ابوریحان بیرونی  منوچهر جزو ایلان است).

.............................................................................................

بدین ترتیب ایل یاد هومر همان یاد نامه ایلان ( ایل + یاد )  ایران خواهد بود.

ایلان به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه  مردم قسمت بالایی بودند.

تصویر شماره 6639 .

      افراسیاب در تاریخ ایران لقب شاهان آشوری (رجوع شود به کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست)،  و هومر مطابق نوشته او مطلق به دربار آشور در نینواست.  و این جنگ در زمان طوطانس آشوری میان آشور و بابل رخ داده است.

      داریوش اول هخامنشی در کتیبه بیستون،  یونانی را که در کتیبه های بعدی به یونان امروزی تفسیر شده است،  یکی از ایالات قلمرو خود در سال سوم – چهارم حکومتش نام برده است،  این زمان قبل از حمله او به مقدونیه است!

تصویر شماره6640 .

دیودور سیسیلی می نویسد

15 1 After the rule of the Assyrians came to an end with the death of their last king, Sardanapallus,34 there followed the period of the Macedonians

لذا مقدونیه mygdonia  محلی نزدیک به نینواست،  که در نقشه های قدیمی نیز چنین است.

تصویر 6641 .

آنچه از ما ربودند به ایران باستان ( خاور میانه ) باز خواهیم گرداند.

پرنیان حامد

کلیک کنید:  مستند لوح های بابلی

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظر


برچسب‌ها: یونان باستان, تراوا یونان, دیاله دجله, ایلیاد هومر, لوح بابلی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

آدرس پرسش و پاسخ های پاک شده

      بدلیل تغییرات در سایت بلاگفا،  چند پرسش و پاسخ وبلاگ از بین رفت،  بخاطر همین قبیل اتفاقها که در اینترنت می افتد،  هر صفحه را در دو جا پست می کنم،  آدرس چند پرسش و پاسخ پاک شده در زیر است:

82 83 84

http://ravid0.blogsky.com/1393/04/04/post-185

 

85 86 87

http://ravid0.blogsky.com/1393/04/04/post-186

 

88 89 90

http://ravid0.blogsky.com/1393/05/12/post-188

 

91 92 93

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-191

 

94 95

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-192

 

96 97

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-193

 

98 99

http://ravid0.blogsky.com/1394/01/24/post-228

 

   توجه:  عزیزان اگر متوجه شدند پرسش و پاسخ دیگری پاک شده است،  لطف نمایند بگویند تا آدرس جدید آنرا بگذارم.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش


برچسب‌ها: پرسش پاسخ, آدرس جدید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 103

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   تصویر پژوهشگر بانو پرنیان حامد هنگام سخنرانی در دانشگاه اصفهان،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 7979.

    پرسش 2081:  با عرض سلام و ادب خدمت شما سرور گرامی،  تعدادی در کل تاریخ ایران را دروغین و کوروش را زاییده ذهن انگلیسی ها و ... معرفی کنند،  از شما بزرگوار خواهشمندم این سوالات که در زیر آمده است را با اطلاعاتی که دارید با منابع مشخص پاسخ بدهید تا شبهات برطرف گردد.  چند سؤال مهم درباره كوروش:  چرا تاریخ کشور منو باید از یونان ترجمه کنن؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این دقیقا پرسشی است که مطرح کردیم و در این راه در سال 1390 کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر ایرانی نیست" چاپ شد و در طول چهار سال گذشته گزارش ها و مقالاتی تهیه شد که اسانید کشور ایران را وا دارد، که به تاریخ کشور خودمان ارج نهد  آنچه در توان داشتم کردم و خواهم کرد یاری کنید. 

   ادامه پرسش:  قبل از انقلاب یا حتی قبل تر، چرا منبعی راجع به کوروش نیست؟؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کوروش منشوری دارد در بابل، نام و سلسله او نیز در تاریخ ایران (آثار ابوریحان بیرونی) مکتوب است. منظور از منبعی نیست چیست؟

   ادامه پرسش:  چرا باید کوروش رو انگلیس ها بسازن و به ما بدن؟؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کوروش را کسی نساخته،  کوروش را دارند بدین ترتیب انگلیس ها از ما می گیرند مراقب باشید. کوروش وجود خارجی داشته ساخته کسی نیست.

   ادامه پرسش:  چرا روز جهانی کوروش در هیچ یک از تقویم های سازمان ملل ثبت نشده و مردم جهان روز جهانی کوروش را نمیشناسن.

   پاسخ پرنیان حامد:  هوخشتره ثبت شده است؟ آشوربانی پال ثبت است؟ اردشیر بابکان ثبت شده؟ یا مثلا در سازمان ملل روز جهانی الکساندر داریم؟ چرا باید ثبت باشد؟ روز جهانی کوروش یعنی چی؟ چه مفهومی دارد؟ و از آن مهم تر آیا نوروز را به اسم ایران ثبت کردید،  که مهمتر بود که حالا به دنبال روز صلح جهانی با عنوان کوروش باشیم؟ اگر هم مفهومی دارد و ثبت نیست از بی عرضگی من و شماست کوروش و نوروز که هیچ خلیج فارس هم به زودی بحرالعرب می شود.

   ادامه پرسش:  زرتشتیان طبق آداب و اعتقاداتشان مردگان خود را می سوزانده اند اگر کوروش زرتشتی است، طبیعتا جسدش را سوزانده اند پس آرامگاه کوروش از کجا پیدا شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  سوزاندن در آیین زردشتی جرم است از آنجا که آب، خاک، و آتش مقدس بوده است، مرده خود را روی سنگ می گذاشتند تا بپوسد،  این مقدسات را آلوده نکند مقبره های هخامنشی در نقش رستم و کوروش،  همه دخمه های سنگی است که مرده را روی آن گذاشته بودند.

   ادامه پرسش:  اگر کوروش یکتاپرست بود چرا کوروش در منشور حقوق بشر که همه منسوب به او میدونن بار ها و بارها "مردوک" بت بزرگ بابل رو ستایش کرده و میگوید با یاری او بابل را فتح کرده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  احترامی که برای همه دین و آیین های آن زمان قائل شده است از یهود تا مردوک روی اون منشور اسم شمش و چند خدای دیگر هم هست هر گروهی یکجوری پرستش می کردند به همه احترام گذاشته و منشور چون فتح نامه بابل است به اعتقادات آن مردم هم احترام گذاشته برای ما و در این روزگار فهم احترام به اعتقادات دیگران خیلی سخت است با این وحشی بازی که ما پیش گرفتیم فهم چنین بزرگواری هایی غیر ممکن است.

   ادامه پرسش:  چرا در تاریخ و ادبیات ایران نامی از کوروش نیست، سعدی حافظ و دیگر شعرا نامی از کوروش کبیر نبردن؟ مگر شخصیتی قابل ستایش و بزرگی نبوده است؟!

   پاسخ پرنیان حامد:  از هوخشتره که نینوا را فتح کرد و اولین بنیانگذار حکومت و قضاوت در ایران است نامی آوردند؟ سعدی و حافظ از اشکانیان نامی آوردند؟  تاریخ ایران به صورت نماد است باید نمادها را رمزگشایی کنید تا ببنید به خوبی نام همه آنها را آوردند.

   ادامه پرسش:  چرا حتی فردوسی که کتابش داستان شاهان است نامی از کوروش نبرده است؟ فردوسی که از شاهان و حکومتهایی قبلتر از هخامنشیان و بعدتر از آنها.

   پاسخ پرنیان حامد:  تکرار می کنم شاهنامه فردوسی حدود شش هزار سال تاریخ را در شصت هزار بیت در بر دارد نمی توانسته اسم تک تک شاهان را بنویسد سلسله ها را با یک نام مشخص کرده است این کار در ایران روا بوده است همانگونه که همه شاهان اشکانی اشک هستند.  جمشید، ضخاک، رستم و .... اینها با سالهای طولانی چون هشتصد سال و هزار سال و .... نماد سلسله های  ایران است کوروش و خاندانش  به خوبی  و درستی در میان آنان است باور کنید.

   ادامه پرسش:  منابعی که برای این سوالات ذکر شده است داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران، ۱۳۸۷، صفحات ۳۴۷ و ۳۴۸ و ۳۵۱که بنده اصلا به این کتاب دسترسی ندارم و اصلا نمیدانم اصل این سوالات مطرح شده آیا صحیح است یا خیر ممنون خواهم شد اگر پاسخ بنده را بدهید و در نهایت نتیجه را در سایت خودتان هم قرار بدهید.

   پاسخ پرنیان حامد:  سوالات مطرح شده از سوی آنان همه غلط و بی سند است افرادی که ندانند در آیین زردشتی سوزاندن حرام است و تنها برای سرکوب افتخارات کشوری بی سند چنین سوالاتی را مطرح می کنند لایق پاسخ نیستند سوالات را تنها به احترام شما پاسخ گفتم پاینده باشید.

   پرسش فرزین 2082:  سلام، می خواستم بدانم این عبارت از چه منبعی اقتباس شده. البته می دانم که از بندهش است اما منظورم این است که کدام چاپ:

 خجندرود: به میان سمرقند و خرنمانه برود او را رود جخشر خوانند. (بندهش)، سمرقند و خرنمانه اسامی از شهرهای بین النهرین بوده اند.

در اصل می خواهم بدانم که خرنمانه چگونه به جای فرغانه آمده است ...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس فراوان از شما اشتباه چاپ در کتاب صفحه 266 در چاپ بعدی تصحیح خواهد شد لغت فرغانه است (چنین لغتی خرنمانه در هیچ بندهشی وجود ندارد) باز هم با سپاس از توجه شما  پاینده باشید.

 

   پرسش بهزاد 2083:  دکتر راوید اگه شما با خانم پرنیان حامد و آقای شفیعزاده رابطه دارین میشه بخواین که به ای میل های من جواب بدن. آخه از خانم حامد خواستم که کتابهایی درباره دین میترایی یا مهری معرفی کنن و سوال های دیگه که جواب ندادن تا حالا و قبلا هم از آقای شفیع زاده چنتا سوال پرسیدم که ایشون هم جواب ندادن. یعنی انقدر سرشون شلوغه؟ بازم درود به شما که جواب میدین و اینکه کاش شما استادان تحقیقاتتون رو به صورت پی دی اف روی سایت میزاشتین سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام

یغ مهر .... احمد حامی ....چاپ داورپناه

آیین میترا ...مارتین ورمازرن ... ترجمه بزرگ نادرزاد ....نشرچشمه

دین مهری.....فرانتس کومن ....ترجمه احمد اجودانی ......نشر ثالث

آیین مهر ( میترایسم )   هاشم رضی .....انتشارات بهجت

گسترش آیین ایرانی در اروپا .....پروفسور المارشوتهایم .....ترجمه نادرقلی درخشانی...نشر ثالث

پژوهش نو در میتراپرستی ....دیوید اولانسی ....ترجمه مریم امینی .... نشر چشمه

ادامه پرسش:  من ویدیو های استادان شمارو دیدم خیلی خیلی جالب بود میخواستم بدونم این استادان کتاب هم دارن؟ جزوه؟ نوشته؟pdf?  واقعا اینهارو من میخوام اگه یاری کنید سپاسگزارتونم پیروز باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستف کلمب ... دکتر حمید شفیع زاده ... ناشر: مولف

جغرافیای کهن و سرزمین های گمشده ....فرشاد فرشید راد ....انتشارات سمرقند

اسکندرتاریخ ایران الکساندر یونانی نیست ... پرنیان حامد ....نشر آویژه

   ادامه پرسش:  استاد راوید از شما میخوام ایمیل همه استادانی که توی همایش ایرانشناسی اصفهان سخرانی کردنو برای من بفرستین. سپاس. پیروز باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما عزیز، من دکتر نیستم یه مهندس ساده هستم، امیدوارم این اساتید پاسخ دهند و PDF منتشر کنند.  کتاب های بیشتر درباره دین میترایی و مهری را باید از یک کتاب شناس بپرسید،  مانند کتاب فروشی بلخآقای مهندس پیشوا بپرسید،  تهران تلفن 88951312 .  ایمیل اساتید اصفهان را نمی دانم در جستجوهای وبسایت ارگ  ایمیل و نام مورد نظر را بنویسید،  اگر بود که بود،  اگر نبود به وبسایت دانشگاه اصفهان مراجعه نمایید، و از آنها بخواهید.

جالب:  عزیزانی درباره نیایشگاه های آیین مهر امروزی پرسجو کردند،  تنها جایی که من می شناسم و آئین مراسم مهر با ترکیبی از آئین های باستانی در آن انجام می شود،  معبد مهربابا در هندوستان است،  عکسها در اینجا.

   نظر سیروس 2084:  با درود،  سندی از کتاب دیوید ریکس دریافت کردم که بد نیست شما از آن باخبر شوید اما چون گذرتان دیگر به هم میهن نمی افتد،  اینجا پستش میکنم:

"بگفته پروفسور دیوید ریکس یونان امروزی از 338 پیش از میلاد استقلال نداشته"

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما، با سپاس از سند شما برای اطلاع خوانندگان  بر وبلاگ باز خواهد شد.

   توجه:  چند پرسش و نظر،  و پاسخ آنها،  که در رابطه با موضوع این وبلاگ نبودند،  در اینجا توسط من و بانو پرنیان حامد پاسخ داده شده است.

 

 

   ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

چهارشنبه سوری و نوروز

مبارک باد

7002 = 1394

  چهارشنبه سوری

      در چهارشنبه سوری،  آتش در تمام سرزمین های تاریخی ایران شعله می کشد.  آتش اولین دست آورد دانایی بشر است،  که از برکت آن رشد و تکامل تمدن حاصل شده است.  آتش چهارشنبه سوری یاد آور آن است،  که ما باید تمام دست آورد های نیاکان مان را قدر گذاریم،  حتی اولین آن را که آتش باشد.  مردم ایران در سراسر دنیا علاقمندند،  که چهارشنبه سوری را با متانت و آرامش، و ضمن حفظ تمدن عالی آریایی ایرانی برگزار کنند.

 

نوروز 7002 آریایی ایرانی

 برابر با 1394 هجری خورشیدی

 تبریک

 

 

      هفت هزار و دومین نوروز ایرانی را به همه ایرانیان در تمام گیتی تبریک می گوییم،  و امیدواریم آئین های کهن ایرانی هرچه بهتر و علمی تر اجرا شود.  یکی از مهمترین آئین های ایرانی،  با چهارشنبه سوری و خانه تکانی آغاز می شود،  که نماد ایجاد تغییر در دید و ذهن و آگاهی است،  تغییر در اندیشه و اساس و پایه می باشد.  شناختن کهنه ها و دور ریختن هاست،  پرت کردن آنچه که لازم نیست،  و ممکن است دست و پا گیر باشد.  این را باید دانست،  چهارشنبه سوری فقط برای سرو صدا و ایجاد آتش و بازی ها نیست،  خانه تکانی نوروزی فقط برای نظافت نیست،  در آنها فلسفه تغییر نهفته است،  از گذشته های دور ایرانیان می دانستند،  یک شخص و در کل جامعه،  بدون تغییر فسیل شده و فاسد و بیمار است،  و خواه ناخواه تحلیل می ورد،  و نابود می شود.

      در شرایط فعلی ایران که عدم درک ضرورت تغییر و نفوذ استعمار و امپریالیسم دیده می شود،  جشن های امروزی چهارشنبه سوری و نوروز،  چندان برابر خواسته تاریخی ایرانی نمی باشد.  باید شاد بودن الکی،  قر و فر دادن های بی معنی را در این روزها کنار گذاشت،  و بفکر ایجاد تغییرات بنیادی در درک چهارشنبه سوری و نوروز بود،  تا بتوان آنچه را که برای ایران لازم است،  در قرن نو پیاده کرد،  شاید به مفهوم واقعی انسانی رسید.  همچنین لازم است،  گفتمان های مختلف را پیشه کرد،  آزادی و دمکراسی نوروز را دوباره کشف نمود،  و نیز بطور کامل به حقوق و گپ و اندیشه دیگران احترام گذاشت،  و کلاً اخلاق خوب ایرانی را شناخت و پرپا کرد،  تا درصورت توانستن به ایجاد تغییرات،  ثمره آن پا پر جا بماند،  و دوام دار شود.

"سال 7002 میترایی و 1394 هجری خورشیدی را با اصول علمی تاریخی آن آغاز کنیم"

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

کلیپ های مهم دفاع از تاریخ ایران

پیش گفتار

      در این صفحه کلیپ ها و مستند های مهم دفاع از تاریخ ایران نمایش داده می شود،  که توسط علاقمندان و پیگیران وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان دروغ های تاریخ تهیه شده است.

کلیپ نقد از میز دوارانی پرگار بی بی سی

      کلیپ مهم دفاع از تاریخ ایران از پژوهشگر مستند ساز تاریخی آقای نوید صلح دوست،  با توضیح کوتاه از ایشان در زیر:

      با درود و سلام خدمت تمامی گرامیان

      چندی پیش بی بی سی فارسی در راستای اهداف خاصی که این شبکه و گردانندگان آن دنبال می کنند در یکی از سری میزگردهایش به نام پرگار،  به موضوع علل دوگانگی چهره اسکندر در متون ایرانی پیش و پس از اسلام پرداخت،  که هدف آن در اصل دروغین نشان دادن اسکندر ایرانی و تمامی منابع کهن ایرانی در این ارتباط بود،  و در این میان با وارونه نشان دادن و پنهان کردن بخش هایی از تاریخ سعی در تلقین این موضوع به مخاطبان خود داشت که این دروغ (ایرانی بودن نسب اسکندر) فقط توسط ایرانیان ساخته شده است،  و در هیچ نوشتار دیگری اثری از آن نمی توان یافت.  بر این اساس بر آن شدیم تا با تهیه یک مستند کوتاه و ارائه اسناد و مدارکی از سوی خود مورخین یونانی به این بخش از دروغ پردازی های شبکه بی بی سی که در جهت تحریف حقایق تاریخی صورت می پذیرد پاسخ دهیم.  مستند "دروغهای بی بی سی" در همین ارتباط تهیه و خدمت شما بزرگواران ارائه می گردد.  نوید صلح دوست.

 * * * * * * * * * * * 

توجه:  قالب بلاگفا کلیپ فوق از سایت آپارات را نپذیرفت،

  جهت دیدن کلیپ مهم به اینجا بروید.

یا در:  http://www.aparat.com/v/DuPYT  

* * * * * * * * * * *

   نظر انوش راوید:  درود،  اروپائیان بویژه انگلیسها با انواع ترفندها و با کمک عوامل خودشان،  می خواهند بگویند که ایرانیان یا آریائیان که شامل ایران و آسیای میانه اصطلاحی و افغانستان و کردستان و آذربایجان  است،  در طول تاریخ شکست خورده از همه و هیچ بودند،  و خود آنها مهم و همه چیز بودند.  عزیزان اغفال ترفندها و حقه بازی های رنگارنگ استعماری آنها نشوید،  با مطالعه وبلاگ گفتمان تاریخ به واقعیت های تاریخی پی ببرید.

   مهم ــ  فیسبوک پرگار بی بی سی،  کلیپ نقد فوق را از بخش نظرات خود حذف کرد،  این اقدام بر خلاف ادعای آزادی اندیشه و قلم است،  در این کلیپ هیچ اهانتی و هیچ مشکل ضد دمکرات وجود ندارد،  که آنرا حذف کردند.  عزیزان علاقمند این کلیپ و نقد های خودشان را با حفظ محیط دمکرات در سایت های مربوط به BBC منجمله پرگار قرار دهند.

   تصویر داعشیان یا نوکران استعمار مشغول نابود کردن آثار تاریخی،  مشروح مستند در اینجا،  عکس شماره 7964.

کلیک کنید:  مستند سازان تاریخ نوین ایران

کلیک کنید:کلیپ ها و مستند های وبسایت ارگ

کلیک کنید:  تاریخ مستند سازی های تقلبی و القا دروغهای تاریخی

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

تاریخ سیاسی یا سیاست تاریخی

      همگان اهل تاریخ و تاریخ اجتماعی می دانند،  امروزه از داستان های تاریخی،  که بفراوانی بجای تاریخ علمی وجود دارد،  سوء استفاده های سیاسی می شود،  و با گفتن و نوشتن از دروغ های تاریخ،  سیاسیون کار های خودشان را پیش می برند.  مثلاً  بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه (۳ مارس/ ۱۲ اسفند 93) در کنگره آمریکا سخنرانی کرد،  وی در این سخنرانی از داستان استر و خشایارشا گفت،  که استر یک توطئه بزرگ را افشا کرد،  و یهودیان را نجات داد،  و این نخست وزیر بشدت مورد تشویق نمایندگان آمریکا قرار گرفت.  او در این سخنرانی از یک داستان بی پایه و اساس تاریخی،  وسیله ای برای مقاصد سیاسی خودش ساخت.  نمونه این سبک کار و استفاده از دروغ های تاریخ بمنظور اهداف سیاسی زیاد است.

عکس بنجامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هنگام سخنرانی در کنگره آمریکا،  عکس شماره 7965.

      وظیفه جوانان باهوش متخصص ایرانی است،  که نسبت به شناسایی دروغ های تاریخ و پاک کردن آنها از تاریخ ایران اقدام کنند.  در این میان اساتید تاریخ ایران عموماً در خواب و غفلت هستند،  و همچنان به دروغ های تاریخ چسبیده اند،  دروغ هایی که بوضوح مورد سوء استفاده دشمنان ایران و ایرانی هم قرار می گیرد.  عدم هوشیاری و دقت در این موارد،  صدمات غیر قابل جبرانی به ایران و ایرانی وارد خواهد ساخت،  که بخش مهم مسئولیت آن بعهده اساتید تاریخ ایران است.

      اساتید تاریخ ایران،  بیایید دروغها را شناسایی کنید،  و دست از آنها بردارید،  دروغ هایی که  عموماً در ادامه روند سیستم آموزشی استعماری نوشته شده است،  و با انواع ترفندها بخورد ملتها داده اند.  بیایید تحقیق و تحلیل های مستقل ملی مردمی داشته باشید،  و واقعاً دست از دروغ های تاریخ بردارید،  و سیستم آموزشی ایران را پاک سازی کنید.

<><><><><><><> 

   پرسش یک خوانند وبلاگ:  در کتاب استر آمده خشایارشا چند هزار ایرانی را کشت،  و در ادامه تاریخ آمده که اسکندر برای انتقام به پارس حمله کرد.  در جمع بندی کتاب اسکندر ایرانی،  الکساندر مقدونی نیست،  اسکندر از رومیه در ایر ان دو سوی ارس بوده،  و به شوش و تخت جمشید حمله می کند.  پس آیا می تواند داستان استر درست باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در داستان  استر آمده است،  که اخشویرش ......،،  اخشویرش یا اخشروش به چه سندی می تواند خشایارشای هخامنشی باشد؟  شما حداقل یک سند در یکی بودن این دو شخصیت تاریخی به من ارائه بدهید!

   1 .  نه نام این دو شباهتی به هم دارد.

   2 .  شخصیت و اعمال اخشویرش در استر شباهتی به شخصیت و اعمال خشایارشا در کتیبه های هخامنشی ندارد.

   3 .   به روایات باقی مانده خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است،  که به سن پیری رسیده است،  و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است.

  4 .  تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران،  با واقعیت تاریخی بیست ایالت در زمان خشایارشا در تضاد است.

   5 .  شجره نامه اخشویرش در تاریخ ایران:  اخشویرش پسر کیرش پسر جاماسپ (ملقب به عالم)،  با شجره نامه خشایارشا در تاریخ ایران:  خشایارشا پسر داریوش نوه کورش پسر کمبوجیه ....  تفاوت فاحش دارد!

   6 .  در تاریخ ایران اخشویرش یکی از چهار سرداری است،  که با بخت النصر (از نوادگان گودرز) به فرمان بهمن بیت المقدس را با خاک یکسان می کنند.  او سپس با پادشاه هند کارزار کرد و منشور حکومت هند را از بهمن دریافت کرد.  اخشویرش را زنی بود بزرگوار به نام وشنا,  که چون او را خطایی رفت,  او را کشت و زن دیگری از بنی اسرائیل با نام استیر (استیژ-اشتر-استر- استاره) اختیار کرد،  که نام فرزند او کیورش بود.

      کدام قسمت این روایت با خشایارشا هخامنشی هم خوانی دارد؟   خشایارشا تا آنجا که می دانیم نه بیت المقدس را با خاک یکسان کرده!  نه به هند لشکر کشیده!  نه زن خود را کشته!  نه زن یهودی داشته!  نه نام فرزند او کورش بوده!  و نه خودش و پسرش به مذهب یهودی بوده اند!  در تمامی کتیبه های هخامنشی قسم به اهورا مزدا و اهورا میترا و آناهیتا است!

      پس باید بدانیم که به درستی مشخص نیست،  که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است.

   بگفته شائول شاکد،  استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت،  در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا،  گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد،  و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود.  نظریه‌ هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است.

    برخی محققین کتاب مقدس تاریخ نگارش کتاب استر را به دوران سلوکی‌ها مربوط می‌سازند،  ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی عبری نویسنده بیانگر این است،  که کتاب قبل از شکست ایران از سپاه الکساندر نوشته شده‌ است.

   حال اخشویرش که بوده؟  و چه کسی به انتقام چه چیزی به روایت چه کسی (لابد یونانیان؟)  به ایران حمله کرده؟ خودتان قضاوت کنید  ببینید فرض و حکم این مسئله شما چقدر دچار تناقض است.  از وبلاگ گفتمان درباره تاریخ.

داستان پوریم و خشیارشا

      خشایارشا،  شهریار بزرگ هخامنشی،  از پادشاهان هخامنشی بود،  هخامنش به معنی کسانی که منش آنها برادری است.  پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.  نام خشایارشا از دو جزء خشای = خشی = خوب و خشنود،  و آرشا = آر = آریایی = ایران + شا = شاه = بزرگ،  درکل =  بزرگ آریایی خوب،  تشکیل شده است،  جهت اطلاع در اینجا.  خشیارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید،  و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند،  و بعد به بابل رفت و تداوم انقیاد بابل را فراهم ساخت.

      در تاریخ دروغ های بسیاری گفته و نوشته شده است،  این دروغها بر چند اصل قرار دارند،  مانند:  1 ــ  از ابتدای تاریخ دین های قدیمی برای جلب نظر و ایجاد حقانیت و بدست آوردن پول،  در ادامه سبک کار جادو گران و رمالها،  دروغ می گفتند.  2 ــ  جهت رجز خوانی های جنگی و حکومتی،  که در افسانه ها و اشعار و غیره دیده می شود،  دروغ می گفتند.  3 ــ  اصل و بیشترین دروغ های تاریخی،  توسط استعمار و امپریالیسم بمنظور مقاصد شوم گفته شده است،  که با گسترش و رشد نشر بخوبی جا افتاده اند.

      در طول تاریخ بسیاری از داستانها،  که هیچ ریشه و تحلیل در واقعیت های تاریخ اجتماعی ندارند،  مورد سوءاستفاده استعماری و دینی قرار گرفته اند،  مانند:  پوریم.  چون من نمی خواهم چندان وارد موضوعات دینی شوم،  فقط در این اندازه آنرا داستان دینی می دانم و می گویم.  البته بعضی اوقات افراد به اشتباه و یا سادگی،  بنا به دید خود در موارد و موضوعات نگاه و تفسیر هایی می کنند،  مانند:  ابن حوقل،  با دیدن نقش برجسته داریوش و اسیران،  فکر کرد که داریوش یک معلم است،  و جلوی دانش آموزان ایستاده است،  او کمان داریوش را شلاقی تصور کرد،  که معلم برای تنبیه بچه ها از آن استفاده می کرد.  آبل پینس فرانسوی از یاران رابرت شرلی انگلیس در زمان حکومت صفویه،  نقش برجسته ها و کتیبه های بیستون را،  که بالای صخره قرار گرفته بود،  عروج عیسی توصیف کرد.  ژاردن فرانسوی نگاره بیستون را صلیبی با 12 حواری انگاشت،  روبرت کرپورتر نگاره بیستون را صحنه ای از تورات و نمایندگان قوم بنی اسرائیل دانست،  که در حضور سلمانصر شاه آشور هستند.

      باید توجه داشت از ابتدای قرن 21 ،  و با فرو ریختن های ابتدای قرن 21 ،  دور جدید تمدن بشری آغاز شده است،  و تاریخ تمدن دارد وارد مراحل حساس تاریخی خود می شود.  سرعت تحولات زیاد است،  و باید با دقت تمام موضوعات و مسائل را زیر نظر داشت،  غفلت و کوتاهی از این مهم،  سپردن ادامه تمدن جهان به دشمنان تاریخی است.  حتی ممکن است،  در دوران جدید تمدن کنترل انرژی،  دشمنان ملتها و سرمایه داری لجام گسیخته،  با هر وسیله،  حتی مانند قرار دادن تراشه در زیر پوست،  مردمان زیر دست را کنترل نمایند،  ببرند و غارت کنند، بکشند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند.  سرمایه داری امپریالیسم بی رحمانه دریاها را مانند خلیج مکزیک آلوده به نفت کرده،  و هوا را مانند نشت رادیو اکتیو فوکوشیمای ژاپن دارد نابود می کند.  باید هر شخص در حرفه و تخصص خودش،  آگاهی های لازم برای ورود به تمدن جدید را داشته باشد،  تا کف بسته تسلیم نشد،  بلکه شرافتمندانه و بهتر وارد تمدن جدید گردید،  در سخنرانی انوش راوید توضیحات بیشتری گفته شده است.

   عکس کتیبه سه زبانی خشیارشا،  بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ اختصاصی تجر داریوش بزرگ در تخت جمشید،  عکس شماره 604،  این کتیبه ها اسناد واقعی تاریخی هستند،  می بایست بند بند آنها را تفسیر و تحلیل کرد،  مشروح در معروف ترین کتیبه های ایران.  ولی استعمار زدگان و بیچارگان به دروغ های تاریخی،  به دروغ های تاریخی بدون سند و مدرک جسبیده اند،  که هیچ گونه رابطه ای با علم و تاریخ و تاریخ اجتماعی ندارند.

   پرسش خواننده وبلاگ:  آیا کتاب استر و ماجرای پوریم واقیعیت دارد؟

   پاسخ انوش راوید:  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی یا سینی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی،  که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

   عکس آگهی فیلم یک شب با پادشاه،  One Night with the King ،  درباره خشایارشا و استر،  داستان دیگری از هالیود است،  DVD  آن در بازار موجود است،  پیشنهاد می کنم ببینید،  و درباره آن نظر بدهید،  عکس شماره 7053.  

   پرسش:  آیا سیزده بدر رفتن ایرانی ها مربوط به فرار و از شهر خارج شدن مردم بخاطر گریزاز کشتار پوریم است؟

   پاسخ:  در پرسش و پاسخ 42 در اینجا.

کلیک کنید:  تاریخ هنر های رزمی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ ترفند های سیاسی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ نگهداری آثار تاریخی در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

مصاحبه با روزنامه ایران

http://inn.tarnamahost.ir/News/1263.html

گفت‌وگو با پرنیان حامد،  تاریخ ‌پژوه

از الکساندر مقدونی تا اسکندر ایرانی

   ایران آنلاین/  ما همگی با این سرخوردگی بزرگ تاریخی بزرگ شده‌ایم که سلسله‌ هخامنشی را حمله‌ ویران‌گر سپاهیان اسکندر مقدونی برانداخت و جانشینان بیگانه‌ او، سلوکیان، دویست و اندی سال بر ایران حکومت کردند.

      هر چند ما همگی تصوری بدیهی از این واقعه داریم، اما نظریات موازی در علم تاریخ وجود دارد که اساس این حمله‌ی بزرگ و تصرف ایران توسط مقدونیان را زیر سوال می‌برد. پژوهش‌گران اسناد و شواهدی را یافته‌اند که به ما می‌گوید اسکندر تاریخ ایران با الکساندر مقدونی نسبتی ندارد. به مناسبت تاریخ سقوط شوش به دست سپاه اسکندر مقدونی به روایات یونانی، به سراغ پرنیان حامد رفته‌ایم تا در خصوص این نظریه‌ی موازی بیش‌تر بدانیم. او پیش از این کتاب «اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست» را در این زمینه منتشر کرده است.

 

   پرسش:  ادعای واقعی نبودن اسکندر مقدونی ظاهرا ریشه‌یی قدیمی دارد و حتا ابوریحان نیز به آن اشاره کرده است. لطفا کسانی را که در طول تاریخ بر این ادعا بوده‌اند بیان بفرمایید.؟

   پرنیان حامد:  تناقضات و ناهمگونی‌هایی که در مکتوبات برای یکی کردن دو شخصیت تاریخی از دیر زمان به چشم دیده می‌شود باعث سردرگمی اکثر مورخان بعدی در تاریخ ایران همچون ابوریحان بیرونی، طبری، بلعمی و.... شده است.

      خاطر نشان می‌کنم  خود مورخان  یونانی که  در باب  شخصی با نام  الکساندر با 300 سال اختلاف زمان با واقعه سخن می‌گویند با وجود درهم کردن دو سرگذشت از مکان‌هایی سخن می‌گویند که با تفسیرهای امروزی اختلاف فاحش دارد در حدی که حتی مورخان بعدی آن‌ها  همچون استرابو نیز رسما حقیقت این اتفاق را زیر سوال می‌برد. من در بررسی تاریخ سنتی کشور خودمان نیز به اسناد جالبی برخوردم که شرح آن‌ها را در کتابم آورده‌ام. اسناد تاریخی ایران از شخصیتی با لقب اسکندر سخن می‌گوید که حدود 266 سال با الکساندر مورخان یونانی اختلاف زمانی دارد و اعمال او نیز با الکساندر تفاوت دارد، اما متاسفانه این دو شخصیت به هر دلیلی توسط مفسرین تاریخ در طول زمان با هم به اشتباه ادغام شده‌اند.

      توجه دارید که نخستین مورخ یونانی- رومی که در باره‌ی الکساندر نوشته است و مکتوبات او  به ما رسیده است، دیودور سیسیلی در سال 30 ق.م است که خود 300 سال با آن واقعه اختلاف زمانی دارد و همین فاصله می‌تواند سبب هم‌آمیزی این دو شخصیت در تاریخ‌های غربی باشد.

      اسکندر تاریخ کشور ما در کلیه‌ی مکتوبات این کشور شخصی است که به سال 65 ق.م بابل را فتح کرد. طبری می‌گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

   پرسش:  اما متاسفانه کسی به تفاوت این دو توجه نمی‌کند. ما در متن کتاب شهرستان‌های ایران‌شهر به زبان پهلوی شاهد دو نام مختلف هستیم: یکی «گجستک سوکندر ئی اروما» و دیگری «گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس» اما متاسفانه هر دوی آن‌ها به الکساندر مقدونی تفسیر و ترجمه شده است. اما آیا ممکن است در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان یک نام را با دو گونه‌ی متفاوت آورده شود؟

   پرنیان حامد:  نمونه‌های بی‌شماری از این تناقضات در تاریخ کشور ما و در مکتوبات مورخان یونانی و رومی آمده است که فرصت بازگویی همه‌ی آن‌ها را در این مجال نداریم. اما بجاست که در این جا یاد کنم از چهار پیش‌کسوت بزرگوارم زنده‌یاد مهندس احمد حامی، زنده‌یاد ذبیح بهروز، زنده‌یاد اصلان غفاری و اقای دکتر محمودی بختیاری که کلیه‌ی تحقیقات پژوهش‌گران بعدی در مورد این نظریه را مرهون بنیادی هستیم که این بزرگواران پایه نهادند و امیددارم با کلیه‌ی اسنادی که امروز از دسترنج تک تک محققان این کشور گردآوری شده و فرضیه‌ی این بزرگواران را به راحتی اثبات می‌کند بتوانیم حقیقت تاریخ کشورمان و جهان را مکتوب کنیم.

   پرسش:  این که اسکندر مقدونی به ایران حمله نکرده با این که اسکندر ایرانی بوده است دو مساله‌ی متفاوت است. آیا از مورخان کسی به این مورد نیز اشاره داشته است؟

   پرنیان حامد:  پس از توضیحات فوق شاید بهتر باشد نام این دو شخص را نیز از هم جدا کنیم. یکی الکساندر مورخان یونانی که به ایران حمله کرد و این حمله در تاریخ کشور ایران نیز مکتوب و تایید شده است اما نام او در این مکتوبات کهرم، مخفف کی‌هروم، به معنی پادشاه سوریه، پسر ارجاسب است. حمله‌ی مکتوب شده در نوشته‌های تاریخی ایران مانند متن یادگار زریران با نوشته‌ی مورخان یونانی هم‌خوانی کامل دارد و حساب تاریخ ایران آن را در حدود سال 320 ق.م را نشان می‌دهد. این فرد با اسکندر در تاریخ کشور ما در همین نوشته‌های تاریخی 266 سال اختلاف زمانی دارد، لذا تکرار می‌کنم الکساندر مورخان یونانی، اسکندر مکتوب در تاریخ کشور ما نیست. اسکندر ایرانی بود، اما الکساندر به استناد نوشته‌ همان مورخان یونانی، و هم‌چنین سکه‌هایش و محل تولد او اهل شمال کشور سوریه‌ی امروزی است. اکثر مورخان کشور ما اسکندر را پسر داراب مکتوب کرده‌اند. دیگر مورخانی که اعتقاد به این مسئله ندارند او را پسر فیلقوس از نوادگان عیص بن اسحاق بن ابراهیم می‌دانند که در هیچ کدام از دو مورد بالا سخنی از کشور مقدونیه‌ی امروزی  و یا کشور گریک امروزی در میان نیست. یونان باستان به استناد همان لوح‌های بابلی، که آن را سند ورود الکساندر به کشور ایران تفسیر کرده‌اند، کشور گریک امروزی نیست که من در گزارش لوح‌های بابلی شرح آن را داده‌ام.

   پرسش:  چرایی این تحریف اگر صرفا از سوی سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم انجام می‌شد کاملا پذیرفتنی بود. اما چرا در دنیای قدیم این تحریف تا این حد عمومیت یافت و جای حقیقت تاریخی را گرفت؟

   پرنیان حامد:  علت اصلی آن دشمنی حکومت ساسانیان با سلسله اشکانی و سوگندهای فرزندان ساسان برای نابودی نسل اشکانیان است که در اسناد کشور ما مکتوب است. همان گونه که می‌دانید ما متاسفانه در این کشور از حکومت اشکانی تقریبا هیچ سندی نداریم چرا که حکومت ساسانی به علت این تنفر کلیه‌ی این مدارک را نابود کرده است. دنیای قدیم نیز همچون امروز دچار سیاست‌مدار و تعصبات منطقه‌ای و مذهبی بوده است.

      در نظر داشته باشید که اشکانیان پیرو آیین میترایی بوده‌اند و ساسانیان دین مزدایی داشته‌اند. بنا بر این جهان‌گیری اشکانیان و فتوحات گسترده‌ آنان نه تنها برای فرزندان ساسان جذابیتی نداشته، که به عنوان رقیب کوشیده‌اند آثار آن را نیز از میان بردارند. اما این آثار هنوز کمابیش در دسترس ما ست. در پرونده‌ی اسکندر ایرانی، سر سلسله‌ی اشکانیان، فتح اروپا نمایان است و اسناد اروپا از جمله صدها معبد میترایی آن را تایید می‌کند. نام منطقه‌ی اسکاندیناوی نیز سند دیگری است که در زبان آن منطقه بی‌مفهوم و در زبان پهلوی پارتی به صورت اسکان دینا وی و به مفهوم اشکان دین‌آور آمده است. علت این نام‌گذاری که از سوی مردم این منطقه ورود اسکانی‌ها به این ناحیه توجیه شده که همان اشکانی‌ها هستند و دیگر مدارک اروپا نیز این فتح را تایید می‌کند.

     در واقع مورخان یونانی با سوء استفاده از تنفر دولت ساسانیان از حکومت اشکانیان و اسکندر هم‌چنین تنفر کلیساهای اروپا از اسکندر و فتوحاتش در این ناحیه به راحتی توانستند از ادغام این دو شخصیت موجودی افسانه‌یی برای خود بسازند که البته بین نیمه‌ی اول و دوم زندگی او حدود 266 سال فاصله بوده است و این فاصله را نیز با سلسله‌ای ساختگی با نام سلوکیان پر کرده‌اند. سکوت دولت ساسانی به علت گرایش به مذهب مزدایی و از بین بردن قهرمانی‌های این شخصیت با مذهب میترایی و سکوت اروپا برای از بین بردن آثار فتوحات اسکندر در اروپا و گریز از قید مذهب میترایی و استقلال آن‌ها بوده است. دکتر محمودی بختیاری عقیده دارند شباهت نام این دو شخصیت نیز کارساز بوده است. ایشان، ذبیح بهروز و اصلان غفاری و خانم پوران فرخزاد معتقدند که اسکندر ایرانی در واقع اسِ کنتار به معنای اشک دلیر است. ترکیب نام او و لقب او یعنی اسِ کنتار، به لحاظ آوایی شباهت کمی به الکساندر داشته است و همین سوءاستفاده‌ها و سوءتفاهم‌ها را آسان‌تر کرده است.

      البته که هیچ انتظار دیگری نیست، نه از سیاست‌مداران امروز، نه از سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم، نه از متعصبان کلیسای دنیای قدیم، نه از حکومت ساسانیان که علاقه‌ای به بیان و دفاع از قهرمانی‌های این سلسله نداشتند که چنین حقیقتی را در جهان مکتوب کرده باشند. انتظار از استادان و پژوهش‌گران امروز کشور ایران است که بی‌تعصب گرد هم آیند و حقیقت این تناقضات را آشکار سازند.

   پرسش:  امروز اسناد فراوانی را برای حمله‌ی اسکندر مقدونی ذکر می‌کنند. چه‌گونه ادعای «اس کنتار» ایرانی می‌تواند با این حجم اسناد رو در رو شود؟ آیا در سوی مقابل، نظریه‌ی شما چنین اعتبار اسنادی‌یی را دارد؟

   پرنیان حامد:  کدام اسناد؟ این اسنادی که شما می‌فرمایید حتی ورود کهرمی را که ما با عنوان الکساندر مورخان یونانی می‌پذیریم، به مرزهای امروزی کشور ایران اثبات نمی‌کند. کلیه‌ی نشانی‌هایی که مورخان یونانی برای الکساندر نوشته‌اند مرزهای غربی کشور ایران امروزی است نه کشور افغانستان امروزی. زمانی که مورخ یونانی خود نوشته است رود اکسوس از کوه‌های قفقاز سرچشمه می‌گیرد به دریای کاسپیان می‌ریزد تفسیر آن به آمودریا را تنها سیاست یک سیاست‌مدار می تواند انجام دهد. کندن کوه‌های قفقاز از غرب دریای خزر و بردن آن به شرق این دریا عوام‌فریبی و سندسازی محسوب می‌شود نه اعتبار سندی برای یک واقعه. رود تانایس اگر مرز اروپا و آسیاست و شمال باختریش،  باختریش چگونه به بلخ امروزی تفسیر شده است؟ افغانستان امروزی مرز اروپا و آسیا است؟ این‌ها سند نیست این‌ها تفسیر مفسری است که به مقتضی تعصبات و سیاست گذشته و امروز عوام را می‌فریبد که علت آن هم بر ما واضح است: کوچک کردن تمدن بزرگ ایران و خاورمیانه و تمدن‌سازی برای منطقه‌ی اروپایی که به علت وجود یخ‌های قطور اصلا تمدنی نداشته است. و سپس ناگهان در تاریخ شاهد شهرسازی‌های فراوان الکساندر در ایران هستیم که برداشتی از مکتوبات تاریخ ایران در باب اسکندر خودمان است. آیا شما می‌توانید جز معبد لائودیسه که علت وجود آن در این منطقه پیمان‌نامه‌ی صلح گم‌شده‌ی ارشک و انتی‌اخوس سوم است، یک دیوار بازمانده به سبک یونانی از زمان این قهرمان خیالی در کل کشور ایران به من نشان بدهید؟ به افغانستان استناد نکنید. اسناد افغانستان نیز تحریف بی‌شرمانه‌ی دیگری است که چنان چه مایل باشید در فرصتی دیگر به آن خواهیم پرداخت. به هر تقدیر اول باید ثابت کنند این الکساندری که می‌گویند از کشور ایران عبور کرده است. و باید ثابت کنند در کشور ایران شهرها ساخته است. در تاریخ ما آمده است اسکندر در جی شهر ساخت. یک دیوار، یک الوار، یک گچ‌کاری، یک کتیبه... آخر  یک نشانه از این شهر به سبک یونانی در اصفهان به من نشان بدهید که ادعای یکی بودن این الکساندر و اسکندر ایرانیان را بپذیریم.  در واقع آن که شهر ساخته است، ایرانی بوده و به سبک خودمان شهر ساخته است، لذا اثری از شهرهای یونانی در این کشور نیست.

   پرسش:  یعنی مدعیان حمله‌ الکساندر مقدونی هیچ سند دیگری را نمی‌آورند؟

   پرنیان حامد:  از این دست اسناد مخدوش فراوان آورده‌اند که در وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ به طور مفصل آن‌ها را بررسی کرده‌ام. به عنوان نمونه به سکه استناد کرده‌‌اند. حال آن که سکه یک شیء قابل جابه‌جایی است و نمی‌تواند سند ورود این فرد به ایران باشد. هر چند همین سکه‌ها را نیز بررسی کردم و دیدم که چهره‌ی این فاتح خیالی بر هر سکه‌ای شکل دیگری است. سکه‌ها و مجسمه‌هایی که به الکساندر مورخان یونانی نسبت می‌دهند نه تنها مردی دو چهره، بل مردی صد چهره است. هر آن چه از زیر خاک می‌یابند می‌گویند این همان الکساندر است. آیا صورت مجسمه‌ی منسوب به الکساندر موزه‌‌ی ترکیه با صورت کاشی‌کاری منسوب به الکساندر یک صورت است که هر دو الکساندر باشند؟ جالب این که صورت مجسمه‌ی ترکیه مشابه صورت مجسمه‌ی مهر در اروپا و صورت کاشی‌کاری مشابه صورت معبد دورا در سوریه است. اما این دو شخص نامشابه هر دو همان الکساندر مورخان یونانی تفسیر می‌شوند. از دید شما و خوانندگان شما این سند است یا سندسازی؟

    محکم‌ترین به اصطلاح سندی که تا به امروز در باب این قهرمان خیالی به ما ارائه داده‌اند، لوح‌های بابلی است که من آن‌ها را به دقت بررسی کردم. این لوح‌ها به صورت بسیار عجیبی شکستگی و خوردگی دارند. جالب این که در ترجمه‌ی اولیه نه تنها سند ورود شخصی به جایی نیست بلکه سرلوح‌ها و نام‌های باقی مانده از آن تاکید بر زمان‌های مختلف، شاهان مختلف و وقایع مختلف می‌کنند. آن چه شما از آن به عنوان سند الکساندر مقدونی یاد می‌کنید در حقیقت تنها تفسیر مترجمی است که از روی تعصبات شخصی لوح شاهان مختلف هخامنشی و وقایع اتفاق افتاده در زمان‌های مختلف را به حدس و به استناد ذهنی شخص خودش به الکساندر مقدونی نسبت می‌دهد. این مفسرین حتی پایبند مکتوبات مورخان یونانی نیز نمانده‌اند و در هر کجا که نوشته‌ی مورخ یونانی مغایر با افکار شخصی آنان است مورخ را فورا متهم به نادانی و ناآگاهی می‌کنند. در این مورد به کوشش آقای نوید صلح‌دوست گزارشی کوتاه تهیه شده و از طریق اینترنت در اختیار مردم کشورم قرار گرفت تا اگاه باشند و بدانند این اسنادی که می‌گویند دچار چه تناقضاتی است.

   پرسش:  چرا این نظریه امروز حداقل در مجامع دانشگاهی ایرانی جایگاهی ندارد؟ آیا این به خاطر ضعف اعتباری این نظریه است یا دلایل دیگری را در این امر موثر می‌دانید؟

   پرنیان حامد:  فرضیه و نظریه‌ی اولیه‌یی که از سوی پیش‌کسوتان بزرگوار من در این کشور مطرح شد نقد درستی از تناقضات در این موضوع تاریخی بود. اسناد اولیه‌یی که این بزرگواران در رابطه با هرگز نسوختن تخت جمشید، جابه‌جایی مکان‌ها و... ارائه دادند، اسناد بنیادینی بود که نیاز به کار بیش‌تر و تحقیق بیش‌تر و اسناد محکم‌تر داشت. آن اسناد این بزرگواران را بر آن داشت که باور کنند الکساندری که مورخان یونانی ذکر کرده‌اند، همان سرسلسله‌ی اشکانیان است. من نیز کتاب خودم را در سال 1390 به چاپ رساندم و در اختیار مردم و مجامع علمی قرار گرفت. اما اسناد این کتاب که تنها شامل اسناد تاریخ کشور ایران بود، برای اثبات این حقیقت در جوامع بین‌المللی هنوز کافی نبود و برای تایید نیاز به اسناد محکم دیگری داشتیم، اسناد و شواهدی از دیگر مکتوبات جهان و مهم‌تر از آن بررسی اسناد دست اول از جمله کتیبه‌ها، لوح‌ها، سکه‌ها و... این اسناد در طول سه سال گذشته از سوی این جانب جمع‌آوری شد که به صورت همین گزارش‌های کوتاه، فیلم، کتاب و از طریق وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ در اختیار  مردم کشورم قرار داده شده و خواهد شد.

     امید است با اسناد جمع‌آوری شده استادان کشورم به تاریخ جامع و اسناد کشور خودمان کمی توجه  بیش‌تری کنند و تاریخ کشورمان را به درستی احیا کرده و تفسیرهای بی‌سند جهان در باب تاریخ کشورمان را بی‌جهت و به عنوان حقیقت بدیهی تاریخی نپذیرند و بتوانند این تناقضات را از تاریخ کشور ما بزدایند. امیدوارم استادان این رشته روزی قهرمان کشورمان را به تاریخ ما بازگردانند و الکساندر یونانیان را در همان جایگاهی که در تاریخ ایران از او یاد شده است و همان سرنوشتی که در تاریخ ایران برای او مکتوب است قرار بدهند. اما باید بدانیم که زدودن دروغی دو هزار ساله از تاریخ یک کشور کار یک روزه نیست. باید به این بزرگوارن وقت بدهیم.

   پرسش:  به رغم بزرگ بودن و موثر بودن این ادعا،مقالات پژوهشی و کتاب‌های علمی کمی در این باره منتشر شده است. علت این کمبود را چه تحلیل می‌کنید؟

   پرنیان حامد:  انتظار تغییر عقیده از افرادی که سال‌های سال زندگی خود را صرف ترجمه و نوشتن زندگی‌نامه‌ها و فتح‌نامه‌های الکساندر مقدونی در این کشور کرده‌اند، انتظاری بی‌جا است، حتی اگر به این حقیقت و تناقضات ترجمه شده توسط خودشان کاملا واقف باشند. لذا از گروه بزرگی از پژوهش‌گران و اساتیدی که به آن راه رفته‌اند باید صرف نظر کنیم و انتظاری از آنان نداشته باشیم؛ نمونه‌ی آن استاد محترم دانشگاهی بود که  دو سال پیش  حتی اجازه‌ی  نوشتن پایان‌نامه‌ی دانشجوی خود در باب این نظریه به استناد کتاب مرا نداده‌اند. انتظار دیگری از ایشان نبود. اما شما هم از علت کمبود از من نپرسید. علت‌ها این است که افرادی که سال‌ها وقت خود را صرف اشتباه کرده‌اند، راه تحقیق نسل بعدی را هم می‌بندند. امید ما به همان دانشجوی گرامی خواهد بود که استاد آینده این کشور است. پس صبر داشته باشیم و صبر داشته باشید.

گفت و گو از سید امین موسوی زاده

 

نظرات انوش راوید در بخش نظرات صفحه فوق:

  1 ــ  درود و سپاس از گرامی سید امین موسوی زاده،  علاقمند جهت مطالعه مشروح مطالب به وبلاگ گفتمان درباره دروغهای تاریخ به آدرس زیر مراجعه نمایند:

http://cae.blogfa.com

  2 ــ  درود،  بیشتر مطالب تاریخی آکادمیک غربی،  بر گرفته از تاریخ نویسی استعماری قرون 18 و 19 است،  و آنها جهت سبک کارشان تاریخ را نوشته اند.  این نوع تاریخ نویسی که بشدت همراه دروغ و دونگ است،  با انواع ترفندها بخورد مردم داده اند.  اما امروزه با وجود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی،  باید این دروغها شناسایی و افشا و از سیستم آموزشی و علمی و مطالعاتی ایران خارج شوند،  مشروح در وبسایت ارگ

http://arq.ir

.............................................................

فیلم گزارش مشروح  سخنرانی دانشگاه  اصفهان به زودی  بر

http://www.cae.blogfa.com/post/189

 

ارگ  http://arq.ir

 



نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

برد حضور ایرانیان در جهان

   تصویر پوستر های سمینار بررسی تمدن های قاره آمریکا پیش از حضور اروپائیان،  و ارتباط آنها با سایر فرهنگ های جهان بویژه ایران،  در 27 و 28 بهمن 93 در دانشگاه اصفهان،  همراه با سخنرانی  نوید صلحدوست (انوش راوید) و پرنیان حامد،  عزیزان علاقمند پیگیری نمایند.

سمینار مهم تاریخی در دانشگاه اصفهان

      نشست «تمدن‌ های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن ‌های جهانی پیش از حضور اروپائیان»  در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان آغاز به کار کرد.  این نشست به مدت ۲ روز توسط گروه تاریخ و ایرانشناسی دانشگاه اصفهان برگزار ‌گردید،  در روز اول ۶ سخنران از جمله دکتر منتظرالقائم،  مدیر گروه تاریخ دانشگاه اصفهان به سخنرانی پرداختند،  و در روز دوم این نشست با سخنرانی آقای محمد جواد آسایش،  صفیر فعلی ایران در قطر،  و برگزاری جلسه‌ پرسش و پاسخ دانشجویان به پایان ‌رسید.

دکتر ابوالحسن فیاض،  دبیر علمی همایش بررسی «تمدن‌ های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن‌ های جهانی پیش از حضور اروپائیان» در حاشیه این همایش گفت:  هدف از این همایش بررسی این موضوع است،  آیا پیش از رسیدن اروپاییان به آمریکا،  فردی به قاره‌ امریکا پا نهاده بود؟  و اینکه آیا جغرافی ‌دانان ایرانی از وجود قاره‌ امریکا اطلاعی داشته‌ اند یا خیر؟.

دکتر فیاض در پایان گفت:  محتوای این نشست برای علاقمندان بصورت لوح فشرده تهیه و توزیع می‌شود.

اظهار قدردانی و سپاسگزاری

    "سمینار تمدن های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن های جهان پیش از حضور اروپاییان" به همت بزرگان و اساتید محترم دانشگاه اصفهان برگزار گردید،  و در اینجا لازم است از بانیان این حرکت ارزنده تقدیر و تشکر ویژه ای داشته باشیم.

با سپاس ویژه از:

  ــ  دکتر منتظرالقائم

  ــ  دکتر فیاض

  ــ  دکتر شفیع زاده

     و دیگر عزیزانی که در پیرامون این سمینار برای برگزاری هرچه بهتر آن فعالیت نمودند.

انوش راوید،  پرنیان حامد،  نوید صلحدوست

   توجه ــ  به زودی گزارشی مشروح در ارتباط با موضوعات مطرح شده در این سمینار،  و همچنین دستاورد های آن خدمت دوستان در این وبلاگ منتشر خواهد شد.

<><><><><><><><><> 

«تمدن های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن های جهان پیش از حضور اروپائیان»

دوشنبه 27 بهمن:

عنوان سخنرانی

سخنران

زمان تقریبی

 

تلاوت قرآن و سرود ملی

8:15 – 8:30

خیر مقدم و گزارشی از دریانوردی مسلمانان

أقای دکتر اصغر منتظر القائم. مدیر گروه تاریخ

8:30 – 9:00

آیا اسناد باستانشناسی و مکتوبات کهن با آنچه تا به حال

به ما آموخته اند همخوانی دارد؟

سرکار خانم پرنیان حامد

9:00 – 10:00

دانش حیرت انگیز ایرانیان در ترسیم دیاگرام تابش خورشید

در جغرافیای کهن و شناساییدقیق قاره های زمین

در روزگاران باستان

آقای مهندس فرشاد فرشید فر

10:00– 12:00

پیوند اسطوره و حقیقت در تاریخ و جغرافیا

آقای مهندس پیشوا

12:00– 12:30

 

نماز و ناهار

12:30– 14:15

اثرات مهاجرت ایرانیان به قاره های جدید

نام های ایرانی در قاره های جدید

آقای مهندس انوش راوید

14:15– 15:00

تصویرسازی رسانه های غربی از بومیان آمریکای لاتین

و مسئولیت فیلمسازان ایرانی

آقای شهاب اسفندیاری

15:00– 16:00

اقوام ایرانی در قارة آمریکا

تبارشناسی علم جغرافیا در ایران و اروپا

آقای دکتر حمید شفیع زاده

16:00– 17:30

سه شنبه 28 بهمن:

9:30 – 10:30

آقای محمد جواد آسایش

آثار تمدن ایرانی در شیلی

10:30 - 12:00

با حضور سخنرانان

میزگرد و پرسش و پاسخ

دانشگاه اصفهان . دانشکده ادبیات و علوم انسانی . گروه تاریخ و ایران شناسی 

فیلم های سخنرانی های مربوط به همایش اصفهان

      فیلم های سخنرانی های پژوهشگران بانوی گرامی پرنیان حامد و آقای نوید صلحدوست در دانشگاه اصفهان بهمن 1393 در اینجا.

 

کلیک کنید:  حاشیه همایش تاریخی اصفهان و کلیپ های منتخب سخنرانیها

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

برگی دگر از زندگی و تاریخ

بمناسبت سومین روز در گذشت مادری مهربان مرحومه

سیده خانم مهین امامی

مجلس ختمی برگزار می گردد

زمان:  سه شنبه 14 بهمن 93  از ساعت 14:00  الی  16:00

مکان:   مسجد سجاد (ع) روستای چلاسر،  شهر تنکابن

همسر منوچهر راوید،  فرزندان انوش و انوشه،

و خانواده های محترم:  امامی، میرعباسی، میرزرگر،

یحیایی، خلعتبری، ارجمندی و سایر اقوام و دوستان

پیام تسلیت

...................................................................................

      جناب آقای انوش راوید

           با نهایت تاسف و تاثر درگذشت مادر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترم صمیمانه تسلیت می گوییم.  برای بازماندگان صبر و شکیبائی مسئلت می نماییم.

پرنیان حامد ، نوید صلح دوست

..........................................................................................

حکایت زندگی

بشنو این نی چون شکایت می‌کند <> از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند <> در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق <> تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش <> باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم <> جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من <> از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست <> لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست <> لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد <> هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد <> جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حریف هرکه از یاری برید <> پرده‌هااش پرده‌های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی کی دید <> همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

نی حدیث راه پر خون می‌کند <> قصه‌های عشق مجنون می‌کند

محرم این هوش جز بیهوش نیست <> مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد <> روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست <> تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد <> هرکه بی روزیست روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام <> پس سخن کوتاه باید والسلام

بند بگسل باش آزاد ای پسر <> چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای <> چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

کوزهٔ چشم حریصان پر نشد <> تا صدف قانع نشد پر در نشد

هر که را جامه ز عشقی چاک شد <> او ز حرص و عیب کلی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما <> ای طبیب جمله علتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما <> ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد <> کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا <> طور مست و خر موسی صاعقا

با لب دمساز خود گر جفتمی <> همچو نی من گفتنیها گفتمی

هر که او از هم‌زبانی شد جدا <> بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

چونک گل رفت و گلستان درگذشت <> نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای <> زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای

چون نباشد عشق را پروای او <> او چو مرغی ماند بی‌پر وای او

من چگونه هوش دارم پیش و پس <> چون نباشد نور یارم پیش و پس

عشق خواهد کین سخن بیرون بود <> آینه غماز نبود چون بود

آینت دانی چرا غماز نیست <> زانک زنگار از رخش ممتاز نیست

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول،  از   http://ganjoor.net


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 102

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 2072 محمد:  اگه عربا به اسپانیا یورش نبردند چرا اینقد کلمات عربی تو زبان اسپانیایی هست؟  یعنی از کجا اومدن این همه لغت عربی؟

   پاسخ انوش راوید:  مردم اسپانیا بازمانده قوم کمیری یا سمیری ایرانی هستند،  و چند صد سال مسلمانان و اعراب در آنجا حاکم بودند.  بیشترین و بزرگتری آثار معماری تاریخی اسپانیا توسط معماران ایرانی ساخته شده است.  بلکه عیسوی های شمالی به اسپانیا یورش بردند،  و از زمان اشغال آنها تاکنون اسپانیا روی خوش در کشور داری ندیده است.

   مهم ــ  هر چه می گوییم آقا جان تاریخ را تحریف و عوضی و برعکس کرده،  و در سیستم آموزشی و مخ ها کرده اند،  اگر تخصص تان است بروید تحقیقات عمیق بکنید و تاریخ واقعی را بفهمید!!  اگر هم تخصص تان نیست بی خیال،  بروید تخصص خودتان را پیگیری کنید.

   پاسخ پرنیان حامد: به کتاب " ایران در اسپانیا " شجاع الدین شفا رجوع کنید.

   پرسش 2073 بهروز:  از برخی مطالب خانم حامد لذت بردم تا رسیدم به این نوع برخورد پایین با شخصی که نقطه نظرات متفاوتی از خانم پرنیان داره (غیاث‌آبادی) و اصلا چیز جالبی نبود!  به احتمال زیاد ایشون هم برای خود دلایلی داره ولی حتی اگه فرض بگیریم که نقطه نظرات غیاث‌آبادی کاملا اشتباهه بازهم نمی‌بایست با کلماتی چون «تفو باد بر شما»، «دشمنان تاریخ ایران» و «آنقدر باقلوا و پشمک نوش جان کرده‌اند که خردشان را به کلی از دست داده‌اند»  تنگ نظری نشان داد. مانند بقیه گفتار های‌تان، لطفا در مقابل دیگران توضیحات خود را با سند ارائه دهید و قضاوت را به خوانندگان واگذارید.  پیشاپیش ممنون.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و  سپاس از نقد شما،  البته حق با شماست و انسان باید از تنگ نظری بپرهیزد اما گاهی مسئله بازی و شوخی با هویت یک ملت از طریق تحریف اسناد مطرح می شود که با هم عقیده بودن یا نبودن شخصی هیچ ارتباطی ندارد.  در طول سه سال گذشته تقریبا نود و پنج  درصد افرادی که وارد این وبلاگ شدند،  ابتدا با نظریه شخصی بنده "اسکندر الکساندر نیست" مخالف بودند هیچگاه هیچ توهینی از سوی اینجانب به آنان نشد سوال کردند، سند خواستند،  بحث کردیم لذت بردیم،  با نظرات مخالف و سوالات مکرر مرا به سوی تحقیق هرچه بیشتر سوق دادند،  که از تک تک آنان سپاسگزار هم هستم.

   اما در باب غیاث آبادی از شما تقاضا دارم عنایت بفرمایید و مراحل طی شده را دقیقا  دنبال بفرمایید،  نقد شما بزرگوار از  صفحه کوروش بزرگ (قسمت سوم)  http://www.cae.blogfa.com/post/95  مکتوب بر این وبلاگ است بالای صفه توضیحی آمده است:

..................................................................................................

   خوانندگان گرامی

    تصور اول  بر این بود که در سخنان آقای غیاث آبادی سوء تفاهمی پیش آمده است لذا از ایشان در نهایت ادب تقاضا کردیم تجدید نظر بفرمایند:  http://cae.blogfa.com/post/62

    تصور بعدی آن بود که ایشان نااگاه هستند لذا اسنادی برای اطلاع ایشان ارائه شد: http://cae.blogfa.com/post/68

   اما گویا تصوراتی بیهوده است ایشان به عمد از اسناد سوء استفاده و رسما عوام فریبی می کنند!

   لذا برای اطلاع عموم:‌

..................................................................................................

    پست 62 از سوی اینجانب خطاب به ایشان در نهایت ادب ارسال شده است و پس از ارائه سند تقاضای تجدید نظر از ایشان شد که این پاسخ ایشان بر وبلاگ خودشان بود:

   رضا مرادی غیاث آبادی یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۱:  به هر کسی که نشان بدهد نام‌ های «آریا» یا «آریایی» در کجای شاهنامه فردوسی بکار رفته است، یک پیاله یخ ‌در بهشت خنک با طعم زعفران و آبلیموی دست‌لمبو جایزه داده می‌شود.  جایزه‌ های قبلی که «پشمک فرد اعلای یزد» و «باقلوای شیراز با طعم هل و گلاب» بود، همچنان به قوت خود باقیست.

    باز صبر داشتم این بار در پست 68 با لحنی تند تر اما مودبانه بقیه اسناد ارسال شد این اسناد در شبکه های مختلف اجتماعی انعکاس پیدا کرد تجدید نظری که نشد هیچ بازی بی هویت کردن مردم ایران توسط  ایشان از طریق تحریف اسناد توهین به اقوام مختلف کشور تفرقه انداختن میان لر و کرد و آذری و خراسانی و ...  از سوی ایشان که برای رد گم کردن و فرار از زیر پاسخ علمی و ارائه اسناد موثق با تعارف باقلوا و پشمک ادامه پیدا کرد.

   شما قاضی :‌  تصور نمی کنم در این مرحله پاسخ شخصی که با تحریف اسناد ملتی را بی هویت کرده اقوام را به جان هم می اندازد و به عنوان پاسخ علمی یخ در بهشت، حلوا، پشمک و باقلوا ارسال می کند چیزی جز همان باقلوا و پشمک و مقدار تفی که برای خوردن آن نیاز است باشد.

     با سپاس از نقد شما محبت بفرمایید پس از خواندن مطالب آدرس های ذکر شده بر این وبلاگ با عنوان قاضی پاسخ خودتان را ارسال بفرمایید پاسخ شما عینا بر این وبلاگ باز خواهد شد.

با احترام،  پرنیان حامد

..................................................................................................

    در زیر ادامه اسناد اسکاندیناوی (نروژ)،  به کوشش بزرگوار آقای سیروس حقیقی (ساسان):

   پرسش 2074 ساسان:  با درود دیگر و سپاس از قدردانی شما بانو پرنیان حامد و جناب انوش راوید. امیدوارم که همیشه یاور شما و هم میهنان گرامی باشم برگردان متن دیگری از سایت روزنامه باستانشناسی را در اختیارتان میگذارم. انشا الله که در پیش برد پژوهشهایتان بکار آید.

منطقه Kaupangبزرگترین شهر نروژ تا 800 پس از میلاد بوده و گمان میرفت که مرکز بازرگانی وایکینگ باشد. اما شخصی بنام Niels Peter (دراینجا مشخص نیست که او چه کاره است) این گمانه را رد میکند و آن را نقطه پایانی جاده ابریشمی میداند که مبداء آن منطقه ای است که او آن را Khazariaخزریا / خزریه مینامد Nies Peterهمیشه در پی کسب معلوماتی درباره خزریه بود که تاریخ دانان آن را پنهان میکنند نیلس پتر با برخی از تاریخ دانان ارشد تماس میگرد تا شاید سرنخی بیابد اما آنها به او میگویند نه تنها چیزی در باره آن نمیدانند بلکه علاقه ای به دانستنش هم ندارند. تا اینکه سرانجام از برخی منابع سوئدی میشنود که پرسش هایی در آنجا مطرح است مبنی بر اینکه این خزریه ای ها بودند که مرکز بازرگانی Birka در سوئد را ایجاد کردند. Birka نقطه امن و مطمئنی است که کالا از راه ابریشم برای تمام منطقه شمال اروپا صادر میشده. به گمان او Kaupangهم نقطه مشابه Birkaدر نروژ بوده. زیرا در Kaupang پارچه های ابریشمی یافت شده که از شرق می امده.  اما خزریه کجاست؟

او میگوید خزریه منطقه ای است میان دریای خزر و دریای سیاه. جایی که یک امپراتوری نیرومند، دولتی بسیار سازمان یافته با دو پادشاه و یک ارتش مقتدر در آن مستقر بوده و بر تمامی مسیر شمال شرقی جاده ابریشم فرمانروایی میکرده و از صادر کنندگان کالا از این مسیر مالیات و عوارض دریافت میکرده. نیلس پتر میگوید آثار و شواهد خزریا در Birka -Kaupang بسیار شفاف و واضح اند و حتی Birka نامی است که از آنجا به این منطقه آمده و در اصل "bir(li)ki" میباشد که به معنی مرکز خرید و فروش کنار دریا است. حفاریها در Birkaگواه بر این مدعا است و آثاری همچون پوشاک، سکه، سلاح و یک نشان شاهانه عقاب دار در آنجا پیدا شده. او تاریخ پیدایش، درخشش و پایان این سه ناحیه را همزمان باهم تخمین زده. مراکز دیگری در دانمارک هستند مانند Ribe ، Hedeby و همچنین York ،Dublin در انگلستان که مشابه همین اشیاء در آنجا یافت شده.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما جناب آقای حقیقی سپاسگزارم از همه زحمات شما،  اسناد  گرانمایه شما   که در پست قبلی این وبلاگ باز شد گویا مورد توجه تاریخ دوستان کشورمان قرار گرفته است که نمونه آن را می توانید بر آدرسمشاهده بفرمایید:

 http://forum.hammihan.com/thread167020-2.html#post5078821

آیا در باب  قدمت   منطقه Kaupang  هم چیزی مکتوب است؟  پاینده باشید.

   پرسش 2075 مهدی:  در پرسش و پاسخ شماره 1099 قدیمی‌ترین ساختمان و بنا را در گریش مربوط به 2700 سال پیش دانسته‌اید، که کاملا درست است، اما به دنبالش فرموده‌اید "حدودا کمی پس از هوخشتره  می‌باشد".  از طرفی در جاهای دیگر تولد او را به گمانم به 660 پیش از میلاد برده‌اید. یادم نمی‌آید در کدام پرسش کنکاش بود،  اما بخشی از همان نوشته‌اتان را در ایمیل قبلی به من نیز آورده‌اید:
"
در سال 614 ق.م. هوخشتره ماد به نینوا حمله کرد و حکومت آشور را نابود ساخته و آشوریان را در به در کرد که بیشتر آنها به غرب ترکیه مهاجرت کردند. گمان نمی‌کنم هرودوتی که اجدادش اینگونه در به در شده‌اند، علاقه‌ای به تعریف کردن از مادها یا پارس‌ها داشته باشد".  حال:
الف) آیا عبارات بالا نشان نمی‌دهند که قدیمی‌ترین بنای اژه پیش از هوخشتره ساخته شده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  نقد شما وارد است بر وبلاگ در این باب توضیح کامل  ودرستی نیامده است لذا اجازه می خواهم این پرسش و پاسخ شما را در پست آینده وبلاگ گفتمان  درج کنم که سوء تفاهم ها بر طرف شود با سپاس از شما.

   پاسخ شما آنچه در باب قدمت در جزایر یونان مخصوصا آتن امده است  :

 1.Propylaea, which was completed in 432 just before the outbreak of the Peloponnesian wars.

2.Acropolis was completed in 438 BC and is probably the most recognizable structure in the world

3.The small temple known as the Thission was built in 449 BC

4,Below the Acropolis is the theater of Herod Atticus built by the Romans in 161 AD and  still used today for classical concerts

5. بسی ( Bassae) عمارت این بنا بین سالهای ۴۰۰ تا ۴۵۰ ساخته شده‌است

..................................................................................................

   همانگونه که مشاهده می فرمایید به قول خودشان عصر طلایی یونان و آتن در سالهای 430 الی 460 ق.م است.

..................................................................................................

    در عصر طلایی آتن (۴۳۰ تا ۴۶۰ قبل از میلاد مسیح) اکثر معابد بزرگ با مدیریت پریکلس بازسازی شدند. «فی‌دیاس» مجسمه ساز بزرگ، ایکتینوس و کالی کراتس از معماران معروف و مسئول تجدید بنای ساختمان‌ها بوده‌اند. در طول قرن ۵ قبل از میلاد آکروپلیس شکل نهایی خود را پیدا کرد. پس از پیروزی «اوری مدون» در سال ۴۶۸ قبل از میلاد، «سیمون» و «تمیستوکلز» بازسازی دیوارهای بخش جنوبی و شمالی را به عهده گرفتند و پریکلس امر ساختن پارتنون را به «ایکتینیوس» و «فی‌دیاس» واگذار نمود.  در ۴۳۷ قبل از میلاد مسیح منیکلز ساختمان «پروپیلاآ» را آغاز نمود که دارای ستون‌ های مرمر بوده و بخشی از آن بر روی بنای دیکتاتور آتن «پی‌سیس‌تراتوس» ساخته شد. این بنای ستون دار در حدود سال ۴۳۲ قبل از میلاد به پایان رسید و شامل دو بال بود که بخش شمالی گالری نقاشی و در بخش جنوب این ساختمان معبد دارای سر ستون «معبد آتنا نایک» بوده ‌است.  پس از جنگ پلوپونزی، ساخت معبد در زمان صلح «نیسیاس» معبد در سال‌ های بین ۴۲۱ و ۴۱۵ قبل از میلاد به پایان رسید.  در همین دوران ساختمان «ارکتیوم» که مجموعه ‌ای از معابد «آتناپولیاس»، «پوسیدون»، «ارکتئوس»، «سکروپ»، «ارس»، «پاندروسوس» و «آنگاروس» که با نام «کورپورک» بود آغاز گردید. بین معبد «آتنا نایک» و «پارتنون»، معبد «برارونیون» قرار گرفته که الهه‌ای به شکل خرس است «زوآنون» یک الهه‌است که مجسمه آن ۴ قرن قبل از میلاد مسیح ساخته شده ‌است.  در پشت راهروی «فیدیاس» یک مجسمه عظیم برنزی از «آتنا پروماکوس» (یعنی جنگجوی خط اول) در سال‌ های ۴۴۸ و ۴۵۰ قبل از میلاد ساخته و نصب شده‌ است.  پایه آن ۱٫۵متر و کل ارتفاع آن ۹ متر است.

..................................................................................................

اما دو معبد ان هم به 600 ق.م نسبت می دهند که البته با وجود اینکه 600 بعد از 614 هوخشتره است،  دوست دارم به توضیح بعدی ان هم توجه کنید:

..................................................................................................

1. یک معبد قابل ملاحظه مقدس به نام «آتنا پولیاس» (بانوی محافظ شهر) در سده ششم قبل از میلاد مسیح بنا گردید.

۶.2 قرن قبل از میلاد مسیح معبد دیگری به نام آرکایوس نائوس (معبد قدیمی) ساخته شد به نام معبد «ریش آبی» معروف گردید امروزه گفته می‌شود که معبد ریش آبی با معبد بزرگ ‌تر و از جنس سنگ مرمر به نام «پارتنون قدیمی» جانشین شده و بنای آن پس از پیروزی ماراتون در ۴۹۰ قبل از میلاد مسیح آغاز شد گفته می‌شود که بنای قدیمی پارتنون با حمله ایرانی‌ها در۴۸۰ قبل از میلاد مسیح ناتمام مانده،  در جنگ تخریب و به آتش کشیده و غارت و چپاول شد.

..................................................................................................

    یک معبدی بوده صدهزار سال قدمت داشته حالا البته ببخشید نیست اما جانشین آن هست!

     این توضیحات سند نیست، اینجا بود حالا نیست، من هم بر وبلاگ نوشتم با همه اینجا نیست اما بود شما + 100 سال هم روی آن قدمتتان با ایلام و خوزستان و جیرفت و شهداد و شهر سوخته و سیلک کاشان و .... هزاران هزار سال اختلاف دارد بیشتر هم نظرم به تخت جمشید بود چرا که آن را کپی معماری یونانی می دانند حال آنکه ستون کرنتی در ایلامی که آشور بانی پال با خاک یکسان کرد موجود بوده است (سند آن  بر وبلاگ است) و تخت جمشید تقلیدی از اجدادشان ایلامی ها بوده است نه یونانی که خود از ایلام به عاریه گرفته اند.

مطابق اسناد بالا آخرین رقمی که برای دو معبدی "که بود و حالا نیستی" که نوشتند 600 ق.م است که اگر خوش باور باشیم و بپذیزیم که واقعا موجود بوده است 14 سال پس از نابودی نینوا توسط هوخشتره بوده است. آن هم فقط دو معبد شکسته نه تمدن و پایتخت و ....

    مراقب باشید یک جزیره کرت در اژه قدمت زیاد دارد توضیح آن را ارسال می کنم اینها مهاجران قبلی بودند و فقط و فقط در این جزیره بودند (جز از توضیح زیر ورود قسمتی از آنان از مصر را هم می پذیرم) اما اینها با آتن فاصله زیاد دارند و در آتن و دیگر جزایر تا عصر طلایی هیچ تمدنی دیده نمی شود فقط این یک جزیره است.

مینوسی‌ها ساکنان جزیرهٔ کِرِت یونان بودند. ایشان از آسیای صغیر به آن جزیره مهاجرت کرده بودند. فرهنگ و تمدن ایشان آسیایی بود و به خود و تمدنشان و جزیره‌ شان به عنوان آسیایی می‌نگریستند.

   پرسش 2076 محمد:  چیزی که معلومه ما ایرانیا همیشه توسری خور بودیم و هستیم، نیازی به تحقیق و تفحصم نداره، تمدن 9هزارساله داریم ولی تا اریاییها نیمدن حکومت نداشتیم (اگه منظور شما ایرانیه که تمدن جیرفت و سیلک و شهرسوخته و بین النهرینه ولی اگه اریایی بودن میگین که اونا از جای دیگه اومدن ایران و حکومت تشکیل دادن). همیشه مغول و یونان و ترک عرب و انگلیس و روسیه بهمون حکومت کردن.

هیچوقت توان اینو نداشتیم که کشورمونو خودمون اداره کنیم..... همیشه دست نشانده ها بهمون حکومت کردن و ما از ترس جونمون خفه بودیم و فقط گفتیم چشم.

حالا من کاری به اینا ندارم شما خودت استادی. ولی میخام بگم این حرفاتون چه فرقی به حال ما میکنه؟ قدرت کوروش یه زمانی 46 تا کشور تحت نظرش آورد ولی الان به چه درد ما میخوره؟ والا هممون دوسداریم ارسطو و بقراط و انیشتین و امثال اینا ایرانی باشن چه برسه اسکندر!!! ولی اگه به عقب نگاه کنی جلو پاتو نمیتونی نگاه کنی میخوری زمین، ولی اگه گذاشتی زیر پات گذاشتی میری بالا بالاها.

من خودم تو ترکیه زندگی میکنم، وقتی به مردمش میگی قبلا شما راهزن و وحشی بودین و همش مستعمره ایران و روم و عرب، بدون هیچ ناراحتی و توهینی میگن ولی حالا داریم هر روز پیشرفت میکنیم و ارتش و نساجی و مواد غذایی و توریسم و... ما تو دنیا معروفه و در حال پیشرفته، یا برزیل همینطور..

استاد شما داری نون تاریخ میخوری و برا معروفیت این داستانا رو میبافی و خون اریایی ما را به جوش میاری!!! ولی همیشه تاریخ ایران و عراق هرکی خواسته تونسته بهش حکومت کنه چون جرات حرف زدن نداریم، توانایی انتخاب رهبر از بین خودمونو نداریم. احتیاجات درجه یکمون مثل مواد غذایی و پوشاک بی دلیل گرون میشه ما بجای اعتراض براش جوک میسازیم!!! انبار میکنیم جا اینکه نخریم! میلیارد میلیارد میدزدن ما جوک میسازیم، درحالی اینجاها انقد نمیخرن که قیمتش برگرده

شما بجا اینکه جنبش راه بندازیکه ببینی اسکندر کی بود و چنتا هند داریم و چطوری از گردنه بختیاری 30هزارنفر رد میشن، اگه دلت برا ایران میسوزه جنبش اصلاح طرز فکر اریاییهای غیور راه بنداز، تغییر تاریخ برا تعیین حد و مرز تو این دنیای به قول خودتون قرن 21 که اروپا مرز برداشته فایده ای به حال کسی نداره، فکر کن دنیام قبول کرد که اسکندر و عربم به ایران حمله نکردن... موفق باشید استاد اریایی

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  سخنان شما با وجود آنکه معیار علمی ندارد به عنوان درد و دل های شما بر وبلاگ باز خواهد شد چون تصور می کنم خیلی از افراد همچون شما دچار این گرفتاری های فکری هستند

1 یک سوال از شما خواهم کرد 2یک حقیقت را به شما فاش خواهم کرد 3و به عنوان پاسخ یک جمله شعار برای شما خواهم نوشت بشینید دقیقا به ان فکر کنید.

آیا می توانید ثابت کنید آریایی ها از خارج ایران وارد شدند؟ من اسناد معتبر دارم که آغاز کوچ آریایی ها از (جیرفت، شهداد، شهرسوخته) به کل جهان را نشان می دهد.  شما به من با سند ثابت کنید آریایی ها از خارج از ایران آمدند.

   بنده یک ریال از تاریخ عایدی ندارم. نان سنگک هزار و سیصد تومان است عایدی بنده از این کار تا به این لحظه یک نان سنگک هم نشده است که نانی از این کار خورده باشم.  گذشته چراغ راه آینده است،  پیروز و تندرست باشید.

    پاسخ انوش راوید:  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  برای هر موضوع مورد نظرتان باید به متخصص مربوطه مراجعه نمایید،  این وبلاگ نیز برای علاقمندان به تاریخ است،  نه عموم عادی و گرفتار.

   پرسش 2077 مصطفی:  با سلام، چرا اسم رودخانه در لرستان سزار است. مگر سزار در اروپا تاج گذاری نکرد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام سندی دارید که جولیوسزار در اروپا تاجگزاری کرد؟ من که سندی پیدا نکردم اسناد رومی اروپا مربوط به 50 بعد از میلاد  و پس از آن است.

   پاسخ انوش راوید:  یک زمان در شهرستان بروجرد، ما خادمی داشتیم نام او سزار بود،  جویا شده بودیم چرا سزار،  گفتند هر نوزاد که سر به بالا بدنیا می آید، سزار می گویند.

   سزار = سزا = سر بالا ظاهر شدن

   س = سر + زا = زاییدن یا ظاهر شدن.
   پرسش 2078 میلاد:  درود و خسته نباشید،  آیا رستم که در اواخر دوره ساسانی بوده و به رستم فرحزاد معروف است همان رستمی است که به دست بهمن کشته شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما خیر، همانگونه که هر داریوشی که امروز به دنیا بیاید و به این نام  نامگزاری شود داریوش هخامنشی نیست.
   ادامه پرسش:  یکی از من پرسید هدفت از اینکه سعی داری بگی تاریخ حمله.. دروغه چیه؟ چه پاسخی بهش بدم؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زودودن تحریف ها از تاریخ کشور ایران بازگرداندن افتخارات کشور ایران و کل خاورمیانه به محل اصلی آن از جمله کاشفان اصلی باطری، تلسکوپ، وزشه ای رزمی، کاشفان امریکا و.....
   ﭘﺮﺳﺶ 2079:  ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﻦ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ. ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟

   پاسخ پرنیان حامد:  مهری یا میترایی یا دیویسنا.

   نظر 2080 خواننده:  روزهای هفته به زبان انگلیسی را توجه کنید. به زبان بابلی هم مشابه همین هاست. خدایان اسکاندیناوی هم در واقع همین ها هستند آتش، چوب، پری، خورشید، ماه...

اودین در واقع وود هست (شبیه دار و درخت) یعنی چوب که روز چهارشنبه را ونزدی می گیم. تر به معنی آتش هست ترزدی یعنی پنج شنبه و الی آخر.

   پاسخ انوش راوید:  دی = 24 ساعت = یک روز و یک شب

   روز های هفته که معنی در زبان ار دارند:  کهکشان، خورشید، ماه، آتش، باد، آب، خاک، مانند سان دی = روز خورشید، سان = خورشید = پسر = طلا،  که هنوز در زبان های گالشی و محلی ایرانی گفته می شوند.

   تصویر کوه افغان در شهرستان تاریخی بن،  عکس شماره 7955، از http://shahre-ben.blogfa.com.

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید