X
تبلیغات
گفتمان دروغهای تاریخ

گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  تماس با ما






کلیک کنید فهرست وبلاگ


کلیک کنید دانلود های وبلاگ


دفتر انوش راوید


ایمیل انوش راوید



بالا نام و پائین ایمیل شما





Powered by WebGozar


نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by 20Tools

این صفحه را به اشتراک بگذارید

کلیک کنید فیس بوک انوش راوید


کلیک کنید تقویم ایرانی


کلیک کنید گته گلی خانه


Ravid.blogfa.com statistics

Estimated worth website
Powered by WebStatsDomain

وب گفتمان درباره دروغ های تاریخ

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

عضویت رایگان و فقط با یک درود است...

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

   پژوهش:  پرنیان حامد،.   ناشر:  آویژه،.   پخش: گسترش،.   قیمت:  60000 ریال

    روش های تهیه کتاب ــ  برای تهیه کتاب در تهران و مخصوصا شهرستانها محبت بفرمایید،  به کتابفروشی محل بگوید کتاب را از طریق موسسه گسترش سفارش و فورا در اختیارتان بگذارند،  و یا با موسسه گسترش در تهران به شماره 88794218 - 88772267 تماس حاصل نمایید،  و از محل نزدیکترین کتابفروشی که این کتاب را دارند مطلع شوید.   در صورت عدم همکاری موسسه گسترش و کتابفروشی های شهرتان با شما,  آدرس پستی خود را  برای ما ارسال بفرمایید.  خرید اینترنتی،  که کتاب را با پست به شهرستان ارسال می کنند قرار زیر است:

   تهران:

   کتابفروشی نیما:  خیابان دولت ، چهارراه قنات پلاک 260 ،  تلفن 22547270.

   کتابفروشی آشتیانی:  تجریش  خیابان شهید دربندی (مقصودبیک سابق) پلاک 55 انتشارات آشتیانی،  تلفن 22716404.

   اهواز : محام ، کیانپارس ، نبش میهن شرقی ، بازار امام رضا (ع) تلفن 06113379070

  چون وبلاگ به صورت پرسش و پاسخ می باشد،  و پس از یکسال تعداد صفحات به قدری زیاد شده است،  که از حوصله خواننده به دور است لذا محبت بفرمایید:

   برای خواندن  تحلیل اسناد الکساندر در ایران  به :

http://www.cae.blogfa.com/post/93  و http://www.cae.blogfa.com/post/25  و http://www.cae.blogfa.com/post/54

   برای خواندن بررسی لوحهای بابلی به:

http://cae.blogfa.com/post/71 و  http://ravid1.blogsky.com/1391/06/16/post-103

   برای خواندن اسناد مربوط به کوروش کبیر (رد سخنان آقای غیاث آبادی ) به:

http://cae.blogfa.com/post/95   و

http://www.cae.blogfa.com/post/62 و  http://www.cae.blogfa.com/post/68

   برای خواندن جشنهای زمستانی ایران و رابطه آن با جشنهای اروپایی به:

http://www.cae.blogfa.com/post/14

   برای خواندن اسناد رد نظریه آقای ناصر پورپیرار و اسناد پوریم به:

http://www.cae.blogfa.com/post/4 و  http://www.cae.blogfa.com/post/3

   برای خواندن بررسی معماری یونانی، رومی و اروپایی به:

http://www.cae.blogfa.com/post/55 و http://www.cae.blogfa.com/post/48

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

      با توجه به اینکه در این کتاب,  به علت ارائه اسناد فراوان ممکن است سر در گمی خواننده عزیز را به همراه آورد,  و از آنجا که هدف اصلی این پژوهش,  روشنگری برای تمامی قشر های جامعه می باشد,  کوتاه و خلاصه آنکه:

      شخصی که در تاریخ ایران با نام اسکندر از او یاد شده است,  نه تنها یونانی نیست,  بلکه یک ابر مرد تاریخ ایران , از نژاد مادها و مذهب میترائی بوده است,  که همچون دیگر دلاوران ایرانی, رستم, اسفندیار, گیو, کی خسرو (هوخشتره), کورش کبیر ... از افتخارات این مرز و بوم می باشد.  این دلاور ایرانی فاتح اروپای امروزی نیز بوده است....  آگاه باشید که  با تغییرات و دستکاری در تاریخ قدیم ایران,  آنچه در غرب ایران امروز اتفاق افتاده است,  به شرق برده اند.  تمامی نام مکان های تاریخ ایران را دگرگون کرده اند.  با تغییرات و دستکاری در زمان اتفاقات, زمان تاریخ ایران را به هم ریخته اند.  تاریخ قدیم ایران را که تنها تاریخ واقعی قدیم جهان است,  تبدیل به افسانه کرده اند,  تا فتوحات ایرانیان را در اروپا تحریف سازند.

      در این کتاب در فصل مکانها, این درهم ریختگی و جابجایی نام های شهرها بررسی شده است.  همچنین در فصل تاریخ سنتی ایران مسئله اختلاف زمان مطرح شده,  و با اسناد ارائه شده,  سعی شده است واقعیت نوشته های قدیمی ایرانی چون شاهنامه فردوسی,  تاریخ بلعمی,  بندهش ... را که به علت غیر منطقی بودن فاصله ها و زمانها تبدیل به افسانه شده اند,  به اثبات رسانم. همچنین با مقایسه گفته های تاریخ قدیم ایرانی و اسنادی که از حفاریها در جهان کشف شده است, واقعی بودن نمادهایی چون جمشید, ضحاک, فریدون, ایرج, کی خسرو, و تمامی اسامی دیگر تاریخ ایران تا به زمان اسکندر در این کتاب به اثبات رسیده است.

      کورش کبیر هخامنشی,  البته از بزرگترین افتخارات این مرز و بوم است,  اما او نیز همچون فردوسی, ابوریحان بیرونی, بلعمی, طبری ... , شما و من,  وارث و حافظ فرهنگ و تمدن بزرگی بود که از گذشتگانی همچون جمشید, رستم, گیو, کی خسرو (جد بزرگ او) و هزاران دلاور و شخصیت  تاریخ ایران,  که  متاسفانه ما آنان را افسانه انگاشتیم,  به او رسیده بوده است.  اگر هرودوت یونانی را پدر تاریخ جهان گفته اند!  خود هرودوت میگوید: "به گفته ایرانیان،  که در تاریخ تبحر دارند"  ماخذ تاریخ هرودوت تاریخ ایران است.  و دریغا که ما ایرانیان تاریخ واقعی جهان را که به همت بزرگانی چون فردوسی, ابوریحان بیرونی, بلعمی, طبری..... در دسترس ماست افسانه پنداشتیم, و از یاوه های مفسرین تاریخ یونان و اروپا برای خود تاریخی جدید خلق کرده,  به هیچ افتخار می کنیم!

      در این کتاب با بررسی شخصیت, ملیت و مذهب اسکندر با مدارک ارائه شده از تاریخهای بعد از اسلام, نوشته های پهلوی بازمانده از قبل از اسلام ...,  ایرانی بودن این فرد به اثبات رسیده است.  برای جستجوی علت حمله او,  یا بهتر بگوییم علل این دگرگونی در ایران,  خاندان هخامنشی, خاندان هوو, اختلاف نژادی در ایران (پارسها و مادها),  اختلاف مذهبی دو کیش زردشتی در ایران (میترائی و مزدایی), زمان واقعی ایجاد ملوک الطوایفی در ایران, بررسی خاندان اشکانیان و زمان واقعی شکل گیری این خاندان در ایران,  بررسی شده و اسناد لازم ارائه شده است. همچنین روایات و اسنادی از اعمال اسکندر در ایران, و پس از آن با مقایسه گفته های تاریخ قدیم ایران و آنچه در اروپا کشف شده است, سفر او به اروپا و فتح این ناحیه توسط ایرانیان به اثبات رسیده است.

      با بررسی شخصیت افسانه ای در اروپا با نام یولیوس کیسر که همان ایلیوس کی سر پارسی است و بررسی مکان روم واقعی در گفته های تاریخ که به نظر مدائن امروزی می باشد,  و مقایسه افسانه های اروپایی در مورد این شخص با شاهنامه فردوسی در مورد اسکندر و اسناد ارائه شده,  می توان باور کرد,  اسکندر تاریخ ایران همان کی سر (لقب پادشاهان ماد) ایلیوس ( پسر خورشید، خدا در آیین میترایی) رومی از مدائن است,  که از نژاد گیو, گودرز و کاوه آهنگر است.  چه میتری دات (مهرداد) اشک هفتم یا کی سر ایلیوس همان اسکندر تاریخ ایران باشد و چه نباشد,  در هر حال اسکندری که نام و اعمال او در تاریخ ایران آمده است,  با الکساندر یونانی هیچ ارتباطی ندارد.  نه شجره نامه او از یونی آن بوده است,  نه مذهب او میترایی,  از مذاهب یونانیان است و نه متولد جزایر دریای اژه (یونان امروزی ) بوده است.  الکساندر یونانی,  با بررسی هایی که در این کتاب انجام شده است و با مدارک و اسناد ارائه شده,  تنها می تواند کهرم (کی هروم) پسر ارجاسپ باشد,  که او را هم پس از کلیه فتوحاتش, اسفندیار شکست داده است.

      پیوند زدن سرگذشت اسکندر,  این ابر مرد تاریخ ایران,  با کهرم پسر ارجاسپ,  به علت یکی بودن لقب آنان یعنی کی هروم (پادشاه هروم = روم ),  دستبرد گریش ها  greece  (به گفته ما ایرانیان یونانیان ساکن دریای اژه) از تاریخ ایران محسوب می شود.  باشد که بزرگان این مرز و بوم با انتقادات و راهنمایی هایشان مرا در راه این روشنگری یاری دهند.

   ضمن درود به وطن پرستی چون آقای انوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،  پرنیان حامد.



برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 90

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس انسان غار نشین از یک موزه، عکس شماره 4104.  در ابتدا فرهنگ لغات انسان های غار نشین فقط چند صفحه بود،  و سپس در طول زمان و مکان از همان چند آوا که می دانستند،  ترکیبات و آوا های جدید بوجود آمد.

   پرسش 1914:  با تشکر از شما برای ایجاد چنین فضایی، من علاقمند به مطالعه کتابهای تاریخی واقعی هستم می خواستم از شما که سایتی را که بشه این کتابها رو دانلود کرد معرفی کنید ... با سپاس فراوان و موفقیت روز افزون..

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما دوست گرامی مرتضی حماسی  ترجمه متون پهلوی را بر وبلاگ هم میهن گذاشتند چنانچه علاقه دارید نیاز به دانلود هم نیست ایشان زحمت کپی کردن آن را کشیده اند با سپاس از ایشان می توانید مطالعه کنید.  

   پرسش 1920:  سلام استاد راوید و استاد حامد... دو فیلسوف یونانی سقراط و افلاطون انها هم فیلسوفان و دانشمندان ما هستند یا نه؟.. در کتابهای فلسفه خود انها را اهل شهر آتن معرفی کرده اند ... ضمنا من در کتابهای مختلف تحصیل خود خواندم که اسکندر شاگرد ارسطو بوده است در دوران نوجوانی اش.... لطفا شما توضیحی بدهید... با تشکر.. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام   ت = د محل مقدس ادن یا اتن  تنها سوال باقی مانده آنکه کدام عدن فکر کنم متولد این عدن بودند.

   پرسش 1921:  سلام عیدتون مبارک ، من از مطلب های شما خیلی استفاده می کنم، سوالم اینه که آیا زیر خاکی که ازوا جنس برنج باشه میتونه قدمت 2 یا 3 هزار ساله داشته باشه ?

   پاسخ انوش راوید:  مس پرچم شهداد، و مفرغ میله و عقاب پرچم شهداد، متعلق به حدود 6000 سال پیش. آلیاژ های مسی، متفاوت هستند. در تاریخ های نوشته شده غربی قرن 20 گفته شده: ...از برنج اولین بار در زمان پادشاهی سارگون دوم، در قرن هشتم قبل از میلاد یاد شده است، فوربس معتقد است که مردم ماسکی در آسیای صغیر این آلیاز را کشف و در دوران هخامنشی به ایران معرفی کردند. البته بنظر من انوش راوید، در تمدن کهن جی بدلیل فراوانی مس و روی و قلع و گوگرد در استان های کرمان و فارس، و کشف اشیای مفرغی، انواع آلیاژ برنج نیز وجود داشته است، اما تا هزاره پنج خورشیدی ایرانی، این تکنیک فقط در اختیار مردم جنوب بود، زیرا در نوشته های هخامنشی بسیاری از کارهای مسی را هنرمندان مصر که همان جیرفت باشد انجام می دادند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما از آنجا که در زبان پارتی لغات مس rod  و روی roy وجود دارد و از ترکیب فلزات هم آگاه بودند لذا ممکن است که برنج نیز در آن زمان موجود بوده باشد.

    پرسش 1922:  سلام استاد. یک سری کوزه تاریخی پیدا کردم کجا می تونم بفروشم کسی رو می شناسید که بخره لطفا راهنمایی بفرماین.

   پاسخ انوش راوید:  نمی دانیم، فقط عکس هایی از آنها برای ما بفرستید تا تاریخ آنها را بگوییم.

   پرسش 1923:  با سلام به شما، اولا می خواستم چند سوال فنی بپرسم اینکه تاریخ نگاران گذشته مبدا مکانی که تاریخ را می نوشتند و جهات آن را مشخص می کردند کشور خودشان بوده یا کشوری که درباره ی آن تاریخ می نوشتند. مثلا باختر در شرق بود؟ شرق کدام کشور شرق کشور ترکیه یا ایران و سپس مکان بودن یک جهت. اگر در افغانستان باشیم خراسان غرب آن می باشد ولی معنی کلمه خراسان، شرق می باشد ایا به این نکته توجه کرده اید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بله دقیقا همان است که در کتاب و سه سال بر این وبلاگ می نویسم "شرق کجا؟ غرب کجا؟ شمال کجا؟ نیمروز کجا؟"  خوراسان (خور از ان) به معنی محل طلوع خورشید مورخی نوشته پارس است،  مورخی نوشته ایلام است مورخی نوشته .... خوربر ان (خاوران) در زبان قدیم به معنی غرب است چرا شرق ترجمه می کنند؟ اباختر یعنی شمال چرا غرب ترجمه می کنند ..... و این نکته هایی که می فرمایید سه یال است هر روز بر این وبلاگ مکتوب شده است.

   ادامه پرسش:  و بعد1.  در کتاب گنجینه تاریخ ایرانیان نوشته ی استاد عبدالعظیم رضایی جلد اول (پیشدادیان و کیانیان) در مورد شهر بلخ به نقل از کتاب حبیب الیسر آمده است که گیومرث و برادرش در جایی از خراسان که آن را بلخ نامیدند با هم دیدن می کنند. و وجه تسمیه بلخ به این دلیل بود که در آنجا آن دو همدیگر را در آغوش کشیده و جامی از شراب هئوم یا سوم را نوشیدند وچون جام یا ساغر که در آن شراب می نوشند، بلخ نامیده می شود. از طرفی همدیگر را نوازش کردن بلخیدن معنی میدهد و به این سبب نام آن شهر را بلخ نامیدند.

2.  در این کتاب نوشته شده که اسفندیار برای ترویج آیین بهی به روم و هند لشکر کشی می کند. هیچ اسمی از کشور یونان نمی آورد به نظر من در این زمان یونان تحت سیتره روم بود چرا که در کتاب حیات مردان نامی نوشته ی پلوتارک جلد سوم صفحه 409 تر جمه رضا مشایخی فلیپ سرزمین یونان را به زور سربازان خود تسخیر نمود.

   پاسخ پرنیان حامد:  منبع اصلی کتاب شما از کتابی به زبان پهلوی و این است:

  سپندیات و زریر برای دفاع از دین بهی به هروم = (روم) و هند لشکر کشیدند (شکند گمانیک ویژار فصل 10 بند 67)

 اسفندیار و زریر آنگونه که در تاریخ ما مکتوب است 1- به ارجاسپ تورانی و 2. به رستم حمله کرده اند لذا توران آن همان آشور و هند آن همان هندیجان ایران خواهد بود.

 نکند خدای ناکرده تصور کرده باشید در آن زمان آقایان از رم ایتالیا حمله کردند به هندوستان امروزی!؟

در کتاب شما اسمی از یونان نیست در اوستا و اسناد ایران نام یونان دقیقا در همین جنگها آمده که مفسیرین و مترجمین محترم بد ترجمه کرده اند.

  در زبان پهلوی برای سه صدای  اَ  ، خ ، ه ، یک شکل موجود است لذا لغت خیونی را می توان  هیونی و اَیونی نیز خواند و ارجاسپ ایونی یعنی همان یونانی که دنبالش هستید.  هروم حدود سوریه همان یونان است و پلا ها هم در همین منطقه بودند سند آوردم بر وبلاگ است مطالعه کنید.

   ادامه پرسش:  3. همچنین درست واژه ارشک را اراشک میداند. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  بله  که به علت وجود فقط  یک علامت  برای (  ر، ل ) در زبان پهلوی لغت را می توانیم الاسک بخوانیم که همان الاسکندر متون پهلوی است که ان را به الکساندر مقدونی انیرانی نسبت داده اند و سه سال است هرچه می گویم نه می خوانند و نه می شنومد تنها لج می کنند نمی دانم چرا! با این همه سند چه اصراری است بگوییم ایرانی ها تو سری خور شرق و غرب بودند! نمی فهمم.

    دوستان  مگر ایرانی نیستید؟  این همه سند چرا حرکت نمی کنید؟

    پرسش و پاسخ بعدی را نگاه کنید این است  ترسهایی که این دوست گرامی در نهایت صداقت برای من نوشته است،  پاینده باشید.

   پرسش 1924:  بدلیل حساسیت من در موضوع اسکندر وضعیت کنونی ایران است. آیا بیان این تاریخ اسکندر، اعتبار و عزتی به ایران و ایرانی میدهد؟ یا اینکه آب به آسیاب دشمن میریزد. کافیست تجزیه طلبان از این مطلع شوند، تا ادعا کنند ما از اول با پارسایان مشکل داشتیم، و شاهنشاهی هخامنشی را ما ساقط کردیم. دوم اینکه تنها احساس تحقیر و بی مایگی است، که انگیزه ای برای جعل تاریخ است، و بیان اینگونه نظرات به تحقیر و ریشخند ایرانیان منجر خواهد شد.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . تجزیه طلب مشغول تجزیه کشورتان هست! رفت نجنبید رفته از طریق جنگ نشد خلیج نفت دارتان را خلیج عرب می کنند و می برند.  راه مبارزه با آن هم تنها زدودن نقاط تاریک تاریخ کشورتان است تا نتوانند اینگونه از آنها سوء استفاده کنند مرکز اصلی تناقضات تاریختان هم دقیقا از الکساندر و اسکندر و تفاوت زمانی آنها و اشکانیان 260 سال مکتوب در تاریخ کشورتان و اشکانیان 500 و اندی سال تاریخ اروپا آغاز می شود .

اعتبار و عزت ایران این است که بگویند یونانی آمد ایران؟  ارشک اشکانی را الکساندر یونانی جا بزنند برای او افسانه های شاه و پریان درست کنند؟ عزت ایران این است که در کتاب چهارم دبستان بنویسند:

  آریایی ها از شمال دریای خزر آمدند برای  وجود این خارجیان اسم کشور ما ایران است  و این خارجی ها عبارت بودند از مادها، پارس ها و پارت ها؟  همه خارجی بودند؟  کدام تجزیه طلب با این جملات موافق است که بخواهد سوء استفاده  کند؟  ترکهای ماد نژاد؟  پارسها؟ یا پارتها؟ اینجوری همه مان به طور یکسان خارجی هستیم و نمی دانستیم!

  و بعد از کشف تمدن جیرفت که دقیقا محل اولیه و خط سیر مهاجرت آریایی ها را نشان می دهد بنویسند آریایی ها مردمی فرازمینی بودند با سفینه از کرات آسمانی آمدند قطب شمال، ما هم مثل گله  گاو و گوسقند بگوییم  بع بعله که مورد ریشخند نباشیم؟ یا جریان "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!" است؟

متاسفانه بنده با اینهمه سندی که جلوی چشمم است و با آگاهی از سیاست پشت پرده این  تاریخ نویسی ها توسط اروپاییان که برای ساختن تمدنی است که نداشتند به هیچ وجه هم رنگ این جماعت نخواهم شد.

  افتخارات تک تک اقوام را جلوی چشمتان گذاشتم و از آنجا که نه ترکم، نه لر، نه بختیاری و نه ... آزادانه و نیک اندیشانه قضاوت کردم. بدی ها و اشتباهات اجدادشان را هم جلو چشم تک تکشان گذاشتم خوششان می آید یا بدشان می آید  مهم نیست. هزاران بار هم گوشزد کردم همه از یک آب و خاکیم افتخارات اجدادتان را به رخ هم بکشید نه اشتباهات آنان را.

  اسکندر تاریخ ایران که  سال 73 ق.م است نمی تواند الکساندر مقدونی که کهرم تاریخ ماست باشد. کهرم هم تا هندیجان ایران بیشتر پیش نرفت.

  سند دارم هیچ جای ریشخند و شوخی هم در کار نیست نترسید قدرت داشته باشید من یک زنم از شما مردان این مرز و بوم انتظار می رفت! حرکت کنید نترسید گرامی نترسید. اون جمله را هم از کتاب کلاس چهارم دبستان بر خواهم داشت شده دم در آموزش پرورش بست بشینم برای اعتبار و عزت ایران این کار را خواهم کرد. خواهید دید.  پاینده باشید.

   پاسخ انوش راوید:  بارها نوشته ام و توضیح داده ام، تاریخ یک علم است و باید مانند تمام علوم با آن برخورد کرد. اگر از تاریخ ایران بدرستی ندانیم، اسباب و ابزار در دست دشمنان تاریخ ایران می شود، و آنرا در جهت اهداف سیاسی بکار خواهند برد، یا حداقل چون فیلم های 300 یک و دو و غیره، ایران و ایرانیان را شکست خورده از همه و ضاله و ضایع نشان دهند.  جنگ داخلی در طول تاریخ هر کشور و سرزمین وجود داشته است، و خواهد داشت، این ربطی به حال امروز ایران یا هر کشوری ندارد. بلکه وظیفه روشنفکر این است که تا می تواند، آگاهی از درک آزادی اندیشه و قلم به جامعه تزریق کند، دوم با تحقیق و تحلیل های و پرسش های متعدد، گردونه یادگیری را در جامعه بچرخش درآورد، تا ایجاد تغییرات و رشد و تکامل در علم و فرهنگ شود. درصورت عدم رعایت این اصول و فاکتورها، هر کشور زمینی آماده تاخت و تاز ترفند های استعمار و امپریالیسم می شود.

   پرسش 1925:  با سلام خدمت آقای راوید ارجمند و بانوی محترم خانم حامد،  در حدود سی سال قبل از هم محلی ریش سفید شنیدم به شخص بد ترکیب میگویند سلیته (سلت) و به نظرم تائید تحقیقات شما میباشد در ضمن درخت کاج مخصوص مناطق سرد سیر میباشد نه مناطق گرم جنوب. همه ایران سرای من است (از اهالی استان کهن آذربایجان شرقی)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آذربرزین مهر هم همان نواحی کردستان باید باشد آناهیتا هم همانجا در کنگاور است نواحی  شرقی خوزستان هم ادامه کوههای زاگرس است و بسیار سرد ایل بختیاری هم از بالا تا پایین آن است. کرد بختیاری و لر بختیاری هم داریم.  درخت کاج هم مال کل این نواحی از آن بالا تا این پایین است شما هم همه در اصل از یک نژادید و درخت کاج معبد مقدس تخت جمشید نماد کاج این منطقه از بالا تا پایین آن است،  کوروش هم  خان همان منطقه است  و شاه همه شما همه از یک نژاد و یک آب و خاکیم و نمادها مال همه ماست چه در آذربایجان باشید چه در شیراز چه در خراسان و چه در کرمان و سیستان که گروه اول آریایی که نژاد همه ماست در آنجا بودند، همه از یک نژادیم و نمادها مال همه ماست. پارت و پارس و ماد از یک نژادیم و یک خانواده.  

   پرسش 1926:  سلام.. میخاستم جریان مادر داریوش سوم که سیسی کامبیز نام داشت را بدانم این زن در زمان اسکندر ما بود یا الکساندر ؟.. و مقاومت و جنگهایش با الکساندر بود یا اسکندر ما....؟. نتوانستم بفهمم.. تشکر .موفق باشید..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  مادر کامبیز یا کمبوجیه = سیسی کامبیز هم یکی از آن درهم هایی است که نمیدانم چه کسی منظور بوده است می بخشید درهمی مورخ 50 ق.م را نشان می دهد و دقیقا مخلوط کردن دو داستان را که در آخر مادر کمبوجیه از آب در آمده است.

   تنها چیزی که می توانم به شما خاطرنشان کنم اینکه داریوش سوم هخامنشی دیوانه نبوده مادر و حرمسرا و زن اردشیر سوم را بردارد از تخت جمشید یا شوش ببرد تا ایسوس که آنجا اسیر آقا الکساندر بشوند! باور چنین داستانی بدور از عقل سلیم است مگر آنکه جریان کهرم و حمله او به پایتخت شاه باشد در زمانی که شاه در پایتخت نبوده. ولی این قبل از هخامنشی ها خواهد بود 36 سال قبل از کوروش کبیر لذا داریوش سومی در کار نخواهد بود که این بانو مادرش باشد. پاینده باشید.

   پرسش 1927:  درود،  مطلب دین کوروش را خواندن خیلی جالبی بود،  فقط درباره ریشه یابی دیو ممکن است توضیح بیشتر بدهید.

پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  دیو و دایو ایرانی است

عکس سکه تاریخی،  عکس شماره 5626.

 در ۶۴۸م. (قبل از مرگ یزدگرد سوم) سلم بن زیاد در داراب (دارابگرد پارس) سکه ضرب کرد،  در همین سال خویشاوند وی عبیدالله بن زیاد در سیستان سکه ضرب کرد،  و در ۶۶۲م. معاویه اولین بار در داراب سکه ضرب کرد.  در هیچ یک ازین سکه ها از تاریخ هجری نشانی نیست. علاوه که مهم است اولین سکه های معاویه در پارس ضرب شده است.  بر روی سکه معاویه روبروی چهره شاه خسرو دوم عبارت پهلوی "امیری وریوشنیکان" درج شده این عبارت به پهلوی و نه عربی درج شده،  معادل عربی آن را "امیرالمومنین" تعبیر کرده ند،  اما معنای فارسی آن را میتوان سرور مومنان و یا امیر محافظان (سر دسته محافظان یا تیول داران*) تعبیر کرد.

     *تیول دار کسی بود که به یمن وفاداری مطلق به شاه و لیاقتش در به عهده گرفتن بخشی از نیاز های دستگاه شاهنشاهی کشور مانند تامین آذوقه سربازان، تامین مخارج و نیروی انسانی کارها و طرح هایی که در آن منطقه صورت می‌گرفت، هزینه خاندان سلطنتی و... از جانب شاه در منطقه ای از کشور به مسند قدرت گمارده میشد.

    نه بر سکه های یافته شده و نه بر دیگر آثار بجا مانده همچون سنگ نبشته های دوره معاویه نشانی از عنوان خلیفه و تاریخ "هجری" و نسب وی یعنی نام آبی سفیان نیست. همه اینها در کنار یافته ها و واقعیات بسیار دیگر این پرسش را پیش می آورد که در دوره اول اسلامی چه رازی وجود دارد؟

   انوش راوید:  متن فوق در رابطه با چاپ کتاب از "بغداد تا مرو" است،  که از فیسبوک برداشت کردم،  سال هاست که می گویم و می نویسم،  سند و سکه و سور می آورم،  ولی چون ایرانیم،  مردم ایرانی غریبه پرست کم توجهی می کنند.  ولی حالا یک آلمانی با غلط و اشتباه های زیاد،  کتابی می نویسد به نام "از بغداد تا مرو"،  همه کیف می کنند.  واقعاً که ملت غریبه پرست ایران شاهکار تاریخ هستند،  از عرب تا یونانی و آلمانی فرقی نمی کند،  فقط غریبه یک چیزی بگوید،  آنوقت همه به به چه چه می کنند.  برای این ملت فرقی نمی کند،  که در کتاب خراسان 1400 سال پیش را،  1400 کیلومتر اشتباه گفته باشد،  که در واقع می شود "از بغداد تا اشتباه".

    امیر = ا = بلند و بالا + م = جایگاه، زمین + ی = سنگین بزرگ + ر = وابسته، دارنده،  امیر = بزرگ یک واژه ایرانی است.

  ور = جا و مکان و دانش و دارایی، که مشخص است،  مانند باور، سماور.

  یوشنیکان = یو = U = نام برای پیشوند شهر در تمدن کهن جی + شنی = سنی = خورشید + کان =  گان = پسوند مکانی که در شهر های زیادی استفاده شده است،  مانند:  اردکان، گرگان.

   امیری یوشنیکان = امیر منطقه یوشنیکان

   کان = کوه و سنگ و کلوخ + ا =  دارای بلندی و ارتفاع + ن = برکت و نان =  مکان = غار یا اتاق در کوه و تپه که بعدها طی هزارها در ادامه رشد و تکامل،  همچنان در پسوند مکان باقی مانده است.

   سلم بن زیاد = سلم = نام شاهنامه ای + بن = ریشه اصل و نصب + زیاد

   بن = ب = آب + ن = برکت.  بن =  آب با برکت که تولید مثل می کند.

   بلخ = ب = آب + ل = وابسته + خ = گود و عمیق، خمره.  بلخ = دارای آب گود و عمیق.

جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 89

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس جلد کتاب  فرهنگ توصیفی علوم طبیعی در شاهنامه،  گردآورنده بانو گرامی سمیرا ستاری،  ناشر: فرهنگ دانشجو،  کتاب خوب و مفید دیگر،  عکس شماره 7669.

   نظر 1901:  درود بر شما جناب راوید؛ بنده سمیرا ستاری نویسنده ی کتاب فرهنگ کامل شاهنامه هستم؛ این فرهنگ دو جلدی است، جلد اول آن با نام "فرهنگ توصیفی علوم طبیعی در شاهنامه ی فردوسی" به زیور طبع آراسته شده است, که شامل بررسی و پژوهش در خصوص شش دانش از دانش های ایران باستان با شاهد مثال هایی از شاهنامه است و جلد دوم آن در پی جلد اول، به امید ایزد به زیور طبع آراسته خواهد گشت، بنده در فیس بوک؛ صفحه ای را ساخته ام با نام "فرهنگ علوم طبیعی شاهنامه" که از پست های نخست، به معرفی گزیده ای از مطالب دو جلد کتاب به همراه تصاویر و برخی داستان های شاهنامه و دانش های پنهان در آن پرداخته است. دوست عزیز، جناب آقای ....، جنابعالی را به بنده معرفی نمودند و بنده مشتاق شدم با شما و آثارتان بیشتر آشنا شوم، چون شنیده ام آراء و مطالب سودمندی را در کتاب های خود بازتاب داده اید،  و من همواره در جستجوی افرادی هستم که ذهنی وقاد و کنجکاو دارند و هماره به پژوهش و دانش اندوزی و درک حقیقت اشتغال دارند؛ از این رو اگر اجازه دهید به جمع دوستان شما پیوسته و کسب دانش نماییم. در ضمن در جلد دوم کتابم، فصلی به جغرافیای شاهنامه اختصاص دارد و آن طور که از شواهد و قرائن پیداست، جنابعالی آشنایی و تجربه ی زیادی در خصوص جغرافیای ایران دارید، البته بنده متون پهلوی (ایرانی باستان و کتاب های جغرافیایی و تاریخی زیادی را مطالعه و در حال مطالعه دارم)، لیکن خوشحال خواهم شد منابع و مأخذی که تصور می کنید به تکمیل کار بنده کمک می کند، به من معرفی نمایید و یا اگر توصیه ای دارید، خوشحال خواهیم شد، نیوشنده ی آن باشیم. کوتاه سخن آن که، خوشحال خواهیم شد استاد با تجربه ای چون شما به جمع ما در صفحه ی مذکور بپیوندند و حتی ما و دوستان ما را با سرنخ های آثار خود آشنا سازند. پایا و برقرار باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما عزیز،  دوستی با شما،  باعث افتخار ماست،  حتی اگر مجازی باشد،  لطف نمایید به وبلاگ های ما نگاه زیبا و سازنده خود را اندازید،  مانند:  جغرافیایی تاریخی و تفسیر های شاهنامه و غیره،  آماده تبادل نظر و پاسخ به پرسشها و شبهات شما درباره مطالب وبلاگ هستیم،  تندرست و پیروز باشید.

   پرسش 1902:  با سلام و تشکر از زحمات شما دوست عزیزی که دروغهای تاریخی استعمار را از تاریخ ایران پاک می‌کنید. در رابطه با خبر بالا، گروهی از دوستان ایرانی و افغانی، اظهار میدارند که ابوعلی سینا، افغانی هست نه ایرانی، چون در بلخ بدنیا آمده است و زبان وی دری بوده. لطف کنید نظر خود را بفرمایید تا به اطلاع تمامی دوستان برسانم. طبق نوشته‌های شما، در آن روزگار، ایران، ایران بزرگ بوده است. فکر میکنم که افغانستان در قرن دهم میلادی وجود نداشته است. حال وی را چگونه باید به حساب آورد

پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما

عهدنامه پاریس ۱۸۵۷: این قرارداد توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید و ایران بخشی از هرات و افغانستان امروزی را در ازای تخلیه بندرگاههای جنوبی این کشور که تحت اشغال بریتانیا بود، به آن دولت واگذار کرد.

عهدنامه آخال ۱۸۸۱: در این قرارداد که به توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید، ایران مرو و بخشهایی از خوارزم را در ازای تضمین امنیت به روسیه بخشید.

۱۸۹۳: ایران بخشهای بیشتری از سرزمین خود که هنوز بر پایه قرارداد آخال جزیی از ایران بود از جمله سرزمینهای نزدیک رود اترک را به روسیه واگذار کرد. این قرارداد توسط ژنرال بوتسوف و میرزا علی اصغر امین السلطان در ۲۷ می۱۸۹۳ به امضا رسید.

ابوعلی سینا ایرانی است چون در ان زمان کشوری با نام افغانستان وجود نداشته است . چنانچه کشور افغانستان امروزی پس از سال 1857 دانشمند یا افتخاراتی دارد می تواند ان را از ان خود بداند تا این تاریخ هرچه دارد  جزو تمدن ایران بزرگ محسوب می شود

برای اطلاع خوانندگان گرامی جدول تجزیه ایران را برگردان می کنم تا بدانید از چه زمانی مرزهای مختلف از ایران تجزیه شده و کشور های مستقل به وجود آمده اند قبل از این تاریخ ها کلیه کشورهای زیر جزو خاک ایران و افتخارات ان مطلق به ایران است.

تجزیه ایران؛ عهدنامه‌ها

عهدنامه قصر شیرین ۱۶۳۹: ایران رسماً بغداد و آنچه را که امروز کشور عراق خوانده می‌شود، به امپراطوری عثمانی واگذار کرد.

عهدنامه گلستان ۱۸۱۳: ایران بخش بزرگی از سرزمینهای خود را در قفقاز از دست داد.

عهدنامه ترکمنچای ۱۸۲۸: این عهدنامه به وسیله روسیه تزاری و فتحعلی شاه به امضا رسید و موجب استیلای روس‌ها بر قفقاز شد.

عهدنامه پاریس ۱۸۵۷: این قرارداد توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید و ایران بخشی از هرات و افغانستان امروزی را در ازای تخلیه بندرگاههای جنوبی این کشور که تحت اشغال بریتانیا بود، به آن دولت واگذار کرد.

عهدنامه آخال ۱۸۸۱: در این قرارداد که به توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید، ایران مرو و بخشهایی از خوارزم را در ازای تضمین امنیت به روسیه بخشید.

۱۸۹۳: ایران بخشهای بیشتری از سرزمین خود که هنوز بر پایه قرارداد آخال جزیی از ایران بود از جمله سرزمینهای نزدیک رود اترک را به روسیه واگذار کرد. این قرارداد توسط ژنرال بوتسوف و میرزا علی اصغر امین السلطان در ۲۷ می۱۸۹۳ به امضا رسید.

۱۹۰۷: بر طبق قرارداد سن پترزبورگ، ۱۹۰۷ میلادی ایران به سه بخش تقسیم شد.

۱۹۷۰: بحرین که به لحاظ تاریخی بخشی از کشور ایران بود، مستقل شد.

در اثر این تجزیه تاریخی کشورها و ملت‌های جدیدی تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند که اگرچه از طریق زبان یا فرهنگ با ایران پیوستگی داشتند اما جوامع خاص خود را شکل دادند. در سال ۱۹۳۵ در زمان سلطنت رضا شاه، نام ایران رسماً در مجامع بین‌المللی به عنوان نام بخش بجا مانده از سرزمین ایران بکار رفت.

    نظر 1903:  سلام . با تبریک سال نو به شما عزیزان،  در مورد داریوش سوم ؛ این شاه داری ارامگاه است:

عکس شماره 6624 ،  مشروح در اینجا.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام سال نو مبارک ، با سپاس از میراث فرهنگی که مشغول مرمت  یک آرامگاه است سند بیاورید آرامگاه داریوش سوم است نه کتیبه دارد و نه اسم حدس می زدیم آرامگاه داریوش سوم است حدس برای من سند نیست همین حدس ها کارمان را خراب کرده است. سکه را هم نیاورید سکه مطلق به داریوش دوم است نه داریوش سوم با سپاس تکرار می کنم سندی از داریوش سوم در ایران نداریم مگر آنکه به من کتیبه شجره نامه سنگی داریوش سوم را نشان بدهید  کتیبه ای که مثل بقیه شاهان هخامنشی  و رسم این شاهان  اسم جد و آبادش را تا داریوش اول نوشته باشد با سپاس.
   پرسش 1904: در مورد سقوط ساسانیان شفاف توضیح ندادید در این مورد در نهج البلاغه چیزایی نوشته که حمله اعراب رو تصدیق میکنه نظرتون چیه؟

   پاسخ انوش راوید:  تاریخ نگاران اسلامی چه ایرانی چه عرب،  مطابق معمول اغراق و تبلیغ و خالی بندی دارند،  بزودی مشروح در وبلاگ پاسخ می دهم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نگفتیم اعراب حمله نکردند! پرسیدیم چه کسانی و چگونه و با سوء استفاده از چه مکافات هایی در چه فاصله زمانی توانستند ایران را فتح کنند،  و ربط این افراد با دین اسلام چیست؟

   پرسش 1905:  کوروش چه دینی داشت؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام، کوروش به آئین مهر بود،  که آنرا ریشه اصلی و اولیه زرتشتی دانستیم،  او به آئین دیویسنا بود،  که مزدیسنا با آن اختلاف داشت.  این پاسخ را تا چند روز دیگر در وبلاگ می نویسیم.  

   پاسخ انوش راوید:   کلیک کنید:  دین کوروش بزرگ

   نظر 1906:  کوروش بزرگ نبوده فردوسی میگه 30 سال زحمت کشیدم تا ... من که تو شاهنامه اسم کوروش ندیدم.

   پاسخ انوش راوید:  درباره نام کوروش که در شاهنامه چه بوده است،  بانوی گرامی پرنیان حامد مشغول تحقیقات هستند،  و بزودی در وبلاگ خواهیم نوشت.  کوروش بعلت دیویسنا بودن،  از زمان کرتیر متعصب زرتشتی در شاهنشاهی ساسانیان،  از کتاب های موجود،  که چندان زیاد نبودند حذف شده بود،  و طی 1300 سال تا زمان فردوسی در ذهن مردم از او نامی باقی نمانده بود،  تا فردوسی بنام کوروش بشناسد.  اطلاع مربوط به کوروش مربوط به دوران باستان می شود،  که تقریباً زیاد است.

      صفت های خوب و بد،  کوچک و بزرگ،  در علم مفهوم ندارد،  در علم شاخص با تعریف های علمی مطرح است،  بدلیل عدم وجود فرهنگستان ملی مردمی تاریخ در ایران،  هنوز این شاخص بصورت کاملا علمی درباره مسائل تاریخی تعیین نشده است،  و هر شخص می تواند بنا به حدود دانش خودش بنویسد و بگوید.  من در اینگونه موارد از تأثیر گذاری یک شخص و یک جریان در تمدن،  بنا به تعریق های خودم که در اینجا نوشته ام،  به آنها صفت می دهم.

   پرسش 1907:  آیا مردوک = ماردوش است؟

   پاسخ انوش راوید:   کلیک کنید:  مردوک یا ماردوش

   پرسش 1908:  آیا شما در جایی نوشته بودید فرا زمینی ها دروغ است؟

   پاسخ انوش راوید:   کلیک کنید:  نقد ما و فرا زمینی ها

   پرسش 1909:  سلام استاد راوید و حامد خسته نباشید .. در مورد خسرو پرویز و نامه نوشتن حضزت محمد به این پادشاه و دعوت کردن آن به دین اسلام و قضیه پاره کردن این نامه توسط خسروپرویز آیا واقغیت دارد یا ندارد.؟.. اصلا قضیه این دعوت و نامه را بگویید یا شرح دهید. لطفا توضیحاتی بدهید. با تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از آنجا که هیچ سندی برای این نامه در جهان پیدا نشد،  پژوهشگران در صحت این داستان شک کرده اند. این جریان البته در برخی تواریخ چون تاریخ طبری مکتوب است.

پرسش 1910:  با سلام استاد حامد و استاد راوید لطفا درمورد سورنا سردار اشکانی و پادشاه وقت که به خاطر ندارم که بود فکر کنم اشک نهم یا اشک سیزدهم بود و جنگ با روم و دشت حران که حران در کجا قرار دارد و قضیه کشته شدن سورنا به دست پادشاه وقت ...!... ایا درست است؟ یا نه دروغ است.. لطفا توضیحاتی بدهید.

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نام او در تاریخ طبری به صورت حضر و در پاورقی  حصن آمده است شاه سواد عراق (از دجله تا کوفه بوده است) و از اشک برادر دارا که انطیخس را کشته دفاع و بر رومیان رومیه پیروز و آنان را مجبور به عقب نشینی به قسطنطنیه (استانبول امروزی) کرد.  مورخین یونانی محل او را مرژیانا (مرگیانا) نوشتند و در حالی که همه اسناد محل او را حدود کردستان ایران تا حران تایید می کنند. خود شما هم حران را نوشتید، مفسر امروزی مرگیانا را سیستان و بلوچستان می نویسد تا الکساندر مقدونی را به افغانستان و هند رسانده باشد.  در تاریخی او را از خاندان رستم نوشته است که باز با تحلیل های مکانی همان کردستان ایران است.  ماجرا بسیار درهم است و علت ان پرت و پلا نویسی ها در تاریخ از سوی اروپاییان است.  (به هر تقدیر سرداری به حمایت از اشک برخواسته است چه سال و چه زمانی و نام واقعی او را باید بیشتر تحقیق کنیم).

   پرسش 1911:  سلام. در یک مجسمه ی کتیبه دار که تاریخ سلوکی دارد و در خوزستان کشف شد (البته خود مجسمه را دزدیده اند) به خطوط و زبان الیمائی و آرامی این چنین نوشته شده :

« اَدا کرد هص اِبنِ داک

به سال39 سلطنت پادشاهان آنتیوخوس و سلوکس

توسط لبی حبی هب پسر بَغ پسر مزبد ( = موبد) لبی کَرتیر خدا برای زندگی والی ( = شهرب( .»

........

این نوشته چند نکته ی جالب دارد :

 1 ــ  آنگونه که متون پهلوی آورده اند که اسکندر, هر که به راه مغ مردی میرفته است را میکشت. این موضوع با این سند؛ که شخصی آرامی تبار یک مجسمه را ادا کرده بوسیله یک موبد؛ آن هم اگر آن شخص شاه سلوکی باشد؛ تناقض وحشتناک دارد .

  2 ــ  مترجم ؛ آقای بشاش کنزق گفته اند شاید منظور از والی؛ آنتیوخوس اول؛ پسرِ سلوکوس باشد.

این فرضیه رد است چون اولین خط امده: « پادشاهان انتیوخوس و سلوکوس» لذا هیچکدام اینها والی و ساتراپ نیستند .

  3 ــ  نام کرتیر قدمت بیشتری دارد و این نام به ساسانیان هم رسیده مانند موبد کرتیر مشهور ساسانی.

  4 ــ  در تاریخ سلوکیان (سلوکوس و انتیوخوس) جایی دیده نشده که آنها در خوزستان ساتراپی داشته باشند.

خانم حامد گرامی؛ نظر شما را در این مورد دوست دارم بشنوم تا بیشتر موضوع روشن شود .

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و با یک دنیا سپاس از این سندی که فرستادید :

   (مجسمه طبق معمول گم شد خدا را شکر به هر سندی رسیدیم گم شده یا کنده شده یا زدگی دارد و ... مهم نیست)  نکته جالب دیگر آنکه کتیبه سلوکیان به زبان آرامی و و الیمائی نوشته شده است! پس زبان یونانی زبان مادری آقایان الکساندر و دار و دسته  که به زور به ایرانیان تحمیل کرده بودند چه شد؟

   سکه های نقره پارس در این زمان استقلال کامل پارس را نشان می دهد و سکه ای هم که مقدونی زانو زده در حال کشته شدن را نشان می دهد قلابی نیست (به اینجا که می رسد سکه قلابی می شود مجسمه دزدیده می شود) همچنین شجره این سکه تایید سخن من است: الکساندر مقدونی کهرم است و 36 سال قبل از کوروش کبیر.  در باره آنتی اخوس سوم هم می خوانیم که به پارت حمله کرد  در ری شکست خورد،  قرارداد صلح بستند (نهاوند) خواهر محترم را تقدیم کرد،  سپس سوی ایلام رفت گردنش را بریدند.

as follows: "On the twenty-fifth day An(tiochus III), the king, was killed in Elam".

   این آقایان از مرز ایلام و نهاوند نتوانستند بگذرند آنوقت می گویند افغانستان را فتح کرده اند! اینه همه تقصیر مفسرین امروزی است،  که همه تاریخ را به مسخره کشیده اند ملاحظه بفرمایید:

   ساتراپی که قابل ندارد آقایان گویا متولد ایران هستند اینجا را ببینید :

He was the son of king Seleucus II Callinicus and Laodice II and was born in 242 BC near Susa in Iran.

   خیلی جالبه Antiochus III متولد ایران است! پدرش از خاندان سلوکی که باید وسط سوریه باشد و مادرش دختر مهرداد پنتوس که باید جنوب دریای سیاه باشد آقا زاده وسط شوش ایران به دنیا آمده است !

    بامزه اینکه مطابق متن لوح بابلی همین جا هم مرده !

as follows: "On the twenty-fifth day An(tiochus III), the king, was killed in Elam".

    جالب است اشک اول در اساک که نزدیک نسایه است تاجگذاری می کند مطابق نقشه شما نهاوند امروزی) اشک دوم با Antiochus III در گیر است در اکباتان (همدان)  نوشتند آنتی اخوس سوم از تجربه جنگ پدرش بیش از این پیشروی نکرد و با اشک دوم صلح کرد دنبال قرارداد صلح آنها هستند یک نفر تنها کتیبه و معبد سلوکی در ایران  را برسی نمی کند ببیند این حضرت آقا خواهر خودش را به کدام شاه ایران در این منطقه تقدیم کرده است؟

    جریان سلوکیان و اشکانیان روز به روز درهم تر می شود بالاخره گره از این مکافات بر خواهیم داشت. اما تکرار می کنم شاهان 350 سال اول خاندان اشکانی در زمان هخامنشی ها بودند ارشک هم 303قبل از میلاد است.  سلوکیانی در کار مرزهای امروزی ایران و افغانستان نیست، اینها تفسیر های بی جاست.

  نظر انوش راوید:  افغانستان = اوگان ستان = اوغان ستان،  از کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" میرغلام محمد غبار.  اوگان = او = آب + گان = غرش = آب خروشان.  این ستان یا استان آب خروشان براحتی می تواند کردستان باشد.

   پرسش 1912:  با سلام خدمت استاد پرنیان حامد:  می خواستم بدانم چه معادلی برای واژه های زیر در زبان پهلوی (پارسی میانه) وجود داشته اند؟

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام

چاپار،       پیک ،  پیام بر ،‌ قاصد    bayaspan , azdigar

پُست،     نامه  ( =     frawardag پارتی)   طومار ، کتاب (  = postag پارتی)

دولت،  -  دولت به چه معنی؟  ثروت و مال؟   نیک بختی؟ هیئت وزیران؟ حکومت، سلطنت، داوری، فرمانروایی، شورا، انجمن  .....؟ اینها همه  دولت هستند!

ثروت و مال =    her , darsin 

دارایی،خواسته  =   wxashtag

 نیک بختی =   baxt

سلطنت، پادشاهی  =    pataxsayih

حکومت کردن =    padixsahad

 داوری =    datvar, datistsnih

فرمانروایی =  hedimon ,sar-xwaday 

  afras =  شورا  ،    angam  =   = انجمن

قایق،   pod (pwwd)  ، پارتی  

حرف ربط و  ud،   پارتی       uta فارسی باستان   uta اوستا 

حرف ربط اما     bez، پارتی 

  سیاست،  سیاست یعنی چه؟ لغت در فارسی به معنی مجازات کردن (کیفر  awizman,patifras   (، اداره کردن امور ، سیاستگاه هم یعنی محل مجازات است سیاس هم به معنی سیاستمدار یعنی کسی که خوب داوری کتد. اقتصاد هم به معنی تراز مالی.  قناعت کردن  است  من الان چی را ترجمه کنم برای شما؟  شما دقیقا دنبال چی هستید؟ در یک کلام راحت بگویید شاید بتوانم کمک کنم اینجوری که نمی شود!  چند صباح یکبار یک لیست لغاتی را می فرستید که مفهوم فارسی آن هم چیز دیگری است از استفاده ان در جوامع امروزی!؟  مفهوم لغت را به زبان پارتی می خواهید، یا می خواهید بدانید پارتها به شخصی مثل چرچیل چه صفتی می داند (گجستک ، ملعون  dushfarrhاحتمالا)؟

فرمانروای خوب (خوب فرمان راننده =  hfrixsh)

داور ،قاضی = razwar   داوری =   wizrisn

   پرسش 1913:  با سلام خدمت جناب انوش راوید. وبلاگی هست بنام: سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران،  در این وبلاگ که فکر میکنم از نوشته های دکتر منوچهر اقبال هست، مطالبی در مورد دین زرتشت گفته است. میخواستم بدانم آیا مطالبی که در این وبلاگ هست درست هست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دکتر منوچهر اقبال در مقام ریس شرکت  نفت، ریس دانشگاه تهران، نخست وزیر ایران، عضو سرشناس فراماسون،  برای نگهداشتن مقام خود از هیچ دستور سیاسی سرپیچی نمی کرد. ایشان که دکترای پزشکی داشته و هیچ بررسی در تاریخ نداشته اند، ناگهان به دستور اربابان فراماسون چنین کتابی به چاپ می رسانند که از لحاظ  ارزش علمی صفر و از لحاظ  سیاسی برای سرکوب تمدن ایران بسیار با ارزش است. اگر ایرانی هستید، اگر به تمدن کشورتان علاقه دارید دست از این مقام دکتر و وزیر بردارید بارها به خوانندگان گوشزد کردم وقتی یک متن را می خوانید ببینید نویسنده آن چه کسی است در چه زمانی بوده و از کدام حزب و سیاست است و برای نگهداشتن مقام خود چه چاپلوسی هایی  کرده و چه پرت و پلا هایی را بدین ترتیب وارد تاریخ کرده است. مطالب وبلاگ مورد نظر شما سوء استفاده از نقاط تاریک تاریخ ایران است که ما سعی بر روشن کردن حقایق ان داریم .  

   پاسخ انوش راوید:  من بعنوان یک علاقمند به تاریخ بیشتر مطالب تاریخی را خوانده و پیگیری می کنم،  و از مطالعه مطالب صفتی خود داری می کنم،  در ابتدای وبلاگ ذکر شده و در تمام نوشته های آقای منوچهر اقبال مانند متن زیر زیاد دیده می شود،  اینگونه نوشتن یک کار علمی نمی باشد،  بلکه یک کار حزبی، سیاسی، صفتی،  است.  بهمین جهت وقتی در هنگام مطالعه تا به چنین مواردی برخورد کنم،  از ادامه آن خود داری می کنم،  زیرا براحتی می توان متوجه شد کار غیر علمی است.  نوشته زیر از وبلاگ فوق است:

   "با وجود این همه زشتی و پَلـَشتی در آداب و رسوم و آیین های باستانی ایران، تاریخ نیز، خود گواه است بر اینکه از بَدو تابش خورشید اسلام، ما ایرانیان خود از اولین گروندگان به این آیین درخشان انسان ساز الهی بوده ایم."

      شخص تاریخ دان نباید خود به قضاوت بنشیند و حکم دهد،  بلکه باید تحقیق های خود را جهت ادامه رشد و تکامل علم ارائه دهد،  حتی من که در بالای وبلاگم نوشته ام نظرات شخصی،  نمی توانم چنین با صراحت دشمنی با یکی و ستایش دیگری کنم،  زیرا جایگاه ویژه علمی و هیئت های ژوری و منصفه و دانش مربوطه را می خواهد،  چه برسد کسی که ادعای تاریخ نگاری دارد.

عکس از مراسم مهر بابا در هندوستان،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 4431.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: فرهنگ شاهنامه, سمیرا ستاری, کتیبه سلوکی, منوچر اقبال
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 88

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس مسجد عبداللهی در اسالم گیلان،  عکس شماره 4570.  دیدن این مسجد را به همه علاقمندان به تاریخ ایران پیشنهاد می کنم،  تا قبل از اینکه خطوط و علائم و دیگر آثار کاملاً از بین نرفته باشد،  مشروح در اینجا.

   پرسش 1879:  سلام. جالب است که آپیان یکی از مورخین یونانی؛ مکان ارابی ها را بین سرزمین تپوران و باکتریا مشخص کرده است. حتما به قول مفسرین ؛ باید از مازندران کنونی تا بلخ افغانستان را عرب ها اشغال کرده باشند!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما این نیز سند جالبی است نگران نباشید سرپوشی برای این نیز پیدا خواهند کرد.

   پرسش 1880:  استاد بزرگوار،  درود و عرض ادب،  نظر شما راجع به گنج بزرگ داریوش سوم چیست؟ آیا حقیقت دارد؟  !عده ای میگویند پارسال این گنج پیدا شده و صدایش را در نیاوردند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما شخصا چیزی در این مورد نشنیدم و تا زمانی که نبینیم نمی توانیم قضاوت کنیم گنج چه کسی است شاید گنج داریوش دوم باشد سندی نداریم.
   پرسش 1881:  سلام استاد راوید و استاد حامد باخبر شدم که ایران قرار است سال دیگه پروژه ساخت فیلم کورش بزرگ را بزند. چون مجوز ساخت گرفت .به نظر شما به چه نکاتی باید توجه کنند کارگردانان این فیلم؟ باید فیلم را براساس واقعیت ها بسازند. واقعیت هایی که شما و خانم حامد روشن کردید. در روزنامه خواندم که قرار است داستان تولد، به قدرت رسیدن و مرگ کورش به تصویر کشیده شود. شما توصیه ای به تهیه کنندگان و نویسندگان دارید. از انها بخواهید با شما مشورت کنند. یا شما به همراه سرکار خانم حامد به انها صحبت کنید. و همکاری داشته باشید با مسولان این فیلم. چون قرار است فرهنگ و دنیای ایران ان روز را به تصویر بکشند. از شما درخواست میکنم که پیگیر باشید. با تشکر فراوان از شما دو عزیز.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  می دانید که برای حفظ هویتمان و دفاع از تمدنمان از هیچ کمکی کوتاهی نخواهم کرد اما آنچه در باب سرمایه ای که برای این فیلم گذاشتند شنیدم اگر حقیقت داشته باشد باید به شما هشدار بدهم مراقب باشید کاسه ای زیر نیم کاسه نباشد.

   پاسخ انوش راوید:  در  http://ravid2.blogfa.com/post/207
   پرسش 1882:  سلام .  استاد راوید و استاد حامد. از شما به خاطر روشن گری هایتان در باب تاریخ ایران تشکر فراوان دارم. و از خدای متعال برای شما سلامتی و خوشبختی و موفقیت ارزو دارم. من نه تنها در باب تاریخ توانستم اطلاعات خود را واقعی و درست کنم بلکه در جنبه های دیگر زندگی هم باعث شد که من با نگاه بهتری به ان نگاه کنم. و موفقیت های بیشتری به دست اوردم که تبعات مهم و عمیق روانی بر جنبه های روحی و شخصی و ارتباطی من گذاشت. باعث شد که من به دنبال واقعیت هر چیز باشم. من قرار است به روستاها و کوهستانهای اطراف شهرمان بروم و از مناطق باستانی عکس بگیرم و صحبت های  مردمان محلی ان دیار را در وبلاگ بذارم ...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  با راهی که در پیش گرفتید سال پر باری را برای شما آرزو دارم عکسها را برای اطلاع هم میهنانتان بر وبلاگ ما نیز لینک بدهید. موفق باشید. 
   پرسش 1883:  چرا بسیاری از جمله دبیر کل سازمان ملل متحد در پیام نوروزی شان جشن نوروز سه هزار ساله میگویند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  از بی لیاقتی ما ایرانیان است که هنوز که هنوزه نتوانستیم سند ارائه دهیم و ثابت کنیم  حداقل پنج هزار سال است. می دانید چرا؟ ‌چون متحد نیستیم.
   پرسش 1884:  سلام. این مجسمه اسکندر است در که اسکندریه مصر کشف شده است. البته یک چیز گرد هم مانند مجسمه های میترا در دست دارد:

   همچنین می خواستم بهم بگین این موزاییک مال رومیان است یا یونانیان؟ در مورد لیبی است:

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  لطف کنید یکی از این چهره های عکس زیر را انتخاب کنید بگویید الکساندر مقدونی است من تکلیفم را با بقیه مجسمه ها بدانم اینجوری که نمی شود هر مجسمه که از زیر خاک بیرون می آید می گویند الکساندر است هیچ شباهتی هم به هم ندارند الان اینجا کدام الکساندر است؟

عکس شماره 6623 .

   پرسش 1885:  درود،  غیاث آبادی دقیقا چی میخواد؟؟  شرفشو به چی میفروشه؟؟ این هم یک نکته تاریخی هست که بعدها آیندگان از اون به بدی یاد میکنند. مثل روزبه (سلمان فارسی)  مثل تمام خائنینی که سبب گشایش ایران توسط الکساندر یا اعراب یا مغولها یا (آغا) محمدخان قاجار یا ... شده اند. من به دنیای پس از مرگ اعتقاد ندارم. ولی به جاودانگی نام نیک معتقدم.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما شرفی هم دارد که بفروشد؟ تصور نمی کنم.
   پرسش 1886:  درود . خانم حامد پیشاپیش عید را به شما و اقای راوید گرامی خجسته باد گویم . پرسشی که برای پیش آمده این است که در کتاب پهلوی " ماه فروردین روز خورداد " که می شود ششم فروردین ماه؛ عید نوروز را در این روز به دست جمشید نوشته است و نه اول فروردین ! در بند 11 این کتاب آمده:
" -
در ماه فروردین روز خرداد , جم استودانها کَند و به مردمان فرمود کندن , چون آنان فرموده ی جم را دیدند , روز به نوروز کردند و نوروز نام نهادند ."
کلا این کتاب کتاب جالبی است و سخنان جالبی در مورد سلم و ایر و تور و همچنین نام کوی های مخالف زرتشت را بصورت کیگان نوشته است.

آدرس این کتاب:  http://forum.hammihan.com/post4397321-5.html

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما سال نو را به شما تبریک می گویم.  آقای راوید تقاضا دارم برای اطلاع خوانندگان بر وبلاگ باز کنید  با سپاس.

   پرسش 1887:  سلام . ایا شهرستان وَن که در بندهای اخر شهرهای ایرانشهر امده همان وَن = وان در ترکیه است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به کوست آذربایجان است لاجرم باید دریاچه وان باشد.

   پرسش 1888:  درود و خسته نباشید سال نو رو بهتون شاد باش میگم. ایا اینکه اتوسا دختر کوروش با برادر خود کمبوجیه ازدواج کرده بود درست است. و اینکه ایا ازدواج با محارم در ایران باستان درست بوده است. اگه درست بوده چرا از بین رفته و اگر نه این دروغ ها از کجا امده است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما با تبریک سال نو خدمت شما،  اتوسا همسر کمبوجیه و سپس همسر بردیا و بعد از ان همسر داریوش اول بود،  ازدواج با محارم در همه جهان روا بوده است و هیچ ایرادی نه از نظر اجتماعی و نه از زمان مذهبی نداشته است. از لحاظ ژنتیک کار درستی نبوده است لذا کم کم این کار ترد شده است . هیچ ایرادی به پیشینیان ما برای این کار وارد نیست از دید اجتماع ان روزگار بسیار هم کار خوبی بوده است. امروز این کار چه از لحاظ علمی، چه از لحاظ اجتماعی و چه از لحاظ مذهبی مردود است اما دلیل بر توبیخ کردن پیشینیان نیست. پاینده باشید.

   درخواست 1889:  سلام .. استاد راوید و استاد پرنیان حامد...مقاله ای درمورد کورش میخاستم.. که پژوهش خودتان باشد.. نه کتابهای تاریخی.. که تادلتون بخاد وجود داره.. معلوم نیست درستن یا نه....با تشکر ...موفق باشید...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام

کوروش کبیر - سه شنبه هفتم شهریور 1391     http://cae.blogfa.com/post/68

کوروش بزرگ و تاریخ - یکشنبه پانزدهم مرداد 1391    http://cae.blogfa.com/post/61   

گرامیداشت کوروش بزرگ - شنبه ششم آبان 1391     http://cae.blogfa.com/post/81
کوروش بزرگ (قسمت سوم) - یکشنبه دوازدهم آذر 1391                  
http://www.cae.blogfa.com/post/95

   درخواست 1890:  آقای راوید به نظرم اگه یه مطلبی هم درباره فیلم جدید 300 و اینکه تا چه اندازه واقعیت داره بنویسید بد نباشه.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام واقعیت کلیه فیلم های 300 صفر است برای مزاح هم  که شده مقاله مهندس احمد حامی درباره حمله خشایارشا به آتن را بخوانید. ایشان از شدت عصبانیت در باب کلیه دروغها و پرت و پلا هایی که با عنوان تاریخ نوشتند برداشتند ثابت کردند چنانچه خشایارشا با این تعداد سپاهی که مکتوب کرده اند به آتن حمله کرده باشد ادرار و مدفوع این سپاه یونان را برداشته است. حق داشتند پاسخ این همه پرت و پلا همین است.

   پرسش و درخواست 1891:  سلام . شما به استناد کتیبه های ای خانم؛ فرمودید که سازنده ی ان شخصی به نام کتیاس است . ایا این شخص یونانی است؟
   درخواستی داشتم و ان اینکه چرا تحقیقاتتان در مورد ای خانم را بصورت یک مقاله با ذکر رفرنس درنمی اورید؟ مثلا متن این کتیبه ها را در ان بیاورید و یا عکس از عمارت های انجا مانند مدرسه و ورزشگاه و.. بگذارید که بسیار مفید است. شاید درخواست سختی از شما کرده ام ولی بسیار مفید خواهد بود.  گاه نیک

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما چشم حتما در اولین فرصت این مقاله را می نویسم. یک بار برای من از ویکیپدیا (که ماخذ نیست) سخن آوردند من فقط نقد کرده ام  و تناقضات آن را بر همین وبلاگ ذکر کرده ام. پاینده باشید.

   درخواست 1892:  درود به اقای راوید و خانم حامد،  می خواستم بگم که به مناسب درگذشت روانشاد دکتر باستانی پاریزی؛ مقاله ای درباره این شخصیت بزرگوار به رشته ی نگارش درآورید،  روحش شاد.

   پاسخ پرنیان حامد:  روح ان بزرگوار شاد باد،  شما چرا کمک نمی کنید بنویسید باور بفرمایید وقت نیست،  شما مقاله کنید باور بفرمایید چنین مقالاتی را با کمال میل بر وبلاگ باز خواهیم کرد.

   پاسخ انوش راوید:  چشم،  بزودی فرصتی گیرم آورم می نویسم.  بنا به درخواست،  بانوی گرامی پرنیان حامد،  عزیزان پیگیر این وبلاگ،  خودشان سعی نمایند مقاله نویسی علمی را از همین وبلاگ نسبتاً پر بازدید آغاز کنند،  بنویسید و برای من ایمیل کنید،  سعی نمایید بیش از 50 درصد نوشته از تحقیقات میدانی خودتان باشد.

   پرسش 1893:  سلام،  در مورد نام یونس پیامبر باستانی، که در نیوا بوده شاید بتواند کمکی کند در مورد اینکه گفته اید آشوریان همان یونانیان هستند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کمک می کند جالب است،  گرفتم متشکرم  تحقیق می کنم.
   نظر 1894:  درود . در مورد نام بوداسف ؛ در یک متن سغدی در یک بندش نام هربُدی ستوه برابر بوداسف نوشته شده است.
 - بودا گفت ؛ ای سوبوتی , هربدی ستوه ( = بوداسف ) مهاستوه باید بر دل خویش فرمان براند (این چنین) از آنجا که ممکن است .
 در زبان پهلوی نیز نامی شبیه این که فکر کنم بودیستوه باشد ؛ بصورت بوداسف تغییر کرده و بوداسف همان بودا است .

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما.  به آثارالباقیه رجوع کنید (ندارید تایپ کنم).

   پرسش 1895:  درود و تبریک سال نو. در مورد اسکندر مقدونی یک مشکلی که هست سوزاندن اوستا است و همینطور اینکه اگر اشکانیان با مزدایی ها دشمن بودند؛ چرا بلاش اشکانی دستور داد متونی را که اسکندر سوزاند را دوباره جمع اوردی کنند؟
در دینکرد کتاب 4 امده :
   ولخش اشکانی فرمود اوستا و زند همچنانکه به اویژگی اندر آورده شده است و هم آموختنی ها هر چه از گزند و آشفتگاری الکسندر و گروه رومیان اندر ایرانشهر برنوشته در حفاظت دستور مانده است .....
در کتاب سوم دینکرد امده :
   و اندر گزندی که به سلطه ی دینی ایرانشهر به سبب الکسندر زشت کار زشت نام رسید آن نهاده شده ی به دژ نپشت به سوزش و آن نهاده شده ی به گنج شیزیکان به دست رومیان رسید و هم به زبان یونانی با آگاهی ای که از گفت و دید پیشین آمده بود گزارده شد .  زبان یونانی اینجا چیست ؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما سال نو را به شما تبریک می گویم،  بفرمایید در کتیبه بیستون داریوش اول این لغت Yauna  کجاست؟‌

hurâ \ Arabâya \ Mudrâya \ tyaiy \ drayahyâ \ Sparda \ Yauna \ Mâda
ترجمه اکدی آن  «یَمَنو»  است و ( و ) نشانه مکان لذا لغت به معنی اهل یمن خواهد بود! در ترجمه انگلیسی با بی شرمی  می نویسند the Greeks  بحث بر سر ایونیه و یمن و محل یمن است در ترجمه اصلا تبدیل به جزایر دریای اژه شده و خلاصمان کردند!

   سوال : داریوش اول هخامنشی چه زمانی  گریک را فتح کرد که کشور یونان امروزی جزو فهرست کشورهایش باشد؟

   حال بحث کنیم در باب:

 1. زبان آرامی و ایونی و ریشه آن؟ از کجا بود به کجا رفت؟ یمنی کدام زبان است یونانی یا آرامی؟ و .....

 2. اون اسمی که به زبان پهلوی الکسندر می خوانید اردسندر هم خوانده می شود صد جور دیگر هم خوانده می شود سند آوردم او زند و وهومن یشت که این اسم الکساندر نیست ....

 3. در شهرستانهای ایرانشهر از دو الاسکندر و سوکندر نام برده شده !

 4. آنچه بر پوست گاو بود را کدام اسکندر سوزاند؟ آنچه بر طلا نوشته بودند را کدام یک به آب انداخت؟ سند شما هم گویا تایید می کند یکی سوخت یکی بدست رومیان افتاد!

 5. کدام اوستا را سوزاندند؟ اوستای اصلی را یا اوستایی که در زمان نبونید تحریف شده بود؟

 6. ارشک اشکانی چرا مطابق تاریخ های داده شده  به سال 303 ق.م است  مگر اعراب 612 به ایران حمله نکردند؟ فاصله او چرا آنقدر با الکساندر یونانی کم است سلوکیان چه شدند؟

 7. ارشک اشکانی چرا  در لوح بابلی شاه است؟ چرا فاتح بابل است؟ چرا روی تاریخ مکتوب نیست؟

TEXT  35769

TRANSLATION

1’ [……….] x ku4-ú ana lugal./meš\ [……….]

[……….] they entered. To the kings [……….]

2’     [………iti/ud b]i  al-te-me um-m[a ……….]

[………. Th]at [month/day] I heard as follows [: ……….]

3’ [……….] sig.meš-šúerín.meš-šú ana /E\.[ki (?) ……….]

[……….] his nobles, his troops to Bab[ylon?……….]

4’ [……….] ídmaš.gú.gàr i-t[e-bir ……….]

[……….] he cro[ssed] the Tigris

5’ [………. ur]u? lugal-ú-tú ku4-ub um?[……….]

[and on the King’s Canal, the cit]y? of kingship, he entered x[……….]

6’ [……….] mAr-ša-ka-a lugal m[eš??……….]

[……….] Arsaces, the king/s??\[……….]

 

 8. جهموری که در ایران به وجود آمد که شامل 90 پادشاهی بود و مجلس مهستان نیز در این راستا پایگزاری شد، فقط شامل خاندان اشکانی است؟ تاریخ ما اقوام دیگری را نیز نشان می دهد از جمله رومیان رومیه که بعدها با اشکانیان در گیر شدند.

 9. ولخش (بلاش ) از کدام گروه است؟

  در سال 4 ارشک بلاش شاه شاهان پسر مهرداد شاه در میشان علیه مهرداد شاه پسر پاکر شاه شاهان جنگید مهرداد شاه را از آنجا بیرون راند همه میشان را گرفت این پیکر ایزد بهرام را از میشان آورد به عنوان نظر به معبد تیریه (عراق) نهاد.

 کدام گروه مزدیسنایی  هستند کدام گروه دیویسنایی؟ بلاش تازه شاه شده نیاز به حمایت کدام گروه داشته است؟

   نه گرامی به این آسانی که تصور کردید نیست در ضمن امید دارم دقت داشته باشید متونی که به آنها استناد می کنید اشکانیان را بیش از 260 سال نمی دانند لاجرم اشک  سی و چهلی  در کار نیست و مغایر با تاریخهای مکتوب شده توسط اروپاییان است، لذا الکساندر یا ارکساندر یا ... این متون همان کهرم تاریخ ایران خواهد بود.

   برای ادامه سخن در باب هر کدام از موارد بالا در خدمت شما هستم  پاینده باشید. 

   پرسش 1896:  سلام استاد راوید امیدوارم حالتان خوب باشد همچنین سلام به بانو حامد عزیز.. یکی از دوستانم براین اعتقاد است و میگوید اصلا شخصی به نام کورش وجود ندارد و این ساخته دولتهای قبلی است یعنی دوران پهلوی ها و دلایلی برای خودش دارد و میگوید نقش کورش در حکاکی های تخت جمشید نیست. و میگوید که خشایارشا بابل را فتح کرد نه کورش .! و خشایارشا دستور ازادی بردگان یهودی را داده. و زیاد شدن یهودی ها در دربار ایران.. و جریان وزیر خشایار شا که میگوید هامان نام داشته که طی توطئه ای به وسیله یهودیان به قتل رسیده است... من هر چی میگویم نمیتوانم قانعش کنم دوستم را.. لطفا راهنمایی ام کنید..
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما دوست شما گرفتار فرضیه وطن فروشانه جدید شده است.  از او  بپرسید

خشایارشا از کجا آمده است نام جد مادری او چیست؟

   منشوری که فتح بابل را نشان می هد نام کوروش بر آن است این نام چرا خشایارشا نیست؟

   منشور نبونبید شاه بابل نام کوروش پادشاه انشان را می آورد این کوروش کیست؟

   در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی نام کوروش آمده است خاندان پهلوی در زمان ابوریخان بیرونی نبودند به او پول داده باشند که نوشته باشد.

   با اسناد بابلی که شاهی کمبوجیه و داریوش اول را در بابل اثبات می کند چه می خواهد بکند؟

  با کتیبه بیستون داریوش اول می خواهد چه کند؟

  و هزاران پرسش و سند دیگر که رد آنها به این سادگی نیست که تصور کرده اند.  حواستان را هم جمع کنید این سیاست جدیدی است که افتخارات ایران را نابود کنند و اقوام ایرانی را به جان هم بیاندازند.

   نظر 1897:  بهمچنین استاد براستی و با تمام وجودم شما را میپرستم چرا که اهورا مزدا به آنچه برای میهنمان میخواستم شما پاک سرشتان را بر منش آشنا کرد.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس،  از همه عزیزان که چنین لطف می فرمایند،  ما نیز بر شما چنین احترام و ارزش قائل هستیم،  تا بلکه با کمک هم بتوانیم تاریخ و تمدن ایران را باز گردانیم.

   پرسش 1898:  سلام آقای راوید من مطالب وبلاگ شما را خواندم و چیزی که متوجه شدم این است که به گفته شما کتابهای تاریخی دروغ میگویند و دستکاری شده اند. پس در این صورت چطور میتوانیم دین اسلام را قبول کنیم؟ اگر اینطور باشد پس چطور بفهمیم فلان پیامبر فلان معجزه را انجام داده؟ چطور بفهمیم که حضرت محمد فرستاده ی خداست؟ چطور بفهمیم که غیبت امام دوازدهم راست است؟ مگر نه اینکه از روی همین کتابهای تاریخی است که اینها را قبول کرده ایم؟ پس باید به تمام اینها شک کنیم: موسی عیسی ابراهیم محمد و علی و... لطفا جواب من را بدهید با تشکر از شما.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تاریخ تحریف شده چه ارتباطی به مذهب دارد؟  البته رجوع بفرمایید به یک مجتهد که به شما خاطر نشان کند کتابهای مذهبی نیز جز از قران همه تحریف شده اند دوست ندارید رجوع کنید به قران آیه بقره ببینید بنی اسرائل چگونه کلام خدا را تحریف کردند.  چون شما حوصله تحقیق حتی در اعتقاداتتان را ندارید و نمی خواهید حقیقت را پیدا کنید فورا سخنان را به باورهای مردم نسبت می دهید که به چه نتیجه ای برسید؟ تاریخ تحریف شده اسناد هم نشان میدهد چه ربطی به امام دوازدهم دارد؟  فرستاده برای آشوب هستید یا بی دقت هستید؟ امیددارم دومی باشد.

   پرسش 1899:  با سلام از شما راهنمای می خواستم دنبال یه کتاب آثار شناسی بنام کتاب زبان گویای اشیاء. هستم. می تونم بدست بیارم...؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  باید کتاب جالبی باشد. امتحان می کنیم شاید بدست آوردیم. خوانندگان گرامی وبلاگ،  آیا کسی از کتاب زبان گویای اشیاء اطلاعی دارد؟  ( آقای راوید تقاضا دارم بر وبلاگ های دیگر نیز انعکاس دهید با سپاس).

  پرسش 1900:   شما را نه برای وطنم و نه برای غرور ملی نه برای دانشت فقط بخاطر انسانیتت انسانی هستی که به دیگران روزی اندیشه میرسانی و داشته هایت را همه انسانها تقسیم میکنی دوست دارم و برایت از خدا سلامتی آرزو میکنم.
   پاسخ پرنیان حامد:  حقا  که به زاده ای نیک اندیش و شاهنده ای بزرگوار امید است این روزی ناچیز کمکی باشد به وطنمان، غرور ملی مان، نام خلیج همیشه فارسمان و اتحاد اقوام کشورمان پاینده ایران و تک تک اقوام آن و نیک کردارانی چون شما که در این مرز و بوم هنوزاهنوز یافت می شوند.

عکس قدیمی ترین گریفن  (Gryphon) کشف شده،  مشروح در موزه وبلاگ،  عکس شماره 5368.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: گنج داریوش, مجسمه اسکندر, بوداسف بودا, خشایارشا کوروش, گریفن باستانی
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 87

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

  عکس مجسمه ای بنام کتیبه آناهیتا،  در شهر فومن استان گیلان،  عکس شماره 5426.  نمونه دیگر این مجسمه در شهر مراغه وجود دارد،  اما آنچه که من از تاریخ می دانم،  ارابه آناهیتا باید چهار اسب داشته باشد،  نمونه در موزه وبلاگ،  در این مجسمه های تازه ساز دو اسب هستند.

   پرسش 1866:  درود بر شما . میخواستم تو کارای تحقیقی و مقاله نویسی تاریخی در کنار استادی چون شما باشم. موضوع تحقیق من ادیان هست ممکن منابعی در اختیارم بزارید که بدون تعصب نوشته شده باشه؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  با تبریک سال نو خدمت شما . متاسفانه آنگونه که متوجه شدم متن بی تعصب کمتر نوشته شده است مخصوصا در باب متون مذهبی. این است که  به شما پیشنهاد می کنم قبل از خواندن هر منبعی در مورد آن تحقیق کند یعنی آنکه ببینید متن در چه زمانی مکتوب شده شرایط اجتماعی چه بوده فردی که آن را مکتوب کرده به کدام آیین و فرقه بوده است و... سپس با در نظر گرفتن همه این داده ها متن را مطالعه کنید و بی تعصب در مورد آنچه خواندید با اندیشه نیک و آزاد در مورد آن قضاوت کنید باشد که با این روش بتوانیم حقایق را بیابیم.  پاینده باشد.

   نظر 1867:  به نظر من شما و وبلاگتان مشتی اینتراکتوآل هستید که ریشه در نژاد پرستی ایرانی دارید و برای امثال شما همیشه غیر ایرانیها مقصر هستند، شما از زندگی واقعی هیچ بویی نبردید و در واقع اطلاعی از زندگی ایرانیان در خارج از ایران ندارید.رژیم نژاد پرستی در ایران منحل شد بخاطر اینکه آخرین باقیمانده از نژاد پرستی هیتلری یا آریآیی بود و فروپاشید...از خارج گود به مساءل نگاه کنید ... ایرانی بودن یا ماندن بسته به مساءل جهانی دارد و نه فقط به داخل ایران..!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آقا،  تصور نمی کنم شخصی که پانزده سال در آلمان زندگی کرده است از زندگی ایرانیان در خارج از ایران بی اطلاع باشد! همچنین گویا برای شما سوء تفاهمی پیش آمده است.  اصلا علاقه ای به نژاد پرستی نداریم. آنچه از آن دفاع می کنیم تمدن خاور میانه است،  که ایران نیز جزء آن است. اینجا محل شروع تمدن بشری بوده و اروپا در زمان شروع این تمدن زیر یخ بوده است. حال یا مهاجرت این آریایی ها را از جیرفت، شهداد و شهر سوخته به کل جهان امروزی مطابق اسناد کشف شده در این مکان  می پذیرید، یا همان سیاست جدید  را بپذیرید، و برای پنهان کردن این حقیقت فرضیه فرود آمدن فرازمینی ها را به قطب شمال رواج دهید و به خورد جوانان بدهید. تنها مطمئن باشید که ما اینجا نادان نیستیم که چنین فرضیه احمقانه ای را از شما بپذیریم و از سیاست های پشت پرده این فرضیه نیز به خوبی آگاهیم. لذا مغز شستشو شده تان را در خارج از ایران باری دیگر بشوید و کمی هم از خودتان شخصیت فکر کردن داشته باشید.  ما را هم به نژاد پرستی محکوم نکنید که شما را به اجنبی پرستی محکوم کنیم، اجازه بدهید بر این وبلاگ بدون محکومیت تراشی برای هم بتوانیم آزادانه سخن بگوییم،  سال خوبی را برای شما آرزومندم.

   پرسش 1868:  سلام. میخواستم یک منبع معتبر جهت آداب و رسوم و مخصوصا جشن های ایران باستان بطور جامع بمن معرفی کنید. من میخوام یه کار فرهنگی در این خصوص انجام بدم. به یک منبع معتبر نیاز دارم. ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام درباب جشنها بررسی کوتاهی بر این قسمت وبلاگ: 

سابقه تاریخی جشن های اروپایی -

پنجشنبه یکم دی 1390 http://www.cae.blogfa.com/post/14

انجام  دادم امید است کمکی به شما باشد (توجه داشته باشید،  ویکی پدیا منبع معتبر نیست).

   نظر 1869:  جناب آقای راوید و بانو حامد از زحمات و حس میهن دوستی شما که برای شناساندن حقیقت تمدن اصیل ایرانی که قطعاباعث ایجاد تمدنهای دیگر ملل شده از شما تشکر و قدردانی میکنم موفق و موید باشید.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس به تمام عزیزان که ابراز علاقه می کنند،  ما نیز جوانان باهوش ایران را بسیار دوست داریم،  و ارج و احترام می گزاریم،  تندرست و پیروز باشند.

   پرسش 1870:  سلام بر بانو پرنیان حامد و استاد انوش راوید... سال 93 پیشاپیش مبارک بادتان ...میخاستم درمورد حکومت تانگ بدانم اگر اطلاعات و مطلبی دارید بهم بگویید... موفق باشید...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و تبریک سال نو،  پاسخ های شما در پرسش پاسخ های قبلی است و بیش از آن چیزی برای گفتن ندارم من تنها به تناقضات اشاره کردم شما ماندید و قضاوت آزادانه شما که برای من بیش از به کرسی نشاندن عقیده خودم ارزش دارد  پاینده باشید.

   پرسش 1871:  باسلام.. میخاهم درمورد نام پرسپولیس وپارسه واکباتان سوالاتی بپرسم..گفته میشود که یونانیان به این شهرها ابن اسم را داده اند..یعنی این اسمها یونانی است.منظور کدوم یونان ؟و درمقاله ای اسم پاسارگاد پاتراگاد است که پاسارگاد در جهان رایج شده است...لطفا توضیح دهید..تا روشنتر شوم..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . یونای های اولی که این نامها را آوردند هرودوت متولد کشور ترکیه امروزی و کتزیاس متولد کشور ترکیه امروزی هستند لذا گویا منظور از یونانی ها ترکهای کشور ترکیه هستند.  پاسکد و هکمتانه. پارس کد به هم ریخته لغت پارسکرد بر وزن و مفهوم جمکرد منظور پاسها آنجا را ساختند. لغت فارسی پرسپولیس به معنای شهر پارسها  و هکمتانه لغت فارسی اکباتان است. 

   پاسخ انوش راوید:  پارسه آوای قرون جدید اروپایی برای پرسه است،   پرسه = پرس = پر،  پر که بر سر می گذاشتند یا عمامه + س = سر ،  پرس = پارسا،  مشروح پرسر در اینجا.

پرس پولیس = پرس + پول = شهر + ایس = ایز = ایزد

پرسپولیس = شهر ایزدی پارسا،  و یک واژه کاملاً ایرانی است.

اکباتان = اک = هک = بزرگ + با = همراه + تان =  شهر بزرگان.

اک در اکبر، اکثر،  و یا هک در هکتار واحد بزرگ زمین آمده است.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران مراجعه نمایید.

   پرسش 1872:  سلام. هرودوت می گوید که کوروش و کرسوس در دشت سارد با هم جنگیدند و انجا بیابانی! و دشتی وسیع است. می خواهم بدانم در غرب ترکیه بیابان موجود است؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:

Sfard, the old name of Sardes.

     این نقشه را خود شما برای من ارسال کردید بار دیگر از شما تقاضا دارم بپرسید این نقشه چه زمانی کشیده شده است و آیا قسمت های دیگر این نقشه در دست است؟

   هرودوت نوشته : کرسوس به آشور آمد و آن را ویران کرد سپس با کوروش جنگ کرد و به سارد بازگشت ببینید روی نقشه آشور کجاست. این درست همان آشور و نینوایی است که مورخین یونانی می گویند کنار دجله است نه فرات امروزی (فرات مورخین یونانی دجله امروزی است،  رجوع شود به پرسش و پاسخ 1875).

   منشور کوروش هم نشان می دهد کوروش به سمت اورارتو (دریاچه وان رفت) اگر بخواهیم سخنان هرودوت را بپذیریم،  لیدی کنار دریاچه وان است، اما من باز تکرار می کنم هرودوت سرگذشت کوروش و هوخشتره ماد را با هم مخلوط کرده است. خود او نوشته هوخشتره  نینوا را از میان برد و پس از ان  مرکز آشور بابل بود لذا آشور و نینوایی موجود نبوده که کرسوس آن را ویران کند. این کرسوس به زمان کی خسرو (هوخشتره) و همان کرسیوز برادر افراسیاب تاریخ ایران است. لیدی هم همان کناره دریاچه وان است. دیدگاه بعدی شما باز تایید می کند:

   بر خلاف دیدگاه رایج حرف اول نمی‌تواند «Lu» خوانده شود که نیازمند این است که به صورتLu [ud-di] خوانده شود تا از آن لیدیه گرفته شود.  تطبیق دستخط‌ها نشان می‌دهد بدون شک، آن کاراکتر حرف «Ú» را نشان می‌دهد و تنها بازسازی ممکن ŭ- [raš-ṭu] اورارتو است. یعنی بر اساس سال‌نامه‌ نبونید، کورش، پادشاه اورارتو را از میان برده است و نه کرزوس، پادشاه لیدی را ( Rollinger 2004: 51-56).

 کتیبه زیبای اناهیتا نیز که برای من ارسال کردید، نیز این دو نژاده را  هوخشتره دانسته نه کوروش برای پاسخ پرسش شما در باب کتیبه نیز باید اصل لغات و اندازه آن را ببینم. 1. کتیبه به استناد نوشته های داخل آن مربوط به قبل از حمله آشور بانی پال به شوش است و کتیبه در شوش کنده شده است چرا از فومن سر در آورده است مشخص نیست (شاید در ویرانی آشوربانی پال آن را جا به جا کردند لذا اندازه آن مهم است) 2. بهارات و رود گنگ آن نمی تواند هند امروزی باشد فاصله خیلی زیاد است،  لذا باید اصل لغت را ببینیم.

    کتیبه به قدری زیباست که خواندن آن را به همه هم میهنان توصیه می کنم،  با سپاس از شما برای ارسال چنین متن زیبایی،  این نظر بعدی شما:

   ناحیه ساپاردا یک شهر مادی است. آنچه در مورد چینش شهر های مادی روی نقشه انجام شده مورد تایید من نیست، و تناقضات در این نمونه ها بسیار است.

   آشوریان یهودیان را سرزمین ماد به استناد متون یهودی, در شهر سافاردا مستقر ساختند. همچنین نام پادشاه لیدی به نام گیگس (به اشوری: گوگو و به عبری: جوج) در کتاب حزقیال نبی آمده که کشور های پارس! کوش و فوط نام برده که ایران و اتیوپی و نوبه است و مفسرین بی سند؛ گفتند که پارس در اینجا نقشی نداشته و عبارت پارس و کوش را prs-ptrs خوانده اند و آنرا مصر علیا تفسیر کردند! در زمانش هم فرعون آپری سلطنت داشته ولی کجای تاریخ گفته اند لیدی با مصر کنونی اتحاد داشته است؟ همچنین جوج شاه لیدی یا گومریان و خاندان توگارما (= ارمنستان صغیر) متحد بوده است...   لذا بعید نیست لیدی باستان در همان حوالی ها باشد.

   پاسخ پرنیان حامد:  مطابق اسناد خودتان نتیجه بگیرید. کدام حوالی است؟‌

   پرسش 1873:  درود بر دوستان . ضمن مطالعه وبلاگ شما ؛ متوجه شدم که شخص به نام " کهرم " باید الکساندر مقدونی باشد. نام کهرم در تاریخ طبری گوهرمز است. ایا کهرم خودش تحریف شده ی گوهرمز نیست؟  کی+ هروم کمی عجیب است و کی = کوی متعلق به شاهان شرقی است. خوش باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . 1 سکه های الکساندری که می گویید فقط با لهجه شمال سوریه در آن زمان به صورت الکساندر خوانده می شود و بیشتر این سکه ها در سوریه یافت شده است نه در مقدونیه امروزی 2. پلا که محل تولد آن شخص باشد نیز در شمال سوریه است.

   بتازگی آثار قوم هند و اروپایی دیگری در آسیای صغیر بدست آمده،  این قوم به پالایی (  palaits  ) موسوم است و از زبان آنها در متون میخی بغازکوی یاد شده این زبان با هیتی میخی به خصوص زبان لویی از یک ریشه بوده و پایتخت این دسته از هندو اروپایی ها به نام پلا ( pala) در نواخی شمال سوریه قرار دارد.   (تاریخ ملل قدیم اسیای غربی – تالیف احمد بهمنش انتشارات دانشگاه تهران  239 به سال 1333 ).

    تاریخ ایران هم نوشته کی (به زبان ما یعنی شاه) هروم ( به زبان ما سوریه) تصور نمی کنم سوریه غرب محسوب شود! که شاه آنجا کی نباشد! همچنین به پادشاهان اتریش هم تا همین اواخر می گفتند قیصر تصور کردید لغت kei +ser چه مفهومی دارد و از کجا دزدیده شده است؟

تاریخ طبری نوشته است:  فی وجوههم یتسابقون و فی القوم جوهر مزد  و اندرمان ( این لغت قوم در ترجمه ها چه می شود نمی دانم !)

تاریخ طبری صفحه 605 و 607 دوبار نوشته کهرم و از قوم اندرمان و قوم جوهر مزد خبری نیست

شاهنامه فردوسی هم فقط نوشته کهرم

شهرستانهای ایرانشهر نوشته : گوهرم صادق هدایت ان را به گوتره  ما و گوهرمند تفسیر کرده است (که ارتباطی با نام  یا لقب کهرم نمی تواند داشته باشد )

تصور نمی کنم دو لغت گوهر مزدا و کهروم را بتوانیم یکی بدانیم. شاه سوریه  البته از گوهر مزدا می تواند باشد اما تصور می کنم کهرم لقب او است که در بعضی متون به جای جوهر او آمده است.

   پاسخ انوش راوید:  بنظر من،  معنی و ریشه یابی نام ها را باید در هیروکلیف تمدن جی جستجو کرد،  ک در کوه، کویر، کرکس،  و هر چیز بلند و بزرگ آمده است،  در اک بالا هم توضیح نوشتم.  ی = حرف آخر الفبا و کشنده همه و سنگین ترین،  در جمع کی =  بزرگتر و مهمتر از همه.  هروم = اروم = ا = بلند و بالا و راست،  وسیله تولید مثل،  روم = شهر و مکان،  در کل می شود شهر بزرگ.  در کل همه اینها واژه های ایرانی هستند.

   پرسش 1874:  سلام. در کتاب پنجم دینکرد اشاره ای به پیامبری کیومرث و ... در فصل اول شده:

"که از پیامبران و فرستادگان و کسانی که بخشی از آن را پذیرفتند کسانی که انرا به تمامی و کامل پذیرفتند مانند کیومرث و بودند کسانی که بخشی از انرا پذیرفتند مانند مشی و سیامک و هوشنگ و تهمورث و جم و فریدون و منوچهر و سامان و کیانیان و نیز پیشوایان بسیار دیگری که در هر دوره بودند. " اینها همان پوریوتکیشان و مجوس اقدم در اثار الباقیه هستند.

   در مورد بوداسف ؛ در متون پهلوی یک داستانی موجود بوده به نام بلوهر و بوداسف ( پهلوی : bodistvo ) , متاسفانه این متن از دست رفته است ولی ایندگان ان داستان را نوشته اند و حتی یونانیان هم انرا نوشته اند. بوداسف و بلوهر حکیم ؛ در این داستان که در بحار الانوار علامه ی مجلسی هم نقل شده است؛ انچه در مورد بوداسف امده همان بودای هندی را نشان می دهد و خیلی بعید است بگوییم که این شخص در زمان طهمورث بوده!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به آثارالباقیه رجوع کنید نوشته دوتا بودند. به متون ایرانی رجوع کنید نوشته به زمان تهمورث بودند این بودایی که نوشتید باید همان شاهزاده سیزارتای هند باشد.

   ادامه پرسش:  همچنین در دانشنامه ی آریانیکا در مورد دانشمندی هندی که برهمایی بوده به نام " چنرنگهاچه" نام برده شده است که وقتی می فهمد زرتشت پیامبر شده است؛ وارد ایران می شود و درخواست مناظره با زرتشت می کند و از قبل یک سری پرسشهایی تنظیم می کند. زرتشت دستور میدهد قبل از مناظره اوستا بخوانند؛ چنگرنگهاچه بعد از خوانش اوستا؛ پاسخ سوالاتش را میابد و به زرتشت و عقایدش علاقه مند می شود و ریگ ودا را می سراید. "این مساله در منظومه ی زرتشت پسر بهرام پژدو از شاعران زرتشتی آمده است. حال ریگ ودا از انجا که سبک لغاتش با اوستا بسیار شبیه است؛ بعید نیست که این داستان واقعیت داشته باشد. در چنین حالی قدمت زرتشت زمان گشتاسپ باید بیش از هخامنشیان و عصر ان باشد. نظر شما را می خواهم بدانم.

   پاسخ پرنیان حامد:  زردشت دیویسنا است نه زردشت مزدیسنا دیو های ریگ ودا فرشتگان  مزدیسنا و فرشتگان مزدیسنا دیو های ریگ ودا هستند. لذا اگر هم داستان شما را بپذیریم ریگ ودا از روی دیویسنا (زردشتی که زردشت زمان گشتاسپ نیست) نوشته شده است. اوستای گشتاسپ تحریف اوستای اصلی با همان لغات است.

   پرسش 1875:  من نگفتم البانی در اروپاست! البانی در شرق ایبریا بوده است. یعنی در قفقاز. پلوتارک در کتاب ایرانیان و یونانیان ص 369 می نویسد: "خاک ایبریا تا کنار کوهستان موسخیان و خاک پونتوس می کشد. اما آلبانیا شرقی تر از آن است و تا کنار دریای کاسپی کشیده می شود. ( همان – ص 369 )"  گیلان های مورخین یونانی؛ نباید حتما در همان گیلان بندهش باشد. چه اشکالی دارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بسیار جالب است،  آلبانی شرق ایبریا است خاک ایبریا تا موسا سیر است،  پشت آن همان پنتوس کذایی است و خرابه های گیلزان هم همین بغل است اربیل و آشور هم که همین جا هستند و مورخ بی چاره  درست نوشته مفسر آنها را بی ابرو کرده است.

  ادامه پرسش:  البته انچه دیاکونوف گفته از یک کتیبه هخامنشی است که در دست داشته است و این نشانگر این است که پذشخوارگر در سمنان نبوده و در پارس بوده است و مرز بین پارس و ماد یعنی نسایه و کرمانشاه را میشود انجا پنداشت ولی سمنان را خیر.

   پاسخ پرنیان حامد:  پارسوا – مادای – نیششا آریارما دقیقا همین است، که روی این نقشه آمده یک بار دیگر از شما تقاضا دارم بگویید این نقشه به چه استناد و در چه سالی کشیده شده است؟ 

   پرسش 1876:  در بندهش اورده شده که از نامهای وهرود ؛ مهرانرود است . جالب است که یکی از عناصر نژاد قوم ماد , مهرانی ها بوده اند . دیاکونوف مینویسد:

مردم سراسر این ناحیه { منظور ناحیه اتحادیه مادها } از دریاچه ارومیه گرفته (با اشتمال گروههای نژادی کوچک و مستقل یا جزیره های نژادی که جهت دریاچه وان داشت) تا بخش علیای دیاله از نژاد گوتی و لولوبئی بودند و لولوبیان در نقاط غربی تر و گوتیان در نواحی شرقی تر مسکن داشتند. گمان می رود که سومین عنصر نژادئی که بتقریب در همان ناحیه مسکن داشت مِهرانیان بوده اند. ناحیه ی جنوب غربی – یعنی بخش های علیای دیاله و کرفه را عناصر نژادی کاسی اشغال کرده بودند. محتملا ساکنان حاشیه ی کرانه ی دریا که بعد ها مولفان عهد عتیق آنها را کاسپیان خواندند – بگروه کاسی و عیلامی منتسب بودند.

نام مهران در اسناد اشوری بصورت مهرانو آمده است. طبق متن توکولتی نینورتای اول و متن های تیگلاتپالاسار اول (رش : AVIU, شماره 13 .- AKA ص 116 ) و آداد نراری دوم (AVIU , شماره 20 , 21 .- KAH , II , شماره های 83 , 84 ) می توان نتیجه گرفت که «مهری» یا «مهرانو» معرف بخشی از مردم محلی ماد غربی بوده است. ( دیاکونوف).  حال ایا شما میدانید این رود دقیقا کدام رود است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم کرخه پر آب قدیم است.

   ادامه پرسش:  مورخین یونانی محل نینوا را نمی دانستند کجاست و انرا در کنار فرات نوشتند مانند کتزیاس ,دیودور و.. ولی نینوا در کنار دجله است و کتابخانه اشوربانی پال هم در نینوای کنونی کشف شد.

   ادامه پاسخ:  نه گرامی این فرات است درست نوشتند این طرفی دجله است اخری که به آن فرات می گوییم نیل است این چیزی است که مورخ یونانی نوشته لیدی هم همین اورارتو پنتوس هم همین بالاست بی خودی به زور می خواهند ببرندش آنطرف هیچ دلیلی نیست که قبرستان ممفیس مصر قدیم باشد مصر بزرگتر بوده است همه جای تاریخ هم مصری ها را وسط بین النهرین نشان می دهد همانگونه که هیچ دلیلی نیست که قبرستان تخت جمشید پایتخت بوده باشد که هیچ سندی هم تایید نمی کند شوش پایتخت بود،  قبرستان پشت آن مصر وسط بین النهرین قبرستان آن جای امن پشت آن.

   ادامه پرسش:  همچنین در باب روم ؛ اذرفرنبغ نوشته که مانی و موسی و عیسی از ترکستان و خزران و رم دینشان رشد کرد . فریدون فضیلت در مقابل کلمه ی " رم " , واژه ی " کوچک" را گنجانده و انرا رم [ کوچک ] نوشته . همچنین محل حضرت موسی را خزران نوشته که همان خزر است ! لذا به نظر میرسد خزران در سوریه است . هرچند روایات اسلامی محل انرا در حوالی شمال دریای سیاه میدهد

در باره سغد و اسور , در کرده 80 دفتر اول , کتاب سوم دینکرد که در مورد خویدوده و ازدواج با محارم است ؛ نام سغد و سوریه باهم آمده است . لذا این هم سندی دیگر برای نزدیکی سغد و آشور ( = سوریه ) است .

در سندی که در مورد یونان در اسناد اشوری نشان دادم , منظور ایونیه است . ولی نمی تواند غرب ترکیه باشد زیرا اشوریان هیچوقت انرا فتح نکردند . همچنین به نظر نمی رسد که کشورهایی که تحت سلطه ی اشور نبوده اند را اشوریان در اسنادشان بیاورند . لذا ایونیه در بین النهرین خواهد بود . همچنین نام اتیوپی در ان سند امده بود و این کشور هیچوقت تحت سلطه اشور نبوده است . چون اشور فقط در زمان اشور بانی پال , کوتاه مدت فقط مصر شمالی را گرفت و بعد هم پسامتیخ دوم ؛ انرا پس گرفت . لذا باید اتیوپی نیز اتیوپی دیگری باشد هرچند که مورخین یونانی ؛ اتیوپی را در افریقا نوشته اند .

از این شواهد نتیجه میگیریم قبل از استقرار یونانیان در بابل توسط داریوش اول ؛ قبل از ان نیز یونانیان در بین النهرین یا کشور های سلطه اشوری بوده است .

   پاسخ پرنیان حامد:  یونانی ها یکی از خاندان تورانیانند (اشوریان ) هیچ ربطی به گریش های جزایر اژه ندارند اتیوپی ربطی به افریقا ندارد مصر مورخین یونانی وسط بین النهرین است . یا مورخ یونانی قبول دارند یا ندارند. ندارند تاریخها را عوض کنند ما سند داریم  قبول دارند همان که مورخ نوشته بنویسند (همان اسناد تاریخ ایران می شود) هر دو راهشان به همان روم خطم می شود که در ایتالیا نیست.

   پرسش 1877:  سلام، در مورد نام چچن یک جمهوری خودمختار در روسیه، آیا ارتباطی میبیند با چین که شما میگوید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر متاسفانه ارتباطی پیدا نمی کنم. 

   نظر 1878:  سلام، در مورد اصطلاح دریا بگویم، با توجه شاهنامه و متون کهن فارسی دری و فارسی خراسانی...

1- دریا نام رود بوده است.

2- دریا چین میتوانم رود چین باشد.

3- من به مازندران سفر کرده ام/ این اصطلاح را میگویند دریای بابلسر، دریای محمودآباد... منظور کل یک آبراه یا شاخاب نیست و میتواند آبهای ساحلی یک منطقه باشد.

پس دریای چین همه خلیج فارسی/ خلیجی پارسی نیست.

در برخی مطالعاتم مشاهده کردم که دریای آمل/ آمول همان آمودریا است که در آسیای مرکزی و مرز شمال افغانستان است.

من دو دیدگاه یا فرضیه دارم:

1- دریای آمول، آمور حرف ر تبدیل به ل شده که سابقه دارد در زبان های آریایی پارسی.

2- آمودریا مخفف آمول دریا است.

اینجا خود اسم منظور است حال نام رودی در شمال غرب یا شمال شرق ایران زمین بوده بحث جداست، با احترام

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما چه منظور دریا باشد چه ساحل دریا منظور کناره خوزستان است،  نه کشور چین امروزی. در باب آموی نیز شاید دیدگاه یا فرضیه شما قابل اثبات باشد،  اما مشکل آن است که این  نام در چه زمانی به کجا گفته می شده است؟

   عکس اردشیر دوم سوار بر شیر با درخشش خورشید،  قدیمی ترین نشان شیر و خورشید که تاکنون کشف شده است،  در تخت جمشید نشان شیر بر نشان گاو قلبه کرده است،  عکس شماره 2755.

اهل تاریخ و فرهنگ،  ایرانیان،  تسلیت،  تسلیت

   درگذشت استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی،  از چهره‌ های فعال و اثرگذار عرصه تاریخ و فرهنگ کشور،  مایه اندوه فراوان ما شد،  تسلیت، تسلیت

انوش راوید،  پرنیان حامد،  جوانان پیگیر وبلاگ

مشروح در اینجا

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: مجسمه آناهیتا, کتیبه آناهیتا, پرسپولیس اکباتان, باستانی پاریزی
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم فروردین 1393 توسط انوش راوید

تبریک نوروز 7001

کلیک کنید:  تعریف نوروز کهن

"سال 7001 خورشیدی ایرانی برابر 1393 هجری خورشیدی را با اصول علمی تاریخی آن آغاز کنیم"

      هفت هزار و یکیم نوروز ایرانی را به همه ایرانیان در تمام گیتی تبریک می گوییم،  و امیدواریم آئین های کهن ایرانی هرچه بهتر و علمی تر اجرا شود.  یکی از مهمترین آئین های ایرانی،  با خانه تکانی و چهارشنبه سوری آغاز می شود،  که نماد ایجاد تغییر در دید و ذهن و آگاهی،  و تغییر در اندیشه و اساس و پایه است.  شناختن کهنه ها و دور ریختن آنهاست،  پرت کردن آنچه که لازم نیست،  و ممکن است دست و پا گیر باشد.  این را باید دانست،  چهارشنبه سوری فقط برای سرو صدا و ایجاد آتش و بازی ها نیست،  خانه تکانی نوروزی فقط برای نظافت نیست،  در آنها فلسفه تغییر نهفته است،  از گذشته های دور ایرانیان می دانستند،  یک شخص و در کل جامعه،  بدون تغییر فسیل شده و فاسد و بیمار است،  و خواه ناخواه تحلیل می ورد،  و نابود می شود.

      در شرایط فعلی ایران که عدم درک ضرورت تغییر و نفوذ استعمار و امپریالیسم دیده می شود،  جشن های امروزی چهارشنبه سوری و نوروز،  چندان برابر خواسته تاریخی ایرانی نمی باشد.  باید شاد بودن الکی،  قر و فر دادن های بی معنی را در این روزها کنار گذاشت،  و بفکر ایجاد تغییرات بنیادی در درک چهارشنبه سوری و نوروز بود،  تا بتوان آنچه را که برای ایران لازم است،  در قرن نو پیاده کرد،  شاید به مفهوم واقعی انسانی رسید.  همچنین لازم است،  گفتمان های مختلف را پیشه کرد،  آزادی و دمکراسی نوروز را دوباره کشف نمود،  و نیز بطور کامل به حقوق و گپ و اندیشه دیگران احترام گذاشت،  و کلاً اخلاق خوب ایرانی را شناخت و پرپا کرد،  تا درصورت توانستن به ایجاد تغییرات،  ثمره آن پا پر جا بماند،  و دوام دار شود.

انوش راوید ــ پرنیان حامد

 

کلیک کنید:  دانلود سالنامه 7001 خورشیدی ایرانی PDF حجم 300 کیلو

چهارشنبه سوری مبارک

کلیک کنید:  تعریف چهارشنبه سوری

      در چهارشنبه سوری،  آتش در تمام سرزمین های تاریخی ایران شعله می کشد.  آتش اولین دست آورد دانایی بشر است،  که از برکت آن رشد و تکامل تمدن حاصل شده است.  آتش چهارشنبه سوری یاد آور آن است،  که ما باید تمام دست آورد های نیاکان مان را قدر گذاریم،  حتی اولین آن را که آتش باشد.

      امید است مسئولین محترم دولت جمهوری اسلامی،  شرایطی ایجاد نمایند تا این جشنواره کهن ایرانی بخوبی و بدون خطر و تنش برگزار شود.

 

جشن چهارشنبه سوری در شاهنامه فردوسی

ستاره‌ شمر گفت بهرام را <><> که در «چارشنبه» مزن کام را

اگر زین بپیچی گزند آیدت <><> همه کار ناسودمند آیدت

یکی باغ بُـد در میان سپاه <><> از این روی و زان روی بُـد رزم‌گاه

بشد «چارشنبه» هم از بامداد <><> بدان باغ که امروز باشیم شاد

ببردند پر مایه گستردنی <><> می و رود و رامشگر و خوردنی

. . . .

ز جیحون همی آتش افروختند <><> زمین و هوا را همی سوختند

از شاهنامه فردوسی، تصحیح رستم علی‌یف (علیپور)، انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، جلد هشتم، مسکو، ۱۹۷۰، ص ۳۷۷ تا ۳۷۹؛ بیت آخر به نقل از نسخه دستنویس موزه بریتانیا.


ریشه یابی واژه چهارشنبه سوری

شنبه = شن = سن = سان = خورشید + به = وارد شده،  شنبه = خورشید رسید

یک و دو و سه و چهار و پنج، + شنبه

فرای دی = فرای = آزادی + دی = روز

فرای = فر = گسترده، والا + ای = ا + ی = اعلام

چهارشنبه سوری،  سوری = سو = عنصر آتش که در سوخته و سوزان وجود دارد

سوخته = سو + خته = ختم، ختنه، ختان، ختن = پایان آتش

سوزان = سوزا = سو + زان = زان پس، در شدن، پرکننده

سو = قرمز، آتشی، هیجان، انرژی،

سور = سو + ر = وابسته به = سور جشن و سور ورق بازی

سوری = سو + ری = بجا آورنده،  انجام دادن،  بیرون کردن

ریختن = ری + ختن

سورخ = سو یا رنگ آتش + رخ = نما،  که به مرور زمان آوای آن تغییر کرده،  و سرخ شده است،  سرخ کردن غذا نیز از سو در سوزان و سوخته می آید.

      جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران مراجعه شود.

هفت سین جاودان

     عید نوروز از زمان تمدن کهن جی در ایران وجود داشته است،  نمی توان و نمی توانند آنرا از ایران و ایرانی بگیرند،  مطلب زیر را در اینترنت خواندم و جالب دیدم:

سفره هفت سین

       بهار براي هر ايراني در هر جاي اين كره خاكي كه باشد معنا و مفهوم منحصر به فردي دارد.  اين معنا و مفهوم در هر شهر و روستاي كشور متناسب با آداب و رسوم آن جا تجلي خاصي پيدا مي كند،  اما همه و همه در داشتن سفره هفت سين با هم مشتركند؛  سيب و سكه و سير و سماق و سنجد و سبزه و سمنو سين هاي مشترك اين سفره ها هستند.

      اما در كنار اين سي و پنج نوروزي كه از انقلاب شكوهمند اسلامي كشورمان مي گذرد هشت نوروز آن براي كشورمان رنگ و بوي ديگري داشته،  مخصوصاً براي جان بر كفاني كه در جبهه هاي حق عليه باطل براي دفاع از اين مرز و بوم مبارزه مي كردند.

      نوروز و در پي آن سال تحويل براي رزمندگان و شهداي كشورمان در زمان هشت سال جنگ تحميلي حال و هواي متفاوتي داشت و همواره با پارادوكس ترس و ايمان همراه بوده است.  در اين ميان شايد براي بسياري از جوانان كشورمان جالب توجه باشد كه لحظه سال تحويل براي دلاور مردان ايراني در خط مقدم جبهه ها چگونه بوده و سين هاي سفره هفت سين را چه وسايلي تشكيل مي دادند؟

      سين هاي سفره هفت سين جبهه هاي جنگ با سفره هاي نوروزي اقصي نقاط كشورمان متفاوت بود زيرا هر منطقه،  به فراخور در دسترس بودن اقلام و وسايل سين هاي متفاوتي داشتند.  سجاده و سربند و سنگ و سيم خار دار و سيم چين و سلاح و سيمينوف و سرنيزه و سوزن اسلحه .... سين هاي سفره هفت سين رزمندگان بودند،  كه هر كدام به مقتضي زمان و مكان در اين سفره قرار مي گرفتند.  هر كدام از اين سين هاي سفره هفت سين جبهه ها نيز كاربرد عملياتي منحصر به فردي داشته كه در ادامه به كاربرد برخي از اين وسايل و ادوات پرداخته مي شود.

عکس گروهی رزمنده در کنار هفت سین جبهه و جنگ،  عکس شماره 6377.

سرنيزه

سرنیزه تیغه یا خنجری نوک‌تیز است که برای وصل کردن بر انتهای لوله تفنگ یا مسلسل یا دیگر اسلحه گرم طراحی شده ‌است. با اتصال سرنیزه به یک سلاح گرم، این سلاح عملا حکم یک نیزه یا شمشیر را پیدا می‌کند و می‌توان از آن در جنگ‌ های تن‌به‌تن استفاده کرد.  سربازان معمولا در مواقع غیر از نبرد با جدا کردن سرنیزه از اسلحه، از سرنیزه‌ها به عنوان کارد و برای برش و کندن سنگر و چاله استفاده می‌کنند.

سيم خاردار

سیم خاردار یک نوع سیم رشته‌ای ساخته شده با لبه‌های تیز با نقاط تنظیم شده، در فواصل و امتداد مرتب شده از رشته‌ها می‌باشد. این رشته‌ها برای صعب العبور كردن مسير مورد استفاده قرار می گرفت.

سيمچين

سیم‌چین وسیله‌ای است که بیشتر در الکترونیک و برق کاربرد دارد و از آن برای بریدن و لخت کردن سیم استفاده می‌شود.

سيمينوف

سیمینُف یا قَنّاصه یک تفنگ دوربین دار نیمه خودکار ساخت اتحاد جماهیر شوروی با عملکرد تا اندازه‌ای شبیه به کلاشنیکف است و با فشار گاز باروت مسلح می‌شود و از فشنگ‌های ۵۴×۷٫۶۲ استفاده می‌کند. این سلاح با آنکه بیشتر به سلاح تک تیرانداز معروف است و حتی در بین کشورهای مسلمان که امروزه عموم مصرفکنندگان آنرا تشکیل میدهند با نام قناصه بر گرفته از کلمه عربی قناص به معنی تک تیرانداز شناخته می شود ولی در اصل به منظور پشتیبانی سربازان در جبهه ساخته شده است.

سجاده

سجاده يا همان جانماز شاهد راز و نياز مخلصانه رزمندگان و آزاد مردان كشورمان در دل شب بود و چه بسا تنها سجاده رزمندگان، محرم عبادت عاشقانه شان بوده باشد.

سربند

دلاور مردان جبهه هاي حق عليه باطل در هشت سال جنگ تحميلي همواره با بر سربستن سربندهايي كه منقش به نام ائمه اطهار بود ضمن مدد گرفتن از آنان شعار خود را به رخ جهانيان مي كشاندند.

      حال بسياري از جوانان و نسل سومي ها براي زنده نگه داشتن و آشنايي با رشادت هاي رزمندگان كشورمان در قالب كاروان هاي راهيان نور  سفره هفت سين سال تحويلشات را در مناطق جنگي برپا مي كنند.

از:  http://defa.blogfa.com/post-116

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: تبریک نوروز, چهارشنبه سوری, هفت سین, انوش راوید, پرنیان حامد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 86

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس تنديس بانوی پارتی با قدمت دو هزار سال،  در شهر هاترا (الحضر) کشور عراق،  که مورد آماج بی اعتنائی و نامهربانی و سرانجام تخريب قرار گرفته است،  عکس شماره 5353.  این تنديس چه چيزها از اقتدار حکومت اشکانیان ديده،  و خود يادواره هنر و خلاقيت ايرانيان باستان است.

   پرسش 1851:  درود. در باب درخت اسوری . قضیه ی درخت نخل و بز, درخت نخل نماد سرزمین اشور است و بز نیز نماد فرهنگ چوپانی ایرانیان است.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اگر بز نماد آشور است روی کاسه جیرفت که تمدن آن خیلی قبل از آشور است چه می کند؟  همچنین تکلیفی هم برای مجسمه اور که  قدیمی تر از شروع  تمدن آشور است معلوم کنید؟

   نظر 1852:  سلام. یامانا , گریک نیست. در اکدی حرف " و " وجود ندارد و به جایش " م" استفاده میکردند. مانند داریاووس به بابلی شده داریاموس. الاشیا نام باستانی قبرس است و در تورات بصورت الیشه امده که از فرزندان یاوان ( یونان ) امده است.  یامانا در بیستون, ایونیه در غرب ترکیه است که در زمان کوروش ضمیمه ایران بود ولی یامانا در سند اشوربانی پال غرب ترکیه نیست چون ان زمان گومریان ان مناطق را در دست داشتند و اشور هیچوقت ان مناطق را در دست نداشت. لذا در بین النهرین است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و از اسنادی که در تایید سخنان ارائه می دهید چنانچه سند آشور بانی پال را در اختیار و امکان ارسال آن را  دارید  برای اطلاع عموم بر وبلاگ باز خواهیم کرد.

   نظر 1853:  سلام بانو حامد .  بنده هیچکدام از مکانهایی که دیاکونوف برای شهر های مادی معین کرده را قبول ندارم. اول بگم که البانی که گیلان شمالش بوده, البانی اروپا نیست و مکانی در شمال اذربایجان است. پذشخوازگر در حوالی کرمانشاه است و انجا مرز پارس و ماد است و قبلش هم مرز عیلام و ماد با نام الی پی بوده است. لذا اگر پذشخوار هم پارس باشد و هم ماد چیز عادی است. مکان ها را دیاکونوف درست ننوشنه. مثلا در اسناد اشوری, شهر اروختی (هرهویتی اوستایی) را در ماد شرقی کعین کرده که باید حوالی ارمنستان باشد . نیسایا را در جلگه قزوین موشته که حوالی بیستون و همدان است. شهر گابای (جی) مرکز پارتاکانا را اصفهان امروزی نوشته با اینکه نام شهر بیت - گابایا را به بیت باگای تغییر داده چون این شهر در ماد غربی بوده. نیسایا, آریا (اریان) جزو کشور خروسان در الواح اشور امده و از شباهت نام خروسان و خراسان, ویکیپدیا گمان کرده اشوریان شرق ایران را هم فتح کرده اند.

   یا مثلا بطلیموس مکان کاسپیان را بین باکتریا و سریکا نوشته, از این روی کاسپ های شرقی اختراع کرده که با سکاها در یک ساتراپی بوده اند! مثلا پاتشوارا (پتشخوارگر) در اسناد اشوری نزدیک پارتوکا (پارت) ذکر شده و نزدیک روآ, در حالیکه روآ در یک سند اشوری, جفت یک شهر در حوالی اذربایجان امده و نه رشته کوه البرز امروزی! همچنین یک هاتف اشوری نگران بوده قبایل ماد از پشت سر از پاتشوارا به اشوریان حمله کنند! حال چگونه پاتشوارا را حوالی سمنان فرض کرده اند?!

   نمونه بسیار است. پارتاکانا اصفهان امروزی نیست و دیودور نوشته دجله و فرات سرزمین ماد و پارتاکنا را مشروب میسازد. و میدانیم شاخه های فرعی دجله, زاگرس را ابیاری میکند مانند رود دیاله. نمونه زیاد است که سر حوصله باید بررسی شود.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما چرا این زحمتی که کشیدید، این همه سند را به صورت یک مقاله مجزا ارسال نمی کنید با نام خودتان بر وبلاگ باز کنیم؟ این اسناد ارزنده شما را اینجا باز خواهیم کرد اما حیف نیست که در میان پرسش و پاسخ ها  پنهان بماند؟ مقاله ای بنویسید بر وبلاگ ارسال کنید با سپاس.

   پرسش 1854:  درود بر خانم حامد و اقای راوید .  خانم حامد بنده توقع داشتم شما هر حرفی را ندیده قبول نکنید. ازدواج استقراضی وجود ندارد. تعریف از خود نباشد, بنده بر متون دینی و حقوقی مزدیسنی تسلط بالایی دارم. در ایران باستان ۵ نوع ازدواج وجود داشته است. در ان تاپیک کذایی بنده با شناسه ی morteza _abadani پاسخ ...و دار و دسته را دادم. در ماتیکان هزار دادستان و وندیداد چبزی از این نیست . ... رفته برا من اجازه شوهر برای طلاق زن و بعد از ان چکر زنی او را نوشته! در حالیکه ازدواج چکر زنی یا چاکر زنی به معنی استقراضی نیست. بلکه زنی که بیوه شود و بخواهد ازدواج کند, نمی تواند بصورت پادشاه زن ازدواج کند و باید به عنوان چاکر زن ازدواج کنه و اگر از شوهر اولش پسری نداشته باشد, یک از پسرانی که از ازدواج دوم نصیبش میشود, به شوهر اولش برای حفظ نسل متوفی سپرده میشد. این ازدواج استقراضی نیست و این مطالب از کشفیات غیاث ابادی وطن فروش است که ایرانیان را بی ناموس زن کرایه بده داره جلوه میده. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما یک بار دیگر پاسخی که بر این وبلاگ دادم را بخوانید از شما سپاسگزارم که اینگونه با این وطن فروشانی که گفتید مبارزه می کنید اما توجه داشته باشید اینها می خواهند از همین غیرت شما سوء استفاده کنند پس آرام باشید و با خونسردی کامل از آقایان در مورد اصل جریان سوال بفرمایید و اصل را با اصلی که الان جلوی همه ماست مقایسه کنید  نگذارید شما را وارد جز کنند و بعد با یک سند نصفه نیمه سخن خود را به کرسی بنشانند و یا از ظاهر مسئله سوء استفاده کنند (جریان عینا موضوع شاش گاوی است که سود آن را می دانیم اما از ظاهر آن سوء استفاده می کنند)  راه مبارزه را به صورت کلی در پاسخ قبلی به شما آموختم. از آقایان بخواهید توضیح دهند مسئله مهریه در ایران که تنها بازی با لغت است و در عمل خودفروشی زنان است به چه علت الان مورد قبول جامعه است و به آقایان بفهمانید بسته به ایجاب جامعه قوانین صادر می شود (اگر توضیحی برای مهریه این خودفروشی شرم آور زنان در جامعه نداشتند اینجا بنویسید پاسخ بدهم چرا، خواهید دید که رسما این خود فروشی لازم و در شرایط  فعلی اجتماع حتی واجب است و هیچ ایرادی ندارد دو هزار سال دیگر امثال آقایان در باره ما  چه خواهند گفت)  پاینده باشید.

  (چکر زن چیزی شبیه به صیغه و  صیغه هم در اسلام رواست آقایان طبق معمول  برای تحریک شما سخنان  پرت و پلا را به هم بافته اند سوء استفاده می کنند).

   نظر 1855:  سلام. در مورد لیدی و ارمنستان تاریخ دانان مطالبی گفته اند و ان اینکه در کتیبه ی نبونید در قسمت حمله کوروش, واژه ی lu نیامده که به لودیه تفسیر شود و بلکه اسم ان مکان خوردگی دارد و تنها واژه ی u امده که شاید اورارتو باشد. در سایت livius هم کلمه ی اورارتو در پرانتز امده و تنها u در ان خارج پرانتز است. پس نمیتوان کاملا مطمئن بود که ان مکان اورارتو است. همچنین از شاهان لیدی همچون گوگو (هرودوت: گیگ) اسم اورده شده که. لیدی در زمانشان فتح شده توسط کیمریان. در حالی که در آن زمان اورارتو دست اشور و یا مستقل بوده است. مورخین یونانی نیز محل یونیه و سارد را غرب فریگیه و کیلیکیه گفته اند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بله صد البته به اینجا که می رسد مفسر شروع می کند (یک تفسیر دیگر هم بود همین جا زحمت شما را کم می کنم خودم می نویسم: نوشته این قسمت منظور جنگ لیدی نیست یک جنگ دیگر کوروش قبل از جنگ لیدی در ارمنستان  است)

   اول آنکه : این لغت اوا خوانی به زنگ زرد یعنی کشور ارمنستان  Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina

  دوم آنکه محل مشخص شده است : شهر اربیل بالای دجله کشور ارمنستان

این لوح نبونید:

16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k

crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].

 

  یک سوال دارم چرا کوروش در منشورش که نام همه کشورهای بزرگ را که فتح کرده می برد نامی از لیدیه در آن نیست که هیچ حتی نام Ammananum a که به کلکیه تفسیر می شود) که شما می گویید شرق لیدی است و حتما باید جزو قلمرو او باشد و نبونید از آن نام می برد را نمی آورد؟ 

  پاسخ :  چون لیدی که مورخین یونانی هم نوشتند محل امروزی آن که مفسر تفسیر می کند نیست. نینوا هم آنجا که امروز اسمش نینوا است نیست همه مورخین و لوحها تایید می کند نینوا کنار دجله بود اسم جایی که نینوای امروزی است روی لوح ها هاتی یا هیتی آمده است.

   نظر و پرسش 1856:  درود. در متون تاریخی , امده که مازندران شام و یمن است .یک پرسش من این است که اشور هم باید لحاظ شود . چون نام سوریه از اسور گرفته شده. مرحوم صادق هدایت جلوی نام مازندران در متن پیش رو, نام اشور را با علامت سوال اورده که ۱۰۰% همان اشور است. در کتاب پهلوی گزارش گمان شکن در رد عقاید یهود و تورات در جایی امده:

این نیز که او (ادونایی - یهوه) به یک شب صد و شصت هزار از سپاه دلیر مازندران (اشوریان?) به مرگ سخت بکشت. (گزارش گمان شکن , صادق هدایت, بخش چهاردهم , بند ۲۹)

صادق هدایت در پاورقی این قسمت اورده :

پس فرشته خداوند بیرون امده صد و هشتاد و پنج هزار از اردوی اشور را زد و بامدادان چون برخاستند اینک جمیع انها لاشهای مرده بودند (کتاب اشعیاء باب ۳۷) و از انجا که در داستان بیژن و منیژه محل زندانی بیژن در توران در منطقه ای در مازندران در نزدیکی چینستان است, لذا توران و چین مناطق غربی هستند.

ایا اینکه مرحوم بهار سر کوه ابرسین را در چین نوشته اند به این دلیل نبوده که ایشان ان کوه را کوه هندوکوش فرض کرد و از روی گمان, سر انرا چین نوشتند.

ایا جاهای دیگر بندهش که نام چین امده, اسم خوزستان امده? مثلا در مورد مردمان سرزمین سین و کوه اسپروز? شاید چین استان, خوزستان نباشد و جایی دیگر در غرب ایران باشد.همچنین سرزمینی به نام کوس در شاهنامه امده که در حدود مازندران بوده و احتمالا کاسیان هستند.

ز امل گذر سوی تمیشه کرد........ نشست اندر ان نامور بیشه کرد

کجا کز جهان کوس خوانی همی. .....جز این نام نیزش ندانی همی

امل تاریخی ایران, امل کنونی نیست چون مازندران, مازندران کنونی نیست. یا علی

   پاسخ انوش راوید:  نام های همزمان با مهاجرت مردمان جابجا شده اند،  احتمالاً در ابتدا چین در استان کرمان بوده، سپس در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به مناطق استان میسان عراق رفته،  و سپس در هزاره پنجم به مرکز ایران، و در هزاره ششم به کشور چین.  بعد از این هزاره دیگر هر گوشه جهان داری تمدن شده بود،  و امکان جابجایی نامها وجود نداشت.  تاریخ نگاران قدیمی،  بنا به نوشته های کهن،  یا یاد های گذشتگان،  اسامی را بدون تحلیل ذکر کرده اند.  بمنظور مستند کردن این گفته باید درک از کلیت این وبلاگ داشت.

   پرسش 1857:  درود. منظور من از گرازان و گرجستان, این نبود که گرجستان کجا بوده, بلکه این بود که انها. ارمنستان را خراب کرده اند. همچنین بنده شکی ندارم که توران در غرب است. رود ارنگ در اطراف سرزمین مردمان بی سر یعنی اسروشه به معنی بی شاه امده که به ساکنان دجله و فرات امده است.  در جایی از اوستا یکی از اقوام تورانی در اطراف رود رنگها زندگی میکردند که رنگها همان اروند= دجله است. در مورد مصر هم در کارنامه اردشیر پاپکان امده که پسر کرم دارای لشگری از تاجیکان و مصریان بوده است و اطراف ارنگستان بوده است.  مرحوم صادق هدایت در پاورقی ارنگستان را شهری در جنوب ذکر کرده.  لذا گفته ی بندهش مبنی بر توضیح رود ارنگ که از دشت سوریان به مصر میرود کاملا درست است. شما چه نظری دارید.? شاد باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به کل آنچه نوشتید در کتاب اشاره شده است،  شاد هستم از دیدن هم وطنان دقیقی  مثل شما پاینده باشید.

   نظر و پرسش 1858:  سلام. اینکه در تاریخ بروسوس, نام زرتشت به عنوان نخستین شاه ماده است را تاریخ شناسان رد کرده اند. نمونه اش دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد است که این موضوع را حلاجی کرده و اورده که نوشته های بروس بابلی توسط ۳ واسطه به دست ما رسیده و از این سه واسطه یکی از انها نام اوکسیارت (زرتشت) را قبل از شاهان اورده و سوء تفاهم انرا شرح داده است. همچنین نام اوکسیارت (زرتشت) یک نام عام است که حتی پدر رخشانک والی باکتریا دارای ان بوده. هر کس نامش زرتشت بوده دلیل نیست که منظور زرتشت پیغمبر باشد. البته من هم معتقد به زرتشت های مختلف هستم و پوریوتکیشان را همان مجوس اقدم در فصل ۱۸ آثار ابوریحان میدانم. همچنین بنده متن افسانه کهن یوشت فریان را که در تاپیک گذاشتم با اینکه متنی مزدایی است, نمیدانم چرا عده ای انرا به دوران ماد نسبت میدهند!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ببخشید اما من اصلا با مفسر و به اصطلاح شما تاریخدان امروزی هیچ کاری ندارم. اصل سند را نوشتم خود دانید. با  سه واسطه به دست ما رسیده؟ ببخشید مکتوبات الکساندر مقدونی با صد واسطه هم بیشتر به ما رسیده! به اینجا که می رسد تاریخدان فراموش می کند اشاره کند؟

   پرسش 1859:  درود. اشاراتی بر گرد بودن زمین داشتید که صابیان انرا میدانستند. من خواستم بگویم علاوه بر ان در مهر یشت کرده ۲۴ بند ۹۵, زمین گوی سان نامیده شده که ثابت کرده زمین مانند گوی, دایره ای بوده است.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما با سپاس سند شما برای بار دوم برای اطلاع خوانندگان  بر وبلاگ باز می شود.

   پاسخ انوش راوید:  دریانوردان تمدن کهن جی توانستند به پرو و مکزیک بروند،  و از آنجا بواسطه جریان گلف استریم به انگلستان بروند،  حتماً در دانش ایرانیان کهن،  گرد بودن زمین وجود داشته است،  در پست های مربوطه توضیح نوشته ام.

   پرسش 1860:  سلام خانم حامد و اقای راوید.. من میخواستم جواب سوالی که سالها برایم بی جواب بود را بگویم. شاید برای خیلی ازتاریخ دوستان میهمنان بوده... من همیشه باخودم میگفتم چرا در گذشته مثلا دوره هخامنشی را هیچ مورخ ایرانی شرح نداده با خودم میگفتم آنها کجا بودند... یا اشکانی را هم همین طور مثلا قلمرو یا تعداد شاهها شاهان خوزستان ....و... یا دوره ساسانی را مثلا اسلام و ایران وا عراب و ایران و جریانات تاریخ طبری همه برام سوال بود.. ولی الان معتقدم دانشمندان ما همان ارسطو یا ارسطو ازتالش است یا فیثاغورث ... و دیگر دانشمندان دیگر که در جا های مختلف خواندم همه در قلمرو ایران هستند. سالها دانشمندان ما برایم سوال بود که چرا اسمی از انها نیست... ولی الان جوابش را برای خودم پیدا کرده ام ... موفق و پیروز باشید...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام امید دارم دیگر هموطنان  نیز تا دیر نشده است به این موضوع پی ببرند تا بتوانیم از تمدنی که  دارند از ما می دزدند دفاع کنیم. خوشحالم که در دو سال گذشته توانستم تناقضات را بر این وبلاگ به بحث بگذارم تا بتوانید پاسخ برخی سوالاتی که سالها ذهن تان را به خود مشغول کرده بود بیابید. پاینده باشید.

   پرسش 1861: سلام اقای راوید در منطقه شهرستان زرند در استان کرمان منطقه ای کوهستانی وجود دارد به نام گرگاک که در این منطقه گور های قدیمی یافت شده اند که مردم ان منطقه به گورها میگویند: "گور کافرو" اگر میتوانید اطلاعاتی درباره انها به دست بیاورید.. من سعی کردم به انجا برم ولی وقت نکرده ام هنوز.... با تشکر.

   پاسخ انوش راوید:  در چند پرسش قبلی نمونه پاسخ را نوشتم،  وظیفه هر جوان باهوش متخصص است،  که درباره منطقه تاریخی و خاندانی خودش تحقیق کند و بگوید و بنویسد،  فورآً بدین منظور یک وبلاگ ایجاد نمایید،  و عکس ها و مطالب و گفته های پیران محلی را در آن بنویسید،  خیلی زود اطلاعات خوبی گرد آوری خواهید کرد.  تمام ایران پر از آثار تاریخی فراموش شده است،  و در انتظار جوانان باهوش می باشند،  تا آنها را به همه بشناسانند.

   پرسش 1862:  سلام.آقا دست مریزاد. واقعا جای سپاس. تشکر داره این حرکت شما. من یه سوال داشتم و اونم اینه که ما قبلا فامیلمون "پلویی نجف آبادی" بوده "نجف آباد اصفهان" و تا پدربزرگ پدرم رو میدونم که توی نجف آباد زندگی میکردند ولی طبق چیزهایی که من شنیدم میگن نجف آباد توسط شیخ بهایی حدود چهارصد ساله که بوجود اومده و مردمانش همه یا به اونجا تبعید شدن در زمان صفویه و یا مهاجرت کردند. حالا من به دنبال اصل و اصالت خودم هستم.  شما میتونید کمکی بکنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور نمی کنم قدمت نجف آباد اصفهان فقط چهارصد سال باشد! محبت بفرمایید قسمت اول نام خانوادگی تان" پلویی" را به لاتین بنویسید بتوانم دقیقا بخوانم. اگر ربطی با گروهی دیگر در آن  پیدا کردم برای شما بنویسم،  پاینده باشید.

   پاسخ انوش راوید:  دلایل جغرافیایی و زمین شناسی و آب و هوایی،  در طول تاریخ کمی شهرها را جابجا کرده است،  ولی اصالت آنها همیشه حفظ شده است،  شاید از نظر تاریخی،  نسبتی با پل های انگلیسی یا مارکو پلو وجود داشته باشد.

   پرسش 1863:  سلام اقای راوید عزیز سوالی دارم درمورد هندوانه شب یلدا ...این حقیقت دارد که هندوانه شب یلدا از ترفند های غربی هاست تا ما بخوریم و مریض بشویم.؟؟ و پیشینه ای در تاریخ ندارد؟/... با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مگر اروپا هندوانه داشته یا اصلا می دانستند هندوانه چیست؟ باور بفرمایید سال 1995 در آلمان نمی دانستند هندوانه چیست و تنها تکه های کوچکی از هندوانه به صورت بسته بندی در سوپر مارکت ها به عنوان میوه عجیب و گران قیمت فروخته می شد.  چه کسی تا به امروز از خوردن ویتامین ث در زمستان مریض شده؟  این پرت و پلا ها را چه کسانی شایعه می کنند؟ می خواهند بقیه هندوانه ها را صادر کنند که یورو بگیرند به جای ریال؟ هندوانه، زعفران، زیره، زرشک، .... پیشینه تاریخی در ایران ندارد !  پیشینه تاریخی در اروپا دارد که تا 10 سال پیش اصلا  نمی دانستند چنین چیز هایی در جهان وجود دارد؟

   پرسش 1864:  باسلام،  1. ایا هرکول (هراکلس ،به لاتین Hercules) می توان آرکیلیوس خواند؟ آر= ایر، کی + ایلیوس= شاه پسر خورشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . خیلی مشکل . لغت را اگر در خواندن دگر گون می کنید 1. باید مطابق با تغییر یکی از خوانش ها باشد   2.  باید منطق و سند لغت جدید را داشته باشید. شما الان هـ را  به جای " اَ فتحه"  تبدیل به  "آ ا با کلاه" کردید  از آن ایر نتیجه گرفتید  (ار . ارمنستان نتیجه می گیریم آن را از همان خاندان ایر تصور می کنیم تا اینجا را یکجوری می پذیریم)  سپس ک = کی = شاه گرفتید در این صورت ایل  "اوول" برای شما می ماند نه ایل اوس که شاه ان کی اوس  = کاوس است! آنوقت پسر را در ترجمه لغت از کجا آوردید؟  لغت شما می شود ار شاه اوول.

نتیجه آن شاه پسر خورشید نیست شاه ایل اوول است خوب حال چه نتیجه ای می خواهید بگیرید آیا سندی دارید که این دگر خوانی در آن به ما کمکی می کند؟ ارش خاندان اوول بخوانید مقایسه کنید با اش خاندان اوس می شوند دو نفر از دو خاندان یکی هرکول است یکی اشیل  باز هم یکی نمی شوند،  مگر آنکه هومر در موقع مکتوب کردن اشتباه کرده باشد (که تصور نمی کنم اوستا بی مورد اعمال آنها را در یک نام گنجانده دو نفرند)

"آشیل = آس ( تکخال ) + ایل + اوس " هرکول = اَرس  + اوول "

   پرسش 1865:  با سلام خدمت استاد گرامی. در مورد اصل و نسب خاندان مادی مطالب ضد و نقیضی وجود داره که خواستم از حضورتون بپرسم. در بسیاری از منابع نوشته‌اند که ماندانا (دختر ارشتی‌ویگه)، از ملکه آریه‌نیس (دختر آلیات، شاه لیدی) زاده شده؛ در حالی که به نظر می‌رسه زمان ازدواج ارشتی‌ویگه و آریه‌نیس، ماندانا بوده و حتی پدربزرگش هووخشتره را هم دیده.  براستی مادر ماندانا چه کسی بوده؟ با سپاس از شما

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام متاسفانه هرودوت شجره نامه درستی از مادها ارائه نداده است و تاریخ را مطابق با شجره نامه او، بدون استناد به دیگر مورخین یونانی و بدون کمک گرفتن از تاریخ خود ایران تنظیم کرده اند که حال دچار مشکل و تناقض  شدند.  به هر تقدیر این نوشته هرودوت :

They persuaded Alyattes to give his daughter Aryenis to Astyages, son of Cyaxares

 [Histories 1.74]

این هم پاسخ پرسش شما :

. Cyaxares was still alive in the summer of 585, when he signed a peace treaty with the Lydians, with whom he had been fighting for five years. A diplomatic marriage was arranged to celebrate the treaty: Aryenis, a sister of the Lydian king Croesus, was married to the Median crown prince Astyages.

Aryenis was not Astyages’ first wife. His daughter Mandane was married to the Persian king Cambyses before 576 BCE –when the future king Cyrus the Great was born- and Mandane must have been born before, say, 590. It seems inevitable to assume that Astyages had another wife.

  قسمت بالا برداشت از تفسیر   livius  است همانگونه که می بینید غیر ممکن است  مادانه دختر ارینیس باشد

امیتیس هم که نمی تواند دختر استیاک باشد این هم درهمی مفسر در این باب در همان سایت :‌

The Babylonian historian Berossus (third century BCE) tells us that after the fall of Aššur in 614, an alliance between the Medes and the Babylonians was cemented by another royal wedding: the Babylonian crown prince Nebuchadnezzar married Amytis, the daughter of Astyages. This is impossible, because it would suggest that Astyages was almost hundred years old when he was dethroned.

   به تاریخ ایران و شجره نامه های اثارالباقیه  که رجوع نکردند برایمان تاریخ نوشتند حداقل رجوع می کردند به همان مورخ یونانی کنار دستی می دیدند یک شاه این وسط اضافه باید باشد که روی شجره نامه کتزیاس یونانی هم هست  بعد قلم بر می داشتند تاریخ نگاری می کردند که حالا به این همه تناقض بر نخورند!

استی براس = 40 سال (کیاکسار هرودوت  )

اسپنداس =25 سال  ( هرودوت از قلم انداخته )

اس تی گاس = 35 سال (استیاک هرودوت )

 

   عکس منار جام،  در مناطق کوهستانی ولایت غور کشور افغانستان.  این منار که به منار غور هم معروف است،  در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده،  ۶۵ متر ارتفاع دارد،  و در ۲۰۰۲ مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در فهرست میراث فرهنگی جهان شد.  این بنا بعد از قطب منار در دهلی نو، هندوستان بلندترین مناره خشتی جهان است،  عکس شماره 5361.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: بانوی پرتی, آشور بانپال, اربیل ارمنستان, نجف آباد, پرنیان حامد
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 85

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس رقص های آئینی،  یکی بر بوم سنگ از تیمره حدود 12 تا 14 هزار سال پیش،  و دیگری بر تکه سفال مکشوفه در اطراف چشمه علی شهر ری،  متعلق به سده 45 خورشیدی ایرانی،  که در موزه لور فرانسه نگهداری می شود.   یک مراسم در دو تمدن با فاصله زمانی حدود 10 هزار سال،  عکس شماره 5953،  از محمد ناصری فرد،  اینترنت.

   ــ  تیمره = تی = T + مره = مرو، مروه.

   نظر 1837:  سلام آقای راوید از وبلاگ خیلی عالیتون ممنونم

   پاسخ انوش راوید:  درود، و سپاس، عزیزم اگر به تاریخ و تاریخ اجتماعی علاقمند هستید،  لطف نمایید بعد از مطالعه وبلاگ، درباره موضوعات و مسائل مطرح شده پرسش هایی مطرح نمایید.  ما سعی می کنیم علاقه جوانان عزیز را،  به تاریخ و تاریخ اجتماعی واقعی ایران علاقمند نماییم،  پرسش و نظرات شما،   نسبت به آن گروه سنی و تحصیلی،  برای کار ما کمک بزرگی است.

   پرسش 1838:  درود به شما.  می خواستم راجب تاریخ الموت و قلعه حسن صباح اطلاعاتی داشته باشم.  آیا در وبلاگ شما در این مورد چیزی نوشته شده است.

   پاسخ انوش راوید:  پاسخ  در:   کلیک کنید:  تاریخ اسماعیلیان

   پرسش 1839:  سلام استاد راوید و استاد حامد،  درمورد یزدگرد سوم بنویسید درمورد مرگش و جریان رفتن به مرو. تحقیقات شما چی میگن؟  ایا درست است که یزد گرد در مرو به دست اسیابان کشته شد.؟! تحقیقات جدیدتان چه میگویند، هر اطلاعاتی که به دست اوردید لطفا در پاسخ به پرسش ها بذارید، تشکر از شما دو عزیز.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  آنگونه که از شاهنامه فردوسی برداشت می شود خاندان های ایران خیلی دلخوشی از شاهان ساسانی نداشتند  به خصوص پس از جریان بهرام چوبین. گویا ماهوی سوری نیز که دل خوشی از شاهان ساسانی نداشته  دستور کشتن آخرین شاه ساسانی را داده و خود به تخت نشسته لشکر عرب در این زمان در تیسفون بوده است سپس بیژن نامی لشکر کشیده به جنگ ماهوی و او را کشته است و سپس اعراب وارد شدند و بیژن برای آنکه با ماهوی متحد نشده بود و باعث ورود اعراب شده بود دیوانه و پس از مدتی خودکشی کرده است.

   شهر مروی که روی تاریخ نوشته شده نمی تواند در شرق ایران باشد مرو محل ماهوی سوری نژادی است که سورستان در دیگر اسناد حدود سرپل ذهاب ایران است و این منطقی است که پس از جنگ این دو سردارایرانی  اعراب توانستند از تیسفون وارد ایران شوند.  تاریخ طبری هم دو بار از فتح خراسان با فاصله 30 سال سخن گفته است،  که منظور شرق و شرق تر است،  نه خراسان امروزی.  اما این گفته ها نیاز به سند و تحقیق بیشتری دارد،  که امید دارم در این باب بررسی های بیشتری بشود.

   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه بانوی گرامی پرنیان حامد،  جز ما و جوانان عزیز متخصص مطالعه و پیگیری کننده این وبلاگ،  گمان نکنم شخص دیگری پیدا شود،  که درباره واقعیت های تاریخ تحقیق و تحلیل کند،  بنا به تحکم سیستم آموزشی وامانده،  دانشگاه ها و دانشگاهیان مربوطه در ایران،  فقط می توانند گفته ها و نوشته های خارجی را،  که در ادامه مهندسی تاریخ و تاریخ اجتماعی برای پیشبرد اهداف استعمار و امپریالیسم است،  بگویند و بنویسند.  می دانیم تاریخ نیاز به تحقیق دارد،  ولی تحلیل هم می خواهد،  وقتی می گویند اعراب یا به درست آن تازیها،  که برابر تاجیها است،  در دم دروازه های تیسفون هستند،  شاه نمی تواند چند هزار نفر و بار بنه را بردارد،  و چند هزار کیلومتر به شرق برود،  تا در مرو کمک جمع کند یا بیاورد،  ولی آن دانشگاهی هایی که این حداقل تحلیل را ندارند،  پس مانده های همان وامانده هستند،  و امیدی به آنها نیست.

      بزودی مقاله ای با عنوان "مرگ یزدگرد ساسانی" می نویسم،  و در آن بوضوح مشخص می کنم،  مرو در غرب و حدود شهر مریوان است،  (مرو، ماری، مروی، مری).  فقط می مانم با فارسی زبان های مرو و سرخس کشور ترکمنستان چه کنم،  که خود را از بازماندگان چند هزار نفری همراهان یزدگرد می دانند و به این دلخشوند. 

   نظر 1840:  با عرض سلام و خسته نباشید و درود بر آقای راوید و بانوی ارجمند پرنیان حامد، در استان آذربایجان غربی نزدیک شهر سردشت آبشاری به نام شلماشی و کوهی به نام هومل (هومر) وجود دارد که تاییدی بر تحقیقات شما است، و در ژاپن شهرهایی با نام ساکا و ساگاتا (سکا)وجود دارد و ضمنا" یقه پیراهن مجسمه مرد پارتی (موجود در موزه ایران باستان) همچون یقه لباس مردم چین - کره - ... میباشد (یقه وی شکل انگلیسی)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از اطلاعات با ارزش شما که در اختیار ما گذاشتید  پاینده باشید.

   تقاضا 1841:  سلام خسته نباشید دانشجوی ارشد مدیریت فرهنگی هستم و برای پایان نامه نیاز به تاریخ قوانین فرهنگ کار و کارگر در ایران و اروپا دارم لطفا اگر ممکن است چند کتاب در این مورد معرفی نمایید تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شاید  لوحهای پرداخت های کارگران در تخت جمشید به شما کمک کند چرا که در این لوحها حقوق کارگران،  روز های کاری، سرکارگران و کارگران، حقوق کارگران زن و.... مشخص شده است.

   پرسش 1842:  سلام و خسته نباشید بخاطر اینهمه تلاش برای شناساندن تاریخ ایران زمین، مایل هستم در مورد شما و اینکه تحصیلاتتان در چه رابطه ای است بدانم و تخصص در چه زمینه ای دارید.  باتشکر سربلند باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به پست http://www.cae.blogfa.com/post/11  مراجعه بفرمایید پاینده باشید

   پاسخ انوش راوید:  جهت اطلاع از کار و تخصص من،  به لوگوی ستون کناری وبلاگ "پارچه های ضد امواج الکترومغناطیس"  رجوع نمایید،  و صفحات را پیگیری نمایید.

   نظر 1843:  باسلام،  یک روز داشتم با شخصی اهل دره شهر ایلام و ساکن تهران بود درباره مسائل تاریخی و فرهنگی گفتگو می کردیم چند مطلب جالب گفت که من اینجا برایتان مینویسم:

 1. می گفت که در فرانسه عدد دو را مانند اهالی شهرشان (دوو) تلفظ می کنند.

 2. در تورات یا انجیل خوانده بود که عیسی را به صورت ایسو نوشته است که ایسو در زبان محلی آنجا (لری) به معنی شخصی پر مو یا مو بلند می باشد.

 3. در لرستان شهری است به نام رومشکان که می گویند رومیان در آنجا شکست خوردند (به نظر من رومشکان یعنی روم اشکانیان) که مانند رومیان دارای موهای بور و چشمان آبی هستند.

 4. در آن شهر یک بنای قدیمیست که باستان شناسان انرا به ساسانیان نسبت میدهند ولی به گفته خودش خیلی قدیمی تر است و در آنجا لوله کشی آب پیدا کردند و در ادامه می گفت که در کودکی در انجا بازی میکردند و بشقاب هایی سالم در آنجا بود. با آنها بازی می کردند و آنها را می شکستند که بعدها دولت آنها را جمع آوری و از آنها مراقبت کردند و می گفت که ای کاش آنها نمی شکستیم..!!

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و همه بزرگوارانی که چنین اطلاعاتی را در اختیار ما و خوانندگان این وبلاگ می گذارید مطمئن باشید تک تک گفته های شما و دیگر دوستان  اسنادی است،  که در بن بست ها به یاری ما خواهند آمد،  اما واقعاً ای کاش بشقاب ها را نشکسته بودند.

   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است.  در همین نزدیک ما در چلاسر و جل و جاده دوهزار،  تا همین چند سال پیش شکستن بشقاب و کاسه گبری تفریح بچه ها بود،  و امروزه آنها که جوانانی شده اند،  بشدت افسوس می خورند!

   ادامه پاسخ انوش:  یکی از فاتحین اصلی فرانسه شوالیه های گوت بودند،  در واقع شوالیه های گوت بختیاری بودند،  آنها در گوت زندگی می کردند،  گوتها با رومیان بمنظور اشغال کامل فرانسه در نبرد بودند،  و از آنها گنجی در شهر .*. جنوب کشور فرانسه باقی مانده،  و گویند کشیش کلیسای شهر بخشی از آن گنج را در زیر زمین های کلیسا یافته بود،  در هر صورت هنوز جویندگان گنج چشمی به آن دارند،   تا یکی دو ماه دیگر فیلم مستند آنرا گیر می آورم،  و توضیح بیشتر می نویسم. * بدلیل اینکه می خواهم مقاله را بنویسم،  نام شهر را در آن ذکر می کنم.

   ادامه پاسخ پرنیان:  این هر دو شاهد عینی سند بی لیاقتی سازمانی به نام میراث فرهنگی در ایران است،  که نمی دانم چرا اصلا در آن را تخته نمی کنند،  خودشان را خلاص کنند،  از طرفی در کتاب های درسی بچه ها می نویسند "میراث فرهنگی شناسنامه یک ملت است" از این طرف شناسنامه ملت ایران  را دادند دست همان بچه ها بشقاب بازی کنند! تفو بر تو چرخ گردون تفو.

   انوش راوید:  البته این سازمان نسبت سازمان های مشابه کشور های همسایه افغانستان و عراق و پاکستان،  بهتر است،  کشور هایی که تاریخ مشترک با ایران دارند.  در کل بنظر من وظیفه جوانان باهوش هر شهر و دیار است،  که باید با هر تدبیری می دانند،  از آثار تاریخی خودشان حفاظت کنند،  و آنها را معرفی نمایند،  در پاسخ های دیگر توضیح بیشتر نوشته ام.  

   پرسش 1844:  باسلام، درمورد داریوش گفتید که او پر سر و مزدایی بود پس چرا یک معبد مهری به نام تخت جمشید را می سازد، آیا این نشان نمیدهد که او میترایی بوده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکانی که داریوش برای ساختن ساختمان  قبر خود انتخاب کرده بود مکانی بود که از دیر باز مکانی مقدس بوده است (کوه رحمت) و در آن معبدی نیز بوده است (بسیار کوچک) داریوش و پسرانش این معبد را وسعت داده و عظمتی را که شاهد آن هستیم در این منطقه بر پا کردند.  داریوش اول نیز پادشاهی است که خیلی  با احتیاط مزدایی را به رسمیت شناخته است.  شما عکس قبر او را ببینید، چلیپای میترایی که بالای آن فروهر مزدایی است (این سخنان بارها بر این وبلاگ بررسی و تجزیه تحلیل شده است).

   پاسخ انوش راوید:  رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  در ساختار های تاریخی اجتماع را در نظر داشته باشید،  در ضمن داریوش یک پرسر بود در:

کلیک کنید:  تاریخ الهه های ایران

   نظر 1845:  هرودوت در توضیح ساخت کانال سوئز , هم خلیج عربستان و هم دریای اریتره را برای دریای سرخ ذکر کرده. پس اریتره فقط اقیانوس هند و خلیج پارس نیست.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کجا چنین چیزی آمده؟  فقط نوشته دریای سرخ و خلیج عرب، عربها هم دنبال خلیج شان می گردند،  این سند خلیج شان تشریف ببرند اسم خلیج عدن  را بگذارند خلیج عرب!

Chapter 158

[1] Psammetichus had a son, Necos, who became king of Egypt. It was he who began building the canal into the Red Sea, which was finished by Darius the Persian. This is four days' voyage in length, and it was dug wide enough for two triremes to move in it rowed abreast.
[2] It is fed by the Nile, and is carried from a little above Bubastis by the Arabian town of Patumus; it issues into the Red Sea. Digging began in the part of the Egyptian plain nearest to Arabia; the mountains that extend to Memphis (the mountains where the stone quarries are) come close to this plain;
[3] the canal is led along the foothills of these mountains in a long reach from west to east; passing then into a ravine, it bears southward out of the hill country towards the Arabian Gulf.
[4] Now the shortest and most direct passage from the northern to the southern or Red Sea is from the Casian promontory, the boundary between Egypt and Syria, to the Arabian Gulf, and this is a distance of one hundred and twenty five miles, neither more nor less;
[5] this is the most direct route, but the canal is far longer, inasmuch as it is more crooked. In Necos' reign, a hundred and twenty thousand Egyptians died digging it.
.. Necos stopped work, stayed by a prophetic utterance that he was toiling beforehand for the barbarian. The Egyptians call all men of other languages barbarians.

Chapter 159

[1] Necos, then, stopped work on the canal and engaged in preparations for war; some of his ships of war were built on the northern sea, and some in the Arabian Gulf, by the Red Sea coast: the winches for landing these can still be seen..

این هم اسناد دیگرهرودوت  در تایید سخن بالا  نوشته خلیج عرب دریای سرخ :

Chapter 11

[1]Now in Arabia, not far from Egypt, there is a gulf extending inland from the sea called Red , whose length and width are such as I shall show:
[2] in length, from its inner end out to the wide sea, it is a forty days' voyage for a ship rowed by oars; and in breadth, it is half a day's voyage at the widest. Every day the tides ebb and flow in it.
[3] I believe that where Egypt is now, there was once another such gulf; this extended from the northern sea towards Aethiopia, and the other, the Arabian gulf of which I shall speak, extended from the south towards Syria; the ends of these gulfs penetrated into the country near each other, and but a little space of land separated them.
[4] Now, if the Nile inclined to direct its current into this Arabian gulf, why should the latter not be silted up by it inside of twenty thousand years?

Chapter 102

2] This king, the priests said, set out with a fleet of long ships from the Arabian Gulf and subjugated all those living by the Red Sea, until he came to a sea which was too shallow for his vessels.

   پاسخ انوش راوید:  البته در نوشته های کهن از ارب و اربته و اربیا نوشته اند،  که منظور تمدن کهن جی است،  ار + پسوند رب،  می شود ا وابسته به ب،  که این ار همان ایر و ایران است،  توضیح در اینجا.  این تاریخ خیلی ساده است،  اما عده ای نمی خواهند بپذیرند،  و در ادامه ترفند های استعمار و امپریالیسم داستان های خودشان را از تاریخ می گویند،  که خواه ناخواه علم بر جهل پیروز می شود.  هیچ نسخه و نوشته بیش از 1100 سال پیدا نمی شود،  که ارب را عرب نوشته باشد،  می دانید رو کنید.

   مهم:  ملت های عرب و پارس و ترک و کرد و لر و... در طول تاریخ با یکدیگر دشمنی نداشته اند،  گاه برخورد تمدنها در ساختار های تاریخی اجتماع،  بین آنها جنگ و نبرد ایجاد می کرد.  امروزه همه چون ما،  در دام ترفند های استعمار و امپریالیسم هستند،  فقط باید به آنها تفهیم کرد،  که همه ما از یک ریشه تمدنی بنام ار هستیم.

   پرسش 1846:  با سلام من از روستای راک شهرستان دهدشت استان کهکلویه و بویراحمد هستم، باتوجه به قدمت این منطقه و حتی طرز پوشش و کلاهایی که هنوز بر سر میذارن و آثار تاریخی که از زیر خاک درمیارن و به غارت میبرن و همچنین ساختمان هایی که هنوز آثارشون هست ولی کسی تحقیقی نکرده و هیچی در موردش نمیگن، میخوام بپرسم ببینم چیزی هست یا اصلا میتونید اطلاعاتی به من بدید. باتشکر از شما

   پاسخ انوش راوید:  در همین نزدیکی خانه ما تپه های است بنام سیاهگلچال،  که آثار تاریخی زیادی منجمله گبر های فراوان دارد،  جویندگان گنج آنها را باز کرده،  شکسته و بغارت برده اند.  من حدود 20 سال پیش جهت آن به سازمان های مربوطه رفتم،  هیچ نتیجه ای نداد،  امروزه با وجود اینترنت،  از آنها در اینجا نوشته ام.  ما نبابد فقط منتظر باشیم،  که دیگران و از جا های دیگر برای ما تحقیق کنند و بگویند و بنویسند،  این عادت که از سیستم آموزشی وامانده بما رسیده،  باید فراموش شود.  خود شما یک وبلاگ باز کنید،  و عکس ها و مطالب را در آن قرار دهید،  و در فیسبوک و دیگر جاها وبلاگ تان را معرفی کنید،  و در آن تقاضای های خود را مطرح نمایید،  مانند شناسایی ها تاریخی و غیره،  سریع اینکار را بکنید.

   پرسش 1847:  سلام. ببخشید حضور حضرت علی (ع) و امام حسن و حسین (ع) در جنگ قادسیه چقدر اعتبار تاریخی دارد با وجود اینکه خیلی ها حضور این بزرگواران را رد کرده اند؟

   پاسخ انوش راوید:  از نظر من اصل قادسیه زیر پرسش است، از آنجا که بعضی از موضوعات تاریخی دین است، زیاد نمی شود آنها را شکافت،  باید به مراجعه دینی مراجعه نمایید.  صدام حسین نیز اغفال دروغ قادسیه شد،  و خود و کشورش را نابود کرد.

   پرسش 1848:  با سلام، آیا زبان در علم هایی چون فیزیک، شیمی، ریاضی و... از زبان کهن جی گرفته شده به عنوان مثال (کی) K= انرژی جنبشی (نیرویی که در حال حرکت است) و یا (جی) G= انرژی گرانشی زمین (نیرویی که رو پایین است یا به طرف پایین می رود)

پاسخ انوش راوید:  گویند نظریه جنبشی برگرفته از ابتدای نام دانشمند نظریه پردازش بنام:  جي ويلارد گيبس J.willard Gibbs  می باشد،  و همینگونه بقیه نظریه ها و فرمولها را می گویند.  اما در واقع اینگونه نیست،  همانطور که قبلاً گفتم،  زبان علم،  پایه در زبان تمدن کهن جی دارد.  شهر های این تمدن با حروف الفبا بودند،  که امروز بیشتر آن بویژه در الفبای انگلیسی است،  زیرا زبانی که توسط مردم جی به انگلستان برده شده،  خالص تر مانده است،  این شهرها با اضافه شدن پسوند و پیشوند امروزه هم وجود دارند،  مانند:  جی در جیرفت، یو در دهیو، تی در دهتی (دهتل) دی در دیگون و دیده، سی در سیریگ و... اما بسیاری از آنها در منطقه جنوب و جنوب شرقی ایران،  از بین رفته یا بطور کلی تغییر نام داده اند،  و در جا های دیگر از هزاره های دیگر سر از خاطره های تاریخ تمدن بر آورند،  مانند:  کی+ اف = کیف پایتخت اوکراین، تی تیران و... این شهرها بترتیب خاصی از مکان و علم و... در پهنه جغرافیا چیده شده بودند.  این تحقیقات نیازمند کار زیادی است،  بدلایلی، فعلاً نمی توانم مطالبی از این موضوع در اینترنت بنویسم،  و فقط همین اندازه می گویم،  که جوانان باهوش علاقمند،  به تحقیقات مستقل در این باره بپردازند.

   نظر و پرسش 1849:  باسلام به آقای راوید امیدوارم همیشه موفق باشید، اول از همه می خواستم چند تا انتقاد کنم از وبلاگتون که هنوز بعضی از قسمت های وبلاگ مشکل دارد و بعضی عکس ها هم چنان فیلتره؟!!.. بعد من نظرات زیادی گذاشتم و ایمیل کردم ولی در وب نگذاشتین. شاید هم اشکال در ارسال بوده باشه ولی من دوباره آنها رو می فرستم.  با این حال خیلی وبلاگ جالب و آمورنده دارین. بخش موزه مجازی وبلاگ خیلی جالب بود باز هم از آثار قدیمی بگذارید و همچنین درباره شاهنامه بیشتر بگذارید.

   پاسخ انوش راوید:  بمرور هفته ای چند پست را باز سازی می کنم،  تا دوباره فیلتر کنند،  در ابتدای هر پرسش و پاسخ نوشته ام،  اگر پرسش شما در متن وبلاگ نبود دوباره ارسال نمایید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما همه  نظرات با ارزش شما که به دست ما رسیده است بر وبلاگ گفتمان باز شده است،  همین الان نظری از شما جلوی من است،  که قبلا بر وبلاگ برای اطلاع خوانندگان  باز شده است،  این نظر شما:

   ــ  سلام، در باب واژه سلوکی که در ایمیلی بود من کمی اطلاعات دارم ، در روم باستان به خدای خورشید، سل (SOL) می گویند مانند HELIOS در یونان باستان. سلوکی= پادشاهان خورشید گرد

   قبلا همراه با پرسشی بود که همراه با پاسخ آن پرسش بر وبلاگ گفتمان باز است اما باز هم اگر تصور دارید نظراتی از شما بر وبلاگ باز نیست،  (که با این وضع اینترنت جای تعجب نیست که نظرات به ما نرسد) ارسال بفرمایید،  پاینده باشید.

   پرسش 1850:  درود. رود مهران آورده شده از هند برآید و به دریای چین میریزد. ایم رود کجاست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما احتمالا کرخه یا یک رودی که در این حوالی بوده و امروز نیست (به شما پیشنهاد کردم وقت خود را به جای بررسی رود ها به بررسی کوهها بگذارید رود خشک می شود).

   ادامه پرسش:  همچنین در احسن التقسیم آمده رود های اهواز : چند نهرند که از کوه ها سرازیر می شوند و در حصن مهدی فراهم آیند و در (شرق) آبادان به دریای چین (خلیج فارس) ریزند (و دجله در غرب آن ریزد. آبادان جزیره ای در میان آنهاست) احسن التقسیم حلد اول ص 33،  صراحتا خلیج فارس را دریای چین نامیده اند. پس چین همان خوزستان است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  دو سال است می نویسم چین خوزستان است،  همه اسناد هم تایید می کند

   عکس بانویی روستایی از چین دو هزار سال پیش،  و خوزستان امروزی،  مشغول تهیه نان با ساج،  همسر او نیز که فقط دستش در عکس پیداست،  به او کمک می کند،  عکس شماره 5954 از اینترنت.

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: سنگهای تیمره, شهر مرو, چین خوزستان, دریای عرب, دریای سرخ
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 84

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس اسکلت های سه هزار ساله مشهور به «دو عاشق» از تپه حسنلو،  عکس شماره 6299.

      این اسکلت ها، که دو نفر در آغوش یکدیگر را نشان می دهند،  در سایت باستانی حسنلو در آذربایجان غربی یافته شده اند.  تخمین زده می شود این افراد در قرن 52 یا 53 خورشیدی ایرانی زندگی می کردند.  به جز تخته سنگی که در بالای سر شخص سمت چپ قرار دارد،  هیچ شیء دیگری به همراه این دو اسکلت یافته نشده است.  مرجع:

http://www.penn.museum/blog/fun/fun-friday-image-of-the-week/fun-friday-image-of-the-week-the-lovers

   پرسش 1830:  سلام. انچه در مورد دیودور گفته اند این است که او روایت های قبل از میلاد تاریخ روم را خلاصه نویسی کرده و اگر از ایتالیا نبودن روم سخن گفته لطفا آدرس و ترجمه ی آن بند را محبت کنید. با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام متاسفانه یک بند مشخص نیست که من به شما آدرس بدهم نتیجه خواندن کل تاریخ اوست آدرس های روم و نینوای  باستان او با رم و نینوای امروزی مطابقت ندارد . تاریخ را مطالعه بفرمایید سپس در باب برداشت های شخصی شما ، تفسیر های مفسرین و برداشت های اینجانب با هم سخن خواهیم گفت و اسناد دیگر را به ان ضمیمه خواهیم کرد .

   ــ  پایان‌نامۀ «سورنا فیروزی» دانشجوی کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران را هم مطالعه بفرمایید،  (بر تالار هم میهن توضیخاتی از آن با عنوان "یافته‌هایی نو پیرامون سنگ‌نگارۀ سرپل ذهاب" آمده است،) بزرگترین امیدم به این باستان شناس آینده کشورم است، ایشان اگر بتواند تنها  و تنها یک  نشان دیگر ارائه دهند،  آنوقت از روی مکتوبات همان  ایونی ها و مکتوبات ایرانی  به شما،  و با ذکر متر و حتی سانتی متر دقیقا می گویم روم باستان کجا بود،  نینوای باستان کجا.  الکساندر سوریه ای از کجا به کجا رفت.  اسکندر اشکانی از کجا تا کجا.  و گریک های نیمه لخت جزایر اژه در این زمان از ترس جانشان سر کدام درخت و از برگ کدام درخت تغذیه می کردند،  و حتی خود دیودور کجای جهان امروز نشسته بود،  تاریخ می نوشت، (هرودوت و کتزیاس و هومر که وسط ترکیه و عراق امروزی نشسته بودند،  گریک چه ادعایی دارد نمی دانم ؟)

   ادامه پرسش:  همچنین ترجمه ان بند سند نبونید که می گویید لیدی در دریاچه وان بوده را می نویسید؟ مرسی

پاسخ پرنیان حامد:

crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].از دجله گذشت بالای اربیل در کوهای اژارو به سوی کشور اورارتو تاخت

16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k

      این جمله هایی است که در لوح نبونید پس از توضیح  شکست پادشاه ماد و قبل از فتح بابل نوشته شده که مورخین نوشتند کوروش در این زمان مشغول فتح لیدیه بوده لغت kur/Ú-\[raš-tu il-li]k در این لوح رسما نام کشور ارمنستان است Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina) این نام    Ú-\[raš-tu

   پرسش 1831:  سلام به انوش راوید و بانو پرنیان حامد. من جریان گائوزو را فهمیدم خب....ولی جریان لیوبانگ که امپراطور کشور چین بوده است را هنوز مبهم است برا ی من در سریال جومونگ هم از لیوبانگ به عنوان امپراطور کشور چین نام میبرند. لیوبانگ که بوده است اگر اطلاعاتی دارید برایم بنویسید در پرسش ها و پاسخ ها. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این توضیحی که در باره این شاه آمده که تفسیر مفسرین است :

   گائوزو یا لیوبانگ، اولین امپراتور سلسلهٔ هان بود. سلسله‌ ای که او تاسیس کرد، هان نام گرفت. در دوران او چین همچنان یکپارچه ماند. گائوزو در سال ۱۸۸ پیش از میلاد، یعنی تنها پس از هفت سال سلطنت، درگذشت.

   به من بگویید اینها بر اساس کدام مکتوبات نوشته می شوند؟ وقتی اسناد مانی که در خوزستان به دنیا آمده است از غار تورفان چین پیدا می شود، احتمال این را نمی دهید که اینها مکتوبات شاهان خوزستان بوده،  که از طریق همان افرادی که اسناد مانی را بردند،  به این مکان انتقال پیدا کرده است؟

   سریال که سند نیست.  سریال بی سندترین چیز ممکنه در این جهان است. همان آدرس نوشته های سغدی که  ارسال شده را نگاه کنید.  با اختلاف 300-400 ساله زمانی  تازه نوشته دسته ای که به داخل رفتند چهار سال اول از آنها خبر داشتم دیگر خبری ندارم هنوز هم بر نگشتند.  یک کمی فکر کنید یعنی چی؟ یعنی آنقدر صعب العبور است که در زمان ساسانی از همان سغدی که می گویید رفتند طرف پکن چهار سال اول توانستند قاصد بفرستند دیگر قاصد هم  نمی تواند بیاید! آنوقت به همین سادگی می گویید خاقان چین روزی دو سه تا پیغام برای مهرداد می فرستاد،  که من بیایم سلوکیان را بیرون بریزم؟

    گائوزو را برداشتیم نصف کردیم شد شاه اوزیه = خوزیه،  حالا سلسله هان را هم به زبان پهلوی که در آن برای (ه ،خ ، اَ) یک نماد می نوشتند بخوانید ببینم نمی شود سلسله خان ها؟ این دیگر نه نیاز به سند دارد نه نیاز به تفسیر علمی و نه ....  یک سفر تشریف ببرید خوزستان از مردم  عادی کوچه و بازار بپرسید "خان" یعنی چی؟

   پاسخ انوش راوید:  تاریخ نویسان قرن 19 و 20 ،  همانگونه که اسکندر ایرانی را با الکساندر یونانی درهم کرده اند،  چین استان ایران را نیز با تاریخ کشور چین درهم کرده اند،  از بی سوادی یا سوء استفاده های سیاسی و ملکی و تاریخی بوده است.  وظیفه جوانان باهوش متخصص ایران است،  ابتدا ترفند های دشمنان تاریخ ایران را بشناسند،  و سپس دروغ های تاریخ را افشا کنند،  و بدنبال واقعیت های تاریخی بگردند.

   پرسش 1832:  درود. ایا در دین زرتشتی ازدواج استقراضی وجود داشته است؟ در این تاپیک در صفحات اخر شخصی در این مورد بحث می کند و انرا نفی می کند. خواستم شما نیز آنرا بخوانید و نظرتان را بدهید . ادرس:

http://forum.hammihan.com/thread97982-12.html

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . من یکبار نظرم را در صفحه دیگری از هم میهن " ازدواج با  محارم"  به صورت کلی نوشتم.  پسند اجتماعی در زمانهای مختلف متفاوت بوده و طرح چنین مباحثی تنها سوء استفاده از پسند امروزی اجتماع برای تحریک شماست .

      یک روزی در دنیا ازدواج با محارم کار بسیار پسندیده ای بوده،  که به علت اختلالات ژنتیکی و دستورات صادر شده از سوی مذاهب امروز این کار مردود کامل است و در اجتماع منفور است.  امروز به من و شما بگویند ازدواج با محارم به علت پسند اجتماعی که اکتساب هر دوی ماست حال هر دوی ما بد می شود.  اما قدیم چنین نبوده و حال کسی از این کار به هم نمی خورده،  و دستور مذهبی هم در این باب نبوده است.

      عینا مسئله ازدواج استقراضی است،  که باز در این جستار مطرح کرده اند . همین الان در ایران زنانی که ازدواج می کنند مهریه می گیرند مادرانشان هم شیربها می گیرند بسیار هم کار خوبی محسوب می شود چون اجتماع و سیستم امروزی در این منطقه ایجاب می کند.  من الان به شما بگوییم زنان ایرانی دارند خود فروشی می کنند می توانید دفاع کنید؟  آیا جز اینکه بگویید اجازه شرعی  دارند و پسند اجتماعی است،  توضیح منطقی انسانی دیگری در این باب دارید؟  یک زن رسما خود را در قبال مقداری پول که به آن مهریه می گویند می فروشد و مادر او هم برای این کار مقداری پول می گیرد باور ندارید تشریف بیاورید در دفاتر اسناد رسمی ازدواج  کشور تان  به شما نشان بدهم.

    حال در آن زمان پسند اجتماعی چه بوده،  مشکل چه بوده که این قانون را گذاشتند آیا برداشت ما از این قانون بعد  هزار و چهارصد سال درست است یا خیر،  آیا مکتوبات یعد هزار و چهاصد سال درست به دست ما رسیده یا خیر  و..... در همین بحثی که آدرس دادید همین الان دو برداشت مختلف از متون می شود.  لذا  با توجه به هزاران سوال دیگر که در میان است تنها می توانم به شما خاطرنشان کنم مطرح کردن چنین بحث هایی برای تحریک بی مورد شما و سوء استفاده از پسند امروزی جامعه است.

   پاسخ انوش راوید:  جوانان باهوش متخصص تاریخ ایران ...،  بیایید تاریخ را بطور کلی از تمدن کهن جی بخوانید و دوباره در ذهنتان پرورش دهید،  و سپس بخش و گرایش مورد نظرتان را بصورت حرفه ای ادامه دهید،  بدین ترتیب براحتی می توانید دروغ های تاریخ را نادیده بگیرید و دور بریزید.

      در قاره آمریکا،  اینکاها و آزتکها،  و بومیان جزایر اقیانوس آرام،  ازدواج با محارم داشتند،  تا اینکه از چند سده گذشته با ورود مسیحیت،  کم کم این نوع ازدواج کنار گذاشته شد،  و از آنجا که از نظر تحقیقات من،  این مردمان مهاجران تمدن کهن جی بودند،  براحتی می توان نتیجه گرفت،  این نوع ازدواج در تمدن کهن جی جریان داشته است.  همانگونه که آثار مختلف این تمدن کهن،  در تمام مظاهر تمدن های بعد از آن وارد شده،  مانند بز و میش و نشانه های فروهر و غیره،  که بسیار است،  این نوع ازدواج هم می توانسته در ادامه به تمدن های بعدی برود.

      علت این نوع ازدواج،  یکی دور و پرت بودن محل های زندگی خانواده،  و دیگری عدم آگاهی از ایجاد نقص ژنتیکی بود،  که در هزاره های چهارم و پنجم خورشیدی ایرانی به آن پی بردند،  و به مرور منع آن صادر شد.  در مطلب شهر کوتوله های شهداد نوشتم،  که ممکن است این کوتوله ها از ازدواج فامیلی،  و ادامه پیدا کردن یک ژن ناقص در خانواده بوجود آمده باشد.  یک نمونه دیگر هم در حال حاضر دیدم،  کم شنوا بودن پیران روستای کهن میمند،  که در جای خودش توضیح نوشته ام.  در اروپای قرون وسطی نیز شهرک هایی در حاشیه شهر ها برای کوتوله ها وجود داشت،  و تعداد آنها خیلی زیاد بود،  در چند قرن گذشته که دین مسیحیت به تمام معنای آن رعایت می شود،  دیگر کوتوله ای بدنیا نیامد.

"در قرن 21 قرن علم و دانش،  نگذارید علم تاریخ مورد سوء استفاده سیاسی قرار گیرد و تحریف شود"

   عکس کوتوله ها و سنگ نگاره ای از کوتوله ها در کشور ارمنستان،  حدود 2500 سال پیش،  عکس شماره 4165.

   پرسش 1833:  سلام . در مورد گرد بودن زمین , در اوستا مهر یشت زمین را گوی پیکر نوشته که میشود کروی مانند. در مورد غسل زرتشتیان با ادرار گاو (گمیز), این کار برای بهداشت است و ادرار گاو خاصیت ضد عفونی کنندگی دارد.  بعد از ان نیز خود را با اب میشستند. اینکه در ایران باستان بیماریهای واگیردار دیده نشده, به خاطر رعایت نکات بهداشتی است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شما عصبانی نشوید بنده دقیقا می دانم موضوع چیست ولی بر آن سایتی که ذکر شد چنین توضیحی نیامده است آنجا  از این موضوع برای کوبیدن تمدن و فرهنگ و مذهب ایران استفاده کرده است،  آذری ها هم بی توجه دور او جمع شدند غافل از اینکه توهین مستقیم به اجداد خودشان است.

   پاسخ انوش راوید:  در روم باستان نیز از ادار برای پاک و سفید کنندگی استفاده می کردند،  در این مورد چند فیلم مستند با آثار بجا مانده دیده ام.

   پرسش 1834:  با عرض سلام و خسته نباشید. خیلی خوشحال شدم که شما نیز همانند خودم به تاریخ و بخصوص تاریخ ایران علاقه ی فراوانی دارید. من هم بابت بعضی از دروغ ها ناراحتم ولی حمله ی مغول را نمیتوان دروغ پنداشت زیرا که اسناد و دلایل بسیاری این بحث را ثابت کرده اند به طور مثال زبان ترکی که خودش از ایران و مثل پیاز سر بر نیاورده و این زبان بازمانده ای از زبان مغول هاست. و مثال دیگر قیافه ی بعضی افراد در بعضی شهر ها مانند زنجان و همدان و قسمتهایی از ارومیه و اردبیل و تبریز است(شهر های سردسیر) که متاسفانه شبیه به مغولها هستندو بسیار مثال دیگر که در اینجا نمیگنجد. خدانگهدار.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ما هیچ آشوبی را تا به این لحظه انکار نکردیم، فقط موضوع این است که انقلاب داخلی ایران حمله خارجی به کشور نمی تواند باشد. چنگیز پسر بهادر که خود را از نوادگان ساسانیان می دانستند،  از مغ استانی که  ازبکستان است با آن مرز های آن زمان  اگر خارجی است آقا محمد خان قاجار چرا ایرانی است؟ بسته به اعتقادات  مورخی که قلم در دست دارد یک سری تاریخ مکتوب شده مورخ وابسته به  خلفای عباسی  معلومه می نویسد انیران وحشی بود که زد خلفای عباسی را از بغداد بیرون ریخت. حال من سند بیاورم مورخ نوشته باشد چنگیز مردی قد بلند بود و بسیار شجاع و دلیر بود،  رضایت می دهید 10 دقیقه بشینید فکر کنید چه بلایی و به چه علتی دارند به سرتان می آورند؟ علت آن را حدودی در پرسش و پاسخ ویژه 81 پرسش 1812 نوشتم.

    ژن نژاد زرد غالب است. الان در امریکا هم هر امریکایی زن زرد بگیرد فرزندش زرد و چشم بادامی خواهد شد آیا این بدان مفهوم است که چینی ها امریکا را فتح کردند؟  تعداد اندکی که شما از این نژاد در ایران شماردید دقیقا سند آن است که نژاد زرد ایران را فتح نکرده است نژاد زرد اگر فاتح ایران و حدود صد سال حکومت کرده باشد تعداد زرد پوستان ایرانی باید خیلی بیش از این باشد.  ژن غالب کامل است. زبان ترکی خودش در ایران و مثل پیاز سر بر آورده  و ریشه از زبان پهلوی پارتی دارد،  که پس از مهاجرت به شرق دچار دگرگونی های دیگری شده است،  و با ریشه اصلی فاصله گرفته است،  و با ورود شرقی ها باز به موطنش بازگشته است. نکند می خواهید بگویید ریشه زبان ترکی چینی است؟

   10 دقیقه بدون تعصب و داده های گذشته را فراموش کنید،  به آنچه گفتم فکر کنید با سپاس از شما.

   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است،  درباره پرسش شما بارها پاسخ داده ام،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران مراجعه نمایید.   

   پرسش 1835:  با درود بر شما و دستانتان که این نوشته ها را نگاشته اند. پدرم به من دو چیز آموخت. یک خوب جنگیدن دو خوب خواندن. من و فرزند من و نسل من برای شما مردم وطن و خاکمان جان میدهیم. این دروغ است که کسی بتواند بر ایران بتازد. اینجا هیچ وقت تسلیم کسی نشد و نخواهد شد. این را در دوران معاصر خود و جنگ با عراق دیدیم. ما در مقابل جهان ایستادیم. و باز می ایستیم. درود اهورامزدا بر شما

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و این اندیشه نیک تان دفاع از نام خلیج فارس، دریایی که می خواهد از مرز های کشورمان جدا کنند، ‌وظیفه اساتید این کشور است سرباز جنگجو نمی تواند در مقابل جنگ و دسیسه  فرهنگی  با اسلحه دفاع کند. حال وظیفه تک تک ما ایرانیان است که تاریخ با ارزش کشورمان را احیا و کلیه تفسیر های بدروغ را از آن  جدا کنیم و حقیقت آن را بیابیم باشد که دیگر نتوانند از تفسیر های غلط سوء استفاده کنند،  این مهم را شروع کردیم سند هم  فراوان است به لشکر ما بپیوندید تاریخ و تمدن کشورمان را نجات بدهیم. درود اهورایی بر شما پهلوان کشورم و بر فرزندان و نسل شما باد .

   پرسش 1836:  چه جور تونستی ..... را از زمین اسمون پیدا کنی به هم ببافی که اسمش ..... و همه دنیا به هخامنشی و اشکانی منتهی کردی اینجور که تو مگی خدا یک کلمه هخامشی است که از خ+ د+ا تشکیل شده که خ ان از خشایار گرفته شده د آن از داریوش و ا آن از اشکانی اینجوری امریکا هم جز مستعمرات ایران به شمار می اید به این صورت که امر یا امیر و کا که از کاکای شیرازی کرفته شده یعنی برادر شاه ؟=............

   پاسخ پرنیان حامد:  انتظار داشتید  امریکا مستعمره فرهنگی و تمدنی  کجا باشد وقتی قدمت  تمدن  و فرهنگ بین النهرین  حداقل هفت هزار سال است قدمت تمدن و فرهنگ امریکا 200 – 300 سال ؟

(قدمتش خیلی پایین تر از ان است که بخواهد برادر شاه باشد امر + ی + کا  اشتباهتان این است که  "ی " وسط را انداختید این  با ان قدمت فرهنگی و تمدنی نوچه شاه هم نمی شود چه رسد به برادر شاه)

 به هخامنشی چی کار داشتیم خود هخامنشی 2500 سال قدمت دارد،  بقیه 4500 سال را چه کردید ؟

   خدا با لفظ آ خوانده می شود،  اشکانی با  اَ ،  شوخیتان گرفته!  حداقل از لفظ درست استفاده کنید.  یک کمی هم برای خودتان احترام قائل می شدید مجبور نباشیم به سخنتان دست ببریم،  و به جای لغات ناشایستتان نقطه چین بگذاریم.

   عکس شماره 7205 ،  متن طنز تاریخی عکس:  اسفند ماه هر سال مردان دلیر و قوی ایران زمین،  از پنجره ها آویزان می شوند و شیشه ها را تمیز می کنند،  و فرشها را می تکانند،  و زنان با تدبیر دستورات لازم را می دهند.

"ستاد آماده کردن مردها برای خانه تکانی"

  آقایون هم درد ایرانی خسته نباشید!

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: سورنا فیروزی, لوح نبونید, ازدواج تاریخی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 83

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس دروازه برفی ملل تخت جمشید در تهران،  عکس شماره 7202.

   پرسش 1823:  سلام خسته نباشید اگه امکان داره میشه کمکم کنید ممنون میشم، پدر بزرگ دوستم یه خالکوبی داشته به صورت عکسی که واستون فرستادم که بعدش تو یکی از کتابای خطی پدر بزرگش این خالکوبی رو میبینه. مردی تو اون عکس بوده که تو دستش گل بوده و تو دست دیگه اش یک چیزی شبیه شلاق بود و زیر پایی مرد حیواناتی بودن که سر تعظیم اورده بودن و گردنبدش هم همون عکسی بوده که واستون فرستادم بوده و در اطراف عکس نوشته هایی به صورت خطی وجود داشته. این خانواده فوق مذهبی هستن و من میخوام بدانم این نشان ها چه معنایی دارند.

دو عکس ضمیمه است:

عکس خالکوبی های ارسالی،  عکس های شماره 6439.

   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم نماد ایزد مهر است.  Shamash as a sun disk

عکس شماره 6615.

   ــ  مهر،  گرد آورنده مردم است،  و کشتکاران را با چشم هایی که برهم نهاده نمی شود،  می پاید.

   پرسش 1824:  درود بر اقای راوید و خانم حامد گرامی.  از انجا که کتاب درخت اشوری متعلق به قبل از میلاد باید باشد, از منطقه ی تخارستان کهدارای مشک و کافور و خز بوده یاد شده است. ایا منظور تخارستان کنونی است؟

_ همچنین در جایی امده :  به سوی بحر ورکش میروم از مرز هندویان،  مرز خوزستان منظور است؟  خدانگهدار.

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما نمی توانم به این سادگی در باب این متن قضاوت کنم.  تنها می توانم بگوییم نمادهای این داستان از  زمان کهن بر روی اثار باستانی ایران و بین النهرین  دیده می شود،  و انچه به درستی  نمی دانیم مفهوم داستانی است که در همه جا بازنویسی و حکاکی شده است نمی دانیم این بز و این درخت نماد چیست و نوشته حاوی چه پیامی است،  که اینگونه بادقت در مکانهای مختلف  دست به دست، بازنویسی و حکاکی شده است.

   عکس یکی از دو قوچ و درخت زندگی گورستان سلطنتی شهر اور،  قدمت 2600 ق.م،  محل نگهداری اتاق 56 موزه بریتانیا در لندن،  و دیگری موزه دانشگاه  پنسیلوانیا در فیلادلفیا، ایالات متحده آمریکا،  عکس شماره 5560.

عکس قوچ و درخت زندگی شهر سوخته قدمت حداقل 3000 ق.م.

   پاسخ انوش راوید:  در آثار تمدن کهن جی و سنگ نگاره ها کهن دهتل بز بفراوانی و قوچ کمتر دیده می شوند،  حتی یک انمیش سفالی در شهر سوخته از بز وجود دارد،  البته بنظرمن،  بز نشان متفاوتی از قوچ است.

   پرسش 1825:  درود بر خانم حامد.   بنده در تاپیک اقای صلح دوست به نام "ایا یونان باستان, یونان امروزی است "سندی ارائه دادم که در نام یونان (اکدی : یامانا) در ان امده بود.  مفسرین انرا قبرس تفسیر میکنن. ولی طبق الواح اکدی راس الشمره, نام قبرس امروزی, به اکدی , آلاشیا بوده است و نه یونان. اگر میشود ان سند را در وبلاگ بگذارید و نظرتان را راجب ان بگویید. فریگیه و کیلیکیه و شام هم نامشان بصورت جدا امده و نمیتوانند یامانا (یونان) باشد.

در یک سند (شایدم بیشتر) آشوری از اشوربانیپال, نام کشور ایونیه (یونان) به چشم می خورد که به قبرس تفسیر شده! اما در زبان اکدی نام قبرس, آلاشیا بوده است و این را الواح اکدی یافت شد در مصر تایید می کند. همچنین نامهای کیلیکیه, فریگیه و سرزمین های شام نیز آمده است. لذا این یونان کجا می تواند باشد؟

این سند ( نام کشور دومی, یامانا = یونان:

   در یکی از نامه های بایگانی سلطنتی اشور که تاریخش بین 669 و 652 پیش از میلاد است نام پادشاهی هایی که اشوریان مستقلشان می شمارد ولی ظاهرا تابع اشور بوده اند آمده است.  سپس دیاکونوف ان فهرست را به قرار زیر تفسیر کرده اند.

....خیلاکو (کیلیکیه)

یا [ما] نا (دیاکونوف: یونان, در اینجا ظاهرا جزیره قبرس است)

ملید (ملی تنا در بخش علیا فرات, در زمان اسارخادون و بعد هم مستقل بوده است)

[ .... ] ( ؟ )

شیبارتو ( ؟ )

ایسکالونا (اسکالون در فلسطین, به اشور ملحق نشده بود)

اودومو (ادُم , ایدومیه در ماورای اردن )

معابا (مو آو در ماورای اردن )

اما [ نا ] (آمن در ماورای اردن)

اتیوپی (هرگز تحت سلطه اشور نبوده است)

[ .... ] ( ؟ )

ماد ( مادای) (پادشاهی ماد - بر حسب فهرستی که اشغال می کند مستقل بوده )

کشور [ ماناییان (؟) ] ( در سرا سر قرن هفتم مستقل بوده )

کرانه دریا .... ( قبایل مستقل کلده در کنار خلیج فارس )

زین پس متن ضایع شده است . ( دیاکونوف )

موفق باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  : اگر یمنو اکدی = یونا پارسی در کتیبه بیستون منظور یونان امروزی است، کجای تاریخ نوشته داریوش اول تا سال سوم حکومتش یونان امروزی را فتح کرد؟ یا باید تاریخ را عوض کنند یا باید دست از سر این یونا = یونان امروزی بردارند،  این مفسرین هر چه دلشان خواسته در جهان تفسیر کردند.  این  یمنو، یونا اصلا یونان امروزی نیست. یک جایی همین اطرف ایران است،  اسکندر هم از همین مکان آمد که نه مقدونیه امروزی است نه یونان امروزی.

   پاسخ انوش راوید:  یامانا همان مانا می باشد،  درست مانا "من نار" است،  طایفه ای و فامیلی بنام مننار،  هم اکنون وجود دارد،  من نار به معنی من های آتش پرست است،  من = یه من = یمنو = چهار چارک خلیج فارس = مرد = واحد وزن = چهار چارک = چهار زن،  و نیز نار = انار = سرخی آتش.  ما،  با معما های سخت روبرو نیستم،  بعد از آخرین دوران یخبندان،  از اواخر هزاره اول خورشیدی ایرانی،  مردم سواحل خلیج فارس بسمت شمال حرکت کردند،  و نام های خود را نیز بردند،  و در طول هزاره ها آوای آنها اندکی تغییر کرد و در جهان پخش شد.  اگر مسئله پیچیده شده است،  دلیل بر حمق و بی سوادی عده ای جوینده گنج و جاسوس است،  که بنام تاریخ دان فرنگی،  تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران و جهان را درهم کرده اند.

   مهم:  عزیزان جوانان باهوش ایران،   فکر نکنید که خارجیها سواد داشتند و درست گفتند و نوشتند،  آنها هیچ نبوده و نیستند،  اسنادی که از آنها باقی مانده است،  درهم و فاقد ارزش می باشد،  باید در تاریخ واقعی ایران بگردید،  و اسناد پیدا کنید.  هر کدام از خارجی ها می خواهند با تعبیر و تفسیر های الکی،  برای کشور خودشان تاریخی دست و پا کنند.

کلیک کنید:  تاریخ اقوام آریایی ایرانی

   عکس آجر مونومنت ایزیرتو در موزه شرق توکیو،  مربوط به تمدن مننا یا مانا، عکس شماره 6315.  این همان بز در سنگ نگاره های کهن ایران است.

   پرسش 1826:  درود. ایا سیستان در اطراف دماوند بوده؟  این متن مینوی خرد را ببینید;  و تن سام در دشت پیشانسه نزدیک کوه دماوند است. مینوی خرد برگه ی ۸۰ بند ۲۰  دشت پیشانسه که کابل هم در انجاست در اطراف دماوند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در اطراف دنباوندی است نه دماوند امروزی نیست. بلوچان یکی از هفت کوهیاران هستند حدود کردستان امروزی است (به احتمالی هم دنباوند کوه دنا امروزی است)

   ادامه پرسش:  همچنین میشود بگویید سدویس چگونه دریای عمان است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  سدویس : میان فراخکرد و پهلوی پودیگ را دریایی گرفته که دریای سدویس خوانند. بند این دریا به ماه و باد پیوسته است به افزایش و کاهش ماه بر اید و فرو رود.  از آن روی که گردش ان به نیمروز است بند دریای سدویس نیز به سدویس ستاره بسته است که دریاها و ناحیت نیمروز در پاسبانی اوست. در دریای سدویس دو باد وزد یکی فورد آهنج و یکی بر آهنج است (بندهش)  

وقتی پودیگ خلیج فارس است با توضیح بالا لاجرم سدویس باید دریای عمان باشد.

   ادامه پرسش:  مینوی خرد برگه ی ۸۰ : مینوی خرد پاسخ داد که کنگدژ در سوی مشرق نزدیک (دریاچه) سدویس گمارده شده است در مرز ایرانویج.  به هر حال جای میخواندم کنگدژدر نیمروز است. اما به هر حال کنگدژ نزدیک دریای عمان هم نیست همانطور که در شرق ایران هم نیست. ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  لغت اصلی در متن اصلی چیست خاور یا باختر؟  احتمالا خاور و به معنی غرب است که مترجم شرق ترجمه کرده است. کنگدژ از روی متون دیگر غرب ایران نشان داده می شود اما کنار سدویس نمی تواند باشد! مگر آنکه سدویس هم  یک نام و دو دریا باشد (یک جا دریاست یبن پودیگ و فراخگرد = اقیانوس ها جای دیگر دریاچه است توجه دارید دریاچه سدویس ممکنه دریای سدویس نباشد.) این را نمی دانم باید دنبال سند بگردیم این دریا و دریاچه چه مفهومی و چه تفاوتی  دارد.

   پرسش 1827:  درود. چندی پیش پرسشی در مورد رود کارون کردم که نشانش ندادید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما پرسشی در این باب ندیدم دوباره بفرستید با سپاس.

   ادامه پرسش:  اما به نظر میرسد اوله رود همان کارون باشد که نام دیگرش مسرگان رود است. (مسرگان نام یکی از ۷ کوهیاران هم هست). با توضیحاتی که در جغرافیای حافظ در مورد رود مسرگان امده دیگر شکی نمیماند که منظور از اولای همان کارون است.

     جغرافیای حافظ جلد اول ص ۱۶۳ . نهر المسرقان : و این نهری است در بلاد خوزستان که از نواحی تستر (شوشتر) می اید. طول تستر هفتاد و شش درجه است و بیست دقیقه و عرض, سی و یک درجه و سی دقیقه. و این آبی بزرگ است و میگذرد بر عسکر مکرم که طول ان هفتاد و شش درجه و سی و پنج دقیقه است عرض سی و یک درجه و پانزده دقیقه. و از انجا که سرچشمه این رود در سپاهان در بندهش امده, لذا در زمان ساسانی, ۲ سپاهان وجود داشته, یکی بیستون و یکی هم که چهارمحال بختیاری که نزدیک اصفهان بوده. نظر شما و دوستان چیست؟ با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  اوله رود: را سرچشمه از سپاهان است به خوزستان بگذرد به دجله فرا ریزد.  او را در سپاهان مسرگان رود خوانند (بندهش)

از کجا بدانیم سر وته این رود ها در ان زمان چگونه بوده است (مورخ اسلامی خیلی دیر است فایده ندارد) شاید کرخه باشد چه می دانیم سر و ته کرخه کجا بود و چقدر اب داشته مکافات بعدی این است که دائما روی تاریخ نوشته شده روی آنها سد بستند مسیر آنها را عوض کردند. همین هرودوت نوشته کوروش وقتی می خواست از کنگدز رود بگذرد آب اسب او را برد عصبانی شد رود را به 40 -50 تکه تقسیم کرد و هزار نمونه دیگر از این تقسیمات رودی و عوض کردن مسیر آنها. لذا استناد به رودها کار درستی نخواهد بود برای همین هم در کتاب بیشتر به کوهها استناد شد. کوه را نمی توان به این سادگی کند یا عوض کرد پیشنهاد می کنم شما نیز بیشتر وقت خود را صرف تحقیق روی کوهها کنید تا رودها. موفق باشید 

   پرسش 1828:  درود. سپاسگزارم این سندی که در مورد مکان لیدی دادید خیلی مفید بود.. همچنین اوردید که هرودوت هم اورارتو را برای لیدی مشخص کرده.  ادرسش رو میتوانید ارائه دهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما صفحه 60 توضیح داده است که  کرسوس برای جنگ با کوروش به ناحیه کاپادوکیا که پتریا نام دارد لشکر کشید  آشور ! را ویران کرد و بدین ترتیب مردم آشور را که هیچ گناهی به او مرتکب نشده بودند بدبخت کرد.  صفحه 128... به رود دیگری می رود موسوم به دجله همان رودخانه ای که سابقا نینوا در کنار آن بود! صفحه  129  ...ارمنستان که در بالای آشور واقع است ... صفحه 116 آشور چندین شهر بزرگ دارد که معروفترین و مستحکم ترین آنها بابل بوده که بعد از سقوط نینوا مقر حکومت به آنجا انتقال پیدا کرد

..................

 نه به محل لیدیه کار دارم نه به افسانه های شاه و پریان هرودوت که بعد از این گفته (که باز سرگذشت  پدر بزرگ  کرسوس را با سرگذشت خود او قاطی کرده تحویل داده است. عینا کاری که با کوروش و هوخشتریه کرده است)

 اینجا نوشته شاه لیدیه با لشکرش وارد محلی شد مردم بی گناهی که کشت اسمشان آشوری بود بالای این منطقه اسمش ارمنستان است همه هم در راستای رود دجله هستند. ( لغت هیتی که نینوا امروزی باشد در این گفته ها مصرف نشده است)

کتیبه بابلی هم بدون افسانه های شاه و پریان دقیقا همین منطقه را مشخص کرده است.

In the month of Nisannu, Cyrus, king of Persia, called up his army and crossed the Tigris below the town of Arbela. In the month of Ajaru he marched against the country U[...], defeated its king, took its possessions, put there a garrison of his own. Afterwards, his garrison as well as the king remained there.

در ماه نیسانو کوروش شاه پارسیا ارتشش را جمع کرد از دجله  بالای شهر اربیل گذشت،  (این همانجایی است که  مورخین می گویند کوروش می توانست به سوی جنوب و بابل برود اما تصمیم گرفت به پادشاه لیدیه حمله کند) در ماه اجارو به سوی کشور (itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k     

 این کتیبه و این هم لغت دقیق ان ارمنستان است که همانگونه که در بالا می بینید روی تفسیر ها ... می گذارند چون به نفع مفسر  نیست)

شاه  را کشت = کرسوس و نیروی خود را در آنجا گذاشت ......

درست روی سالنامه بابل قبل از فتح بابل و بعد از شکست استیاک است لذا بهانه های مفسر در باب شخص دیگر و جای دیگر به کلی مردود است. (لغت هیتی که در لوحهای دیگر مصرف شده است  که در کنار فرات است هم مصرف نشده لغت اورارتوی ارمنستان کنار دجله امده است)

..........................................................................................................

این کتیبه نبوپولسر که این هم تایید می کند نینوا و آشور کنار دجله بوده است:

Nabopolassar  Chronicle 3 

The eleventh year [615-614]: The king of Akkad mustered his army, marched along the bank of the Tigris, and in the month Ajaru he encamped against Aššur.

شاه بابل از کناره دجله بالا رفته و در کنار این رود با آشوریان جنگیده است لذا نینوا آن زمان نینوای امروزی نیست کنار دجله بوده است.  این چند سند دیگر هم که محل نینوا در آن مشخص شده:

The twelfth year [614-613]: In the month Âbu the Medes, after they had matched against Nineveh [lacuna], hastened and they captured Tarbisu, a city in the district of Nineveh. They went along the Tigris and encamped against Aššur.

و یا

he fourteenth year [612-611]: The king of Akkad mustered his army and marched to Assyria. The king of the Medes marched towards the king of Akkad and they met one another at [...]u. The king of Akkad and his army crossed the Tigris; Cyaxare

این  را هم ببینید

Sfard, the old name of Sardes.

 سفارد یا سپارد اسم باستانی  شهر سارد  است. عجب شباهتی دارد به این نام  Sparda در کتیبه بیستون

had a son Alyattes, who was to succeed his father

   به قیصر خزر بود نزدیکتر .......... وز ایشان بدش روز تاریکتر

   به مرز خزر مهتر الیاس بود..........            که پور جهاندیده مهراس بود (شاهنامه فردوسی)

  پرسش 1829:  پذشخوارگر طبق بندهش, به طبرستان و گیلان پیوسته است. خب تا اینجا را دقت داشته باشید.

گیلان طبق متون یونانی مانند پلوتارک و پلینی, در شمال کشور البانی قرار دارد. به روایتی دگر, بین سرزمین امازون ها و البانی قرار دارد و به این حال گیلان در شال قفقاز قرار داشته! حال گیلان غربی که شما میفرمایید در این صورت به مشکل برمیخورد. مگر اینکه بگوییم این گیلان دیگری است. در یک سندی که اقای دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد ارائه دادند مبنی بر کتیبه ای که روی ان, گئوبروه (گوبریاس), نیزه دار داریوش به گئوبروه ی پذشخواری شهرت داشته است. البته میدانیم که این شخص پارسی است اما به طبق گفته ی دیاکونوف, در کتیبه ی dar.nrc جمله ی gaubruva patishuvaris باید به معنی پیشوای خاندان پای سخوریان (هم نام پتشخوار مادی) باشد. و از انجا که خودتان میدانید, گئوبروه اهل پارس بوده است. لذا پذشخوارگر باید در پارس باشد. نظر شما چیست؟ مشکل مکانی باعث شده تمدن های غربی به شرق بپرسش و پاسخ ویژه80

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اصلا اصراری ندارم که حتما گیلان غرب باشد! در کتاب فقط نوشتم مراقب باشید جز استان گیلان، گیلان های دیگر هم بوده که یک نمونه آن همین امروز در نقشه هم هست = گیلان غرب در استان کرمانشاه.

. متاسفانه نتوانستم حدس بزنم کدام قسمت گفته مورخین در نظر شماست چنانچه ان را کپی کنید کار ساده تر می شود . اما شاید توضیح پایین کافی باشد.

نقشه جغرافیا:

یک رشته کوه ممتد از دریای سیاه به خلیج فارس می رود مردم جنوب شرقی آن به این کوه ابرسین می گویند مردم جنوب غربی به آن زاگرس می گویند شمالی ها به آن قفقاز می گویند حال بسته به آنکه چه گروهی در چه زمانی حاکم بوده است نام کوه تغییر می کند.  قبل از هوخشتره و فتح نینوای باستان در کنار دجله تا سرپل ذهاب اسم کوه قفقاز است پس از پیروزی هوخشتره اسم کوه تا مرز ارمنستان ابرسین است و.....

(آلبانی امروزی تفسیر مفسر است الانی است،  چنانچه توضیحات مشکل شما را حل نمی کند اصل متن را کپی کنید نمی توانم ندید بیش از این قضاوت کنم کار خوبی نیست).  اینها همه از تیره پارس هستند یعنی از تیره ماد نیستند.

Intaphrenes, son of Vayâspâra, a Persian;

Otanes, son of Thukhra, a Persian;

Gobryas, son of Mardonius, a Persian;

Hydarnes, son of Bagâbigna, a Persian;

Megabyzus, son of Dâtuvahya, a Persian;

Ardumaniš, son of Vakauka, a Persian.

سوالی هم من دارم بر فرض نوشته مورخ یونانی را بپذیریم محل آمازون و آلبانی را هم از مفسر بپذیریم آنوقت این گیلان و پتشخوار کوهی که می گویید باید یکجایی غرب یونان امروزی باشد:

1. چه ربطی به قفقاز پیدا می کند؟ (و به این حال گیلان در شال قفقاز قرار داشته) خودتان هم از علامت (!) استفاده کرده اید اما بنده هم به شدت دچار همین علامت شدم.

2. یعنی کبریاس (پارس نژاد) که توسط آقای دیاکونوف  به پیشوای پتشخوار تفسیر شد (به علت شباهت اسمی با ماد نژاد !) پیشوای گیلان و پتشخواری است که در آلبانی یعنی غرب یونان امروزی بوده است؟ (حال دیگر واقعا مجبورم از این علامت! استفاده کنم)  عجیب است مگر داریوش اول هخامنشی یونان را فتح کرده بود و به غرب آن آلبانی دست یافته بود که نیزه دار او کبریاس پیشوای آلبانی بوده باشد؟‌

3. مسمغان پتشخوارگر، هفت کوهیاران، فریدون، جمله تکراری نزدیک بابل در تاریخهای مکتوب، لغت از قوم کردان بود،  را چه کنیم؟ همه را بفرستیم آلبانی  و ایتالیا؟

   قسمت آخر نوشته شما : (مشکل مکانی باعث شده تمدن های غربی به شرق بپرسش و پاسخ ویژه80)

 متاسفانه کامل به دست ما نرسیده است اما به شما خاطر نشان می کنم کل وقایعی که  مورخین یونانی ، ایرانی و... نوشتند مربوط به این قسمت است

عکس نقشه شماره 6618 .

این همان مکانی است که در متون ما به منطقه چهار دریا مشهور است. این همان مکانی است که مورخین یونانی در باب آن در ارتباط با قفقاز دائما آدرس می دهند.  باختریش آن نه در افغانستان است و نه در آلبانی همان ایل بختیاری ایران است (می دانید که من بختیاری هم  نیستم لذا مطمئن باشید اگر دفاع می کنم از غیرت ایلی سرچشمه نمی گیرد حقیقتی است جلوی چشم همه ماست).  و وقتی مفسر به زور می خواهد آن را به افغانستان یا آلبانی ببرد همان می شود که از یکطرف باید کوههای قفقاز را بکند ببرد افغانستان از اینطرف بکند ببرد آلبانی و در آخر کبریاس را حاکم آلبانی و احتمالا به زودی شمشیر زن  رم ایتالیا اعلام کند!

ویل دورانت گویا پرگاری برداشته سوزن آن را روی بیت المقدس امروزی گذاشته دایره ای زده و گفته این دایره مهد تمدن  بوده است. ایشان بدون توجه به آدرس های مورخین یونانی و تاریخ ایران و قدمت آثار باستانی یافت شده در کوههای زاگرس و شرق آن،  با تفسیرهای دلخواه شخص خودشان محل سوزن پرگارشان را به دلبخواه و بدون سند انتخاب کرده اند!

محل سوزن پرگار ایشان به استناد کلیه مورخین جهان و کلیه آثار  باستانی یافت شده سر قله دنا در ایران است نه بیت المقدس! (امان از دست بنی اسرائیل و این قوم یهود)

 بنده حاضرم شعاع دایره ام را کمی بزرگتر کنم اما هر چقدر هم آن را بکشم به آلبانی و رم ایتالیا و افغانستان امروزی نمی رسد! اقیانوس جنوب و قطب شمال را که نمی توانم در دایره مهد تمدن جای بدهم!

روحت شاد که در آثارالباقیه مکتوب کرده ای.  ما ایرانیان، نوادگانت پیامت را دریافت کردیم، آن را ملاک برداشت هامان قرار خواهیم داد و نمی گذاریم ایرانمان را ویرانه ی خالی از سکنه جلوه دهند.

  آری در قومی چون بنی اسرائیل که چندین مرتبه در ایشان قتل واقع شده و به اسارت برده شده اند دور نیست که چنین اختلافات روی دهد, و بهتر این است که این بحث ها را کنار بگذارند و به کار دیگر مشغول شوند تا آنکه بامداد رستاخیز رسد (اثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی).

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: نماد مهر, درخت زندگی, قوچ و بز, آمازون آلبانی, آجر باستانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 82

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1814 از http://mehre2.blogfa.com درباره موضوع در http://arq.blogsky.com/19:  من میگویم فعلا اینها فرضیات و داستان اسطوره یی است از برای تاریخ شفاهی، من نکاتی میخواهم در مورد اینکه "انگور" گفتن و شما میگویید "انگول"

1- نخستین چیزی میتوان حدس زد، همان کراهت زبان شناختی و نوعی حیای زبانی ایارنیان است (هر چند خیلی از یان سطحی و ریا مابی خوشم نمیاد). چون انگول واژه زشت در نزد مردم است. انگول کردن...

2- نکته مهم، زبان شناسی حروف است. اینکه در زبان پارسی باستان/هخامنشی، حرف L نداریم و بجایش R استفاده میشده! نکته کلیدی این میتواند باشد.

3- در زبان پارس میانی گویش پارتی/پهلوی اشکانی، حرف L وجود دارد. این گویش پس از پارسی باستان بوجود آمده است بر اساس سلسه مراتب ظهور حکومتها/ نظر شخصی.

4- پارث/پار/پهله در شمال شرق پارسه باستان بوده.

5- با بررسی من، برخی لغات در همین خراسان ما به مراتب شباهتهای بیشتر با زبان انگلسی دارد. بزودی برخی از واژه نامه فارسی خراسانی آپ میکنم تا متوجه شود. مثلا واژه دانگل در انگلیسی همریشه "دِلَنگون" فارسی خراسانی است و هر دو معنی آویزه میدهد. دانگِل امروزه در علوم آی.تی و ماهواره و موبابل استفاده میشود. در واقع همه ان وسایلی که وسایل پرتابل وصل (آوبزه) میشود مثل لبتاپ و مودم وایمکس همگی دانگل هستند.

6- از این کوتاه نتیجه گرفت آنگل ها شاخه جدا شده از شمال شرق ایران هستند که با دور زدن دریای کاسپین/ خزر از راه روسیه به انگلیس رفنتند و یا البته گویا شما میگوید از راه دریا رفته اند

   پاسخ انوش راوید:  با سپاس از توجه و تحلیل شما،  انگل بر وزن انگلوساکسون است، انگلوساکسون = انگل + ساکس =پرستیدن+ سون یا سان یا سین = خورشید. تمام زبان های دنیا ریشه در زبان تمدن جیرفت دارند.

   پرسش 1815:  وقت بخیر. مقاله ای از شما خوندم با عنوان «جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران» و درباره شروع آیین مهر، نوشته بودید که «از ابتدای آریایی میترایی پدید آمد و...». میخواستم در باره منبعی که به استناد آن، این مطلب را نوشته اید، راهنمایی ام فرمائید. پیشاپیش از لطف شما ممنونم.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما متاسفانه دقیقا متوجه نشدم اشاره شما به کدام مقاله است،  به هر تقدیر اولین آیین ایران آیین مهر یا میترایی بوده است،  این هم سند عکس شماره :

عکس کاسه 7000 ساله ایرانی،  عکس شماره 4152.

   همچنین چند پرسش و پاسخ پایین تربررسی در باب زردشت و اسناد آن ارائه شد،  که این اسناد از آیین زردشتی با کیش دیویسنا (میترایی) را قبل از زردشتی با کیش مزدایی را تایید می کنند.  چنانچه سند دیگری مورد نظر شماست بفرمایید دقیقا  در کدام مورد سند خدمتتان ارائه کنم.

   پاسخ انوش راوید:  آثار هفت تا ده هزار ساله نماد های اولیه مهر و میترا،  در سنگ نگاره های دهتل و چند جای دیگر ایران بوضوح دیده می شود،  جهت اطلاع در جستجوها بنویسید "سنگ نگار های دهتل".

کلیک کنید:  آئین مهر و میترا در ایران

   پرسش 1816:  شهرستانهای ایرانشهر میگن در زمان قباد ساخته شده و قبل از انوشیروان است. خوب شاید واسه همین هم نامش نیامده. بنده به اینکه رومیه همان مدائن باشد کمی شک دارم زیرا این شهر را اسیران رومی در زمان انوشیروان ساختند.  هرچند در اساطیر رومی امده که شهر رم بر فراز تپه ی تیبریه ساخته شد و نام تیبریه با شهر سومری باد-تیبیریا که مدائن مکانش است, شباهتی دارد.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اخرین بند شهرستانهای ایرانشهر نوشته "شهرستان بغداد را ابوجعفر (عبدالله المنصور) که ابودوانیق خوانند ساخت. متنی که می گویند مال زمان قباد است و نام انوشیروان در ان نیست (که واقعا هم هیچی بعد از قباد در آن نیست) زندوهومن یسن است  نه شهرستانهای ایرانشهر. اسیران مدائن را نساختند مدائن در زمان اشکانیان ساخته شده است متن  شهرستانهای ایرانشهر تایید می کند. بازسازی مدائن توسط ساسانیان بهانه ای است که بتوانند  برداشت معماری اروپا را از ایران کتمان کنند. معماری مال ایران است و مدائن فقط در زمان ساسانی بازسازی شده است ساخت آن به زمان اشکانیان باز می گردد،  معماری فنی و هنری ایران است.

   پاسخ انوش راوید:  لطفاً پژوهشگران گرامی توجه به معماری های تمدن کهن جی داشته باشند،  که در دوران تاریخی بعد،  از آنها کپی شده است.

   پرسش 1817:  درود. فردوسی در شاهنامه در مورد دازگدخواهی ارمانیان همانطور که شما اشاره داشتید, توران شهرشان را مرز ایران و توران نامیده بوده. همچنین گرازانی که ارمنستان را ویران کرده بودند و ارمنیان از ان شاکی بودند, منظور حیوانی به نام گراز نیست بلکه منظور از گرازان, گرجستان و گرجستانی ها هستند که همسایه ارمنستان بودند،  نظرتان چیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما .  شاهنامه فردوسی دادخواهی ارمانیان از کی خسرو:

 * سر مرز توران در شهر ماست       <><> به یک روی از ایشان به ما بر بلاست *

* سوی شهر ایران یکی بیشه بود <><> که ما را بدان بیشه اندیشه بود *

   فرض کنیم سر مرز تورانی که نوشته،  حدود دریاچه وان باشد، بیشه را از ارمنستان سوی شهر ایران نشانی داده لاجرم بیشه جنوب ارمنستان امروزی خواهد بود در حالی که گرجستان شمال ارمنستان به طرف دریای سیاه است. 

   پرسش 1818:  با عرض سلام، شما مطالب سایتتون رو برای کسانی مینویسید که کتاب های ناصر پورپیرار رو نخونده اند. اول باید شما یه چند تا از مطالب ایشون رو در مورد جعلی بودن کتیبه های خطی رد کنید بعد از هخامنشیان و اشکانیان و... حرف بزنید. ضمنا نفرمایید که سخننان ایشون تناقض داره و... چون ایشون روششون موضوعی هست و منم رشته ام فلسفه و...

   پاسخ پرنیان حامد:  با عرض سلام شخصی که جمله اول فرضیه او این است:

   در زمان خشایارشا هخامنشی یهود به ایران حمله کرد و ایران تا زمان اسلام خالی از سکنه بود،  و جمله دوم فرضیه او این است: کوروش و داریوش هخامنشی وجود خارجی ندارند.

   اول باید مشخص کند که اگر داریوش اول هخامنشی وجود خارجی ندارد،  خشایارشا از زیر کدام بوته سبز شده است؟ ( فرمودید رشته شما  فلسفه است احتمالا منطق هم خوانده اید نه؟)

   دوم باید مشخص کند کتیبه بیستون داریوش اول هخامنشی اون بالای کوه را چه کسی در چه زمانی جعل کرده است، که کلیه مورخین یونانی و اسلامی و .... که از آنجا رد شدند وجود آن را اون بالا تایید کرده اند؟ چگونه ممکن است مورخ زمان اسلام وجود کتیبه ای را که محمدرضا شاه اون بالا جعل کرده تایید کند (امید دارم در قسمت منطق خوب مطالعه کرده باشید و برای من پاسخی منطقی ارسال بفرمایید چون پاسخ شخص ایشان که به لعنت خدا نمی ارزید  پاسخ این استاد بزرگ یاوه گویی را بر این وبلاگ  مطالعه بفرمایید: http://www.cae.blogfa.com/post/4 به بنده بگویید دقیقا این روش پاسخ جز از یاوه چه نام دیگری می تواند داشته باشد؟)

   پاسخ انوش راوید:  من مرتب می نویسم،  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  و جایی برای آدم های هردمی نیست،  مرتب می نویسم اگر تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی یا حداقل یکی از گرایشات علم جغرافی ـ تاریخ نیست،  فوراً از این وبلاگ خارج شوید.  خود بخود اشخاصی که می خواهند با موضوعات مورد علاقه اشان،  تخصصی برخورد کنند،  مطالعه و تحقیق و تحلیل زیاد دارند،  و همه حرفه ایها و مطالب را می شناسند،  یا باید بشناسند و بخوانند.    

   پرسش 1819:  سلام، شما گفته اید: حدود 7000 هزار تا 4500 سال پیش، (هزاره اول تا نیمه چهارم خورشیدی ایرانی)، دریاچه بزرگ داخلی ایران، اعم از دریاچه های ارومیه و قم و... تا ارتفاع 1350 متر از سطح دریا، این مربوط آبهای بسته داخلی بوده و کل سطح آبهای آزاد/ اقیانوس تا سطح بالا بوده؟

   پاسخ انوش راوید:  در این نامه مهم،   نوشته ام دریاچه بزرگ داخلی،  توجه کنید ننوشته ام خلیج بزرگ.

   پرسش 1820:  با عرض سلام، نقش اسطوره در شکل گیری پرچم ایران "دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ارتباط تصویری، موضوع در روش تحقیق، ممنون از اینکه در رابطه با این موضوع چند کتاب معرفی کنید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چنانچه منظور پرچم سه رنگ امروزی است سبز آن پرچم کنونی پاکستان با علامت خورشید و ماه، قرمز آن پرچم کنونی ترکیه با همان علامت، سفید آن مرکز کشور  با علامت شیر میترایی و نماد خورشید میترایی (ایزد مهر) است،  پرچم نماد شرق و غرب ایران  بزرگ باستانی است.  چنانچه منظور نماد های اسطوریه اقوام ایران بزرگ است،  تک تک آنان با رنگ و نماد پرچم آنان در شاهنامه فردوسی مکتوب است. 

      نظر 1821:  درود.  طبق این مقاله . . . .  نظر آقای حامی اشتباه است.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما نظر مهندس حامی در دو مورد نمی تواند به این سادگی مردود اعلام شود:

1 ــ  سنگ شناسی،  2 ــ  راه شناسی.

    در راه شناسی ایران و سنگ شناسی ایران استادی بهتر از ایشان در ایران هنوز متولد نشده و تصور نمی کنم با این وضعیت به این زودی ها متولد شود.  اینکه راه شناس و سنگشناسان بهتری در جهان وجود دارد به درد ما در ایران نمی خورد،  شخصی برای سخنی که گفته به علت نا آشنایی با راههای خارج از ایران شخصا از راه زمینی تا مقدونیه رفته است قابل استناد است.

      وقتی ایشان گفته اند طی کردن این راه در ایران (مخصوصا در ایران) با این زمانی که گفته اند غیر ممکن است،  مطمئن باشید ایشان راه را صد بار خودشان طی کرده بودند (که کرده بودند) سخن ایشان  برای ما سندیت و ارزش بیشتری دارد،  از مفسری که از وسط اروپا بدون در نظر داشتن نا همواری های ایران حکم غیر ممکن صادر می کند حال این مفسر اروپایی هر درجه تحصیلاتی که می خواهد داشته باشد. در باب توضیح ایشان درمورد سنگهای تخت جمشید هم در وبلاگ بار ها کپی شده است در کتاب هم هست مطالعه بفرمایید،  بسیار بسیار نکته جالب و واضحی است.

    در باب دیگر سخنان ایشان  و دیگر بزرگواران کشورمان چون ذبیح بهروز و اصلان غفاری و... نیز به شما خاطر نشان می کنم که فرضیه اولیه کاملا درست است تنها بزرگواران به دو شخصیت متفاوت اشاره نداشتند فرضیه این بزرگواران با اسناد باستانشناسی مطابقت کامل دارد،  و حتی لوحهای بابلی در نهایت ناباوری این مهم را تایید می کنند،  همان لوحهای بابلی سند نسوختن تخت جمشید در ایران است،  فرضیه این بزرگواران را در این کشور به اثبات خواهم رساند

   پاسخ انوش راوید:  بررسی ها و تحقیق و تحلیل های تاریخ به این سادگی نیست، که یک استاد مرحوم و پدر راهسازی، در خفا به استاد پیر زبان شناس معروف، که کاری با اینترنت ندارد،  تا متوجه شود پشت سر او چه می گویند،  گپی که سند و مدرکی از وجود آن نیست،  رد و بدل شده باشد.  تاریخ یک علم است،  سادگانی که می خواهند بهمین سادگی آن را ببینند مشکلی نیست،  هر چه دوست دارند،  ولی نمی توانند ادا و اطوار برای تاریخیها در بیاورند.

      در مورد اسکندر و تخت جمشید بانوی گرامی پرنیان حامد تحقیقات وسیع از تمام جوانب داشتند،  و در کتاب و وبلاگ توضیح کامل نوشته اند.  بمنظور دانستن از چگونگی سنگ های تخت جمشید با علوم امروزی،  باید به معادن آن سنگها رفت، که هم اکنون هم فعال هستند،  معادن:  گنداشلو، مجد آباد، کوه حسین،  و در آن معادن با مهندسان آنجا صحبت کرد،  ضمن تدوین پرسش هایی،  که برای خواسته علمی تعیین شده باشد،  نمونه آن سنگ ها را بمنظور تحقیقات به آزمایشگاه های دانشکده های معدنی و ساختمانی، علم و صنعت و تهران سپرد.  پس از دریافت نتیجه نسبت به پرسش های خواسته خود،  آنرا در اینترنت جهت پرسش و پاسخ های لازم تخصصی مطرح نمود.

      امروزه چه چیزی باعث شده، که عده ای مشکوک با وب هایی مشکوک بنام های ایرانی پسند و اغفال کنند،  ولی در واقع بمنظور تخریب تاریخ ایران باستان و ایران کهن اقدام می کنند.  من رابطه ای بین گروگان گیری جیش العدل،  که در اینجا نوشته ام،  با اینگونه وبها می دانم،  دشمنان با انواع ترفندها و نیرنگها بجان ایران افتاده اند،  آنها نمی توانند کاری پیش ببرند،  فقط باعث می شوند جوانان باهوش ایرانی،  هوشیار تر و به تاریخ ایران و هویت ملی خود علاقمند تر شوند.

   پرسش 1822:  سوالی دارم درمورد فیلیپ مقدونی.. سلام استاد انوش راوید.  حالتان چطور است. سوالات قبلی ام هنوز بی جواب مانده اند از شما پرسیدم ولی جواب ندادید. حتما وقت نکردید. سوالی دارم درمورد فیلیپ مقدونی: فیلیپ اصلا از کجا امده است؟ ایا فیلیپ مقدونی با ان مقدونی یا مغدونی متفاوت است و مربوط به یک جریان دیگری است. فیلیپ پدر الکساندر باید باشد؟ لطفا توضیحاتی بدهید در صفحه پرسش و پاسخ. تشکر.

سلام خانم پرنیان حامد.14دقیقه حکم.، خانم حامد از شما تشکر میکنم که این قدر با حوصله جواب مرا دادید. تشکر من همانی هستم که شما گفتید من درعرض 14 دقیقه حکم شما را صادر کردم . شما جواب پرسش ها را شیرین و عالی میدهید. من پرسشهای اشخاص دیگر وقتی میخوانم میبینم که شما ادم جالبی هستید. و این خوب است. من اطلاعاتی درمورد هر5 زرتشت میخواهم که هر کدام درچه زمانهایی امدند . اخری را که میدانم . شما از اولی تا چهارمی برای من بگویید. و هر کدام جدا جدا  تا انجا که میدانید. من با این تفکر نیامده ام که فکر کنم شما تمام اطلاعات زرتشت را میدانید. به هر حال انسان و هر روز مطلب جدیدی کشف میکنید. نه تنها زرتشت تمام اسناد شما را میگویم. همان قدری که شما تحقیق و جست و جو کرده اید بالاخره گفته هایتان با سند همراه است. و رفتید تحقیق کرده اید. حالا شما از اولین زرتشت شروع کنید محل زندگی و اغاز زرتشت اولی در چه زمانی بوده است. الا اخر. شاید من در ان موقع تناقض دیده ام که الان حل شده و فهمیدم چی شد. ازشما تشکر میکنم خانم پرنیان حامد. اگر هم حرفی زدم یا زود درمورد شما قضاوت کردم الان به اشتباهم پی بردم. و متوجه شدم که تندروی کردم. ضمنا به شما بگم که من در استان کرمان زندگی میکنم که کرمان خاستگاه تاریخ است. سرتان را به درد اوردم. تشکر.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از اینکه  با این تفکر نیامده اید که فکر کنید من تمام اطلاعات  نه تنها زرتشت که کل تاریخ را میدانم  بسیار خوش حال و خوش بخت هستم. علم  حکم نیست علم مجموعه پله هایی است که یک گروه یا یک ملت و یا حتی نسل ها باید آن را تصحیح و پیش ببرند در مدت سه سال گذشته سعی کردم اطلاعاتی که در ده سال گذشته کسب کردم خالصانه در اختیار نه تنها شما که ملت کشورم ایران قرار بدهم و سعی کردم به کلیه تناقضاتی که  در این تاریخ ها موجود است،  اشاره کنم تا هشیار باشید در این سالها بزرگوارانی بودند که اشاره به اشتباهاتی از جانب من کردند که در مدت سه دقیقه بر این وبلاگ تصحیح شد شما پاسخ مرا بشنوید سند و مدرک بیاورید آنچه می گوییم اشتباه است مطمئن باشید فورا تصحیح خواهم کرد،  شما فرضیه را گوش کنید اگر راه یا سندی در پیشبرد آن یافتید کمک کنید مطمئن باشید علم کار گروهی است نه فردی. فقط خواهش می کنم حکم صادر نکنید اطلاعات و فرضیه هایی است درست یا غلط گذاشتیم وسط این وبلاگ با هم مشورت کنیم.

   عکس تصویر خیالی از زرتشت نقاشی هنرمند گرامی آقای عليرضا كريم پور،  گالری سیحون،  عکس شماره 7200.

در باب زردشت

      وقتی نمی توانند برای زردشت و اوستا زمان و مکانی حتی با حدود 100 سال  و 100 کیلومتر تقریب مشخص کنند و کار به هزاران سال و هزاران کیلومتر رسیده است عقل حکم می کند که اوستا یک مجموعه نوشتار و زردشت صفت اشخاصی است که در زمانهای متفاوت این مجموعه را کم کم نوشته اند و این مشخصات آنان است "من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم" هرکس سورای زرین و اشترای زرنشان دارد زردشت است، لاجرم به راحتی می توانیم تاریخ های مختلفی که برای زردشت ها داده شده را بپذیریم،  اولین زردشت ها روی تاریخ ایران و خود اوستا مشخص شده اند.

   .بزسپ (بوذاسپ)** در ایام  تهمورث  بیرون آمد و دین صابیان آورد و تهمورث دین پذیرفت و زنار بست و آفتاب پرستید.

   این اولین زردشت است به استناد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی با شاهزاده سیزارتای هند (بودا) یکی نیست دو نفرند از دیدگاه زمانی هم همین است یک نفر نیستند. محل او هند مشخص شده نه اریابهارات.

   مرز های هند باستان را در سوال بالا مشخص کردم "شما یک نقشه جغرافی بردارید (همین الان روی نقشه مکتوب است) همان نامهای هند آباد (اردکان) ببرید هندودر (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام) زیران را هم  نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سر مرز چم هندی (موسیان) و.... " 

   ظهور او قبل از طوفان است و محل او به احتمال هشتاد درصد سند های کنار هم چیده شده در دست من جیرفت کرمان است {آیین زردشتی، فرقه  میترایی (دیویسنا)}

   کدامین کس بود که تو دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودی.

    جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کردم و آنگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم.  پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.

    جمشید نماد دومین زردشت است بعد از طوفان است نماد مهاجرت مردم جیرفت به جنوب بین النهرین است که به آنان سومریان می گویند محل او حدود خوزستان، هندیجان ایران و اور است با وجود آنچه زیر آن برای شما خط کشیدم و توضیح خواهم داد {آیین زردشتی ، فرقه  میترایی (دیویسنا)}

   مهر : جمشید در اوستا سه فره دارد یکی از آنان فره خدایی – موبدی است که به مهر میرسد, فره شاهی به فریدون و فره پهلوانی و جنگ آوری به گرشاسپ می رسد.

   در نوشته های مانوی که در غار تورفان  کشف شده اند آمده است :

  مهر فرستاده بزرگ ایزدان آورنده کیش برگزیدگان است.

    و این نشان آن است که مهر شخص است و پیامبر بوده است {آیین زردشتی، فرقه  میترایی (دیویسنا)}

xantus زمان زردشت را 600 یا 6000 سال قبل از لشکر کشی خشایارشا به یونان می داند.

   شاگردان افلاطون زردشت را 6000 سال قبل از وفات افلاطون و 5000 سال قبل از جنگ ترویا می دانند.

   بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند.

  poiphyrius زردشت را استاد فیثاغورث می داند.

 Ktesias زردشت را معاصر پادشاه آشور نینوس و زنش سمیرامس میداند.

   لیست زردشتان بالا  یکی نبودن زردشت را تایید می کند و این زردشتان از بوداسپ تا قبل از زردشت زمان گشتاسپ مروج مذهب میترایی بوده اند.

   ارادیف نامه و زاتسپرم تولد زردشت را 300سال قبل از اسکندر می دانند. بندهش 258 سال قبل از اسکندر مسعودی و ابوریحان بیرونی 258سال قبل از اسکندر می دانند. {آیین زردشتی ، فرقه مزدایی (مزدیسنا)}

   و این شماره 9 شخصی است که در آیین زردشتی فرقه دوم ایجاد کرده است مردم را مجبور کرده است بر ضد آیین اجدادشان قسم بخورند.

    به خشنودی اهورامزدا اشم و هو .... (3بار) من اقرار دارم که زردشتی و مزدا کیش هستم دین من آیین اهورا است و دشمن دیوها می باشم.

   هر کس از ایران رد شد گفته های او را سوزاند باز روی سنگ نوشتند توی آب انداختند در ایران انقلاب شد جمهوری شد باز ساسانیان آمدند این گفته های او را به اوستای اصلی مخلوط کردند یک چنین اصطلاحاتی"اهوره مزدا" را به آن اضافه کردند بازنویسی کردند شما در شروع وندیداد دقت کنید. تا آنجا که اهورا به جمشید دستور ساخت ور را می دهد سخن منطقی و همه چیز درست است از آنجا که نوشته "زردشت من اهورامزدا" الحاقی است که باعث شده ورجمکرد که تا این لحظه یک کشتی بود تبدیل به زیر زمین شود (کدام دیوانه ای از سیل و طوفان به زیر زمین پناه می برد؟)

    به هر تقدیر مورخین بعدی هم چون طبری و بیرونی او را دوست نداشتند طبری حتی تاکید کرده "ادعای پیامبری به دروغ کرد"  فردوسی هم یک کلام در باره او ننوشته، نوشته دقیقی نوشته بود من عینا در شاهنامه کپی می کنم  آنچه حساب سالهای تاریخ ایران و اسناد من نشان می دهد بین 36 ای 15 سال قبل از کوروش کبیر بوده است و مهاجری به دربار شاه ایران به حدود موصل تا آذربایجان امروزی و تصور می کنم این باید همان اختلافات مذهبی باشد که بر لوح بابلی نبونبد مکتوب است.

   یک بار دیگر و در اینجا نیز از موبد موبدان ایران تقاضا دارم،  هر دو کیش آیین زردشتی (دیویسنا  dieu و مزدیسنا mazd ) را چون شیعه و سنی در ایران آزاد اعلام کنند،  و به هموطنان زردشتی کشورم این آزادی را بدهند که خودشان انتخاب کنند.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: پرنیان حامد, پیامبر زرتشت, درباب زرتشت
نوشته شده در تاريخ شنبه سوم اسفند 1392 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 81

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس نقالی پریسا سیمین مهر از داستان تازیانه بهرام شاهنامه فردوسی،  عکس شماره 7189.

   پرسش 1797:  با سلام خدمت خانم پرنیان حامد:

  1- آدرس وبلاگ برای سند خط آریایی این است: (خط ما، دبیره ی پارسی یا الفبای عربی) نویسنده وبلاگ دکتر آیدین پورمسلمی است.

  2-  واژگانی را که نوشته بودم برای این بود که میخواستم بدانم برای این واژگان در زبان پارسی میانه چه معادلی وجود داشته است، فقط برای افزایش اطلاعات بوده است لطفا معادلاتش را بنویسید ممنون.

  3 ــ زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور ــ، آدرس سند برای زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور این است (دانشگاه گندی شاپور) در وبلاگ ویکی پدیا.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در باب دانشگاه گندی شاهپور پاسخ نوشتم برای شما  پرسش و پاسخ ویژه 80 پرسش 1795 که  به نظر می آید تحلیل شما به استناد آدرسی که خود شما ارائه دادید اشتباه بوده است.

عدد صفر سیفر  cifr  عمو، آمو amou  عمه، امکamak     خاله   خالک  khalak   دایی  خان  khan ، خلیج  زره – دریا - darya    zereh

   پرسش 1798:  سلام. این لوح جدول ضربی که گریشمن در تخت جمشید کشف کرده را نشان میدهید؟  با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  صفحه 165 کتاب بغ مهر مهندس احمد حامی.

   پرسش 1799:  مشخصات جولیوس سزار به هیچ شکل شبیه اسکندر نیست و اسکندر هم شاگرد ارسطو شاگرد سقراط است. خود جولیسزار هم یک استاد یونانی داشته.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مشخصات اسکندری هم که نام او در تاریخ ایران آمده  هیچ شباهتی به الکساندر ندارد.  بنده هم گفتم اسکندر،  الکساندر نیست،  جولیوسزار است.  اگر درست دقت کرده بودید چنین نظری نمی نوشتید.  کجا متون یونانی نوشتند الکساندر دیوار کشید؟  و هزار سوال دیگر از این نمونه! حال بفرمایید سد اسکندری را الکساندر مقدونی به استناد کدام متن کجا کشیده است،  که همان سد اسکندری تاریخ ایران باشد؟  طبری رسما نوشته "اسکندر 65 قبل از تولد عیسی بود"  چرا این باید تبدیل به الکساندر 320 ق.م بشود؟  ارسطا لیس = ارش تالشی از جنوب مغ دونی ایران (دشت مغان) چرا باید برود مقدونیه امروزی،  که نام باستانی آن اسکودرا بوده است؟  چرا مورخ یونانی ننوشته اسکودرا؟  چرا لوح بابلی نوشته ماکا؟  ماکا که در کتیبه بیستون نه مقدونیه است نه یونان، ما گفتین غرب ایران است،  اما اساتید و مفسرینی که قبول دارید که اصلا می گویند سیستان و بلوچستان است؟  استاد یونانی یعنی چی؟  یعنی گریک بود یا ایونی؟ یک تحقیقی بفرمایید ببینید این اساتید و مورخین یونانی که می فرمایید متولد کدام کشور و ناحیه امروزی بودند، هرودوت و هومر و کتزیاس متواد یونان (گریک سرزمین های دریای اژه) هستند یا کشور ترکیه و عراق امروزی؟ و بالاخره بدین ترتیب مفهوم استاد و مورخ یونانی چیست؟

   پرسش 1800:  با سلام. هندوستانی که کتاب ماتیکان شترنگنامک در زمان انوشیروان بازی شترنگ از انجا وارد ایران شد, هند کنونی است و بازی تخت نرد را هم بزرگمهر بختگان اختراع کرده. فلذا هند همان هند است و در بندهش نیز هندی ها غیر ایرانی خوانده شده اند و چین هم خوزستان نیست زیرا که در زند بهمن یسن از چینیان به صورت چینیگان اسم برده شده و نه خوزستان. بازی تخت نرد هم چطور میتونه ساخت جیرفتی ها باشد.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام ببخشید شما فارسی بلدید بخوانید؟ چند صد هزار بار بنویسم "بر اثر مهاجرت گروهی به شرق در شروع اشکانیان این نامها به شرق منتقل و دولت ساسانی نیز گرفتار دوگانگی نامها بوده است"؟ باز برای من سند ساسانی ارائه می دهید می گویید شرق است همین الان جوهر پست 80 پرسش 1785  هنوز خشک نشده شما دوباره تکرار می کنید؟

   مگر همان بندهش ننوشته "و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است" سین وسط بین النهرین چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  مگر همان بندهش ننوشته ابرسین یک سرش چین استان است، یک سرش زرنک این کوه زاگرس چه ربطی به کشور چین دارد؟

  معلومه که هندی ها  "ایر" نیستند "پرس" هستند،  چه ربطی دارد؟ شما یک نقشه جغرافی بردارید (همین الان روی نقشه مکتوب است)  همان نامهای هند اباد (اردکان) ببرید هندو در (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام)  زیران را هم  نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سرمرز چم هندی (موسیان) و....   تا حدودی مرز ایر ها و هندی ها برایتان مشخص شود که نگویید هندی ها ایر بودند!

   بازی تخت نرد را بزرگمهر ساخته چرا تخته نرد 5000 ساله از زیر خاک جیرفت بیرون می آید؟ مگر تصور کردید برای مورخی که قلم در دست دارد کاری دارد برای چاپلوسی دو سه خط تعریف بی جا و دو سه تا اختراع بی جا به ساسانی نسبت بدهد؟  شما وقتی دارید جلوی چشمتان می بینید چنین نیست چرا باز تکرار می کنید؟ هر که قلم در دست دارد هرچه دوست دارد می نویسد این خواننده است که باید توجه کند چه کسی، در چه زمانی، با چه عقایدی، در کجا، دارد چی می نویسد بعد قضاوت کند.

   ــ  فلذا کل آنچه نوشتید از بی توجهی و تعصب بی مورد  شما سرچشمه می گیرد بیشتر تحقیق کنید.

   پاسخ انوش راوید:  بازی تخته نرد و تاس، که در کنار صندل استان کرمان کشف شده، عکسش در مطلب تمدن کهن جی وجود دارد.  آنچه که شما نوشته اید از دیدگاه ها در دانش های قبل از این وبلاگ است، با وجود این وبلاگ، و جغرافیای مکانها، که با سند از طرف بانوی گرامی پرنیان حامد ارائه شده است، هند و چین و... در دوران باستان مشخص شده است، جهت اطلاع مطالب وبلاگ را مطالعه و پیگیری نمایید.

   پرسش 1801:  سلام. در تواریخ اسلامی امده که دانش ستاره شناسی دست مایه ی صابیان است. در مورد اثارالباقیه و گرد دانستن کره ی زمین توسط انها, شماره صفحه اثار الباقیه را میدهید؟ مرسی.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  دست مایه ی صابیان جنوبی و افتخار خوزستان است حتی لوح بابلی مرگ کیدینو نابغه ستاره شناسی بابل را در خوزستان ایران نشان می دهد:

8' [ITI NE? U]4 15 mki-di-nu inagišTUKUL GAZ KIN U4  [.. .. ..]

[Month V? d]ay 15 (14 Aug.?) Kidinnu was killed by the sword. In the month Ulûlu (VI=28 Aug. - 26 Sep.), on the [..th] day

9' [.. .. .. ..] KUR Ú-zu-ia-a-nu URU šá KUR gu-ti-i 

[..... in] the land of Ú-zu-ia-a-nu, a city of the land of Gutium,

 

   اوزیا  همان هوزیا خوزستان است.  دانشمندان کشورتان را پیدا کنید قبل از آنکه افتخارات کشورتان را ببرند.  و اسناد آن را نابود کنند.

   ــ  آثارالباقیه صفحه  297  فصل هشتم:  "پرستندگان ستارگان و ماه و خورشید کدامند؟ "

   پرسش 1802:  شما ایرانی ها واقعا توهم دارین کوروشتون که به دست آنا تومروس ملکه آذربایجان کشته شد. شما که این همه ادعای تاریخ دانی دارین این کلمه آذری رو از کجا اوردین و به ما میگین اذری؟ منظورتون از اینهمه تفرقه انداختن بین ترک ها چیه سرکار خانم؟ بهتره کمی مطالعه کنین کاری به کار ما نداشته باشین برین همون کوروش صغیر و کبیر تونو پرستش کنین ما ترک آذربایجانی هستیم خانم فاشسیت نه آذری.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  1.  بنده نمی توانم  "ایر" باشم  چون آذری نیستم . کورش هم نمی تواند " ایر" باشد چون از نژاد "پارس" بود نه "ایر".  لاجرم شما "ایر" ها یا  "ایر" + ان.

  2. آنا تومرس به استناد هرودوت و محلی که نشان می دهد ملکه ارمنستان بوده شما چرا سنگش را به سینه میزنید مگر ارمنی هستید؟

  3. کلمه آذری را از همان آذربایجانی آوردم که خودتان تحویلم دادید  "ترک آذربایجانی"  البته شما شخصا هیچی نیستید چون اگر حتی در حد آدم  بودید می آمدید با من از اینهمه افتخاراتی که برای "ترک های آذری" سند آوردم دفاع می کردید. 

   (شما همان رجوع کنید به وبلاگ های مورد اطمینانتان همانجایی که نوشته "زردشتیان خودشان را با شاش گاو می شستند" بعد رجوع کنید به متون ساسانی ببینید زردشتی که می گوید اهل همان آذربایجان است تا بفهمید آقایان با نام  "ترک آذربایجانی" دارند چه توهینی به شما و اجداد شما می کنند،  اینجا جای امثال شما که احترامی برای اجدادشان قائل نیستند، نیست،  به سلامت).

   پاسخ انوش راوید:  درباره آنا تومروس در اینجا توضیح نوشته ام،  درضمن ما ایرانی ها همگی آذری هستیم،  آذری یک صفت دینی است،  مانند شیعه و سنی،  که بازمانده از دوران نور و خورشید و آتش است،  همچنین تورک یک واژه سرزمینی است،  نه قومی و تیره ای یا کیانی،  قبلاً در اینباره نوشته ام،  به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید.  در شاهنامه فردوسی آمده است "توران زمین"  و ترکان و چین،  که همه گویای زمین است،  نه قوم.  اگر من هم اینک در سرزمین توران باشم،  ترک حساب می شوم،  و چون اینک در سرزمین مازندران هستم،  مازنی گفته می شوم.  چین نیز در این بیت،  استان مرکزی ایران است،  مشروح در اینجا.

 * دگر تور  را  داد  توران  زمین <><> ورا  کرد  سالار  ترکان  و  چین *

   پرسش 1803:  درود. ان چه که دیودور در باب روم گفته است و میگویید که ایتالیا نیست را به فارسی می نویسید؟ با سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما متوجه درخواست شما نمی شوم! شما باید دیودور را بخوانید من جمله کوتاه مفسر را برای شما کپی کردم نه کتاب دیودور را. وسط کتاب آدرس هایی که دیودور برای نینوا و روم می دهد با نینوا و رم امروزی نمی تواند یکی باشد،  من که نمی توانم کتاب را برای شما اینجا ترجمه کنم!

   پرسش 1804: آیا چند کتیبه جیرفت واقعی است یا تقلبی؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام واقعی هستند اسناد و قدمتی که نشان میدهد وحشتناک است این بهانه های تقلبی بودن برای از بین بردن حقیقت اسناد کشورتان است مراقب باشید.

   پاسخ انوش راوید:  واقعی هستند،  و همه آنها از عمق 10 تا 12 متری زمین خارج شده اند،  و این کشف ها در دید انبوهی از کارگران و متخصصها و فیلم و عکس صورت پذیرفته است.  در هر صورت کاشف کتیبه های جیرفت دکتر یوسف مجید زاده هستند،  اطلاعات ایشان را از اینترنت بگیرید،  و پرسجو های بیشتر نمایید.  لازم به یاد آوریست،  عده از عوامل و نوچه های پولی و رایگان استعمار و امپریالیسم،  دارند با دروغ و دونگ ضد تاریخ می زنند،  و الکی و بدون سند و مدرک و سواد و دانش،  همه تاریخ ایران را دروغ می گویند،  آنها عددی نیستند و خیلی الکی تر از وجود شان هستند.

عکس یکی از کتیبه های جیرفتی در دل خاک، عکس شماره 4160.

   پرسش 1805:  سلام، 1- منظور من از عدن جای اولیه بود.

2- میخواستم بدونم این مسئله که شما اعراب رو از اراب جدا کردید میشه با حدیث پیامبر اسلام مطابقت داد که گفته بودن: "من عربم ولی عرب از من نیست"

3- شما که با این شعار (گفتمان دروغهای تاریخ) فعالیت میکنید باید درمورد تاریخچه ادیان هم برای ما کمی توضیح بدید، مثلا خراسان و یا طالقانی که در احادیث هست و الان من نمیدونم این خراسان و طالقان به کجا اطلاق شده میخواستم درمورد این توضیح بدید؟

4- درمورد حضور یک فرد دروغگو عربیش دجّال در طول تاریخ توضیح بدید که بازم این حرفی که در مورد این فرد زده شده چگونه است کسی که همه پیامبران برای فتنه اون فرد اومدن.

5- میخواستم این رو بپرسم اگه حضرت آدم حوا (که بازم من نفهمیدم آخِرش کجا فرود اومدن) در یک محل معین بودن پس امکان یک تمدن قدیمی در جیرفت چگونه است. چه بسا قبر آدم در عراقه و اگه اینکه حضرت آدم نزدیک4 هزار پیش که تاریخ دقیقشو نمیدونم و عذرمیخوام پیش وارد زمین شد پس باز چطوری این تمدن های پیش از 4 هزار سال پراکنده شدن.

من از طریق سایت های دینی مطالعاتی داشتم، این پرسش ها برای نادانی من در این موارد هست و چیزایی که نمیدونم و فقط بحث ادیان رو نمیشه از تاریخ جدا کرد تاریخی که خودش به احتمال زیاد نامی ایرانی نیست و همین تاریخ قدیمی ترین علم بشریت محسوب میشه و به استناد سخن خدا برای عبرته.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام من صلاحیت پاسخ گفتن به سوالات شما را ندارم شما باید به یک مجتهد رجوع کنید.  من فقط می توانم از متون تاریخی در مورد تاریخ با شما صحبت کنم.  ادیان مختلف عدن مختلف و حضرت آدم مختلف در مکانهای مختلف دارند که در بازنویسی های تاریخی بسته به تعصب مورخ درهم شده است.  به هر صورت منطق می گوید حضرت آدم و حوا باید یک جای گرم فرود آمده باشند از مدار 40 به بالا که زیر یخ بوده گرم ترین نقطه کره زمین هم که احتمالا در آن زمان آباد بوده (چون جهان از امروز سردتر بوده) نزدیک جیرفت ایران است. طبری می گوید حضرت ابراهیم از کردستان بود (طبری مجتهد است) اگر اینطور باشد اراب و عرب یکی نیست عرب شاخه کوچکی از ارابی می شود تکرار می کنم من صلاحیت قضاوت ندارم،  شما به یک مجتهد شیعه رجوع بفرمایید.

   (از لغت نادان استفاده نکنید بنویسید  ناآگاه ، نادان نا آگاهی است که نمی خواهد بفهمد شما دارید به این قشنگی پرس و جو می کنید ، نمی توانید نادان باشد !) 

   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:

کلیک کنید:  ارب با عرب تفاوت دارد

   پرسش 1806:  سلام و خسته نباشید، من علاقه زیادی به مطالعه تاریخ ایران از ابتدا دارم البته اطلاعات زیادی ندارم میخواستم با خوندن کتابهای تاریخی شروع کنم ولی متاسفانه نمیدونم کدوم کتاب رو انتخاب کنم که هم یک سری اطلاعات کلی بدست بیارم و هم گیج نشم تقریبا هیچی در مورد تاریخ ایران نمیدونم حتی مطالب کمی هم که در دوران مدرسه توی کتابهای تاریخی میخوندیم رو هم به خاطر ندارم میخواستم از شما خواهش کنم راهنماییم کنید. متشکرم

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور می کنم شما اول باید تاریخی که در جهان مکتوب است را مطالعه کنید پس از آنکه سلسله های مکتوب تاریخ و نام پادشاهان در ذهن شما جای گرفت آنوقت می توانید در مورد سلسله های مورد علاقه تان بیشتر مطالعه کنید.  شما اول چکیده تاریخ ایران را به صورت فشرده مطالعه کنید می توانید کتاب "چکیده تاریخ ایران" نوشته حسن نراقی - نشر اختران  را بخوانید.  یا کتابی مشابه این کتاب که سلسله ها را پشت هم و به صورت فشرده آورده است.

   پرسش 1807:  سلام آقای راوید آیا در ایران سنگ قبرهایی با حفره ای کوچک در آنها جهت آب خوردن حیوانات و پرندگان سراغ دارید؟ ممنون

   پاسخ انوش راوید:  در سنگ قبر های قدیمی ندیدم،  زیرا در مناطق خشک ایران،  آب درون چاله کوچکی در سنگ،  سریع و آن واحد بخار می شود،  و در شمال ایران نیز نیاز به اینکار نیست،  زیرا همه جا آب وجود دارد.

   پرسش 1808:  در متن پهلوی شگفتی های سیستان , نام الکسندر امده .

   پاسخ پرنیان حامد:  که با توجه به یکی بودن نماد (ل  و ر) در این زبان ارکسندر هم خوانده می شود

 صد جور دیگر هم تغییر می کند: (ک و د) یک نماد دارد در زبان پهلوی (ش ، س) یک نماد دارد (ن ، و) یک نماد دارد این اسم را بخوانیم  "ارد شنگر" هم درسته بسته به مکتوبات تاریخ من می توانم اسم را تغییر بدهم خواندن و ترجمه این اسم به استناد الکساندری است که از مقدونیه آمده ایران را فتح کرده من ثابت کنم چنین چیزی نبوده اسم را به زبان پهلوی برای شما ارشک اشکانی و یا اراکسس (اردشیر سوم هخامنشی) هم می توانم بخوانم.  در متن پهلوی شهرستان های ایران شهر هم اسم الاسکندر آمده که در نهایت تعجب در همین متن چند سطر پایین تر نام نفر دومی به نام سوکندر هم آمده است.

   نظر 1809:  سلام خانم حامد گرامی، متن شهرستانهای ایرانشهر استاد تورج دریایی به همراه چند متن دیگر را گذاشتم در اینجا:

http://forum.hammihan.com/thread109801.html

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس،  باید بدانید من برای استاد تورج دریایی بسیار احترام قائل هستم اما ،  ایشان برداشتند بند 59 و 60 را درهم ادغام کردند.  دو بند ادغام شده را  صفحه 42  کتاب شان به صورت 59.  شهرستان آمل را زندیق پر مرگ ساخت.  زردشت پسر سپیتمان از آن شهر بود،  ترجمه کردند، و در صفحه 92 توضیح آوردند که نام شهر ری از بند افتاده حال آنکه نام سازنده  شهر ری در بند 60 که به 59 ارتباطی ندارد افتاده است!

   این ترجمه و آوانویسی صادق هدایت:

   59. شترستان ئی آموی زندیک ئی پر مرگ کرت.

   شهرستان آموی را زندیق مرگبار بساخت

   60 . شترستان ئی ریه .........کرت زردشت ئی سپیتامان از آن شترستان بوت

   شهرستان ری را ...........ساخت زردشت پسر سپیتامان از ان شهرستان بود

   صادق هدایت در پاورقی آورده است:  در ابتدای این بند اسم ری، و بنانهنده آن افتاده است .......... ری نزدیک تهران محل تولد زردشت نبوده است،  زیرا اسناد زردشتی محل تولد زردشت را در آذربایجان دریاچه ارومیه (چیچست) نشان می دهد (نوشته های پراکنده صادق هدایت (ISBN 964-5858-20-8) نشر جامه در آن  گردآورنده حسن قائمیان 1383  صفحه 469)

   محل تولد زردشت حتی در ری تهران نبوده است،  ایشان با ادغام دو بند 59 و 60 محل تولد زردشت را به آمل بردند.  محل تولد زردشت نه آمل است نه ری و نه حتی آذربایجان،  زردشت مهاجری به دربار گشتاسپ در آذربایجان بوده است از غرب به آذربایجان مهاجرت کرده است لذا محل تولد او ریگا در غرب آذربایجان امروزی است که متاسفانه به علت افتادگی نام سازنده این شهر (که ری تهران نیست) نمی توانیم در باره آن قضاوتی کنیم تنها می دانیم به کوست (جانب)  آذربایجان است  نه به کوست (جانب) خراسان  چون رسما در متن زیر قسمت آذرآبادگان مکتوب است،  نه زیر قسمت خوراسان (شرق).

   امید دارم مترجم کتاب آقای  شهرام جلیلیان در باب این قسمت با استاد تورج دریایی مشورتی بفرمایند.

   نظر 1810:  سلام خدمت استاد انوش راوید و استاد پرنیان حامد و با تشکر از کتاب ارزنده اسکندر ایران اسکندر یونانی نیست کتابی مستدلل و ژرف نگارانه و با فراست که غبار جهل را از آینه روشن تاریخ زدودید و روشنی بخش نسل حقیقت جو گشت سپاس فراوان می گویم و از حضرت باری تعالی آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون می طلبم. با درود

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از لطف شما سپاسگزارم.

   پرسش 1811:  با درود و سپاس، دوست من شما به خیلی نکات اشاره فرمودید اما به روشن ترین و ملموس ترین مدرک اشاره نفرمودید!!،  و آنهم همسران اسکندر است!!، اکگان ندارد یک سلطان یا پادشاه همسری از سرزمین مادری خود نگیرد تا فرزندی اصیل داشته باشد. پس یا اسکندر ایرانی بوده که هر سه همسرش ایرانی بوده اند و یا اسکندری وجود نداشته است.

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما  سخن شما نیز نکته جالبی است با سپاس از شما.

   پرسش 1812:  آدمهایی مثل شما با ارزشند... با سلام مطالبتون خیییلی جالبه، تازه متوجه شدم چرا ب تاریخ اسکندر و چنگیز و... علاقه زیادی نداشتم نگو همش دروغ بوده ی حسی جلومو میگرفت دنبالشون زیاد باشم، مطمئن باشید از این به بعد این مطالب بیشتر پخش میشن بین حقیقت جویان لطفا مطالبی هم از تعریف پان ترکها بزارین تو سایتتون.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما اینها دروغ نیستند، فقط ملیت شان به اقتضای سیاسی و تحریک تعصبات ملی عوض شده است، تا دقیقا شما و هم وطن آذری شما را به جان هم بیاندارند،  و سود سیاسی و دزدی از تمدنتان را ببرند، لذا شما افتخارات آذربایجان را نادیده می گیرید و سعی دارید آن را به مرکز و شرق ایران بکشید و با این کارتان پان ترک می سازید، که به افتخارات شما توهین و بقیه را به خود نسبت بدهد.

    یک روزی یاد بگیرید به جای آنکه اشتباهات و ناهمگونی های قومی را به رخ هم بکشید افتخارات اجدادتان را از هر قومی که بودند برای همدیگر بازگو کنید من آذری نیستم اما همه ما از یک اب و خاکیم و افتخارات و تمدن از هر گوشه این سرزمین که باشد متعلق به همه ماست چه فردوسی خراسانی، چه کوروش بختیاری، چه اسفندیار آذربایجانی همه افتخارات من ایرانی است.

   پاسخ انوش راوید:  استعمار و امپریالیسم بمنظور سبک کار خودشان،  با مهندسی تاریخی،  از حدود 500 سال پیش،  بویژه در دو قرن گذشته،  بخش های از تاریخ ایران را با بخش های از تاریخ سرزمین های دیگر درهم کرده اند،  و با اعمال نفوذ در سیستم های آموزشی جهان،  آن دروغها را وارد علوم آکادمیک کردند،  اطلاع بیشتر در اینجا.  در مورد اسکندرایرانی بانوی گرامی پرنیان حامد توضیح و سند بفراوانی نوشته اند.

 جنوبگان

      با شادمانی بسیار دریافتیم که هنوز  نشریه های ایرانی چون جنوبگان یافت می شوند،  که در انعکاس مطالب علمی و پژوهشی فعالیت  دارند.

      باشد که این رویه در پیشرفت فرهنگ ملی و کمک به پژوهشگرانی که برای آبادی و دفاع از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم فعالیت می نمایند مفید و موثر باشد.

      با سپاس فراوان از آقای سیاوش محمودی بختیاری و آقای پدرام طاهری که در دریافت و چاپ این نوشته کوشش فراوان نمودند.

پرنیان حامد

     عکس صفحه نشریه با عنوان:  ایل بختیاری،  پژوهشی از پرنیان حامد،  در پاسخ به طرح پرسش های دکتر سیاوش محمودی بختیاری.  جهت بزرگ نمایی روی عکس کلیک کنید.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند 1392 توسط انوش راوید