گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

این صفحه را به اشتراک بگذارید



Google

در اين وبلاگ


Google

در ایران و ایرانیان



k2cod go Up


دانلود های وبلاگ  http://arq.blogsky.com/8


ایمیل انوش راوید



کلیک کنید اکو توریسم گته گلی خانه


کلیک کنید تقویم ایرانی


فیس بوک انوش راوید


 

گفتمان درباره اسکندر تاریخ ایران، آلکساندر یونانی نیست

 

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

 

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

کلیک کنید:  دسترسی سریع به مطالب مهم وبلاگ

 

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

 

   ضمندرود به وطن پرستی چون آقایانوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،

  پرنیان حامد

 

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

 

پرنیان حامد

 *

 

به نام خدا

فراخوان و دعوت از اساتید

      واضح است غربیان تاریخ ایران زمین را افسانه و از افسانه ها تاریخ ساخته اند،  و در این بین از هیچ کوششی جهت تغییر و ایجاد نابسامانی در تاریخ این مرز و بوم دریغ نداشته اند.  به همین منظور قصد داریم تا با تهیه مستندی برای پاکسازی تاریخ از دروغ های آن قدمی استوار برداریم،  و از تمامی اساتید و کارشناسان که در این ارتباط می توانند به ما یاری رسانند دعوت به عمل می آوریم تا با ما در تهیه این فیلم مستند همکاری داشته باشند.  از کارشناسان در بخش های زیر جهت همکاری دعوت به عمل می آید:

   ــ  اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی، علوم دینی، اسطوره شناسی،  زبان شناسی (زبان های باستانی(،  زمین شناسی،  ستاره شناسی،  علوم نظامی (نبردهای کلاسیک و باستانی(،  حمل و نقل و دریانوردی.

     لازم به تذکر است،  آن دسته از اساتیدی که با ما هم نظر نیستند،  و روایات چند سده اخیر در ارتباط با اسکندر مقدونی را همانگونه که غربیان نوشته اند حقیقت می دانند،  درخواست داریم تا با حضور خود در این مستند اسناد خود را ارائه نمایند.  موضوع فیلم در ارتباط با یکی از مهمترین گلوگاه های تاریخ یعنی دوران اسکندر مقدونیایی می باشد.  با توجه به اهمیت این شخصیت در طول تاریخ و وجود شبهات بسیار در ارتباط با این اسطوره تاریخی و همچنین تناقضات بسیاری که بعد از ترجمه های متون کلاسیک غربی در چند سده اخیر بوجود آمده اند،  بر آن شدیم تا با به اشتراک گذاری کلیه اسناد در این ارتباط چهره ای شفاف تر از اسکندر مقدونیایی و رویداد های مرتبط با دوران او به نمایش گذاریم.

  ــ  جهت هماهنگی های لازم درخواست می شود با شماره همراه 09368650556 و یا با ایمیلinfo@arq.ir با ما در ارتباط باشید.

نوید صلح دوست


برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد, نوید صلحدوست, مستندهای وبلاگ, فراخوان اساتید
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 81

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس نقالی پریسا سیمین مهر از داستان تازیانه بهرام شاهنامه فردوسی،  عکس شماره 7189.

   پرسش 1797:  با سلام خدمت خانم پرنیان حامد:

  1- آدرس وبلاگ برای سند خط آریایی این است: (خط ما، دبیره ی پارسی یا الفبای عربی) نویسنده وبلاگ دکتر آیدین پورمسلمی است.

  2-  واژگانی را که نوشته بودم برای این بود که میخواستم بدانم برای این واژگان در زبان پارسی میانه چه معادلی وجود داشته است، فقط برای افزایش اطلاعات بوده است لطفا معادلاتش را بنویسید ممنون.

  3 ــ زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور ــ، آدرس سند برای زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور این است (دانشگاه گندی شاپور) در وبلاگ ویکی پدیا.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در باب دانشگاه گندی شاهپور پاسخ نوشتم برای شما  پرسش و پاسخ ویژه 80 پرسش 1795 که  به نظر می آید تحلیل شما به استناد آدرسی که خود شما ارائه دادید اشتباه بوده است.

عدد صفر سیفر  cifr  عمو، آمو amou  عمه، امکamak     خاله   خالک  khalak   دایی  خان  khan ، خلیج  زره – دریا - darya    zereh

   پرسش 1798:  سلام. این لوح جدول ضربی که گریشمن در تخت جمشید کشف کرده را نشان میدهید؟  با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  صفحه 165 کتاب بغ مهر مهندس احمد حامی.

   پرسش 1799:  مشخصات جولیوس سزار به هیچ شکل شبیه اسکندر نیست و اسکندر هم شاگرد ارسطو شاگرد سقراط است. خود جولیسزار هم یک استاد یونانی داشته.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مشخصات اسکندری هم که نام او در تاریخ ایران آمده  هیچ شباهتی به الکساندر ندارد.  بنده هم گفتم اسکندر،  الکساندر نیست،  جولیوسزار است.  اگر درست دقت کرده بودید چنین نظری نمی نوشتید.  کجا متون یونانی نوشتند الکساندر دیوار کشید؟  و هزار سوال دیگر از این نمونه! حال بفرمایید سد اسکندری را الکساندر مقدونی به استناد کدام متن کجا کشیده است،  که همان سد اسکندری تاریخ ایران باشد؟  طبری رسما نوشته "اسکندر 65 قبل از تولد عیسی بود"  چرا این باید تبدیل به الکساندر 320 ق.م بشود؟  ارسطا لیس = ارش تالشی از جنوب مغ دونی ایران (دشت مغان) چرا باید برود مقدونیه امروزی،  که نام باستانی آن اسکودرا بوده است؟  چرا مورخ یونانی ننوشته اسکودرا؟  چرا لوح بابلی نوشته ماکا؟  ماکا که در کتیبه بیستون نه مقدونیه است نه یونان، ما گفتین غرب ایران است،  اما اساتید و مفسرینی که قبول دارید که اصلا می گویند سیستان و بلوچستان است؟  استاد یونانی یعنی چی؟  یعنی گریک بود یا ایونی؟ یک تحقیقی بفرمایید ببینید این اساتید و مورخین یونانی که می فرمایید متولد کدام کشور و ناحیه امروزی بودند، هرودوت و هومر و کتزیاس متواد یونان (گریک سرزمین های دریای اژه) هستند یا کشور ترکیه و عراق امروزی؟ و بالاخره بدین ترتیب مفهوم استاد و مورخ یونانی چیست؟

   پرسش 1800:  با سلام. هندوستانی که کتاب ماتیکان شترنگنامک در زمان انوشیروان بازی شترنگ از انجا وارد ایران شد, هند کنونی است و بازی تخت نرد را هم بزرگمهر بختگان اختراع کرده. فلذا هند همان هند است و در بندهش نیز هندی ها غیر ایرانی خوانده شده اند و چین هم خوزستان نیست زیرا که در زند بهمن یسن از چینیان به صورت چینیگان اسم برده شده و نه خوزستان. بازی تخت نرد هم چطور میتونه ساخت جیرفتی ها باشد.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام ببخشید شما فارسی بلدید بخوانید؟ چند صد هزار بار بنویسم "بر اثر مهاجرت گروهی به شرق در شروع اشکانیان این نامها به شرق منتقل و دولت ساسانی نیز گرفتار دوگانگی نامها بوده است"؟ باز برای من سند ساسانی ارائه می دهید می گویید شرق است همین الان جوهر پست 80 پرسش 1785  هنوز خشک نشده شما دوباره تکرار می کنید؟

   مگر همان بندهش ننوشته "و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است" سین وسط بین النهرین چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  مگر همان بندهش ننوشته ابرسین یک سرش چین استان است، یک سرش زرنک این کوه زاگرس چه ربطی به کشور چین دارد؟

  معلومه که هندی ها  "ایر" نیستند "پرس" هستند،  چه ربطی دارد؟ شما یک نقشه جغرافی بردارید (همین الان روی نقشه مکتوب است)  همان نامهای هند اباد (اردکان) ببرید هندو در (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام)  زیران را هم  نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سرمرز چم هندی (موسیان) و....   تا حدودی مرز ایر ها و هندی ها برایتان مشخص شود که نگویید هندی ها ایر بودند!

   بازی تخت نرد را بزرگمهر ساخته چرا تخته نرد 5000 ساله از زیر خاک جیرفت بیرون می آید؟ مگر تصور کردید برای مورخی که قلم در دست دارد کاری دارد برای چاپلوسی دو سه خط تعریف بی جا و دو سه تا اختراع بی جا به ساسانی نسبت بدهد؟  شما وقتی دارید جلوی چشمتان می بینید چنین نیست چرا باز تکرار می کنید؟ هر که قلم در دست دارد هرچه دوست دارد می نویسد این خواننده است که باید توجه کند چه کسی، در چه زمانی، با چه عقایدی، در کجا، دارد چی می نویسد بعد قضاوت کند.

   ــ  فلذا کل آنچه نوشتید از بی توجهی و تعصب بی مورد  شما سرچشمه می گیرد بیشتر تحقیق کنید.

   پاسخ انوش راوید:  بازی تخته نرد و تاس، که در کنار صندل استان کرمان کشف شده، عکسش در مطلب تمدن کهن جی وجود دارد.  آنچه که شما نوشته اید از دیدگاه ها در دانش های قبل از این وبلاگ است، با وجود این وبلاگ، و جغرافیای مکانها، که با سند از طرف بانوی گرامی پرنیان حامد ارائه شده است، هند و چین و... در دوران باستان مشخص شده است، جهت اطلاع مطالب وبلاگ را مطالعه و پیگیری نمایید.

   پرسش 1801:  سلام. در تواریخ اسلامی امده که دانش ستاره شناسی دست مایه ی صابیان است. در مورد اثارالباقیه و گرد دانستن کره ی زمین توسط انها, شماره صفحه اثار الباقیه را میدهید؟ مرسی.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  دست مایه ی صابیان جنوبی و افتخار خوزستان است حتی لوح بابلی مرگ کیدینو نابغه ستاره شناسی بابل را در خوزستان ایران نشان می دهد:

8' [ITI NE? U]4 15 mki-di-nu inagišTUKUL GAZ KIN U4  [.. .. ..]

[Month V? d]ay 15 (14 Aug.?) Kidinnu was killed by the sword. In the month Ulûlu (VI=28 Aug. - 26 Sep.), on the [..th] day

9' [.. .. .. ..] KUR Ú-zu-ia-a-nu URU šá KUR gu-ti-i 

[..... in] the land of Ú-zu-ia-a-nu, a city of the land of Gutium,

 

   اوزیا  همان هوزیا خوزستان است.  دانشمندان کشورتان را پیدا کنید قبل از آنکه افتخارات کشورتان را ببرند.  و اسناد آن را نابود کنند.

   ــ  آثارالباقیه صفحه  297  فصل هشتم:  "پرستندگان ستارگان و ماه و خورشید کدامند؟ "

   پرسش 1802:  شما ایرانی ها واقعا توهم دارین کوروشتون که به دست آنا تومروس ملکه آذربایجان کشته شد. شما که این همه ادعای تاریخ دانی دارین این کلمه آذری رو از کجا اوردین و به ما میگین اذری؟ منظورتون از اینهمه تفرقه انداختن بین ترک ها چیه سرکار خانم؟ بهتره کمی مطالعه کنین کاری به کار ما نداشته باشین برین همون کوروش صغیر و کبیر تونو پرستش کنین ما ترک آذربایجانی هستیم خانم فاشسیت نه آذری.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  1.  بنده نمی توانم  "ایر" باشم  چون آذری نیستم . کورش هم نمی تواند " ایر" باشد چون از نژاد "پارس" بود نه "ایر".  لاجرم شما "ایر" ها یا  "ایر" + ان.

  2. آنا تومرس به استناد هرودوت و محلی که نشان می دهد ملکه ارمنستان بوده شما چرا سنگش را به سینه میزنید مگر ارمنی هستید؟

  3. کلمه آذری را از همان آذربایجانی آوردم که خودتان تحویلم دادید  "ترک آذربایجانی"  البته شما شخصا هیچی نیستید چون اگر حتی در حد آدم  بودید می آمدید با من از اینهمه افتخاراتی که برای "ترک های آذری" سند آوردم دفاع می کردید. 

   (شما همان رجوع کنید به وبلاگ های مورد اطمینانتان همانجایی که نوشته "زردشتیان خودشان را با شاش گاو می شستند" بعد رجوع کنید به متون ساسانی ببینید زردشتی که می گوید اهل همان آذربایجان است تا بفهمید آقایان با نام  "ترک آذربایجانی" دارند چه توهینی به شما و اجداد شما می کنند،  اینجا جای امثال شما که احترامی برای اجدادشان قائل نیستند، نیست،  به سلامت).

   پاسخ انوش راوید:  درباره آنا تومروس در اینجا توضیح نوشته ام،  درضمن ما ایرانی ها همگی آذری هستیم،  آذری یک صفت دینی است،  مانند شیعه و سنی،  که بازمانده از دوران نور و خورشید و آتش است،  همچنین تورک یک واژه سرزمینی است،  نه قومی و تیره ای یا کیانی،  قبلاً در اینباره نوشته ام،  به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید.  در شاهنامه فردوسی آمده است "توران زمین"  و ترکان و چین،  که همه گویای زمین است،  نه قوم.  اگر من هم اینک در سرزمین توران باشم،  ترک حساب می شوم،  و چون اینک در سرزمین مازندران هستم،  مازنی گفته می شوم.  چین نیز در این بیت،  استان مرکزی ایران است،  مشروح در اینجا.

 * دگر تور  را  داد  توران  زمین <><> ورا  کرد  سالار  ترکان  و  چین *

   پرسش 1803:  درود. ان چه که دیودور در باب روم گفته است و میگویید که ایتالیا نیست را به فارسی می نویسید؟ با سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما متوجه درخواست شما نمی شوم! شما باید دیودور را بخوانید من جمله کوتاه مفسر را برای شما کپی کردم نه کتاب دیودور را. وسط کتاب آدرس هایی که دیودور برای نینوا و روم می دهد با نینوا و رم امروزی نمی تواند یکی باشد،  من که نمی توانم کتاب را برای شما اینجا ترجمه کنم!

   پرسش 1804: آیا چند کتیبه جیرفت واقعی است یا تقلبی؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام واقعی هستند اسناد و قدمتی که نشان میدهد وحشتناک است این بهانه های تقلبی بودن برای از بین بردن حقیقت اسناد کشورتان است مراقب باشید.

   پاسخ انوش راوید:  واقعی هستند،  و همه آنها از عمق 10 تا 12 متری زمین خارج شده اند،  و این کشف ها در دید انبوهی از کارگران و متخصصها و فیلم و عکس صورت پذیرفته است.  در هر صورت کاشف کتیبه های جیرفت دکتر یوسف مجید زاده هستند،  اطلاعات ایشان را از اینترنت بگیرید،  و پرسجو های بیشتر نمایید.  لازم به یاد آوریست،  عده از عوامل و نوچه های پولی و رایگان استعمار و امپریالیسم،  دارند با دروغ و دونگ ضد تاریخ می زنند،  و الکی و بدون سند و مدرک و سواد و دانش،  همه تاریخ ایران را دروغ می گویند،  آنها عددی نیستند و خیلی الکی تر از وجود شان هستند.

عکس یکی از کتیبه های جیرفتی در دل خاک، عکس شماره 4160.

   پرسش 1805:  سلام، 1- منظور من از عدن جای اولیه بود.

2- میخواستم بدونم این مسئله که شما اعراب رو از اراب جدا کردید میشه با حدیث پیامبر اسلام مطابقت داد که گفته بودن: "من عربم ولی عرب از من نیست"

3- شما که با این شعار (گفتمان دروغهای تاریخ) فعالیت میکنید باید درمورد تاریخچه ادیان هم برای ما کمی توضیح بدید، مثلا خراسان و یا طالقانی که در احادیث هست و الان من نمیدونم این خراسان و طالقان به کجا اطلاق شده میخواستم درمورد این توضیح بدید؟

4- درمورد حضور یک فرد دروغگو عربیش دجّال در طول تاریخ توضیح بدید که بازم این حرفی که در مورد این فرد زده شده چگونه است کسی که همه پیامبران برای فتنه اون فرد اومدن.

5- میخواستم این رو بپرسم اگه حضرت آدم حوا (که بازم من نفهمیدم آخِرش کجا فرود اومدن) در یک محل معین بودن پس امکان یک تمدن قدیمی در جیرفت چگونه است. چه بسا قبر آدم در عراقه و اگه اینکه حضرت آدم نزدیک4 هزار پیش که تاریخ دقیقشو نمیدونم و عذرمیخوام پیش وارد زمین شد پس باز چطوری این تمدن های پیش از 4 هزار سال پراکنده شدن.

من از طریق سایت های دینی مطالعاتی داشتم، این پرسش ها برای نادانی من در این موارد هست و چیزایی که نمیدونم و فقط بحث ادیان رو نمیشه از تاریخ جدا کرد تاریخی که خودش به احتمال زیاد نامی ایرانی نیست و همین تاریخ قدیمی ترین علم بشریت محسوب میشه و به استناد سخن خدا برای عبرته.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام من صلاحیت پاسخ گفتن به سوالات شما را ندارم شما باید به یک مجتهد رجوع کنید.  من فقط می توانم از متون تاریخی در مورد تاریخ با شما صحبت کنم.  ادیان مختلف عدن مختلف و حضرت آدم مختلف در مکانهای مختلف دارند که در بازنویسی های تاریخی بسته به تعصب مورخ درهم شده است.  به هر صورت منطق می گوید حضرت آدم و حوا باید یک جای گرم فرود آمده باشند از مدار 40 به بالا که زیر یخ بوده گرم ترین نقطه کره زمین هم که احتمالا در آن زمان آباد بوده (چون جهان از امروز سردتر بوده) نزدیک جیرفت ایران است. طبری می گوید حضرت ابراهیم از کردستان بود (طبری مجتهد است) اگر اینطور باشد اراب و عرب یکی نیست عرب شاخه کوچکی از ارابی می شود تکرار می کنم من صلاحیت قضاوت ندارم،  شما به یک مجتهد شیعه رجوع بفرمایید.

   (از لغت نادان استفاده نکنید بنویسید  ناآگاه ، نادان نا آگاهی است که نمی خواهد بفهمد شما دارید به این قشنگی پرس و جو می کنید ، نمی توانید نادان باشد !) 

   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:

کلیک کنید:  ارب با عرب تفاوت دارد

   پرسش 1806:  سلام و خسته نباشید، من علاقه زیادی به مطالعه تاریخ ایران از ابتدا دارم البته اطلاعات زیادی ندارم میخواستم با خوندن کتابهای تاریخی شروع کنم ولی متاسفانه نمیدونم کدوم کتاب رو انتخاب کنم که هم یک سری اطلاعات کلی بدست بیارم و هم گیج نشم تقریبا هیچی در مورد تاریخ ایران نمیدونم حتی مطالب کمی هم که در دوران مدرسه توی کتابهای تاریخی میخوندیم رو هم به خاطر ندارم میخواستم از شما خواهش کنم راهنماییم کنید. متشکرم

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور می کنم شما اول باید تاریخی که در جهان مکتوب است را مطالعه کنید پس از آنکه سلسله های مکتوب تاریخ و نام پادشاهان در ذهن شما جای گرفت آنوقت می توانید در مورد سلسله های مورد علاقه تان بیشتر مطالعه کنید.  شما اول چکیده تاریخ ایران را به صورت فشرده مطالعه کنید می توانید کتاب "چکیده تاریخ ایران" نوشته حسن نراقی - نشر اختران  را بخوانید.  یا کتابی مشابه این کتاب که سلسله ها را پشت هم و به صورت فشرده آورده است.

   پرسش 1807:  سلام آقای راوید آیا در ایران سنگ قبرهایی با حفره ای کوچک در آنها جهت آب خوردن حیوانات و پرندگان سراغ دارید؟ ممنون

   پاسخ انوش راوید:  در سنگ قبر های قدیمی ندیدم،  زیرا در مناطق خشک ایران،  آب درون چاله کوچکی در سنگ،  سریع و آن واحد بخار می شود،  و در شمال ایران نیز نیاز به اینکار نیست،  زیرا همه جا آب وجود دارد.

   پرسش 1808:  در متن پهلوی شگفتی های سیستان , نام الکسندر امده .

   پاسخ پرنیان حامد:  که با توجه به یکی بودن نماد (ل  و ر) در این زبان ارکسندر هم خوانده می شود

 صد جور دیگر هم تغییر می کند: (ک و د) یک نماد دارد در زبان پهلوی (ش ، س) یک نماد دارد (ن ، و) یک نماد دارد این اسم را بخوانیم  "ارد شنگر" هم درسته بسته به مکتوبات تاریخ من می توانم اسم را تغییر بدهم خواندن و ترجمه این اسم به استناد الکساندری است که از مقدونیه آمده ایران را فتح کرده من ثابت کنم چنین چیزی نبوده اسم را به زبان پهلوی برای شما ارشک اشکانی و یا اراکسس (اردشیر سوم هخامنشی) هم می توانم بخوانم.  در متن پهلوی شهرستان های ایران شهر هم اسم الاسکندر آمده که در نهایت تعجب در همین متن چند سطر پایین تر نام نفر دومی به نام سوکندر هم آمده است.

   نظر 1809:  سلام خانم حامد گرامی، متن شهرستانهای ایرانشهر استاد تورج دریایی به همراه چند متن دیگر را گذاشتم در اینجا:

http://forum.hammihan.com/thread109801.html

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس،  باید بدانید من برای استاد تورج دریایی بسیار احترام قائل هستم اما ،  ایشان برداشتند بند 59 و 60 را درهم ادغام کردند.  دو بند ادغام شده را  صفحه 42  کتاب شان به صورت 59.  شهرستان آمل را زندیق پر مرگ ساخت.  زردشت پسر سپیتمان از آن شهر بود،  ترجمه کردند، و در صفحه 92 توضیح آوردند که نام شهر ری از بند افتاده حال آنکه نام سازنده  شهر ری در بند 60 که به 59 ارتباطی ندارد افتاده است!

   این ترجمه و آوانویسی صادق هدایت:

   59. شترستان ئی آموی زندیک ئی پر مرگ کرت.

   شهرستان آموی را زندیق مرگبار بساخت

   60 . شترستان ئی ریه .........کرت زردشت ئی سپیتامان از آن شترستان بوت

   شهرستان ری را ...........ساخت زردشت پسر سپیتامان از ان شهرستان بود

   صادق هدایت در پاورقی آورده است:  در ابتدای این بند اسم ری، و بنانهنده آن افتاده است .......... ری نزدیک تهران محل تولد زردشت نبوده است،  زیرا اسناد زردشتی محل تولد زردشت را در آذربایجان دریاچه ارومیه (چیچست) نشان می دهد (نوشته های پراکنده صادق هدایت (ISBN 964-5858-20-8) نشر جامه در آن  گردآورنده حسن قائمیان 1383  صفحه 469)

   محل تولد زردشت حتی در ری تهران نبوده است،  ایشان با ادغام دو بند 59 و 60 محل تولد زردشت را به آمل بردند.  محل تولد زردشت نه آمل است نه ری و نه حتی آذربایجان،  زردشت مهاجری به دربار گشتاسپ در آذربایجان بوده است از غرب به آذربایجان مهاجرت کرده است لذا محل تولد او ریگا در غرب آذربایجان امروزی است که متاسفانه به علت افتادگی نام سازنده این شهر (که ری تهران نیست) نمی توانیم در باره آن قضاوتی کنیم تنها می دانیم به کوست (جانب)  آذربایجان است  نه به کوست (جانب) خراسان  چون رسما در متن زیر قسمت آذرآبادگان مکتوب است،  نه زیر قسمت خوراسان (شرق).

   امید دارم مترجم کتاب آقای  شهرام جلیلیان در باب این قسمت با استاد تورج دریایی مشورتی بفرمایند.

   نظر 1810:  سلام خدمت استاد انوش راوید و استاد پرنیان حامد و با تشکر از کتاب ارزنده اسکندر ایران اسکندر یونانی نیست کتابی مستدلل و ژرف نگارانه و با فراست که غبار جهل را از آینه روشن تاریخ زدودید و روشنی بخش نسل حقیقت جو گشت سپاس فراوان می گویم و از حضرت باری تعالی آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون می طلبم. با درود

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از لطف شما سپاسگزارم.

   پرسش 1811:  با درود و سپاس، دوست من شما به خیلی نکات اشاره فرمودید اما به روشن ترین و ملموس ترین مدرک اشاره نفرمودید!!،  و آنهم همسران اسکندر است!!، اکگان ندارد یک سلطان یا پادشاه همسری از سرزمین مادری خود نگیرد تا فرزندی اصیل داشته باشد. پس یا اسکندر ایرانی بوده که هر سه همسرش ایرانی بوده اند و یا اسکندری وجود نداشته است.

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما  سخن شما نیز نکته جالبی است با سپاس از شما.

   پرسش 1812:  آدمهایی مثل شما با ارزشند... با سلام مطالبتون خیییلی جالبه، تازه متوجه شدم چرا ب تاریخ اسکندر و چنگیز و... علاقه زیادی نداشتم نگو همش دروغ بوده ی حسی جلومو میگرفت دنبالشون زیاد باشم، مطمئن باشید از این به بعد این مطالب بیشتر پخش میشن بین حقیقت جویان لطفا مطالبی هم از تعریف پان ترکها بزارین تو سایتتون.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما اینها دروغ نیستند، فقط ملیت شان به اقتضای سیاسی و تحریک تعصبات ملی عوض شده است، تا دقیقا شما و هم وطن آذری شما را به جان هم بیاندارند،  و سود سیاسی و دزدی از تمدنتان را ببرند، لذا شما افتخارات آذربایجان را نادیده می گیرید و سعی دارید آن را به مرکز و شرق ایران بکشید و با این کارتان پان ترک می سازید، که به افتخارات شما توهین و بقیه را به خود نسبت بدهد.

    یک روزی یاد بگیرید به جای آنکه اشتباهات و ناهمگونی های قومی را به رخ هم بکشید افتخارات اجدادتان را از هر قومی که بودند برای همدیگر بازگو کنید من آذری نیستم اما همه ما از یک اب و خاکیم و افتخارات و تمدن از هر گوشه این سرزمین که باشد متعلق به همه ماست چه فردوسی خراسانی، چه کوروش بختیاری، چه اسفندیار آذربایجانی همه افتخارات من ایرانی است.

   پاسخ انوش راوید:  استعمار و امپریالیسم بمنظور سبک کار خودشان،  با مهندسی تاریخی،  از حدود 500 سال پیش،  بویژه در دو قرن گذشته،  بخش های از تاریخ ایران را با بخش های از تاریخ سرزمین های دیگر درهم کرده اند،  و با اعمال نفوذ در سیستم های آموزشی جهان،  آن دروغها را وارد علوم آکادمیک کردند،  اطلاع بیشتر در اینجا.  در مورد اسکندرایرانی بانوی گرامی پرنیان حامد توضیح و سند بفراوانی نوشته اند.

 جنوبگان

      با شادمانی بسیار دریافتیم که هنوز  نشریه های ایرانی چون جنوبگان یافت می شوند،  که در انعکاس مطالب علمی و پژوهشی فعالیت  دارند.

      باشد که این رویه در پیشرفت فرهنگ ملی و کمک به پژوهشگرانی که برای آبادی و دفاع از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم فعالیت می نمایند مفید و موثر باشد.

      با سپاس فراوان از آقای سیاوش محمودی بختیاری و آقای پدرام طاهری که در دریافت و چاپ این نوشته کوشش فراوان نمودند.

پرنیان حامد

     عکس صفحه نشریه با عنوان:  ایل بختیاری،  پژوهشی از پرنیان حامد،  در پاسخ به طرح پرسش های دکتر سیاوش محمودی بختیاری.  جهت بزرگ نمایی روی عکس کلیک کنید.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 80

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   تقاضا 1781:  با سلام خدمت خانم حامد و اقای راوید . خدمت شما یک درخواستی داشتم و اینکه یک اسکن از ترجمه کتیبه ایزد بهرام که متعلق به لاش چهارم برایم ارسال کنید . همچنین شماره صفحه کتاب راهنمای زبان پارتی دکتر بیغ بیدی را....   با تشکر.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بر وبلاگ ارسال شد،  آقای داریوش اکبر زاده آن را به سال 3 ترجمه کرده است من اما به ترجمه آقای رضایی باغ بیدی استناد کردم . آنقدر مهم است این یک سال؟

   پرسش 1782:  همیشه برای من سوال بود چرا مورخان اسلامی و حتی حضرت علی (ع) رومیان را بنی اصفر. نامیده اند و میدانید که اصفر از فرزندان اسحاق ابن ابراهیم خلیل (ع) هستند و بنی اصفر یعنی فرزندان ابراهیم (ع)!! حال چگونه ایتالیی ها و یونانیان را همنژاد ابراهیم خلیل (ع) بدانیم? یا باید قول دیگری اختیار کنیم? نظر شما چیست ?مهر افزون.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام حضرت ابراهیم  به استناد تاریخ طبری متولد کردستان ایران است. نه یونانی بود نه ایتالیایی. 

   پرسش 1783:  خط فنقی را اقوام یونانی تقلید کردند و هر قبیله انرا یک شکل مختلف تغیرر داد . لذا این خط دقیقا فنقی نیست ! همچنین شما میگید الاسکندر فیلیپوس همان اسکندر یونانی است . خب این نام در ارداویرافنامه و کارنامه اردشیر امده! پس مراد همان اسکندر یونانی است .

   پاسخ پرنیان حامد:  1.  تغییر خط فنقی به شکل امروزی یونانی در سوریه شمالی انجام شده  نه در یونان امروزی الفبای سوریه شمالی قبل از رونسانس از الفبای یونان غنی تر است.   از کجا به سوریه شمالی رفت را تا سند نداشته باشم سخنی نیست. اول هم از راست به چپ نوشته می شده است.

  2 ــ  در شهرستانهای ایران شهر اسم دو اسکندر آمده که یکی از آنها پسر فیلیپوس است دومی کیست؟

   عکس بالا کتیبه‌ به خط هندسی عیلامی از زمان کوتیک اینشوشینک،  موزه لوور، عکس از کتاب یافته‌ های تازه از ایران باستان،  ص تکامل خط در ایران،  پائین خط فنیقی،  عکس شماره 4514.

   عکس کتیبه های کشف شده در جیرفت،  خط و الفبای جهان منجمله فنیقی،  ادامه خط و الفبای تمدن جی است.  عکس شماره 4147.

   پرسش 1784:  اسکندر نویسان از گرانیک و هلس پونت قبل از شهر تروا نام برده اند , حال شما رو چه حساب میگید تروا در بابل است و مقدونیه در مقدونیه امروزی نیست ? هلس پونت جایش مشخص است !

   پاسخ پرنیان حامد:  جای لیدی و کراسوس هم مشخص نیست دقیقا کجاست چه رسد به هلس پونت به منشور نبونید رجوع کنید ببینید کوروش که می گویند لیدی را فتح کرد روی کتیبه محل لیدی اورارتور و ارمنستان مشخص شده نه غرب ترکیه امروزی! این منشور بونید.

15 bi-ki-tú ina muhhi ummi šarri šaknatat ina itiNisanni mKu-raš šàr kurPar-su ummāni-šú id-ke-e-[m]a            there was (an official) mourning period for the queen mother. In the month Nisanu, Cyrus, king of Parsu, mustered his army and

16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].

17 šarra-šú idūk bu-šá-a-šú il-qí šu-lit šá ram-ni-šú <> lu ú-še-li [...]  He killed its king, took his possessions, (and) stationed his own garrison (there) [...]

  Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina) این نام    Ú-\[raš-tu   نام کشور ارمنستان است

لیدی = دریاچه وان است حالا بفرمایید حساب کنید هلس پونت کجاست. کی به شما گفته جای هلس پنت معلوم است؟ سندتان کو؟ تاریخ هرودوت هم همین محل را برای لیدی مشخص کرده است منتها به اینجاها که می رسد مفسری که بر اساس تاریخ هرودوت تاریخ به خورد ما می دهد می گوید هرودوت مزخرف نوشته؟ این کتیبه اون هم تاریخ مورخ یونانی . سند شما برای محل هلس پونت چیست؟

   پرسش 1785:  با توجه به اینکه در نامه های سغدی, از هون ها, سغدی ها, چینی ها و شهر سمرقند و گوزنگ اسم برده شده, چگونه این مکانها در غرب ایران است ? سوالی داشتم:  تیر ارش کمانگیر در گوزنگ فرود امده. ولی استاد تفضلی در حاشیه مینویسد که گوزنگ در واژه نامه ی مینوی خرد, به اشتباه گنزک (گنجه ارمنستان) خوانده شده! نظرتان چیست ?

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  شما اصلا می دانید در مورد چی صحبت می کنیم؟ اصلا می دانید چه سخنی از سوی من گفته شده است؟‌ ما داریم در مورد قبل از میلاد سخن می گوییم شما متن 311 بعد از میلاد جلوی من می گذارید؟

این جملاتی که در کتاب از سوی من نوشته شد :

   ــ  آنچه ما امروزه به عنوان نقشه ایران و اطراف در دسترس داریم, با آنچه در تاریخ قدیم ایران و جهان آمده است مطابقت ندارد. می دانیم  که در زمان ساسانیان با مشکل دو محل بودن یک نام برای شهرها مواجه بوده اند و ساسانیان سعی بر برطرف کردن این مشکل به عمل آورده اند. در متون ساسانی بی وقفه از در غرب بودن بلخ و ... سخن به میان است

   آنطور که به نظر می آید بر اثر یک مهاجرت دسته جمعی ایرانیان از غرب به شرق این مرز و بوم نقشه و نام شهر های غربی این سرزمین عینا در شرق آن پیاده شده است. این گروه نه تنها نام شهرها که فرهنگ و اشیا و کتب و... را نیز با خود جابجا کرده اند.

   علت مهاجرتی به این صورت و با نامگذاری محل های جدید مطابق قدیم به رسم یادگار و از بین نرفتن این اسامی, تنها می تواند حمله ناگهانی یک گروه و فرار گروه دیگر از محل زندگی خود باشد و چون میدانیم که دولت ساسانی نیز دچار این دوگانگی بوده است پس این مهاجرت نمی تواند از حمله اعراب سرچشمه گرفته باشد. اما حمله اسکندر مادی با مذهب میترایی و حکومت اشکانیان پس از او می تواند علتی بر مهاجرت مزدایی آن که در غرب ایران بوده اند به مرزهای شرقی این کشور باشد. این گروه برای نجات مذهب و فرهنگ و جانشان نه تنها به شرق فرار کرده اند که برای باقی ماندن نامهای محل های گذشته این اسامی را در شرق ایران بر روی محل های جدید عینا پیاده کرده اند. این سخن که این اتفاق در زمان حمله اسکندر به وقوع پیوسته باشد تنها فرضیه ای بیش نیست. و زمان بوجود آمدن این دوگانگی اسمی  در شهر های ایران را نمی توان به سادگی اثبات کرد. اما در اینکه این اسامی دوگانه هستند جای شک نمی باشد. فاصله ها,  کوهها, دریاها, مرزها,....هیچکدام با تاریخ همخوانی منطقی ندارد.  یا میتوان کل تاریخ جهان در مورد ایران را افسانه تصور کرد, که در این صورت فاصله هایی چون  شش هزار کیلومتر  نیازی به شک کردن و تفکر منطقی ندارد یا آنکه محل واقعی اسمهای گفته شده را از میان متون قدیمی پیدا کنیم.

.................................................................................

   هزار بار هم روی این وبلاگ نوشتم آنچه  در مورد مکانها ادعا شده است مربوط به قبل از میلاد است. یعنی مثلا  داریوش اول که در بیستون نوشته سوگود Suguda منظور سغد امروزی نبوده نوشته Gadâra قندهار امروزی نیست نوشته Bâxtriš بلخ امروزی نیست نوشته   sakaعقل داشته باشید نمی تواند در شرق ایران باشد وقتی نوشته با سکاها جنگید و بعد به سوی یونان و مقدونیه رفت . آنوقت شما متن  313 -314 C.E   300 بعد از میلاد را گذاشتید جلوی من امر می فرمایید اینطرف بود؟  بله در این زمان که شما می فرمایید هر دو طرف بود،  نامه های شما هم سخن از بدبختی و بیچارگی گروهی است که به نظر از مردم محلی نیستند و کلی گرفتاری دارند در باره گروهی به نام هون هم خوب است بدانید :

      ــ  هون و هیون با هم یکی نیست مفسر گفت باید یکی باشد. در تاریخ ما نوشته هیونی،‌ خیونی که ایونی هم خوانده می شود (در زبان پهلوی که از آن ماخذ گرفته شده است نماد ه خ ا  یکی است)  این لغت رسما اون یا خون و یا هون است Huns می شود خیونی؛هیونی یا ایونی؟

     احتمالا ارش کمانگیر یک تیر از بالای دماوند پرتاب کرده است آنطرف ژاپن فرود آمده است،  اینجوری راضی می شوید؟

    ببینید اینکه برای تعیین مرز تیر پرتاب می کردند  مسئله بسیار روالی بوده است این که ارش نامی تیرانداز ماهری بوده است و تیرش بیشتر از آنچه انتظار داشتند رفته است نیز  قابل قبول است اینکه پس از پرتاب تیر نیز به علت فداکاری برای وطن دچار گرفتگی یا کشیدگی عضله و هر درد دیگری شده و مرده است نیز قابل ستایش است. اینکه کتیبه بیستون و دیگر اسناد نشان می دهد در غرب ایران بوده است و اساتید محترم به زور می خواهند تمدن جدیدی در شرق ایران اختراع کنند باعث می شود تمام حقانیت تاریخ مکتوب ما را از بین ببرند آن را تبدیل به افسانه کنند و تاریخ های اختراع شده  جدید را به خوردمان بدهند و در آینده ایران را عاری از هر تمدن کهن کنند و همان بگویند قبل از اسلام خالی از سکنه بود احتمالا مسئله تیر آرش همان ارمنستان و جنگ های پی در پی آشوریان و ایرانیان است حال از افسانه بیشتر از کشف حقیقت منطقی خوشتان می آید تیر را سه بار دور کره زمین بگردانید و در ایالات متحده امریکا فرود بیاورید،  خود دانید.

   نظر 1786:  شما بهتره بری 4 تات کتاب تاریخ بخونی بعد بیای اینجا واسه ملت فتوا بدی...  وقتی میای همه چی رو تکذیب میکنی کاملا واضحهه که پانتورکی و هدفت خدشه وارد کردن به تاریخ و تمدن این کشوره، بهتره بری واسه همون زادگاهت جمهوری آذربایجان مطلب بذاری.

   پاسخ پرنیان حامد:  جالبه شما می فرمایید پان ترکی، پان ترک می گوید پان کردی، پان کرد می گویید پان پارسی! خوشحالم بدین ترتیب معلوم است که از همه اقوام کشورم دفاع کرده ام.  راستی شما تا به خال چند پان ترک دیده اید که از کوروش هخامنشی دفاع کند؟ یک مطالعه کوچکی بفرمایید هر دو لینک مقاله های کوروش صفحه اول وبلاگ هست.  فراموش کردم بگویم من اصلا ترک نیستم که پان ترک باشم! من دفاع می کنم از همه افتخارات همه اقوام کشورم  می خواهد کوروش بختیاری باشد می خواهد فردوسی خراسانی باشد و........

   نظر 1787:  اقای راوید می خواستم مسئله ای رو مطرح کنم و اون اینکه ممکنه امپراطوری که (به گفته همون ها مثل هرودوت پلوتارک .... که بازهم شک دارم اونها ساخته تخیلات پژوهشگران قرن های اخیرن یا حالا بودن) از جیخون و هندوستان تا همون سرزمین خراب شده یونان تمام ممالک مهم از جمله بابل، سارد، ممفیس، تبس ... و خلاصه مهدهای تمدن را با اقتدار زیر سلطه خودش داشته، یکی دوتا دانشمند و فلسفه دان و مخترع و ریاضی دان و... این چیزها نداشته اما یم منطقه که به صورت شهر  mevar اداره می شود و کل مساحتش به اندازه چهارمین ایالت داریوش کیلکیه هم  نیست این همه دانشمند و (البته بازم به گفته خودشان که منم پشیزی براش ارزش قائل نیستم) فلسفه دان و ریاضی دان داره مثا ارسطو، اقلیدس، فیثاغورث، واقعا چرا؟ آیا ما داشتیم؟ مگه میشه به خاطر اون مستاقی که آوردم نداشته باشیم. چندتاشون را هم می شناسم اما من می شناسم نه همه.

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام (از متن فارسی- لاتین شما باز نویسی شد چنانچه ایرادی دارد  پوزش می طلبم)  ببینید  در اینکه هیچکدام و اصلا وجود نداشتند با شما موافق نخواهم بود اما  دو مورد است که به آن اشاره می کنم:

  1 ــ  این دانشمندان و فلاسفه و مخترعین که می گویند یونانی هستند واقعا در کجای این کره جغرافی زیسته اند شما توجه کنید به گفته خودشان هرودوت و کتزیاس به طور مثال متولد کشور ترکیه امروزی هستند این ایونی است ایونی هم بازمانده تمدن بزرگ آشور است حال این چه ارتباطی به جزیره های دریای اژه و نژاد greek   ساکن که به آن پناهنده شدند دارد و این تمدن را از بین النهرین برای این مکان به ارمغان بردند دارد سیاست امروزی است که ایجاب می کند اروپایی که تمدنی ندارد برای خود از طریق یونانی که خود تمدن عاریه ای داشته تمدن درست کند ارش تالشی = ارس تالیس = ارسطو از تالش ایران که از نژاد greek نمی تواند باشد همین می شود که ایران با تمدن 7000 ساله یکهو خالی از دانشمند و ... و در تئوری های جدید اصلا خالی از سکنه می شود.

  2 ــ  همان مورخین ایونی دائما اشاره کردند دانشمندانشان برای یادگیری علم به مصر و بین النهرین سفر می کردند  کپیه برداری های آنها باقی مانده  اصل نوشته ها در مرکز اصلی یعنی ایران و بابل و... بر اثر جنگها از میان رفته و بقیه هم در حال نیست شدن است اینجا. شما ببینید در اثارالباقیه ابوریحان بیرونی نوشته:

   صابیان،  می گفتند،  که فلک در یک خلاء نامتناهی پرتاب شده و از اینجاست که حرکت دورانی دارد زیرا چون چیزی مدور از محل خود زایل شود بحالت دورانی فرود می آید و گروهی از ایشان به حدوث عالم گراییده و این عقیده را قبول کردند که عمر عالم هزار هزار سال است که به چهار قسمت تقسیم می شود چهارصد هزار سال آن زمان صلاح و خیر است و.....

    خود آثارالباقیه سده ها قبل از گالیله مکتوب شده است. خدا می داند صابیان چند هزار سال قبل از گالیله می دانستند که زمین گرد است.

   لذا همانگونه که می بینید آنچه در باب دانشمند و.... اروپا و یونان می گویند تنها بازنویسی از بین النهرین است. روی یکی از کتیبه های هخامنشی گیرشمن جدول ضرب پیدا کرد فیثاغورث نمی تواند مخترع جدول ضرب باشد او فقط یک کپیه بردار است.

متاسفانه نام دانشمندان اصلی را در اختیار نداریم شما اگر می شناسد به ما هم بگویید باسپاس.

  نظر انوش راوید:  غربیها با مهندسی تاریخ و دروغ و دونگ می خواهند بگویند تمدن از اروپا بوده است، اگر جوانان باهوش متخصص ایرانی نجنبند و تاریخ ایران را نجات ندهند،  آنها با ایجاد جنگ و بمباران همه آثار تاریخی را مانند کشور های سوریه و عراق و افغانستان نابود می کنند،  و با خیال راحت ما ملتها را خواهند گفت انسان های دست دوم و سوم.  در صورتیکی قبل از همه تمدن کهن جی بوده است،  جهت اطلاع این فایل صوتی را گوش کنید.

کلیک کنید:  فایل صوتی دکتر یوسف مجید زاده درباره جیرفت

   پرسش 1788:  با درود، چندی پیش مطلبی از شما خواندم که گفتید که هراکلس در کردستان سکونت دارد. این کتیبه یونانی غار کرفتو را تاریخدانان به زمان مهرداد دوم تشخیص داده اند. و سخن شما نمیتواند درست باشد. همچنین انچه دیودور در مورد شهر شوش و اگاممنون نوشته دروغ و افسانه محض است زیرا قول کتزیاس کنیدی نقل کرده و کتزیاس نیز کتابش سراسر افسانه است . به گفته کتزیاس حتی شاه اشور, کشور تروا را تحت انقیاد داشته است! گفته های کذب کتزیاس را سند نکنید موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما کتیبه مال دیروز هم می خواهد باشد بنده نمی توانم فردا صبح بروم وسط شهر تهران یک تابلو بزنم اینجا خانه جرج بوش است مردم ایران و مردم امریکا تکه تکه ام می کنند. زمان مهرداد دوم کی جرات کرده بالای غار بنویسد اینجا خانه هرکول است؟  لابد مدرکی داشتند که محل واقعی هرکول در این منطقه بوده که همچین کاری کردند!  زیر مجسمه هرکول (به زبان یونانی) چرا به پارتی نوشته ایزد بهرام؟ چهارتا مجسمه هرکول در آتن ساختند سند بر محل تولد ایزد بهرام در آتن است؟

   تا آنجا که بنده می دانم هرودوت دفتر 5،54 و دفتر 7،151  شوش را ساخته پدر آقا ممنون می داند،  اما  بنده نه با کتزیاس و دیودور کار داشتم  نه با هرودوت!. بنده به ایلیاد هومر و آثارالباقیه ابوریحان بیرونی استناد کردم.

   ــ  گویا اصرار عجیبی در تقدیم کردن افتخارات بین النهرین به یونان و اروپا دارید!  جنگ تراوا به استناد ایلیاد هومر که باید بین دو رودخانه عظیم باشد بغل اون دوتا جوی آب است که عکسش را بر وبلاگ زدم؟ شما از منطق هم چیزی می دانید یا آنچنان شستشوی مغزی شده اید که عقل و منطقی برایتان باقی نماده است؟

   پرسش 1789:  با سلام،  1 ــ  می خواستم بدونم تهمورث برادر جمشید بود یا پدرش؟  2 ــ  اگر برادرش بوده، منظور از ارب از فرزندان تهمورث می باشد.  چون او را اربسس خوانند یا شاید همان اروپ باشد؟  3 ــ   در شاهنامه اگر جمشید را با تمدن جی و تهمورث را با تمدن گوبلکی یکی بدانیم پس کیومرث را باید یک تمدن قدیمی تر بنامیم؟  آیا می توان یک همچین مقایسه ای کرد؟

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام 1.  شاهنامه نوشته پدرش بود بندهش نوشته برادرش بود. 2. اختمالا منظور ارا +بی (بغ) است.  اربسس را اروپه شاه و تهمورث را تخم اروپه می نویسند. 3. جمشید را نماد مهاجرت از جی رفته شده به جنوب بین النهرین (= سومریان) فرض کردیم تمدن جیرفت را به کیومرث و هوشنگ نسبت دادیم.

   پرسش 1790:  سلام خانم حامد . در کتاب اشنایی با معماری جهان امده:  به گفته هرودوت معماری اتروسکها پایه و زیر ساخت معماری روم میباشد.  بنا های قدیمی ایتالیا نیز بسیار زیادند مانند شهر ولترا که قدیمیترین قوس شناخته شده روی زمین متعلق به ۳۰۰ق.م درانجاست. همچنین کلوکاماکزیمای روم که یک زهکش اب روباز برای تپه های روم بود از معماری اتروسکی است و خروجی ان به سال ۷۸ق.م ساخته شده است .علاوه بر اینها, دروازه مارتسیا در قرن سوم ق.م در شهر پروجا ساخته شد .معابد سه سلولی هم مانند کپیتولینوس روم در ۵۰۹ پ.م ساخته شد.  بعد از سوزانده شدن ان, دومیتیان انرا بازسازی کرد. همچنین معبد جونوسوسپیتاد از دیگر معابد سه سلولی روم باستان است از دیگر بناهای رومی, معابدی همانند فورتاناویریلس است متعلق به قرن دوم ق.م در رم ایتالیا. معبد دیگری که میتوان نام برد, معبد سیبول است متعلق به قرن نخست ق.م دیگر بناها را خلاصه میگویم: معبد فورتونا پریمجینا (۸۰ق.م در شرق رم) با این حال چگونه میگویید بناهای رومی متعلق به بعد از میلادند ?

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . گویا برای شما سوء تفاهمی پیش آمده است چون بنده شخصا تابستان در موزه تریر آلمان بودم و به شخصه دیوار پشت موزه را که مربوط به چند سالی قبل از میلاد است لمس کردم !

اما آنچه در باب روم در تاریخ ایران و یا تاریخ یونان و هر سند مکتوبی که شما می فرمایید آمده است با چند روز و چند سال قبل ار میلاد  یک کمی اختلاف دارد ما دنبال آثار باستانی اروپا نیستیم ما به دنبال محل روم باستانی تاریخ هستیم. 

    توجه بفرمایید:  ‌مکتوب است دقیانوس هزارمین سال بن افکنی روم را جشن گرفت این روم کجاست؟

این حساب دقیانوس: گاه شمار میلادی از سال 525 اغاز شده است و تا ان زمان گاه شمار دقیانوسی در جهان عیسویت معمول بوده است . dionysius  گفت دقیانوس یک مهری سرسخت بود که عیسویان را آزار می داده و سزاوار نیست که عیسویان گاه شمار او را به کار برند. او سال 247 دقیانوسی را برابر 525 میلادی گرفت که در حسابش چند سال اشتباه کرده بود زیرا عیسویان حساب کرده اند که عیسی چند سال پیش از آغاز گاه شمار میلادی به جهان آمده است.  و این یعنی باید دنبال شهری باشیم که 722  ق. م قدمت داشته باشد.

   چنین چیزی در اروپا با نام رومی موجود نیست آثار رومی در اروپا به حداکثر به 80 ق.م می رسد قدیمی ترین اثر غیر رومی هم که شما بیان کردید طبق معمول ماست مالی های مفسرین سوخته و در سال 81 بعد از میلاد ساخته شده است.  کپیتولینوس روم در ۵۰۹ پ.م ساخته شد ..... بعد از سوزانده شدن ان, دومیتیان آنرا بازسازی کرد.

 دومیتیان  (Domitian) برادرتیتوس 81 بعد از میلاد  که البته خود 509 هم 200 سال کم دارد !  حال بفرمایید بین النهرین و ایران و خوزستان و ..... من برای شما سند شهرهای از زیر خاک در آورده بیاورم 2000 ق.م 3000 ق.م و...... 722 ق.م برای قدمت این منطقه قابلی ندارد روم باستان کجاست؟

   در باب هرودوت سخن گفته بودید شما توجه داشته باشید مفسرین امروزی برای به اثبات رساندن مزخرفاتشان هر جا به نفعشان است سنگ مورخ به سینه میزنند هرجا به ضررشان است هرودت و دیودور و .... گزافه گو می شوند :

Nineteenth- and twentieth-century scholars (e.g., Mommsen, Schwartz) have criticized Diodorus, who was, in their vision, an uncritical maker of excerpts and a poor historian. Indeed, the Sicilian makes strange mistakes in the chronology of ancient Rome and makes other errors. Yet, this criticism is ill-judged and the latest research offers something of a rehabilitation, stressing that the Sicilian author did what he wanted to do - write an easily accessible world history. The title, Library of World History, proves that Diodorus did not pretend to offer more than a collection of summaries. As a historian, he is simply as good as his sources.

   لاجرم دیودور سیسیلی از دید آقایان نمی دانسته روم باستان کجا بود و آقایان امروزی (احتمالا انگلیسی) بهتر از او می دانند.  این هم ایراد بعدی که به دیودور گرفتند  :

Certainly he never went to Mesopotamia, since he places Nineveh on the Euphrates,

دیودور درست نوشته.   شما هم گاهی تاریخ های مکتوب را بدون این تعصب و از هر دو دید بخوانید ببینید کدام منطقی تر خواهد شد. موفق باشید.

   پرسش 1791:  سلام و سپاس،  دو پرسش داشتم :

۱ : الکساندرنویسان در هندوستان از قوم برهمن نام میبرند, و آشوکا هم در فرمان ۱۳ خودش از براهمانها و سرامانا ها نام میبرد . همچنین اورده اند که اشوکا از یونا کامبوجا به عنوان همسایگان قندهار که در مرزهای امپراطوری مایوری زندگی میکردند نام برده شده. حال چطور قندهار در غربست ?  رجوع کنید فرمان ۵ و ۱۳

۲ : دیودور در کتابخانه تاریخی نوشته زمان هرودوت , رومیان وولسکی ها را شکست دادند و خیلی اتفاقات دیگر را در زمان اسکندر, از رومیان در ایتالیا نام میبرد ! همچنین ایتالیا دارای اثار باستانی کهنی است. نانند یک اثر متعلق به ۱۵۰۰ق.م و خیلی اثار باستانی دیگر از اتروسک ها که به قدمت ۹۰۰ق.م میرسد. فکر نکنید در اروپا فقط سلتها بوده اند! جغرافیای استرابو را مطالعه کنید .

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما بانو تصور می کنم پاسخ هر دو پرسش شما را در پرسش قبلی دادم .

   1 ــ  اشوکا فرمان خود را به یونا و کامبوجا فرستاد.

" فرمان هاى شاهى او صراحت به این دارد که داعیان یا بشیرانى را براى گسترش درمه پیش کمبوجه ها (ایرانى ها)، و یونه ها (یونانى ها) فرستاد..."

   ــ  شاه حتی این موضوع  را که: همه براهمانها و سراماناها که زندگی می‌کنند، باید آنچه را که برای پادشاه مفید است، انجام دهند و به سروران خود احترام بگذارند، به پدران و مادرانشان احترام  بگذارند، دوستان خود را دوست بدارند و به آنها خیانت نکنند، با برده‌ها و خدمتکارانخود تا آنجا که ممکن است، رفتار محبت‌آمیز داشته باشند

   ــ  از ساکنان ایرانی این ناحیه که به طور عمده به پرورش اسب می پرداختند٬ یاد کرده است. نام این مردمان در فرمانهای شاهی پنجم و سیزدهم آشوکا نیز آمده ونشان می دهد که آنان همچنان در آن نواحی می زیستند.

   آایا متوجه ساکنان ایرانی هستید؟ ایا متوجه هستید در فرمان آمده است همه مردم حتی دو گروهی که شما می فرمایید (که احتمالا بومی نیستند) و بدین ترتیب به حکم برای آنان هم تایید شده است.

   حال به من بگویید یونانیان در باب کدام برهمن گفتند ؟ بانو یونانی می گویید برهمن شاگرد فیثاغورث بود این با برهمن در هند امروزی  نمی تواند یکی باشد دقیقا همین است با بودا و بوداسپ شما اثارالباقیه را مطالعه بفرمایید دقیقا تایید کرده دو تا بودا داریم.

   2 ــ  در این صورت جز از توضیحی که در پرسش قبلی دادم شما که به دیودور استناد می کنید باید محلی را که او برای روم مشخص کرده بپذیرید که متاسفانه خلاف تصور شما ایتالیای امروزی نیست. می پذیرید؟

   پرسش 1792:  سلام. سوالی داشتم اینکه اسناد دیوار جولیوسزار در انگلستان چیست ? تا جایی که من میدانم جولیو سزار در انگلیس دیواری چوبی ساخته است و نه اهنی . سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . هیچ سندی از این دیوار در انگلستان باقی نیست نابودش کردند./ دیوار چوبی جولیو سزار کجای انگلستان است؟  ایا سندی دارید دیوارش چوبی بوده است؟

پرسش 1793:  سلام بر شما، در مورد رومیه مداین هم باید عرض کنم این شهر در زمان انوشیروان ساخته شده است. زمانی که انوشیروان انتاکیه را میگیرد , مردمان رومی انجا را به اسیری میگیرد تا شهری مانند انتاکیه در مداین بسازند. واسه همین هم به ان شهر رومیه یا ویه انتیوک میگفتند . این موضوع در تاریخ بلعمی و طبری و.. در باب زمان شاهی انوشیروان عادل امده است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  عجب افتخار بزرگی است برای دولت ساسانی که چنین شهر بزرگی را بر پا کردند.

ببخشید فقط یک سوال کوچک داشتم.  چرا از یک چنین افتخار شهرسازی بزرگی در متن وابسته به ساسانی "شهرستانهای ایران شهر"  سخنی به میان نیست؟  مخصوصا که اشاره می کند :

21.   به کوست خوربران شترستان ئی تیسفون از فرمان ئی توس ، گرازه ئی گیپکان کرت

21.  به جانب مغرب به فرمان توس شهرستان تیسفون را گرازه گیپکان بنا کرد

  عجیبه در این کتاب حتی به شهرسازی رومیان هم اشاره شده است.

32    شهرستانی که اندر سرزمین گزیره  ساخته شده امتوس برادرزاده قیصر ساخته است.

-           تاریخ  بلعمی – طبری صفحه 855 ننوشته شهر کجا بود نوشته شهری بنا کرد شبیه انطاکیه در سرزمین خویش و اسیران را فرستاد آنجا. ییخشید آنوقت صفحه مثلا 800 که نوشته شاهپور اولیانوس را هزیمت داد مدائن و تیسفون را پس گرفت این شهر را چگونه بعدا رومیان ساختند؟

   شما گویا به تاریخ طبری – یلعمی استناد می کنید. بفرمایید با اسناد زیر چه کنیم مطابق این اسناد رومیان همان حاندان گیو و گودرز هستند: که پادشاهی آنان از سرپل زهاب (بغداد- اهواز) تا شام و دمشق بوده است فکر نمی کنم اهل ایتالیا بوده باشند :

-           از ملوک الطوایف مردی بود از نسل پادشاهان قدیم که بر ایالات جبال و اصفهان فرمانروایی داشت. سپس فرزندان او فراتر رفته و بر ایالات سواد (عراق) و پارت نیز چیره گشتند (تاریخ محمد پسر جریر طبری)

-           مسعودی می نویسد:  بانیان شهر رومیه (مدائن) پادشاهانی بوده اند که به پسران گرگ شهرت داشتند و نام رومیه از آنها آمده و عنوان رومی را به نام ایشان و پادشاهان دیگر افزودند.

-           رومیان از آنجا که بغداد است تا شام داشتندی (تاریخ محمد پسر جریر طبری)

-           لهراسپ به بخترشه از تخمه گودرز پادشاهی اهواز و مغرب از دجله تا دمشق را بخشید (همان تاریخ)   

گیو در شاهنامه فردوسی زیر درفش گرگ پیکر است

یکی گرگ پیکر درفش سیاه  .......   پس پشت گیو اندرون با سپاه

و در جای دیگر

درفشی کجا پیکرش هست گرگ  ......               نشان سپهدار گیو سترگ

و در جای دیگر

یکی گرگ پیکر درفش از برش  ........   بابر اندر اورده زرین سرش

   پرسش 1794:  سلام، در باب واژه سلوکی که در ایمیلی بود من کمی اطلاعات دارم، در روم باستان به خدای خورشید، سل (SOL)  می گویند مانند  HELIOSدر یونان باستان. سلوکی= پادشاهان خورشید گرد.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به سوریه هم می گفتند هروم همان خورشید است کتیبه ساسانی تخت جمشید هم از شخصی به نام سلوک است جریان سلوکی در ایران خیلی تناقض دارد.

     پرسش 1795:  با سلام خدمت خانم پرنیان حامد:

-آدرس سند برای زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور این است (دانشگاه گندی شاپور) در وبلاگ ویکی پدیا

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور می کنم بر آدرسی که دادید خلاف آنچه در پرسش قبلی نوشتید مکتوب است

سوال قبلی شما : چرا با وجود اینکه در زمان ساسانیان زبان پارسی میانه (پهلوی) زبان رسمی ایران بود و دانشگاه جندی شاپور در ایران قرار داشت در خود دانشگاه به جای زبان پارسی میانه به زبان سریانی و یونانی گفتگو می کردند چرا پادشاهان ساسانی نسبت به زبان پارسی غیرت نداشتند؟ و دوم اینکه چرا به جای موبدان زرتشتی مسیحیان دانشگاه جندی شاپور را اداره می کردند؟

The king commissioned the refugees to translate Greek and Syriac texts into Pahlavi

The faculty were versed in the Zoroastrian and Persian traditions

پاسخ هر دو سوال شما بر همان آدرسی که دادید مکتوب است زبان پهلوی بوده است و سیستم زردشتی و پارسی اینکه در دانشگاه به زبان های دیگر هم سخن می گفتند و یا زبانهای دیگر هم تدریس می شده است مسئله دیگری است.  الان هم در دانشگاههای ایران صد زبان دیگر تدریس می شود دلیل بر بی غیرتی است؟‌

   نظر 1796:  استاد واقعا از مطالب شما استفاده کردیم. فقط این مطلب را اصلاح کنید که وقتی فریدون کشور را به سه قسمت تقسیم کرد، ایران را به ایرج داد که در میانه بود. و سلم و تور در طرفین بودند. لطفا نقشه را اصلاح کنید. ایران باید وسط قرار بگیره.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از نقد  شما متاسفانه مشکل ما در هشت سال گذشته دقیقا همین است که نتوانستیم به استناد متون باقی مانده در کشورمان این ایران را آن وسط قرار دهیم این هم نمونه این اسناد شما ببینید می توانید یکجوری ایران را بیندازید وسط این شهرهایی که می گوید؟

-           ناحیت ترک, الترک (شمال غربی ایران امروزی) و خزران, الخزر (شمال غربی ایران امروزی) و چینستان, الصین (غرب ایران امروزی)  و زمین شرق (شرق کجا؟) طوج را داد و او را فقفور (بغ پور= پسر موبد مهری) نام کرد.

-           زمین عراقین, بصره, بغداد, واسط,  پارس, سند, هند, حجاز، یمن همه را ایرج داد = ایرانشهر

-           زمین مغرب , روم , روس (البرجان) , سقلاب , آذربایگان (در شمال غربی ایران امروزی است), اران (همسایه هیرکانیان در شرق کشور ترکیه امروزی و شمال غربی ایران امروزی می باشد) و کرج به سلم داد و او را قیصر نام کرد.

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: کتیبه ایزد بهرام, خط فنیقی, هلس پونت, هون و هیون
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 79

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس دو بچه مسلمان،  که در برمه دار زده شده اند،  اغتشاش های دینی زیر پوشش و برنامه های امپریالیسم نو در آن کشور،  و بسیاری از نقاط جهان جریان دارد،  و انبوه آدم های کوچک و بزرگ بی گناه کشته شده و کشته می شوند،  عکس شماره 7182.

  به کدامین گناه؟،  انبوهی از جمعیت جهان،  به کدامین گناه دارند از بین می روند؟

   ــ  فقط بر اساس دروغ های تاریخ و مهندسی تاریخ است،  که مردمان را بجان یکدیگر می اندازند،  بیایید با تمام وجود و با توانایی ایرانی به جنگ دروغ های تاریخ بروید و افشا کنید،  همه جا از دروغ ها بگویید و بنویسید،  تا بلکه بشریت،  بویژه جهان سوم را از جهل حاصل از دروغ های تاریخی رهایی بخشید.  تصور نکنید،  که خود شما، و فرزندانتان،  دور از این ماجرا ها هستید،  هر آن با دروغ های بیشتر،  غوغا خواهد آمد،  شکست دادن دروغ های تاریخ،  شکست دادن مهندسان دروغ ساز،  یا استعمار و امپریالیسم است.

  عکس تعدادی از دختران عشایر و روستا های ایران،  با لباس محلی از گوشه و کنار ایران،  ولی در یک جا و جمع،  عکس خیلی با ارزشی است،  و شاید دیگر کسی نتواند چنین عکسی را بگیرد،  واقعاً آفرین به این عکاس خیلی زبده،  هر کسی لینک عکاس را می داند بگوید تا بنویسم،  عکس شماره 5647.

   مهم:  بخاطر عکس ناراحت کننده بالا،  اعدام دو بچه،  این عکس خیلی جالب دختران ایران را نیز گذاشتم،  که روشنفکران ببینند با کوچکترین غفلت درباره تاریخ و جغرافیای ایران،  بچه های رنگارنگ ایران چه خواهند شد؟؟؟

   پرسش 1775:  درود و آرزوی تندرستی برایتان و خانواده محترمتان،  استاد در جایی در وبتان نوشتید که،، زمانی کی روم پسر ارجاسپ حمله کرد و متون مذهبی در بلخ بامیان آذربایجان را سوزاند! پس اسکندر در آذربایجان رفت و آمد داشته است و در آن زمان در آن مکان اقدامات مهمی صورت گرفته است. این کی روم یکی از 2 اسکندر تاریخ ایران است به فرموده خودتان. و در آذربایجان شرقی، شهرستان هشترود،! تا چند دهه پیش نام هشترود ،گویا "سراسکندر" بوده است. هنوز هم قدیمی ها نام سراسکند را بکار میبرند. استاد ایا نام شهر سر اسکند ارتباطی به، اسکندر دارد؟؟! از نظر جغرافیایی سراسکند یا هشترود تقریبا در شمال در چند ده کیلومتری آتشکده مهم  تاریخی آذربایجان قرار دارد. البته درباره نام سراسکند در اینترنت تعابیری وجود دارد، اما نظر شما با فوت و فن خودتان درباره ریشه یابی تاریخ  مهم و دقیق تر است. یروز باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما نام سراسکندر ، هشترود و حتی در نزدیکی ان نام هیر و گردنه مشهور هیر+ان  که نشان از محل هیربدان دارد و همان هیر+کان محل زندگی هیر ها می باشد از نظر ما نیز پنهان نیست و اینکه خاندان لهراسپ در آذربایجان معبدی ساختند که ساسانیان پیاده برای زیارت آن به تخت سلیمان امروزی می آمدند نیز از آثار وجود این خاندان در آن منطقه است.  کهرم (کی هروم) به زمان گشتاسپ (پس از جنگ یادگار زریران) به این منطقه حمله کرد و اوستایی که بر پوست گاو بود را سوزاند. اسکندر اما به زمان دارا به این منطقه حمله کرد آخرین بارمانده این خاندان را کشت و اوستایی که دوباره بر لوح های طلا نوشته بودند را به آب ریخت این چیزی است که در متون پهلوی مکتوب است. هر کس می تواند در باب یک نام تعبیر و تفسیر خودش را بکند چه تعبیری برای نام سراسکندر بر اینترنت است را نمی دانم تنها میدانم تفسیرها و تعبیرها باید با اسناد و یا مکتوبات مطابق باشد.   

   نظر 1776:  با سلام در مورد دروغهای اروپاییان و غربیها در مورد ایران موردی بود میخام به همه بگم: در استانبول یک میدان بزرگ هست که اسمش در روم شرقی هیپیدروم بوده که در آنجا یک اثر باستانی صددرصد ایرانی است که در یکی از جنگها به نام پلاته ئو ایرانیها به رهبری داریوش بزرگ بعد از شکست دادن سه قوم یونانی ها و اسپارتها و مقدونیها و تصرف آن شهر با سلاحهای فلزی آهنی و مفرغی مغلوبان سه مار در هم پیچیده به ارتفاع 8 متر ساختند که هنوز 5 مترش سالم هست.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آیا سند معتبری دارید که در زمان داریوش ساخته شده است؟ آیا عکسی از آن دارید برای ما ارسال کنید؟ با سپاس

  توجه:  یک نظر درباره خلیج فارس و خوزستان را همراه با پاسخ آن در اینجا پرسش و پاسخ 46 پست کردم.

   پرسش 1777:  سلام،  سه سوال داشتم خوشحال میشوم پاسخ دهید:

  ۱: کتیبه ای که شما میفرمایید متعلق به گیو و گودرز. شاهنامه ای است, انچه مورخان گفته اند و من در اینباره در سایتها دیدم, این کتیبه مال دوران اشکانی در سر پل ذهاب است. نظر شما چیست?

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نوشتم آثار بازماندگان آنان سرپل زهاب است و تاریخ هم تاکید می کند در این مکان است نه اصفهان امروزی لذا اسپهان اصقهان امروزی نیست. یک حساب کوچک با هم بکنیم ببینیم اصلا دنبال چی می گردیم. یک مبدا تاریخ را در نظر می گیریم حساب می کنیم نزدیکترین به ما حمله اعراب است،  که با 10 سال حدود اشتباه مورخ قابل قبول است (و از آنجا که میلاد مسیح حدود 100 سال اشتباه مورخ دارد مبداء خوبی  نیست)  

31 هجری + 1392 تا امروز = 1423 سال پیش پایان ساسانیان در ایران،  آنچه به عنوان تاریخ مکتوب است:

   ساسانیان حدود 430 سال + 1423=1853 سال پیش پایان اشکانیان،  اشکانیان از ارشک (238 ق.م تا 226 میلادی) 464 سال + 1853 = 2317 سال پیش ارشک اشکانی (که می شود 303 ق.م و همانگونه که می بینید طبق محاسبات و تاریخی که خودشان برای ما نوشتند 65 سال اختلاف دارد).  در تاریخ ما مکتوب است:

   430 سال ساسانی + 265 سال اشکانی =695 سال + 1423 تا امروز = 2118 سال پیش شروع حکومت اشکانی در ایران.

اختلاف دو عدد 2317 و 2118 = 199 سال است که هر آنچه در تاریخ ما 200 سال قیل از اسکندر مکتوب است را می توانید با آنچه باستانشناسان از آن با عنوان کتیبه اشکانی یاد می کنند مقایسه کنید (اسکندر در تاریخ ما الکساندر یونانیان نیست شخص دیگری است با اجداد دیگر و اعمال دیگر) لاجرم اسکندر 14 سال دارا 14 سال داراب 12 سال هما 32 سال بهمن 99 سال = 171 سال که 200 سال جایی در میان حکومت افرادی با نماد گشتاسپ خواهد بود که آخرین آثار گیو و گودرز و بخترشه را نیز در همین زمان در تاریخمان می بینیم آنچه هیچگاه در تاریخ نویسی به آن دقت نشده است:

   ــ  اشکانیان به مدت یکصد سال نه پادشاه،  بلکه از روسای قبیله پارت بودند. (اعتماد السلطنه در تاریخ بنی اشکان).  اما در حقیقت اشکانیان در ایران  حدود 397 سال شاه و 268سال شاه شاهان بودند، شجره نامه 600 و اندی ساله آنان از زمان ملوک الطوایفی کی خسرو آغاز می شود و نه از زمان اسکندر.  268 سال پس از اسکندر شاه شاهان بودند و  پادشاهان 397 سال اول آن همزمان با پادشاهان هخامنشی بوده اند.  لذا وقتی باستانشناس کتیبه را اشکانی تشخیص می دهد،  قدمت آن طبق محاسبه خودش به 303 ق.م و به استناد تاریخ ما خیلی بیش از آن می تواند باشد همچنین به شما خاطر نشان می کنم آنچه با عنوان حکومت اشکانی از آن نام می برند در تاریخ ما به صورت ملوک الطوایفی آمده است،  که اشکانیان فقط یکی از خاندان های آن بودند و اینجانب همانگونه که در کتاب نیز مکتوب است خاندان گشواد را رومیان تاریخ می دانم،  که در رومیه مدائن بودند که  یکی از 90 خاندان ملوک الطوایفی مجلس مهستان جمهوری اشکانیان در ایران  بودند.

   ادامه پرسش:  ۲: کتیبه هرکول در بیستون مال کیست? متن ای کتیبه این است: در سال ۱۶۴ سلوکی ماه پانموی هرکول کالینیکون بوسیله ی هیاکینتوس پسر پانتا اخوس به خاطر نجات کل امن فرمانده بزرگ این مراسم بزرگ برپا شد، به نظر شما این هرکول کیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  پاسخ شما صفحه 219 کتاب مکتوب است که برای شما اینجا نیز برگردان می کنم:

   ــ  زمان ساخت مجسمه سال ۱۵۳ ق.م تعیین می‌شود، این تاریخ با اواسط سلطنت  مهرداد اول اشکانی (اشک نهم ۱۳۶-۱۷۴ ق.م) منطبق می‌باشد.

   اگر  زمان ساخت مجسمه سال ۱۵۳ ق.م تعیین شده که این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی (اشک نهم ۱۳۶-۱۷۴ ق.م) منطبق می‌باشد,  پس چرا می گویند حکومت سلوکیان آن را ساختند؟ این مجسمه که یا این حساب از ساخته های خود میتری دات (مهرداد) اشکانی است! عجب شباهتی است بین این مجسمه در بیستون و نقش معبد میترایی در اروپا !

..........................................

   اما جز از آنچه بر کتاب مکتوب است:

   مگر ننوشتند ارشک سال 238 ق.م سلوکیان را از ایران بیرون ریخت؟ 247 ق.م تاجگذاری ارشک در اساک جالبه لوح بابلی او را شاه می داند یعنی تا بابل رفته است.

6’ [……….] mAr-ša-ka-a lugal m[eš??……….]

[……….] Arsaces, the king/s?? [……….]

   153 ق.م  سلوکیان وسط بیستون چه می کنند که مجسمه بسازند؟ ‌ 153 سلوکیان وسط بیستون باشند 124 مهرداد دوم در سوریه تاجگذاری کند 247 ارشک بابل را فتح کرده باشد تصور نمی کنید یک کمی عجیب است جریان؟ دو علامت؟؟ برای مترجم کم است که گذاشته با این کثافتی که به تاریخ نویسی زدند باید یک صد جفتی از این علامت اون بالا می زد!

   ــ  اخوس مگر نام داریوش دوم و اردشیر سوم نبوده است چه شد که یکهو این نام نام سرداران سوریه ای و به قول آقایان مفسر، یونانی و مقدونی شد؟

    زیر مجسمه بعدی نوشته ایزد بهرام هرکول نداریم. هرکول ترجمه ایزد بهرام است.  بهرام بن شاهپور حورون پسر برادر گودرز بن ویژن (ویژن).

بهرام بن هرمز    روشن    عموی نرسه بن ویژن

* چو بنشست بهرام از اشکانیان      <><>   ببخشید گنجی بارزانیان *

   جد و آبادشان همان ایزد بهرام بزرگ (هرکول)  گیو گودرز بزرگ هستند که اصفهان هم نبودند همین جا سر پل زهاب بودند.  رستم هم در کردستان بود (زرنک کوه ابرسین کردستان است نه سیستان امروزی).

   ادامه پرسش:  ۳ : کتیبه ارشک لاش که مال بلاش چهارم است , طبق تاریخ سلوکی ای که دارد مال ۱۵۰م است. ایا این سال ۴ که شما ابتدای کتیبه نوشتید درست است ? سندش را لطف میکنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  این آنچه در کتاب صفحه 210  مکتوب کردم:

   .... همانطور که در کتیبه اشکانی آمده است اینان دائما با هم در جنگ بوده اند.  به ترجمه کتیبه زیر از آقای رضا باغ بیدی در کتاب راهنمای پارتی توجه فرمایید:

   ــ  در سال 4 ارشک بلاش شاه شاهان پسر مهرداد شاه در میشان علیه مهرداد شاه پسر پاکر شاه شاهان جنگید مهرداد شاه را از آنجا بیرون راند همه میشان را گرفت این پیکر ایزد بهرام را از میشان آورد به عنوان نظر به معبد تیریه (عراق) نهاد.

   جالب آنکه این کتیبه زیر مجسمه ای است که یونانیان او را هرکول نام نهاده اند که در حقیقت ایزد بهرام ایرانی و محل اصلی آن میشان = کرمانشاه  بوده است.

    این هم سند آن  صفحه  141 کتاب راهنمای پارتی از آقای رضا باغ بیدی:

   مسئله اصلی مجسمه هرکول است به سال ان کاری نداشتم  حواس ملت را از اصل جریان پرت نکنید هرکول نداریم مجسمه ایزد بهرام است.

   پرسش 1778:  درخواستی از شما داشتم, شما فرمودید دیودور نوشته این خدایان یونانی, یونانی نیستند. خواستم بدونم کدام کتاب دیودور و چه صفحه ای از ان کتاب, این جمله در ان مکتوب است؟   با سپاس از شما مهر افزون.

پاسخ پرنیان حامد:

Library of History Diodorus Siculus  Book I

            The myths, kings and customs of Egypt.

محبت بفرمایید از صفحه On the gods who founded cities in Egypt.1a

تا قسمت On those Greeks, renowned for their learning, who visited Egypt and upon acquiring much useful knowledge brought it to Greece (chaps. 96 ff.).

مطالعه بفرمایید نظر دیودور را هم در باره این کتیبه و بقیه اقایان خدایان مخصوصا Dionysus که در کتاب چهارم نیز توضیحات بیشتری  نیز از او آمده است را  به دقت بخوانید مهر افزون.

3 Now I am not unaware that some historians give the following account of Isis and Osiris: The tombs of these gods lie in Nysa in Arabia, and for this reason Dionysus is also called Nysaeus. And in that place there stands also a stele of each of the gods bearing an inscription in hieroglyphs. 4 On the stele of Isis it runs: "I am Isis, the queen of every land, she who was instructed of Hermes, and whatsoever laws I have established, these can no man make p89void. I am the eldest daughter of the youngest god Cronus; I am the wife and sister of the king Osiris; I am she who first discovered fruits for mankind; I am the mother of Horus the king; I am she who riseth in the star that is in the Constellation of the Dog;58 by me was the city of Bubastus built. Farewell, farewell, O Egypt that nurtured me." ..................................

   پرسش 1779:  سلام خانم حامد. گایوتسو, گایوزو نیست و نمیتوان الکی اسم را ریشه یابی کرد!  ....  ادامه پرسش و پاسخ آن را در اینجا پرسش و پاسخ 46 پست کردم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،   Gaius Julius Caesar

   ریشه یابی در کار نیست اصل لغت است گایو لقب شاهانی است که فرستاده بودید ایتالیا حالا از ایتالیا برداشتی بردی چین. چین را  بیشتر دوست دارید یا ایتالیا  فاصله زیاد است ببخشید یکی را باید انتخاب کنیم.

   ــ  این پرسش دوستمان:

   پرسش ....:  ضمنا نامه گائوزو امپراطور چین درست است که ایران را به اتحاد با چین فراخواند در زمان اردوان چهارم.؟  ولی اردوان طبق اسناد متحد نشد با چین؟ و امپراطور چین به اردوان گفته بود که اگر دولت انتوکیوس سلوکی از بین برود جای انرا دولت دیگری از غرب میگیرد که شرق را اسوده نمیگذارد؟ منظورش دولت روم بوده است دگه؟ نظر شما چیست؟ امپراطور چین ذکر کرده که دولت سلوکی . منظورش چی بوده است؟ ممنون از شما. منتظر جواب هستم.

  ادامه پاسخ:  فرض بفرمایید حق با جنابعالی گائوتسو از پکن یک نفر را سوار اسب 5000 کیلومتر فرستاده ایران که به اردوان بگویید سلوکیان چی؟  تازه جواب نامه هم دریافت کرده است عجیب است نکند هواپیما داشتند ما خبر نداریم؟

   138-126 پیش از میلاد  از سفر ژانگ کیان Zhang Qian به غرب،  این ارتش کشور چین است که دارد می آید ما را از دست سلوکیان نجات دهد در ایران؟‌ می دانید از چین تا ایران با این سیستمی که نقاشی مکتوب است یعنی پای پیاده چقدر طول می کشد تا برسند ایران؟

   کدام اردوان؟  اولین اردوان اشکانی 127-124 ق .م دیکته شده آخرین شاه سلوکی انتیوخوس 129 ق.م دیکته شده اگر اصلا وجود خارجی داشته باشد.  آنوقت ارشکی که دیکته کردند سال 247 ق.م تاجگذاری کرد رسما شاه بابل است!

6’ [……….] mAr-ša-ka-a lugal m[eš??……….]

[……….] Arsaces, the king/s?? [……….]

   سال 123 ق.م مهرداد دوم  پسر ا ردوان رفته سوریه تاجگذاری کرده است! احتمالا به کمک ارتش چین بوده نه به کمک مردم خوزستان، مانی هم چون اسنادش در چین یافت شد متولد خوزستان و بابل نبود متولد همان کشور چین بوده طبق سخنان شما، چون غیر ممکنه  مانویانی که به سوی چین امروزی فرار کردند  مکتوبات مانی و مکتوبات تاریخی را با خود برده باشند؟‌ (دوست ندارید به جای لجبازی بشینید کمی منطقی فکر کنید ببینید آنچه می گویید با عقل جور در می آید یا خیر؟ چین و سوریه همسایه هستند؟)

    کلیه تاریخ های دیکته شده  مردود است باید بشینند دقیقا از روی لوح های بابلی سند بیاورند ارشک چه سالی بود و چرا بر لوح بابلی لقب شاه دارد و این اقایان سلوکی دقیقا تا چه سالی در بابل بودند تا تکلیف آقایان گائو مشخص شود که از پکن با فاصله 5000 کیلومتر کمک فرستادند یا از خوزستان.

عکس تاریخی حمل و نقل در هشتاد سال پیش،  عکس شماره  1240.

   پرسش 1780:  سلام،  اگر میشود ترجمه کتیبه لایودیکه را نشان دهید . انگونه که من از متن ان متوجه شدم , نلکه لایودیکه , همسر انتیوخوس سوم است نه خواهرش . هنچنین برای زنش مقام کاهنه ی بزرگ را درخواست کرده . متن ان نشان میدهد انتیوخوس در نهاوند حکومت داشته است . این طور بنیس ?

stone inscription from Nahavand, Iran:

King Antiochus to Anaximbrotos, greeting. As we desire to increase still further the honors of our sister Queen Laodice, and we think this most important for ourselves because she not only lives with us lovingly and considerately but is also reverently disposed towards the divine, we continue to do lovingly the things which it is fitting and right for her to receive from us and we have decided that just as there are appointed throughout the kingdom chief priests of us, (so) there are to be established [in] the same districts chief priestesses of her also, who shall war golden crowns bearing her [images] and who shall be mentioned in [the] contracts alter the chief priests of our [ancestors] and of us. Since, therefore, the in districts under your administration Berenice, the daughter of our relative Ptolemy (son) of Lysimachus, has been appointed, carry everything out according to what has been written above and have copies of the letters, inscribed on stelae, set up in the most conspicuous places, so that both now and in the future there may be evident to all in these matters also our policy towards our sister.

The second letter is addressed to the Hyparch of the district from the Strategos of the Carian satrapy:

[Anaxim]brotos to Dionytas, greeting. Enclosed is the copy of the decree written by the king concerning the appointment of Berenice, the daughter of Ptolemy son of Lysimachus, as chief priestess of the queen of the satrapy. Carry out (the matter) according to the instructions, just as he enjoins, and see to it that copies, inscribed on a stone stele, are set up in the most conspicuous place. Farewell. Year 119, Artemisios 19. [May 9 193 BC]

عکس آرامگاه پادشاه ماد،  هووخشتره در کردستان عراق،  عکس شماره 4423.

   قزقاپان (یا عبادتگاه دختر) مقبره ‌ صخره‌ ای در استان سلیمانیه منطقه کردستان عراق است،  که بر طبق گفتهٔ تاریخ‌ شناس روس ایگور دیاکونوف آرامگاه هووخشتره است.  قزقاپان خانه ‌ای است با سقف بزرگ پیش ‌آمده که پوشش آن از تنهٔ درختان است.  در بین ستون‌ها نقوش برجستهٔ نماد های خدایان دیده می‌شود.  یکی از آن‌ها صفحه ‌ای دایره ای است،  با هیکلی دارای چهار بال و دیگری صفحه‌ ای دایره‌ ای با هیکل آدم،  که هلالی زیر آن قرار دارد،  و به معنی خورشید و ماه و یا اهورا مزدا و مهر (میترا) هستند.  صفحه ‌ای دایره‌ ای دیگری هم که ستاره‌ ای بر روی آن منقوش است دیده می‌شود،  که در شرق باستانی نماد ایشتار و سیاره زهره و نماد آناهیتا است.  بالای ورودی آرامگاه نقش برجسته ‌ای از نیایش در برابر آتشکده قرار دارد.  کاهن در سمت چپ قرار دارد،  و لباس مخصوص مغان را به تن دارد.  شاه سمت راست قرار دارد.  هر دو صورتشان را بسته ‌اند و کمان که نماد پیروزی است در دست دارند،  موزه مجازی وبلاگ .

ــ  قز = قیز = کیج = کیجا = کیژ = کی + ژن = دختر = ملکه = مولد برتر.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: هشترود و سراسکندر, گیو و گودرز, هرکول بیستون, ژان کیان
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 78

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1775:  والی ممالک شمال در دوره داریوش اول چه کسی بوده و آیا بجز شورشی که توسط گشتاسب سرکوب شد شورش دیگری در آن منطقه در زمان جنگ داریوش با بخت النصراول اتفاق افتاده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  در مرو مردی به نام فرادا را به سرداری برگزیدند که دادارشی از بلخ آنان را شکست داد این اما بعد از جنگ بخترنصردر بابل، فرورتیس مدی در ری و جنگ گشتاسپ در پارت است.

   متاسفانه آنچه بر کتیبه بیستون مکتوب است با آنچه در تاریخها مکتوب کردند مغایرت مکانی  دارد. گئومات در پارس ادعای شاهی می کند نمی تواند در نسای افغانستان کشته شده باشد! فرورتیس در ماد حدود همدان قیام می کند به سوی ری فرار می کند پدر داریوش نمی تواند والی بلخ امروزی باشد.  

   نظر 1776:  اگر حرفهای تو را بپذیریم پس مطلق به هیچ کتابی نباید استناد کنیم جز حرفهای بی سند شما که شبیه حرفهای پور پیرار کذاب است. شک درست است اما نه اینکه همه واقعیتها را تکذیب کنیم چونکه با حساب وکتاب ما جور در نمی آید. در هر حال تاریخ بیانی از رویدادها ست که سره و ناسره دارد. صرفا با تکیه بر، با عقل جور در نیامدن عدد و رقمهای ذکرشده نمی توان به تکذیب واقعیتهای اصلی پرداخت.  انکار خورشید تابان نوعی حماقت متوهمانه است. ای دلیر.

   پاسخ پرنیان حامد:  نه نیاز داریم حرف های ما را کورکورانه بپذیرید و نه هر آنچه مکتوب بر تاریخ است را چشم بسته بپذیرید.  چشم هایتان را باز کنید خودتان خورشید را ببینید. نیازی هم نیست که با آوردن اسم آن کذاب برای او بر این وبلاگ تبلیغ کنید.  به جای این طریق سخن گفتن هم بفرمایید وبلاگ را دوره کنید ببینید چقدر سند روی آن است گویا شما اصلا نمی دانید سند چیست.

   پرسش 1777:  باسلام،  وبلاگ شمارو خوندم جالب بود اما فکر نمیکنید کمی بحث برانگیز و اعراق اوراست شما همه تاریخ ایران را از دوباره نوشتید شاید حرف شما درست باشد اما شما هیچ گونه سندی در این مورد در وبلاگ خود نیاوردید شما دروه های از تاریخ را نشانه رفتید اما حتی به خودتان زحمت این را ندادید که بیان کنید در ان زمانی که شما میگوید چه اتفاقی افتاده است درست است که ما کشور ایران را دوست داریم اما نمی توانیم تمدنها دیگر را نسخ کنیم و همه چیز را به خود اختصاص دهیم حال اگر واقعا به حرف خود اعتقاد دارید حواب سئوالهای من را بدهید

   1 ــ  اگر اسکندر در تاریخ ایران وجود ندارد که من هم از بعضی لحاظ با شما هم عقیده ام تاریخ بین حکومت هخامنش و اشکانیان فاصله است که گم می شود چگونه توجیه اش می کنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دو سال تمام بر این وبلاگ  توضیح دادیم هم اسکندر وجود دارد هم الکساندر شما باز می نویسید اگر ...؟ سپس می نویسید سندی ارائه ندادید؟ کتاب را خواندید؟ وبلاگ را خواندید؟  نخوانده چرا قضاوت می کنید؟ ببینید چند صد بار این سوال شما را بر این وبلاگ پاسخ دادم.

   ادامه پرسش:  2 - در این که دین اسلام دینی است اعربی چگونه مسلمانان شدن اسرانیان را توجیه می کنید؟

 3 - اگر خاندان معاویه ایرانی بوده اند چرادر هیچ کجای تاریخ به این موضوع اشاره نشده است با این که در تاریخ خاندان معاویه را به قریش نسبت داده اند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  خاندان معاویه ایرانی نبود  قریش=گریش بود به نظر می آید از یهودان یونانی ساکن اردن بودند بفرمایید ببینید کتیبه معاویه در کشور اردن به چه زبانی است.

  4 -  تاریخ صدر اسلام را چگونه تفسیر می کنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  دو قرن سکوت سندی ندارد که تفسیر کنیم.  اول سند ان را ارائه دهید بعد از ما بخواهید تفسیر کنیم کجاست سندش؟ سکه؟ سنگ؟ لوح؟ مگر ممکن است نصف جهان را فتح کرده باشد،  یک سکه نداشته باشند؟

   پاسخ انوش راوید:  بارها اینقبیل پرسش ها را پاسخ داده ام،  جهت پاسخ به "تاریخ قریش  و  "پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران  و مطالب دیگر وبلاگ مراجعه نمایید.  می توانید از وبلاگ گفتمان تاریخ و لینک های آن شروع نمایید،  تا ببینید چقدر سند و مدرک و تحقیق و تحلیل نوشته ایم.

   پرسش 1778:  با سلام خدمت استاد راوید:

  1 - چرا با وجود اینکه در زمان ساسانیان زبان پارسی میانه(پهلوی) زبان رسمی ایران بود و دانشگاه جندی شاپور در ایران قرار داشت در خود دانشگاه به جای زبان پارسی میانه به زبان سریانی و یونانی گفتگو می کردند چرا پادشاهان ساسانی نسبت به زبان پارسی غیرت نداشتند ؟ودوم اینکه چرا به جای موبدان زرتشتی مسیحیان دانشگاه جندی شاپور را اداره می کردند؟

    پاسخ پرنیان حامد:  چرا در زمان هخامنشیان با وجود زبان پارسی صورتحساب ها را به زبان ارامی می نوشتند غیرت نداشتند؟  لوح های هخامنشی چرا سه زبانه است غیرت نداشتند؟ چرا پشت سکه تیسانفر سردار هخامنشی  به زبان یونانی است هنوز الکساندر حمله نکرده بود که زبان یونانی و هلنیسم اورده باشد.  بعضی اسناد جدی مفسرین تاریخ را  سنگ روی یخ می کنند  نه؟  گویا مسیح سوشیانت زردشت زمان گشتاسپ بود موبد و کشیش هر دو یکی است. آیا مفهوم دانشگاه بین المللی را می دانید. دولت ساسانی البته دولت بی غیرتی بود که اسناد اشکانیان را از میان برد اما هر نقدی هم حدی دارد.

   پس از پاسخی که شنیدید علاقمندم اسناد شما را مبنی بر اینکه در این دانشگاه فقط زبان سریانی و یونانی موجود بوده و خبری از زبان پهلوی نبوده و همچنین ملیت اساتید دانشگاه که فقط عیسوی بودند را ببینم محبت بفرمایید این اسناد را ارسال بفرمایید. اسنادی که ثابت کند خبری از موبد و زبان پهلوی در دانشگاه جندی شاپور نبوده است.

  ادامه پرسش:  2 - چرا ترکان به مدت هزار سال در ایران حکومت کردند مگر خود ایرانیان بلد نبودند حکومت کنند و تازه در زمان قاجار، پادشاهان ترک ایران را کوچک کردند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  قاجار ها ترک نبودند ازبکستان ترکیه نیست احتمالا مغول بودند اینجوری بهتره. نمی دانم با این طریق سوال می خواهید به چه نتیجه ای برسید. پادشاهان مغول قاجار کشور را تحویل روسیه دادند شاید روس بودند؟ لابد ایرانیان که نمی دانم منظور شما دقیقا کدام گروه است عرضه نداشتند که چنین شد.  راستی ازبکستان در این زمان جزو مرزهای ایران شما نبود؟

   3 -  آیا در زبان پارسی میانه (پهلوی) برای واژگان دولت، خلیج و عدد صفر معادلی وجود دارد؟

   4 -  معادل واژگان عمو، عمه، خاله و دایی در زبان پهلوی چه بوده است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  احتمالا پارسها عمو و عمه، دایی و خاله نداشتند.  دولت و خلیجی هم موجود نداشته معادل واژگانی عدد یک چه بوده در این زبان؟  متاسفانه تا زمانی که هدف خود را از این طریقه سوال مشخص نکنید از من پاسخی نخواهید شنید جز آنکه پارس های بی چاره در آن زمان فاقد خاله و دایی بودند.

   5 -  چرا در زمان ساسانیان بیشتر ایرانیان حق درس خواندن نداشتند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  دولت ساسانی دولت خوبی نبود جمهوری اشکانی را در ایران نابود کرد اما پاسخ شما تا زمانی که نتیجه این پرسش ها را مشخص نکنید  همان است پارسها خاله و دایی نداشتند.

   6 -  چرا این همه واژه مغولی و ترکی در زبان فارسی وجود دارد؟

   پاسخ انوش راوید:  مغول های مغ استان (دامغان = دام+ مغ + ان) که از این استان به چین استان (کاشان) حمله کردند و سپس بغداد را گرفتند،  با طوایف مغول که در کشور مغولستان زندگی می کنند متفاوت هستند،  زبان مردم مغول کشور مغولستان دارای ریشه زبان در زبان تمدن کهن جی است،  که در موج های مهاجرت اولیه از جنوب ایران به آنجا رفتند،  در این باره زیاد نوشته ام،  به مطالب وبلاگ مراجعه نمایید.  قبلاً لغاتی را که تصور می کنند مغولی است،  ریشه یابی کردم،  شما هر واژه ای که فکر می کنید مغولی است،  بفرستید تا ریشه یابی نمایم.

   پاسخ پرنیان حامد:  آقای راوید زحمت پاسخ شما را کشیدند،  پاسخ من همان است خداوند فراموش کرده بود برای پارسها خاله و دایی، عمه و عمو خلق کند این مغول ها و ترکها هم خارج از نقشه امروزی ایران بودند،  و از آنجا که ایران هزاران سال است،  به شکل این گربه ای است که می بینیم،  بقیه ایرانی نبودند. تورانیان از فرزندان جمشید و فریدون هستند،  لذا به همان اندازه که شما از این نمادها سهم دارید  (یک سوم) آنها هم دارند،  واژه ها مشترک بین سه نژادی هستند،  که یک ریشه دارند.

   7 -  آیا غیر از زرتشت پیامبر ایرانی دیگری هم وجود داشته است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  زردشت اهورا یعنی پیامبر خدا کدام پیامبر را می خواهید؟  مهر، بوداسپ به زمان تهمورس، جمشید اولین کسی که اهورا به استناد اوستا با او سخن گفت؟  یا زردشت (پیامبر) زمان گشتاسپ؟ ایرانیان گویا از دیدگاه شما در آن زمان فقط فاقد عمه و عمو نبودند،  گویا پیامبر هم نداشتند،  احتمالا ادامه دیدگاه شما آن است که فاقد تمدن هم بودند،  و در ادامه احتمالا ایران اصلا خالی از سکنه بوده است.  با این دیدگاه آشنا هستیم رجوع کنید  در همین وبلاگ ببینید سران این دیدگاه چه پاسخ های علمی در رابطه با فرضیه هایشان به ما دادند،  فراموش کنید و چنانچه واقعا سوالی دارید خالصانه بپرسید،  تا پاسخ بگویم (فرض و حکمتان را مرد و مردانه مشحص کنید).

   نظر 1779:  جناب استاد خواهش میکنم، یک پست در زمینه ی کتیبه ها و تندیس های بزرگ و کوچکه به جا مانده از دوران اشکانی و ساسانی، که به زبان یونانی و مجسمه هایی با ظاهر مردان و زنان و الهه های یونانی هستند، در وبلاگ یا سایت بگذارید. چون که مثلن اگر شخصی یکبار به موزه ایران باستان رفته باشد، کتیبه ها و مجسمه های یونی +آنی را که کم هم نیستند را هم دیده است و درست است که شما درباره آن ها کمی توضیح داده اید، ولی بنده به عنوان یک مخاطب نوعی که سالها است ذهنم با دروغ ها انباشته شده، برای درک و پذیرش واقعیت ها به توضیحات و مدارک بیشتری نیاز دارم، درین باره، که البته اگر یک صفحه از وبلاگ یا سایت را بطور کامل به این موضوع اختصاص بدهید اثر بخشی بهتر و بیشتری خواهد داشت. ممنونم

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و درود . دوست دارید عکس سکه تیسافرن در زمان هخامنشی را برای شما بگذارم تا ببینید هلنیسم و زبان یونانی را الکساندر چند سال قبل از به دنیا آمدنش برای ما به ایران به ارمغان آورده است؟

عکس سکه تیسافرن در زمان هخامنشی،  عکس شماره 6605.

    روی سکه چهار درهمی نقره تیسافر (411 ق.م) برادر زن اردشیر دوم درست همان لغت شاه که بر سکه های اشکانیان است دیده می شود،  پس ضرب سکه اشکانیان با این لغت به حمله الکساندر به ایران ارتباطی ندارد،  و این کار از قبل از الکساندر در بین النهرین  روال بوده است.

   ــ  یا دوست دارید برای شما کتیبه افغانستان را که به زبان آریایی و به خط یونانی است بر وبلاگ بگذرم؟  زیر آن هم برای شما سند بیاورم که خود یونانیان خطشان را از کجا به عاریه گرفتند تا بدانید لوحی که به زبان آریایی است و به خط فنقی نمی تواند سند ورود الکساندر به افغانستان باشد.

   یک کتیبه و فقط یک کتیبه از شاه سلوکی (سوریه) در ایران موجود است،  که از معبد لائودیسه است و اکنون در موزه ایران باستان است (حداقل تا دو سال پیش بود) آیا می دانید روی آن چی نوشته است؟

   ــ  شاه سلوکی تقاضای ارتقاء مقام خواهرش را در این معبد دارد.  

   اگر تاریخ مطالعه کرده باشید می دانید که مفهوم این زنان در این معابد چیست. شاه سلوکی خواهر خودش را به پادشاه ایران تقدیم کرده است،  تقاضای ارتقاء مقام او را دارد،  آیا این سند حکومت سلوکیان در کل ایران است.

اگر باز هم از این اسناد یونانی که تعدادشان هم کم نیست نیاز دارید بفرمایید برای شما با تناقضاتش اینجا کپی کنم. الهه ها و تندیس ها به استنادگفتار دیدور سیسیلی،  یونانی نیستند از هلیوس که خود میثره است تا زئوس هیچ کدام یونانی نیستند (این اسناد البته همه بر وبلاگ مکتوب است دنبال مدرک خواصی هستید  دقیقا مشخص بفرمایید پاسخ بدهیم).

   لطف 1780:  میان همهمه برگهای خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی!  روزهاى آخ پاییزت پراز خش خش آرزوهای قشنگ:

* چله مبارک *

   انوش راوید:  با سپاس از شما عزیز،  تندرست و پیروز باشید.

   پرنیان حامد:  با سپاس از شما پاینده باشید.

   پرسش 1781:  سلام . پاتروکلس نذری به ایزد وخشو کرده است . وخشو خیلی نزدیک به نام اکسوس یونانی است و ایزد وخشو همان ایزد جیحون است. چگونه ایزد وخشو همان اناهیتا است ?

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام. متاسفانه به درستی سوال شما را متوجه نمی شوم  اما اکسوس یونانی به استناد هرودوت از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد به کاسپیان می ریزد.  حدود ارمنستان است در این مکان البته معبد آناهیتا زیاد داریم اما اگر ممکن است سوال خود را واضح تر بپرسید با سپاس.

   نظر و پرسش 1782:  می گویند سزار روم،  با سزارین بدنیا آمده،  برای همین سزارین گفته شده است،  آیا درسته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  لغتی که می گویید این است cae ser  یا kei sar این لغت کی سر فارسی است که به عربی قیصر شده است احتمالا از کیان = کی + ان خاندان کیانی ایران بوده است،  بالاخره یکجوری باید این لفت را تعبیر و تفسیر کنند،  که حواس من و شما را از این حقیقت پرت کنند تبدیل به سزارین شده است که درست نیست.

   پاسخ انوش راوید:  این هم یکی دیگر از پرت و پلاهای تاریخ است،  از بعد از سزارهیچ کس با سزارین نام گذاری نشده و این بخوبی پرت و پلا بودن گفته را می گوید.  چون غربیها سواد حروف الفبای تمدن جیرفت را ندارند و نمی خواهند بگویند تمام زبان و واژه های زبان هایشان ریشه در زبان ایرانی دارد،  انواع دروغ ها را سر هم کرده می گویند.

   ــ  سزار = س = سر + زار = سر به هوا بودن و دعا و التماس و زاری کردن.  سزارین = سر بهوا + ین که در پایان آمده به معنی وابسته شدن به سزار است.  ین مانند بردین، خوردین، زدین و امثال.  زا (ضا، ظا)= آفر = فر دهنده، انجام دهنده.

     یک مثال جالب درباره سزار بزنم،  در همین روستای ما یک مرد حدود 60 ساله زندگی می کند،  که از بدو تولد،  بعلت عارضه مهره های گردن،  سر او تا حدودی رو به هوا شده است.  خدابیامرزان پیرمردان قدیمی مدرسه نرفته روستا در گذشته به او می گفتند سزار،  جوانها مدرسه رفته فکر می کردند منظورشان سزار روم است.  سیستم آموزشی ایران تقلیدی کور کورانه از علوم آکادمیک غربی است،  و بنابر این تمام دست آورد های تاریخی و تاریخ اجتماعی ایران را،  غیر ایرانی می داند و یا از غرب یا عرب یا از شرق و... می گویند،  و همراه کلی پرت و پلای بی سند و مدرک بخورد می دهند.

   سزار در روم به اصطلاح یک روحانی سر به دعا و نیایش بود،  سزار بعداً در روسیه به تزار تغییر آوا داد،  ولی همان کیفیت وجودی،  یعنی یک رهبر روحانی را حفظ نمود،  که حامی کلیسا و کیشیان بود،  و سپس بعلت ظلم هایی که به بهانه دین می کرد،  همان سرنوشت سزار روم را پیدا کرد.

   نظر و پرسش 1783:  گویا نکته در مورد اشکانیان. اشک تخفیف ار ارشک است به نظرم.  ار یک واژه کلیدی ایرانی پارسی است. ریشه واژگان اریو/ اریه/ آریا... و احتمالا ایران است. در کرمانجی گویا به معنی آتش است و اران/ ایران یعنی سرزمین کسانی که آتش را گرامی میدارند.  ولی بر اساس فرضه یا تئوری شخصی خود یک سری واژگان داریم مفهوم پویش- نیرو/ حرکت- انرژی دارند و بنیاد ساختار واژه اندیشه فرهنگ ایرانی پارسی است.

   گرما/ گُر/ گور بنیاد واژگان هویتی است که در معنا با ریشه "ار" همانندی دارند.  واژه ارتّه/ ارتا که تمدن تمدنی کم شناخته در شرق سومر بوده و احتمالا حدود جنوب شرق ایران از سیستان تا کرمان و سواحل خلیج فارس میباشد نیز میشود از ریشه بنیاد "ار" باشد. در زبان اریایی/ پارسی نوعی توسعه معنایی واژگان است تا جایی با اندکی تغییر در اوار یا افزودن وندی معنایی جدیدی میگرد. "ار / ar / er"  تبدیل صفت بلندی میشود و معنی فلات/ نجد/ سرزمین بلد نیز اینگونه از واژه ایران میتوان گرفت.

    در واقع ما با همپوشانی بسیار از معنای در کلمه ایران مواجهیم. چنانکه برخی از ترک زبان معتقدند ایران واژه ترکی است و این میتواند همپوشانی معنایی باشد و ویژگی استثنایی جهانشمولی نام واژه ایران است که میتواند عامل همگرایی باشد و به همین دلییل است تفرقه افکنان به این نام ایران حمله میکنند.

بنگرید:

   مفهوم بنیادین انرژی- پویش در جهان‌ شمولی ایرانی - عقل و اخلاق جهان‌ شُمول.

   قسمت دوم ارشک پسوند شک/ سک است که همریشه ایک لاتینی و اسکی و سکو اسلاوی است و پسوند نسبت است و در گشسته برای نسبت برای اشخاص بوده در ایران ولی اکنون برای مکان استفاده میشود. 

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما مطلب ارزنده شما بر وبلاگ باز خواهد شد ار همان گونه که می فرمایید لغت کلیدی است که باید بر روی آن پژوهش کنیم تا انجا که من در این باب توانایی دارم :

ار + ده = ارته

اری + ار + مان = اری از خاندان ار

اری + بی = بغ اری ( اری بی شرقی دقیقا وسط کویر لوط ایران است )

اری + آ‌= اریا ( آ   - لقب هفت لنگ بختیاری )

ار + ان = ار ها  مردمان کنار رود ارس  ایر ها = ایران

  تصور می کنم این نامها که  در طول مدت 5000 سال پشت هم می ایند بیانگر مهاجرت گروه ار از ارته به همدان و از آنجا به اران و ایل بختیاری می باشد که پس از هر کوچ نام جدید مکان ار نام قبلی مشتق شده است ادامه آن به ارابی و سپس بیت المقدس و رو به پایین به علت بالا آمدن آن محل  ارابی و اراب = عرب می شود.

   از سوی دیگر نام اژی ده اک نیز تصور می کنم از همان اری ده + اک ( اکد =بابل ) مشتق شده باشد . البته از آنجا که از ضحاک خوشمان نمی آید پذیرش آن سخت است همچنین با خذف ه از اهریمن به لغت اری + مان = خاندان اری می رسیم می دانم که دوست ندارید اما تصور می کنم در پژوهش باید افکار شخصی را کنار گذاشت در ضمن باید توجه داشته باشیم خوبی و بدی نمادها از طرف کدام مورخ با کدام آیین و نژاد مکتوب است شاید واقعا اهریمن خوب است اهورا بد است چه در متون ریگ ودا هر چه دیو ما داریم فرشته است و هر چه فرشته داریم دیو است.  فردوسی هم اشاره دارد که ضخاک را خود ایرانیان آوردند ......

   به هر تقدیر  باید بیش از اینها تحقیق و پژوهش کنیم،  درباب قسمت دوم سک اما تصور دارم که از سک آن می آید و منظور ار+ سکا = ار کردستان است که اورمانجی است نه کرمانجی تصور می کنم کرمانجی همان لقب بی را داشتند مثل بیستون = بی استان = بغ استان

با سپاس از شما چنانچه مایل هستید نام شریفتان را زیر اینگونه مقالات ارزنده مکتوب بفرمایید که با نام خودتان بر وبلاگ ما باز شود،  پاینده باشید. 

   نظر 1784:  به دلیل احترامی که برای شما دارم و اینکه چند سالست از مطالب شما بهر میبرم و بخشی از دگراندیشی ام نتیجه مطالعه آثار شماست دوست ندارم از شخصیت چون انتقادی بکنم که مبادا در اثر اشتباه یا سوءتفاهم اینجانب کار ارزمند شما لوث شود. متاسفانه افراد کم خرد و کم بینشی همین کار ما من کردند و اشتباهاتی کمه اغلب جنبه سوتی داشت از من را بزرگنمایی کردند و در کنار سانسور فراوان وبلاگهایم موضوع مهم عقل و اخلاق جهان شمول را لوث کردند.  من از هرکسی چیز میاموزم و لی تقلید نمیکنم برایم فرق نمیکند آن شخص پورپیرار باشد یا غیاث آبادی یا فریدون جنید یا داریوش آشور یا کزاری و یا فرشیدورد یا بهار یا دیگران. از هر کس سخن و اندیشه منطقی و عقلانی و اخلاقی و میهن پرستان دریابم قبول میکنم.   باعث افتخار اینجانب است که به وبلاگم تشریف آوردید. امیدوارم شاهد دیار بیشتر شما استاد گرامی باشم.  سپاس شما بزرگواران.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما ما نیز سعی داریم از هرکس چیز بیاموزیم  حتی سعی داریم که سخنان بزرگان مرز و  بوممان را از یاد نبریم و زمانی که می گوید "ادب از که اموختی، از بی ادبان" آن را به کار گیریم و از بی ادبانی چون غیاث آبادی و پورپیرار ادب بیاموزیم.  اما افرادی انتقاد پذیر هستیم به شرط آنکه نقد شما به صورتی علمی و  با سند باشد.  لذا محبت بفرمایید چنانچه در چهارچوب ذکر شده نقدی دارید برای ما ارسال بفرمایید

با سپاس پاینده باشید.

   پرسش 1785:  با سلام خدمت استاد راوید: شما در وبلگتان نوشتید که حکومت سلوکیان وجود نداشته است، اگر چنین است پس شهرهای سلوکیه و انطاکیه را چه کسانی ساختند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  ننوشتیم وجود نداشته نوشتیم سلوکیان پادشاهان سوریه بودند و ایران و افغانستان را  فتح نکردند.  این سخن با سخن شما زمین تا آسمان فاصله دارد.

   ادامه پرسش:  اگر سلوکیان در ایران حکومت نکردند پس زبان یونانی چطور زبان رسمی ایران شد و اینکه سربازان اسکندر با دختران ایرانی ازدواج کردند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام یونانی قبل از الکساندر زبان رسمی در بین النهرین بود سکه تیسافر هخامنشی را گذاشتم تماشا کنید عکس شماره 6605.  سربازان اسکندر ماد نژاد در سال 73 ق.م  با دختران ایرانی ازدواج کردند یا سربازان کهرم (الکساندر ایونی در سال 320 ق.م ؟ چرا وبلاگ یا کتاب را مطالعه نمی کنید؟

   پرسش 1786:  با سلام خدمت جناب راوید:

  1 -  شما در وبلاگتان نوشته بودید که اسکندر اشکانی فاتح اروپا بوده است، پس اگر چنین چیزی درست باشد باید قلمرو حکومت اشکانیان بزرگتر از قلمرو حکومت هخامنشیان بوده باشد، می خواستم بدانم مساحت قلمرو حکومت اشکانیان چند میلیون کیلومتر بوده است و چند سال حکومت کردند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از تهران تا فرانکفوت تقریبا 5000 کیلومتر است روی نقشه نگاه کنید تا سوئد چقدر است فکر نمی کنم بیش از 7000 کیلومتر باشد با میلیون کاری نداریم . 266 سال حکومت کردند.

   ادامه پرسش:  2 -  در کتابهای تاریخی از حکومت سلوکیان نوشته اند که در ایران حکومت میکردند آیا چنین حکومتی واقعیت داشته است و اگر واقعیت نداشته،پس چطور سکه هایشان در ایران وجود دارد و دوم اینکه آیا ما از نسل یونانیان هستیم چونکه در کتابهای تاریخی نوشته بودند سربازان یونانی با دختران ایرانی ازدواج کرده بودند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  رفته بودم قطب شمال دو سکه جمهوری اسلامی در جیبم بود افتاد توی یخها گم شد  به همین علت حکوماً جمهوری اسلامی ایران فاتح قطب شمال است!

   چند بار باید روی این وبلاگ بنویسم اجسام قابل جا به جایی مخصوصا سکه دلیل حکومت گروهی بر آن منطقه نیست.  سکه هایی که می فرمایید علامت ضرب خانه سوریه را دارد این شد سند؟

   غلط کردند در کتاب های تاریخی چنین پرت و پلایی را نوشتند،  این همه سند روی این وبلاگ و توی اون کتاب است،  (اسکندرتاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست)، که هیچ یونانی وارد ایران نشده،  از بی عرضگی آکادمیک است،  که اینگونه خار و خفیفمان می کنند،  این همه سند  برای شما آوردم  به جای اینکه اعصاب مرا به هم بریزید اسناد را بر دارید از خودتان دفاع کنید.

   پاسخ انوش راوید:  بارها درباره سیستم آموزشی و دانشگاهی ایران نوشته ام،  که در قرن گذشته توسط عوامل مشکوک و با اصل پیروی از آکادمیک غربی بنا شده است،  بویژه در مورد علوم انسانی،  تاریخی و فرهنگی،  امید است هرچه زوتر توسط جوانان باهوش متخصص ایرانی،  تغییرات بنیادی انجام شود.

   عکس طرحی ازاعترافات سهمگین سر همفر انگلیسی،  از آغاز مهندسی تاریخ و دین توسط دولت انگلیس،  که از درباره عثمانی شروع می شود،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 5830.  اگر این اعترافها دروغ باشد یا حقیقت،  نمونه ای از کار های استعماری است.

   توجه:  عده ای ضد تاریخ ایران،  دارند در رادیو تلویزیون های خارجی فارسی زبان،  علیه تاریخ ایران پرت و پلا و دروغ و دونگ می گویند،  و کسی و نفس کشی را جلو دارشان نیست.  جوانان باهوش ایران،  به برنامه اینگونه رادیو و تلویزیون ها بروید،  و پاسخ آنها را بدهید،  و از تاریخ و شرافت و هویت و کشور خود دفاع نمایید.  کجایند آن سلحشوران که در هشت سال جنگ در جبهه ها شجاعانه جنگیدند و کشته شدند،  و از کشور دفاع کردند،  بیایند ببینند که امروزه حتی جوانان قادر نیستند با تلفن و وب،  از کیان و کشور و تاریخ خود دفاع نمایند.  در فیلم هایی که می سازند،  نام های اصیل ایرانی را روی حیوانات و عوضی ها می گذارند،  و جوانان ایران با شوق و ذوق از آن فیلمها و هنرپیشه ها حمایت و تشویق می کنند. 

   ادامه پرسش:  3 -  آیا اسکندر مقدونی همان اسکندر اشکانی است یا الکساندر یونانی، یا اینکه اسکندر مقدونی اصلا وجود خارجی ندارد؟

    پاسخ پرنیان حامد:  روی تاریخ کشور ما نوشته سال 320 ق.م شخصی به نام کهرم که می شود کی هروم یعنی شاه سوریه پسر ارجاسپ به ایران حمله کرد قصر شاه را سوزاند (که تخت جمشید نیست) دختران شاه را گرفت فرار کرد پسر شاه رفت زد دمار از روزگارش در آورد سال 73 ق.م یک ایرانی از رومیه مدائن  در ایران قیام کرد رفت اروپا را فتح کرد آثارش در اروپا بیش از 100 معبد  میترایی و اسامی مکانهایی مثل اسکان دینا وی = اشکان دین آور = اسکاندیناوی روی نقطه به نقطه اروپا هست اسم این بابا اسکندر بود که با الکساندر سوریه ای هیچ ارتباطی ندارد،  اینجوری بگویم متوجه می شوید؟  چرا قبل از طرح این سوالات این وبلاگ را نمی خوانید می دانید تا به امروز چند بار این سوال را جواب دادم؟

   پرسش 1787:  با سلام خدمت جناب راوید،  چرا اسکندر اشکانی حکومت هخامنشیان را از بین برد مگر حکومت بدی بود؟

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چرا ساسانیان حکومت اشکانی را از بین بردند، مگر حکومت بدی بود؟  چرا هخامنشیان حکومت ماد ها را از بین برد مگر حکومت بدی بود؟ چرا قاجاریه حکومت زندیه را از بین برد مگر حکومت بدی بود؟ چرا پهلوی حکومت قاجاریه را از بین برد،  مگر حکومت بدی بود؟  هر سرسلسله حکومتی از خودش یک سری قهرمانی ها نشان داده است،  ته سلسله ها،  حکومت ها را به فاجعه کشاندند،  اردشیر دوم زد کوروش صغیر را کشت.  اردشیر سوم هخامنشی همه برادر  هایش را سر برید،  یک نفر هخامنشی پیدا نمی شد به حکومت بگذارند.

   پرسش 1788:  پیل بغدادی و خط آریایی،  با سلام خدمت آقای راوید،  1 - من در سایت ویکی پدیا خواندم که اشکانیان یک چیزی اختراع کرده بودند شبیه باتری، می خواستم بدانم واژه باتری در زبان پهلوی اشکانی (پارتی) چه بوده است؟

   2 -  من در وبلاگی خوانم که خط اوستایی، پهلوی و بقیه خطهای ایران ریشه در خط آریایی دارند نه خط آرامی و چون زبان آرامی به این خط نوشته می شد نام این خط آرامی شد، آیا خط آریایی وجود داشته است، اگر درست است پس چطور در سایت وکی پدیا حروف الفبای آرامی و فینیقی را نشان داده است و این دو حروف الفبا شبیه هم هستند و نوشته بود خط آرامی از خط فینییقی به وجود آمده است، خواهشمندم درباره خط فینیقی هم توضیح دهید.

    پاسخ پرنیان حامد:  کلیه خط هایی که نام بردید از خط فتقی است خط یونانی هم از همین خط است.  فتقی ها هم به استناد گفته های هرودوت مهاجرین از خلیج فارس بودند لذا این خط به احتمال زیاد از خلیج فارس به آنجا برده شده است اما چیزی درباره خط آریایی نمی دانم آدرس وبلاگی که گقتید را بنویسید ببینیم چه سندی برای این خط ارائه داده است.  مادر این خطوط خط فتقی است،  که یونانی، پهلوی، آرامی، ... همه از آن گرفته شده است.

 نمی دانم به آن چه می گفتند،  احتمالا پیل می گفتند.

عکس سندی از خط،  عکس شماره 6606 .

   عکس باطری اشکانی،  جهت اطلاع بیشتر به تاریخ صنعت و تکنولوژی در ایران بروید،  عکس شماره 6607.


برچسب‌ها: سکه تیسافرن, اکسوس یونانی, باطری اشکانی
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 77

       تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1757:  با سلام،  1 . در واژه ابریشم ( ری ) به چه معناست؟  2. درباره زبان سانسکریت و هیرو گلیف مطالبی بگذارید.

   پاسخ انوش راوید:  شم به معنی پارچه است،  در دوران کهن پارچه فقط از جنس چرم بود،  شم + مس = شمس.  شم جسم موشکی شکلی بود،  که در افسانه های سومری با آن به فضا می رفتند،  و این جسم را با شم می پوشاندند.  شم پیش بند آهنگران است،  که مس و آهن را ذوب می کردنئد،  بعدها شم به قطعات دیگر چرمی گفته شد،  مانند کفش چرمی ارزان قیمت.

   ــ  شم = پارچه،  ری + شم = پارچه از ری،  ابریشم = ابر + ری + شم = پارچه نازک و نرم ابر مانند از ری،  جهت اطلاع بیشتر از شم بروید به:

کلیک کنید:  شمس واژه ای ایرانی است

      از شم،  شمایل، شمه، شمل، شماس (شم + آس) و بسیاری دیگر آمده است،  ری به معنی طولانی است و همان رای است،  رای خود خورشید نیست،  بلکه مسیر خورشید است،  خدایی است که آدم را به خورشید و روشنایی می رساند،  جاده ری نیز به جاده ابریشم معروف شده است،  دیوار چین نیز پاکوب رای (ری) است،  و از راس کوه و دشت بسوی خورشید می رود.

   نظر 1758:  سلام . به نظر می رسد شخصیت هایی مانند گشتاسپ و بهمن و... یا افسانه هستند و یا خاطره ای از هخامنشیان نزد ساسانیان . یکیش همان شخصیت اردشیر دراز دست هخامنشی , که با شخصیت بهمن در شاهنامه قابل تطابق است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . گشتاسپ و بهمن نماد هستند و نه یک شخص. هرچه زمان دورتر می شود به علت کمبود اطلاعات زمان نماد ها طولانی تر تا آنکه جمشید و ضحاک نماد سلسله های 700 و 1000 ساله هستند. بهمن = 90 سال را نیز اگر بخواهیم با شاهان هخامنشی یکی بدانیم برابر داریوش + خشایارشا + اردشیر اول خواهد بود که زمان آنها نیز حدود همان 90 سال است.

   پرسش 1759:  سلام . در مورد خیونی ها در این نوشته توضیح می دهید :

گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی، پس از مشاهدۀ نام HIONO بر روی سکه‌های ایرانی شرقی این نام را به خیون‌ها نسبت می‌دهد. افزون بر این، او عبارت دیگر ĒPTLA ĒIONO بر روی این سکه‌ها را سندی بر حاکمیت نخبگان هفتالی بر خیون‌ها می‌داند و آن‌ها را با هون‌های سفید یکی می‌داند، و براین باور است که خیون‌ها نه از نژاد ترک بودند و نه از نژاد مغول.

اگر خیونی ها همان یونانیان هستند , ایا بلغاری ها که خود را از نوادگان خیونیان می داند , یونانی هستند و ایا یونانیان به شرق ایران مهاجرت داشته اند ؟

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام یک لغت پهلوی داریم می توانیم آن را به سه صورت هیونی، ایونی، خیونی بخوانیم. چرا وقتی خاندان ایونی مشخص است و سند در جهان دارد این لغت را به زور هیونی بخوانم به زور بفرستم شرق ایران  در حالی که اسناد آن را در غرب ایران نشان می دهد، و تاریخ کشورم را تبدیل به افسانه کنم؟

   در باب سکه ای که شما می فرمایید فاصله ای حداقل  حدود 500 سال با آنچه من می گوییم دارد. تصور می کنید قبایل در زمان حداقل 500 سال در یک نقطه بی حرکت می مانند؟ آن هم در زمانی که پایتختشان نابود شده است؟

تکرار می کنم ایون ان (خیونی ،هیونی ) یک قبیله از خاندان آشوری (تورانی) هستند که پس از نابود شدن نینوا به هر سو پراکنده شده اند. شما در باب اسناد بعد از این نابودی سخن می گویید من در باب اسناد قبل از این نابودی اختلاف سخن ما حدود 1000 سال است. به اطرافتان نگاه کنید ببینید در طول 30 سال گذشته چقدر از مردم ایران به چهار گوشه جهان مهاجرت کردند حساب کنید در حدود 1000 سال امکان مهاجرتها به شرق و غرب چگونه می توانسته باشد. (ایون ها گریش جزایر اژه نیستند مهاجرین به این جزایر هستند).

   نظر 1760:  سلام . در گزارش یونانیان ( مانند پلوتارک در کتاب ایرانیان و یونانیان ) نوشته شده است که مصر بدون جنگ فتح شد و مرحوم پیرنیا در تاریخ مفصل ایران قدیم جلد دوم, این را نقل کرده اند. لذا نیازی به زمان زیاد برای فتح مصر نداشته است.  با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بدون جنگ هم فتح کرده باشد با لشکرش تا این مکان رفته است یا نه؟ چند روز طول می کشد؟ در این مدت زمان غیبت او از کارزار با ایرانیان شاه ایران چه غلطی می کرده است که ایشان از مصر برنگشته توانسته با این سرعت بابل را فتح کند؟ مشکل اصلی هم همانگونه که ذکر شد فتح مصر نیست فتح افغانستان فاجعه ی مفسرین است.  اگر به یونانی ها استناد می کنید هیچ اعتراضی نیست به شرط آنکه انصاف داشته باشید تا آخر به آنها استناد کنید و زمانی که تناقض پیش می آید نگویید مورخ یونانی مزخرف نوشته است .

پاسخ بدهید می خواهم بدانم رود تاناایس و اکسوس به استناد مورخین یونانی در ارمنستان است یا افغانستان؟ می خواهم بدانم باکتری مورخین یونانی بلخ افغانستان است یا قوم بختیاری ایران؟ داهی به استناد این مورخین در شرق ایران امروز است یا در غرب آن؟

   ــ  هرودوت : رود تانایس مرز میان اروپا و آسیا بود.

   ــ  کنت کورث (کتاب 7 بند 7 ) رود تانا ایس باکتری ها را از سکاها جدا می کند این رود میان اسیا و اروپا روان است.

   ــ اریان ( کتاب 3 , فصل 10 , بند 1 ) : بسوس با 7000 باکتریایی و سوار داهی که در این طرف رود تاناایس سکنی داشتند, صفحاتی که در پایین کوه قفقاز بود, عاری از هر آذوقه کرد.

شما بفرمایید این رود تاناایس که مرز اروپا و آسیاست به استناد آریان و کنت کورث  می تواند افغانستان امروزی باشد؟ اروپا در افغانستان است؟ کوههای قفقاز در افغانستان است؟ اگر نیست که امیددارم منطقی باشید و بگویید نیست پس داهی و باکتریای این مورخین نمی تواند بلخ امروزی باشد.

   ــ  هرودت : رود اکسوس از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد به دریای کاسپیان می ریزد. (یعنی ازمنستان نه افغانستان)

   ــ  اریان ( کتاب 3 , فصل 10 , بند 2 ) : اسکندر به طرف اکسوس حرکت کرد. سرچشمه ی این رود در قفقاز است و بزرگتر از رود هایی است که الکساندر در آسیا از آنها گذشته بود. فقط رود های هند از این رود بزرگتر است. این رود نزدیکی هیرکان به دریای کاسپیان می ریزد.

   ــ  گزنفون : هیرکانی ها از یک سو همسایه آسوری ها و از یک سو همسایه لیدی ها بودند.

   اینجا بفرمایید این رود اکسوس و هیرکان  به استناد این سه مورخ یونانی کجاست؟  مفسرتان می گوید اکسوس آمودریا و هیرکان گرگان امروزی است. گرگان  امروزی همسایه آشور و لیدی نبوده! کوههای قفقاز در افغانستان نیست! آمو دریا و سیر دریا هیچکدام از قفقاز سرچشمه نمی گیرند به کاسپیان بریزند !

   بهانه مصر از من نگیرید مشخص کنید افغانستان از کجا پیدا شد تا من برای شما سند بیاورم مصر این مورخین یونانی همان فلسطین امروزی است نه کشور مصر امروزی. و الکساندرشان کهرم در تاریخ ایران است نه اسکندر .

   پرسش 1762:  سلام ممنون از پاسخ شما،  فقط چند پرسش دیگه:

   1 ــ  حالا واقعیت زبان عبری رو نمیدونم ولی آ رو که میگن پدر دم هم که نفس که امیدوارم کسی پاسخ منو بده و اینکه اگر عدن ایرانه خب پس اینکه خانه خدا (کعبه) از چه زمانی بوده.

   پاسخ انوش راوید:  با مراجعه به سایت های دینی در قم و... که درباره تاریخ خانه کعبه نوشته اند،  براحتی متوجه خواهید شد،  تاریخ ساخت آن خیلی قبل از اسلام بوده،  و مانند کعبه زرتشت در پاسارگاد بوده است.

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام کدام عدن را می خواهید؟ شما باید زمان مشخص کنید. در طول 7000 سال مردم یک جا نشستند و محل مقدس مکان های جدید هم عدن نام دارد. ادن را به زبان پهلوی می توانید اتن بخوانید (د و ت جابجایی دارد) از جیرفت ما عدن داریم تا  جزایر دریای اژه که مهاجرت 7000 ساله را نشان می دهد عدن چه سالی را می خواهید؟

عکس خانه خدا ،  مکه،  عکس شماره 2743.

   ادامه پرسش:  2 - درمورد کشور کنونی چین که میگن بخاطر اینکه ایرانیا به اونجا چین میگفتن چین نام گرفته نام اصلی این کشور چیه و تاریخش به چه زمانی بر می گرده.

   پاسخ انوش راوید:  خواندن و دانستن تاریخ چین صد سال زمان می خواهد،  درباره تاریخ چین هزاران کتاب نوشته شده،  ابتدا به ویکی پدیا انگلیسی مراجعه نمایید،  و منابع ذکر شده را پیگیری نمایید،  جهت خلاصه و کوتاه تاریخ چین به اینجا بروید.

   پاسخ پرنیان حامد:  سین نام ایزد ماه است که چین خوانده می شود و چین استانی که در متون پهلوی ساسانی آمده است خوزستان است. اسناد مانی در غار تورفان نشان می دهد که گروهی مانوی به آن سو فرار کرده اند. کتیبه ساسانی نشان می دهد که گروهی ساسانی به آن سو رفته اند. فاصله  کشور چین تا ایران فاصله کوتاهی نیست که در زمان قدیم هر روز سری به آنجا زده باشند گروهایی که به آن سو رفتند به احتمال زیاد هرگز بازنگشتند که در مکتوبات ما نام سابق آن کشور یافت شود. اما در مکتوبات آنها نام اشکانیان و باور های ایرانی و ... به چشم می خورد. خودتان قضاوت کنید.

   ادامه پرسش:  3 - و یک سوال دیگه زمان تمدن جیرفت یا ارته جنگی در گرفته و اگر گرفته سلاح های پیشرفته ای داشتن یا خیر.

   پاسخ پرنیان حامد:  در جیرفت تا آنجا که می دانم هیچ  سلاح جنگی پیدا نشد که باعث تعجب باستانشناسان هم شد اما باز هم  از کاوشگران جیرفت سوال بفرمایید.

کلیک کنید:  تمدن کهن جی

   ادامه پرسش:  4 - درمورد موجودات فضایی که البته خود منم با شما موافقم در آیین هندو فکر کنم چند تصویر بدست آوردن یا در مصر که میگن با سفینه هایی روبرو میشن میخوام ببینم شما چی میگید.

   پاسخ پرنیان حامد:  هر گردی گردو نیست ، هر مخروطی موشک فضایی نیست، هر بشقابی بشقاب پرنده نیست. سفینه های مصری الان در کدام موزه است؟ در کدام کتاب آیین هندو یا ایران یا مصر مکتوب است که از آسمان آدم به زمین آمد؟  تصور نمی کنید در صورت پذیرفتن این فرضیه باید باور کنیم که اون آدم های از فضا آمده تکنولوژی پیشرفته ای داشتند؟ اثر آن تکنولوژی کجاست که انسان تازه در این عصر موفق شد به فضا برود؟ اگر موجودی از فضا آمد چرا به انسان همان 5000 سال پیش این تکنولوژی را نیاموخت؟

   ادامه پرسش:  4 - درمورد جنیان که از معنیش میشه فهمید موجودان پنهان هستن واقعا وجود ندارن؟ ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با مشخصاتی که شما در نظر دارید خیر وجود ندارند . اما اینکه به مردمی چون من و شما که دین نداشتند دیو می گفتند و یا  ن از خاندان  پرنی ها افتاده تبدیل به پری و شاه پریان شده است  و یا گروهی از مردم با نام جنی یا ژنی مجبور شدند خودشان را به عللی که نمیدانیم پنهان کنند، دلایلی منطقی بر وجود افراد و خاندانهای مورد نظر شماست که مردم عادی چون من و شما بودند.

   پرسش 1763:  سلام . خارس میتیلنی مورخ قرن چهارم پیش از میلاد, نوشته است که ویشتاسپ و برادرش زیریا در (زریر) شاه ماد و کشور پایین بودند. ایا این نمی تواند همان گشتاسپ باشد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چرا می تواند گشتاسپ و زریر و جنگ یادگار زریران باشد . اما قرن چهارم قبل از میلاد به استناد  کدام تاریخ و کدام حساب است؟ زمان مورخ باید حدود 340-320 ق.م به استناد تاریخ ایران باشد. حدود 60 سال برای این مورخ زیاد نوشتند اگر لغت حدود 400 ق.م ذکر شده است کاملا صحیح است خودشان هستند.

   پرسش 1764:  درود درباره دیو در وبلاگ خاندم آیا دیو با دایناسور یکی است؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . به افرادی که ایین زردشتی را نپذیرفتند دیو گفتند که به ایین دیویسنا بودند و تضاد با مزدیسنا داشتند تصور نمی کنم ارتباطی با دایناسور داشته باشد مخصوصا که دیو ها خط و زبان داشتند!

   پاسخ انوش راوید:  دایناسور = دایو + نا = زیاد + سور= بزرگ، جشنواره،  در کل می شود دیو بزرگ بزرگ،  در تعریف سنگ های ایکا در مطالب جالب شماره 149 توضیح نوشته ام.  دیو با آوای دی + و = روز نگار،  دیو با آوای دایو = دیو جانور یا دایناسور کوچک.

   پرسش 1765:  شما از کجا می دانید که گای اوزو که گفتید اهل خوزستان است, همان گائوتسو است؟  این گائوزو نیست بلکه اشتباه تایپی دوستمان بوده است.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AA%D8%B3%D9%88_%28%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%D9%86%29

   پاسخ پرنیان حامد:  اگر تصور کردید که اشتباه تایپی دوستمان در اصل ماجرا تغییری ایجاد می کند متاسفانه اشتباه کردید. گای اوزی (خوزستان) نیست اشتباه تایپی دوستامان  بود به گفته این دوستمان  گای اودسو (نهاوند)  است. شما اصل ماجرا را کنار گذاشتید ایراد تایپی می گیرید؟ گای لقب خاندان اوس است می خواهد نهاوند باشد می خواهد خوزستان باشد. سوالی داشتم  گای اوس  ایلیوس کی سر (گایوس یولیوس سزار) چینی بود یا ایتالیایی؟  دریغ نکنید به باد بدهید از شرق و غرب تاریخ و تمدنتان را دو دستی از شرق به چین و از غرب به ایتالیا تقدیم کنید اصلا نگران نباشید آخرین امیدهاست نجنبید 100سال دیگر تاریخ تمدن ایران را از همان 10 – 12 قرن پیش می نویسند با رنگ قرمز هم زیر آن می نویسند قبل از آن ایران بیابان برهوت بود. ادامه بدهید عالی است !

   پاسخ انوش راوید:  در لینک ویکی پدیا ذکر شده هیچ مطلبی مهمی نبود،  فقط سه خط بود،  به منبع آن لینک که ویکی پدیا انگلیسی است رفتم،  کلی صفحه سیاه کرده بودند،  و باز هم هیچ سند و مدرک تاریخی ذکر نکرده بود.  در این مطلب انگلیسی درباره نام گائوتسو نوشته شده،  که نام اصلی او   Liu Bangلیو بانگ بود،  و هیچ ریشه یابی و سند درباره این نام ارائه نکرده است.  حال من آنرا ریشه یابی می کنم:

   لیو بامگ = لی او (O) بانگ = لی بانگ زن =  لی فریاد زن از خاندان الی،  بدلیل اهمیت موضوع توضیح بیشتر بعداً.

   نظر 1766:  سلام بر شما،  متن شهرستانهار ارانشهر که من در اختیار دارم (ترجمه تورج دریایی) هیچ زدگی ای ندارد. این بند 57 تا 60 :

   شهرستان ون را ون دختر گلخشان ساخت که به زنی کیقباد درآمد، و تور برادریش کرب با ادوگری آنجا را بصورت دژ اروندسب در آورد، برای حفظ جان خویش. در کوست آذربایجان شهرستان گنزک را افراسیاب تورانی ساخت. شهرستان آمُل را زندیق پر مرگ ساخت. زرتشت پسر اسپیتمان از آن شهر بود. شهرستان بغداد را ابوجعفر که او را دوانیقی خوانند ساخت.

   نمی دانم که ترجمه ای که عده ای می دهند با سایر نسخه ها فرق می کند! مثلا اقای ارشام پارسی, در یک مقاله به نقل از شهرستانهای ایرانشهر نوشته: شهرستان آموغ را زندیق پر مرگ ساخت. زرتشت پسر سپنتمان از ان شهر بود. همچنین این شهر "ون" که همان وان در ترکیه است را نوشته که بلخش اشکانی ساخت!. (البته این سند می رساند که تورانیان و تر برادرکرش در غرب بوده اند).

   آمل کنونی 100% نیست. اما شاید همان ammul در اسناد دو رودی باشد که جایش محققا معلوم نیست ولی در خاک اتحادیه ی ماد باید باشد.  با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کتاب آقای دریایی را سفارش دادم به دستم رسید با شما سخن خواهم گفت به هر تفدیر به کوست آذرآبادگان است نه افغانستان. زندیق پر مرگ یعنی مزدک.  به هر صورت سطر به سطر آن تاکید و تایید می کند همه اتفاقات در غرب ایران امروزی است و با بلخ و افغانستان امروزی ربطی ندارد اجازه بدهید ترجمه ایشان را نیز مطالعه کنم سپس به شما پاسخ بدهم،  پاینده باشید.

   پرسش 1767:  درود . در اسناد اشوری آمده است که پاتیش آرا که همان پاتیشخوار (پتشخوارگر) است, جزئی از خاک ماد است. در این باب چه نظری دارید؟  از آنجا که نام پتشخوارگر را کرمان شهر (بندهش) نوشته اند, و کرمان ها را نمی توان به شرق ایران برد, چه نظری دارید؟ با سپاس از شما

   پاسخ پرنیان حامد:  پتشخوارگر طبق اسناد باید محلی بین نهاوند و کرمانشاه امروزی باشد نه استان کرمان امروزی سند آشوری شما هم حدودا همین مکان را تایید می کند.

   پرسش 1768:  باسلام اقای راوید. من در وبلاگ شما و خانم پرنیان حامد دنبال مقاله زرتشت میگردم و پیدا نمیکنم. مقاله ای کامل میخواهم به این مقاله نیاز دارم. لطفا راهنمایی ام کنید. باتشکر..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کدام زردشت؟ زردشت به معنی پیامبر است،  اوستا مجموع نوشته های این زردشتان است، کدام زردشت را می خواهید؟ برای اسناد ادعای بالا می توانید به کتاب رجوع کنید فرصت ندارید کتاب بخوانید مشخص کنید چه زمانی و کدام زردشت مد نظر شماست یا خداقل کدام کیش آیین زردشتی (دیویسنا یا مزدیسنا) به شما کمک کنیم.

   نظر 1769:

درود بشما دوست گرامی،  سپاس از گزینش ما

چرا ما را آتش پرست میخوانند ولی خودشان نیستند؟..!

اگر میترا گاو نری را سر برید تا مردم را از رمه داری به کشاورزی رهنمود سازد و ایران را پایگزاری کند، مردمان دیگر انگاشتند که بایستی برای خدایانشان کربانی (قربانی) بدهند..! اگر ایرانیان بر آتش ارج گزاشتند و نگهبانیها کردند مردماتی دیگر انگاشتند که آتش پدید آورنده است و بایستی پایه دینشان را بر آتش بنا نهند و داستانهایی هم سر هم کردند که موسی در کوه تور بوته ای آتشین دید و آتش با او گفتگو کرد و از او خواست تا کفشهایش را بر کند تا پاکیزه در پیش او بماند ولی نمیدانست که پایش در اون کفش بوی گندش بدتر و آلوده تر از کفشش است..! خودشان آتش پرستی را آشکارا می کنند و بر آزادگان که نگهبانان پسر خورشید بر زمین ارج میگزارند ایرادها می گیرند و داستان پدر، پسر و روان پاک (خورشید و آتش و فروهر) را از ما میدزدند و بنام دینشان جا میزنند و بر سر نگاره های دلاوران و بزرگانمان مانند میترا و آزربرزین و سیاوش لچک می کنند و بنام خودشان به بازار دینیشان میاورند... اگر آگاه نمانیم همانگونه که درفش کیانیمان را ناکسان انگلیسی بر تاجشان میگزارند ایرانمان را هم نامی روسی، چینی میگزارند..! تا این اهریمنان هستند این بدبختی ها هم هست... آگاهی ها بسیارند ولی کشوری نداریم تا فرزندان ایران را آگاه کنیم، بکوشیم نخست این اهریمنان را سرنگون کنیم تا آموزشگاهها را با این دانسته ها آزین بخشیم وگرنه این آگاهی ها هم با مردن ما و شما و آنها باز هم در سندوغهای هزاره ها خواهد رفت، پیروزی با همبستگیها بانجام میرسد.

با مهر، پاینده فر و فرهنگ ایران و آزادگان

***آزرگان در نهم آزر بر شما آزادگان شاد و پیروز

   پاسخ پرنیان حامد:  باسپاس از شما با تغییری بسیار کوچک (با اجازه شما) نظر شما بر روی وبلاگ باز خواهد شد تا خوانندگان از دیدگاه شما آگاه شوند پاینده باشید.

   پرسش 1770:  سلام اقای انوش راوید... نظر شما این است که دین میترا زرتشت یکی هستن و دوشاخه متفاوت ..جایی گفته بودین هوخشتره اوستای اصلی را جمع اوری کرده است؟  که دیویسنا گویند وایین مهر است دیویسنا چه بوده است؟  کتابی بوده است؟. برای من توضیح بدهید..باتشکر زیادازشما ..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به استناد اوستا آیین زردشت باید چند کیش داشته باشد که قسم می خورند من به آیین مزدیسنا و دشمن دیویسنا هستم. دیویسنا آیین مهر است زردشت یعنی پیامبر یک نفر نیست سند وجود 5 زردشت را من شخصا پیدا کردم اوستا کتابی است که مجموع گفته های این زردشتان است.

   آقای راوید گفتند هوخشتره جمع آوری کرده است، ممکن است.  بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند. آثار اجدادش را جمع اوری کرده است.

   اولین زردشت به احتمال زیاد  بوداسپ به زمان تهمورس است چون نوشته زنار بستند و خورشید پرستیدند دومین زردشت به استناد اوستا بر نماد سلسله جمشید (سومریان) است و.... آخرین زردشت به زمان گشتاسپ حدود 15 تا 36 سال قبل از کوروش کبیر است که آیین دیویسنا را دیگر گونه ساخت. برای اطلاع و اسناد بیشتر می توانید به کتاب رجوع کنید.

   پاسخ انوش راوید:  من چنین چیزی نگفتم،  زیرا بانوی گرامی پرنیان حامد،  درباره کرنولوژی دوران هخامنشیان و اشکانیان می گویند و پاسخ می دهند.

   پرسش 1771:  باسلام. حمله اعراب راکه اقای راوید بادلایلی رد کرده اند پس چرا میگویید حمله اعراب .؟ در پرسش و پاسخ کنکاش بارها دوباره حمله اعراب را پیش کشیدید! اقای راوید خودشان پیش میکشند واز استناد حمله اعراب استفاده میکنند..

   پاسخ انوش راوید:  با دقت بخوانید و مطلب مورد نظرتان را کپی کنید بفرستید.

   پاسخ پرنیان حامد: سوال شما بار اول یکشنبه 17 آذر 1392 @ 02:08

   سلام خانم پرنیان حامد .. شما در پاسخ هایتان از حمله اعراب استفاده ونام میبرید. چرا؟  به گفته انوش راوید و مقاله داستان دروغ قادسیه واقعیت ندارد.. شما دارید استناد میکنید لطفا برای من توضیح بدهید... باتشکر ازشما..

   پاسخ انوش راوید:  ارب با عرب تفاوت دارد،  تازی با تاجیک یکی است،  هیچ نشانی و نوشته ای از عرب با ع تا قبل از اسلام وجود ندارد،  در مورد عرب و تازی شما اشتباه برداشت کرده اید.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید.

   پاسخ پرنیان حامد:  سوال شما بار دوم 4 دقیقه بعد یکشنبه 17 آذر 1392    02:12

   خانم پرنیان حامد؟؟؟/////؟؟؟؟ 

   باسلام ...من فکرمیکنم که پرنیان حامد و انوش راوید درمورد حمله اعراب باهم اختلاف نظردارند.. اگراشتباه میکنم بگویید.. من مقاله دروغ قادسیه را خوانده ام. پرنیان حامد میگوید اعراب برایران چیره شدند ولی انوش چیز دیگری میگوید..! انوش راوید درجایی گفتن که جنگهای مسلمانان با رومیان درواقع ادامه جنگهای ایران با روم بود.. درست است؟ یعنی ایران مسلمان شذه با فرهنگ نه باشمشیر وزور وجزیه درست است؟... باتشکر .. ازشما دوعزیز..

   پاسخ انوش راوید:  ارب با عرب تفاوت دارد،  تازی با تاجیک یکی است،  هیچ نشانی و نوشته ای از عرب با ع تا قبل از اسلام وجود ندارد،  در مورد عرب و تازی شما اشتباه برداشت کرده اید.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید.

   پاسخ پرنیان حامد:  نتیجه گیری و صدور حکم قطعی از سوی شما 10 دقیقه بعد  یکشنبه 17 آذر 1392  02:22

   یعنی شما گرامی در حقیقت در مدت 14 دقیقه سوال کردید بدون هیچ جوابی قضاوت کردید و حکم محکومیت ما را صادر کردید ! بسیار جالب است.

   حال محبت بفرمایید 5 دقیقه از وقت گرامی را صرف بفرمایید ببینید اولین پرسشی که من به آقای انوش راوید پاسخ دادم چه بود:

....................................................................................

   پرسش انوش راوید ــ  در صفحه 12 کتاب از حمله اعراب و مغولان و تیمور و افغان به ایران گفته شده است،  آیا این حملات واقعی است،  یعنی علم و دانش در این موارد بسته شده است؟  آیا روزی خود نویسنده کتاب و یا شخص دیگری درباره دروغ بودن آنها نخواهد گفت و نوشت؟  آیا این موضوع آشکار شدن اندیشه حقیقت دانستن دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران توسط دیگران نمی باشد؟

  پاسخ پرنیان حامد:  آنچه را که در تاریخ با تحقیقات بتوان مورد سوال قرار داد, بررسی خواهد شد. در غیر این صورت مجبور به پذیرش  موقت آن می باشیم. حمله اعراب به ایران غیر قابل انکار است و بحث و بررسی بر سر طریقه آن می باشد.  بر من نیز اشکار است که فتح ایران توسط اعراب بدون کمک خود ایرانیان غیر ممکن بوده است .

............................................................................................................

    پرنیان حامد تا زمانی که سند محکم برای رد نداشته باشد مجبور به پذیرش موقت آن است.  فرضیه رد این حمله و به عبارت دیگر تناقضات مربوط به این حمله که در تاریخ مکتوب است نیز فرضیه ای نیست که ما آن را شبانه به خواب دیده باشیم و صبح برای شما مطرح کرده باشیم تناقضات آن در دهه های گذشته توسط اساتیدی چون احمد حامی مطرح شد که کسی توجهی به آن نکرد. شما نیز نیازی نیست که فکر کنید و در باب اختلاف نظر در مدت 14 دقیقه برای ما حکم صادر کنید در طول دو سال گذشته تناقضات مکتوبات این حمله را بررسی کردم مکتوبات آنقدر ناهمگون است که به راحتی می توان فرضیه مشکوک بودن آن را بیان کرد اما برای اثبات فرضیه نیاز به سند است و اسناد من هنوز در این باب کافی نیست مطمئن باشید به محض تکمیل آنها طریقه، علت و سبب، افرادی که به ایران در این زمان وارد شدند و علت این انقلاب و دگرگونی در آن زمان در ایران را روی همین وبلاگ به شما خاطرنشان خواهم کرد.

   جالب:  عزیزان تاریخ را بخاطر انوش راوید و پرنیان حامد نخوانید و ندانید،  تاریخ را بخاطر علم و تخصص بخوانید و بدانید.

   پرسش 1772:  با سلام. ایا هیاطله و کیداریان و خیونی هایی که تا اروپا رو فتح کردند و در زمان ساسانی مشکل افرین بودند در شرق بودند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در زمان ساسانیان در شرق بودند.

   نظر 1773:  ممنون از مطالب خوبتون من هم همیشه از این که توی کتابا از شکست های ایرانی ها توی جنگ های بزرگ می گفتند هیچوقت نمی گفتند که چقدر عظمت داشتند حرصم در میومد اونا همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینن و هیچ وقت من توی هیچ جا از مستندات ندیدم که از خوبی ها و عظمت دوره ی هخامنشی و بعضی از شاهان بگن.

   پاسخ پرنیان حامد:  سیاست ایجاب می کند که کشورهایی که دارای تمدن کهن هستند را بکوبند تا  از گل آلود شدن آب، ماهی بگیرند و قدمت تمدنی که ندارند را برای خود دست و پا کنند و کلیه علوم  و تمدن جهان را به خود نسبت بدهند متاسفانه در این گیر و دار اگر ما ایرانیان حرکت نکنیم و از تاریخ و تمدن کشورمان دفاع نکنیم بر اثر تحریفات کل تاریخ و تمدن نیاکانمان را از دست خواهیم داد 100 سال دیگر اثبات خیلی از حقایق غیر ممکن خواهد شد چون اسناد و مدارک و بناها و... آن را نابود کردند آخرین نسلی هستیم که شاهد بعضی اسناد بودیم و انتقال سینه به سینه نیز فایده ای ندارد حرکت کنید.  مکتوب کنید. تاریخ و تمدن کشورتان را نجات بدهید.

   پرسش 1774:  ساگارتی به چه منطقه ای گفته می شده است؟

   پاسخ پرنیان حامد: ــ پارسها : پاسارگادی ها, مرفی ها, ماسپیان ها, پانتالی ها, دروزی ها, ژرمن ها. پارسها همچنین چهار قبیله چادر نشین داشتند که عبارتند از: ساگارتی ها, مرد ها, دروپیک ها, داآن ها. (هرودوت)

ساگارتی  یکی از قبایل پارسها بود که چادر نشین بودند از نژاد پارس.  احتمالا از چهار لنگ ایل بختیاری کنونی در ایرانند و حدود زندگی آنان در ان زمان باید کردستان ایران باشد.

   پاسخ انوش راوید:  آنچه که من در وبلاگم می نویسم،  متفاوت با نوشته های دیگران است،  اگر قرار باشد،  همان حرف ها را تکرار کنم،  که دیگر نیازی به این کار نیست.  طی 200 سال گذشته،  برای تاریخ ایران دروغ و پرت و پلا زیاد نوشته اند،  درباره ساگارت نیز همین گونه است.  کتاب ها و نوشته های زیادی دارم،  که از آنها درباره این نام نوشته شده است.  ولی باز با این وجود بمنظور تحقیق های احتمالی جدیدتر،  به اینترنت رجوع کردم،  دیدم همان پرت و پلاها را تکرار کرده اند،  و همه سردرگم هستند،  که ساگارت کجاست؟

   ــ  ساگارت = سا = آسمان + گار = پسوند بجا آورنده،  در جمع ساگارت می شود،  دعا کننده به آسمان.  ساگار یا ساگارت نام طایفه یا قومی با زبان و فرهنگ خاص نیست،  بلکه نام یک بینش در تاریخ اجتماعی است،  و می تواند بسیاری مردم را شامل شود.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهر ها و روستا های ایران بروید.
برچسب‌ها: ریشه ابریشم, هیونی و ایونی
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

یلدای مهر

7001 هفت هزار و یکمین تولد خورشید، یلدای مهر،  را به همه ایرانیان تبریک می گوییم

   

هفت هزار سال پیش انسانی که به آسمان نگاه می کرد،  خورشید (مهر) را سرچشمه هستی می دانست،  و نابودی آن را آخر زمان تصور می کرد.  هر روز دستها را به سوی آسمان می برد و دعا می کرد:

" ای هستی بخش فردا نیز طلوع کن "

      روز اول زمستان در دیدگاه پرستندگان خورشید،  در اعصار باستان روز مقدسی بود،  ‌از این روز که کوتاهترین روز سال است، هرچه به ترتیب در شمارش تقویمی ایام به عقب یا جلو برویم،  روز پیوسته بلند تر می شود،  از سوی دیگر خورشید با رسیدن به چله تابستان،  به اوج قدرت خود می رسد،  و سپس کهولت و زوالی در نیرویش مشهود شده،  هر روز زمان دیدارش کوتاه تر و کوتاه تر می گردد،  و در طی پاییز به پایان خود می رسد.  سپس دراز ترین شب سال،  شب یلدا،  شب تولدی دیگر می رسد،  و پس از شب یلدا،  بار دیگر زندگی و جوانی شروع،  و هر روز نیرومند تر می شود.  اگر نخستین روز زمستان پس از شب یلدا،  که تولدی دیگر است،  و اگر نه تولد توان یافتن و جوانی از سرگرفتن دیگر برای خورشید بدانیم،  در واقع سال کهن،  خورشید کهن،  و همه چیز کهن،  با آغاز زمستان به سر می رسد،  و سال و خورشید و جهانی نو آغاز می گردد،  و آنگاه 10 و 40 زمستان و جشن گرفتن آن،  ما را با آیین کهن و زنده دیگری رو به رو می سازد.

      تقریبا در همه استان های کشور ما و سرزمین های ایرانی نشین،  10 و 40 تولد کودک را جشن می گیرند،  افروختن آتش ها به شب،  یعنی تاریکی را فرو کشتن،  در این جشن های زمستانی عمومیت دارد.  برای اطلاع از جشن های زمستانی،  به سابقه تاریخی جشن های اروپایی،  مراجه فرمایید:

http://www.cae.blogfa.com/post/14

      7000 سال است،  که اقوام ایران زمین،  این شب را با عنوان یلدا جشن می گیرند،  از نماد های این جشن انار میوه ایرانی است.

      در ایران شب 20 به 21 دسامبر شب یلدا است،  در نیمه شب آغاز زمستان،  پس از آنکه روز ها بلند و شبها کوتاه می شوند،  روشنی ایزدی بر تاریکی اهریمنی چیره میگردد،  مهریان در مهرابه ها  زاد شب ایزد فروغ بغ مهر را  با آواز و سرود هزاران سال قبل از میلاد مسیح جشن می گرفتند.  امروز ما ایرانیان این شب را جشن می گیریم،  و با توجه به دلبستگی مهریان به رنگ سرخ (که سرخی بامداد پیش از بر آمدن آفتاب را نماد جلوه ایزد مهر می دانستند)،  در این شب با خوردن هندوانه قرمز و انار قرمز آن را شکوهمند برگزار می کنیم.  همچنین می دانیم که بغ مهر از دوشیزه ای باکره به دنیا آمده،  و در آخر با ارابه ای که اسبها آن را میکشیدند به آسمان رفته است.

   2012 سال پیش به استناد تاریخ مکتوب ایران،  اسکندر ارومایی ماد نژاد،  با آیین مهری،  اروپا را فتح کرد،  و این آیین را در آن سرزمین رواج داد،  اروپاییان نیز همچون ما ایرانیان 2012 سال است،  که شب یلدا را با همان نماد های هفت هزار ساله ایرانیان جشن می گیرند.  گوی های قرمز بر سرو آریایی،  نماد انار ایرانی است،  و ستاره بالای این درخت نماد خورشید است.  تولد حضرت عیسی  به استناد تاریخ مورخین شرقی،  و مکتوبات بازمانده به زبان پهلوی،  حدود 1948 سال پیش،  و در روز هفتم اکتبر بوده است.

 

    بابا نوئل عیسویان که کلاه فریگی (مادی) بر سر،  و سدره سرخ بر تن دارد،  و سوار بر ارابه سورتمه ای بر آسمان ها می تازد،  در زاد شب عیسی (زاد شب مهر) به زمین فرود می آید،  و برای کودکان ارمغان می آورد،  همان بغ مهر ایزد روشنی است،  که شانزده سده پس از بر آفتادن آیین مهر در اروپا,  عیسویان او را به شکل امروزی در آوردند،  (احمد حامی).

      زاد شب بغ مهر در میان توده مردم امپراطوری روم ریشه دواند،  و در دل آنان بخوبی جا گرفت،  و چون کشیشان عیسوی نتوانستند آن را از یاد مردم ببرند،  آن را زاد شب عیسی کردند،  (گویا در آغاز سده 5 میلادی).

      یک نمونه از سرود هایی که در این شب در کلیسا ها خوانده می شود:

ای خورشید که بر می آیی,  ای درخشش همیشگی روشنی و خورشید حقانیت,  بیا و آنهایی را که در تاریکی,  در سایه مرگ نشسته اند روشن کن.

      مهری بودن این سرود به روشنی آفتاب است،  و هیچ ربطی با اعتقادات عیسی مسیح ندارد!  افراشتن درخت کاج از آیین مهر گرفته شده،  که همان سرو آریایی هاست،  و در تخت جمشید هم روی سنگ کنده کاری شده است.  میگویند رسم درخت کاج از عیسویان آلمان است،  در معابد میترایی hedderheim  و  dieburgکشور آلمان،  مهر و دو مهربانش بر درخت کاج نشسته اند!  ستاره ای را که بالای درخت کاج آویزان می کنند،  نماد خورشید است،  و روشن کردن شمع در مهرابه ها،  از سنن قدیمی مهریان است.

      اروپاییان محل بابا نوئل (بغ مهر) را در قطب شمال می دانند،  او با سورتمه ای که اسپان شاخدار آن را می کشیده اند،  به طرف قطب شمال رفته است،  و هر ساله از قطب شمال می آید و برای کودکان ارمغان می آورد.  عجیب است،  که اسکندر روایات ایران نیز از اروپا به قطب شمال رفته است،  کلاه فریگی (مادی) به سر داشته,  رنگ محبوب او قرمز و مذهب او میترایی بوده است،  و به آیینی بود،  که میترا با سورتمه و اسب شاخدار به آسمان رفته است.

*

پرنیان حامد


توجه:  جهت اطلاع از پیدایش مبدأ سال خورشیدی ایرانی،  و دلیل 7000 سال،  مراجعه نمایید به تاریخ تقویم در ایران.

ریشه یابی یلدا ــ  یل = قوی، بزرگ + دا = بلند،  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام های شهرها و روستاهای ایران مراجعه کنید.

نگاره ای از تخت جمشید،  عکس شماره 1111 .

 

کلیک کنید:  یلدای مهر در صدای تاریخ ایران

 

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: شب یلدا, یلدای مهر
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

مطلب جدید از یک هم میهن

    مطلب ارسال شده توسط یکی از علاقمندان خواننده و پیگیری کننده وبلاگ،  در زیر است،  امیدوارم عزیزان پیگیری کننده وبلاگ،  نسبت به تعهد خودشان درباره ایران و تاریخ ایران بشدت پایبند باشند،  و مطالب در گرایش مورد علاقه اشان بنویسند،  و در اینترنت منتشر نمایند.  درباره مطلب زیر نظر بدهید و پرسش نمایید.

ـــــــــــــــــ  اصل مطلب رسیده شده که در اینجا نیز می باشد ــــــــــــــ

 

....  در ارتباط با ترجمه الواح یافت شده و احتمال خطا یا شیطنت در آنها قول داده بودم که مطلبی بیاورم که در زیر می نویسم:

   منشور کوروش:

    برای هر نقش یک صدا در نظر گرفته شده و این صدا برای نقش های مشابه باید یکسان باشد، ولی به نظر اینگونه نیست:

اما موضوع چیست:

در سطر 7، 11 و 13 مشخصا از نشانی استفاده شده که به صورت متفاوت آوانگرایی شده است این آوا نگاری را در کتاب استاد ارفعی هم چک کردم متفاوت می باشد در حالی که در نوشتار اکدی این نشان کور باید ادا شود.

7sat-tuk-ku ú-šab-ti-li ú-l[a-ap-pi-it pél-lu-de-e x x x ]-tak-ka-an qé-reb ma-ha-zi pa-la-hadAMAR.UTU LUGAL DINGIRmeši[g-m]ur kar-šu-uš-šu

 

11ù ÙGmeš KUR šu-me-ri ù URIkiša i-mu-ú ša-lam-ta-áš ú-sa-/ah\-hi-ir ka-/bat\-[ta-áš] ir-ta-ši ta-a-a-ra kul-lat ma-ta-a-ta ka-li-ši-na i-hi-it ib-re-e-ma

13kurqu-ti-i gi-mir um-man-man-da ú-ka-an-ni-ša a-na še-pi-šu ÙGmešsal-mat SAG.DU ša ú-ša-ak-ši-du qa-ta-a-šú

 

البته تصور می کنم اگر بیشتر بر روی این الواح کار شود تفاوت های بیشتری هم نمایان شود

آوانگاری ها و تصویر نشان های کوروش از سایتlivius.org    گرفته شده است.

نوید صلح دوست

 http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: منشور کوروش, آوانگاری منشور
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

نامه ای جهت راه جدید

      همانگونه که از متن زیر پیداست،  این نامه جهت یافتن از چگونگی زمین شناسی ایران درباره دوره ای از تاریخ است،  که در تاریخ به توفان بزرگ معروف شده است.  عزیزان علاقمند متخصص،  در این باره نظر بدهند و پرسش نمایند.  توجه نمایید،  پاسخ ها و نظرها در همین صفحه و یا لینک ادامه،  پست خواهند شد.

ـــــــــــــــــــــــ  اصل نامه ارسالی ـــــــــــــــــــــــــــ

 گیرنده سازمانها و سایت های زمین شناسی ایران

   درود،  و عرض خسته نباشید

تقاضای راهنمایی و تحقیق

   با درود و احترام،

      ما در تحقیقات تاریخی خود متوجه شده ایم،  که از حدود 7000 هزار تا 4500 سال پیش،  (هزاره اول تا نیمه چهارم خورشیدی ایرانی)، دریاچه بزرگ داخلی ایران،  اعم از دریاچه های ارومیه و قم و... تا ارتفاع 1350 متر از سطح دریا را شامل می شده است،  و بسیاری از نقاط ایران کنونی را آب این دریاچه بزرگ گرفته بود.  در حدود 4500 سال پیش،  قطعه یخ ها و یا کوه هایی در نقاطی که تقریبی با فلش روی نقشه مشخص کرده ام،  بدلیل گرمایش زمین،  یا زمین زلزله،  یا انباشت آب،  از هم دریده شد،  و سیل بزرگی بحرکت در آمد،  و بخش مهم تمدن کهن جی را با خود رفت یا برد،  که بعد از آن جی شد جیرفت (جی + رفت).  در آن زمان مردم این تمدن مدت 120 سال،  آن منطقه فوق را زیر نظر داشتند،  و می دانستند روزی ممکن است این اتفاق بیافتد،  بهمین جهت کلنی های ایرانی نشین در سراسر جهان ایجاد کرده بودند.

      خواهشمندیم دو پرسش و تقاضای زیر را،  که در رابطه با زمین شناسی چند هزار ساله،  و جغرافیایی تاریخی ایران است،  لطف نموده پاسخ بفرمایید،  یا راهنمایی کنید از چه راهی به پاسخ برسیم:

  1 ــ  درباره این دریاچه بزرگ ایران در زمان های فوق،  اطلاعات نوشته شده و یا جدید مرحمت فرمایید.

  2 ــ  درباره شکستگی قطعه یخ یا کوه،  و ایجاد سیل و خروج آب دریاچه نیز اطلاعات لطف نمایید.

     با ارائه اطلاعات زمین شناسی چند هزار سال اخیر ایران،  و جغرافیای طبیعی تاریخی ایران،  ما می توانیم با تطابق این اطلاعات و تاریخ،  واقعیت های تاریخی را بهتر بنویسیم،  موضوعی که در تاریخ نویسی ایران رعایت نشده،  و آنها را بصورت داستان درآورده است.

    جهت اطلاع بیشتر لطف نمایید مطالب وبلاگ گفتمان تاریخ،  و لینک های مربوطه را مطالعه نمایید.  http://cae.blogfa.com    

تندرست و پیروز باشید.  انوش راوید ــ  پرنیان حامد

نقشه پیوست،  عکس شماره 5755 .

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: دریاچه بزرگ ایران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 76

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

      عکس موزه ملی تاریخ بلغارستان،  این موزه بزرگترین موزه بالکان است،  و بخش بزرگی از آن درباره دوران سلسله هخامنشیان است،  امیدوارم جوانان باهوش ایرانی،  در هر کجای دنیا هستند،  آثار ایرانی در موزه ها و فرهنگها و فولکلوریک و غیره را جمع آوری و گزارش نمایند و در اینترنت منتشر کنند،  عکس شماره 5789.

   پرسش 1735:  سلام . کنیشکه در کتیبه اش از مملکت سکیته نام می برد. این نام که همان مملکت اسکیت است در ان زمان در حوالی افغانستان بوده؟  سوال دیگر اینکه در یک کتیبه از پاتروکلس (که ایرانی بوده) امده که نذری به ایزد جیحون تقدیم کرده است. ایا این دلیل انست که جیحون در شرق ایران بوده است؟ مرسی
پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر بانو، هیچکدام سند در شرق بودن سکایه و رود جیهان و سیهان کشور ترکیه در افغانستان نخواهد بود.  اسکیت ها به استناد همان تاریخ هرودوت در غرب ایران امروزی و ایزد جیحون که اناهیتا است،  نیست،  در غرب ایران امروزی است.

   نظر انوش راوید:  در دوران تمدن کهن جی در هزاره اول و دوم خورشیدی ایرانی،  جی و سی = تمدن جی و سی + هون = خروشان. در کل می شود جی خروشان که از جی (جیرفت) گذر می کرد،  یا سی خروشان که از سی (به احتمال میناب یا روستای سیریگ) عبور می کرد.
   پرسش 1736:  سلام من یه تحقیقی دارم درمورد اینکه ایا داستان رستم وسهراب واقعیت داشته یانه فقط یک افسانه است؟ ایا رستم میدونسته که سهراب پسرشه؟ ازتون میخواستم که درمورد این موضوعات هم مطلب بذارید چون واقعاً به جوابشون نیاز دارم .هرچقد توسایتتون گشتم پیدانکردم.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما این سایت مربوط به اسکندر است. اما آنچه فردوسی نوشته است حقیقت دارد،  تنها باید رمز یابی شود،  آنچه از آن سخن می گویید نماد هایی از سلسله های مختلف در تاریخ هستند. لذا رستم و سهراب به صورت دو انسان حقیقت خارجی ندارند. در بندهش خاندان رستم به تورانیان می رسد،  و اگر رستم ها به اجبار با پسرانشان سهرابها در گیر شده اند،  نشان یکی از جنگ های اقوام تاریخ ایران است.

   پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  تحلیل داستان رستم و سهراب
   پرسش 1737:  درود استاد. خدا قوّت. در جایی خواندم ممکنه که ضحاک شاهنامه همان آستیاگ (اژی‌دهاک) آخرین امپراطور ماد و فریدون هم همان کوروش باشد. و اساساً این دو مقوله یکی باشند. خواستم نظر شما رو هم در این رابطه بپرسم. آیا کورش همان فریدون شاهنامه است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  خیر گرامی نه ضحاک  1000 سال آخرین پادشاه ماد است و نه فریدون یک شخصیت تاریخ به نام کوروش است،  آنچه در شاهنامه فردوسی آمده است نشان سلسله های حکومتی در ایران با ارقامی چون 1000 سال اکد ها و 700 سال سومریان و... است، هیچکدام نماد های شاهنامه تا زمان داراب یک فرد نیستند، علت هم مشخص است،  اسناد کم بوده و گنجاندن 7000 سال تاریخ ایران در 60000 بیت شعر،  که نابغه کشورمان فردوسی بزرگ موفق به این کار شده است،  نمی تواند شامل سرگذشت تک تک شاهان باشد،  تنها با نماد سرسلسله ها اتفاقات مهم در آن مکتوب است.  فراموش نکنید اشک نماد یک سلسله حکومتی با نام اشکانیان است که نشان  یک شخص نیست. 
   پرسش 1738:  با سلام استاد  سوالی مدتهاست که ذهن مرا درگیر نموده،  آیا هوخشتره می تواند همان هوشیدر باشد؟  زیرا اگر حرف خ حذف گردد، آن زمان این 2 در واقع یک اسم خواهند بود.  همچنین در بهمن یشت، فصل 5، بند 5 اشاره شده که «کشتن مردم آشور و ویران کردن مسکن آنان و مغاک های نهان آنان» به وسیله هوشیدر انجام خواهد شد. جالب تر آنکه در زند بهمن یشت هم می خوانیم در زمان هوشیدر،خورشید 10 شبانه روز می ایستد و طبق تواریخ یونانی، در جنگ ماد و لیدی نیز خورشید گرفتگی شده.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تفسیر جالبی است و مقایسه با اسناد بسیار جالب،  اما اشکالات آن:

1 حرف خ را حذف کنیم هوخشتره تبدیل به هوشتره می شود تفاوت حروف (ت ، ر، ه ) با (ی ، د ، ر) را چه کنیم؟

2. هوخشتریه به معنی شاه خوب را چگونه به هوشیدر به معنی ناجی تفسیر کنیم.

تکرار می کنم اوستا مجموع سخنان چند زردشت است لذا این هوشیدر می تواند هوشیدر زردشتی باشد که قبل از زردشت زمان گشتاسپ بوده است هوشیدر اگر 1000 سال بعد از زردشت ذکر شده است هوخشتره هوشیدر فریدون خواهد بود.

فردوسی در باب فریدون می گویید :

* پرستیدن مهرگان دین اوست...................تن اسانی و خوردن ایین اوست *

* کنون یادگار است از او ماه مهر ...............بکوش و به رنج ایچ منمای چهر *

   هوشیدر دیویسنا ( ایین مهر)  این ممکن است اما نمی تواند هوشیدر مزدیسنا باشد،  پاینده باشید.

   پرسش 1739:  آیا کتابی که درست و واقعی باشد درباره زندگی کوروش بزرگ سراغ دارید تا بمنظور تحقیقم بخوانم و استفاده نمایم؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شما می توانید از کلیه کتب در باب کوروش استفاده کنید، مهم این است که یک محقق با چشم باز تحقیق می کند،  در باب آنچه با عقل و منطق مغایرت دارد باید بیشتر بیاندیشید. متاسفانه در باب کوروش کبیر سند زیادی نداریم،  جز از منشور او و دو جمله ای که داریوش در بیستون در باب آنان گفته است چندان سند دست اولی نیست.  شما می توانید افسانه های یونانیان در مورد او را که سند دست دوم محسوب می شود مطالعه کنید، اما بدانید که باید بسیار دقت کنید،  که:  1. راوی دشمن اوست نه دوست او 2. یونانی ها  در باب شاهان ایران دچار اشتباهات زمانی فراوان شده،  و در بعضی موارد کوروش و هوحشتریه را با هم مخلوط کرده اند و.... موفق باشید.

   پرسش 1740:  با سلام آقای راوید. راستش استاد من در حال تحقیق درباره مذهب میترائیسم در ایران باستان هستم و میخواهم که اطلاعاتی درباره مغ ها قبل از زرتشت به دست بیاورم اما منبع خوبی ندارم و تقریبا همه جا اطلاعات کمی از این قشر جامعه هست در حالی که میدونم قشر بسیار با نفوذی بوده اند به همین جهت خواهشمندم اگر منبعی در این باره سراغ دارید که می تونه اطلاعاتی در این ضمینه به من بده لطفا به من معرفی کنین. با تشکر بدرود.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مغ ها در آیین میترایی بغ گفته می شدند،  اگر دسترسی دارید بغ مهر مهندس  احمد حامی را مطالعه بفرمایید. اگر می توانید سخن را به صورت پرسش های کوتاه بیان بفرمایید،  شاید بتوانم کمکی برای منبع به شما بکنم. پاینده باشید.

   پرسش 1741:  با درود،  از چه زمانی به منطقه ی بندر گز انزان می گفتند؟ چرا؟ ایا انزانی های منطقه ی بندر گز اولین انزانی ها بودند یا از انزان ایذه به منطقه ی بندر گز امدند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما تا آنجا که من از ایل بختیاری سوال کردم انزان گز می توان محل دوم ییلاق و قشلاق خاندان ایذه باشد، انزان منشور کوروش ایذه است.

   پرسش 1742:  سلام . در شهرستانهای ایرانشهر نوشته شده که زرتشت اسپنتمان از شهر امل بوده است. در این باب چه نظری دارید؟ سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  شهرستانهای ایرانشهر بند 60 (توجه دارید که از بند 55 به بعد نوشته:  کوست ئی اتورپاتکان = به جانب اذرپادگان  که بند 60 نیز شامل ان است ):

60.شترستان ئی ریه .....کرت ،زردشت ئی سپیتامان از ان شترستان بود

شهرستان ری را ......ساخت زردشت پسر سپیتامان از ان شهرستان بود

جایی نه از شمال سخنی است و نه از آمل نوشته ریه که همان ریگا است جانب آن هم رسما آذرپادگان است.

و توجه دارید که شهرستان ایرانشهر که تقریبا سالم است، تنها در دو یا سه بند زدگی دارد که بر حسب اتفاق روزگار اینجا نیز همچون اوستا نام سازنده شهرستانی که زردشت در آن متولد شده است تراشیده شده است. به استناد همین کتاب نیز رسما در غرب ایران امروزی بوده،  و با آمل و بلخ و ری در تهران امروزی هیچ ارتباطی ندارد  "به جانب اذرپادگان"  پاینده باشید.

   پرسش 1743:  در جایی خواندم قبیله قریش همان قبیله کوروش است درسته؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام قریش که به زبان فارسی همان گریش باشد بیشتر به ایونی های ارابی (یهود) نزدیک است تا به کی اورش پارسی. کوروش از هفت لنگ خاندان بختیاری است. ایا منظور ایشان از نوشتن این کتاب این است که نگهبانان کعبه قبل از اسلام خاندان بختیاری بودند؟  در اینصورت حضرت محمد که خود را از ابراهیم می دانستند چرا با آنان مخالف بوده است؟ خود خضرت ابراهیم به استناد تاریخ طبری کرد کردستان ایران بوده است که می شود کرد بختیاری. لذا قریش در مکه مشکل بتواند با کوروش و خاندان بختیاری ارتباطی داشته باشد. به هر تقدیر باید بیشتر تحقیق کنیم.

   پرسش 1744:  لطفاً مغ را ریشه یابی و تعریف کنید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  Magian   maguš  ( کتیبه بیستون) moy (زبان پهلوی) نام یکی از خاندان های مادها در ایران،  هرودوت در باب خاندان های ایرانی چنین می نویسد:

   مادها :  بوزها, پارتاکن ها , استروخات ها, اری زانت ها , بودین ها, مغ ها

   پارسها :  پاسارگادی ها , مرفی ها, ماسپیان ها , پانتالی ها ,دروزی ها , ژرمن ها,

پارسها همچنین چهار قبیله چادر نشین داشتند،  که عبارتند از : ساگارتی ها , مرد ها, دروپیک ها, داآن ها.
   پرسش 1745:  درباره شاهنامه پرسشی داشتم اینکه قدیمی ترین نسخه و دقیق ترین آن کجاست؟من خودم در اینترنت گشتم می گویند در فلورانس ایتالیا می باشد که در مورخ 614 نوشته شده است که در آن ادبیات جدیدی پیداشده به عنوان مثال زمین را زمی نوشته است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  دستنویس های شاهنامه فردوسی:

دستنویس  کتابخانه اکسفورد 852 ه.ق= =1448 میلادی

دستنیس کتابخانه برلین 894 ه.ق = 1489 میلادی

دستنویس کتابخانه پاریس 844 ه.ق = 1441 میلادی

دستنویس کتابخانه استانبول 731 ه.ق = 1330 میلادی

دستنویس کتابخانه فلورانس 614 ه.ق = 1217 میلادی

دستنویس دارالکتاب قاهره 741 ه.ق = 1341 میلادی

دستنویس کتابخانه لندن 675 ه.ق = 1276 میلادی

دستنویس لنینگراد 733 ه.ق = 1333 میلادی

دستنویس لیدن 840 ه.ق = 1437 میلادی

دستنویس واتیکان  848 ه.ق = 1444 میلادی

دستنویس باقی مانده در ایران بایسنغری  829 ه.ق

   اگر نظر شخصی من را می خواهید، دقیق ترین آن شاهنامه ای است که از ایران خارج نشده چند نسخه آن به دست مردم رسید و تحریف در آن ممکن نشد  "دستنویس باقی مانده در ایران بایسنغری  829 ه.ق " به هر تفدیر هر شخص نظر شخصی خود را دارد دستنویس های شاهنامه و سالهای آن در اختیار شما خودتان تصمیم بگیرید،  پاینده باشید.

   پرسش 1746:  سلام. وبتون عالیه!! یه چیزی اونورتر از عالی!! دستتون درد نکنه. فقط یک خواهش، این مطلب رستم و سهراب شما خیلی از واقعیت های تاریخی رو می گه، درباره شاهنامه بیشتر بنویسید، بازهم متشکرم.....

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما شاهنامه فردسی ناجی زبان فرهنگ و تاریخ ایران است سعی می کنیم درباره شاهنامه بیشتر بنویسیم،  پاینده باشید.

   پرسش 1747:  سلام،  من کماکان منتظر پستی در رابطه با چالشتر از طرف شما هستم،  ولی چند پرسش داشتم و اون اینکه آدم و حوا یه چه معناهستن،  و اگر بخوایم اولین تمدن رو در نظر بگیریم باید گفت بشر نخستین بار در مکه پا به زمین نهاد که میخواستم بدونم آیا اینکه بعد از طوفان نوح حضرت نوح علیه السلام فرزندان خودشو در جهان پخش می کنه حقیقت داره یا نه  و اینکه آیا اثری از موجودات فضایی در تمدن های بشری بوده یا خیر یا اینکه این موجودات همان اجنه هستن ممنون میشم پاسخ بدید.
  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر حضرت آدم در عدن بودند عدن مکه امروزی نیست.  بررسی نشانهایی که در کتب مختلف در باب مکان حضرت آدم امده است جنوب ایران را نشان می دهد.  در باب طوفان بررسی شد در وبلاگ مطالعه بفرمایید. اثری از موجودات فضایی در اسناد بدست آمده نیست در اینکه نسل بشر گاهی دچار اشتباهات ژنتیکی از جمله کوتوله (نانیسم) یا غول پیکر (اگرومگالیسم) شده است هیچ شکی نداریم و در اینکه ادیان دشمنان خود را دیو و جن می نامیدند دلیل بر وجود دیو و جن نیست. هر کس به آیین زردشت نبود دیو نامیده شده است از دید مومنان آن روز دیوها انسانهای بدی بودند که این بدی و بی اعتقادی آنها بر اثر مرور زمان آنها را تبدیل به موجودات غیر عادی و افسانه ای کرده است.
   پاسخ انوش راوید:  درباره چالشتر،
  چشم می نویسم.

   پرسش 1478:  ببخشید استاد امکانات اینترنتی من بسیار محدود هستش سرعت نتم بی نهایت افت کرده بنده رو ببخشید اگه مشکلاتی در ارتباطم با حضرت عالی هست شرمندم.  خیلی مایلم نظر شخصی و قلبی حضرت عالی رو درمورد ماهیت ادیان و مذاهب بدونم ! سالهاست که دارم در مورد نحوه ی پیدایش ادیان تحقیق می کنم و دنبال جواب منطقی و صحیح میگردم به دور از خرافات و اون چیزایی که تا به حال به صورت مورثی به من و شما منتقل و یا بهتر بگم خورانده شده.  چراهای زیادی هست که ذهن منو به خودش مشغول کرده که بابتش سفرهای زیادی به شهرهای مختلف کشور داشتم مثل قم مشهد و ملاقات با آیت الا های صاحب نظر و مراجع بزرگی که جواب درستی نتونستن بم بدن تا جایی که یکی از این بزرگان خیلی دوستانه و بالبخندی پر معنا بهم گفت : تا اینجا اومدی ، واسه آرامش خودت بهتره برگردی همون کاری رو انجام بده که قلبت میگه از هیچ مرجع و عالمی هم لازم نیست پیروی کنی... و در آخر این شعرو برام خوند رهی جز مسجد و میخانه میجویم ، که می بینم/گروهی خودپرست اینجا و جمعی بت پرست آنجا!
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به هر تقدیر افرادی  در زمانهای دور بودند که کارهای بزرگی انجام داده اند  و هر قومی سعی می کند آنها را به خود نسبت بدهد و بر اثر گذشت زمان کارهای این افراد انقدر دچار افسانه و بزرگ گویی می شود که هویت اصلی آنان نیز برای مردم زیر سوال می رود.  در راه اثبات اشتباهات تفسیر مکان هایی که در تاریخ آمده است به عتوان یک پژوهش گر تاریخ تنها می توانم به شما خاطر نشان کنم که محلی را که برای این پیامبران تا به امروز به ما گفتند نمی تواند درست باشد،  به طور مثال حضرت ابراهیم را طبری که خود مجتهد شیعه است،  نوشته از قوم کردان بود (کردستان) و اسماعیل زبان عربی بلد نبود!

    از انجایی که من صلاحیت پاسخ گفتن به اینگونه سوالات را ندارم،  به شما پیشنهاد می کنم ادامه جستجوی خود را در باب یافتن مکان اصلی این پیامبران بگذارید،  و در باب نتایجی که بدست می آورید حتما قبل از هر سخنی با یک مجتهد شیعه کشورمان مشورت و از ایشان سوال بفرمایید موفق باشید.

   پرسش 1749:  با سلام در نوشته های شما خواندم که (مان) به معنی خاندان است. آیا توجه کردین که چرا به کشور ژرمنی ، آلمان میگوییم؟! آل= خاندان ، مان=؟ ، آلمان= خاندان مان ، احتمالا یکی از خاندانان کرد باشد؟

  پاسخ پرنیان حامد:  آنچه از حفاریات راس شمره بدست نشان می دهد که فنقی ها به ایزدی به نام ال خدا می گفتند.  فنقی ها خود مهاجرینی از خلیج فارس به آن منطقه بودند.  میدانید که در زمان قدیم به خدای واحد اعتقاد نداشتند.  به خاندان اشرافی ایزدان یا ال می گفتند ال + مان یعنی از خاندان اشرافی، از نژاد برتر، از خاندان ایزدی، بعد ها که یکتا پرست شدند خاندان ایزدی مفهومی نداشت،  لذا ال را امروزه خاندان ترجمه می کنیم.

  ال = ایزدی و مان = خاندان = خاندان ایزدی = نژا برتر.

   آلمان ها  ( اله مان ) که ژرمن ها (مردم کرمانشاه ) هم  خاندانی از آن بودند از گروه برتران حاکم بودند.  در زمان هخامنشی ژرمن ها (کرمانشاهی های امروزی) از نژاد پارس محسوب شده اند، که باز ال مان بودند 


   پرسش 1750:  با سلام خدمت آقای راوی،د شما در وبلاگتان نوشتید که حمله اسکندر به ایران دروغ است، اگر این طور است پس چه کسی کتاب اوستا را آتش زد ومطالب علمیش را از بین برد و در زمان ساسانیان بیشتر مطالب کتاب را دوباره بازنویسی کردند؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چه کسی گفت دروغ است؟  نوشته شد اسکندری که اسم او در تاریخ ما است الکساندر یونانی ها نمی تواند باشد سند هم اورده شد.  نوشته شد آنچه اسکندر سوزاند اوستای تقلبی بود سند هم آورده شد. نوشته شد ساسانی هایی که به مکتوبات آنها استناد می کنید دشمن اشکانیان بودند لذا نیک اندیش باشید یک طرفه به قضاوت نروید تامل کنید بخوانید تحقیق کنید چه کسی چه چیزی را سوزانده و چرا.

   ادامه پرسش:  می خواستم بپرسم آیا در ایران باستان دانشمند ایرانی هم وجود داشته است،اگر وجود داشته پس چرا ما نامی از آنها نمی دانیم و کتابی از آنها نداریم،منظور من دانشمندانی است که مثل دانشمندان یونانی درباره ریاضیات، فلسفه، پزشکی، ستاره شناسی و... کتاب نوشته باشند و یا اختراعی کرده باشند، و اگر چنین دانشمندانی نداشتیم دلیلش چه بوده است؟
   ادامه پاسخ:  کدام دانشمند یا مورخ greek  است؟
هرودوت که متولد کشور ترکیه امروزی است، کتزیاس که متولد کشور ترکیه امروزی است، هومر که متولد کشور عراق امروزی است ..... روی تاریخ ایران هم (مثلا طبری) که یونانی که نوشته با کشور یونان امروزی هیچ ارتباطی ندارد وسط بین النهرین است.  چرا فقط ما ایرانیان به این کشور یونان می گوییم؟ چون با  ریشه اصلی آنان آشنایی داریم افرادی که با نام  ایونان (خیونان، هیونان) از خاندان تورانی (اشوری) فرهنگ و تمدن بین النهرین را به آن جزایر بردند و به نژاد محلی که گریک بودند آموختند و اگر نه شما بفرمایید ببینید دیودور سیسیلی در باب خدایان یونانی چی نوشته و نوشته دقیقا از کجا آمده اند.

مهم:  تاریخ را که تحریف کنند و مکان های آن را به مکان زندگی امروزی خودشان نسبت بدهند،  ارش تالشی که باید از تالش نزدیک مغ دونی ایران (دشت مغان) باشد،  تبدیل به ارسطالس از نزدیکی اسکودرا (مقدونیه امروزی) می شود، و هرودوت ترک  و هومر عراقی از وسط جزایر دریای اژه سر در می آورند.

   لوح های بابلی حاوی نام برخی دانشمندان و ستاره شناسانی هستند که خیلی پیش از این سخنان کلیه دانشی که حتی این ایونیان به خود نسبت میدهند را شاملند و اولین  جدول ضرب را گیرشمن بر روی سنگی در تخت جمشید یافت که خیلی پیش از فیثاغورث است و گرد بودن زمین را که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه به دانش صابیان نسبت داده است، خود آثارالباقیه سده ها قبل از گالیله مکتوب شده است خدا می داند صابیان چند هزارسال قبل از گالیله می دانستند که زمین گرد است.

"نگویید نداشتیم!  کمک کنید آنچه را که از ما ربوده اند،  با سند سر جای اولش برگردانیم"

   پرسش 1751: (از فینگلیش به فارسی برگردان شد)،  دوست گرامی درود بر شما ،  من از بلغارستان با شما تماس می گیرم و از اینکه فارسی نمی نویسم عذر می خواهم اگر در جریان باشید مردم بلغارستان از تراکیان ها هستند که در دوره هخامنشیی جزو امپراطوری ایران ایران بوده اند نکته جالب سمبل های شبیه به سمبل های ایران ،رقص و پوشش شبیه بیش از 800 وجه مشترک مواردی از این قبیل است تراکیان ها در سالهای اغازین خورشید پرست بوده اند manande (مانانده ؟) هندی ها و ایرانیان که البته بعد از ان ایرانی ها به واسطه زردشت خدا پرست می شوند. بسیاری از نماد های ایرانی، ظروف و معماری ها شبیه ایران است خوشحال می شوم در صورت علاقه بیشتر در این باره صحبت کنیم.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و با سپاس از شما اطلاعاتی که شما از بلغارستان تشابه های فرهنگی معماری و نمادی با ایران به ما بدهید با کمال میل برگردان و بر وبلاگ گفتمان  برای اطلاع خوانندگان  خواهد آمد چنانچه علاقه دارید برای آگاهی بیشتر ما سخنان خود را با ارسال عکس نشان بدهید و همچنین اگر علاقه دارید سخنانتان را امضا بفرمایید،  تا با نام شریف خودتان مکتوب باشند. اگر برای شما ممکن است از سالهای این آثار در آن مکان پرس و جو کنید ببینید این آثار معماری مربوط به چند سال قبل از میلاد است پاینده باشید.

   پرسش 1752:  باسلام،  در واژه مرام، مر، چه معنی می دهد؟ در واژگان دیگر چطور، مثل شهر مریوان، مریم، مرغوب؟
   پاسخ پرنیان حامد:  لغت مریم در اصل ماریا است.  مار:  در زبان گیلکی و لری به معنی مادر است.

   ماری : میان دو رود را از نظر نژاد مردمان در آن زمان به دو دسته تقسم کرده بودند:

  شمال   1. آشنویه = هوری 2. ماری 3 آشوری،  که مردم آن را هیکوس میگفتند. 

  جنوب  1. السین 2. لارسا 3. بابل،   اتحادیه ای که پایتخت آن بابل بوده است.

لغت مریوان هم اگر ماری+ وان باشد،  نژاد ماری کنار دریاچه (وان) خواهد بود.

   اما در باب مرام و مرغوب،  آیا شما در لغت هایی چون مرد، مرجان، مرثیه، مرکز، مرهم، مرطوب، مرض، مرز، مرحله، مرحوم، و....، وجه مشترکی می بینید، که مر آنها  را بتوان به معنی خاصی گرفت؟‌
   پرسش 1753:  با سلام . اقای انوش راوید از شما ممنونم. من متوجه نشدم که اسکندر همان اشک اندروس تمام اروپا را فتح کرد یا نه. همین اسکندر ما.؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام همین اسکندر ما فاتح اروپا تا اشکان دیناوی (اشکان دین اور) اسکان دیناوی امروزی بوده است.

   ادامه پرسش:  لطفا بگید به نظر شما. و من متوجه نشدم که اسکندر پس از تصرف فارس پادشاه وقت را کشت یا پادشاه در حال مردن بود پادشاه ایران را میگویم. به اسکندر گفت که انتقام من را از چه کسی بگیرد.؟؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  تا آنجا که ما خواندیم مورخین نوشتند دارا پادشاه ایران بود، ایران هم ایر+ ان = ایرها خاندان ایر کنار اران بودند زردشت هم در همین خاندان همه متون ساسانی نوشته در آذربایجان بود به پادشاه پارس چه ارتباطی دارد،  فردوسی البته سرنوشت پارسها و خوزیان را در زمان ملوک الطوایفی بعد از اسکندر در همان 14 بیت مشخص کرده،  که تاریخ های دیگر نیز چون طبری – بلعمی همین گفته را تایید می کنند. وصیت کرد آن دو وزیر را بکشد و انتقام بگیرد که گرفت.

   ادامه پرسش:  ضمنا نامه گائوزو امپراطور چین درست است که ایران را به اتحاد با چین فراخواند در زمان اردوان چهارم.؟ ولی اردوان طبق اسناد متحد نشد با چین؟ و امپراطور چین به اردوان گفته بود که اگر دولت انتوکیوس سلوکی از بین برود جای انرا دولت دیگری از غرب میگیرد که شرق را اسوده نمیگذارد؟ منظورش دولت روم بوده است دگه؟ نظر شما چیست؟ امپراطور چین ذکر کرده که دولت سلوکی .منظورش چی بوده است؟ ممنون از شما. منتظر جواب هستم.
   پاسخ پرنیان حامد:  منظور چین استان است،  و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است (بندهش) سین مردم جنوب بین النهرین بودند،  سرزمین سین حدود خوزستان است، به شاه چین فقفور می گفتند فقفور = بغ پور پسر بغ (ایزد) همان بغی که بغداد را ساخت اینها چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  گای اوزو= هوز اوزیان هوزیان خوزیان است.  بزرگ خوزستان چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  امیر خوزستان به اردوان در  ارمنستان نصیحت می کند اگر این انتوکیوس سوریه ای را که الان آمده بابل از اینجا رد کنیم از رومیه  مدائن و بغداد  خاندان گشواد حمله می کنند چه ربطی به رسیدن سلوکیان (پادشاهان رسمی سوریه) به افغانستان دارد؟‌

   ادامه پرسش:  پس به نظر شما اسکندر تاریخ یونان وجود داشته؟ یا ففقط یک اسکندر بوده در تاریخ!؟ پس با مباحث جدید باید که طول مدت حکومت اشکانی بیشتر از 476 سال باشه دگه.!...
   پاسخ پرنیان حامد:  مورخین یونانی از فردی صحبت می کنند که واقعا به طرف ایران آمد و تا هندیجان ایران پیشرفت نام او در تاریخ ایران مهرم پسر ارجاسپ است و فتوحان و آتش زدن قصر شاه و.... او عینا در تاریخ ایران هم مکتوب است این اسکندر نیست زمان او هم 36 سال قبل از کوروش هخامنشی است چه ارتباطی با اشکانی دارد که 476 بشود؟ ملوک الطوایفی =  جمهوری در ایران 260 سال بوده است اشکانیان فقط یکی از این 90 ملک بودند.
   ادامه پرسش:  با سلام پس جنگهای فرهاد اشکانی با انتخیوس سلوکی واقعیت ندارد. داستانهای خانم یاسمین آتشی را خوانده اید؟ نظر شما چیه؟ داستان زیادی درمورد اشکانیان و سلوکیه گفته است. منابع این داستان ها را از کجا اورده است؟.. ایا به نظر شما داستان هایش واقعیت دارد؟!.. شما خانم اتشی را قبول دارید؟... ممنون.. ازشما منتظر جواب هستم......
   پاسخ پرنیان حامد:  آنچه گفته شد چه ارتباطی با دروغ بودن جنگ ریس جمهور ملوک الطوایفی با شاه سوریه دارد؟‌ داستانهای خانم اتشی را نخواندم لذا نظری نمی توانم در باره ایشان داشته باشم.

   ادامه پرسش:  زرتشت اعم از زندگي ان و دين ان و ايين زرتشتي نظر شما را ميخاهم بدانم و اطلاعاتي واقعي تر ميخاهم بدانم.. درباره تحريف دين هم بگوييد و چطور اوستا در اتش سوخته است!.. باتشكر ازشما
   پاسخ پرنیان حامد:  محبت بفرمایید در باب زردشت  به اسناد کتاب رجوع بفرمایید

   پرسش 1754:  سلام استاد حالتان چطور است،  استاد مگه شما نمیگین مخترع زبان و خط اجداده خودمان هستند !؟  پس چرا گفته میشه کتاب مقدس و قدیمه هندی ها قدمت 12000 ساله داره؟! چرا تو دنیا جا افتاده که ریشه زبانهای اروپایی و پارسی زبان سانسکریت هندیاست !؟ این لینک و ببینید! به زبان پارسی در مرحله آخر اهمیت داده شده، انگار زبان پارسی از زبانهای هندی و اروپایی جدیدتره !

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر محل دقیق واژه های   هند و اروپایی و هند و ژرمان را  دریافتید محل پیداش زبان و خط هم مشخص است دقیقا کجاست. هند آن از هندیجان ایران شروع می شود با اریابهارات (هند امروزی) ژرمن آن به استناد هرودوت یکی از خاندانهای پارسیان است، حدود کرمانشاه. اروپای آن اروپه حدود کرکوک است، حالا ببینید این زبان  با تشابه هایی که در دنیا دیده می شود، از کجای جهان آغاز و با مهاجرت گروهها به غرب و شرق به کجاها رفته است.

   پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  تعریف استان و ستان

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: موزه بلغارستان, جیحون و سیحون, مغ و بغ, شهرستات ایرانشهر, یاسمین آتشی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

آنا تومروس ملکه روس

     در چند پست از ما پرسیده اند،  آیا تومروس آنا (یا آنا تومروس)  ملکه ترکهاست؟  بدین منظور سری به اینترنت زدم،  تا ببینم علت این پرسش تکراری در یک زمان چیست؟  دیدم در تعدادی وبلاگ،  یک متن را از روی یکدیگر کپی کرده اند،  و ناخواسته عده ای جوان ایرانی دارند تاریخ خودشان را زیر سئوال و درهمی می برند.  در این متن کپی پیس شده،  هیچ منبعی ذکر نشده،  و فقط بقصد خاص مطرح شده است.  این متن بی سند و مدرک،  در ادامه فرمان ضد کوروش استعمار و امپریالیسم است،  که از همه طرف بی عدد انیرانی شنیده می شود،  منجمله،  تعدادی کمونیست معلوم حال،  تعدادی بنیادگرای مختلف،  تعدادی تجزیه طلب بی برنامه،  و شاید تعدادی اندک دیگر.

   ریشه یابی آناتومروس ــ  هر شخص نامی دارد و هر نام معنی،  و هر معنی ریشه یابی دارد،  درصورتیکه معنی و ریشه یابی نام خود را نمی دانید،  درباره آن تحقیق نمایید یا در نظر ها بنویسید،  تا ما نیز توضیحی دهیم.   آنا =  (آ = حرف اول الفبا،  یا اولین + ن = نا = نان = برکت)،  آنا = اولین برکت یا ملکه و زن.

   توم =  نوعی خاک یا زمین،  بر وزن انواع خاک و زمین مانند:  تون، تور، توس، توت، توپ.

   روس =  اوس = بالا، رئیس،  همان سرزمین روس،  یعنی سرزمین بالا.

   آناتومروس =  بانوی سرزمین بالا.  یا ملکه سرزمین روس.

      در بعضی از وب ها،  آناتومروس را آناتومریش نوشته اند،  روس = بالا = رئیس = اوس = ریش= با آوا های مختلف در گویش های مختلف،  ولی همه به یک معنی است.  روس ها یعنی مردم سرزمین بالا در تاریخ با هخامنشیان تا ساسانیان درگیر بودند،  بخش هایی از آنها با گرمتر شدن هوا در هزاره های سوم و چهارم خورشیدی ایرانی،  به شمال رانده شده یا رفتند،  و نام سرزمین بالا یا روس هم با خودشان بردند.

      جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران مراجعه شود.  در معنی نام آناتومروس صحبتی از ترک و فارس و... نیست،  فقط با ترکیب حروف الفبای تمدن جی است.

   ـــــ  متن بدون سند و مدرک که تعدادی وبلاگ،  از روی یکدیگر کپی پیس کرده اند،  در زیر:

تومروس آنا،  ملکه آذربایجان و کشته شدن کوروش به دست وی

   از جمله ملتهائی که از کوروش به بدی یاد میکنند،  سُکاها می باشند،  که یکی از اقوام ترکان قدیم بوده و در تحت حاکمیت کوروش قرار نگرفته اند.  ملکه سُکاها بنام تومروس، در نامه ای که به منظور پیشگیری از جنگ،  به کوروش فرستاده است می گوید:  ای ملک به تو نصیحت می کنم،  که دست از این کار برداری،  زیرا معلوم نیست که به نتیجه مطلوب دست یابی،  به فرمانروائی بر قوم خود خرسند باش،  و بگذار بر سرزمین خود سلطنت کنم.  افسوس که به سخنم گوش فرا نخواهی داد،  زیرا آنچه که کمتر به آن می اندیشی صلح و صفاست…  ای خونخوار سیری ناپذیر،  که پسرم را به نیروی افسون بارباده گرفتار کرده ای و او را با نیرنگ به اسارت خویش درآورده ای،  بر خود مبال،  زیرا که این آئین مردان نیست و در میدان نبرد انجام نشده.  با این حال هم من بدی ترا نمی خواهم.  پندم را بپذیر و او را رها کن و خود را تسلیم نمای  بی آن که زیان ببینی و از آذربایجان بزرگ  دور شو.  اگر چنین نکنی به ایزد خورشید سوگند،  که هر اندازه تشنة خون باشی،  از خون سیرت خواهم کرد.

   تومروس پس از این دو پیام،  تمامی جنگ آوران خویش را گرد آورد،  جنگ خونینی در گرفت و کوروش شکست خورد،  و با بخش بزرگی از سپاهیانش در دشت نبرد به خاک افتاد.  آنگاه تومروس سر کوروش را برید،  آنرا در خمره پرخونی فرو برد و گفت:  آن چه می خواهی بنوش تا سیر شوی...

   کوروش پس از فتح بابل،  بر آن شد ماساژت (آذربایجان)  را نیز مغلوب کند،  ماساژت ها از شمال شرق تا غرب ایران و در کرانه رود آراکس (آراز) در همسایگی قوم ایسه دونر زندگی می کردند. ماساژت ها (آذربایجانی ها) بسیار ماجراجو بودند.  حمله به ماساژت ها (آذربایجان) زمانی صورت گرفت که پادشاه ماساژتها (آذربایجانیها) فوت کرده بود و همسر او که زنی به نام مومیریس (تومروس) بود بر آنها حکومت می کرد.  کوروش فرستاده ای را نزد ملکه فرستاد و از او خواستگاری کرد.  تومروس می دانست که کوروش از او خواستگاری نکرده است،  بلکه می خواهد سرزمین آذربایجان را تصاحب کند،  به کوروش پاسخ منفی داد.  وقتی درخواست کوروش توسط تومروس پذیرفته نشد، علیه ماساژت ها لشکر کشی کرد.  تومروس برای کوروش پیغام فرستاد،  که به سرزمین خود باز گردد،  و فکر خام حمله به سرزمین آنها را از سر خود بیرون کند.  ولی کوروش پس از مذاکره با قوم خود،  به این نتیجه رسید که برای جنگ در سرزمین ماساژت ها یعنی سرزمین تومروس،  با آنان روبرو شود.  در جنگی که صورت گرفت پسر تومروس را اسیر کردند،  تومرس از کوروش درخواست کرد،  که به صورت مسالمت آمیز پسرش را آزاد کند،  ولی او پسرش کشت.  لذا تومروس پس از آن،  نیرو های جنگجوی آذربایجانی را گرد آورد،  و به مقابله با کوروش فرستاد.  دراین کشتار،  ابتدا طرفین از دور،  با تیر و کمان با یکدیگر به نبرد پرداختند،  تا کاملا به یکدیگر نزدیک شوند.  وقتی که طرفین زمان درازی با یکدیگر جنگیدند،  بیشتر نیرو های کوروش فرار اختیار کردند،  در پایان این جنگ ماساژت ها (آذربایجانی ها) پیروز شدند.  بخش عظیمی از سپاه کوروش نابود شد،  و در حین این جنگ کوروش نیز پس از 29 سال سلطنت کشته شد.  تومروس مَشکی را پر از خون انسانها کرد،  و از میان اجساد کشته شدگان پارسی،  جسد کوروش را توسط سگی که بر سر جنازه اش پرسه کنان پارس می کرد،  یافت و دستور داد تشتی را پر از خون کرده  و سر کوروش را در این تشت بیاندازند،  و با لحنی سرزنش و تحقیرآمیز چنین گفت:  تو پسرم را از من گرفتی،  من هنوز زنده ام و بر تو پیروز شدم.  حالا تو را از خونخواری سیرمی کنم. مرگ کوروش را در سال 529 پیش از میلاد می دانند.

ـــــــــــــــ پایان متن ـــــــــــــــــــ

      در نام آناتومروس براحتی مشخص است،  که ملکه روس ها است،  زیرا هنوز آنا در اسامی روسی است،  و خود روس نیز در این نام،  بوضوح نشان دهند جایگاه سرزمینی آن ملکه است.  در آن زمان ترک و پارس و کرد و...،  در معنی امروزی وجود نداشتند.  این عزیزان بخشی از تاریخ روس را بجای تاریخ خود نوشته اند،  و کوروش که 50 درصد مدی یا مادی یا همان اجداد ترک و کرد امروزی است را غریبه،  و یک روس را خودی دانسته اند.  از این عده هم وطن خواهش می کنم،  دقت نمایند و براحتی در دام ترفند امپریالیسم نیفتاند.

   ریشه یابی ماساگت ــ  ما = مد = ماد + سا = آسمان + گت یا ژت = بزرگ،  ماساگت (ماد + سا + گت) در کل به معنی آسمان بزرگ ماد است،  که ایسا یا عیسی از آن آمده است،  در وجه و معنی کلمه ماد هیچ قوم و طایفه خاص وجود ندارد.  ماد یا مد به معنی گسترش دهنده است،  و به روحانیون گفته می شد،  مانند پارس یا پرسر،  که روحانیون بودند نه قوم و ملت،  و در میان روحانیون می توانسته از هر طایفه وجود داشته باشند.  توجه نمایید گت با گوت تفاوت دارد،  گوت یعنی اقوام عشایر چادر سیاه ایرانی،  جهت اطلاع به تاریخ ایل های ایران بروید.

عکس غل و زنجیر حمل برده در دوره استعمار،  عکس شماره 1214.

   پرسش 953:  درباره شنگول و منگول و انگول بیشتر توضیح دهید برای خیلی جالب بود؟

   پاسخ انوش راوید:  برای من هم خیلی جالب بود،  که این نظریه کوچک تاریخی،  خیلی موافق و مخالف داشت،  فقط یک خواهش از عزیزان دارم،  درباره نظر و دیدگاه خود سعی کنید بیشتر توضیح بنویسید،  و از مخالفان هم تقاضا دارم،  علت مخالفت خود را بنویسند،  و توضیح تشریحی دهند،  نه اینکه مانند یکی دو مخالف که چند حرف زشت در شأن خودشان می گویند.

      از نظر دیدگاه من،  نقشه زیر نشان دهنده اولین پیدایش تمدن در بعد از پایان آخرین دوران یخبندان است،  در اینباره به لینکها و مطالب وبلاگ بروید و پی گیری کنید.

     نقشه خلیج فارس در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  در بخش دهانه خلیج فارس مردم دریانودری بودند،  که تا انگلستان رفتند و استون هنچ را بنا کردند،  انگلها،  در آنجا انگلو ساکسون گفته شدند،  ان = اند end = انتها،  انگلستان = انگل استان یا انگلند = انگل لند،  لند = لن= تکه+ د= دنیا.  در میانه خلیج فارس شنها یا همان سینها بودند،  شن به معنی در نیمه بودن،  مانند شناور (شن + آور)،  اینها مردم انشان یا انسان هستند،  که در بیشتر ایران و کشور هندوستان پراکنده شدند،  در شاهنامه فردوسی نوشته شده است،  شنگ (شن+ گ = شن بزرگ) پادشاه هند ایران،  به یاری افراسیاب شتافت.  در منتهای خلیج فارس منها بودند،  من یا منتها (من+ ته)  تشکیل شده از چهار چارک در سواحل خلیج فارس،  من،  یمن و یومن و یونان شد.  در باره هر یک از این معانی و  گروه ها در وبلاگ توضیح های پراکنده نوشته ام،  بزودی با گرد آوری اسناد و مدارک بیشتر،  همه را در یک پست می نویسم.

   پرسش 594:  باسلام. میخاستم بدانم چرا به ایرانیان عجم میگویند. من تمام مطالب وبلاگ شما را خوانده ام ولی باز سوالاتی دارم. پس اینجوری ما باید به واقعی بودن خیلی از جریانات مربوط به ایران شک کنیم.

   پاسخ انوش راوید:  در وبلاگ چند بار توضیح نوشته ام،  عجم =  ع یا ا = پائین آمده، تولید شده، مربوط به.. + جم = جمشید،  عجم = فرزند جمشید.  درباره ا،  فرهنگ لغات را باز کنید و متوجه معنی آن در واژه ها شوید.  ا ضمن ترکیب با واژه های زبان های ایرانی،  معنی و ریشه یابی ایرانی دارد،  ولی به اشتباه می گویند آن واژه عربی است،  در صورتیکه خود ارب = ا + رب = فرزند رب.

      جمشید = جم + شید = حرارت و گرمی و عشق.  عجم یعنی فرزند جم،  ایرانیان فرزندان جم از تمدن کهن جی هستند.

   توجه:  چند عدد انیرانی فارسی زبان،  که می ترسید نام خود را بنویسید،  و آنرا بدروغ می گویید،  در واقع چه توقعی می توان از آنها داشت،  که نام خودشان را دروغ و هر بار چیزی می گوید.  حال این به کناری،  به آنها می گویم، دیدگاه و نظر خود را درست و خوب بنویسید،  مانند هزاران جوان باهوش ایرانی،  که در این وبلاگ نظر می دهند و می پرسند و می نویسند.  باور کنید با پرت و پلا و اهانت گفتن،  هیچ نتیجه ای نمی گیرید،  جز اینکه ضعف و نداشتن سواد و تربیت خانوادگی خود را نشان می دهید،  مشروح در اینجا.

   عکس تفنگ AK47 یا کلاشینکف،  اسلحه ای که نقش مهمی در تاریخ جنگ افزار های 50 سال گذشته ایران و جهان داشته است،  و بسیاری از انیرانی ها و دشمنان ایران با آن نابود شده اند،  مشروح در تاریخ جنگ افزار های ایران،  عکس شماره 4240.

عکس رزمندگان ایران با AK47 (کلاشینکف) در جنگ با عراق،  عکس شماره 4241.

كليك كنيد:  معنی نام شهر های ایران

كليك كنيد:  تاریخ هنر های رزمی در ایران

كليك كنيد:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: ملکه آناتومروس, قوم ماساگت, معنی اعجم, معنی عرب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 75

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

کوه پدری یا جم

      کوه پدری یا کوه جم،  اين کوه باستاني در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در میانه راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد.  عباتگاه یا آتشکده دوران کهن در قله کوه قرار دارد،  مجسمه ‌های «جمشید جم» و «غار آدم» در نزدیکی کوه پدری،  به دلیل فعالیت‌ های شرکت ‌های نفتی و گازی شهرستان عسلویه استان بوشهر،  در معرض خطر قرار دارند.  که باید نسبت به حفظ و نگهداری این آثار تدابیری انجام شود.

    پدری =( پد = دریچه ورود + ری یا رای = خدای خورشید)،  یعنی جایگاه یا عبادتگاه ورود به دل و خواسته خدای خورشید.  پد و پا،  صفت و وسیله ورود و خروج است،  که در پاتک و پدآفند وجود دارد،  و در پا بطور کامل خود نمایی می کند.

عکس کوه پدری یا کوه جم،  عکس شماره 5666 .

      آثار عبادتگاه این کوه،  مربوط به دوران تمدن کهن جیرفت است،  در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  تنها منطقه تمدنی جهان،  در حاشیه خلیج فارس قرار داشت،  البته آن زمان خلیج کوچکتر،  و فاصله کوه از دریا بیشتر بود.  درباره این کوه شایعات و داستانها و شایعات زیادی در جریان دارد که قابل ذکر علمی نیستند.

بمنظور اهداف ملی و مردمی،  نظر بدهید و پرسش کنید،

  و در بحث های تاریخی شرکت نمایید.

 

   پرسش 1732:  با سلام و درود فراوان و خسته نباشیده جانانه.  واقعن دست مریزاد ' زنده باشید،  2 هفته قبل سوالی درباره آذربایجان و تاریخش داشتم مثل اینکه آپ نشده ' لاجرم دوباره می گم.  قبلن از توجه و پاسختون سپاسگزارم.

    طی مطالعه در بلاگ حماسی و پارتیزانه شما، به این موضوع برخوردم که جناب آقای راوید گرانقدر فرموده بودند 'نسبه ساکنان کنونیه آذربایجان از اقوام مهاجره شمال شرقی دریای خزر هستند!  این یعنی آذربایجانی ها اصالت ایرانی ندارند؟!!؟  من خودم اصالت آذری دارم و زبان مادریم ترکیه.

   این رو می دونم که از نظر چهره و ژنتیک نه خودم نه فامیل هام، نه هیچ کدام از مردم آذربایجان،  تا جایی که میدونم'  شباهتی به مردمان ناحیه شرق دریای خزر نداریم'  که اونها معمولن شبیهه نژاد زرد و چشم بادامی هستند'  البته به ندرت دربین آذری ها افرادی که ترکیبی از چشم بادامی و ادمهای شبیه خودمون رو دیدم، شاید از هر 5000 نفر 1 نفر،  اما میدونم زبانه خیلى از اقوام شرق دریاى خزر، نوعی از زبان ترکیه،  بیشتر مردم فکر میکنن چون زبان مردم آذربایجان ترکیه، پس از نژاده مغول یا ترکمن ... هستند! چیزی که برای خود منم سوال بود از دوران راهنمایی و یجوری خودم رو ایرانیه کامل نمیدونستم، حتی شده بود که مثلن یه همکار افغانی که داشتم دم از افتخار فارس بودنش میزد و به من میگفت شما که زبونتون ترکیه! پس شما هم ایرانی نیستین!!

      به شخصه مونده بودم اصالتم، زبانم کجاییه!؟  و این موضوع سالها دغدغه من بود، و میدونم خیلی از هموطنای آذری زبانم که چهره و ژنتیک ایرانی دارن اما زبان ترکی، این دغدغه اونها هم هست.!  و حق هم دارن.!!  تا اینکه خودم رو اینطور اروم کردم که زبانه ما در طی گذر زمان دستخوشه تغییر شده و از پارسی به ترکی تغییر کرده!!  مثالشم این طور میزدم که مثلن افغانی هایی که 'کاملن واضح و تابلو چهره و ژنشون از نژاده زرد و مغولیه!!  چطور شده که زبون مادریشون فارسیه!؟ اینجا بود که تقریبن مطمعن شده بودم، یک همچین حالتی هم براى ما آذربایجانی ها پیش اومده باشة. که زبان مادریمون تغییر کرده باشه مثل افغانی های چشم بادامی، منتها بطور بر عکسه افغانی ها!!

   چون فهمیده بودم که زبان مادری در طی زمان میتونه تغییر کنه و این موضوع شدنیه به دوستام و خانواده و فامیل هم مطرح میکردم چیزی که فهمیده بودم و مثال افغانی ها رو که میزدم قبول میکردن!..  کم کم کنجکاویم به چگونگیه این تغییره زبان جلب شد،  و از افراده سن و سالداره فامیل و... مخصوصن مادر بزرگم که سوال میکردم دیدم. که مادر بزرگم یه کلماتی و بیان میکنه از بچه گیاش که وقتی دقت میکنی!! ترکی نیست و فارسیه!!  اما مادر بزرگ فارسی بلد نیست، با اصرار به خاطرات کوچیک بودنش برگشت و دیدم که میگه یه جور زبان رو حرف میزدن که اسمش زبان "شادیانی"  که ظاهرن اسم طایفه هم بوده،  زبان "شادیانی" فارسیه با گویش و لهجه عجیبى! شاید مثل لری!!  مادر بزرگ چن نفر از فامیل و اسم برد که به این زبان بلدن حرف بزنن، من سره فرصت میخام باهاشون صحبت کنم.

   استادان گرامی خدا خانواده محترمتون رو نگر داره براتون، مادر بزرگ من رو هم 100 سال دیگه سایش بالا سرم باشه، العان مادربزرگ نزدیک به 100 سالشه،  و میگه در کودکی زبان شادیانی بین خودشون رواج داشته، العان انگشت شمارن کسایی که بلدن طبق اماری که مادر بزرگ به من داده.  استاد جدا از این، چون پیگیر بودم، چند وقت پیش تو نت به کتاب استاد شادروان احمد کسروی برخوردم، که در باره زبان و گو یش مردم آذربایگان هست، بی شک شما میدونین که شادروان استاد احمد کسروی 80 سال پیش طی تحقیق از مردم در آذربایگان پی به این موضوع بردن، که زبان اصلی مردم آذربایگان ترکی نبوده، و پرده از رازهای چگونگی تغییر کردن زبان برداشتن، البته من کتاب و نخوندم هنوز، و تا چند هفته پیش هم اطلاعی از بودن این کتاب نداشتم. خیلی خوشحالم که حدسی کة منم درباره تغییر زبانم داشتم، شادروان احمد کسروی هم داشتن، لابد دغدغه ایشان هم بوده.!  و اما  سوال؟؟؟

   استاد ایا شما با توجه به این موضوع که اطلاع دارین، زبان مردم آذربایگان تغییر کرده و زبان اصلیشون پارسیه، قبلن تو قسمتی از وبلاگتون فرمودین که نژاد مردم آذربایگان، ایرانی نیست و از مهاجران شرق دریای خزر هستن؟؟!  یا اینکه چیز دیگه ای هست ..؟!؟ مثلن طبق آزمایشات ژنتیک، که صورت گرفته مشخص شده آذربایجانی ها نسبه ایرانی ندارن؟!؟

لطفن بفرمایید کدوم نظریه درسته، فقط زبان در اذربایگان تغییر کرده و از پارسی به ترکی برگشبه؟ یا زبان ترکی زبان اصلیه ما اذری هاست اما، مثلن زبان "شادیانی که مادر بزرگم و طایفه شادیان به آن آشنا بوده اند، برای انها زبانی فرعی بوده و مثلن انها هم به مانند ما که از کودکی هم ترکی و هم فارسی را با هم یاد گرفته ایم، آنها هم در کنار زبان ترکی، زبان شادیانی که گونه ای از گویش پارسی است را هم اموخته بودند .؟؟؟!  با سپاس فراوان از اساتید بهترین وبلاگ در بین تمام وبلاگ های پارسی زبان.

   پاسخ انوش راوید:  با درود  سپاس از توجه شما،  پاسخ شما را داده بودیم،  در یکی دو آخرین پرسش و پاسخ های وبلاگ گفتمان تاریخ است در http://cae.blogfa.com

تاکنون چنین چیزی را نگفتم: (('نسبه ساکنان کنونیه آذربایجان از اقوام مهاجره شمال شرقی دریای خزر هستند!))  لطفاً لینک آنرا بگویید،  مردم آذربایجان از قوم آز یا آذ هستند،  و از مردم تمدن کهن جیرفت می باشند،  که بعد ها روحانیون مد یا ماد از این قوم بودند،  و اصالت ایرانی دارند.

      در ضمن و مهم،  حتماً زبان مادر بزرگ عزیزتان را که من بسیار مشتاق دیدار ایشان هستم،  به هر ترتیبی که می توانید حفظ کنید و ضبط نمایید و یاد داشت بردارید،  شما وظیفه دارید آنرا نگهداری کنید،  و نگذارید بطور کامل از بین برود از دیگران کمک بگیرید.

      در باره پرسش شما بزودی یک پست با عکس و سند می نویسم،  البته دو سه هفته زمان می برد،  بطور خلاصه بگویم،  تمام مردم ایران و جهان از دو تمدن بزرگ،  که در حاشیه خلیج فارس تشکیل شد،  بوجود آمدند و گسترش یافتند.  اولین تمدن آتلانتیس بود،  که در 14 تا 12 هزار سال پیش بوجود آمد و تا قفقاز و ترکیه گسترش یافت،  و تا قاره آمریکا و اروپا هم رفت،  بومیان کلوویس قاره آمریکا و سپس بازماندگان سرخپوست آمریکای شمالی از آنها بوند و هستند،  ولی بر اثر سرمای 12 هزار سال پیش در ارتفاعات و مدارات بالا از بین رفتند،  در وبلاگ توضیح دارد.  سپس در 7 هزار سال پیش تمدن پیشرفته جیرفت پدید آمد،  و با گرم شدن زمین،  بتدریج طی چند هزار سال مردم تمدن کهن جیرفت،  در ایران و جهان پخش گردیدند.

    با پراکنده شدن مردم در جغرافیای وسیع،  گویش های مختلف هم حاصل شد،  و با افزایش جمعیت از 4 هزار سال پیش،  دین ها هم بوجود آمدند.  دین ها برای اینکه مردم چندان از کار و دعای آنها سر در نیاورند،  در زبان دست بردند،  مدها زبان مانند آذری را بنا کردند،  ایشتاریها عربی و داریوشی ها دری و غیره.

      در طول تاریخ چند هزار ساله و مهاجرت های متعدد،  زبانها هم جابجا شدند،  و لهجه ای مختلف پدید آمد،  اما بطور کلی شاهنامه فردوسی از سی گونه زبان و خط در جغرافیای ایران نوشته است،  که همگی در یک راستا و از زبان اصلی ایرانی،  در تمدن کهن جیرفت بودند.

      آن مردمی که قیافه ای مغولی یا منگولی دارند،  باقی مانده مردم تمدن آتلانتیس هستند،  که چند هزار سال در سرما و در چند قبیله پراکنده باقی مانده بودند،  و بعلت سرما تغییر قیافه ای پیدا کردند،  و بعداً بعضی توسط مردم مهاجر تمدن جدید،  به استپ های گبی و سیبری رانده شدند،  و بعضی در مردم جدید طی مراحل تاریخی جذب شدند.

      این داستان ها سر دراز تحقیق و تحلیل دارد،  ولی و مهم،  به هیچ عنوان نباید گوش به حرف فاشیست ها و شونیزم ها و عوامل استعمار داد،  فقط بدنبال تخصص باشید و بس،  هیچ تفاوتی بین آدمها وجود ندارد،  جز سواد و دانش،  هیچ تفاوتی بین من که خیال می کنم پارسی هستم،  با آن یکی که اویغور است،  وجود ندارد،  و برای من هیچ مهم نیست،  من عاشق آدم های متخصص هستم،  تخصص در هر رشته،  حال می خواهد مغول باشد یا عرب و ایرانی یا هر جایی،  و بیزارم از آدم های هر دمی بدون درک از تخصص. از قول من حتماً دست مادر بزرگ گرامی را ببوسید.

   پرسش 1733:  سلام و درود خدمت جناب آقای راوید و سرکار بانو حامد،  باره دوم است که با شما تماس دارم چون تازه آشنا شدم با شما،  باره اول سوال کرده بودم درباره تاریخ و زبان شهرستان هشترود،  سپاس از بانو حامد و شما برای جواب هاتون.  استاد اکنون میخام چند نکته رو باهاتون در میان بزارم و بی شک تبحر و تجربه شما،  یا حرفام رو تایید میکنید،  یا اینکه تفکر من بی پایه و اساس خواهد بود.

  1 ــ  درباره اسم سایت شما که cae است،  به گفته شما تلفظ پارسیش میشه [ کی ] یا [ کیژا]،استاد شاید. هم ( کی+آ ) هم بشه تلفظ کرد.  به خاطر شباهت مفهومی بهش اشاره خواهم کرد، به فرموده ی شما معنی ( کی) انرژی و نیرو میشه!؟

   استاد من در گذشته مدتی کاراته کار میکردم و استادمون به ما آموزش میدادن در مبارزه کاراته همزمان با ضربه زدن و ضربه خوردن، یک جور فریاد و نعره ی خاص بزنیم. که همزمان با فریاد باید بازدم رو به شدت از انتهای ریه ها به بیرون هدایت میکردیم، و قسمت مرکز بدن و انتهای شکم رو منقبض کنیم' به گفته استاد باعث آزاد کردن انرژی و بالا بردن نیرو میشد، و استاد میگفت مرکز ثقل و قدرت انرژی نهفته بدن در مرکز بدن جایی بین نقطه اتصال انتهای شکم با پاهاست، که این نقطه بنام نقطه چی معروف شده !

  نقطه مرکز بدن بنام نقطه چی، شاید هم در انتها حرف. "ن" داشته که میشه ( چی+ ن= چین> مرکز بدن انسان)  و چین استان مرکز ایران و ایران مرکز جهان و شروع تمدن !

استاد در ادامه اسم سایت cae, به معنای انرژی ! همونطور که مطلع هستید هر ضربه و حرکت در کاراته نام خاص خودش رو داره و نام فریاد همراه.  با بازدم شدید که برای بدست آوردن انرژی و نیرو از مرکز بدن انجام میشود!؟ ( کی + آ ) میباشد!، همچنین برای تضعیف روحیه حریف هست! گرفتن انرژی و نیروی حریف و یا ایجاد تداخل در نیرو و انرژی حریف!! به حر حال تکنیک ( کی+آ) و نام کی+آ ، در رشته ورزشی کاراته به شدت با نیرو و انرژی سر و کار دارد، انگار که با فریاد کی و به اصطلاح کی+آ. زدن یا کی+آ کشیدن،  انرژی پتانسیل بدن استخراج می شود،!!

   استاد راوید میخام بگم شاید کلمه ( کی ) که در کاراته بطور عملی انرژی تولید میکند! از زبان پارسی در قدیم رفته رفته به ژاپنی انتقال یافته است؟!

   2 ــ  درباره ورزش باستانی زورخانه ای چرا آن را به حضرت علی نسبت میدهند !؟  اگر حضرت علی باستانی کار بوده و به زورخانه می رفته چرا در کشور عربستان زورخانه ای وجود ندارد!  استاد راوید شما گمان نمیکنید، این هم یک دروغ است، که مردم باور دارند که ورزش باستانی از کشور عربستان به ایران آمده.؟!

   پاسخ انوش راوید:  درست می فرمایید،  من قبلاً درباره فنون رزمی نوشته ام،  که از ایران رفته است،  به تاریخ هنر های رزمی مراجعه شود.  کی و ژن هم همان انرژی هستند،  ژن فیزیک تولید کننده انرژی مانند ژنراتور،  و کی نرم افزار تبیین انرژی است مانند کیوان، کیخسرو.  در ضمن چین یا سین یا سان (یا خورشید دوره های هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به بعد)،  مرکز کائنات حساب می شد،  و بسوی آن دعا می کردند،  خدای سین یا چین یا خورشید را ری یا رای می گفتند،  ری همان بلند و طولانی است،  که در ری کردن برنج خودنمایی می کند،  زیرا مسیر و فاصله تا سین زیاد بود،  و خدای آن هم بلند و بالا بود،  و در وسط جهان قرار داشت.

   پاسخ به 2 ــ  از دوران پیدایش استعمار،  کشور های قاره کهن از یکدگر جدا شدند،  در گذشته تمام قاره کهن در یک راستای فرهنگی قرار داشتند،  و ورزش باستانی و هنر های رزمی و شمشیر زنی و غیره مانند پنیر زنی و ماست زنی و کشاورزی و دامداری،  با یک فرهنگ در جریان بود.  حال اگر در یکی دو قرن گذشته،  به این و آن نسبت می دهند،  تحقیق و تحلیل علمی نیست،  در هر صورت حضرت علی همان نقش رستم تاریخی ایران را داشته است.

   پرسش 1734:  سوالم  درباره آتلانتیسه که شما فرمودین جزو تمدن ایران بود،  العان پس گذشت قرنها پس از یخ بندان آخر میگذره و خیلی از دریاچه های ایران خشک شدن،  مثلا دریاچه قم الان چقدرش باقی مونده ...!  ظاهرن قسمت بزرگی از مرکز ایران که العان خشک و کویریه، زمانی دریاچه بودند.  استاد با این تفاسیر شما فکر میکنید، اتلانتیس، که از تمدن های ایران است، هنوز هم زیره آب است؟  یا اینکه آبی در کار نیست و آتلانتیس العان یک قسمت از ایرانه کنونی است،؟ ممکن است اینچنین باشد و ما ندانیم و اهالی ان منطقه بر روی بازمانده های آتلانتیس شهر جدیدی بنا کرده باشند؟  یا اتفاقاته دیگری که ممکن است اتفاق افتاده باشد.  مثلن العان آتلانتیس را باید در زیره خاک و شن های روان جستجو کرد!؟

   پاسخ انوش راوید:  من در سفر نامه های قدیمی حدود 5-1354 ، در میان کویر ایران بدنبال دقیانوس و آتلانتیس خیلی گشتم،  ولی در دوره ای که آتلانتیس وجود داشت،  مرکز ایران تا ارتفاع 1350 متر زیر آب بود،  و خلیج فارس نیز حاشیه کوچکی بود،  در نتیجه میان کویر ایران نمی تواند باشد،  ولی در زیر آبهای خلیج فارس امکان دارد.  فعلاً تمام این حرفها نظریه هایی است،  که مشغول گرد آوری معلومات و مستندات برای علمی نمودن آن هستم،  فعلاً به مقالات دوران یخبندان کوچک و غیره مراجعه نمایید.

فرهنگ کلوویس  Clovis culture

      فرهنگ کلوویس (کلاویس)،  که گاهی اوقات به عنوان فرهنگ لئو  Llano گفته شده است،  در سال 1920 تا 1930 میلادی،  ابزار های سنگی در شهرستان کلوویس نیومکزیکو کشف گردید،  و نام بومیان 13000 سال پیش قاره آمریکای شمالی،  در محافل علمی از لئو به فرهنگ کلوویس تغییر کرد.  بعد از پایان آخرین دوره یخبندان تا دوران ناپدید شدن این فرهنگ،  ده ها سایت از این فرهنگ در قاره آمریکا کشف شده است.

   عکس تعدادی ابزار فرهنگ کلوویس،  جهت اطلاع بیشتر در جستجو ها بنویسید Clovis culture،  عکس شماره 7019.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


برچسب‌ها: کوه پدی, کوه جم, فرهنگ کلاوویس
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ توسط انوش راوید