گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

این صفحه را به اشتراک بگذارید



Google

در اين وبلاگ


Google

در ایران و ایرانیان



k2cod go Up


دانلود های وبلاگ  http://arq.blogsky.com/8


ایمیل انوش راوید



کلیک کنید اکو توریسم گته گلی خانه


کلیک کنید تقویم ایرانی


فیس بوک انوش راوید


 

گفتمان درباره اسکندر تاریخ ایران، آلکساندر یونانی نیست

 

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

 

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

کلیک کنید:  دسترسی سریع به مطالب مهم وبلاگ

 

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

 

   ضمندرود به وطن پرستی چون آقایانوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،

  پرنیان حامد

 

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

 

پرنیان حامد

 *

 

به نام خدا

فراخوان و دعوت از اساتید

      واضح است غربیان تاریخ ایران زمین را افسانه و از افسانه ها تاریخ ساخته اند،  و در این بین از هیچ کوششی جهت تغییر و ایجاد نابسامانی در تاریخ این مرز و بوم دریغ نداشته اند.  به همین منظور قصد داریم تا با تهیه مستندی برای پاکسازی تاریخ از دروغ های آن قدمی استوار برداریم،  و از تمامی اساتید و کارشناسان که در این ارتباط می توانند به ما یاری رسانند دعوت به عمل می آوریم تا با ما در تهیه این فیلم مستند همکاری داشته باشند.  از کارشناسان در بخش های زیر جهت همکاری دعوت به عمل می آید:

   ــ  اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی، علوم دینی، اسطوره شناسی،  زبان شناسی (زبان های باستانی(،  زمین شناسی،  ستاره شناسی،  علوم نظامی (نبردهای کلاسیک و باستانی(،  حمل و نقل و دریانوردی.

     لازم به تذکر است،  آن دسته از اساتیدی که با ما هم نظر نیستند،  و روایات چند سده اخیر در ارتباط با اسکندر مقدونی را همانگونه که غربیان نوشته اند حقیقت می دانند،  درخواست داریم تا با حضور خود در این مستند اسناد خود را ارائه نمایند.  موضوع فیلم در ارتباط با یکی از مهمترین گلوگاه های تاریخ یعنی دوران اسکندر مقدونیایی می باشد.  با توجه به اهمیت این شخصیت در طول تاریخ و وجود شبهات بسیار در ارتباط با این اسطوره تاریخی و همچنین تناقضات بسیاری که بعد از ترجمه های متون کلاسیک غربی در چند سده اخیر بوجود آمده اند،  بر آن شدیم تا با به اشتراک گذاری کلیه اسناد در این ارتباط چهره ای شفاف تر از اسکندر مقدونیایی و رویداد های مرتبط با دوران او به نمایش گذاریم.

  ــ  جهت هماهنگی های لازم درخواست می شود با شماره همراه 09368650556 و یا با ایمیلinfo@arq.ir با ما در ارتباط باشید.

نوید صلح دوست


برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد, نوید صلحدوست, مستندهای وبلاگ, فراخوان اساتید
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ توسط انوش راوید

آدرس پرسش و پاسخ های پاک شده

      بدلیل تغییرات در سایت بلاگفا،  چند پرسش و پاسخ وبلاگ از بین رفت،  بخاطر همین قبیل اتفاقها که در اینترنت می افتد،  هر صفحه را در دو جا پست می کنم،  آدرس چند پرسش و پاسخ پاک شده در زیر است:

82 83 84

http://ravid0.blogsky.com/1393/04/04/post-185

 

85 86 87

http://ravid0.blogsky.com/1393/04/04/post-186

 

88 89 90

http://ravid0.blogsky.com/1393/05/12/post-188

 

91 92 93

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-191

 

94 95

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-192

 

96 97

http://ravid0.blogsky.com/1393/06/23/post-193

 

98 99

http://ravid0.blogsky.com/1394/01/24/post-228

 

   توجه:  عزیزان اگر متوجه شدند پرسش و پاسخ دیگری پاک شده است،  لطف نمایند بگویند تا آدرس جدید آنرا بگذارم.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش


برچسب‌ها: پرسش پاسخ, آدرس جدید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 103

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   تصویر پژوهشگر بانو پرنیان حامد هنگام سخنرانی در دانشگاه اصفهان،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 7979.

    پرسش 2081:  با عرض سلام و ادب خدمت شما سرور گرامی،  تعدادی در کل تاریخ ایران را دروغین و کوروش را زاییده ذهن انگلیسی ها و ... معرفی کنند،  از شما بزرگوار خواهشمندم این سوالات که در زیر آمده است را با اطلاعاتی که دارید با منابع مشخص پاسخ بدهید تا شبهات برطرف گردد.  چند سؤال مهم درباره كوروش:  چرا تاریخ کشور منو باید از یونان ترجمه کنن؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این دقیقا پرسشی است که مطرح کردیم و در این راه در سال 1390 کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر ایرانی نیست" چاپ شد و در طول چهار سال گذشته گزارش ها و مقالاتی تهیه شد که اسانید کشور ایران را وا دارد، که به تاریخ کشور خودمان ارج نهد  آنچه در توان داشتم کردم و خواهم کرد یاری کنید. 

   ادامه پرسش:  قبل از انقلاب یا حتی قبل تر، چرا منبعی راجع به کوروش نیست؟؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کوروش منشوری دارد در بابل، نام و سلسله او نیز در تاریخ ایران (آثار ابوریحان بیرونی) مکتوب است. منظور از منبعی نیست چیست؟

   ادامه پرسش:  چرا باید کوروش رو انگلیس ها بسازن و به ما بدن؟؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کوروش را کسی نساخته،  کوروش را دارند بدین ترتیب انگلیس ها از ما می گیرند مراقب باشید. کوروش وجود خارجی داشته ساخته کسی نیست.

   ادامه پرسش:  چرا روز جهانی کوروش در هیچ یک از تقویم های سازمان ملل ثبت نشده و مردم جهان روز جهانی کوروش را نمیشناسن.

   پاسخ پرنیان حامد:  هوخشتره ثبت شده است؟ آشوربانی پال ثبت است؟ اردشیر بابکان ثبت شده؟ یا مثلا در سازمان ملل روز جهانی الکساندر داریم؟ چرا باید ثبت باشد؟ روز جهانی کوروش یعنی چی؟ چه مفهومی دارد؟ و از آن مهم تر آیا نوروز را به اسم ایران ثبت کردید،  که مهمتر بود که حالا به دنبال روز صلح جهانی با عنوان کوروش باشیم؟ اگر هم مفهومی دارد و ثبت نیست از بی عرضگی من و شماست کوروش و نوروز که هیچ خلیج فارس هم به زودی بحرالعرب می شود.

   ادامه پرسش:  زرتشتیان طبق آداب و اعتقاداتشان مردگان خود را می سوزانده اند اگر کوروش زرتشتی است، طبیعتا جسدش را سوزانده اند پس آرامگاه کوروش از کجا پیدا شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  سوزاندن در آیین زردشتی جرم است از آنجا که آب، خاک، و آتش مقدس بوده است، مرده خود را روی سنگ می گذاشتند تا بپوسد،  این مقدسات را آلوده نکند مقبره های هخامنشی در نقش رستم و کوروش،  همه دخمه های سنگی است که مرده را روی آن گذاشته بودند.

   ادامه پرسش:  اگر کوروش یکتاپرست بود چرا کوروش در منشور حقوق بشر که همه منسوب به او میدونن بار ها و بارها "مردوک" بت بزرگ بابل رو ستایش کرده و میگوید با یاری او بابل را فتح کرده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  احترامی که برای همه دین و آیین های آن زمان قائل شده است از یهود تا مردوک روی اون منشور اسم شمش و چند خدای دیگر هم هست هر گروهی یکجوری پرستش می کردند به همه احترام گذاشته و منشور چون فتح نامه بابل است به اعتقادات آن مردم هم احترام گذاشته برای ما و در این روزگار فهم احترام به اعتقادات دیگران خیلی سخت است با این وحشی بازی که ما پیش گرفتیم فهم چنین بزرگواری هایی غیر ممکن است.

   ادامه پرسش:  چرا در تاریخ و ادبیات ایران نامی از کوروش نیست، سعدی حافظ و دیگر شعرا نامی از کوروش کبیر نبردن؟ مگر شخصیتی قابل ستایش و بزرگی نبوده است؟!

   پاسخ پرنیان حامد:  از هوخشتره که نینوا را فتح کرد و اولین بنیانگذار حکومت و قضاوت در ایران است نامی آوردند؟ سعدی و حافظ از اشکانیان نامی آوردند؟  تاریخ ایران به صورت نماد است باید نمادها را رمزگشایی کنید تا ببنید به خوبی نام همه آنها را آوردند.

   ادامه پرسش:  چرا حتی فردوسی که کتابش داستان شاهان است نامی از کوروش نبرده است؟ فردوسی که از شاهان و حکومتهایی قبلتر از هخامنشیان و بعدتر از آنها.

   پاسخ پرنیان حامد:  تکرار می کنم شاهنامه فردوسی حدود شش هزار سال تاریخ را در شصت هزار بیت در بر دارد نمی توانسته اسم تک تک شاهان را بنویسد سلسله ها را با یک نام مشخص کرده است این کار در ایران روا بوده است همانگونه که همه شاهان اشکانی اشک هستند.  جمشید، ضخاک، رستم و .... اینها با سالهای طولانی چون هشتصد سال و هزار سال و .... نماد سلسله های  ایران است کوروش و خاندانش  به خوبی  و درستی در میان آنان است باور کنید.

   ادامه پرسش:  منابعی که برای این سوالات ذکر شده است داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران، ۱۳۸۷، صفحات ۳۴۷ و ۳۴۸ و ۳۵۱که بنده اصلا به این کتاب دسترسی ندارم و اصلا نمیدانم اصل این سوالات مطرح شده آیا صحیح است یا خیر ممنون خواهم شد اگر پاسخ بنده را بدهید و در نهایت نتیجه را در سایت خودتان هم قرار بدهید.

   پاسخ پرنیان حامد:  سوالات مطرح شده از سوی آنان همه غلط و بی سند است افرادی که ندانند در آیین زردشتی سوزاندن حرام است و تنها برای سرکوب افتخارات کشوری بی سند چنین سوالاتی را مطرح می کنند لایق پاسخ نیستند سوالات را تنها به احترام شما پاسخ گفتم پاینده باشید.

   پرسش فرزین 2082:  سلام، می خواستم بدانم این عبارت از چه منبعی اقتباس شده. البته می دانم که از بندهش است اما منظورم این است که کدام چاپ:

 خجندرود: به میان سمرقند و خرنمانه برود او را رود جخشر خوانند. (بندهش)، سمرقند و خرنمانه اسامی از شهرهای بین النهرین بوده اند.

در اصل می خواهم بدانم که خرنمانه چگونه به جای فرغانه آمده است ...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس فراوان از شما اشتباه چاپ در کتاب صفحه 266 در چاپ بعدی تصحیح خواهد شد لغت فرغانه است (چنین لغتی خرنمانه در هیچ بندهشی وجود ندارد) باز هم با سپاس از توجه شما  پاینده باشید.

 

   پرسش بهزاد 2083:  دکتر راوید اگه شما با خانم پرنیان حامد و آقای شفیعزاده رابطه دارین میشه بخواین که به ای میل های من جواب بدن. آخه از خانم حامد خواستم که کتابهایی درباره دین میترایی یا مهری معرفی کنن و سوال های دیگه که جواب ندادن تا حالا و قبلا هم از آقای شفیع زاده چنتا سوال پرسیدم که ایشون هم جواب ندادن. یعنی انقدر سرشون شلوغه؟ بازم درود به شما که جواب میدین و اینکه کاش شما استادان تحقیقاتتون رو به صورت پی دی اف روی سایت میزاشتین سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام

یغ مهر .... احمد حامی ....چاپ داورپناه

آیین میترا ...مارتین ورمازرن ... ترجمه بزرگ نادرزاد ....نشرچشمه

دین مهری.....فرانتس کومن ....ترجمه احمد اجودانی ......نشر ثالث

آیین مهر ( میترایسم )   هاشم رضی .....انتشارات بهجت

گسترش آیین ایرانی در اروپا .....پروفسور المارشوتهایم .....ترجمه نادرقلی درخشانی...نشر ثالث

پژوهش نو در میتراپرستی ....دیوید اولانسی ....ترجمه مریم امینی .... نشر چشمه

ادامه پرسش:  من ویدیو های استادان شمارو دیدم خیلی خیلی جالب بود میخواستم بدونم این استادان کتاب هم دارن؟ جزوه؟ نوشته؟pdf?  واقعا اینهارو من میخوام اگه یاری کنید سپاسگزارتونم پیروز باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستف کلمب ... دکتر حمید شفیع زاده ... ناشر: مولف

جغرافیای کهن و سرزمین های گمشده ....فرشاد فرشید راد ....انتشارات سمرقند

اسکندرتاریخ ایران الکساندر یونانی نیست ... پرنیان حامد ....نشر آویژه

   ادامه پرسش:  استاد راوید از شما میخوام ایمیل همه استادانی که توی همایش ایرانشناسی اصفهان سخرانی کردنو برای من بفرستین. سپاس. پیروز باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما عزیز، من دکتر نیستم یه مهندس ساده هستم، امیدوارم این اساتید پاسخ دهند و PDF منتشر کنند.  کتاب های بیشتر درباره دین میترایی و مهری را باید از یک کتاب شناس بپرسید،  مانند کتاب فروشی بلخآقای مهندس پیشوا بپرسید،  تهران تلفن 88951312 .  ایمیل اساتید اصفهان را نمی دانم در جستجوهای وبسایت ارگ  ایمیل و نام مورد نظر را بنویسید،  اگر بود که بود،  اگر نبود به وبسایت دانشگاه اصفهان مراجعه نمایید، و از آنها بخواهید.

جالب:  عزیزانی درباره نیایشگاه های آیین مهر امروزی پرسجو کردند،  تنها جایی که من می شناسم و آئین مراسم مهر با ترکیبی از آئین های باستانی در آن انجام می شود،  معبد مهربابا در هندوستان است،  عکسها در اینجا.

   نظر سیروس 2084:  با درود،  سندی از کتاب دیوید ریکس دریافت کردم که بد نیست شما از آن باخبر شوید اما چون گذرتان دیگر به هم میهن نمی افتد،  اینجا پستش میکنم:

"بگفته پروفسور دیوید ریکس یونان امروزی از 338 پیش از میلاد استقلال نداشته"

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما، با سپاس از سند شما برای اطلاع خوانندگان  بر وبلاگ باز خواهد شد.

   توجه:  چند پرسش و نظر،  و پاسخ آنها،  که در رابطه با موضوع این وبلاگ نبودند،  در اینجا توسط من و بانو پرنیان حامد پاسخ داده شده است.

 

 

   ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ توسط انوش راوید

چهارشنبه سوری و نوروز

مبارک باد

7002 = 1394

  چهارشنبه سوری

      در چهارشنبه سوری،  آتش در تمام سرزمین های تاریخی ایران شعله می کشد.  آتش اولین دست آورد دانایی بشر است،  که از برکت آن رشد و تکامل تمدن حاصل شده است.  آتش چهارشنبه سوری یاد آور آن است،  که ما باید تمام دست آورد های نیاکان مان را قدر گذاریم،  حتی اولین آن را که آتش باشد.  مردم ایران در سراسر دنیا علاقمندند،  که چهارشنبه سوری را با متانت و آرامش، و ضمن حفظ تمدن عالی آریایی ایرانی برگزار کنند.

 

نوروز 7002 آریایی ایرانی

 برابر با 1394 هجری خورشیدی

 تبریک

 

 

      هفت هزار و دومین نوروز ایرانی را به همه ایرانیان در تمام گیتی تبریک می گوییم،  و امیدواریم آئین های کهن ایرانی هرچه بهتر و علمی تر اجرا شود.  یکی از مهمترین آئین های ایرانی،  با چهارشنبه سوری و خانه تکانی آغاز می شود،  که نماد ایجاد تغییر در دید و ذهن و آگاهی است،  تغییر در اندیشه و اساس و پایه می باشد.  شناختن کهنه ها و دور ریختن هاست،  پرت کردن آنچه که لازم نیست،  و ممکن است دست و پا گیر باشد.  این را باید دانست،  چهارشنبه سوری فقط برای سرو صدا و ایجاد آتش و بازی ها نیست،  خانه تکانی نوروزی فقط برای نظافت نیست،  در آنها فلسفه تغییر نهفته است،  از گذشته های دور ایرانیان می دانستند،  یک شخص و در کل جامعه،  بدون تغییر فسیل شده و فاسد و بیمار است،  و خواه ناخواه تحلیل می ورد،  و نابود می شود.

      در شرایط فعلی ایران که عدم درک ضرورت تغییر و نفوذ استعمار و امپریالیسم دیده می شود،  جشن های امروزی چهارشنبه سوری و نوروز،  چندان برابر خواسته تاریخی ایرانی نمی باشد.  باید شاد بودن الکی،  قر و فر دادن های بی معنی را در این روزها کنار گذاشت،  و بفکر ایجاد تغییرات بنیادی در درک چهارشنبه سوری و نوروز بود،  تا بتوان آنچه را که برای ایران لازم است،  در قرن نو پیاده کرد،  شاید به مفهوم واقعی انسانی رسید.  همچنین لازم است،  گفتمان های مختلف را پیشه کرد،  آزادی و دمکراسی نوروز را دوباره کشف نمود،  و نیز بطور کامل به حقوق و گپ و اندیشه دیگران احترام گذاشت،  و کلاً اخلاق خوب ایرانی را شناخت و پرپا کرد،  تا درصورت توانستن به ایجاد تغییرات،  ثمره آن پا پر جا بماند،  و دوام دار شود.

"سال 7002 میترایی و 1394 هجری خورشیدی را با اصول علمی تاریخی آن آغاز کنیم"

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

کلیپ های مهم دفاع از تاریخ ایران

پیش گفتار

      در این صفحه کلیپ ها و مستند های مهم دفاع از تاریخ ایران نمایش داده می شود،  که توسط علاقمندان و پیگیران وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان دروغ های تاریخ تهیه شده است.

کلیپ نقد از میز دوارانی پرگار بی بی سی

      کلیپ مهم دفاع از تاریخ ایران از پژوهشگر مستند ساز تاریخی آقای نوید صلح دوست،  با توضیح کوتاه از ایشان در زیر:

      با درود و سلام خدمت تمامی گرامیان

      چندی پیش بی بی سی فارسی در راستای اهداف خاصی که این شبکه و گردانندگان آن دنبال می کنند در یکی از سری میزگردهایش به نام پرگار،  به موضوع علل دوگانگی چهره اسکندر در متون ایرانی پیش و پس از اسلام پرداخت،  که هدف آن در اصل دروغین نشان دادن اسکندر ایرانی و تمامی منابع کهن ایرانی در این ارتباط بود،  و در این میان با وارونه نشان دادن و پنهان کردن بخش هایی از تاریخ سعی در تلقین این موضوع به مخاطبان خود داشت که این دروغ (ایرانی بودن نسب اسکندر) فقط توسط ایرانیان ساخته شده است،  و در هیچ نوشتار دیگری اثری از آن نمی توان یافت.  بر این اساس بر آن شدیم تا با تهیه یک مستند کوتاه و ارائه اسناد و مدارکی از سوی خود مورخین یونانی به این بخش از دروغ پردازی های شبکه بی بی سی که در جهت تحریف حقایق تاریخی صورت می پذیرد پاسخ دهیم.  مستند "دروغهای بی بی سی" در همین ارتباط تهیه و خدمت شما بزرگواران ارائه می گردد.  نوید صلح دوست.

 * * * * * * * * * * * 

توجه:  قالب بلاگفا کلیپ فوق از سایت آپارات را نپذیرفت،

  جهت دیدن کلیپ مهم به اینجا بروید.

یا در:  http://www.aparat.com/v/DuPYT  

* * * * * * * * * * *

   نظر انوش راوید:  درود،  اروپائیان بویژه انگلیسها با انواع ترفندها و با کمک عوامل خودشان،  می خواهند بگویند که ایرانیان یا آریائیان که شامل ایران و آسیای میانه اصطلاحی و افغانستان و کردستان و آذربایجان  است،  در طول تاریخ شکست خورده از همه و هیچ بودند،  و خود آنها مهم و همه چیز بودند.  عزیزان اغفال ترفندها و حقه بازی های رنگارنگ استعماری آنها نشوید،  با مطالعه وبلاگ گفتمان تاریخ به واقعیت های تاریخی پی ببرید.

   مهم ــ  فیسبوک پرگار بی بی سی،  کلیپ نقد فوق را از بخش نظرات خود حذف کرد،  این اقدام بر خلاف ادعای آزادی اندیشه و قلم است،  در این کلیپ هیچ اهانتی و هیچ مشکل ضد دمکرات وجود ندارد،  که آنرا حذف کردند.  عزیزان علاقمند این کلیپ و نقد های خودشان را با حفظ محیط دمکرات در سایت های مربوط به BBC منجمله پرگار قرار دهند.

   تصویر داعشیان یا نوکران استعمار مشغول نابود کردن آثار تاریخی،  مشروح مستند در اینجا،  عکس شماره 7964.

کلیک کنید:  مستند سازان تاریخ نوین ایران

کلیک کنید:کلیپ ها و مستند های وبسایت ارگ

کلیک کنید:  تاریخ مستند سازی های تقلبی و القا دروغهای تاریخی

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

تاریخ سیاسی یا سیاست تاریخی

      همگان اهل تاریخ و تاریخ اجتماعی می دانند،  امروزه از داستان های تاریخی،  که بفراوانی بجای تاریخ علمی وجود دارد،  سوء استفاده های سیاسی می شود،  و با گفتن و نوشتن از دروغ های تاریخ،  سیاسیون کار های خودشان را پیش می برند.  مثلاً  بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه (۳ مارس/ ۱۲ اسفند 93) در کنگره آمریکا سخنرانی کرد،  وی در این سخنرانی از داستان استر و خشایارشا گفت،  که استر یک توطئه بزرگ را افشا کرد،  و یهودیان را نجات داد،  و این نخست وزیر بشدت مورد تشویق نمایندگان آمریکا قرار گرفت.  او در این سخنرانی از یک داستان بی پایه و اساس تاریخی،  وسیله ای برای مقاصد سیاسی خودش ساخت.  نمونه این سبک کار و استفاده از دروغ های تاریخ بمنظور اهداف سیاسی زیاد است.

عکس بنجامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هنگام سخنرانی در کنگره آمریکا،  عکس شماره 7965.

      وظیفه جوانان باهوش متخصص ایرانی است،  که نسبت به شناسایی دروغ های تاریخ و پاک کردن آنها از تاریخ ایران اقدام کنند.  در این میان اساتید تاریخ ایران عموماً در خواب و غفلت هستند،  و همچنان به دروغ های تاریخ چسبیده اند،  دروغ هایی که بوضوح مورد سوء استفاده دشمنان ایران و ایرانی هم قرار می گیرد.  عدم هوشیاری و دقت در این موارد،  صدمات غیر قابل جبرانی به ایران و ایرانی وارد خواهد ساخت،  که بخش مهم مسئولیت آن بعهده اساتید تاریخ ایران است.

      اساتید تاریخ ایران،  بیایید دروغها را شناسایی کنید،  و دست از آنها بردارید،  دروغ هایی که  عموماً در ادامه روند سیستم آموزشی استعماری نوشته شده است،  و با انواع ترفندها بخورد ملتها داده اند.  بیایید تحقیق و تحلیل های مستقل ملی مردمی داشته باشید،  و واقعاً دست از دروغ های تاریخ بردارید،  و سیستم آموزشی ایران را پاک سازی کنید.

<><><><><><><> 

   پرسش یک خوانند وبلاگ:  در کتاب استر آمده خشایارشا چند هزار ایرانی را کشت،  و در ادامه تاریخ آمده که اسکندر برای انتقام به پارس حمله کرد.  در جمع بندی کتاب اسکندر ایرانی،  الکساندر مقدونی نیست،  اسکندر از رومیه در ایر ان دو سوی ارس بوده،  و به شوش و تخت جمشید حمله می کند.  پس آیا می تواند داستان استر درست باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در داستان  استر آمده است،  که اخشویرش ......،،  اخشویرش یا اخشروش به چه سندی می تواند خشایارشای هخامنشی باشد؟  شما حداقل یک سند در یکی بودن این دو شخصیت تاریخی به من ارائه بدهید!

   1 .  نه نام این دو شباهتی به هم دارد.

   2 .  شخصیت و اعمال اخشویرش در استر شباهتی به شخصیت و اعمال خشایارشا در کتیبه های هخامنشی ندارد.

   3 .   به روایات باقی مانده خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است،  که به سن پیری رسیده است،  و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است.

  4 .  تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران،  با واقعیت تاریخی بیست ایالت در زمان خشایارشا در تضاد است.

   5 .  شجره نامه اخشویرش در تاریخ ایران:  اخشویرش پسر کیرش پسر جاماسپ (ملقب به عالم)،  با شجره نامه خشایارشا در تاریخ ایران:  خشایارشا پسر داریوش نوه کورش پسر کمبوجیه ....  تفاوت فاحش دارد!

   6 .  در تاریخ ایران اخشویرش یکی از چهار سرداری است،  که با بخت النصر (از نوادگان گودرز) به فرمان بهمن بیت المقدس را با خاک یکسان می کنند.  او سپس با پادشاه هند کارزار کرد و منشور حکومت هند را از بهمن دریافت کرد.  اخشویرش را زنی بود بزرگوار به نام وشنا,  که چون او را خطایی رفت,  او را کشت و زن دیگری از بنی اسرائیل با نام استیر (استیژ-اشتر-استر- استاره) اختیار کرد،  که نام فرزند او کیورش بود.

      کدام قسمت این روایت با خشایارشا هخامنشی هم خوانی دارد؟   خشایارشا تا آنجا که می دانیم نه بیت المقدس را با خاک یکسان کرده!  نه به هند لشکر کشیده!  نه زن خود را کشته!  نه زن یهودی داشته!  نه نام فرزند او کورش بوده!  و نه خودش و پسرش به مذهب یهودی بوده اند!  در تمامی کتیبه های هخامنشی قسم به اهورا مزدا و اهورا میترا و آناهیتا است!

      پس باید بدانیم که به درستی مشخص نیست،  که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است.

   بگفته شائول شاکد،  استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت،  در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا،  گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد،  و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود.  نظریه‌ هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است.

    برخی محققین کتاب مقدس تاریخ نگارش کتاب استر را به دوران سلوکی‌ها مربوط می‌سازند،  ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی عبری نویسنده بیانگر این است،  که کتاب قبل از شکست ایران از سپاه الکساندر نوشته شده‌ است.

   حال اخشویرش که بوده؟  و چه کسی به انتقام چه چیزی به روایت چه کسی (لابد یونانیان؟)  به ایران حمله کرده؟ خودتان قضاوت کنید  ببینید فرض و حکم این مسئله شما چقدر دچار تناقض است.  از وبلاگ گفتمان درباره تاریخ.

داستان پوریم و خشیارشا

      خشایارشا،  شهریار بزرگ هخامنشی،  از پادشاهان هخامنشی بود،  هخامنش به معنی کسانی که منش آنها برادری است.  پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.  نام خشایارشا از دو جزء خشای = خشی = خوب و خشنود،  و آرشا = آر = آریایی = ایران + شا = شاه = بزرگ،  درکل =  بزرگ آریایی خوب،  تشکیل شده است،  جهت اطلاع در اینجا.  خشیارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید،  و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند،  و بعد به بابل رفت و تداوم انقیاد بابل را فراهم ساخت.

      در تاریخ دروغ های بسیاری گفته و نوشته شده است،  این دروغها بر چند اصل قرار دارند،  مانند:  1 ــ  از ابتدای تاریخ دین های قدیمی برای جلب نظر و ایجاد حقانیت و بدست آوردن پول،  در ادامه سبک کار جادو گران و رمالها،  دروغ می گفتند.  2 ــ  جهت رجز خوانی های جنگی و حکومتی،  که در افسانه ها و اشعار و غیره دیده می شود،  دروغ می گفتند.  3 ــ  اصل و بیشترین دروغ های تاریخی،  توسط استعمار و امپریالیسم بمنظور مقاصد شوم گفته شده است،  که با گسترش و رشد نشر بخوبی جا افتاده اند.

      در طول تاریخ بسیاری از داستانها،  که هیچ ریشه و تحلیل در واقعیت های تاریخ اجتماعی ندارند،  مورد سوءاستفاده استعماری و دینی قرار گرفته اند،  مانند:  پوریم.  چون من نمی خواهم چندان وارد موضوعات دینی شوم،  فقط در این اندازه آنرا داستان دینی می دانم و می گویم.  البته بعضی اوقات افراد به اشتباه و یا سادگی،  بنا به دید خود در موارد و موضوعات نگاه و تفسیر هایی می کنند،  مانند:  ابن حوقل،  با دیدن نقش برجسته داریوش و اسیران،  فکر کرد که داریوش یک معلم است،  و جلوی دانش آموزان ایستاده است،  او کمان داریوش را شلاقی تصور کرد،  که معلم برای تنبیه بچه ها از آن استفاده می کرد.  آبل پینس فرانسوی از یاران رابرت شرلی انگلیس در زمان حکومت صفویه،  نقش برجسته ها و کتیبه های بیستون را،  که بالای صخره قرار گرفته بود،  عروج عیسی توصیف کرد.  ژاردن فرانسوی نگاره بیستون را صلیبی با 12 حواری انگاشت،  روبرت کرپورتر نگاره بیستون را صحنه ای از تورات و نمایندگان قوم بنی اسرائیل دانست،  که در حضور سلمانصر شاه آشور هستند.

      باید توجه داشت از ابتدای قرن 21 ،  و با فرو ریختن های ابتدای قرن 21 ،  دور جدید تمدن بشری آغاز شده است،  و تاریخ تمدن دارد وارد مراحل حساس تاریخی خود می شود.  سرعت تحولات زیاد است،  و باید با دقت تمام موضوعات و مسائل را زیر نظر داشت،  غفلت و کوتاهی از این مهم،  سپردن ادامه تمدن جهان به دشمنان تاریخی است.  حتی ممکن است،  در دوران جدید تمدن کنترل انرژی،  دشمنان ملتها و سرمایه داری لجام گسیخته،  با هر وسیله،  حتی مانند قرار دادن تراشه در زیر پوست،  مردمان زیر دست را کنترل نمایند،  ببرند و غارت کنند، بکشند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند.  سرمایه داری امپریالیسم بی رحمانه دریاها را مانند خلیج مکزیک آلوده به نفت کرده،  و هوا را مانند نشت رادیو اکتیو فوکوشیمای ژاپن دارد نابود می کند.  باید هر شخص در حرفه و تخصص خودش،  آگاهی های لازم برای ورود به تمدن جدید را داشته باشد،  تا کف بسته تسلیم نشد،  بلکه شرافتمندانه و بهتر وارد تمدن جدید گردید،  در سخنرانی انوش راوید توضیحات بیشتری گفته شده است.

   عکس کتیبه سه زبانی خشیارشا،  بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ اختصاصی تجر داریوش بزرگ در تخت جمشید،  عکس شماره 604،  این کتیبه ها اسناد واقعی تاریخی هستند،  می بایست بند بند آنها را تفسیر و تحلیل کرد،  مشروح در معروف ترین کتیبه های ایران.  ولی استعمار زدگان و بیچارگان به دروغ های تاریخی،  به دروغ های تاریخی بدون سند و مدرک جسبیده اند،  که هیچ گونه رابطه ای با علم و تاریخ و تاریخ اجتماعی ندارند.

   پرسش خواننده وبلاگ:  آیا کتاب استر و ماجرای پوریم واقیعیت دارد؟

   پاسخ انوش راوید:  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی یا سینی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی،  که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

   عکس آگهی فیلم یک شب با پادشاه،  One Night with the King ،  درباره خشایارشا و استر،  داستان دیگری از هالیود است،  DVD  آن در بازار موجود است،  پیشنهاد می کنم ببینید،  و درباره آن نظر بدهید،  عکس شماره 7053.  

   پرسش:  آیا سیزده بدر رفتن ایرانی ها مربوط به فرار و از شهر خارج شدن مردم بخاطر گریزاز کشتار پوریم است؟

   پاسخ:  در پرسش و پاسخ 42 در اینجا.

کلیک کنید:  تاریخ هنر های رزمی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ ترفند های سیاسی در ایران

کلیک کنید:  تاریخ نگهداری آثار تاریخی در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ  http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

مصاحبه با روزنامه ایران

http://inn.tarnamahost.ir/News/1263.html

گفت‌وگو با پرنیان حامد،  تاریخ ‌پژوه

از الکساندر مقدونی تا اسکندر ایرانی

   ایران آنلاین/  ما همگی با این سرخوردگی بزرگ تاریخی بزرگ شده‌ایم که سلسله‌ هخامنشی را حمله‌ ویران‌گر سپاهیان اسکندر مقدونی برانداخت و جانشینان بیگانه‌ او، سلوکیان، دویست و اندی سال بر ایران حکومت کردند.

      هر چند ما همگی تصوری بدیهی از این واقعه داریم، اما نظریات موازی در علم تاریخ وجود دارد که اساس این حمله‌ی بزرگ و تصرف ایران توسط مقدونیان را زیر سوال می‌برد. پژوهش‌گران اسناد و شواهدی را یافته‌اند که به ما می‌گوید اسکندر تاریخ ایران با الکساندر مقدونی نسبتی ندارد. به مناسبت تاریخ سقوط شوش به دست سپاه اسکندر مقدونی به روایات یونانی، به سراغ پرنیان حامد رفته‌ایم تا در خصوص این نظریه‌ی موازی بیش‌تر بدانیم. او پیش از این کتاب «اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست» را در این زمینه منتشر کرده است.

 

   پرسش:  ادعای واقعی نبودن اسکندر مقدونی ظاهرا ریشه‌یی قدیمی دارد و حتا ابوریحان نیز به آن اشاره کرده است. لطفا کسانی را که در طول تاریخ بر این ادعا بوده‌اند بیان بفرمایید.؟

   پرنیان حامد:  تناقضات و ناهمگونی‌هایی که در مکتوبات برای یکی کردن دو شخصیت تاریخی از دیر زمان به چشم دیده می‌شود باعث سردرگمی اکثر مورخان بعدی در تاریخ ایران همچون ابوریحان بیرونی، طبری، بلعمی و.... شده است.

      خاطر نشان می‌کنم  خود مورخان  یونانی که  در باب  شخصی با نام  الکساندر با 300 سال اختلاف زمان با واقعه سخن می‌گویند با وجود درهم کردن دو سرگذشت از مکان‌هایی سخن می‌گویند که با تفسیرهای امروزی اختلاف فاحش دارد در حدی که حتی مورخان بعدی آن‌ها  همچون استرابو نیز رسما حقیقت این اتفاق را زیر سوال می‌برد. من در بررسی تاریخ سنتی کشور خودمان نیز به اسناد جالبی برخوردم که شرح آن‌ها را در کتابم آورده‌ام. اسناد تاریخی ایران از شخصیتی با لقب اسکندر سخن می‌گوید که حدود 266 سال با الکساندر مورخان یونانی اختلاف زمانی دارد و اعمال او نیز با الکساندر تفاوت دارد، اما متاسفانه این دو شخصیت به هر دلیلی توسط مفسرین تاریخ در طول زمان با هم به اشتباه ادغام شده‌اند.

      توجه دارید که نخستین مورخ یونانی- رومی که در باره‌ی الکساندر نوشته است و مکتوبات او  به ما رسیده است، دیودور سیسیلی در سال 30 ق.م است که خود 300 سال با آن واقعه اختلاف زمانی دارد و همین فاصله می‌تواند سبب هم‌آمیزی این دو شخصیت در تاریخ‌های غربی باشد.

      اسکندر تاریخ کشور ما در کلیه‌ی مکتوبات این کشور شخصی است که به سال 65 ق.م بابل را فتح کرد. طبری می‌گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

   پرسش:  اما متاسفانه کسی به تفاوت این دو توجه نمی‌کند. ما در متن کتاب شهرستان‌های ایران‌شهر به زبان پهلوی شاهد دو نام مختلف هستیم: یکی «گجستک سوکندر ئی اروما» و دیگری «گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس» اما متاسفانه هر دوی آن‌ها به الکساندر مقدونی تفسیر و ترجمه شده است. اما آیا ممکن است در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان یک نام را با دو گونه‌ی متفاوت آورده شود؟

   پرنیان حامد:  نمونه‌های بی‌شماری از این تناقضات در تاریخ کشور ما و در مکتوبات مورخان یونانی و رومی آمده است که فرصت بازگویی همه‌ی آن‌ها را در این مجال نداریم. اما بجاست که در این جا یاد کنم از چهار پیش‌کسوت بزرگوارم زنده‌یاد مهندس احمد حامی، زنده‌یاد ذبیح بهروز، زنده‌یاد اصلان غفاری و اقای دکتر محمودی بختیاری که کلیه‌ی تحقیقات پژوهش‌گران بعدی در مورد این نظریه را مرهون بنیادی هستیم که این بزرگواران پایه نهادند و امیددارم با کلیه‌ی اسنادی که امروز از دسترنج تک تک محققان این کشور گردآوری شده و فرضیه‌ی این بزرگواران را به راحتی اثبات می‌کند بتوانیم حقیقت تاریخ کشورمان و جهان را مکتوب کنیم.

   پرسش:  این که اسکندر مقدونی به ایران حمله نکرده با این که اسکندر ایرانی بوده است دو مساله‌ی متفاوت است. آیا از مورخان کسی به این مورد نیز اشاره داشته است؟

   پرنیان حامد:  پس از توضیحات فوق شاید بهتر باشد نام این دو شخص را نیز از هم جدا کنیم. یکی الکساندر مورخان یونانی که به ایران حمله کرد و این حمله در تاریخ کشور ایران نیز مکتوب و تایید شده است اما نام او در این مکتوبات کهرم، مخفف کی‌هروم، به معنی پادشاه سوریه، پسر ارجاسب است. حمله‌ی مکتوب شده در نوشته‌های تاریخی ایران مانند متن یادگار زریران با نوشته‌ی مورخان یونانی هم‌خوانی کامل دارد و حساب تاریخ ایران آن را در حدود سال 320 ق.م را نشان می‌دهد. این فرد با اسکندر در تاریخ کشور ما در همین نوشته‌های تاریخی 266 سال اختلاف زمانی دارد، لذا تکرار می‌کنم الکساندر مورخان یونانی، اسکندر مکتوب در تاریخ کشور ما نیست. اسکندر ایرانی بود، اما الکساندر به استناد نوشته‌ همان مورخان یونانی، و هم‌چنین سکه‌هایش و محل تولد او اهل شمال کشور سوریه‌ی امروزی است. اکثر مورخان کشور ما اسکندر را پسر داراب مکتوب کرده‌اند. دیگر مورخانی که اعتقاد به این مسئله ندارند او را پسر فیلقوس از نوادگان عیص بن اسحاق بن ابراهیم می‌دانند که در هیچ کدام از دو مورد بالا سخنی از کشور مقدونیه‌ی امروزی  و یا کشور گریک امروزی در میان نیست. یونان باستان به استناد همان لوح‌های بابلی، که آن را سند ورود الکساندر به کشور ایران تفسیر کرده‌اند، کشور گریک امروزی نیست که من در گزارش لوح‌های بابلی شرح آن را داده‌ام.

   پرسش:  چرایی این تحریف اگر صرفا از سوی سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم انجام می‌شد کاملا پذیرفتنی بود. اما چرا در دنیای قدیم این تحریف تا این حد عمومیت یافت و جای حقیقت تاریخی را گرفت؟

   پرنیان حامد:  علت اصلی آن دشمنی حکومت ساسانیان با سلسله اشکانی و سوگندهای فرزندان ساسان برای نابودی نسل اشکانیان است که در اسناد کشور ما مکتوب است. همان گونه که می‌دانید ما متاسفانه در این کشور از حکومت اشکانی تقریبا هیچ سندی نداریم چرا که حکومت ساسانی به علت این تنفر کلیه‌ی این مدارک را نابود کرده است. دنیای قدیم نیز همچون امروز دچار سیاست‌مدار و تعصبات منطقه‌ای و مذهبی بوده است.

      در نظر داشته باشید که اشکانیان پیرو آیین میترایی بوده‌اند و ساسانیان دین مزدایی داشته‌اند. بنا بر این جهان‌گیری اشکانیان و فتوحات گسترده‌ آنان نه تنها برای فرزندان ساسان جذابیتی نداشته، که به عنوان رقیب کوشیده‌اند آثار آن را نیز از میان بردارند. اما این آثار هنوز کمابیش در دسترس ما ست. در پرونده‌ی اسکندر ایرانی، سر سلسله‌ی اشکانیان، فتح اروپا نمایان است و اسناد اروپا از جمله صدها معبد میترایی آن را تایید می‌کند. نام منطقه‌ی اسکاندیناوی نیز سند دیگری است که در زبان آن منطقه بی‌مفهوم و در زبان پهلوی پارتی به صورت اسکان دینا وی و به مفهوم اشکان دین‌آور آمده است. علت این نام‌گذاری که از سوی مردم این منطقه ورود اسکانی‌ها به این ناحیه توجیه شده که همان اشکانی‌ها هستند و دیگر مدارک اروپا نیز این فتح را تایید می‌کند.

     در واقع مورخان یونانی با سوء استفاده از تنفر دولت ساسانیان از حکومت اشکانیان و اسکندر هم‌چنین تنفر کلیساهای اروپا از اسکندر و فتوحاتش در این ناحیه به راحتی توانستند از ادغام این دو شخصیت موجودی افسانه‌یی برای خود بسازند که البته بین نیمه‌ی اول و دوم زندگی او حدود 266 سال فاصله بوده است و این فاصله را نیز با سلسله‌ای ساختگی با نام سلوکیان پر کرده‌اند. سکوت دولت ساسانی به علت گرایش به مذهب مزدایی و از بین بردن قهرمانی‌های این شخصیت با مذهب میترایی و سکوت اروپا برای از بین بردن آثار فتوحات اسکندر در اروپا و گریز از قید مذهب میترایی و استقلال آن‌ها بوده است. دکتر محمودی بختیاری عقیده دارند شباهت نام این دو شخصیت نیز کارساز بوده است. ایشان، ذبیح بهروز و اصلان غفاری و خانم پوران فرخزاد معتقدند که اسکندر ایرانی در واقع اسِ کنتار به معنای اشک دلیر است. ترکیب نام او و لقب او یعنی اسِ کنتار، به لحاظ آوایی شباهت کمی به الکساندر داشته است و همین سوءاستفاده‌ها و سوءتفاهم‌ها را آسان‌تر کرده است.

      البته که هیچ انتظار دیگری نیست، نه از سیاست‌مداران امروز، نه از سیاست‌مداران قرن نوزدهم و بیستم، نه از متعصبان کلیسای دنیای قدیم، نه از حکومت ساسانیان که علاقه‌ای به بیان و دفاع از قهرمانی‌های این سلسله نداشتند که چنین حقیقتی را در جهان مکتوب کرده باشند. انتظار از استادان و پژوهش‌گران امروز کشور ایران است که بی‌تعصب گرد هم آیند و حقیقت این تناقضات را آشکار سازند.

   پرسش:  امروز اسناد فراوانی را برای حمله‌ی اسکندر مقدونی ذکر می‌کنند. چه‌گونه ادعای «اس کنتار» ایرانی می‌تواند با این حجم اسناد رو در رو شود؟ آیا در سوی مقابل، نظریه‌ی شما چنین اعتبار اسنادی‌یی را دارد؟

   پرنیان حامد:  کدام اسناد؟ این اسنادی که شما می‌فرمایید حتی ورود کهرمی را که ما با عنوان الکساندر مورخان یونانی می‌پذیریم، به مرزهای امروزی کشور ایران اثبات نمی‌کند. کلیه‌ی نشانی‌هایی که مورخان یونانی برای الکساندر نوشته‌اند مرزهای غربی کشور ایران امروزی است نه کشور افغانستان امروزی. زمانی که مورخ یونانی خود نوشته است رود اکسوس از کوه‌های قفقاز سرچشمه می‌گیرد به دریای کاسپیان می‌ریزد تفسیر آن به آمودریا را تنها سیاست یک سیاست‌مدار می تواند انجام دهد. کندن کوه‌های قفقاز از غرب دریای خزر و بردن آن به شرق این دریا عوام‌فریبی و سندسازی محسوب می‌شود نه اعتبار سندی برای یک واقعه. رود تانایس اگر مرز اروپا و آسیاست و شمال باختریش،  باختریش چگونه به بلخ امروزی تفسیر شده است؟ افغانستان امروزی مرز اروپا و آسیا است؟ این‌ها سند نیست این‌ها تفسیر مفسری است که به مقتضی تعصبات و سیاست گذشته و امروز عوام را می‌فریبد که علت آن هم بر ما واضح است: کوچک کردن تمدن بزرگ ایران و خاورمیانه و تمدن‌سازی برای منطقه‌ی اروپایی که به علت وجود یخ‌های قطور اصلا تمدنی نداشته است. و سپس ناگهان در تاریخ شاهد شهرسازی‌های فراوان الکساندر در ایران هستیم که برداشتی از مکتوبات تاریخ ایران در باب اسکندر خودمان است. آیا شما می‌توانید جز معبد لائودیسه که علت وجود آن در این منطقه پیمان‌نامه‌ی صلح گم‌شده‌ی ارشک و انتی‌اخوس سوم است، یک دیوار بازمانده به سبک یونانی از زمان این قهرمان خیالی در کل کشور ایران به من نشان بدهید؟ به افغانستان استناد نکنید. اسناد افغانستان نیز تحریف بی‌شرمانه‌ی دیگری است که چنان چه مایل باشید در فرصتی دیگر به آن خواهیم پرداخت. به هر تقدیر اول باید ثابت کنند این الکساندری که می‌گویند از کشور ایران عبور کرده است. و باید ثابت کنند در کشور ایران شهرها ساخته است. در تاریخ ما آمده است اسکندر در جی شهر ساخت. یک دیوار، یک الوار، یک گچ‌کاری، یک کتیبه... آخر  یک نشانه از این شهر به سبک یونانی در اصفهان به من نشان بدهید که ادعای یکی بودن این الکساندر و اسکندر ایرانیان را بپذیریم.  در واقع آن که شهر ساخته است، ایرانی بوده و به سبک خودمان شهر ساخته است، لذا اثری از شهرهای یونانی در این کشور نیست.

   پرسش:  یعنی مدعیان حمله‌ الکساندر مقدونی هیچ سند دیگری را نمی‌آورند؟

   پرنیان حامد:  از این دست اسناد مخدوش فراوان آورده‌اند که در وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ به طور مفصل آن‌ها را بررسی کرده‌ام. به عنوان نمونه به سکه استناد کرده‌‌اند. حال آن که سکه یک شیء قابل جابه‌جایی است و نمی‌تواند سند ورود این فرد به ایران باشد. هر چند همین سکه‌ها را نیز بررسی کردم و دیدم که چهره‌ی این فاتح خیالی بر هر سکه‌ای شکل دیگری است. سکه‌ها و مجسمه‌هایی که به الکساندر مورخان یونانی نسبت می‌دهند نه تنها مردی دو چهره، بل مردی صد چهره است. هر آن چه از زیر خاک می‌یابند می‌گویند این همان الکساندر است. آیا صورت مجسمه‌ی منسوب به الکساندر موزه‌‌ی ترکیه با صورت کاشی‌کاری منسوب به الکساندر یک صورت است که هر دو الکساندر باشند؟ جالب این که صورت مجسمه‌ی ترکیه مشابه صورت مجسمه‌ی مهر در اروپا و صورت کاشی‌کاری مشابه صورت معبد دورا در سوریه است. اما این دو شخص نامشابه هر دو همان الکساندر مورخان یونانی تفسیر می‌شوند. از دید شما و خوانندگان شما این سند است یا سندسازی؟

    محکم‌ترین به اصطلاح سندی که تا به امروز در باب این قهرمان خیالی به ما ارائه داده‌اند، لوح‌های بابلی است که من آن‌ها را به دقت بررسی کردم. این لوح‌ها به صورت بسیار عجیبی شکستگی و خوردگی دارند. جالب این که در ترجمه‌ی اولیه نه تنها سند ورود شخصی به جایی نیست بلکه سرلوح‌ها و نام‌های باقی مانده از آن تاکید بر زمان‌های مختلف، شاهان مختلف و وقایع مختلف می‌کنند. آن چه شما از آن به عنوان سند الکساندر مقدونی یاد می‌کنید در حقیقت تنها تفسیر مترجمی است که از روی تعصبات شخصی لوح شاهان مختلف هخامنشی و وقایع اتفاق افتاده در زمان‌های مختلف را به حدس و به استناد ذهنی شخص خودش به الکساندر مقدونی نسبت می‌دهد. این مفسرین حتی پایبند مکتوبات مورخان یونانی نیز نمانده‌اند و در هر کجا که نوشته‌ی مورخ یونانی مغایر با افکار شخصی آنان است مورخ را فورا متهم به نادانی و ناآگاهی می‌کنند. در این مورد به کوشش آقای نوید صلح‌دوست گزارشی کوتاه تهیه شده و از طریق اینترنت در اختیار مردم کشورم قرار گرفت تا اگاه باشند و بدانند این اسنادی که می‌گویند دچار چه تناقضاتی است.

   پرسش:  چرا این نظریه امروز حداقل در مجامع دانشگاهی ایرانی جایگاهی ندارد؟ آیا این به خاطر ضعف اعتباری این نظریه است یا دلایل دیگری را در این امر موثر می‌دانید؟

   پرنیان حامد:  فرضیه و نظریه‌ی اولیه‌یی که از سوی پیش‌کسوتان بزرگوار من در این کشور مطرح شد نقد درستی از تناقضات در این موضوع تاریخی بود. اسناد اولیه‌یی که این بزرگواران در رابطه با هرگز نسوختن تخت جمشید، جابه‌جایی مکان‌ها و... ارائه دادند، اسناد بنیادینی بود که نیاز به کار بیش‌تر و تحقیق بیش‌تر و اسناد محکم‌تر داشت. آن اسناد این بزرگواران را بر آن داشت که باور کنند الکساندری که مورخان یونانی ذکر کرده‌اند، همان سرسلسله‌ی اشکانیان است. من نیز کتاب خودم را در سال 1390 به چاپ رساندم و در اختیار مردم و مجامع علمی قرار گرفت. اما اسناد این کتاب که تنها شامل اسناد تاریخ کشور ایران بود، برای اثبات این حقیقت در جوامع بین‌المللی هنوز کافی نبود و برای تایید نیاز به اسناد محکم دیگری داشتیم، اسناد و شواهدی از دیگر مکتوبات جهان و مهم‌تر از آن بررسی اسناد دست اول از جمله کتیبه‌ها، لوح‌ها، سکه‌ها و... این اسناد در طول سه سال گذشته از سوی این جانب جمع‌آوری شد که به صورت همین گزارش‌های کوتاه، فیلم، کتاب و از طریق وبلاگ گفتمان دروغ‌های تاریخ در اختیار  مردم کشورم قرار داده شده و خواهد شد.

     امید است با اسناد جمع‌آوری شده استادان کشورم به تاریخ جامع و اسناد کشور خودمان کمی توجه  بیش‌تری کنند و تاریخ کشورمان را به درستی احیا کرده و تفسیرهای بی‌سند جهان در باب تاریخ کشورمان را بی‌جهت و به عنوان حقیقت بدیهی تاریخی نپذیرند و بتوانند این تناقضات را از تاریخ کشور ما بزدایند. امیدوارم استادان این رشته روزی قهرمان کشورمان را به تاریخ ما بازگردانند و الکساندر یونانیان را در همان جایگاهی که در تاریخ ایران از او یاد شده است و همان سرنوشتی که در تاریخ ایران برای او مکتوب است قرار بدهند. اما باید بدانیم که زدودن دروغی دو هزار ساله از تاریخ یک کشور کار یک روزه نیست. باید به این بزرگوارن وقت بدهیم.

   پرسش:  به رغم بزرگ بودن و موثر بودن این ادعا،مقالات پژوهشی و کتاب‌های علمی کمی در این باره منتشر شده است. علت این کمبود را چه تحلیل می‌کنید؟

   پرنیان حامد:  انتظار تغییر عقیده از افرادی که سال‌های سال زندگی خود را صرف ترجمه و نوشتن زندگی‌نامه‌ها و فتح‌نامه‌های الکساندر مقدونی در این کشور کرده‌اند، انتظاری بی‌جا است، حتی اگر به این حقیقت و تناقضات ترجمه شده توسط خودشان کاملا واقف باشند. لذا از گروه بزرگی از پژوهش‌گران و اساتیدی که به آن راه رفته‌اند باید صرف نظر کنیم و انتظاری از آنان نداشته باشیم؛ نمونه‌ی آن استاد محترم دانشگاهی بود که  دو سال پیش  حتی اجازه‌ی  نوشتن پایان‌نامه‌ی دانشجوی خود در باب این نظریه به استناد کتاب مرا نداده‌اند. انتظار دیگری از ایشان نبود. اما شما هم از علت کمبود از من نپرسید. علت‌ها این است که افرادی که سال‌ها وقت خود را صرف اشتباه کرده‌اند، راه تحقیق نسل بعدی را هم می‌بندند. امید ما به همان دانشجوی گرامی خواهد بود که استاد آینده این کشور است. پس صبر داشته باشیم و صبر داشته باشید.

گفت و گو از سید امین موسوی زاده

 

نظرات انوش راوید در بخش نظرات صفحه فوق:

  1 ــ  درود و سپاس از گرامی سید امین موسوی زاده،  علاقمند جهت مطالعه مشروح مطالب به وبلاگ گفتمان درباره دروغهای تاریخ به آدرس زیر مراجعه نمایند:

http://cae.blogfa.com

  2 ــ  درود،  بیشتر مطالب تاریخی آکادمیک غربی،  بر گرفته از تاریخ نویسی استعماری قرون 18 و 19 است،  و آنها جهت سبک کارشان تاریخ را نوشته اند.  این نوع تاریخ نویسی که بشدت همراه دروغ و دونگ است،  با انواع ترفندها بخورد مردم داده اند.  اما امروزه با وجود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی،  باید این دروغها شناسایی و افشا و از سیستم آموزشی و علمی و مطالعاتی ایران خارج شوند،  مشروح در وبسایت ارگ

http://arq.ir

.............................................................

فیلم گزارش مشروح  سخنرانی دانشگاه  اصفهان به زودی  بر

http://www.cae.blogfa.com/post/189

 

ارگ  http://arq.ir

 



نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

برد حضور ایرانیان در جهان

   تصویر پوستر های سمینار بررسی تمدن های قاره آمریکا پیش از حضور اروپائیان،  و ارتباط آنها با سایر فرهنگ های جهان بویژه ایران،  در 27 و 28 بهمن 93 در دانشگاه اصفهان،  همراه با سخنرانی  نوید صلحدوست (انوش راوید) و پرنیان حامد،  عزیزان علاقمند پیگیری نمایند.

سمینار مهم تاریخی در دانشگاه اصفهان

      نشست «تمدن‌ های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن ‌های جهانی پیش از حضور اروپائیان»  در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان آغاز به کار کرد.  این نشست به مدت ۲ روز توسط گروه تاریخ و ایرانشناسی دانشگاه اصفهان برگزار ‌گردید،  در روز اول ۶ سخنران از جمله دکتر منتظرالقائم،  مدیر گروه تاریخ دانشگاه اصفهان به سخنرانی پرداختند،  و در روز دوم این نشست با سخنرانی آقای محمد جواد آسایش،  صفیر فعلی ایران در قطر،  و برگزاری جلسه‌ پرسش و پاسخ دانشجویان به پایان ‌رسید.

دکتر ابوالحسن فیاض،  دبیر علمی همایش بررسی «تمدن‌ های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن‌ های جهانی پیش از حضور اروپائیان» در حاشیه این همایش گفت:  هدف از این همایش بررسی این موضوع است،  آیا پیش از رسیدن اروپاییان به آمریکا،  فردی به قاره‌ امریکا پا نهاده بود؟  و اینکه آیا جغرافی ‌دانان ایرانی از وجود قاره‌ امریکا اطلاعی داشته‌ اند یا خیر؟.

دکتر فیاض در پایان گفت:  محتوای این نشست برای علاقمندان بصورت لوح فشرده تهیه و توزیع می‌شود.

اظهار قدردانی و سپاسگزاری

    "سمینار تمدن های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن های جهان پیش از حضور اروپاییان" به همت بزرگان و اساتید محترم دانشگاه اصفهان برگزار گردید،  و در اینجا لازم است از بانیان این حرکت ارزنده تقدیر و تشکر ویژه ای داشته باشیم.

با سپاس ویژه از:

  ــ  دکتر منتظرالقائم

  ــ  دکتر فیاض

  ــ  دکتر شفیع زاده

     و دیگر عزیزانی که در پیرامون این سمینار برای برگزاری هرچه بهتر آن فعالیت نمودند.

انوش راوید،  پرنیان حامد،  نوید صلحدوست

   توجه ــ  به زودی گزارشی مشروح در ارتباط با موضوعات مطرح شده در این سمینار،  و همچنین دستاورد های آن خدمت دوستان در این وبلاگ منتشر خواهد شد.

<><><><><><><><><> 

«تمدن های قاره آمریکا و ارتباط آن با دیگر تمدن های جهان پیش از حضور اروپائیان»

دوشنبه 27 بهمن:

عنوان سخنرانی

سخنران

زمان تقریبی

 

تلاوت قرآن و سرود ملی

8:15 – 8:30

خیر مقدم و گزارشی از دریانوردی مسلمانان

أقای دکتر اصغر منتظر القائم. مدیر گروه تاریخ

8:30 – 9:00

آیا اسناد باستانشناسی و مکتوبات کهن با آنچه تا به حال

به ما آموخته اند همخوانی دارد؟

سرکار خانم پرنیان حامد

9:00 – 10:00

دانش حیرت انگیز ایرانیان در ترسیم دیاگرام تابش خورشید

در جغرافیای کهن و شناساییدقیق قاره های زمین

در روزگاران باستان

آقای مهندس فرشاد فرشید فر

10:00– 12:00

پیوند اسطوره و حقیقت در تاریخ و جغرافیا

آقای مهندس پیشوا

12:00– 12:30

 

نماز و ناهار

12:30– 14:15

اثرات مهاجرت ایرانیان به قاره های جدید

نام های ایرانی در قاره های جدید

آقای مهندس انوش راوید

14:15– 15:00

تصویرسازی رسانه های غربی از بومیان آمریکای لاتین

و مسئولیت فیلمسازان ایرانی

آقای شهاب اسفندیاری

15:00– 16:00

اقوام ایرانی در قارة آمریکا

تبارشناسی علم جغرافیا در ایران و اروپا

آقای دکتر حمید شفیع زاده

16:00– 17:30

سه شنبه 28 بهمن:

9:30 – 10:30

آقای محمد جواد آسایش

آثار تمدن ایرانی در شیلی

10:30 - 12:00

با حضور سخنرانان

میزگرد و پرسش و پاسخ

دانشگاه اصفهان . دانشکده ادبیات و علوم انسانی . گروه تاریخ و ایران شناسی 

فیلم های سخنرانی های مربوط به همایش اصفهان

      فیلم های سخنرانی های پژوهشگران بانوی گرامی پرنیان حامد و آقای نوید صلحدوست در دانشگاه اصفهان بهمن 1393 در اینجا.

 

کلیک کنید:  حاشیه همایش تاریخی اصفهان و کلیپ های منتخب سخنرانیها

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

برگی دگر از زندگی و تاریخ

بمناسبت سومین روز در گذشت مادری مهربان مرحومه

سیده خانم مهین امامی

مجلس ختمی برگزار می گردد

زمان:  سه شنبه 14 بهمن 93  از ساعت 14:00  الی  16:00

مکان:   مسجد سجاد (ع) روستای چلاسر،  شهر تنکابن

همسر منوچهر راوید،  فرزندان انوش و انوشه،

و خانواده های محترم:  امامی، میرعباسی، میرزرگر،

یحیایی، خلعتبری، ارجمندی و سایر اقوام و دوستان

پیام تسلیت

...................................................................................

      جناب آقای انوش راوید

           با نهایت تاسف و تاثر درگذشت مادر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترم صمیمانه تسلیت می گوییم.  برای بازماندگان صبر و شکیبائی مسئلت می نماییم.

پرنیان حامد ، نوید صلح دوست

..........................................................................................

حکایت زندگی

بشنو این نی چون شکایت می‌کند <> از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند <> در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق <> تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش <> باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم <> جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من <> از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست <> لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست <> لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد <> هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد <> جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حریف هرکه از یاری برید <> پرده‌هااش پرده‌های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی کی دید <> همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

نی حدیث راه پر خون می‌کند <> قصه‌های عشق مجنون می‌کند

محرم این هوش جز بیهوش نیست <> مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد <> روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست <> تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد <> هرکه بی روزیست روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام <> پس سخن کوتاه باید والسلام

بند بگسل باش آزاد ای پسر <> چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای <> چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

کوزهٔ چشم حریصان پر نشد <> تا صدف قانع نشد پر در نشد

هر که را جامه ز عشقی چاک شد <> او ز حرص و عیب کلی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما <> ای طبیب جمله علتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما <> ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد <> کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا <> طور مست و خر موسی صاعقا

با لب دمساز خود گر جفتمی <> همچو نی من گفتنیها گفتمی

هر که او از هم‌زبانی شد جدا <> بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

چونک گل رفت و گلستان درگذشت <> نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای <> زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای

چون نباشد عشق را پروای او <> او چو مرغی ماند بی‌پر وای او

من چگونه هوش دارم پیش و پس <> چون نباشد نور یارم پیش و پس

عشق خواهد کین سخن بیرون بود <> آینه غماز نبود چون بود

آینت دانی چرا غماز نیست <> زانک زنگار از رخش ممتاز نیست

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول،  از   http://ganjoor.net


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 102

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 2072 محمد:  اگه عربا به اسپانیا یورش نبردند چرا اینقد کلمات عربی تو زبان اسپانیایی هست؟  یعنی از کجا اومدن این همه لغت عربی؟

   پاسخ انوش راوید:  مردم اسپانیا بازمانده قوم کمیری یا سمیری ایرانی هستند،  و چند صد سال مسلمانان و اعراب در آنجا حاکم بودند.  بیشترین و بزرگتری آثار معماری تاریخی اسپانیا توسط معماران ایرانی ساخته شده است.  بلکه عیسوی های شمالی به اسپانیا یورش بردند،  و از زمان اشغال آنها تاکنون اسپانیا روی خوش در کشور داری ندیده است.

   مهم ــ  هر چه می گوییم آقا جان تاریخ را تحریف و عوضی و برعکس کرده،  و در سیستم آموزشی و مخ ها کرده اند،  اگر تخصص تان است بروید تحقیقات عمیق بکنید و تاریخ واقعی را بفهمید!!  اگر هم تخصص تان نیست بی خیال،  بروید تخصص خودتان را پیگیری کنید.

   پاسخ پرنیان حامد: به کتاب " ایران در اسپانیا " شجاع الدین شفا رجوع کنید.

   پرسش 2073 بهروز:  از برخی مطالب خانم حامد لذت بردم تا رسیدم به این نوع برخورد پایین با شخصی که نقطه نظرات متفاوتی از خانم پرنیان داره (غیاث‌آبادی) و اصلا چیز جالبی نبود!  به احتمال زیاد ایشون هم برای خود دلایلی داره ولی حتی اگه فرض بگیریم که نقطه نظرات غیاث‌آبادی کاملا اشتباهه بازهم نمی‌بایست با کلماتی چون «تفو باد بر شما»، «دشمنان تاریخ ایران» و «آنقدر باقلوا و پشمک نوش جان کرده‌اند که خردشان را به کلی از دست داده‌اند»  تنگ نظری نشان داد. مانند بقیه گفتار های‌تان، لطفا در مقابل دیگران توضیحات خود را با سند ارائه دهید و قضاوت را به خوانندگان واگذارید.  پیشاپیش ممنون.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و  سپاس از نقد شما،  البته حق با شماست و انسان باید از تنگ نظری بپرهیزد اما گاهی مسئله بازی و شوخی با هویت یک ملت از طریق تحریف اسناد مطرح می شود که با هم عقیده بودن یا نبودن شخصی هیچ ارتباطی ندارد.  در طول سه سال گذشته تقریبا نود و پنج  درصد افرادی که وارد این وبلاگ شدند،  ابتدا با نظریه شخصی بنده "اسکندر الکساندر نیست" مخالف بودند هیچگاه هیچ توهینی از سوی اینجانب به آنان نشد سوال کردند، سند خواستند،  بحث کردیم لذت بردیم،  با نظرات مخالف و سوالات مکرر مرا به سوی تحقیق هرچه بیشتر سوق دادند،  که از تک تک آنان سپاسگزار هم هستم.

   اما در باب غیاث آبادی از شما تقاضا دارم عنایت بفرمایید و مراحل طی شده را دقیقا  دنبال بفرمایید،  نقد شما بزرگوار از  صفحه کوروش بزرگ (قسمت سوم)  http://www.cae.blogfa.com/post/95  مکتوب بر این وبلاگ است بالای صفه توضیحی آمده است:

..................................................................................................

   خوانندگان گرامی

    تصور اول  بر این بود که در سخنان آقای غیاث آبادی سوء تفاهمی پیش آمده است لذا از ایشان در نهایت ادب تقاضا کردیم تجدید نظر بفرمایند:  http://cae.blogfa.com/post/62

    تصور بعدی آن بود که ایشان نااگاه هستند لذا اسنادی برای اطلاع ایشان ارائه شد: http://cae.blogfa.com/post/68

   اما گویا تصوراتی بیهوده است ایشان به عمد از اسناد سوء استفاده و رسما عوام فریبی می کنند!

   لذا برای اطلاع عموم:‌

..................................................................................................

    پست 62 از سوی اینجانب خطاب به ایشان در نهایت ادب ارسال شده است و پس از ارائه سند تقاضای تجدید نظر از ایشان شد که این پاسخ ایشان بر وبلاگ خودشان بود:

   رضا مرادی غیاث آبادی یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۱:  به هر کسی که نشان بدهد نام‌ های «آریا» یا «آریایی» در کجای شاهنامه فردوسی بکار رفته است، یک پیاله یخ ‌در بهشت خنک با طعم زعفران و آبلیموی دست‌لمبو جایزه داده می‌شود.  جایزه‌ های قبلی که «پشمک فرد اعلای یزد» و «باقلوای شیراز با طعم هل و گلاب» بود، همچنان به قوت خود باقیست.

    باز صبر داشتم این بار در پست 68 با لحنی تند تر اما مودبانه بقیه اسناد ارسال شد این اسناد در شبکه های مختلف اجتماعی انعکاس پیدا کرد تجدید نظری که نشد هیچ بازی بی هویت کردن مردم ایران توسط  ایشان از طریق تحریف اسناد توهین به اقوام مختلف کشور تفرقه انداختن میان لر و کرد و آذری و خراسانی و ...  از سوی ایشان که برای رد گم کردن و فرار از زیر پاسخ علمی و ارائه اسناد موثق با تعارف باقلوا و پشمک ادامه پیدا کرد.

   شما قاضی :‌  تصور نمی کنم در این مرحله پاسخ شخصی که با تحریف اسناد ملتی را بی هویت کرده اقوام را به جان هم می اندازد و به عنوان پاسخ علمی یخ در بهشت، حلوا، پشمک و باقلوا ارسال می کند چیزی جز همان باقلوا و پشمک و مقدار تفی که برای خوردن آن نیاز است باشد.

     با سپاس از نقد شما محبت بفرمایید پس از خواندن مطالب آدرس های ذکر شده بر این وبلاگ با عنوان قاضی پاسخ خودتان را ارسال بفرمایید پاسخ شما عینا بر این وبلاگ باز خواهد شد.

با احترام،  پرنیان حامد

..................................................................................................

    در زیر ادامه اسناد اسکاندیناوی (نروژ)،  به کوشش بزرگوار آقای سیروس حقیقی (ساسان):

   پرسش 2074 ساسان:  با درود دیگر و سپاس از قدردانی شما بانو پرنیان حامد و جناب انوش راوید. امیدوارم که همیشه یاور شما و هم میهنان گرامی باشم برگردان متن دیگری از سایت روزنامه باستانشناسی را در اختیارتان میگذارم. انشا الله که در پیش برد پژوهشهایتان بکار آید.

منطقه Kaupangبزرگترین شهر نروژ تا 800 پس از میلاد بوده و گمان میرفت که مرکز بازرگانی وایکینگ باشد. اما شخصی بنام Niels Peter (دراینجا مشخص نیست که او چه کاره است) این گمانه را رد میکند و آن را نقطه پایانی جاده ابریشمی میداند که مبداء آن منطقه ای است که او آن را Khazariaخزریا / خزریه مینامد Nies Peterهمیشه در پی کسب معلوماتی درباره خزریه بود که تاریخ دانان آن را پنهان میکنند نیلس پتر با برخی از تاریخ دانان ارشد تماس میگرد تا شاید سرنخی بیابد اما آنها به او میگویند نه تنها چیزی در باره آن نمیدانند بلکه علاقه ای به دانستنش هم ندارند. تا اینکه سرانجام از برخی منابع سوئدی میشنود که پرسش هایی در آنجا مطرح است مبنی بر اینکه این خزریه ای ها بودند که مرکز بازرگانی Birka در سوئد را ایجاد کردند. Birka نقطه امن و مطمئنی است که کالا از راه ابریشم برای تمام منطقه شمال اروپا صادر میشده. به گمان او Kaupangهم نقطه مشابه Birkaدر نروژ بوده. زیرا در Kaupang پارچه های ابریشمی یافت شده که از شرق می امده.  اما خزریه کجاست؟

او میگوید خزریه منطقه ای است میان دریای خزر و دریای سیاه. جایی که یک امپراتوری نیرومند، دولتی بسیار سازمان یافته با دو پادشاه و یک ارتش مقتدر در آن مستقر بوده و بر تمامی مسیر شمال شرقی جاده ابریشم فرمانروایی میکرده و از صادر کنندگان کالا از این مسیر مالیات و عوارض دریافت میکرده. نیلس پتر میگوید آثار و شواهد خزریا در Birka -Kaupang بسیار شفاف و واضح اند و حتی Birka نامی است که از آنجا به این منطقه آمده و در اصل "bir(li)ki" میباشد که به معنی مرکز خرید و فروش کنار دریا است. حفاریها در Birkaگواه بر این مدعا است و آثاری همچون پوشاک، سکه، سلاح و یک نشان شاهانه عقاب دار در آنجا پیدا شده. او تاریخ پیدایش، درخشش و پایان این سه ناحیه را همزمان باهم تخمین زده. مراکز دیگری در دانمارک هستند مانند Ribe ، Hedeby و همچنین York ،Dublin در انگلستان که مشابه همین اشیاء در آنجا یافت شده.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما جناب آقای حقیقی سپاسگزارم از همه زحمات شما،  اسناد  گرانمایه شما   که در پست قبلی این وبلاگ باز شد گویا مورد توجه تاریخ دوستان کشورمان قرار گرفته است که نمونه آن را می توانید بر آدرسمشاهده بفرمایید:

 http://forum.hammihan.com/thread167020-2.html#post5078821

آیا در باب  قدمت   منطقه Kaupang  هم چیزی مکتوب است؟  پاینده باشید.

   پرسش 2075 مهدی:  در پرسش و پاسخ شماره 1099 قدیمی‌ترین ساختمان و بنا را در گریش مربوط به 2700 سال پیش دانسته‌اید، که کاملا درست است، اما به دنبالش فرموده‌اید "حدودا کمی پس از هوخشتره  می‌باشد".  از طرفی در جاهای دیگر تولد او را به گمانم به 660 پیش از میلاد برده‌اید. یادم نمی‌آید در کدام پرسش کنکاش بود،  اما بخشی از همان نوشته‌اتان را در ایمیل قبلی به من نیز آورده‌اید:
"
در سال 614 ق.م. هوخشتره ماد به نینوا حمله کرد و حکومت آشور را نابود ساخته و آشوریان را در به در کرد که بیشتر آنها به غرب ترکیه مهاجرت کردند. گمان نمی‌کنم هرودوتی که اجدادش اینگونه در به در شده‌اند، علاقه‌ای به تعریف کردن از مادها یا پارس‌ها داشته باشد".  حال:
الف) آیا عبارات بالا نشان نمی‌دهند که قدیمی‌ترین بنای اژه پیش از هوخشتره ساخته شده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  نقد شما وارد است بر وبلاگ در این باب توضیح کامل  ودرستی نیامده است لذا اجازه می خواهم این پرسش و پاسخ شما را در پست آینده وبلاگ گفتمان  درج کنم که سوء تفاهم ها بر طرف شود با سپاس از شما.

   پاسخ شما آنچه در باب قدمت در جزایر یونان مخصوصا آتن امده است  :

 1.Propylaea, which was completed in 432 just before the outbreak of the Peloponnesian wars.

2.Acropolis was completed in 438 BC and is probably the most recognizable structure in the world

3.The small temple known as the Thission was built in 449 BC

4,Below the Acropolis is the theater of Herod Atticus built by the Romans in 161 AD and  still used today for classical concerts

5. بسی ( Bassae) عمارت این بنا بین سالهای ۴۰۰ تا ۴۵۰ ساخته شده‌است

..................................................................................................

   همانگونه که مشاهده می فرمایید به قول خودشان عصر طلایی یونان و آتن در سالهای 430 الی 460 ق.م است.

..................................................................................................

    در عصر طلایی آتن (۴۳۰ تا ۴۶۰ قبل از میلاد مسیح) اکثر معابد بزرگ با مدیریت پریکلس بازسازی شدند. «فی‌دیاس» مجسمه ساز بزرگ، ایکتینوس و کالی کراتس از معماران معروف و مسئول تجدید بنای ساختمان‌ها بوده‌اند. در طول قرن ۵ قبل از میلاد آکروپلیس شکل نهایی خود را پیدا کرد. پس از پیروزی «اوری مدون» در سال ۴۶۸ قبل از میلاد، «سیمون» و «تمیستوکلز» بازسازی دیوارهای بخش جنوبی و شمالی را به عهده گرفتند و پریکلس امر ساختن پارتنون را به «ایکتینیوس» و «فی‌دیاس» واگذار نمود.  در ۴۳۷ قبل از میلاد مسیح منیکلز ساختمان «پروپیلاآ» را آغاز نمود که دارای ستون‌ های مرمر بوده و بخشی از آن بر روی بنای دیکتاتور آتن «پی‌سیس‌تراتوس» ساخته شد. این بنای ستون دار در حدود سال ۴۳۲ قبل از میلاد به پایان رسید و شامل دو بال بود که بخش شمالی گالری نقاشی و در بخش جنوب این ساختمان معبد دارای سر ستون «معبد آتنا نایک» بوده ‌است.  پس از جنگ پلوپونزی، ساخت معبد در زمان صلح «نیسیاس» معبد در سال‌ های بین ۴۲۱ و ۴۱۵ قبل از میلاد به پایان رسید.  در همین دوران ساختمان «ارکتیوم» که مجموعه ‌ای از معابد «آتناپولیاس»، «پوسیدون»، «ارکتئوس»، «سکروپ»، «ارس»، «پاندروسوس» و «آنگاروس» که با نام «کورپورک» بود آغاز گردید. بین معبد «آتنا نایک» و «پارتنون»، معبد «برارونیون» قرار گرفته که الهه‌ای به شکل خرس است «زوآنون» یک الهه‌است که مجسمه آن ۴ قرن قبل از میلاد مسیح ساخته شده ‌است.  در پشت راهروی «فیدیاس» یک مجسمه عظیم برنزی از «آتنا پروماکوس» (یعنی جنگجوی خط اول) در سال‌ های ۴۴۸ و ۴۵۰ قبل از میلاد ساخته و نصب شده‌ است.  پایه آن ۱٫۵متر و کل ارتفاع آن ۹ متر است.

..................................................................................................

اما دو معبد ان هم به 600 ق.م نسبت می دهند که البته با وجود اینکه 600 بعد از 614 هوخشتره است،  دوست دارم به توضیح بعدی ان هم توجه کنید:

..................................................................................................

1. یک معبد قابل ملاحظه مقدس به نام «آتنا پولیاس» (بانوی محافظ شهر) در سده ششم قبل از میلاد مسیح بنا گردید.

۶.2 قرن قبل از میلاد مسیح معبد دیگری به نام آرکایوس نائوس (معبد قدیمی) ساخته شد به نام معبد «ریش آبی» معروف گردید امروزه گفته می‌شود که معبد ریش آبی با معبد بزرگ ‌تر و از جنس سنگ مرمر به نام «پارتنون قدیمی» جانشین شده و بنای آن پس از پیروزی ماراتون در ۴۹۰ قبل از میلاد مسیح آغاز شد گفته می‌شود که بنای قدیمی پارتنون با حمله ایرانی‌ها در۴۸۰ قبل از میلاد مسیح ناتمام مانده،  در جنگ تخریب و به آتش کشیده و غارت و چپاول شد.

..................................................................................................

    یک معبدی بوده صدهزار سال قدمت داشته حالا البته ببخشید نیست اما جانشین آن هست!

     این توضیحات سند نیست، اینجا بود حالا نیست، من هم بر وبلاگ نوشتم با همه اینجا نیست اما بود شما + 100 سال هم روی آن قدمتتان با ایلام و خوزستان و جیرفت و شهداد و شهر سوخته و سیلک کاشان و .... هزاران هزار سال اختلاف دارد بیشتر هم نظرم به تخت جمشید بود چرا که آن را کپی معماری یونانی می دانند حال آنکه ستون کرنتی در ایلامی که آشور بانی پال با خاک یکسان کرد موجود بوده است (سند آن  بر وبلاگ است) و تخت جمشید تقلیدی از اجدادشان ایلامی ها بوده است نه یونانی که خود از ایلام به عاریه گرفته اند.

مطابق اسناد بالا آخرین رقمی که برای دو معبدی "که بود و حالا نیستی" که نوشتند 600 ق.م است که اگر خوش باور باشیم و بپذیزیم که واقعا موجود بوده است 14 سال پس از نابودی نینوا توسط هوخشتره بوده است. آن هم فقط دو معبد شکسته نه تمدن و پایتخت و ....

    مراقب باشید یک جزیره کرت در اژه قدمت زیاد دارد توضیح آن را ارسال می کنم اینها مهاجران قبلی بودند و فقط و فقط در این جزیره بودند (جز از توضیح زیر ورود قسمتی از آنان از مصر را هم می پذیرم) اما اینها با آتن فاصله زیاد دارند و در آتن و دیگر جزایر تا عصر طلایی هیچ تمدنی دیده نمی شود فقط این یک جزیره است.

مینوسی‌ها ساکنان جزیرهٔ کِرِت یونان بودند. ایشان از آسیای صغیر به آن جزیره مهاجرت کرده بودند. فرهنگ و تمدن ایشان آسیایی بود و به خود و تمدنشان و جزیره‌ شان به عنوان آسیایی می‌نگریستند.

   پرسش 2076 محمد:  چیزی که معلومه ما ایرانیا همیشه توسری خور بودیم و هستیم، نیازی به تحقیق و تفحصم نداره، تمدن 9هزارساله داریم ولی تا اریاییها نیمدن حکومت نداشتیم (اگه منظور شما ایرانیه که تمدن جیرفت و سیلک و شهرسوخته و بین النهرینه ولی اگه اریایی بودن میگین که اونا از جای دیگه اومدن ایران و حکومت تشکیل دادن). همیشه مغول و یونان و ترک عرب و انگلیس و روسیه بهمون حکومت کردن.

هیچوقت توان اینو نداشتیم که کشورمونو خودمون اداره کنیم..... همیشه دست نشانده ها بهمون حکومت کردن و ما از ترس جونمون خفه بودیم و فقط گفتیم چشم.

حالا من کاری به اینا ندارم شما خودت استادی. ولی میخام بگم این حرفاتون چه فرقی به حال ما میکنه؟ قدرت کوروش یه زمانی 46 تا کشور تحت نظرش آورد ولی الان به چه درد ما میخوره؟ والا هممون دوسداریم ارسطو و بقراط و انیشتین و امثال اینا ایرانی باشن چه برسه اسکندر!!! ولی اگه به عقب نگاه کنی جلو پاتو نمیتونی نگاه کنی میخوری زمین، ولی اگه گذاشتی زیر پات گذاشتی میری بالا بالاها.

من خودم تو ترکیه زندگی میکنم، وقتی به مردمش میگی قبلا شما راهزن و وحشی بودین و همش مستعمره ایران و روم و عرب، بدون هیچ ناراحتی و توهینی میگن ولی حالا داریم هر روز پیشرفت میکنیم و ارتش و نساجی و مواد غذایی و توریسم و... ما تو دنیا معروفه و در حال پیشرفته، یا برزیل همینطور..

استاد شما داری نون تاریخ میخوری و برا معروفیت این داستانا رو میبافی و خون اریایی ما را به جوش میاری!!! ولی همیشه تاریخ ایران و عراق هرکی خواسته تونسته بهش حکومت کنه چون جرات حرف زدن نداریم، توانایی انتخاب رهبر از بین خودمونو نداریم. احتیاجات درجه یکمون مثل مواد غذایی و پوشاک بی دلیل گرون میشه ما بجای اعتراض براش جوک میسازیم!!! انبار میکنیم جا اینکه نخریم! میلیارد میلیارد میدزدن ما جوک میسازیم، درحالی اینجاها انقد نمیخرن که قیمتش برگرده

شما بجا اینکه جنبش راه بندازیکه ببینی اسکندر کی بود و چنتا هند داریم و چطوری از گردنه بختیاری 30هزارنفر رد میشن، اگه دلت برا ایران میسوزه جنبش اصلاح طرز فکر اریاییهای غیور راه بنداز، تغییر تاریخ برا تعیین حد و مرز تو این دنیای به قول خودتون قرن 21 که اروپا مرز برداشته فایده ای به حال کسی نداره، فکر کن دنیام قبول کرد که اسکندر و عربم به ایران حمله نکردن... موفق باشید استاد اریایی

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  سخنان شما با وجود آنکه معیار علمی ندارد به عنوان درد و دل های شما بر وبلاگ باز خواهد شد چون تصور می کنم خیلی از افراد همچون شما دچار این گرفتاری های فکری هستند

1 یک سوال از شما خواهم کرد 2یک حقیقت را به شما فاش خواهم کرد 3و به عنوان پاسخ یک جمله شعار برای شما خواهم نوشت بشینید دقیقا به ان فکر کنید.

آیا می توانید ثابت کنید آریایی ها از خارج ایران وارد شدند؟ من اسناد معتبر دارم که آغاز کوچ آریایی ها از (جیرفت، شهداد، شهرسوخته) به کل جهان را نشان می دهد.  شما به من با سند ثابت کنید آریایی ها از خارج از ایران آمدند.

   بنده یک ریال از تاریخ عایدی ندارم. نان سنگک هزار و سیصد تومان است عایدی بنده از این کار تا به این لحظه یک نان سنگک هم نشده است که نانی از این کار خورده باشم.  گذشته چراغ راه آینده است،  پیروز و تندرست باشید.

    پاسخ انوش راوید:  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  برای هر موضوع مورد نظرتان باید به متخصص مربوطه مراجعه نمایید،  این وبلاگ نیز برای علاقمندان به تاریخ است،  نه عموم عادی و گرفتار.

   پرسش 2077 مصطفی:  با سلام، چرا اسم رودخانه در لرستان سزار است. مگر سزار در اروپا تاج گذاری نکرد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام سندی دارید که جولیوسزار در اروپا تاجگزاری کرد؟ من که سندی پیدا نکردم اسناد رومی اروپا مربوط به 50 بعد از میلاد  و پس از آن است.

   پاسخ انوش راوید:  یک زمان در شهرستان بروجرد، ما خادمی داشتیم نام او سزار بود،  جویا شده بودیم چرا سزار،  گفتند هر نوزاد که سر به بالا بدنیا می آید، سزار می گویند.

   سزار = سزا = سر بالا ظاهر شدن

   س = سر + زا = زاییدن یا ظاهر شدن.
   پرسش 2078 میلاد:  درود و خسته نباشید،  آیا رستم که در اواخر دوره ساسانی بوده و به رستم فرحزاد معروف است همان رستمی است که به دست بهمن کشته شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما خیر، همانگونه که هر داریوشی که امروز به دنیا بیاید و به این نام  نامگزاری شود داریوش هخامنشی نیست.
   ادامه پرسش:  یکی از من پرسید هدفت از اینکه سعی داری بگی تاریخ حمله.. دروغه چیه؟ چه پاسخی بهش بدم؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زودودن تحریف ها از تاریخ کشور ایران بازگرداندن افتخارات کشور ایران و کل خاورمیانه به محل اصلی آن از جمله کاشفان اصلی باطری، تلسکوپ، وزشه ای رزمی، کاشفان امریکا و.....
   ﭘﺮﺳﺶ 2079:  ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﻦ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ. ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟

   پاسخ پرنیان حامد:  مهری یا میترایی یا دیویسنا.

   نظر 2080 خواننده:  روزهای هفته به زبان انگلیسی را توجه کنید. به زبان بابلی هم مشابه همین هاست. خدایان اسکاندیناوی هم در واقع همین ها هستند آتش، چوب، پری، خورشید، ماه...

اودین در واقع وود هست (شبیه دار و درخت) یعنی چوب که روز چهارشنبه را ونزدی می گیم. تر به معنی آتش هست ترزدی یعنی پنج شنبه و الی آخر.

   پاسخ انوش راوید:  دی = 24 ساعت = یک روز و یک شب

   روز های هفته که معنی در زبان ار دارند:  کهکشان، خورشید، ماه، آتش، باد، آب، خاک، مانند سان دی = روز خورشید، سان = خورشید = پسر = طلا،  که هنوز در زبان های گالشی و محلی ایرانی گفته می شوند.

   تصویر کوه افغان در شهرستان تاریخی بن،  عکس شماره 7955، از http://shahre-ben.blogfa.com.

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 101

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس بادگیر چپقی سیرجان تنها بادگیر متفاوت نسبت به دیگر بادگیرهای ایران و جهان از نظر معماری می باشد.  بادگیر چپقی که تنها بادگیر ساخته شده بدین شکل است برای خانه سید علی اصغر رضوی در شهر سیرجان استان کرمان ساخته شده است.  عکس شماره 5571.

   پرسش 2060 شاهین:  درود بر شما استاد. منظورتون از دروغ های تاریخ دروغ محضه (یعنی اینکه به طور کلی چنین رخدادی وجود نداشته) یا اینکه رخداد تاریخی وجود داشته ولی توش اغراق شده؟ در واقع دارین انکار میکنین یا اصلاح؟؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اصلاح می کنیم نه انکار. حتی وجود الکساندر مورخین یونانی را هم تایید می کنیم اما در تاریخ ما نام او کهرم است نه اسکندر.

   پرسش 2061 داریوش:  درود فراوان به آقای راوید و خانم حامد، لطفاً درباره داستان بردیا که در اینترنت و فیسبوک زیاد می گذارند نظر دهید:

داستان بردیا‌

داستان بردیا‌ یکی از مبهم ترین رویداد های زندگی ایرانیان است و چنین می آید که حقیقت رویدادها هیچگاه روشن نخواهد شد. گاهنویسان ‌یونانی با نبشته‌ بیستون همسخنند که آنکه برتخت نشسته بود نه خود بردیا، که مغی (به گفته‌ی داریوش، گئومات نام) بوده است.بردیا که یونانیها او را {اسمردیس}میخوانند و بیش از چند دقیقه با کمبوجیه تفاوت سن نداشت و برادر کوچک او بود ، در هنگام مرگ کوروش در جنوب مازندران حکومت میکرد ولی مشاور داشت و مکلف بود که بر طبق صوابدید مشاور خود حکومت کند. کمبوجیه و بردیا هر دو با یکدیگر بزرگ شدند و هر قدر این زمان میگذشت شباهت آنها با یکدیگر بیشتر میشد و در دوره کودکی برای این که با هم مشتبه نشوند رنگ لباس آنها همواره متفاوت بود.تا وقتی که کوروش زنده بود شباهت بردیه و کمبوجیه تولید ناراحتی نمیکرد برای اینکه قدرت را کوروش در دست داشت اما بعد از اینکه کوروش از دنیا رفت و کمبوجیه پادشاه شد شباهت برادرش به او وی را خیلی ناراحت میکرد. کمبوجیه از این میترسید که برادرش اگر لباس او را بپوشد مردم دچار اشتباه میشوند و نخواهند فهمید که کدام یک از آن دو پادشاه ایران است وی از آینده وحشت کرد و اندیشید که ممکن است بردیا از این شباهت زیاد خود به او استفاده کند و در صدد برآید که خود را پادشاه ایران معرفی نماید و برای اینکه مردم به شباهت بردیه با او پی نبرند امر کرد که بردیه پیوسته یک نقاب بر صورت داشته باشد.مورخین اروپایی عقیده دارند اولین شاهزاده ای که به مناسبت شباهت فوق العاده به پادشاه نقاب بر صورت نهاد یعنی او را وادار کردند که نقاب بر صورت بگذارد برادر دوقولوی لویی چهاردهم پادشاه فرانسه بود که اسمش را{حامل نقاب آهنین} گذاشتند در صورتی که نقابش از آهن نبود بلکه از مخمل به شمار می آمد منتها با چند فنر آهنین ظریف به صورت و سر متصل بود. مورخین اورپا نمی دانستند که بیست و دو قرن قبل از لویی چهاردهم پادشاه فرانسه ، کمبوجیه پادشاه ایران دستور داده بود که برادرش نقاب بر صورت بگذارد و نمی دانیم که آیا لویی چهاردهم از تاریخ کمبوجیه و بردیه آگاه بوده و به تقلید از کمبوجیه آن دستور را درمورد برادرش صادر کرد یا نه.!!کتزیاس میگوید نقابی که بردیا بر صورت داشت سپید رنگ بود. وی نظر قاطع و قطعی در مورد اینکه کمبوجیه دستور قتل برادرش را داده باشد نمی دهد. زیرا در جای از مطالبش میگویید این یکی از بدترین گناهان در امپراطوری هخامنشی بود به هم دلیل از دادن پاسخی قطعی اجتناب میکند. هرودوت و گزنفون از گاهنوسیان‌ و مردان سیاسی یونان میگویند که کمبوجیه دستور داد که برادرش را پنهانی به قتل برسانند. آریان مورخ یونانی با این گفته موافق نیست و میگویید که به چند دلیل کمبوجیه برادر خود را نکشت.

۱- علاقه فراوان بین دو برادر دوقلو.

۲ ـ دلیل دوم این است که بردیه تا موقعی که برادرش کمبوجیه میخواست به مصر برود زنده بود و یکسال و نیم بعد از رفتن کمبوجیه به مصر باز بردیه حیات داشت و سپس بردیه ناپدید نشد. هیچ کس جسد بردیا را ندید و هیچ مورخ نمی تواند بگویید که بردیا را چگونه کشتند و با جنازه اش چه کردند و زن و فرزندانش تصدیق نمودند که وقتی کمبوجیه عازم مصر گردید. لذا کمبوجیه دستور قتل برادر را صادر نکرد.

۳- دلیل سوم شهادت داریوش است، و داریوش که با کمبوجیه به مصر رفت و در آن سفر جنگی همرا او بود شهادت میدهد که دستور قتل بردیا از طرف کمبوجیه صادر نشد و شهادت مردی چون «داریوش بزرگ» که بعد یکی از بزرگترین پادشاهان ایران گشت دارای ارزش است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نظر من در کتاب صفحه 110 تا 114 مکتوب است مقاله بالا هم ایراد های اساسی  دارد چون:

1. جریان بردیای دروغین ( گئومات ) توسط مورخین یونانی مکتوب شده است داریوش در بیستون هم به شباهت گئومات با بردیا اشاره دارد نه کمبوجیه با بردیا!

(11) King Darius says: Afterwards, there was a certain man, a Magian, Gaumâta by name, who raised a rebellion in Paišiyâuvâdâ, in a mountain called Arakadriš. On the fourteenth day of the month Viyaxana [11 March 522] did he rebel. He lied to the people, saying: 'I am Smerdis, the son of Cyrus, the brother of Cambyses.' Then were all the people in revolt, and from

 . 2. داریوش در بیستون شهادت می دهد که کمبوجیه حکم قتل بردیا را صادر کرد  خودتان ببینید:

(10) King Darius says: The following is what was done by me after I became king. A son of Cyrus, named Cambyses, one of our dynasty, was king here before me. That Cambyses had a brother, Smerdis by name, of the same mother and the same father as Cambyses. Afterwards, Cambyses slew this Smerdis. When Cambyses slew Smerdis, it was not known unto the people that Smerdis was slain. Thereupon Cambyses went to Egypt

البته کمبوجیه حکم قتل بردیا را صادر نکرده است.  می دانید این روزها صنعت کپی پیست و برداشت نصفه نیمه از سخنان دیگران بسیار رایج شده است نتیجه این سیستم همین اش شعله قلمکاری است که این بالا می بینید نویسنده مقاله حتی به خودش زحمت نمی دهد کتیبه بیستون را باز کند ببیند داریوش شهادت داده است یا نداده است هر قسمت را از یک نفر دزدی می کند زیر ان را امضا می کند  "سنگ مفت گنجشک مفت " این روند کثیف را اساتید دانشگاهها  رایج کردند.  متاسفم برای این کشور.

   پرسش 2062 سروش:  خسته نباشید / در ویکیپدیا تناقض عجیبی هست. در لیست شاهان هخامنشی ظاهرا داریوش سوم آخرین شاه ایران نیست و پس از او اردشیر دیگری بنام Artaxerxes Vاز 330 تا329 شاه بوده. از دروغ و دونگ های جدید است یا آریان اینچنین نوشته. ممنون.

https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_kings_of_Persia

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بی سوس را می گوید اردشیر چهارم. می خواهد لوح بابلی مربوط به زمان داریوش اول را به زور به داریوش سوم نسبت دهد که الکسی = ارخی  آن را الکساندر مقدونی تفسیر کند،   بسوسی که در آن به او اردشیر می گفتند را برداشته کرده اردشیر چهارم.  به گزارش لوحهای بابلی رجوع کنید.

    حالا صبر کنید برای تفسیراتشان و خلق سند برای الکساندر مقدونی مجبور می شوند اردشیر و داریوش دهم و دوازدهم را هم خلق کنند درست جریان اشکانیانی است که 266 سال حکومت کردند یکی کردن الکساندر و اسکندر حکومت اشکانیان را کرده پانصد و اندی سال الان اشک 23 هم خلق شد لذا منتظر داریوش و اردشیر دوازدهم و سیزدهم هم باشید.

   پرسش 2063 آلن:  با درود و سپاس / 10/12 سال پیش در زیر آبهای سواحل اسکندریه مجسمه غول پیکری با ارتفاع 7 تا 10 متر را پیدا کردند. هنوز از آب بیرون نکشیده گفتند الکساندر مقدونی است چون متون یونانی روی آن است. اما پس از بیرون کشیدن از آب دیگر خبری از آن نشد گویا آب شد و به زمین رفت. در اینترنت هم نام و نشانی از این مجسمه نیست. آیا این مجسمه میتواند اسکندر یا الکساندر آشوری باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما وقتی ناگهان غیب می شود لاجرم اطلاعاتی بر آن است که نقض تاریخ نویسی و تفسیراتشان است اما از من نخواهید در باب مجسمه ای که  ندیده ام بیش از این  نظر بدهم.

   پرسش 2064 سعید:  درود استاد .یک سوالی داشتم با اجازتون، آیا کعبه زیگورات بوده؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما خیر تصور نمی کنم زیگورات طبقه طبقه است کعبه یک مکعب است.

  پرسش 2065 پیام:  درود . درباره پرسش2048 . استاد شما در جواب دوستمان گفتید آیا شما سندی دارید که تخت جمشید آتش گرفته است!؟  بله استاد ظاهرن سند وجود دارد! در موزه ایران باستان، راهنماها ی بازدید کننده ها که از دانشگاهیان تاریخ هستند، در توضیحات خودشون به بازدید کنندگان صراحتن میگن الکساندر اومده تخت جمشید و سوزونده و ... روزانه ده ها نفر بازدید کننده داره اونجا ایرانی و خارجی ک اطلاعاته آقا یا خانومه کارشناس رو همراه با تصویر در ذهن کپی میکنن ..!!! درخت ما از درون داره میپوسه!

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،  چرا از دانشگاهیان و موزه داران و ....  سند نمی خواهید؟  لوح بابلی مدارک ناسا، کتیبه ساسانی در تخت جمشید، علم سنگ شناسی  و .... نشان می دهند هر جا که سوخته تخت جمشید امروزی نیست از اساتید کشور سند بخواهید (لوح دایره  نیمه سوخته در خزانه تخت جمشید مربوط به آتش سوزی شوش در زمان اردشیر اول به استناد کتیبه داریوش دوم است که به تخت جمشید آورده شده است، پارچه نیم سوخته یکساله می پوسد اینها سند نیست).  درخت ما مدتهاست پوسیده نهال جدید بکارید  

   پاسخ انوش راوید:  موضوع سیاسی است و در ادامه نابود کردن و کشتن فرهنگ و هویت و ملیت و ناسیونالیسم ایرانی است،  که از دو سه قرن پیش استعمار و امپریالیسم پیگیر آن بودند.  من بارها به آنها و دیگر مراکز فرهنگی و تاریخی،  گوشزده کردم،  ولی آنها دستور دارند و مأمور و معذور و یا بی سواد و یا بی هویت و یا چیز دیگر.  وظیفه جوانان باهوش است،  که از تاریخشان دفاع نمایند،  و به دشمنان تاریخ ایرانی و هویت ایرانی،  تاریخ و فرهنگ واقعی ایران را گوشزد کنند.  درصورت کوتاهی از این موضوع،  بزودی باید با ایران خداحافظی کنند،  و آنرا مردم و سرزمین بدبخت شکست خورده از همه در کتاب های تاریخ بدانند.

   پرسش 2066 اندی:  آقای راوید، با سلام، من مطالبی که در وبلاگتون گذاشتید خوانده ام، اما دلیل اینکه این مطالب تا کنون تبدیل به کتاب یا مقاله نشده است را متوجه نشده ام، شما و بانو پرنیان با استفاده از مدارک و مستنداتی که ارایه دادید بهتر از هر کس دیگر به نقاط کور و تناقضات تاریخی که برای ایرانیان نوشته اند اشاره کردید، اما ای کاش مطالبی اثباتی را توسط کتاب ها یا مقالات ارایه میکردید،  در روزگاری که هر بی سوادی کتاب چاپ میکند و تاریخ (عمدا) دستکاری شده ایران را بیشتر و بیشتر بر هم میزند وجود کتاب ها و مقالاتی از جانب امثال شما و بانو پرنیان از واجبات دوستداران تاریخ ایران است. به امید اثبات حقایق تاریخی ایران و روسیاهی جاعلان تاریخ.

   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه شما و همه جوانان باهوش ایران،  و امیدوارم جوانان باهوش متخصص پیگیر باشند.

   پرسش 2067 ایلیاد:  درود بر شما. متن شما بسیار محققانه و دارای استدلال قوی و متین, ابتدا آنچه را فرمودید مقداری بطور بازنشر در کامنت میآورم و بعد از آن یک سوال دارم. شما فرموده اید: " آتش سوزی تخت جمشید به دست اسکندر، و یا هر کس دیگر دروغ بسیار بزرگی است، که دشمنان تاریخی برای خوار کردن ایرانی ها گفته اند، این بنای شکوهمند هـرگز توسط مهاجمان غـارت نگردید و آتش زده نشد. نویسنده هایی که قرنها بعد کتاب پیروزی مقدونیها را نوشته اند، شناختی از تخت جمشید نداشتند، و نوشته اند که بیشتر قصر از چوب سدر بوده، که درست نیست، تخت جمشید را در سنگ، و روی سنگ و با سنگ ساخته بودند، آتش سوزی دروغ است، و از نظر علمی کاملا رد میشود. سنگ آهک کربنات کلسیوم caco3است که زیر فشار یک آتمسفر، در گرمای 894 درجه با گرفتن 391 کالری گرما هر گرم، میپزد و به 44 درصد co2و 56 درصد caoتجزیه میشود. گاز co2به هوا میرود و آهک زنده caoمی ماند. آهک زنده با آب ترکیب شده، آهک شفته ca(oh)2میشود، و280 کالری گرما از هر گرم آزاد میگردد. بعضی از البسه و فرش و اشیاع یافته شده درتخت جمشید، که اثر سوختگی دارد متعلق به آن دوره نمی باشد، و از نظر علمی غیر ممکن است، در طول تاریخ و چند صد سال گذشته ، حاکمان و گردشگران، عشایر و چوپانان، از آن مکان استفاده میکردند، و برای امورشان آتش اندک هم می افروختند، و تعدادی از اشیاء در نظر فنی متعلق به آنها است. جویندگان گنج در طول زمان از این مکان تا توانسته برده اند، بویژه عوامل استعمار و یهود، که بنام تاریخ دان می آمدند، ولی برنامه داشتند که غارت کنند، و به دروغ بگویند که مقدونی ها غارت کردند، و آتش زدند. دانستن واقعیت های تاریخ میتواند برایمان گنج باشد."

  اما سوال: چه کسانی و در چه دوره ای تخت جمشید را تخریب کردند؟ به قصد یا عدم قصدشان فعلا برایم سوال نیست, اما به هرحال در یک مورخه ای تخت جمشید منهدم شده, و شما ثابت کردید که در زمانهایی که مورخین گفته اند نمیتواند باشد, اما نفرمودید در چه مورخه ای بوده, یا شاید من بطور کامل مطالب شما را هنوز نخوانده ام. با سپاس

البته امکان های بسیاری میتواند لحاظ شود؛ منجمله ترک پایتخت در یک دوره ای و متروکه شدن و در اثر باد و باران و سایر عوامل تخریب شده باشد. مثل تیسفون کهنه,که با تاسیس تیسفون جدید, در عهد ساسانی متروک و مخروب شد. و احتمالات دیگر. __ و شما به کدام نتیجه رسیدید؟ قبلا از پاسخگوییتان سپاسگزارم

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکانی که مورد استفاده نباشد کم کم ویران می شود . 1394 سال مذهب ایرانیان اسلام و به آیین  های کهن علاقه ای نداشتند. شما الان یکی از  مساجد را 1394 سال دست نزنید آیا خراب نمی شود؟ اخرین اثر مکتوب در تخت جمشید مربوط به اوایل دوران ساسانی کتیبه ای است که از برپا بودن این مکان سخن می گوید به گزارش لوحهای بابلی رجوع کنید  پاینده باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما عزیز، در این باره در وبلاگ زیاد توضیح نوشته ایم،  درصورتیکه می خواهید تخصصی از تاریخ بدانید،  نه داستانی که سعی کردند آموزش دهند،  لازم است که وبلاگ و لینک های آن را کاملاً ورق بزنید.  بسیاری از مکان های مقدس در تاریخ ایران و جهان بدلیل تغییر دین مخروبه شده اند،  در مصر بفراوانی یافت می شوند،  در اینکا و آزتک و.. در آنکور و مایا و...، تخت جمشید هم مانند یکی از آنها است،  جهت اطلاع بیشتر به مطالب وبلاگ مراجعه نمایی.

   نظر 2068 مریم:  خدا حق است و آنان که حقیقت را آشکار میکنند جلوه ی خداوندند. درود بر استاد راوید و بانو پرنیان.

   پاسخ انوش راوید:  مهمترین موضوع آشکار کردن دست های استعمار و امپریالیسم در دروغ نویسی در تاریخ بخاطر مقاصد خودشان است.

   نظر 2069 عباد:  صد در صد منافعی در این دروغپردازیها در تاریخ نهفته است.

   پاسخ پرنیان حامد:  اگر منظور شما تاریخ نویسان غربی و آکادمیک هستند،  منافع سنگین دارند ساختن تمدنی که ندارند و کوبیدن رغیب با تمدن کهنی که دارد. 

   پرسش 2070 مهرداد:  با عرض سلام، در وبلاگ ارگ نوشته اید: سلسله سلوکیان داستانی بیش نیست، که برای سرهم کردن آن با مشکلات بسیاری رو برو بودند، به نوشته های تاریخ اکادمی علوم شوروی مراجعه نمایید، چون امکان دسترس به آن کتابها برای عموم کم است، من در مقالات از آنها استفاده می کنم. هیچ اثر تاریخی واقعی و عینی از سلوکی در دست نیست. در نوشته های تاریخ اکادمی علوم شوروی چه نوشته؟ ممنون

   پاسخ انوش راوید:  دیگر آنها را بی خیال،  تحقیقات جامع و مستند از جانب بانوی گرامی پرنیان حامد درباره سلوکیان انجام پذیرفته که در همین وبلاگ است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . وبلاگ گفتمان را مطالعه بفرمایید هزار بار نوشتم سلوکیان پادشاهان سوریه بودند و 17 سال بعد از الکساندر بابل را فتح کردند و گاهی به ایران دست درازی می کردند که در اکثر جنگهای آنان در نهاوند و یا شوش کشته شدند لذا جمله شما را تصحیح می کنم چنانچه نیاز به سند بیشتر دارید بفرمایید.

   ورود الکساندر به افغانستان و هند امروزی و مرکز ایران و  سلسله سلوکیان در ایران داستانی بیش نیست.

   پرسش 2071 سهیل:  با سلام و درود فراوان، در این وبلاگ شما گفته اید:  الکساندر = ال کساندر شخصی با نژاد یون(هیون- خیون در اوستا)، که به نظر از نژاد آشوری ها بوده، در محلی به نام ارکه لائوس متولد، و در سال 320 ق.م به استناد تاریخ باز مانده در ایران، به کاخ پادشاه گشتاسپ در باکتریا حمله کرده، و برای مدت کوتاهی فاتح ایران بوده. این سخن پاک مارا گیج کرده.حالا روشن کنید تاریخ آغاز و پایان سلسله هخامنشی کی بود؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،   

1. تاریخ میلاد ایراد دارد . تولد عیسی 1952 سال پیش بود نه 2015 سال پیش 63 سال اختلاف

2 . مبداء تاریخ اسکندری 311 ق.م را نشان می دهد نه 330 و نه 323 ق.م اینجا هم ایرادی دیگر

مطابق نوشته تاریخ ایران اسکندر به سال 65 ق.م  بود + 222 سال هخامنشی مکتوب = 287 ق.م

287 ق.م الی 65 ق.م .  2239 پیش  کوروش کبیر وارد بابل شد. 

    نگران قدمت تاریخ  هخامنشی در ایران نباشید کل زمان های تاریخ جهان بر مبنای هخامنشی استوار است اگر قدمت هخامنشی کم شود قدمت کلیه  وقایع  و تواریخ  جهان کم و به ما نزدیکتر می شوند. حقیقت را پیدا کنیم تا اینگونه در کشورمان از تناقضات سوء استفاده نکنند و موجودیت یک سلسله حکومتی کشورمان را با این تناقضات زیر سوال نبرند.

   ــــ  با سلام حضور خوانندگان عزیز،  یاور گرامی ساسان از نروژ اطلاعاتی را در اختیار ما قرار داده اند با سپاس از زحمات بی وقفه ایشان سخنان ارزنده ایشان عینا برای اطلاع شما بر وبلاگ  باز می شود. ایشان سعی بر یافتن اسناد بیشتر برای اثبات حقانیت سخنان فردوسی و ادعای صفحات 195 الی 198 کتاب "اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست" دارند که از کوشش ایشان  از صمیم قلب سپاسگزارم.  صفحات 195 الی 198  کتاب برای اطلاع خوانندگان  در ادامه اسناد ایشان کپی خواهد شد.  پرنیان حامد

نظر ساسان:  سلام / در مورد اشیاء کشف شده در نروژ به باستان شناس نروژی نامه ای نوشتم اما پاسخی نیامد. باز هم صبر میکنم شاید جوابی بدهند/ مقاله دیگری در سایت هست که بی ارتباط با تاریخ و تمدن ما نیست.

اُودین Odinنام سرکردهٔ ایزدان در اساطیر اسکاندیناوی است. باستان شناس سرشناس نروژیThor Heyerdahتئوریی ارئه داده بر این مبنا که اساطیر و افسانه های کهن اسکاندیناوی از آذربایجان سرچشمه گرفته. او بس از پی بردن به تشابهات فراوان در نامهای جغرافیایی میان این دو سرزمین تئوریش را ارائه داد وی مدعی شد که این نامها با کوچ مردمانی از این سرزمین به اسکاندیناوی به آنجا آمده، او بدیل اظهاراتش اماج انتقادهای شدید از سوی زبان شناسان و تاریخ دانان قرار گرفت. اما پژوهشهایی زبان شناسی نیز به این تئوری که زبانهای اسکاندیناوی بر اثر کوچ اقوامی از اطراف دریای سیاه به آنجا شکل گرفته نیز قوت داد. سرانجام موزه Kon-Tikiدر اسلو به فردی بنام Sturla Ellingvågماموریت داد تا در این زمینه پژوهش کند. او با همکاری دانشگاه کپنهاگ به قفقاز سفر کرد تا نمونه های از DNAرا گردآوری کند و سپس به گرجستان رفت و با 4 پرفسور از چهار کشور دیدار کرد تا آنها در این پروژه شرکت دهد. او در ادامه ماموریتش هشت کارشناس را با خود همراه کرد و سپس به دره ای دور افتاده در گرجستان رفت و با مجموعه از جازبه های فرهنگی روبروشد که به دنبالش بود. او برای یافتن ریشه های مشترک خویشاوندی و ژنتیک میان مردم اسکاندیناوی و این منطقه به همراه دختر thorبه آذربایجان میرود و با همکاری دولت آنجا و اداره مهاجرت آذربایجان به گردآوری نمونه های DNAمی پردازد هرچند که چیزی در مورد جزییات این پژوهش ننوشته اما او به درست بودت تئوری Thorاذعان میکند

نام Odinبرگرفته از اودیان است که یکی از اقوام آذری است که به زبان اودی حرف میزند. در افسانه های نروژی به گرهی از خدایان بنام æserهم بر میخوریم که احتمالا آذر خودمان است. Odinدر بسیاری از تصاویر با کلاه شبیه کلاه مادها نشان داده شده.

    موضوعی که یادم رفت بگم Trollیا هیولای غول پیکری است که در اساطیر کهن اسکاندیناوی مهم ترین جایگاه را دارد. چنانکه در کتاب به آن اشاره کردید بنقل از فردوسی اسکندر پس از اردو زدن در شمال اروپا، جایی که سرد و تاریک است حرکت میکند و در پشت کوهی با اژدهایی روبرو میشود. جالب است که trollدر اساطیر نروژی در بالای کوه ها زندگی میکند و دشمن آفتاب و فرهنگ های بیگانه است و با دیدن نور خورشید به سنگ تبدیل میشود. نماد این غولها در بسیاری از کوه های نروژ مانند برگن دیده میشود و نروژی ها تندیس آن را به هم دیگر و جهان گردان هدیه.

  دوباره چنانکه پیشتر به آگاهیتان رساندم کتیبه اوستایی در نروژ یافت شده. یابنده این سنگ نوشته Geir Åsenمیباشد. او3 سنگ متعلق به 1200 پس از میلاد در یک کلیسا یافته بود اما متوجه سنگ دیگری شد که ارتباطی با 3 سنگ دیگر ندارد و بنظر نمیامد که برای دکور در آنجا تعبیه شده باشد. برای گشودن رمز این سنگ به مطالعه دبیره های باستانی آسیایی پرداخت و شباهت زیادی میان آن و دبیره اوستایی یافت. او سرانجام موفق به گشودن رمز این کتیبه شد و آن را چنین ترجمه کرد.

"GYA-GA-THA TA-PA-WA-DA ".

Never come Gatha Come never Wada

او به برسی واژه Wadaپرداخت و دریافت که این اصطلاحی مشترک میان مردم شمال اروپاست با بخش های غربی آسیا. ایرانیان و اروپاییان خدایی داشتند بنام Wadaاین خدا در میان اقوام ژرمن Wadiنام داشت wadaدر افسانه های برخی جزایر بریتانیا نیز نمود دارد و در شمال آلمان به آن Watiمیگویند. wadaکوتوله جنگجویی است که دائما به آب پیوسته است. او شمشیر برنزی یافت شده در همین مکان را با Wadaمرتبط میداند Gathaنیز مجموعه تسبیحات مقدسی است که برای خدای ایرانیان باستان نوشته شده.  Geir Åsen  به شباهت شگفت آور DNAمردم جنوب شرقی نروژ و جنوب غربی سوئد با مردم آذربایجان و جنوب شرقی دریای سیاه اشاره میکند.  او تصویر این سنگ نوشته را به کارشناسان ایرانی ارائه داده و امیدوارست که مورد تائید آنان نیز باشد.  نویسنده این مطلب (توجه داشته باشید که نویسنده Geirنیست).  در پایان مینویسد که این مقاله او را به یاد آنچه که فرد دیگری بنام Frans -Arne Stylegarدر باره تاثیر اسب سواران ایرانی بر مردم اسکاندیناوی نوشته می اندازد.  تصویر این کتیبه در این وبلاگ موجود است:

http://arkeologiavisa.blogspot.no/2012/02/landvik-kirke-i-grimstad-mystisk.html

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما،  صفحات 195 الی 198  کتاب:

   اسکندر سپس به شهر نرم پایان می رسد!  حال این اشتباه نقطه گذاری و این تجسم افسانه ای از انسانهای نرم پا از خود فردوسی بوده است یا آنکه بازنویسی های مکرر شاهنامه باعث این اشتباه شده است را نمی دانیم. آنچه مسلم است این لغت نرم پایان نیست و نرم آنان است. نمی دانستند صحبت از نژاد مردمی از اروپا با نام نرمانان است افسانه سرایی کرده اند! اسکندر با نرمانان جنگیده و پیروز می شود و بدین ترتیب فاتح نواحی شمالی فرانسه و اروپا می شود. از آنجا اسکندر به شهری می رسد که مردم آنجا پذیرای او می شوند در این مکان اسکندر با لشکرش مدتی اردو زده استراحت می کنند.  سپس حرکت کرده به کوهی می رسند که پشت این کوه اژدهایی می باشد و این کوه به احتمال زیاد در اسلو و در اسکاندیناوی می باشد.

      اسکان دینا وی را می توان به زبان پارسی اشکان دین آور خواند.   اسکاندیناوی ریشه لغتی در در زبان این منطقه ندارد. علت این نامگذاری بر این ناحیه را نام قومی می دانند که در سوئد با نام اسکانیا (اشکانیان!) می زیسته اند. گویند این گروه دزدان دریایی بودند که ساکن سوئد شده اند. باز هم فاتحان آشنایی که به جای مهاجمان دریایی آنان را دزدان دریایی نامیده اند! در اسکاندیناوی هنوز معبد میترایی یافت نشده است اما اینکه چرا روایت فردوسی را در اسلو انگاشته ام علت نقاشی است که در اسلو بر روی تخته سنگی کنده کاری شده است. در این حکاکی مردی با کلاه مادی (فریگی) به چشم می خورد که در حال کشتن اژدهایی است.

   عکس شماره 6638 ،  این مرد احتمالا با نژاد اسکانیا که در حال کشتن اژدها می باشد و کلاه مادی بر سر دارد و با روایت شاهنامه فردوسی مطابقت کامل دارد خود اسکندر است.  اسکندر پس از کشتن اژدها به کوه دیگر میرسد که بسیار بلند بوده بر قله آن مردی مرده بر تخت زر بوده است و سپس:

دو منزل چو امد یکی باد خواست <><> و از ان برفها گشت با کوه راست

تبه  شد  بسی  مردم  پایکار <><> ز سرما و برف اندر ان روزگار

بدان سخت سرما دو منزل برفت <><> چو امد بنزد یکی شهر تفت

   و در این ناحیه گرفتار آتشفشان می شوند:

بر آمد یکی دود و ابری سیاه<><> بر اتش همی رفت گفتی سپاه

    به شهری می رسد و سپاهش در ان شهر یک ماه استراحت می کنند.  سپس به جزیره زنان میرود که با نام هروم (خورشید) خوانده شده و فقط زنان در آن زندگی می کنند.  در اسطوره های سلتی در سفر بران می خوانیم:

    بران و افرادش به جزیره ای سفر می کنند که سرزمین زنان نامیده می شود. آنها برای مدتی در آنجا اقامت می گزینند و از آنجا به ساحل ایرلند باز می گردند ....  این جزیره زنان باید جزیره ای در میان آبهای بین اسکاندیناوی و جزایر بریتانیا بوده باشد.  از آنجا لشکر را به مغرب می کشد فردوسی مردم این ناحیه را چنین وصف کرده است:

همه روی سرخ و همه موی زرد <><> همه در خور جنگ و روز نبرد

   روی سرخ, موی زرد, سرما و برف شدید, نزدیک به ظلمات, و مردمی مهاجم دریایی از نژاد اسکانیا (اشکانیان).  آیا جای شکی باقی می ماند که اسکندری که سرگذشت او در تاریخ ایران مکتوب است از خاندان اشکانیان و فاتح اسکاندیناوی بوده است!

   اسامی چون تنگه اسکاژراک, الو روم, اسکین, اسکاگن, اسکیو, جزیره هیترا (میترا؟), رود برگ, دریاچه هور, ناوران, اوسن (کی کاووس؟) و ... در اسکاندیناوی ریشه از زبان پارتی دارند!

    سپاسگذاریم از دولت و ملت اسکاندیناوی که این اسامی را بدون تغییر فراوان برای ما آیندگان نگهداری کرده اند.

    در این منطقه همچنین چشمه ای موجود است که خورشید در موقع غروب در آن فرو می رود. اسکندر نامه این منطقه را پس از خروج او از ظلمات آورده است فردوسی قبل از ظلمات این چشمه اقیانوس اطلس شمالی است که چنانچه زمین را مسطح فرض کنیم خورشید در موقع غروب در آب آن فرو می رود. این روایت قبل از اسکندر در مکتوبات گیلگمش نیز موجود است. او نیز به احتمال زیاد خود را به اقیانوس اطلس جنوبی رسانده و شاهد صحنه فرو رفتن خورشید در اقیانوس بی کران بوده است.

    به روایت فردوسی از این محل اسکندر با تنی چند از سپاه و خضر به دنبال آب حیات وارد ظلمات می شود. و بدون یافتن این آب پس از دیدن کوه بلندی که سنگهای آن جواهر بوده است و بدون گروه دوم که به سرپرستی خضر بوده اند از ظلمات خارج می شود. این خضر می تواند از نوادگان حضرت خضر باشد, می تواند همراه و دوستی باشد که تشابه اسمی با حضرت خضر به زمان افریدون داشته  و .... چون گم شده و از بین رفته اند انگاشتند که آب حیات را یافته و جاودانند!

    اسکندر از ظلمات خارج شده به شهری می رسد فردوسی می نویسد:

سوی باختر شد چو خاور بدید<><> ز گیتی همی رای رفتن گزید

تصویر بومیان استرالیا در غل و زنجیر انگلیسها در همین 60 سال پیش،  عکس شماره 7941.

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 100

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس آگهی فروش پایان نامه های تقلبی و ربایش علمی در ایران،  عکس شماره 7872.

   پرسش 2043 امیر:  هما یا شیردال؟  درود خوب هستید؟  استاد بنده در حال نگارش یک کتاب  pdfدر مورد جانور های افسانه ای ایران هستم.  یک مسئله هست که نتوانستم جوابی برای ان پیدا کنم، این ستون در شهر پارسه هم به شیردال نسبت داده میشود هم به هما.

این سرستون هم شبیه به شیردال هست هم پرنده ی هما،  عکس شماره 7873.

اینکه کدام یک است کمی سخت است، بیشتر به شیردال میماند و هخامنشیان برای تمام سرستون ها یک حکاکی از مبارزه شاه با ان موجود دارند که در این مثال شاه هخامنشی با یک شیردال میجنگه و چاقو را در شکمش فرومیکند.  اما ان شیردال با این  سر ستون فرق دارد نخست ان شیر دال شاخ دارد و ظاهرا سرش شیر هست نه عقاب که اگر سرش هم شیر باشد شیر دال محسوب نمیشود و بنابراین این سرستون هم شیر دال نیست و هما است.

بنده چون تصاویر با کیفیتی در اختیار ندارم نمیدانم ان شیردال نقش بسته که با شاه هخامنشی درگیر شده سرش شیر هست یا عقاب در نهایت میخواستم بدانم نظرتان چیست این سرستون  که عکسش را در بالا نمایش دادم دارد یک شیردال را نشان میدهد یا یک هما؟

http://up.ashiyane.org/images/1ght6p3bmgfhowxiszbo.jpg

این هم احتمالا همان موجودی است که شاه هخامنشی با ان میجنگد البته ان یک شاخ دارد و این 2 شاخ،  لازم به ذکر است برای عکس بالا اسمی پیدا نکردم ولی میدانم شیردال نیست،  عکس شماره 7874.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  تصور می کنم عکسها گویای همه چیز هستند،  فکر می کنم نماد بالا همای،  و نماد پایین شیردال است،  و شاهان هخامنشی مشغول جنگ با هر دوی آنان هستند.

   پرسش 2044:  درود بر شما با تشکر،  لطف کنید در مورد نخش های احتمالی گوپت و مانتیکور در پارسه هم مطلبی بنویسید.  زیرا بنده فک میکنم در پارسه نخش هایی که بدن گاو دارن گوپت و ان هایی که بدن شیر دارن مانیتکور یا مرد خوار باشند.  یک نماد درگیری شاه هخامنشی با شیردال (البته اگر شیر دال باشد زیرا بر خلاف باقی شیردال ها یک شاخ دارد.) نیز وجود دارد که در ان شیردال بالدار با دم عقرب به نگاره کشیده شده است. (اورده شده مرد خوار هایی که بال دارند نمیتوانند دم اژدها داشته باشند و دم ان ها عقرب است) با اینحال در این باره مطمئن نیستم.  موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  توجه داشته باشید،  من نمی توانم مطلب بنویسم این کار تخصص می خواهد،  این در تخصص من نیست تنها سعی می کنم به شما کمک کنم در همین حد،  نه بیشتر،  تصور می کنم شیر در نماد  شاه هخامنشی شاخ ندارد،  شما هم دوباره دقت کنید آن که می بینیم خنجر دوم  فرو رفته شاه در سر شیر است،  نه شاخ.  تکرار می کنم این کار خود تخصص جدا می خواهد من باستانشناس نیستم به یک باستانشناس رجوع کنید،  با سپاس.

   نظر 2045:  درود ، وقت بخیر،  استاد من جایی بودم بحث اتفاقی راجع به اسکندر پیش اومد. یکی از دوستان یه سری صحبت ها راجع به اسکندر کرد که جالب بود واسم ..! گفت که اسکندر فرمانده ی دسته از افراد بوده تو دستگاه شاهنشاهی که محافظین خزانه سلطنتی بودن ..! و دست به شورش میزنن به فرماندهی اسکندر و حالا بعد از زد و خورد و ... نزدیک 70 روز تو ایران شورشش طول میکشه و زمانی که در حال فرار بوده نزدیک سمنان ..! میگیرن میکشنش .... استاد یک شعر هم راجع به سکندر خودمون "بی پیر به ظلمات نرو گر سکندره زمانی"  زنده باد ایران.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آیا می توانید از ایشان بپرسید اسناد ایشان در این باب چیست؟ این سخنان را از  روی کدام سند گفتند جایی چنین چیزی مکتوب است؟ یا حداقل این اعتقاد سینه به سینه کدام ایل و قوم در ایران است؟

   نظر مصطفی 2046:  با سلام، در مورد سوال 2039 روستای پلاعین.  این روستا در خروجی 5کیلو متری جاده تهران- قم است ولی خوب این کجا و آن کجا؟!

   پاسخ پرنیان حامد:  باسلام و سپاس  در باب سوال 2039 تحقیق می کنم و واقعا  امیددارم که ارتباطی با پلا محل تولد الکساندر نداشته باشد .

   پرسش 2047:  درود، خیلی وقت پیش از شما در مورد پاپیروس های کتابخانه ملی اتریش پرسیدم اما پاسخی نگرفتم. در کتابخانه ملی اتریش میزان هنگفتی پاپیروس که در زمان پایان دولت ساسانی به چند زبان نوشته شده کشف شده. این اسناد احتمالا مربوط به وقایع همین دوران است آیا شما از محتوای آنها خبر دارید؟  آیا تاریخ نگاران هندی چیزی در مورد وقایع مربوط به یورش الکساندر نوشته اند یا آنها هم مانند ما تنها به اسناد یونانی تکیه کرده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما از پاپیروسهای کتابخانه اتریش اطلاعی ندارم چون به دنبال اسکندر بودم نه اعراب و ساسانی.  تاریخ نگاران هندی چیزی در باب یورش الکساندر ننوشتند و حتی نام پادشاه هند مکتوب در وقایع یونانی و محلهای مکتوب توسط مورخین یونانی در کشور هند امروزی وجود خارجی ندارد.

   پرسش 2048 مهدی:  درود جناب راوید عزیز.  بنده سابقا می خوندم که داریوش پسر کوروش هست و جدیدا می خونم که داریوش پسر پسر عموی کورش بود. و حالا روایتی دیگر از اینکه داریوش دشمن کوروش بوده؟ مقداری سردرگمم اگه ممکنه یک راهنمایی کوچک بفرمایید ممنون میشم.

     آیا روایات وحشیانه منسوب به داریوش در بیستون از نقل خودش حقیقت دارند؟ این با نقل کتیبه ای که می گوید من با درستی فرمانروایی کردم و حافظ مردمم خشم نمی کنم در تضاد است.سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما کدام سند نوشته است که داریوش کبیر پسر کوروش بود؟  کوروش دو پسر داشت با نام کمبوجیه دوم و بردیا.  داریوش مطابق نوشته خودش پسر هیستاسپ پسر ارسام پسراریارمان پسر تایسپه (چش پش) بود.

(2) King Darius says: My father is Hystaspes; the father of Hystaspes was Arsames; the father of Arsames was Ariaramnes; the father of Ariaramnes was Teispes; the father of Teispes was Achaemenes

کوروش مطابق نوشته خودش پسر کمبوجیه  اول پسر کوروش اول پسر تایسپه (چش پش) بود.

I am Cyrus, king of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of Sumer and Akkad, king of the four quarters,

the son of Cambyses, great king, king of Anšan, grandson of Cyrus, great king, king of Anšan, descendant of Teispes, great king, king of Anšan,

   بیستون منسوب به داریوش نیست کتیبه شخص خود داریوش است،  اما منظور شما از وحشیانه چیست؟  البته بعد از کوروش که در آن زمان یک استثنا بوده است همه شاهان قبلی و بعدی وحشی به نظر می آیند اما هر شاهی برای آنکه به مقام برسد در این جهان آشوب ها را سرکوب کرده است،  حتی در یک انقلاب نیز کلی از مردم وحشیانه کشته می شوند.  در جنگ ها مردم بی گناه وحشیانه کشته می شوند چرا راه دور می روید در جنگ ایران و عراق چند نفر وحشیانه کشته شدند؟

   برای یک بررسی تاریخی باید بی طرف بود داریوش مانند همه پادشاهان و سرداران عالم برای به مقام رسیدن شورش ها را سرکوب کرده است کاری که همه در این جهان کرده اند بعد از آنکه به شاهی رسید کلی به آبادانی در ایران خدمت کرد که باید سپاسگزار باشیم.

    اما به عنوان یک پژوهشگر بی طرف مسئله آخری که مطرح کردید از سوی خود من هم در ایران مطرح شده است که در کتاب هم مکتوب  است سوال این است که چرا مردم ا بر علیه داریوش شورش کردند اگر کسی که او کشته بردیای دروغین بوده است؟  لذا با وجود تمام دفاعی که از داریوش کردم معتقد هستم شخصی که داریوش کشته است خود بردیا پسر کوروش بود و مردم شورشی تنها بعد از به دنیا آمدن خشایارشا نوه کوروش آرام گرفتند.

پرسش 2049 مسعود:  سلام اقای راوید ، وقت شما بخیر. آیا کتیبه ای در مقبره کورئش در پاسارگاد بوده که الکساندر اونو بخونه و بعد گریه کنه؟؟؟ یا نه این هم دروغ است که ساخته دشمنان و استعمار است؟؟؟ من منتظر جواب شما هستم. باتشکر.و این نوشته این است.

  اسکندر مقدونی کسی که با حمله خود به ایران تخت جمشید را به آتش زد و با جنایاتی که کرد وقتی برای خراب کردن مقبره کوروش رفت با کتیبه ای مواجه شد که با خواندن آن به گریه افتاد و از خراب کردن مقبره کوروش منصرف شد متن این کتیبه بدین شرح است:  اي آنكه بر خاك من مي گذري، بدان و آگاه باش كه پاي بر خاك كسي نهاده ‌اي كه در تمام زندگي نگاهبان نيكي بوده و جز به انديشه و گفتار و كردار نيك با كسي رفتار نكرده است. بدان شهرياري من موجب آزار هيچ انسان بيگناهي نشده. بدان كه سرزمين پارس بسيار گسترده بوده و در تمام اين گستره هيچكس توان زورگويي بر ناتواني را نداشته. بدان كه ارتش من، ارتش رهايي‌بخش همه انسانهاي ستمديده بوده و من بدون چشم داشت به تاج و تخت و دارايي آنها همواره يار و پشتيبانشان بودم. پس به پاس نيكوييهاي من اين يك وجب خاك را بر من ببخش.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام از ایشان بپرسید:

  1 ــ  این کتیبه کجاست ؟ ما جز این چند خط در کل پارسه کد چیز دیگری نیافتیم؟‌

adam \ kuruš \ xšâya-

thiya \ haxâmanišiya

I, Cyrus the king, an Achaemenid.

Kûruš \ xšâyathiya \ vazraka \ Kabûjiya

hyâ \ xšâyathiyahyâ \ puça \ Haxâmanišiya \

thâtiy \ yathâ [...]

[... ...] akutâ [... ]

Cyrus the great king,

son of Cambyses the king, an Achaemenid,

says: When [...] made [...]

   اگر ایشان در این باب از مورخین یونان استناد کردند بفرمایند کدام مورخ چنین چیزی مکتوب کرده است،  استرابو  از قول اریستوبولوس نوشته بر کتیبه آمده است،  "مردم من کوروش هستم کسی که شاهنشاهی پارسیان را به وجود آورد و پادشاه آسیا بود در این زمان بر من رشک مبر".

  او اضافه می کند اونسیکریتوس همراه الکساندر گفته بر کتیبه نوشته بود:  اینجا من خفته ام کوروش شاه شاهان به زبان یونانی!  با خط پارسی و به زبان پارسی (زبان یونانی خط پارسی روی مقبره کوروش)!

 پلوتارک  میگوید بر کتیبه آمده است:  ای مرد هنر تو هرچه هست و از هر کجا آمده باشی من کوروش هستم کسی که شاهنشاهی پارسیان را پی نهاد بر من و بر این حاکی که جسد مرا در بر دارد رشک مبر

اریستوبولوس گفته جسد در تابوت طلا بود پلوتارک نوشته در خاک بود !

  2 ــ  از ایشان بپرسد،  کتیبه که اینجا نیست اما چنانچه بخواهیم به مورخ یونانی استناد کنیم اصلا پرس پولیس در این محل ها نخواهد بود.

then routed the third line and won the pass, and killed most of the troops of Ariobarzanes.30

69 1 Now he set out on the road to Persepolis, and while he was on the road received a letter from the governor of the city, whose name was Tiridates.31 It is stated that if he arrived ahead of those who planned to defend the city for Dareius, he would become master of it, for Tiridates would betray it to him. 2 Accordingly Alexander led his army on by forced marches; he bridged the Araxes River and so brought his men to the other bank.32

  مطابق این نوشته دیودور الکساندر پس از کشتن اریوبرزن تازه از رود ارس گذشته است!

   3 ــ  از ایشان بپرسید آیا ایشان مطمئن هستند اسکندر در تاریخ  ما که زمان او را 65 ق.م  مکتوب کرده اند  همان الکساندر مورخین یونانی است و آیا ایشان مطمئن هستند که مورخین یونانی که اولین آنها 300 سال بعد از الکساندر مکتوب کرده است دو واقعه  اسکندر و الکساندر را باهم قاطی نکرده است؟

   4 ــ  از ایشان بپرسید سندی دارند که تخت جمشید امروزی سوخته است؟ از ایشان بخواهید گزارش لوحهای بابلی را ببینند و به من بگویند اسناد ناسا و مکتوبات لوح بابلی را بیشتر قبول دارند یا نوشته مورخی چون اریان و ... که 300 سال بعد از الکساندر واقعه درهمی را مکتوب کرده اند  و مفسری که لوح را آنگونه که دوست دارد تفسیر می کند؟

 سندی دیگری نیاز بود با من تماس بگیرید،  موفق باشید.

   پرسش 2050:  سلام بر استاد عزیز و شیر پاک خورده ايرانی. اينجانب امید علی نجف زاده ساکن غرب ایران هستم و چندین سال بر روی روزشمار ایرانی کار کرده ام و بدین منظور مقاله ای را تهیه نموده ام اما برای مبدا میترایی با توجه به فرمولهای مختلف در کتب، حتی در يک کتاب جواب متفاوت بدست می آید.

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  به علت تحریفات بسیار و برگردانهای این تاریخ از سوی ملل مختلف با عنوان مبداء تاریخ و تغییر آن با مقتضیات زمانی و مکانی و از همه بدتر تغییراتی که در اثر تعصبات در آن پیش آمده است (که همین الان هم شاهد آن هستیم یعنی گروهی که در خارج از ایران اصرار زیادی به مخلوط کردن آن با زمان حکومت رضا شاه دارند!)  یافتن تاریخ دقیق آن بسیار مشکل است.  آنچه مرا در این باب به فکر فرو برد مسئله پیش بینی پایان جهان سه سال پیش اگر خاطرتان باشد درست شب یلدا (تولد مهر) بود که حدس بر پایان هفتیمن هزاره تقویم میترایی در این روز بود و این روز را با عنوان هفت هزارمین سال تقویم میترایی بر این وبلاگ به دوستان تبریک گفتیم و بر این حدود باور که از هر گروه و حذب و شاه و  .... و سیاست بازی مبرا است باقی خواهیم ماند.  بیش از این همانگونه که خود می دانید جز از تناقض های فراوان اطلاعاتی نیست که در اختیار شما بگذارم،  پاینده باشید

نظر 2051 ناصر:  به وجودتان افتخار میکنم،  درود و سلام از اینور آبها، از کالیفرنیا شمالی دهی نزدیک سانفرنسیسکو. مدت زیادی هست که با سایت های شما آشنا هستم. بوجودتان افتخار میکنم. امروز در 63 سالگی هنوز دانشجو هستم من. تا یادم میاید سر کلاس بودم گاهی اینور میز گاهی آنور میز. 33 سال روی طرحی کار کردم بنام گلستان کویر، به دلایلی که میتوانید حدس بزنید.، انتشار میسر نشد تا اینکه دیدم دیگر بی آبی میهنمان نمیگذارد خواب راحت داشته باشم. باور ها را کنار گذاشتم. چون ایرانی بودن خود باور بزرگی هست. امروز پروژه «کهریز زرزا» (برگی از طرح کویر گلستان (برای حل مشکل بی آبی میهنمان آماده هست تا منتشر شود در اینترنت. نگرانم که این صدا خاموش شود. با آنچه آز شما خواندم، این برداشت را دارم که میتوانید کمک کنید این پروژه دست کم درسطح دانشگاهیان مطرح شود.؟

     فرهنگ میهنمان میشناسم، اگر امسال باران نبارد، خواست خدای نامهربان است. سال دیگر باران خواهد آمد. در بهترین شرایط، اگر بتوانیم گرمای کره زمین حاکی از آلودگی هوا را کاهش دهیم، 25 سال این بی آبی گریبانگیر ما خواهد بود. با خرید آب از تاجکستان میشود 80 ملیون انسان را آب داد؟ تکلیف کشاورزان چه خواهد شد؟ این طرح در 330 برگ نمایش آماده هست، تنها باید رویش صدا بگذارم، که زیاد بدرازا نمیکشد.

   در جستجوی یاری هستم از دانشگاهیان، و هر کسی که ممکن است که کمک کند. برای همین این یادداشت را تقدیم میکنم. امیدوارم که مرا در صورت امکان یاری دهید. تنها چیزی که این وسط برای من مطرح هست میهنمان ایران است و بس. من شاید هرگز میهنم را دوباره نبینم. ولی باز ایران میهن من است. ارادتمند ناصر رحیمی.

   پاسخ پرنیان حامد:  فراخوان کمک اساتید دانشگاهای ایران برای کمک به طرح آبرسانی به کشورمان،  از آنجا که آب  و آب رسانی در این هنگام در ایران بسیار مسئله حیاتی می باشد از دانشجویانی که این وبلاگ را مطالعه می کنند تقاضا دارم مسئله مطرح شده توسط آقای ناصر رحیمی را در دانشگاهها مطرح و در این روند با  اساتید دانشکده های مربوطه مشورت و از آنان تقاضای کمک نمایید آدرس ایمیل مکتوب توسط ایشان kahrizzarza@gmail.com   می باشد.  با سپاس از همکاری شما به امید داشتن ایرانی سرسبز و پر آب

   پاسخ انوش راوید:  درود،  آقای رحیمی عزیز،  درصورت امکان خلاصه ای با لینک اصلی بفرستید،  تا در صفحه ای در وبسایت ارگ قرار دهم،  تندرست و پیروز باشید.

   نظر 2052:  با سلام، در کتاب نوشته اید، دارا از خاندان هوو در آذربایجان بوده. اسپهان اصفهان امروزی نیست، محلی در شمال غربی ایران امروز .......... و مردم اصفهان از نژاد اویند،  این ویدئو سندی است که حرف شما را به اثبات میرساند. خانم مجری اصفهانی که بدنبال اصل و نسبش میگردد رد و پای اجداجش را در آذربایجان مییابد.  https://www.youtube.com/watch?v=AeygBxGfVAk

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  کوتاه آنکه حدود 5000 سال پیش بر اثر واقعه ای ناگهانی اقوام تمدنی بزرگ که در (جیرفت ، شهداد ، شهرسوخته و ....) شکل گرفته بود.   شروع به مهاجرت کرده عده ای از جنوب زاگرس خود را به بین النهرین رساندند ( سومریان) عده ای از شمال خود را به همدان و آذربایجان رسانده تمدن های جدیدی را بنیاد نهادند پس از قرنها تمدنهای بوجود آمده با هم درگیر شده و دائما بر سر قدرت زد و خورد کردند.  مهاجران برخی از این جنگها باز به سوی شرق به حرکت در آمدند و .....

خواندن تاریخ بدون در نظر گرفتن زمان آن غیر ممکن است آنچه در کتاب مکتوب است آنکه: در زمانهایی مشخص زمانی که نام اسپهان در تاریخ مکتوب است این اسپهان شمال بابل باید باشد لذا  نمی تواند اصفهان امروزی باشد. اسپهان در زمان دارا باید به ناحیت کرمانشاه امروزی و کرمان مکتوب تاریخ در این زمان خود کرمانشاه است نه کرمان امروزی.

    با سپاس از توجه شما و سند ارسالی شما  "با وجود انکه هنوز موفق به دیدن آن نشدم" اما تصور می کنم،  بانو باید کنکاش کنند که اجدادشان از کدام دسته مهاجران و در چه زمانی بوده اند،  پاینده باشید

   نظر 2053 شاهین:  سلام. برخی از صفحات وبلاگاتون ف ی ل تر شده و یا مشکل داره. چی کار باید کرد؟ ممنون.

    پاسخ پرنیان حامد:  آقای راوید خواهش می کنم آدرسی که می توانند به عکسهای ف ی ل ت ر شده دسترسی پیدا کنند را اینجا دوباره بنویسید با سپاس.

   پاسخ انوش راوید : همیشه حرفها و نوشته های ضد استعمار و امپریالیسم،  با مشکل روبرو می شود،  اگر یادتان باشد یکی دو سال پیش 99 درصدی های کشور های غربی نیز بشدت دچار فیلترسنگی و باتومی و مزاحمت شدند،  تا آخر جمع شده یا سرکوب شدند.  اما ما را نمی توانند جمع و جور کنند،  بلکه ما تاریخ را جمع و جور می کنیم.  بمنظور یافتن پست های آزاد،  باید در اینترنت و جستجوها مطلب مورد نظرتان را + انوش راوید یا + وبسایت انوش راوید،  بنویسید،  و صفحه های جدید همان موضوع را بیابید،  این داستان ادامه دارد و خواهد داشت باید کمی زحمت بیشتر کشید.

   پرسش 2054 شاهین:  با سلام میخواستم ببینم آیا منبعی در رابطه با کتیبه ها و نگاره های باستانی قبل از هخامنشیان وجود داره یا نه. اگه هست ممنون میشم معرفی کنین. تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  کتیبه های اشوریان و کتیبه های بابل قبل از کوروش کبیر www.livius.org

    پرسش 2055 کوروش:  سلام جناب راوید خوب هستید من چجوری میتونم با بانو حامد ارتباط برقرار کنم؟. جناب راوید اگر میشه در مورد رَشنو سردار سپاه رستم دستان بنویسید.

    پاسخ پرنیان حامد: با سلام ایمیل من:   parnian_h@hotmail.com  

   پرسش 2056:  مرکز مطالعات استراتژیک تخت جمشید: براستی چرا؟ مگر کوروش رو کسی نمیشناخته که اسمش رو نبرده؟ کوروشی که اینقدر براش داستان شکلاتی و افسانه های کاغذی درست کردن چرا اسمی از کوروش در ادبیات و اشعار شعرای ایرانی نیست ولی تا دلت بخواد از اسکندر تعریف و تمجید شده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  خدای ناکرده در تخت جمشید ساخت داریوش که به دنبال سندی از کوروش نیستید؟  شما با عنوان مرکز مطالعه سنگی هنوز نمی دانید داستان کوروش کاغذی نیست و سنگی است؟

آدرس دقیق این مرکز مطالعات را مکتوب بفرمایید  کتیبه نبونید و منشور کوروش را بیاوریم بکوبیم بر سرتان از درد آن شاید متوجه شوید سند سنگی است نه کاغذی.

    اسم خاندان کوروش حتی در شاهنامه فردوسی نیز مکتوب است. پاسخ چرا های شما این است: از بی غیرتی شما مراکز به اصطلاح مطالعاتی هیچگاه تاریخ کشور ایران  احیا نشده است و هیچگاه این تاریخ با اسناد باستانشناسی مطابقت داده نشده است. کار شما که هیچ بل اساتید این کشور تنها کپی کردن مکتوبات  مفسران اروپایی و تعظیم در مقابل پرت و پلا های این مفسران است حتی آنقدر غیرت نداشتید که اصل مکتوبات مورخین یونانی – رومی را در این کشور مطرح کنید.

    نه نام  شما که هنوز حتی نمی دانید کوروش سند سنگی دارد مرکز مطالعاتی است نه نام آقایان که تفسیر را با عنوان تاریخ به خورد ما می دهند استاد است.

   نظر 2057 مصظفی:  دو روز پیش در مورخ 93/8/19 در شبکه سه مستندی پخش شد به نام گلادیاتور های حیوانی در مورد حیوانات استفاده شده در نمایش های روم باستان که رومیان 1000 تا حیوان در یک روز میکشتند جالب اینست که از حیواناتی چون شیر عربی و مراکشی نام می برند اصلا ما شیر عربی نداریم!!! حداقل من نشنیدم . چه جوری یکهو شیری از تیره ی عرب پیدا شد ؟ حتی این شیرهای می باشد اگر میشه یکمی هم به رسانه ها اطلاع رسانی کنید که با نام شیر هندی میشناسیم شیر ایرانی یا آسیای هستند و اسم علمی آن های  Panthera Leo Persica.  یک شیر ایرانی در تصویر می بینید، چرا بعضی از مردم به اطرافشان بی توجه اند.

عکس ارسالی با ایمیل،  عکس شماره 7875

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما، شیر هندی یا ایرانی، شیر های شمال خوزستان و جنوب کوه های زاگرس بوده، و منظور هند ایران بوده نه کشور هندوستان، در ضمن من بارها به اینگونه ترجمه مستندها به شبکه مستند اعتراض کردم، که چند مورد آن در پست های وبلاگ می باشد. ولی کو و کجاست سواد و عرق ملی، بردند و خوردند. ما در تلاشیم کمی زنده کنیم. درباره ساخت این مستندها اعراب پول فراوان و جمعیت بیشتر با ناسیونالیسم قوی دارند، و آنها را در جهان خرج می کنند،  در ایران می شناسم اشخاصی که ناسیونالیسم دارند،  ولی در گنجه خانه اشان پنهان کرده اند.  همچنان این گونه مسائل دیدید، افشا و اعتراض کنید،  این را در وبلاگ پست می کنیم، تندرست و پیروز باشید.

      در ضمن شیر ضمیمه ایمیل شما شیر ایرانی نیست،  شیر سومالی و کنیا است،  عدم دقت در نگارش تاریخ و مستندات آن توسط ایرانی ها،  باعث شده که تاریخ ایران مورد سوء استفاده دشمنان قرار گیرد.

عکس مستند از آخرین شیر ایرانی،  مشروح در تاریخ شیر در ایران،  عکس شماره 1297.

   نظر 2059 ساسان:  با سلام دوباره ، در روستایGloppen  در شمال غربی نروژ در تاریخ 14 februar سمیناری تحت عنوان اسرار میراث فرهنگی روستا برگزار شده.Jan Nik. Hansen  برگذار کننده این سمینار در مصاحبه با روزنامه  Firdaمیگوید Gloppen روستایی است که بیشترین یادگارهای گذشته در آن یافت میشود. او از میان این یادگار ها از سنگهای خورشیدی نام میبرد که احتمالا در ارتباط با آیین خورشید پرستی است که در این روستا رایج است. او میگوید بزرگترین گورپشته در شمال کشور در این روستا یافت شده که بدست 90 نفر در عرض 1سال ساخته شده و ارتباط میان این گورها با پدیده های خورشیدی کاملا ثابت شده. روی این گور هرگز کاوش باستانی نشده اما تعداد دیگری گورپشته و آثار سنگی و زمینهایی که روی آن خانه بوده موجود است. گورهای بسیاری در نروژ هست اما این منطقه را باید اهمیت ویژه داد. در یکی از این گورها شیئ بی مانند یافت شده که نمونه آن تنها در افغانستان و ایران دیده شده. متاسفانه تصویری از این شیئ نشان داده نشده اما در ادامه گفته که مجسمه ای از همین شیئ در محل یافت شده. در این گورها منسوجات و انبوهی سلاح نیز یافت شده. باستانشناس نروژی این یافته را مربوط به صده چهارم میلادی تخمین زده

http://arkeologiavisa.blogspot.no/search/label/Folkevandringstid

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از شما یک دنیا سپاسگزارم که اینگونه اطلاعات اطرافتان را در اختیار ما قرار می دهید.  سوالی داشتم آیا این شیء  ها منظور همان ورقه های مینیاتور طلا است؟  با سپاس.

   عکس دو اثر از انبوه آثار ایرانی کشف شده در کشور نروژ،  سایت فوق را مطالعه فرمایید،  عکس شماره 7876.

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ توسط انوش راوید