گفتمان دروغهای تاریخ
 
گفتمان درباره: اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  لینکدونی

کلیک کنید:  تماس با ما

کلیک کنید:  ارگ یا ارک





کلیک کنید فهرست ارگ

کلیک کنید دانلود های ارگ

ایمیل انوش راوید

کلیک کنید تقویم ایرانی

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

گفتمان درباره دروغ های تاریخ

کلیک کنید:  ایران و ایرانیان ارگ

کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبسایت

کلیک کنید:  ارگ در جهان



کلیک کنید: فروش پارچه های ضد امواج

کلیک کنید: پذیرایی اکوتوریسم

کلیک کنید:  املاک شمال ایران



وب گفتمان درباره دروغ های تاریخ

 

      از کلیه عزیزان علاقمند به افشای دروغ های تاریخ،  و برداشت دروغها از تاریخ شیرین کشور عزیز مان ایران،  و علاقمند به پژوهش واقعیت های تاریخ،   دعوت می کنیم در این وب با ما باشند.

عضویت رایگان و فقط با یک درود است...

      آنچه ما ایرانیان را در طول تاریخ نگه داشته،  تنها موقعیت جغرافیایی نبوده،  بلکه حس میهن و هم میهن دوستی است،  ایرانی در هر کجا باشد آب و غذای ایران را دوست دارد و می خواهد،  و همیشه از ایران یاد می کند،  و از افتخارات تاریخی کشورش می گوید.  هر چند در یکی دو قرن گذشته استعمار باعث شده بیشتر خاک ایران از دست برود،  و فقط نقش گربه ای برای ما بماند،  ولی جوانان باهوش ایرانی می توانند با کار فرهنگی،  تمام ایران تاریخی و شیر ژیان را باز یابند.  این یک داستان و خواب خوش نیست،  انجام پذیر است،  فقط کار و تلاش و یکدلی در محیط دمکرات می خواهد،  بیایید در اینجا اندیشه هایمان را بمیان بگذاریم،  و از دل آن نیرو و دانش ایرانی بسازیم.

      بزرگان تاریخ ایران گفته و نوشته اند،  ایران از آن همه است،  پارسها، تورانیها، مادیها، ارومیها،  و همه مردمانی که شکیل ترین سرزمین موزائیکی را در بهترین جایگاه گیتی،  گرد و گردان کرده اند.  انوش راوید.

   نام کتاباسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست

کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

کلیک کنید:  دسترسی سریع به مطالب مهم وبلاگ

 

گفتاری از بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامد

   خواننده عزیز،  آنچه بد آهنگی و ناهمگونی از تاریخ روزگاران گذشته بدست ما میرسد،  نتیجه بد کنشی در ضمیر بشر است،  که به تعبیر خود با سوء استفاده از تفسیر یا دخل و تصرف در واقعیات به مزایای مادی یا ارضاء تعصبات مذهبی یا ملی خود پاسخ داده است.  والا گذشتگان زیسته اند و سال و ماهی در آن هدر است،  چه بد کار و چه نکو نام حقیقت دوران خویش بوده اند،  و این حقیقت می توانسته بی کتمان در دوران سیال باشد.  آنچه ما امروز به دست داریم در نتیجه سوء تفسیر ها و... دارای زعماتی است،  که ما را روز به روز به تاریکی بیشتر می کشاند.   روشن ساختن تاریخ گذشتگان باید به دست مورخانی انجام شود،  که خود را از تعصبات و جذب مادیات بر کنار دارند و بیانگر روشن وقایع باقی بمانند،  و خوانندگانی که در روشنی و بی غرضی آن را اشاعه دهند.  سوال اصلی این است که آیا بشر امروز بدان پایه رسیده است،  که در کشف حقایق این اندازه روشن و آزاد باشد؟

تقدیم به نیک اندیشان جهان:

"اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست"

 

   ضمندرود به وطن پرستی چون آقایانوش راوید،  در باب دروغ هایی  که در تاریخ ایران به دلایل مختلف شکل گرفته است،  در مورد ایرانی بودن شخصیتی با نام اسکندر،  شخصا پاسخ گوی پرسش های خوانندگان این وب و کتاب می باشم.  به پاینده گی کشور زیبا و عزیزمان ایران،

  پرنیان حامد

 

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

 

پرنیان حامد

 

به نام خدا

فراخوان و دعوت از اساتید

      واضح است غربیان تاریخ ایران زمین را افسانه و از افسانه ها تاریخ ساخته اند،  و در این بین از هیچ کوششی جهت تغییر و ایجاد نابسامانی در تاریخ این مرز و بوم دریغ نداشته اند.  به همین منظور قصد داریم تا با تهیه مستندی برای پاکسازی تاریخ از دروغ های آن قدمی استوار برداریم،  و از تمامی اساتید و کارشناسان که در این ارتباط می توانند به ما یاری رسانند دعوت به عمل می آوریم تا با ما در تهیه این فیلم مستند همکاری داشته باشند.  از کارشناسان در بخش های زیر جهت همکاری دعوت به عمل می آید:

   ــ  اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی، علوم دینی، اسطوره شناسی،  زبان شناسی (زبان های باستانی(،  زمین شناسی،  ستاره شناسی،  علوم نظامی (نبردهای کلاسیک و باستانی(،  حمل و نقل و دریانوردی.

     لازم به تذکر است،  آن دسته از اساتیدی که با ما هم نظر نیستند،  و روایات چند سده اخیر در ارتباط با اسکندر مقدونی را همانگونه که غربیان نوشته اند حقیقت می دانند،  درخواست داریم تا با حضور خود در این مستند اسناد خود را ارائه نمایند.  موضوع فیلم در ارتباط با یکی از مهمترین گلوگاه های تاریخ یعنی دوران اسکندر مقدونیایی می باشد.  با توجه به اهمیت این شخصیت در طول تاریخ و وجود شبهات بسیار در ارتباط با این اسطوره تاریخی و همچنین تناقضات بسیاری که بعد از ترجمه های متون کلاسیک غربی در چند سده اخیر بوجود آمده اند،  بر آن شدیم تا با به اشتراک گذاری کلیه اسناد در این ارتباط چهره ای شفاف تر از اسکندر مقدونیایی و رویداد های مرتبط با دوران او به نمایش گذاریم.

  ــ  جهت هماهنگی های لازم درخواست می شود با شماره همراه 09368650556 و یا با ایمیلinfo@arq.ir با ما در ارتباط باشید.

نوید صلح دوست


برچسب‌ها: سخن وبلاگ, پرنیان حامد
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 توسط انوش راوید

با درود

      چهار ساعت تلاش کردم،  تا پرسش پاسخ 97 را در بلاگفا پست کنم،  قبول نکرد،  به سه قسمت تقسیم کردم،  تا سه پست کنم،  باز هم نشد.  از قرار معلوم بلاگفا دارد بازی در می آورد،  و می خواهد پست ها کوچک و بدون هر گونه لینک باشند،  و این بکار ما نمی آید.  بهمین جهت وبلاگ گفتمان تاریخ درباره اسکندر ایرانی را موقت به وبلاگ سابقه دار و پر بازدید دیگرم در بلاگ اسکای منتقل می کنم،  و بزودی در همین وبلاگ ادامه می دهم.

دروغ و دونگ پشت سر هم

   عکس مقیره ای که بدون اسناد و با دروغ می گویند متعلق به رکسانا همسر ایرانی الکساندر در یونان است،   جهت دیدن عکس های بیشتر در جستجوها بنویسید "کشف آرامگاه همسر ایرانی اسکندر در یونان"عکس شماره 7819.

   در خبر ها: باستان شناسان یونانی مقبره با شکوهی را در آمفیپولیس واقع در شمال این کشور کشف کرده اند.  در تصاویر منتشر شده از این مقبره،  مجسه دو زن متعلق به دوره یونان باستان دیده می شود،  که نشان از اهمیت این کشف و اهمیت شخصیت مدفون شده در آن دارد.  کنستانتینوس تاسولاس، وزیر فرهنگ یونان با بیان این که ابعاد مقبره کشف شده در کل منطقه بالکان بی سابقه است، می گوید:  "این مقبره همچنین از نظر فن هنری آن بسیار چشمگیر است.  با پیشرفت حفاریها، تزیینات بکار رفته در آن و زیبایی خیره کننده آن بیش از پیش آشکار می شود.  مقبره های زیادی در آمفیپولیس وجود دارد که متعلق به این دوره تاریخی است. اما ابعاد این مقبره در مقایسه با مقبره های دیگر قابل مقایسه نیست.  این مقبره منحصر به فرد است."  بنابر برخی گمانه زنیها این مقبره ممکن است متعلق به رکسانا، همسر ایرانی اسکندر، مادر و یا یکی دیگر از نزدیکان او باشد.

    دروغ و دونگ پشت سر هم،  برای اینکه برای اروپا تاریخ بسازند،  DNA های تقلبی و غیر علمی، داستانهای دروغی بجای تاریخ.  جوانان باهوش متخصص ایران،  از تاریخ و سرنوشت کشورتان بدستی بدانید،  و از آن دفاع نمایید،  در غیر اینصورت آینده را از دست خواهید داد،   جهت اطلاع بیشتر به فیسبوک انوش راوید مراجعه نمایید.

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 96

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   پرسش 1987: سلام استاد، درباره پورپیرار ..... و نظرات او چه نظری دارید؟ ایا وهابی است؟

   پاسخ انوش راوید:  درود یکی از مهمترین کارهای ما بعنوان یک ایرانی تاریخی، برپایی و نگهداری احترام و محیط دمکرات و آزادی قلم و اندیشه است، از نظر من هر شخص می تواند هرچه دلش خواست بنویسد، بدون کوچکترین سانسور و خود سانسوری، ولی در نهایت علم بر جهل پیروز است. درباره آقای پورپیرار بانوی گرامی پرنیان حامد پاسخ گفته اند،  که لینک آن در http://arq.ir/551 می باشد.

   پرسش 1988مصطفی:  سلام، چند وقتی که می خواهم این مطلب رو وبلاگ بزارم فراموش میکنم ولی الان مینویسم یک سال پیش با شخصی از شوش در حال گفتوگو بودم که در ترجمه کتاب های افسانه ای چون هری پاتر و ارباب حلقه ها و... بود. می گفت که نویسنده معروف جی آر تالکین تمام کتاب افسانه ها رو خونده مخصوصا افسانه های ایرانی رو ، بعد کتاب هایش را از روی همین افسانه ها نوشته ، بعد نماد هایی رو که در کتا ب هایش میبینیم نماد یک تمدن است مثل بز که نماد شوش. و هر حیوانی شبیه بز مثل قوچ میش و... با هم فرق می کند و گویای یک تمدن دیگریه.یک مطلب دیگه ای که گفت اینکه تا سال 86 فرانسوی ها در شوش کند و کاو میکردند و آثار آن منطقه رو به نام خودشون ثبت می کردند. آیا این گفته حقیقت داره؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آیا منظور از به نام خودشان ثبت می کردند آثاری است که از شوش بردند موزه لوور؟  اگر منظور این است حقیقت دارد.

   نظر 1989 محمود:  کاری بس بزرگ می کنید که با دروغ مبارزه می کنید. ریشه تمام مشکلات و جنگ ها و بدبختی های تمام موجودات جهان همین دروغ است. متاسفانه من آدرسی ندارم و تا زمانی که کسی برای ایمیلی درست کند کمی باید صبور باشم.  ولی به شما خسته نباشید و تندرست مقاوم باشید، می گویم. برایتان سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما.

   پرسش 1990:  استاد فرمودید ک شاهان اشکانی لقب اشک " می داشتند ، و فرمودید اشکانی ها یک حکومت طوایفی ک بالغ بر طوایف بسیاری بوده را اداره میکردند ، طوایفی از جاهای مختلف ایران ک نسبت فامیلی و قومی قبیله ای را با هم ، را هم نداشته اند ، یعنی اشکانی ها توانسته بودند ، جامعه ای مثل الان آمریکا را بنیان گذاری کنند ؟ ک هر قسمت جداگانه اداره شود توسط ایالت خود اداره شود ؟ یا یک شاه بر کل سرزمین ها نظارت می کرده است ، ؟

 در زمان اشکانی ها اگر یک نفر از قبیله دیگری به جز خود اشکانی ها توسط مجلس مهستان به پادشاهی انتخاب میشد ،؟ آیا باز هم باید لقب اشک میگرفت؟ مثال اگر یک ترک زبان یا کرد زبان یا گیلکی زبان ، انتخاب میشد لقب اشک میگرفت و نامش تعقیر داده میشد ؟ چون بیشتر اشکانیان رو با نام مهرداد یا بلاش .. میشناسیم . و اینکه طایفه اصلی اشکانیان ، چه طایفه ای بودند ، ؟؟ و مرکز اصلی ان ها در کجای ایران بوده است ؟ با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در تاریخ ایران نوشته 90 پادشاهی بود در جای دیگر نوشته 120 پادشاهی تصور می کنم از جامعه امروز امریکا هم پیشرفته تر بوده است به هر تقدیر امروز هم ریس جمهور امریکا لقب پرزیدنت می گیرد چه ترک زبان چه گیلکی زبان (این قسمت سوال شما را دوست ندارم منطقی نیست و بی ارتباط) هر قسمت توسط ایالت خود اداره می شد و باج به کسی نمیدادند  کما اینکه در زمان اردشیر ساسانی شاهد تعدادی نام آنها هستیم مهرداد هم خود لقب است یعنی قانون مهری مهر+دات =قانون (یعنی فرقه زبان مذهبی جدا از تیردات یا گودز و یا بلاش) در این جمهوری به احترام ارشک بزرگ لقب اشک می گرفتند یعنی خود را وابسته به او اعلام می کردند.

   یک سرس اشکانیان ارمنستان بودند یک سری اشکانیان ایران دو فرقه روی تاریخ ما جدا شده از همدیگر،  فرقه اشکانیان 12 پادشاه 165 سال،  فرقه اشغانیان 8 پادشاه 153 سال از نسل فریبز بن کاووس.

    مرکز اصلی آنها در مدائن بوده است . مشکل این است که این جمهوری بر اثر شروع جنگ بین دو فرقه اشک ها و مردم رومیه مدائن که به آنها رومی می گفتند و عقب نشتن رومی ها به طرف غرب به کلی نابود شد و همه چیز به هم ریخته از حالت جمهوری اولیه بیرون آمده است و پس از ان ما اشک ها را می شناسیم و خاندان پرنی و پارت و اشکانی و رومی . و.... (=90 خاندان دیگر) را همه را اشکانی می گوییم در کتاب نام شاهان این دوره 300 ساله را که با نژاد های مختلف در تاریخ ایران نوشته شده برای شما بررسی کردم اگر علاقه داشتید بخوانید.

   پرسش 1991:  سلام، من23 سالمه و خیلی به تاریخ ایران باستان علاقه دارم. تا قبل از اینکه مقالات وبلاگ شمارو بخونم منم مثل خیلی از هم وطنان فکر میکردم که آره به ما حمله شده و داستانهای اعراب و اسکندر و مغول و ... واقعیت داره، ولی الآن رفتم تو فکر که نکنه همش دسیسه بوده و این همه سال سرمون کلاه رفته.. سوالاتی که ازتون دارم: شما این اطلاعاتو از کجا به دست آوردید؟ چقدر به صحتشون اطمینان دارید؟ از همه مهمتر چرا با مسئولین در میون نمیزارید که علنی بشه؟؟ آخه خیلی مهمه. اگه حق با شما باشه باید کتب درسی اصلاح بشن و از همه مهمتر مردم به هویت اصلیه خودشون پی ببرن.. ممنون میشم جوابمو بدید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این اطلاعات را از مطالعه حدود 8 سال روزی 6-7 ساعت بدست آوردم. صحتش روی تاریخ مکتوب است که کسی توجهی نمیکند. تاریخ مکتوب ما را افسانه قلمداد می کنند یک سری پرت و پلای پر تناقضی که با عنوان تاریخ برای خودشان ثبت کردند تغییر نمی دهند. گاهی اشتباهاتی در کار هست که خودم فوری تصحیح می کنم اما تعداد این اشتباهات خیلی زیاد نیست یک درصد شاید.  کتاب چاپ شد یک گزارش تهیه شد بعدی در حال تهیه است با مسئولین در میان گذاشته شد با اساتید صحبت شد  کاملا علنی شده است تقاضا کردیم کتب درسی را اصلاح کنند. تنها تقاضای من این بود که اگر حق با ما نیست با سند ثابت کنند که متاسفانه خبری از چنین اسنادی هم نیست پاسخ استاد کشورتان در مقابل آن همه سند جلوی چشمشان این بود "من فکر می کنم خود الکساندر است" چنین پاسخی نه ارزش علمی دارد نه سند است نه عقیده شخصی ایشان برای من سند رد سخنانم است.

    به هر تقدیر اینجا سعی دارم اطلاعاتم را در اختیار مردم کشورم بگذارم تا مردم به هویت اصلی شان پی ببرند  شما بفرمایید اگر پیشنهاد دیگری دارید حتما سعی در اجرای آن خواهیم کرد شخصا تصور میکنم باید صبر داشته باشیم،  دروغ 2000 ساله یکروزه از ذهن ها  پاک نمی شود.

کلیک کنید:  نامه به آموزش و پرورش

   پرسش 1992 مسعود:  استاد راوید و خانم حامد گرامی یک سوال داشتم میخواستم بدانم نبردها و جنگهای اریوبرزن با اسکندر تاریخ ما بوده است دیگر اره؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اریوبرزنی که سکه و شجره دارد این است:

      در سال 48 ق.م با کی سر ایل اوس که شده جلیوی سزارین شده (جولیو سزار) درگیر بوده است. و این جریان با جریان پسر اسفندیار در جنگ با کهرم و فداکاری های او در تنگه پارس و کشته شدن او در آن منطقه به کلی درهم شده 266 سال به عقب کشیده شده است. جولیوسزار شده الکساندر. الکساندر شده اسکندر فرشیدور پسر اسفندیار شده اریوبرزن این دسته گل مورخین یونانی و مفسیرین امروزی است سند اریوبرزنی که در مقابل الکساندر مقدونی در تنگه پارس مقاومت کرده باشد را به من نشان بدهید جز از فرشیدور کس دیگری در تنگه پارس مقاومت نکرده اون هم به استناد تاریخ ایران نه سکه ای در کار است و نه ....  نمی فهمم این همه سردار هخامنشی سکه دارند این اریوبرزنی که می فرمایید و آنقدر مهم است چرا هیچ اثری ندارد؟ شاید یونانی ها به فرشیدور اریوبرزن می گفتند و کی هروم همان الکساندرشان است حرفی نداریم اما در این صورت به اسکندر تاریخ ایران ارتباطی ندارد کهرم 266 سال قبل از اسکندر  در هندیجان ایران شکست خورد و پسر شاه ایران آنها را دنبال کرد و کشت،  چه ربطی به اسکندر ما دارد؟ و ماجرای کهرم چه ربطی به هخامنشی دارد؟ ماجرا 15 سال قبل از کوروش کبیر است! این است گرامی دقیقا همین است که بر سر آن سخن می گوییم تیتر کتاب را ببینید "اسکندر تاریخ ایران, الکساندر یونانی نیست" این در نتیجه تفسیر های غلط امروزی در جهان درست شده است دو شخصیت یکی شده یک موجودی ساخته شده از مقدونیه و یونان امروزی که برود افغانستان را فتح کند کدام مورخ چنین چیزی نوشته خدا داند! و این کهرمی که اهل سوریه بوده و در کتیبه بیستون هم نوشته یمنو و یمن که سوریه بوده چه جوری شده یونان و مقدونیه امروزی من که نمی فهمم مردم و اساتید کشور ایران چرا اعتراضی ندارند؟ بنده البته معترضم و الان بی شوخی یا جواب مستند مستدلل می خواهم تا سکوت کنم یا در همین روند تا آخر عمرم آنقدر مکتوب می کنم تا این پرت و پلا ها را از تاریخ بردارند. بنده بیشتر از شما به دلاوران کشورن افتخار می کنم خیالتان راحت باشد اما به فرشیدور که در مقابل الکساندر ایستاد و در انتها این شاه سوریه را نابود کردند و به اسکندری که اروپا را فتح کرد و تمدن اروپا توسط او بنیاد نهاده شد. دلاور کشورم اسکندر را نمیدهم بکنند الکساندر اریوبرزن بی سند،  بگذارند در مقابلش به من تلقین کنند به موجودی خیالی به نام اریوبرزن که در مقابل موجود افسانه ای که ما برای خودمان ساختیم افتخار کن! می گردم ببینم در مقابل این هندوانه که زیر بغل من گذاشتند چه چیز هایی را از من گرفتند.  یک نفر به من بگوید این همه معبد میترایی وسط اروپا چطور ممکن است تاثیر 4-5 دزد دریایی باشد؟ یا چگونه بنیاد اسکاندیناوی توسط دزدانی دریایی از نژاد اسکانی گذاشته شده؟ و این لغت اسکانی که همان اشکانی است چرا درست تلفظ نمی شود؟ و چرا به حکومت اشکانی در اروپا حکومت اسکانی نمی گویند و همه جا پارت می نویسند؟ تا من به شما بگویم با دسیسه اریوبرزن بر ضد الکساندری که  اسکندر شده چگونه افتخارات فتح اروپا و افتخارات دلاوری به نام اسکندر را از شما گرفتند.

   پرسش 1993 مسعود:  سلام استاد راوید میخواستم بدانم ایا این موجود افسانه ای گریفین واقعیت داشته و وجود داشته است؟ سایت های محتلف زده بودند که جسد چنین موجودی در ارومیه کشف شده است که شبیه است به این موجود در ستون تخت جمشید .و کورش بزرگ هم نوشته بود که در اکواریوم شخصی خود ازاین موجود داشته است... زنده باشید

   پاسخ پرنیان حامد: با سلام در باره جسد هیچ نمیدانم اما دوست داشتم بدانم کوروش بزرگ کجا چنین چیزی نوشته من تا به این لحظه چنین سندی را ندیدم محبت می فرمایید سند نوشته کوروش را ارسال کنید؟ سپاس گزارم.

   پرسش 1994 آرش:  درمورد مجسمه مکشوفه داریوش در شوش مستندی دیدم که به نظر می رسد گروه شورشی که سر مجسمه را جدا کرده اند(باضربات نیزه که از قسمت سینه به بالا بیشتر اصابت کرده) نام شاه را که به زبان هیروگلیف نوشته شده بوده را پاک کردند ولی چون از زبان میخی اطلاعی نداشتند برای همین نام شاه به زبان میخی پاک نشده بوده این مستند نتیجه گیری کرد که ارتش یونانی اسکندر این کار را کردند به نظر من همان نظری که داشتم در مورد شورش های متعدد که اسکندر اشکانی یکی از سرداران بوده بیشتر محقق می شود چون باید گروه شورشی مصری بوده باشند نه یونانی نظر شما در این مورد چگونه است؟ با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . ایا مستند سندی داشت که انچه کنده شده خط هیروگلیف بوده است ؟ در باب چیزی که کنده شده و نمی بینیم هر کس هر  گونه که دوست دارد می تواند قضاوت کند . الکساندر چرا باید کله مجسمه داریوش را بکند ؟ این همه شورشی که نام انها در بیستون امده و به قول شما اشکانیان که دلایل بیشتری برای کندن سر مجسمه او داشتند نه؟ من نمی توانم نظری در این باب بدهم جز از اینکه تناقضات سخن را بررسی کنم یک سوال دیگر ممکن نیست کله مجسمه را خاندان عباسی یا  خاندان صفوی و یا حتی خاندان قاجاریه و .....کنده باشند که حتما اقای الکساندر یونانی باید ان را برای ما کنده باشد ؟ با سپاس از شما طرح هر سوالی کمکی به روشنگری است اما در باب مستند با این اطلاعاتی که نوشتید قضاوتی جز پرت و پلایی دیگر نمی توانم بکنم پاینده باشید 

   نظر 1995:  وبلاگتان بسیار برام جالب بود تا به امروز به همچین محتوایی برنخورده بودم براتون آروزی موفقیت و سلامتی میکنم , یک مورد در قسمتی از مطلب مفید وبلاگتان بگم که در یونان و روم اکثر بناهایی که کاشی کاری شده اند بخاطر تاثیر پزیری آنان از ایرانیان بوده است به خصوص رومیان که در آن زمان درگیر جنگ با ایران بودن و در بسیاری از مناسبت های اقتصادی این کاشی ها را به روم اتقال میدادند که نمونه آن امروز در بسیاری از کشورهای اروپایی مثل انگلستان دیده شده که کاملا توسط ایرانیان برش داده شده اند.

   پاسخ پرنیان حامد درود بر شما با سپاس از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشتید.

   پرسش 1996 امید:  با سلام و درود فراوان خدمت شما خانم حامد و آقای راوید. راستش یه سوال برام پیش اومده. اونم اینکه خانم پرنیان در کتابشون از قول منابع مختلف تاریخ حمله اسکندر رو 90 قبل از میلاد (بندهش).64 قبل از میلاد(شاهنامه فردوسی) و 69 قبل از میلاد (تاریخ بلعمی) ذکر کردن.اون چیزی که من متوجه نشدم اینه که مگر330 قبل از میلاد زمان به پایان رسیدن سلسله هخامنشی نبوده؟اگر آره پس جریان این 200 و اندی سال چیه و اگر نه پس سلسله هخامنشی در چه تاریخی به پایان رسیده؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام احتمالا هخامنشیان به سال293 تا  71 ق.م . بودند  آنچه در کتاب در اختیار شما گذاشتم داده های تاریخ ایران است الان به مدت سه سال است سعی در مطابق کردن خاندان هخامنشی با داده های تاریخ ایران داریم و از همه مهم تر به دنبال سند دست اول برای ان . امروز می توانم احتمال آن را  به شما بدهم که سکه های فراتکا که در موزه بریتانیا است سکه های دست نشاندگان پارس توسط الکساندر نیستند که شباهت به سکه هخامنشی دارند بلکه سکه های خود خاندان هخامنشی در ایرانند ردیف حکومت شاهان سکه ها هم ردیف سلسله هخامنشی از داریوش اول است چون بر سکه ها به زبان یونانی نوشته شده آنها را پس از الکساندر قدمت زدند حال انکه سکه سرداران هخامنشی هم به زبان یونانی است و این زبان چون اکدی یکی از زبان های اصلی و رسمی بوده و ارتباطی با الکساندر و حتی یونان امروزی ندارد تکرار می کنم هومر که پدر زبان و ادبیات یونانی است متولد نینوا است نه یونان و اتن امروزی این زبان و خط زبان و خط رسمی بین النهرین است که اشکانیان نیز از ان استفاده می کردند و این هیچ ارتباطی با حمله یک یونانی به ایران ندارد.

این سکه ها و توضیحات آن  را نگاه کنید :

  سمت چپ : آنچه در بالا با عنوان فراتکار امده با قسمت 2 دستنشاندگی پارت یکی است 1. پتوگراز اول همان داریوش . (داریوش اول )2 ارته خشتر (خشایارشا)3 هوبرز همان هو میتر اذر برزین مهر= میتر وهومن =بهمن  99 ساله تاریخ ایران از داریوش تا اردشیر اول .4 منوچهر = کی مان اوش نرسه  (داریوش دوم  ). ارته خشتره دوم  اردشیر دوم نموپت فریاپت پسرش ..........

این ردیف خاندان هخامنشی است،  سکه ها هم قیافه هایی آشنا دارند

   سمت چپ سکه های فراتکار سمت راست آنچه در تاریخ جهان مکتوب است.  سکه اردوان چهارم،  سکه داریوش دوم هخامنشی،  سکه سنتروک،  سکه اردشیر بابکان.  سکه وسطی از ردیف فراتکا هم که صد در صد سکه هخامنشی است،  هیچ تردیدی در آن نیست حال چگونه داریوش دوم هخامنشی و دست نشاندگان پارت در پارس و  سنتروک و اردشیر بابکان،  همه یک شکل را داشتند را خودتان قضاوت کنید.  یا سکه را اشتباه تشخیص دادند (در باب اردشیر بابکان) یا اینها همه یک آدم با لقب های مختلف است (سه مورد دیگر).

     شما گویا  کتاب را در اختیار دارید در زمان نوشتن کتاب من با اسناد پر تناقض امروزی مثل این سکه ها کاری نداشتم لذا کتاب تنها از دیدگاه تاریخ مکتوب ایران است شما صفحات 28 تا 32 و صفحات 60-61 را یکبار دیگر نگاه کنید از 400 و اندی حکومتی که برای اشکانیان امروز مکتوب کردند در تاریخ ایران 265 سال آن شاه شاهان بودند بقیه آن پرنی ها و پارت ها موجود بودند اما نه با عنوان شاهشاهان لاجرم در زمان هخامنشی نیز به عنوان شاه در منطقه خود حکومت داشتند که به اشتباه همه این زمان را امروز زیر هخامنشی نوشتند که الکساندر همان اسکندر تاریخ ایران بشود تناقض روی تاریخ مشهود است نمونه آن مثال سکه های درهم بالا و یا نام تیرداد اشکانی وسط حمله الکساندر یونانی به پارس در نوشته های مورخین یونانی. مه اگر دست از این تفسیرهای بی مورد بردارند حتی نوشته مورخین یونانی هم شاهد و سند این رویداد هاست.

    به هر تقدیر تا صحت کامل این فرضیه و سند روشن نشود،  نمی توانم به شما پاسخ صد در صد بدهم اگر شما هم علاقه دارید می توانید همچون دیگر دوستان و یارانی که سه سال است با همدیگر در پی اسناد این جریان بودیم به ما ملحق بشوید و در یافتن اسناد کمک کنید در غیر اینصورت صبر داشته باشید علم پله پله است و نیاز به تحقیق و کنکاش دارد.

   نظر 1997 ایراندوست:  درود،  جناب راوید بزگوار .  این اولین دیدار من از وبلاگ شما هست .شاید نظر بنده درج نشود و پاسخ داده نشود ... خدا میداند .

من میخواهم از شما جویا شوم .همت و تلاش خود را جهت واکاوی تاریخ انجام میدهید و این ستودنی است ولی این فعالیت سرانجام نمیدهد و گمان مند می شود.  شما پیش به سوی یک تئوری میروید که همه را از آن ملت ما کرده و نگرش را نگرش جهان وطنی میکنید. بسی جای تعجب هست که میبینم هیچ چیز در تاریخ گزشته را تایید نکرده و رد میکنید! این بازگویی تاریخ نیست! این بازگویی و واکاوی یک تاریخ سلیقه ای هست که به نام ایران هست ولی نتیجه اش بر ضد ایران میشود! نمی توان با گفتن مدام چند اصطلاح از پاسخگویی منطقی شانه خالی کرد... مدام امپریالیسم و مدام نظام آموزشی (من را یاد چه گوارای فقید می اندازید) مگر آنکه ایمان داشته باشیم هر کس مغابر نظرات ما مطلبی میدهد به عنوان موجودی بدودن درک و شعور و صرفا طوطی وار به ادای سخن میپردازد.

واقعا سوال هست !دیگر اسکندر گحسته شد ایرانی؟! با متون باستانی نویسندگان یونان باستان چه کار کنیم؟ با متون رومیان چه کار کنیم؟ با متون ساسانی چه کار کنیم؟ با متون قرون وسطی و متون دوره ی اسلامی چه کار کنیم؟ این اسکندر یک شبه به دنیا نیامده که با طوماری از نوشته ها از بین برود و بدتر از آن سر آخر شود ایرانی!!!

    نمیدانم که چه بگویم در باب این سخن! که فراوان هست! مسدونیا یا همان مقدونیه را با آب تاب واکاوی میکنید و دانشگونه بر علم صرف و نحو کلمه به کلمه هم آگاهی دارید! چه کلماتی را تطبیق قرار میدهید ؟.

مغ؟ مغان ؟ مغدون؟ ای وای برمن!

   اینجا کلمه ای دشنام محسوب میشود و در جای دیگر دراین کره خاکی اسم غذا یا ... هست!  در مورد سرزمین آلاسکای آمریکای فعلی چطور؟ نکند چندی بعد بعد یک فردی بیاید بگوید آلاسکا اسمی بوده که پیشینیان ما با آن خاطره داشتن و مراد از آن آلاسکا ( بستنی بوده که میل میفرمودند... آنجا آلاسکا درست شد و به آن نام خوانده شد!)  امیدوارم این گفتار آخری را از سر تمسخر ندانید بلکه دردی احساس میکنم که از نبود واکاوی دقیق و سلیقه ای ناشی میشود!  باسپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما نظر شما گرامی عینا انچه مکتوب فرمودید بر وبلاگ گفتمان درج  می شود دلیلی برای حذف نظر شما گرامی نمی بینم چرا که شما چهارچوب ادب و نزاکت را به خوبی رعایت کرده اید این که شما نظری مخالف داشته باشید و یا ما را برای پیشبرد کار نصیحتی بفرمایید نه تنها باعث سر شکستگی نیست که باعث شادمانی ماست

با وجود آنکه روی سخن شما با آقای انوش راوید است از انجا که علاقه مندم با شما سخن بگویم و سخن شما نیز با اسکندر مرتبط می باشد ,اجازه می خواهم پاسخگوی شما باشم . مسائلی که مطرح فرمودید را پاسخ خواهم گفت چنانچه نیاز به توضیح  بیشتر و اسناد بیشتر  در برخی موارد هست بر وبلاگ گفتمان در خدمت شما هستم:

1. در باب تئوری جهان وطنی که شما به ان اشاره فرمودید تصور می کنم سوء تفاهمی برای شما ایجاد شده است چرا که ما از خطوط جغرافیایی امروزی که توسط سازمان ملل مشخص شده است و به عبارت دیگر ایرانی گربه شکل, دفاع نمی کنیم بلکه از تمدنی باستانی که شامل کل به اصطلاح  شرق نزدیک امروزی می شود دفاع می کنیم این محدوده شامل ایران امروزی عراق امروزی سوریه و لبنان امروزی کشور ترکیه امروزی هند و افغانستان و پاکستان امروزی گرجستان و ارمنستان و ..... امروزی است لذا مسئله وطن گربه شکل امروزی ما و یا خدای ناکرده نژاد پرستی در کار نیست. حتی خود لغت ایران نیز همانگونه که بر وبلاگ مکتوب است تنها شامل قسمت شمال غربی کشور ایران امروزی (آایرها در کنار رود ارس) می باشد که شامل واحه ای تا ارمنستان امروزی خواهد شد .  حتی   برای سخن از قسمت جنوبی همین کشور مجبوریم از لغت پارسه یا Persia  و حتی در زمانی دورتر از تاریخ مجبوریم  از لغت هند  استفاده کنیم. لذا به شما خاطرنشان می کنم نژادپرستی در کار نیست . تنها مسئله ادعای وجود تمدنهایی کهن به قدمت این منطقه در اروپای امروزی است که  با وجود انکه از دید علم زمین شناسی مردود است باز بر چنین ادعای بی اساسی اصرار و به دروغ ان را در جهان تبلیغ می کنند. در زمان شکل گیری تمدن ,حدود بیست هزار سال پیش از دید علم زمین شناسی  اروپا هنوز  زیر یخ های قطور عهد یخبندان است . حال جلوی من سند می گذارند که کاسه و کوزه سفالی بیست هزار ساله از زیر خاک چک واسلواکی بیرون  اوردند! در ذهن یک انسان که یک کم عقل داشته باشد این سوال پیش می اید که این کاسه کوزه را با کدام خاک ساخته اند وقتی کل سرزمین زیر یخ های قطور بوده است؟ کاسه و کوزه اگر واقعا بیست هزار سال قدمت دارد تنها سخن منطقی این است که بعدها که یخها اب شده و سرزمین مساعد با زندگی بشر, مردمی که از اسیا نزدیک ( یا مصر) به این سو مهاجرت کردند کاسه و کوزه را باخود اوردند . اما چنین تفسیر نمی شود رسما در این گزارشی که جلوی من است در نهایت بی شرمی نتیجه گرفته قدمت تمدن در این منطقه بیست هزار سال است!

   الان شما  بفرمایید چه کنم ؟  بنویسم ای ملت گوش به زنگ باشید این سند زمین شناسی آن هم نوشته های ابوریحان بیرونی که از یخی در حدود این منطقه سخن می گوید که با سگ و سورتمه از ان می گذشتند !  چنین تمدنی غیر ممکن است! یا ننویسم چون این فعالیت سرانجام نمی دهد و شما را گمان مند خواهد کرد و بنده را نژاد پرست؟ 

2. مسئله " نمی توان با گفتن مدام چند اصطلاح از پاسخگویی منطقی شانه خالی " را که شما مطرح کرده اید ! محبت بفرمایید اسنادی که در سه سال گذشته بر این وبلاگ ارائه شده است , تعداد پاسخ هایی که باسند بر این وبلاگ مکتوب است را  یک شمارش بفرمایید و به من بگویید کجا از پاسخ گویی منطقی و مستند شانه خالی کرده ام ؟ و در کجا تنها تکرار مدام یک اصطلاح یا سند دیده می شود ؟ تکرار سولات از بی دقتی و بی حوصلگی خواننده  در خواندن وبلاگ است که با صبر تمام پاسخگو انها بودم! 

3. تاریخ سلیقه من و شما نیست ! تاریخ اسناد مکتوب و اثار باستانی است در بسیاری موارد اسنادی که در اینجا ارائه داده می شود نه تنها باب طبع من نیست که به شدت با افکار شخصی مغایرت دارد بنده اگر اسمم پژوهشگر است موظف هستم کلیه اسناد را ارائه دهم چه سلیقه یا نظر شخصی من باشد چه برای شخص خودم ناراحت کننده باشد. الگوی من برای این کار فردوسی بزرگی است که بی طرف مکتوب کرده است و نظرات شخصی او در اثرش نمایان نیست به همین علت هر گروه و فرقه او را به خود نسبت می دهند حال انکه شما هر سندی از شاهنامه در باب عقاید شخصی فردوسی برای من بیاورید من برای شما سند خلاف ان را خواهم اورد در ای راستا اقایان محترم در ایران مطابق با عقاید شخصی خود قسمتهای دیگر شاهنامه که باب میل ایشان نیست  را الحاقی میدانند که دراینصورت پس از تجزیه و تحلیل  دو یا سه فرقه مختلف کل شاهنامه فردوسی الحاقی خواهد بود. به این می گویند به سلیقه حکم دادن که اساتید کشورتان مشغولند و اعتراضی ندارید!

4. نمونه دیگر تاریخ سلیقه ای نوشتن مسئله گجستک بودن اسکندر است که به سلیقه مورخین فرقه مزدیسنا در ایران مکتوب شده  است و دشمن فرقه دیویسنا بودند. بنده با فرقه  و سلیقه مورخ کار ندارم ! اگر مزدیسنا او را گجستک انیرانی میداند هیچ دلیلی ندارد که دیویسنا او را انیران بداند بر من محقق واضح است مورخ دربار ساسانی از ترس جانش هم که شده نمی اید از فرقه دیویسنا دفاع کند . اما ایا من نیز امروز  باید ان را ملاک قرار دهم یا وظیفه دارم تحقیق کنم موضوع اصلی و حقیقت چه بوده است ؟ متون یونانی و رومی که سند دست دوم و سوم هستند که هیچ سند دست اول ان یعنی اثار باستانی و لوحهای بابلی نیز و در حقیقت  هیچکدام از اسنادی که گفتید تفسیرات امروزی را تایید نمی کنند (کتاب که احتمالا فعلا در دسترس شما نیست و از طریقه پرسش و نظر شما مطمئن هستم که ان را نخوانده اید  حد اقل محبت بفرمایید 16 دقیقه  گزارش لوحهای بابلی را نگاه کنید به من بگویید این اسناد پر تناقض به تفسیر,  مدرک و سند چیست؟)

   در باب مکتوبات بعد از اسلام هم که واضح و مشخص اسکندر را از الکساندر مورخین یونانی جدا کردند اسکندر شخص دیگری است الکساندر مورخین یونانی شخص دیگر که امروزه به تفسیر  یکی شده اند این هم سند واضح و گویا از این مورخین  در این باب هیچ بحث و شکی  نیست

 طبری می گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود                                 نقل از ابن خلدون

  اسکندری که در این تاریخ ها مکتوب است شخصی است که به سال 65 قبل از میلاد مسیح است نه الکساندری که به سال 330 قبل از میلاد بود ! اسکندر را می گوییم ایرانی بود نه الکساندر مورخین یونانی که در تاریخ ما کهرم = کی هروم  خواهد شد اینها دو شخص بودند نه یک شخص !

5.گرامی مسادونیا یا ماکادون یا ماکا در کتیبه بیستون جزو قلمرو داریوش اول در سه سال اول حکومت او مکتوب است کجای تاریخ نوشته داریوش در سه سال اول حکومتش مقدونیه امروزی را گرفت؟ اسم مقدونیه امروزی اسکودرا است که  پس از فتح ان داریوش در نقش رستم این اسم را به فهرست ساتراپی هایش اضافه کرده است.از ماکادونی بدتر مسئله یونا است که به یونان امروزی تفسیر می شود کجای تاریخ نوشته داریوش اول هخامنشی یونان امروزی را فتح کرده که این اسم باز جزوفهرست ساتراپ های داریوش در بیستون مکتوب است !  ترا به خدا یک کمی هم توجه داشته باشید هر تفسیری از سوی غرب   برای شما شده بی چون و چرا نپذیرید بیستون جلوی چشمتان است . همچنین باز از شما تقاضا دارم فرصتی  بگذارید  حداقل این 16 دقیقه گزارش را نگاه کنید بعد  با هم سخن می گوییم و امیددارم  از مقوله الاسکا صرف نظر بفرمایید باسپاس، پاینده باشید.

کلیک کنید:  دو کتاب مهم جغرافیایی و ایرانیان کاشفان آمریکا

   پرسش پهلوی نژاد 1998:  لطفا "بیستون" را معنا کنید؟

    پاسخ پرنیان حامد با سلام لغت در لفظ امروزی نیز بی+ستون است . بی  همان بغ  است ستون را ستان نیز نوشته و همان ستون ترجمه کردند . حال لغت یا به معنی محل و خانه یا ستون های بغان است . یا لغت بی +ستان به معنی جایگاه بغ هاست همچون ارمن +ستان= محل ارمن ها  یا خوز +ستان  محل خوز ها و ... که ساختار مقدس بودن محل بیشتر فرضیه دوم را تایید می کند. 

   پرسش 1999 پهلوی نژاد:  باسلام خدمت آقای راوید و خانم حامد . از شما که وقت گرانبهایتان را برای پاسخ به سوالات مختلف و متنوع ما صرف میکنید صمیمانه تشکر میکنم.  به نظر من ذوالقرنین باید فریدون باشد،همانطور که شما هم در ای ن مورد دید مثبتی دارید. دلیل دیگر من این است:

   فریدون=پریدون=ثری تون (اوستایی): پری(در زبان یونانی) و ثری(در انگلیسی) معادل سه است و این عبارت به نظر من بمعنی "سه جایگاه" یا "سه کون(مکان)" است؛ همانگونه که درمورد ذوالقرنین آمده که به غروبگاه و طلوع گاه و محل سد یاجوج وماجوج وارد شد.  میدانم شما این بحث را پاسخ گفتید اما نوشتم تا شاید کمکی باشد برای جستوجوگران حقیقت

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مراقب باشید در متون کهن لغت فریدون در اوستا ثرئتون (ث ساکن ,ر فتحه ,ئ کسره ت فتحه ن فتحه)  sraetaouna   درزبان  پهلوی فردون (ف ساکن ,ر کسره ) fredoun و در زبان فارسی آفریدون  afridoun   و افریدون (به فتح ا و ف ساکن ) و فریدون  مکتوب است و ذوالقرنین فاتح چهارجهت مکتوب است شمال جنوب شرق و غرب نه سه جهت  با سپاس از شما 

   نظر 2000 مصطفی:  با سلام در روم باستان برای نمایش هایشان از ببر هیرکانی یا همان ببر مازندران استفاده می کردند که متاسفانه منقرض شدند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر به مفسرین امروزی است که تفسیر خواهند کرد این ببرها را از هیرکان ایران کول می کردند می  بردند به رم در ایتالیا! به هر تقدیر سند شما برای ما سخن بسیار با ارزشی است از شما سپاسگزام.

   پرسش 2001 سیروس:  درود. خانم پرنیان در پاسخهای شما یک تناقص یافت میشود، در یک جا فرمودید کی هروم پسر ارجاسپ به سوی ایران آمد ............. جانشین آنان در سوریه خاندان سلوکیان (با ... سال فاصله از الکساندر تا سلوکس اول) بودند، که این خاندان در موصل با اشکانیان در گیر بودند، و در جای دیگر فرمودید کی هروم حدود15/36 سال پیش از کوروش بوده.اما اشکانیان پس از هخامنشیان آمدند و. با این وصف فاصله میان کی هروم و جانشینانش میشود حدود 300 سالاین تناقض را چگونه پاسخ میدهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما گرامی شما تفسیرات امروزی در باب تاریخ را با اسناد مکتوب  تاریخ ایران به هم پیچیدید که چنین نتیجه ای حاصل شد . من اسناد دست اول جهان را می توانم برای شما بروی تاریخ ایران جایگزین کنم اما تفسیرات اشتباه محققان بعدی را که نمی توانم روی تاریخ جای دهم ! جملات شما را انگونه که بر تاریخ ایران و اسناد دست اول  برای انان موجود است با اجازه شما  تصحیح می کنم  ببینید بازهم تناقضی در کار هست

در یک جا فرمودید کی هروم پسر ارجاسپ به سوی ایران آمد .زمان ان مطابق تاریخهای داده شد در مکتوبات ایران حدود 320 الی 311 ق.م و 15 الی 36 سال قبل از کوروش کبیر مکتوب است  جانشین آنان در سوریه خاندان سلوکیان (با صفر . سال فاصله در سوریه  از الکساندر تا سلوکس اول ) بودند، که این خاندان در موصل با اشکانیان  و در بابل بیش از 12 سال با حاکمان بابل در گیر بودندبه همین علت مطابق لوحهای بابلی که سند دست اول است تاجگزاری سلوکس در بابل بیش از 12 سال با مرگ الکساندر اختلاف زمانی دارد که برای این فاصله زمانی در جهان تا به امروز  تفسیرات بسیار بامزه و غیر منطقی شده است   

   ادامه پرسش:  و در جای دیگر فرمودید کی هروم حدود15/36 سال پیش از کوروش بوده.اما اشکانیان پس از هخامنشیان آمدند و.با این وصف فاصله میان کی هروم و جانشینانش میشود حدود 300 سال این تناقض را چگونه پاسخ میدهید؟

   پاسخ پرنیان حامد:   حکومت اشکانی در ایران پس از اسکندر در کلیه متون ایرانی حدود 300 سال مکتوب است (عدد قابل قبول برای من  از لحاظ سندیت عدد منجمین بابلی است که 265 سال است که با عدد تاریخ طبری هم نزدیک است ) این تارخ طبری :

  حال آنکه اسنادی چون سکه ها وجود بنیاد شاهان اشکانی نه با عنوان شاه شاهان بلکه با عنوان شاه محلی را حدود 464 سال نشان می دهد اختلاف این دو عدد 199 سال است ارشک را به استناد  سکه ها 250  ق.م نوشتند اختلاف آن با 199 سال اضافه ای که برای اشکانیان با عنوان شاه شاهان الان در جهان تفسیر می شود 51 ق.م  خواهد بود و این دقیقا حرف طبری را تایید می کند.

   طبری می گوید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود. 

   پس آن 199 سال اول در تاریخ حکومت اشکانی نیست اشکانیان شاه هستند و شاه شاهان خاندان دیگری است که به آن هخامنشی می گوییم بر سکه های اشکانی هم از زمان مهرداد دوم لغت شاه شاهان ظاهر می شود(464 سال حکومت اشکانی بعد از الکساندر و سلوکیان در ایران تفسیر بی سند امروزی است) اسکندری هم که سال 65 قبل از میلاد بود یک شخصیت دیگری است که به الکساندر مورخین یونانی هیچ ارتباطی ندارد.  

   یک حساب دیگر آنکه مطابق تاریخ ایران شما 65 ق.م را با 222 سال حکومت هخامنشی جمع کنید می شود 287 این عدد را با 36 سال که تاریخ زردشت زمان گشتاسپ را نشان میدهد و جنگ یادگار زریران و پس از آن کهرم پسر ارجاسپ است را جمع کنید می شود 323 ق.م  سالی که برای مرگ الکساندر در نظر گرفته اند ! الکساندر همان کهرم تاریخ ماست که البته با شخص دیگری با لقب اسکندر که 266 سال بعد از او بود و کلی افتخارات در جهان داشت به هم پیچیدند با هم قاطی کردند تفسیر بی مورد کردند تاریخ های درهم دادند تا 266 سال اضافه را جبران کنند این آش تناقضات را در تاریخ برای ما به جای گذاشتند (گزارش را نگاه کنید حتی مورخ یونانی تاریخ حکومت شاه هخامنشی را عددی دیگر داده است که باز عدد دلبخواه مفسرین در جهان نوشته می شود!)

    اسناد 36 سال بالا از آثارالباقیه ابوریحان بیرونی است که صفحه 247 کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" هم مکتوب است،    کتاب صفحه 247  به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه:

   از جلوس کوروش کبیر تا جلوس اسکندر 222 سال بوده است،  از زردشت تا اسکندر 258 سال بوده است، لاجرم -36 = 222-258   زرردشت زمان گشتاسپ 36 سال قبل از کوروش کبیر بوده است.

  آیا مشکل سوء تفاهم تناقض برای شما حل شده است یا نیاز به توضیح و اسناد بیشتری است؟ به هر تقدیر اسناد بر کتاب و وبلاگ مکتوب است چنانچه نیاز به توضیح بیشتری است بر وبلاگ  پاسخگوی شما هستم

پاینده باشید.

   پرسش 2002 اندی:  با سلام و خسته نباشید به نظر شما این میتونه درست باشه ک کوروش میتراپرست بوده و داریوش مزدا پرست؟ اگه آره که ذوالقرنین بودن کوروش منتفی میشه اگه نه پس احترام گذاشتن به خدایان بابلی رو چجوری میشه توجیه کرد؟؟؟

    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام دقیقا همین گونه است و اسناد این مدعا در کتاب "اسکندر تاریخ ایران, الکساندر یونانی نیست" مکتوب است (کوروش یکی از ذوالقرنین هاست ذوالقرنین اسکندر, کوروش کبیر نیست اسناد ذولقرنین ها نیز در کتاب همین مکتوب است).

ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 95

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر ساسان 1982:  در اینترنت جستجو کردم و به چند مورد دیگر کشف سکه در اسکاندیناوی برخوردم. سکه ها مربوط به عهد ساسانی است که تعدادش به 13000 میرسد. و در جزیره Gotland سوید کشف شده،  لینک مرتبط

http://www.freerepublic.com/focus/news/746713/posts

   اما دو مورد دیگر که در نروژ یافت شده. یکی در جنوب شرقی اسلو در شهر Østfold. این سکه ها مربوط به 750 پس از میلاد است و در بین سالهای 825 تا 850 وارد نروژ شده اما تعداد یا وزن آن روشن نیست. این سکه ها در موزه تاریخ و فرهنگ در کنار دانشگاه اسلو نگهداری میشود. این لیک توضیح خیلی کوتاهی در این باره میدهد و بیشتر به یابنده آن پرداخته

http://www.ba.no/nyheter/irix/article3842560.ece

   کارشناس نروژی در این روزنامه میگوید که بعید است که پارسها به این منطقه آمده باشند و به احتمال زیاد سکه ها یا از Gotland سوید آمده اند یا از روسیه.  مورد دیگر که در حدود همین منطقه یافت شده پایه سنگی یک کلیساست که با خط پارسی باستان یا اوستایی (بقول این سایت) روی آن هک شده. وبلاگ هیچ توضیحی در مورد این یافته نمیدهد و تنها قدمت این کلیسا را مورد پرسش قرار داه

http://arkeologiavisa.blogspot.no/2014_02_01_archive.html

   اگر به مطلب تازه ای در این مورد برخورم برایتان ارسال میکنم، با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما،  روزنامه را شخصا به زبان آلمانی خواندم نوشته بود سکه ها همه ساسانی هستند. شما هم تایید کردید. سکه هم به هر تقدیر قابل جابجایی است این را هم می دانیم. اما این پایه کلیسا آن هم دقیقا در اسلویی که من آن کتیبه اژدها کش با کلاه مادی را  در کتاب با شاهنامه فردوسی تطبیق دادم سندی است که اگر واقعا  اینطور باشد دیگر هیچ جای شکی در حقانیت  اسکندر نامه شاهنامه و به اروپا رفتن اسکانی ها باقی نخواهد گذاشت از ایران که سایت ها فیلتر بود الان از اینجا اقدام می کنم با یک دنیا سپاس از شما، پاینده باشید.

   پرسش مرتضی 1983:  درود بر خانم حامد گرامی ... در مورد واژه ی چینستان در بندهش , باید گفت که در خود زبان پهلوی نیز نام چین, سین بوده است. مثلا در متن پهلوی خسرو و ریدکی قبادان در دستنویس mk بند ۴۶ متن:

۴۶_  اما با زنجبیل چینی ( و ) هلیله پرورده هیچ انبه ( ای ) برابر نیست.

حال آوانویسی متن:

بی اباگ سنجیبیل ئی سینیگ هلیلگ ئی پروردگ ایچ امبگ پهیکار نیست.

پس سین در اصل همان چین است. هر چند در زند بهمن یشت در آوانویسی صادق هدایت واژه ی چینیگ به چشم میخورد, ولی سین و چین در اصل یکی هستند. لذا گمان نمی کنم به خاطر ایزد سین, به جنوب میانرودان چین استان بگویند. سین همان چین است ولی چین در زند بهمن یشت به نظر چین امروزی می آید و سین بندهش خوزستان است.  خوشحال میشوم نظرتان را با بنده در میان بگذارید . سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما ، شما دارید گفته های کتاب را تایید می کنید نظر من همان است که در کتاب است. "هرجا در تاریخ  ایران (تا زمان اشکانیان) نام چین یا چین استان آمده است منظور خوزستان است نه کشور چین امروزی." 

   پرسش  1984:  با درود،  در همین تالار پرسمان یکجا فرمودید اسکندر(احتمالا مقدونی) 36 سال پیش از کوروش بزرگ میزیسته و در جای دیگر گفتید 15 سال پیش از آن. بالاخره کدام یک از ایندو درست است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  روی کتاب مبداء نا معلوم داشتم که 36 سال قبل از کوروش را نشان می دهد. سه سال پیش روی همین وبلاگ نوشتم 36 سال پیش دو سال پیش نوشتم بین 36 تا 15 سال پیش الان زیج شهریاری را دقیقا حساب کردم مبداء من نیروسنه اوستا بخترنرسه است لذا اگر اینطور باشد حمله کهرم می شود حدود 15  سال قبل از کوروش کبیر. برای همه ان پاسخ های دیگر هم از لغت حدود استفاده کردم. شما بین 36 الی 15 قبل از کوروش کبیر را در نظر بگیرید به حساب من 15 سال حدود بگذارید تا بنده در مستند دقیقا خدمتتان بگویم چند سال  قبل از کوروش کبیر بود (تاریخ مکتوب شده بین اسکندر و الکساندر 226 سال اختلاف زمان دارد شما برای 15 سال دارید از من بهانه می گیرید؟ صبر بفرمایید تاریخ دقیق را بعد از حساب دقیق زیج شهریاری براییتان ارسال می کنم)

   ادامه پرسش:  دوم: همین اسکندر طبق کتیبه های بابلی در شهر پلا درسوریه فرمانروایی میکرده، مطابق منابع یونانی الکساندر هم در شهر Pella پایتخت آندروس در یونان بوده. دلیل شما بر اینکه این پلای بابلی همان Pella در یونان نیست چیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  اسکندر در سوریه نبوده !  کهرم  در سوریه بوده که قائدتا باید الکساندر مورخین یونانی باشد

 1.  چه ربطی به اسکندر تاریخ ما دارد که 226 سال بعد ظاهر می شود؟

 2.  من نباید چیزی ثابت کنم .  من ثابت کردم که اسکندر تاریخ ما ربطی به الکساندر مورخ یونانی ندارد و الکساندر مورخ یونانی هم از سوریه راه افتاده نه از یونان و مقدونیه چون متون بغازکوی نام پلا و پلائیت را در شمال سوریه نشان می دهند و رود اندروس هم در فرشا شمال سوریه است و سکه های الکساندر هم تنها به گویش شمال سوریه در سال 330 ق.م الکساندر خوانده می شود.

    شما الان باید سند بیاورید که قدمت نام پلا در کشور مقدونیه امروزی چقدر است (سند دست اول می خواهم  چون سند دست اول ارائه دادم) و از چه زمانی نام این سرزمین مقدونیه شده و از چه زمانی نام آن مکان پلا شده (از دوره بیزانس این هم جوابتان) اگر اسناد شما هم تاریخ 330 ق.م میلاد را نشان داد آنوقت تازه از من سوال کنید چرا این مقدونیه است و آن یکی نیست!

   ادامه پرسش:  حال اگر قبول کنیم که کی هروم اهل پلای سوریه بود پس الکساندر مقدونی Pella که بود و چه کرد و در چه تاریخی می زیست؟

   پاسخ پرنیان حامد:  الکساندر همان کی هروم است تنها با اسکندر تاریخ ما ربطی ندارد 226 سال اختلاف زمان کی هروم یعنی شاه سوریه یعنی الکساندر مورخین یونانی و اسکندر تاریخ ماست.

"اسکندر تاریخ ایران ، الکساندر یونانی نیست" هم عنوان کتاب  است. 

   نظر 1985:  سلام،  بنیادی مطالعاتی و تحقیقاتی در شرف تاسیس می باشد و در حال حاضر مشغول به بررسی دوران قاجار و تهیه رفرنسی بصورت مرجع جهت دانشگاهیان و غیر ایرانی و غیر می باشد. چنانچه مایل به همکاری می باشید بسیار ممنون خواهم شذ اطلاع فرمایید.

   پاسخ انوش راوید :  حضور برادر گرامی جناب آقای وحید شیخ احمد صفاری،  با احترام و درود و سپاس از توجه حضرتعالی،  گرامی خیلی علاقمند بودم که از نزدیک در کنار عزیزان بنیاد باشم، ولی من در روستای جل چلاسر زندگی می کنم،  و بیشتر اوقات نیز در مسافرت تاریخی دور دست هستم،  در هر صورت با کمال میل اینترنتی در خدمت خواهم بود،  جهت اطلاع برای علاقمندان مطالعه کننده این وبلاگ لینک شما را در زیر قرار می دهم،  مجدد سپاسگزارم.

پژوهشکده مطالعات و تحقیقات (پمتاک)   http://www.pmtk.blogfa.com

   نظر 1986:  با سلام خسته نباشید یک بار دیگر از خانم حامد تشکر میکنم بخاطر تهیه مستند تفسیر لوحه های بابلی. من تا حالا بارها دیدمش و هربار که می بینم خیلی لذت میبرم چون خانم حامد فوق العاده زیبا و مستدل و با صلابت صحبت میکنند. و لهجه فوق العاده ایشان بسیار قدرتمند است تشکر فراوان دارم از ایشان و از اقای راوید امیدوارم همیشه تندرست و پیروز و زنده باشید .....

   پاسخ پرنیان حامد:  باسلام از شما سپاسگزارم و با سپاس از آقای نوید صلح دوست برای تهیه این مستند، امید داریم توانسته باشیم خدمتی به کشورمان کرده باشیم،  پاینده باشید.

   پرسش 700:  روستای زرگران قزوین چرا به زبان رومیایی صحبت می کنند و به آنها رومی می گویند؟

   پاسخ انوش راوید:  درود،  زبان زرگری یا رومیایی و مردم روم،  همان روم شاهنامه است،  اسکندر رومی نیز از همین مردم بوده است،  که در آن زمان میترایی بودند،  رومیان در طول تاریخ از ایران به تمام جهان پخش شدند،  و کشور روم را بوجود آوردند،  و تمدن ایرانی را به روم بردند،  مشروح در استان های تاریخی ایران،  جهت اطلاع بیشتر،  لینک های مقاله را مطالعه نمایید،  و پرسش های خود را مطرح نمایید.  جهت اطلاع بیشتر از روستا،  در جستجوها بنویسید:  روستای زرگران قزوین.

      حکایت سعدی: .... از آنجا کاسه چینی بروم آرم ....،  منظور از چین کاشان است،  و روم همین روم در ایران است. http://arq.ir/111

   پرسش 701:  میشه یه آدرسی یه شماره از خودتون بدین که هرموقع مسیرم طرف شما افتاد باهاتون در تماس باشم مخصوصاً تو روستا و طبیعت گردی،  ممنون.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  بدین منظور با:

  1 ــ  گته گلی خانه بمدیریت خانم شهره اشتری،

  2 ــ  خونه گلی بمدیریت آقای فرزین ملکی،

   تماس بگیرید،  شماره تلفن و آدرس های آنها در اینترنت می باشد.

   پرسش 702:  سوالی دیگر داشتم میخاستم در مورد رشته باستان شناسی سیاسی بدونم ..ایا شما میدانید چیست و چه معانی دارد وچه کاری انجام میدهد؟ با تشکر از شما استاد گرامی.

   پاسخ انوش راوید:  در چند دهه اخیر رویکرد جدیدی در باستان‌شناسی به وجود آمده است‌،  که به عنوان باستان‌شناسی سیاسی مطرح است.  استفاده ابزاری از علوم مختلف‌ و خاصه باستان‌شناسی و تاریخ، ابزاری توجیهی در اختیار بسیاری از سیاست‌ مداران قرار داده است،  که با ارایه مدارک و بعضا خلق برخی مدارک،  به‌ اهداف خود دست یابند.  مانند سریال ما و فرا زمینی ها که تلویزیون فارسی زبان منوتو آنرا نشان می دهد،  در این سریال کتاب های مختلف باستان شناسی سیاسی،  که کاری بس تبهکارنه است را نشان می دهد.  جهت اطلاع بیشتر به کتاب باستان شناسی سیاسی یعقوب محمدی فر مراجعه نمایید،  دانلود رایگان آن در اینترنت وجود دارد.

   عکس جام زيبای دوران هخامنشی،  از طلاي 22 عيار با 14 سانتي‌متر ارتفاع و تصوير دو زن كه هر دو آنها تاجي به‌ شكل مار بر سر دارند،  و روي آن برجسته شده است.  به گفته كارشناسان موزه‌ بريتانيا و دانشگاه اكسفورد، اين جام متعلق به ابتدای سلسله هخامنشیان است،  عکس شماره 5239 از موزه مجازی ارگ.

   مهم:  انگلیسها درباره این جام مقداری پرت و پلا گفته اند،  که زیر تخت پدربزرگ جان‌ وبر بوده و...،  گوش تان به این دروغها نباشد،  این اشیا دزدی از ایران است و باید پس دهند.

 ارگ  http://arq.ir


برچسب‌ها: سکه اسکاندیناوی, پژوهشکده پمتاک, روستای زرگران, یعقوب محمدیفر, فرزین ملکی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 94

تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

عکس قلعه فومن،  عکس شماره 7221.

   پرسش 1979:  درود بر استاد گرامی انوش راوید لطفا بفرمایید من چگونه میتوانم اسامی روستاهها و شهرهای قدیمی ایران را بدست آورم؟

   پاسخ انوش راوید:  درود، تا آنجا که می دانم، در کتابخانه وزارت کشور و احتمالاً چند کتابخانه دولتی دیگر، کتاب یکصد هزار نام شهر و روستای ایران یا نام آبادی های ایران، من قصد داشتم تهیه و پی دی اف و منتشر کنم، که نشد،  امیدوارم علاقمندان اینکار را بکنند.

   نظر 1980:  خوارزم= خوار (در زبان مازندرانی بمعنی خوب است)+ رزم =جایی که میتوان رزم را در آن خوب انجام داد یا جایی که رزمگران خوب دارد.

   پاسخ پرنیان حامد:  نام باستانی ان  به پارسی Uvârazmîy  به اکدی  «هومَریزمَه» است.

   نظر 1981:  درود بانو پرنیان،  پستهای شما رو در تالار اسکندر و شاهنامه فردوسی در هم میهن خواندم ، بسیار عالی و بی نقص بود ... تشکر از شما برای زنده نگه داشتن فرهنگ غنی ایرانیان. از مدیر گروه شنیدم که از ادامه همکاری در آنجا خودداری میکنید، بسیار حیف است که ما را از داشته های خود محروم میکنید .... بزرگوار هر آنچه از تاریخ میدانستم کاملا در ذهن من به هم ریخته است، فقط از گفتارهای شما نتهای من بالغ بر 3000 خطی میشود که هنوز نتونستم مرتبشون کنم !!! تازه هنوز کتاب و تمام پستهای اسکندر رو هم کامل نخوانده ام ...

   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما  گرامی من داشته های خود را از هیچکس دریغ نکرده و نمی کنم مسئله تهیه مستند لوحهای بابلی بود که شاهد آن هستید و این فرصتی برای سخن بر تالارها باقی نمی گذارد. بر هم میهن جز از اسکندر و شاهنامه فردوسی سه جستار دیگر در باب اسکندر و سکه ها و تاریخ ایران و... و یک جستار نیز در باب طوفان موجود است و من تا آنجا که توانستم اطلاعاتم را با مردم کشورم در میان گذاشته ام.  وبلاگ گفتمان نیز شامل پاسخگویی به سوالات و مقالات به مدت سه سال می باشد. اگر فرصتی باشد با کمال میل باز بر تالارها پاسخگو خواهم بود. آنچه از تاریخ می دانستیم با خواندن تاریخ ایران و مخصوصا شاهنامه فردوسی در ذهن من هم به هم ریخت و خوشبختانه در طول ده سال گذشته تک تک به هم ریختگی ها در حال اثبات شدن است اما شاید بهتر باشد شما اینگونه نت بر ندارید چرا که من هنوز خودم زنده هستم  و مشغول پیشرفت و تصحیح خودم می باشم. سه هزار خطی که محبت کردید و نت برداشتید و حال نمی دانید چگونه مرتب کنید (که تصور می کنم در کتاب خود مرتب شده است) مرتب کردنش برای خود من نیم ساعت بیشتر طول نمی کشد. این وقت گرانبهایتان را صرف پیشرفت کنید. سوالات و نقد های این سه هزار خط نتی  که برداشتید را بنویسید. آنچه در مدت سه سال گذشته سند مسلم یافت را در اختیارتان می گذارم آنچه دچار تردید است را کمک کنید سند بیابیم.  من هنوز خودم در میان شما هستم، دوباره کاری نکنید.
ادامه:  حال سوال:  1) من هرچه جستجو کردم در تاریخ همانند شاهنامه نامی از هخامنشیان نیافتم و هر آنچه راجب آن سلسله ای بود در انشان و زیگورات خلاصه شده بود، دلیل آن چیست؟  همانند آنچه گفته بودید در مورد پادشاهان انشان.

  پاسخ پرنیان حامد:  بر همان جستار سخنی در این باب پیش آمد فرضیه ای را بیان کردم که امروز برای من قابل اثبات است صبر داشته باشید اسناد آن در مستند اصلی اسکندر ارائه خواهد شد خاندان کوروش با نماد رستم ششصد ساله در شاهنامه مکتوب است.

http://forum.hammihan.com/thread52339-3.html

   تا صفحه 7 ادامه دارد و دوباره بر جستار اسکندر در تاریخ و ادبیات ادامه پیدا کرد، و بدانید   خشایارشا نوه کوروش است اما پسر داریوش هخامنشی. کوروش در لوحش اشاره ای به هخامنش ندارد. ... از پدرانش هم تنها با عنوان شاه انشان نام می برد نه شاه شاهان تنها خودش و پسرش شاه شاهان هستند و این موضوع توسط ساسانیان از میان رفته که دوباره شاهنامه به ان اشاره دارد و  .............. صبر داشته باشید مستند اسکندر ساخته شود.
   ادامه:  آیا این صفحه را مطالعه کرده اید؟  http://en.wikipedia.org/wiki/Sumerian_King_List
   پاسخ پرنیان حامد: مطابق با شجره لوحهای بابلی تنظیم شده است. در خود اصل ترجمه سالهای لوح به تفسیر مترجم است چه رسد به تفسیر بعدی ویکی پدیا بر روی آن. گرامی مراقب باشید ویکی پدیا ماخذ نیست شما هم فردا صبح می توانید هر آنچه دوست دارید بر ویکی پدیا مکتوب کنید، به شما پیشنهاد می کنم حال که وقت گرانقدرتان را صرف این کار می کنید، به جای رجوع به ویکی پدیا حداقل از   livius.org اصل ترجمه لوحها را برداشته بر روی آنها کار کنید که ماخذ شما برای جهان قابل قبول باشد.
   ادامه:  جمشید که نماد خاندان سومریان هست در کجای این شجره نامه قراردارد؟

   پاسخ پرنیان حامد:  جمشید نماد سومریانی است که از جیرفت = جی رفته شده در زمان طوفانی که جی را رفت و آن محل را تبدیل به کویر لوت (لوت یعنی جایی که به گل نشسته و دیگر حاصل خیز نیست) به سوی بیت النهرین رفتند.  سومریان اقوام کله پهنی هستند که با مردم بومی تفاوت داشتند و ناگهان از شرق یعنی فلات ایران در این محل ظاهر شدند (محبت کنید جستار طوفان را بر هم میهن مطالعه کنید    طوفان بر همین وبلاگ گفتمان هم کپی شده است)

http://forum.hammihan.com/thread74976-3.html

   ادامه:  در این شجره چرا آکدیان که نماد ضحاک مدت حکومتشان کمتر از مدت 1000 سال است.

   پاسخ پرنیان حامد:  حال توجه کنید پاسخ هر دو سوال شما در باب جمشید و ضحاک :

مطابق سندی که خودتان از ویکی پدیا ارسال کردید از سطر اول شروع کنیم: 

Alulim

 

8 sars (28,800 years)

Between 35th and 30th century BC

 
         
         

   8 سارس به چه سندی بیست و هشت هزار و هشتصد سال است؟ من که اصلا بی سواد و جوان این مترجم سالخورده پس از خواندن سخنان دیودور باز می نویسد بیست و هشت هزار و هشتصد سال،  مکافات از همین سطر اول شروع می شود مترجم مطابق معمول و به سیاست روز هر چه دوست داشته نوشته حساب، حساب مرغ و تخم مرغی است که به درد ما نمی خورد تاریخ ایران غنی تر است حساب آن دقیق است و با محاسبه زیج یزدگردی و اعدادی که داده شده است دقیقا بر سارس های لوحها منطبق خواهد شد وقت می خواهد من قرار بود فقط اسکندر را منطبق کنم که کردم و اسناد را برای مستند ارائه دادم دو زیج قبل را با ید محاسبه کنیم ( از پایین نه از بالا) و مطابق کنیم. تاریخ طوفان که برای آقای جمشید کیانی حساب کردم الان روی زیج شهریاری دقیقا  5160 سال پیش از امروز در آوردم. یا فرصت بدهید من حساب کنم دقیقا بنویسم کتاب کنم چاپ کنم (با وجود مستند اسکندر و دیگر امور با این روال حداقل دو سال وقت لازم دارم پاسخ شما را بدهم) یا اگر خیلی علاقمند هستید و فرصت دارید  بیایید به من کمک کنید من می گویم شما بنویسید مرتب کنید کتابش کنیم چاپ کنیم. (از ماه شهریور در تهران در خدمت شما خواهم بود) 

اینها هم بقیه مکافات های مترجمین لوحها. نگاه کنید پس از گذشت حدود  1700 سال به حساب اشتباهش  باز می نویسد حدود 2600 ق.م روی این تناقض وحشتناک من برای شما جمشید و ضحاک مشخص کنم؟ 

Dumuzid (Dumuzi)

"the fisherman whose city was Kuara."
("He captured
En-me-barage-si single-handed.")*

100 years

ca. 2600 BC

 

Gilgamesh

"whose father was a phantom (?), the lord of Kulaba"

126 years

ca. 2600 BC

 

و این

En-me-barage-si

"who made the land of Elam submit"

900 years

ca. 2600 BC

the earliest ruler on the List confirmed independently from epigraphical evidence

Aga of Kish

"the son of En-me-barage-si"

625 years

ca. 2600 BC

contemporary with Gilgamesh of Uruk, according to the Epic of Gilgamesh[6] Gilgameš and Aga Translation at ETCSL

این  شروع اصل لوح

Five cities; eight kings ruled for 385,200sic years.
Then
the Flood swept over.

After the Flood had swept over, and the kingship had descended from heaven, the kingship was in Kiš.
In Kiš, Gišur became king; he ruled for 1,200 years.

 

   مطابق محاسبه زیج شهریاری من عدد را 285 سال قبل از طوفان در آوردم   385،200  sic چه محاسبه ای است را تنها می توان از روی اعداد تاریخ ایران حساب کرد سپس گفته دیودور را باید حساب کنیم ببینیم مطابق می شود یا خیر و اگر نشد باید به حساب روز به جای سال حساب کنیم. و این "از بهشتی" که در اینجا نوشته دقیقا همان تمدن ارته است (جیرفت+ شهداد + شهرسوخته ) به آنجا بهشت می گفتند و .....

   یا صبر داشته باشید یا کمک کنید پاسخ شما کار یک ساعت نیست و از بالا هم نمی توانید جایگزین کنید از پایین زیج شهریاری یزدگردی باید جایگزین کنید و شجره های آثارالباقیه را وسط آن جایگزین کنید محاسبه صفحه 246  کتاب "اسکندر تاریخ ایران، الکساندر یونانی نیست" صحیح است،این یکی دقیقا درست بود و علامت سوال آن دقیقا بخترشه زیج نیروسنه اوستا معروف به بختان نرسه بود مطابق لوح بابلی دقیقا جایگزین شد از همین جا باید تا طوفان محاسبه کنیم و بالا برویم. 

    ادامه:  4)The GUTIANS / [2]ˈ [3]ɡ [3]uː [3]t [3]i [3]ən [3]z [3]/ [2] (also
GUTEANS, GUTI, QUTI, QURTIE, QURTI, and KURDU[1] [4] )
در مورد این سلسله یا پادشاهی - آیا اینان کردها هستند ، همان کسانی که از دست ضحاک فراری داده شدن آیا اینگونه است؟

   پاسخ پرنیان حامد:  بله باید  حدودا اینگونه باشد تاریخی که داده برای من جالب بود. حدود 1000 بعد طوفان تاریخ زده است  approximately 2154 BC.  نمی دانم استناد تاریخش به کجاست باید بخوانم اما این حدودا همان است. سند جالبی بود با سپاس از شما

   ادامه:  تاریخ رو از شهر سوخته که فرموده بودید آغاز شاهنامه هست رو در حال برسسی کردن هستم سوال برایم زیاد است،  مثلا در مورد The Marhashi که قبل از شهر سوخته است و همچنین Shahdad in Kerman province, is located in the   oasis of Dasht-i Lut, on the edge of the Lut desert
بانو در بحثی فرموده بودید که شرق متمدن تر است شواهد و مدارک دال بر این حقیقت است، نمونه شهر سوخته، عمده مشکل در غرب وجود داشته است،  سپاس از شما و زحماتتان،

Links
[1]
http://en.wikipedia.org/wiki/Sumerian_King_List
[2]
http://en.wikipedia.org/wiki/Help:IPA_for_English
[3]
http://en.wikipedia.org/wiki/Help:IPA_for_English#Key
[4]
http://en.wikipedia.org/wiki/Guti_%28Mesopotamia%29#cite_note-Encyclopedia_of_the_Peoples_of_Africa_and_the_Middle_East-1

   پاسخ پرنیان حامد:  هر سه یک تمدن است (شهر سوخته + شهداد + جیرفت) احتمالا سیلک کاشان هم قسمت شمالی همین تمدن است (این می شود چهارپادشاهی  روی لوح نوشته پنج پادشاهی پنجمی را باید پیدا کنیم ) بر اثر فاجعه شروع به حرکت از هر طرف کرده اند این احتمالا همان کوچ اریایی ها است که از این مکان در جهان شروع می شود و ان را از ما پنهان کردند و حال که اسناد جیرفت و...به دست امد فورا فرضیه "اریایی ها از کرات دیگر اسمانی در قطب شمال فرود امدند " را مطرح کرده اند . سیاست واقعا چیز کثیفی است . باید ان را ثابت کنیم ، باید زیج ها را مکتوب کنیم کتاب و مستند و .... کنیم و بدون هیچ امید کمک یا حمایتی تنها تا انجا که قادریم در این کشور پخش کنیم و امیدمان به نسل های اینده باشد تا شاید در زمانی بهتر که سیاست قالبی بر تمدن  این کشور نباشد بتوانند با رجوع به انها تمدن ایران را بازسازی کنند . شرق شروع تمدن کل جهان است . اما بازبه مرور زمان  توجه کنید . پنج هزار سال پیش اگر مرکز تمدن جیرفت و شهداد و ... است  سه هزار سال پیش که در تاریخ نام  مثلا رستم می اید دیگر به سیستان و بلوچستان امروزی ربطی ندارد مهاجرت کردند  دوهزار سال هم گذشته است برای پیدا کردن مکان حادثه مکتوب در تاریخ باید  مراقب گذشت زمان روی تاریخ باشید .  پاینده باشید

  کلیک کنید:  طوفان بزرگ در ایران

کلیک کنید:  تماس و نظر


برچسب‌ها: خوار خوارزم, جمشید ضحاک, سومر جیرفت
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم تیر 1393 توسط انوش راوید

 پرسش و پاسخ ویژه 93

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1965:   استاد دوباره وقت شمارو میگیرم ..استاد امکانش وجود داره برای شما یا استاد حامد که خودتون شخصا اقدام به دفاع از وب خودتون کنید تو یه دانشگاهی جایی بصورت افتخاری و یا چطور بگم! بصورت سوری مثلن دارید تحصیلات و ادامه میدید برای دکترین و .. و سر آخر پایان نامتون ، وب و مطالب وب و رو کنید!! تصور کنید چه آبرویی از استادان مدعیه تاریخ! ایران میشه و بازتابش برای یک استارت و پرتاب به سمت روشنگری چقدر بزرگ و خوبه !!! اگر بشه البته ..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ، برای من امکان ان  از ماه شهریور به بعد هست . اساتید مدعی تاریخ وقت معین کنند بارها تکرار کردم  من پاسخ گوی سخنانم در باب اسکندر با سند مدرک در هر جلسه و انجمن که بفرمایید هستم .

   ادامه نظر:  من یک خیاط هستم و کارم و هم خوب بلدم اگر تو این راه برای دوخت و دوز لباس های ایران باستان به خیاط و طراح نیاز شد من افتخار میکنم ک کمکی از دستم برای کشورم بتونم انجام بدم. با سپاس.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بزرگوار که کمکتان را از ما دریغ نکردید من از شما یک دنیا سپاسگزارم اگر لازم شد حتما با شما تماس می گیریم.

   نظر 1966:   درود و خسته نباشید ، استاد تا جایی ک شمارو میشناسم و راجبتون خوندم ، عشق وطن در خون شما ریشه داره و به زمان دور از خون پدربزرگتون میرسه .. و استاد حامد هم که یک دهه از عمرشون رو صرف تحقیق و بررسی تاریخ این کشور کردند و بدون شک ، آنهایی که بیشتر میفهمند! دردشان بیشتر است. استاد راوید شما گفتید ک وبلاگ و مطالبش قابل دفاع است، که بدون شک هم هست چرا این گنج بزرگ تاریخی که شما استادان بی ادعا و با غیرت کشف میکنید. و سند هم داره رو در دانشگاه های کوفتی این کشور، غارت شده مطرح نمیکنید ، که این اساتید بیخرد دانش! گاه هامون مخ آکبندشون و به کار بندازن!! استاد منظورم کم کاری شما نیست میدوو نیم ک سخنرانی و ... انجام دادید در دانشگاه و .. اما جوانهای دانشجوی تاریخ و حتی جغرافیا تاریخی میتونن ازین مطالب ارزشمند به عنوان پایان نامه استفاده کنند. آیا امکانش هست یا نه؟ به نظر من ک میشه به خدا من اگه دانشجو بودم انجام میدادم. حیف که جوونا هم راه استادای! دانش! گاه هامون و پیش گرفتن و طوطی وار پیش میرن پیشنهادم اینه حداقل، نام جدیدی برای دانشگاه! هامون انتخاب کنیم چند تا واژه ک بفکرم میرسه رو میگم شما هم کمک کنید. ممنون

"حفظش کن گاه ! جزوه گاه ! تقلید گاه ! آکبند گاه .."

  با احترام و تقدیر از تمام استادان راستین راه دانش و خصوصا کسانی که درد وطن در دل دارند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در حال ارائه شدن است هیچ کوتاهی نکردیم  اما گویی راضی کردن  اساتیدی که عمری را در حال نوشتن و تحقیق در باب پرت و پلا گذرانده اند چندان کار آسانی نیست و تنها با ارائه مدارک و اسناد هر چند دندان شکن این کار به دلائل شخصی این افراد  شدنی نیست (البته منصف باشیم شخصی که 50 سال است در باب الکساندر مقدونی و حمله او در ایران 40 جلد کتاب دارد چگونه الان این 40 جلد کتاب را بسوزاند و با 50 سال زحمتش خداحافظی کند ؟)

    پاسخ یکی از نامی ترین اساتید کشورتان پس از ارائه مدارک به ایشان به بنده به جای هر سخن علمی و یا  ارائه هر گونه توضیح و سند در رد اسناد من این بود:  "من این را همان الکساندر مقدونی می بینم" انگار که ایشان شخصا شاهد ورود الکساندر در حال چرخاندن شمشیرش به ایران بودند. می فرمایید من با این اساتید چه کار کنم؟

   امید تنها به همان دانشجویان امروزی و اساتید آینده این کشور است که متاسفانه  نوشتن هر گونه پایان نامه برای این عزیزان در این باب در این لحظه نیز  گویا غیر ممکن است. بانویی گرامی کتاب را از شخص من گرفت و برای ارائه پایان نامه به دانشگاه برد. استاد ایشان اجازه ندادند. پایان نامه ای نوشته نشد اما این بانوی گرامی که استاد آینده این کشور است این صحنه را فراموش نخواهد کرد.

   آنچه در این کشور مطرح شد نیاز به زمان دارد زدودن دروغی که دوهزار سال است گقته شده است یکروزه امکان پذیر نیست نیاز به نسل ها دارد،  همین اندازه که من افتخار این را داشتم که در عمر کوتاهم عکس العمل افرادی چون شما را با چشمان خودم دیدم برای من بزرگترین سربلندی است پیش کسوتان من حتی این را هم ندیدند.  با قدرت تمام ادامه خواهیم داد. اشتباهاتمان را خودمان تصحیح خواهیم کرد و برای نسل های آینده به یادگار خواهیم گذاشت باشد که آنها راه مان را ادامه دهند به امید سربلندی ایرانمان پاینده باشید و صبور. 

   نظر 1967:   درود. در جستار اسکندر ایرانی در هم میهن ؛ شخص با نام ساسان همچین چیزی نوشته:

من در نروژ زندگی میکنم چند سال پیش در یک روزنامه نروژی خواندم که در سوئد در عمق یک متری زمین سکه های ایرانی مربوط به پیش از اسلام کشف شد مقدار این سکه هام بسیار زیاد بود و مدفون بودنش در عمق زمین نشان از آن دارد که در همان زمان به این منطقه آمده این مطلب شاید گواهی باشد بردرستی آنچه خانم پرنیان میگویند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و ایشان . اگر ممکن است از ایشان بپرسد چند سال پیش این مقاله را خوانده اند؟ یک سری سکه اسکاندیناوی در مقاله ای که من خوانده بودم را به زمان ساسانیان نسبت دادند. اگر ممکن است از ایشان بپرسید سکه ها الان در کدام موزه است. من از آلمان پیگیری کنم. اگر یک عکس از آن ببینیم شاید خودمان تشخیص بدهیم ساسانی است یا اشکانی. (اگر ممکن است پاسخ را با ایمیل برای من ارسال کنید ببخشید من در این لحظه فرصت ندارم مستقیم در هم میهن با ایشان صحبت کنم. در بازگشت از ایشان تشکر خواهم کرد) با سپاس از شما.

   نظر 1968:   درود... درباره رود تاناایس , مورخین مانند آریان نوشته اند که الکساندر در نزدیکی مرکند, شخصی عالی رتبه به نزد سکاهای اروپایی میفرستد و با خانواده های سکاهای اروپایی دیدار میکند.پس با این توضیح این رود نمیتونه سیحون باشد زیرا فاصله بین افغانستان و محل زندگی سکاهای اروپایی بسیار زیاد است!

   در مورد ماساژت هم باید گفت که این مکان همان مسخط در گرجستان است و نامش در کتیبه های ساسانی ماسیکیت است و در یک کتیبه آرامی مکشوفه در گرجستان که متعلق به اشکانیان است, این نام بصورت میسکیت آمده که نام مسخط و یا ماساژت است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما . همه مورخین یونانی این رود را مرز اروپا می دانند. افغانستان هیچگونه نمی تواند مرز اروپا شود و این پایان جریان به افغانستان و هند رفتن الکساندر در تاریخ است. هیچ مورخی چنین چیزی را تایید نکرده. هند و افغانستان را به کلی فراموش کنید تا حساب بقیه به اصطلاح مدارک و سند  مفسرین تاریخ را هم برایتان یکسره کنم. آنوقت بشینیم ببینیم این الکساندر که از سوریه راه افتاده و نه مقدونیه واقعا تا کجا توانسته برود و آیا این  همان اسکندر مکتوب تاریخ ما هست یا نیست.

هرودوت نوشته اول ماساژت ها بودند سپس سکاها سپس مادها این می شود گرجستان، کردستان، همدان. مراقب باشد ماساژت ها قومی ماهیگیر بودند نمی دانم محلی که شما می گویید کنار دریا هست یا خیر هرجا که هست ، باید کنار دریا باشد. پاینده باشید.  

   نظر 1969:  با درود... در باب سلوکوس بنده دیگر چیزی نمیگم چون هر چی بگم شما میگید مزخرف است. اما مبدا سلوکی در میان اشکانیان به هر دلیل استفاده میشد مانند بنچاق اورامان. ویسپور به معنی شاهزاده است و ربطی به سلوکوس ندارد و انتیخوس هم انتی اکسوس! نمیتواند شود ...  البته در تاریخ هم امده انتیوخوس سوم واسه بی احترامی معبد شوش او را کشتند که لوح بابلی هم تایید میکند ... اینکه او متولد شوش باشد نشانگر تصرف مصر و بین النهرین توسط یونانیان است .... البته یونی ها طبق گفته های مورخان عهد عباسی, از بابل به غرب رفته اند...

   نکته آخر اینکه هوسرو که همان خسرو باشد, در متون پهلوی در آوانویسی husrawنوشته میشود و هوسر + وه ! نیست که آنرا به کیسر وهرود تفسیر کنید.  البته لقب کیسر در کتیبه ای کوشانی, کیسره نوشته شده و شاه کوشانی خود را دیوه پوترا کیسره خوانده است. کیسر لقبی ایرانیست.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . لابد سند دارم که می گوییم مزخرفه تا ابد هم بگویید  تکرار خواهم کرد مزخرف است. این لوح را به دقت نگاه کنید :

1’ [9 cm, max. 24 signs mA-r]i-is-ki-la-mu u lú ERÍN.MEŠ mAn-ti-gu-nu-su a-n[a .. .. .. .. .. .. .. .. ..]

[(max. 24 signs) A]rchelaus and the troops of Antigonus to [.. .. .. .. .. .. .. .. ..]

2’ [4.5 cm = ca. 12 signs] ITI NE UD /25\.[KAM .. .. ..]x-šú @al-tum ina IGI ERÍN.MEŠ mSi-lu-uk-ku [.....]

[ca. 12 signs)] Month Âbu, day 25 (= 10 Aug. 309) [……. did] battle with the troops of Seleucus [(……)]

به من بگویید:  اریشکیلامو = mA-r]i-is-ki اریشک  i-la-m ایلام+  uکه در زبان اکدی نشانه مکان است چرا باید ارشه لائوس ترجمه شود؟‌ کجای تاریخ نوشته اسم اصلی ارشلائوس ارشک ایلامی بود؟

اصلا به لوح کاری نداشته باشم هم: تاریخ ارشک اشکانی که با محاسبه خود اروپا 303 ق.م در می آید را چرا 245 ق.م می نویسند؟  این ارشک که در زمان سلوکس شماست مبداء تاریخ اشکانی نیست سلوکس مبداء است؟ عجب!

   تاریخ بلعمی صفحه 652 را باز کنید ببینم ... اخوس دمتریوس نام یک نفر است یا می تواند  لقب هر شخص لا مذهبی در تاریخ باشد؟ (خدا را شکر هر جا هر سندی خواستیم شکستنش و زدگی و... دارد زدگی باید آنتی باشد زیاد هم تفاوتی ندارد باقیمانده آن کافی است)

عکس شماره 6627

   اخوس و دمتریوس می تواند لقب هر شخصی باشد که به این ایین است. مثل مهر + دات یعنی قانون مهر همه مهرداد ها که یک آدم  نیستند،  هستند؟  یونانی ها هم به این آیین لامذهبی  بودند ایرانی و عرب ترک هم می توانستند باشد و انتی اخوس باشند. هر انتی اخوسی که یونانی نیست!

    حالا  بفرمایید به من بگویید زیر یک مجسمه که اصلا به زبان یونانی نیست نوشته همان  ... اخوس و اول  سلوکس آن "و" دارد! یعنی اسم اول هم سلوکس نیست متاسفانه، این هر لامذهبی می تواند باشد! و شما اصرار دارید یک کتیبه به زبان سامی وآرامی که یک حرف یونانی روی آن نیست را بگویم سند ورود "و+سلوکس" به خوزستان است.؟ مجسمه را چرا کندند بردند؟ تاریخ بلعمی را چرا دستکاری کردند عجیب است!

   4 ذبیح بهروز نوشته  مبداء ‌تاریخی با نام سلوکس قبلا موجود نبوده و این تاریخ از زمان مغول به نام سلوکی ثبت شده است (برای اینکه تاریخ ارشکی است نه سلوکی هرچی من به شما می گوییم گوش نمی کنید!)

 5. آنتی اخوس هم دقیقا با لهجه دیگر می شود آنتی اکسوس،  خ در یونانی و فارسی = ک س به لاتین (این هم نتیجه قضاوت عجولانه شما)

  6. من فقط یک اخوس  می شناسم که متولد شوش است و او هم اردشیر سوم هخامنشی است. نسبت دادن و قاطی کردن تاریخ کار آسونی است. بنده هم الان می گویم این مربی تیم ملی فوتبال که اسمش کوروش (کی + رش) است. ایرانی است و متولد پازارگاد است. نمیشه که هر گردی که گردو نیست آن هم با بازی با یک لقب مذهبی مثل اخوس که همه اخوس می توانند باشند چرا آن اخوس متولد شوش اردشیر نباشد که یک یونانی باشد که مادرش به گفته خودشان در پنتوس بوده پدرش از سوریه رفته پنتوس خواستگاری بچه را در شوش زاییده اند؟ فرض بر اینکه پدرش برای جنگ از سوریه (اینها که البته می گویند مقدونیه)  راه افتاده آمده برای جنگ به شوش زن 9 ماه حامله را گذاشته روی اسب از مقدونیه آورده وسط میدان جنگ! ترا به خدا یک کمی فکر کنید اخر این می شود سند سلوکیان در ایران!

  7. و نتیجه گیری عجولانه آخر شما: کتاب بنده صفحه 81 خط 13 چی نوشته ؟ در اوستا نه به زبان هردمی پهلوی که هر جور دوست داشته باشید خوانده می شود!

   نام او در اوستا هئوسروه  haosravah  است آقای پورداود نوشتند که معرب آن کیسر است نمی دانم منظورشان از معرب چیست چون معرب آن قیصر است بماند و این همان کیا+ کیسر هرودوت و همان هوخشتریه ماست که نینوا را فتح کرد توران= آشور است و هو + سر + وه رابنده به فاتح وه رود تفسیر می کنم شما هم اول کتاب بنده صفحه 81 خط 13 را باز کنید درست نگاه کنید  بعد هم اوستا را باز بفرمایید نگاه کنید. با سپاس

   پرسش 1970:  میتوانید راهنمایی کنید چرا گشتاسپ زمان زرتشت با پدر داریوش یکی نیست؟ لطفا در مورد زمان پادشاهی کوروش راهنمایی کنید. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام گشتاسپ زمان زردشت  در همه متون پادشاه معرفی شده است حال آنکه در همه کتیبه های شجره های هخامنشی ویشتاسپ لقب شاهی ندارد (یک مرد نوشتند)

این کتیبه اردشیر سوم:

The great king Artaxerxes, the king of kings, the king of countries, the king of this earth, says: I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid.

این کتیبه اردشیر دوم:

Artaxerxes, the great king, the king of kings, the king of all nations, the king of this world, the son of king Darius [II Nothus], Darius the son of king Artaxerxes [I Makrocheir], Artaxerxes the son of king Xerxes, Xerxes the son of king Darius, Darius the son of Hystaspes, the Achaemenid,

همه  king دارند  هیستاسپ ندارد.

این هم کتیبه خود داریوش اول:

(1) I am Darius, the great king, king of kings, the king of Persia, the king of countries, the son of Hystaspes, the grandson of Arsames, the Achaemenid.

نظر 1971:  ذوالقرنین= دارنده دو شاخ (اشاره به گرز گاوسر فریدون)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ذوالقرنین یعنی فاتح دو قرن = شرق و غرب . در تاریخ ایران فریدون، کی خسرو = هوخشتره، کوروش کبیر و اسکندر همه فاتحان شرق و غرب بودند. (در کتاب مکتوب است). ذوالقرنین قرآن یکی از آنهاست و نظر شما نیز درست است.

   نظر و پرسش 1972: سلام خانم حامد. از مطالب علمی و دقیق شما و اطلاعات فوق العاده بالای شما واقعا شگفت زده شدم. مدت زیادیه که برای یک پژوهش تاریخی در جستجوی مطالبی پیرامون تاریخ اشکانیان هستم اما متاسفانه در این دوره اطلاعات بسیار کمتری موجود است. می خواستم بدونم آیا می تونم هر زمان که پرسشی برام پیش اومد از شما بپرسم؟

   به عنوان نخستین سوال می خوام بدونم آیا ارگانهای اداری پارتیان داخل کوشک سلطنتی قرار داشته است و یا خارج از آن؟ و آیا همسران پادشاه در کاخ های جداگانه زندگی می کرده اند؟ اگر چنین است آیا ملکه نیر وضعیتی مشابه سایر همسران را داشته است؟ ممنون می شوم اگر پاسخ را به ایمیل من ارسال کنید. به علت ازدحام مطالب وبلاگتون برام خیلی سخته که پاسخ سوالم را پیدا کنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام همانگونه که خودتان گفتید اطلاعات در باب دوران اشکانی بسیار کم است

تصور می کنم ما به اشتباه این دوران را اشکانیان که فقط یک خاندان این ایلخانی (ملوک الطوایفی) است می نامیم. در این زمان در ایران اولین جمهوری جهان بنیانگذاری شده است. تاریخ ما از 90 الی 120 خاندان  یاد می کند و پادشاه از میان کلیه این اقوام توسط مجلس مهستان انتخاب می شده است به همین علت فردوسی به کوتاه بودن شاخ و بیخ اشاره می کند و شاهان را با نژاد های مختلف نام می برد. پارتها، پرنی ها، اشک ها، اشکهای ارمنستان، ارشی ها. رومیان رومیه مدائن، سورن های بغداد  و ..... تصور من بر این است که ما به اشتباه دنبال یک خاندان و سلسله شاهی هستیم و این باعث دگرگونی این برهه تاریخی می شود. به هر تقدیر از آنجا که پادشاه توسط مجلس مهستان مشخص می شده است و تاج را خاندان سورن بر سر شاه می گذاشتند لذا ارگانهای اداری در این زمان در مجلس بوده است نه در کوشک در باب زنان آنها هیچ نمی دانم. زنان هخامنشیان در کاخ اصلی ولی کاخ های کوچک جدا جدا بودند حتی ملکه هم کاخ جدا داشته است شاهان ملوک الطوایف را نمی دانم چگونه بوده است.

   نظر 1973:  درودی دگربار بر خانم پرنیان حامد. بنده جستاری در همین باره نوشتهام که امیدوارم سودمند افتد. خشنود خواهم شد آن را ببینید :

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=129770

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  از شما سپاسگزارم از تک تک محبت های شما از لحظه اول که اشاره به دستخوردگی فردوسی در بیت هفت هزار سال کردید و این یادگار را تا ابد برای من باقی گذاشتید و گوشزد شما باعث شد از این پس به دستخوردگی های ابیات فردوسی نیز توجه داشته باشم، تا آن مقاله زیبای شما در باب اسکندر در هم میهن و امروز این محبت شما و تنها می توانم بگویم سپاسگزارم، سربلند باشید گرامی.

   پرسش 1974:  درود بر سرکار خانم پرنیان حامد. آیا قصد ارائهی مستند دیگری را نیز دارید؟ این مستند چه زمان آماده خواهد شد؟ سپاس از تلاشهای شما.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله اما مستند بعدی کوتاه نخواهد بود مستندی جامع در باب اسکندر حدود دو ساعت خواهد بود مگر آنکه باز مجبور شویم اسناد کوتاه ارائه بدهیم. در باره مستند اسکندر با آقای صلح دوست صحبت کنید. من تمام سعی خودم را در ارائه هرچه سریعتر اسناد خواهم کرد. شماره تماس ایشان بر فراخوان صفحه اول هست. اگر هر پیشنهاد، انتقاد، کمک ..... دارید با ایشان تماس بگیرید  با سپاس.   

  پرسش 1975:  ایلیاسین= بالاترین سین (=شاه)، سین بلند مرتبه= افریدون. به نظر شما امکان دارد این دو مرد تاریخ در واقع یکی باشند. در تاریخ آمده که فریدون و خضر(ع) پسر خاله بودند و آمده که در جنگ فریدون و آژی دهاک بزرگمردی سحر و جادوی اژی دهاک را باطل میکرد که ممکن است خضر(ع) بوده باشد. از طرفی در عراق امروزی در نزدیکی شهر دهوک منطقه خضرالیاس وجود دارد. فریدون= فرا (بالا)+ دون (تون=تین=ثین=سین، این دگرگونی ها در گویشهای مختلف یافت میشود)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تفسیر جالبی است بر وبلاگ باز خواهد شد تنها مشکل "این دو مرد" شماست این مردانی که شما می گویید یکی 500 ساله است دیگری 1000 ساله دیگری .... شما این نامها را  نماد سلسله حساب کنید محل آنان در همان حوالی عراق است چرا که ضحاک در بابل بوده است و شما نام دهوک را در کنار خضرالیاس در سینی که همان خوزستان است یافتید تنها دو مرد را فراموش کنید نماد سلسله های مختلف بگیرید (شاهان سلسله اشکانی هم همه اشک هستند این کار در ایران روال بوده است).

   پرسش 1976:  سلام تا پاسخ پرسش های تاریخی+ دینی رو ندید فکر نکنم زیاد بشه پرسید چون نصف پرسش های من تاریخی دینه تا فقط تاریخی برای این چه باید بکنم.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نمی دانم چه کار باید بکنید من تا آنجا که در صلاحیتم باشد جواب می دهم بقیه را باید بروید نزد مجتهد این  کار کار من نیست ببخشید.

   نظر و پرسش 1977:  باسلام و درود. من یک نظر و ده ها پرسش دارم که به مرور آنها را مطرح میکنم. شما در چند مقاله فرمودید که به صرف اینکه یک اروپایی تاریخ ما را نگاشته نباید آن را پذیرفت. راستش وقتی یک ایرانی برای اثبات سخنش میگوید فلان شخصیت اروپایی این را گفته و همه بیچون و چرا آن را میپزیرند بی آنکه نام این شخص را پیشتر شنیده باشند خونم بجوش میاید. من خودم سالهای درازیست در اروپا زندگی میکنم و اروپاییان را خوب میناسم. اینها در تکبر خودخواهی قابل وصف نیستند و سر سوزنی صداقت ندارند هنگامی که به آنها بیگویید  بوعلی یا فارابی چنین گفت با یک چشم غره میگویند برو بابا اینها دیگر چه خری هستند. تحقیر و اهانت به شرق را حتی به فیلم هایشان کشانده اند. در همین فیلم اسکندر هنگام فتح بابل اسکندر چنین میگوید: ایرانیان یک مشت بیسواد اند که کثافت میخورند و می اشامند و ما آنها را باید آموزش دهیم..... حال ما هر گاه نام این سردار را میبریم برای عرض احترام می گوییم اسکندر کبیر. من مطمئنم لجاجت این دسته افراد با شما از همین حیث بیگانه پرستی است و نه بیان حقیقت. نمیفهم چطور یک بیگانه پرست خود را میهن پرست هم میداند؟

   به هر روی. شما گفتید در بابل نام سه اسکندر هست که دو تا پدر و پسر بودند و یکی هم شاه منطقه ای بنام پالا در سوریه. پرسشم اینه که چطور ممکن بود در قلمروی شاهان هخامنشی شاهان دیگری هم سر در بیاورند و قدرت بگیرند و هخامنشیان از آن بی خبر باشند؟ سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مطابق اسناد تاریخ ما

 یک کهرم= کی هروم = شاه سوریه می شناسم که از شمال سوریه محلی که قوم پالایت در آن زندگی می کردند و نام پایتختشان پلا بوده به ایران حمله کرده قصر شاه را سوزانده دختران شاه را به اسارت برده که باید همان الکساندر مورخین یونانی باشد چون سخنان و واقعه ها و .... مطابقت کامل دارد نمونه اسناد این مطابقت در کتاب موجود است. زمان او حدود 15 سال قبل از کوروش کبیر است.

   یک اسکندر می شناسم که مطابق گفته صریح همه تاریخهای ما جانشین او اشک پسر دارا و مطابق گفته واضح طبری،  طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود.

    سال 65 قبل از میلاد است این دو شخصیتی است که مفسر برداشته با هم قاطی کرده برای خودش یک موجود افسانه ای ساخته است و هیچکدام از این دو وسط  دوره قدرت هخامنشی نبودند.

   پرسش 1978:  سلام اقای راوید پاسارگاد به چه معنی است وچه ریشه ای دارد؟؟ موفق باشید

پاسخ انوش راوید:  پاسارگاد = پارسا گراد = شهر یا قلعه پارسها

گراد = گورد = گرد = کرد = محیط، محوطه، شهر، قلعه

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پارس کد که در حقیقت همان پارس کرد است اصطلاحی آشنا چون جم کرد به معنی ساخته شده توسط جم و یا پارس ها است. 

 ارگ  http://arq.ir


نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم تیر 1393 توسط انوش راوید

نظر و پرسش درباره مستند

    عزیزانی درباره مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر،  نظر نوشتند،  که در زیر نظر تنی چند از این گرامیان را می نویسم.

      سارا باستانی، کوروش ایرانی، انجمن تاریخ ایران، و تعداد بسیار زیادی علاقمندان به تاریخ و حقایق تاریخ ایران از فیسبوک و یوتوب درباره مستند نظر کوتاه ماندد خیلی خوب بود نوشتند،  و لایک زدند و سپاس گفتند.

Arash Moradiــ  با درود خدمت جناب راوید. مستند را دیدم بسیار مستدل و حرفه ای صحبت شده بود واقعا جای اینگونه مستندها در ایران کم است در پایان جناب راوید چگونه می شود کتاب خانم حامد را تهیه کرد من با موسسه گسترش تماس گرفتم ولی کسی گوشی را بر نداشت شاید هم من در موقع مناسبی تماس نگرفته بودم. با سپاس فراوان از اساتید گرامی

پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  جهت خرید کتاب

اردوان بیات ــ جناب انوش راوید من دو سه روز پیش فیلم رو دیدم خیلی از دید درونمایه و دانش تاریخ زیبا و پر بود ، کاش اونهایی که باید ببینند گذرشون به تارنمای گفتمان بیافته. به امید روزی که دروغ ها زدوده شوند و همه بپذیرند...

جمشید کیانی ــ  درود و سپاس خیلی عالی بود به اشتراک گذاشتم امیدوارم ادامه داشته باشد.

مجتبی صادقی ــ درود انوش عزیز عالی ست اشتراک گذاشتم.

Mahtabe Naseriــ  خيلي جالب بود. با اجازه اشتراك گذاشتم.

محمد انصاری ــ  سلام و تشکر از بابت مطالب تحقیقی و نو آورانه.

مسعود ــ سلام تشکر میکنم از بانو حامد و نوید صلح دوست. ویدیوی الکساندر را دیدم و کمک خوبی است به بنده . ولی چرا گزیده این ویدیو را گذاشتید .مگر کاملش چه مشکلی دارد... ممنون. تشکر فراوان.

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از تک تک شما علت کوتاه کردن گزارش " گزیده" این بود که بتوانند آن را به راحتی  بر خطوط اینترنت بگذارند و شما با این وضع اینترنت بتوانید آن را راحت دانلود کنید

 پیـــــرمرد ــ  شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است.

پاسخ پرنیان حامد:  با کشتی شکسته ای سعی بر کشف چند سر کوچک در کنار همین ساحل داریم امیدارم کشتی مان را غرق نکنند.

 مهررای ساغشکی ــ  سلام؛

 * چون چرخ بکام يک خردمند نگشت <><> خواهی تو فلک هفت شمُر خواهی هشت *

 *چون بايد مرد و آرزوها همه هِشت <><> چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت * خیام

   پاسخ انوش راوید:  در هر صورت علم بر جهل پیروز است.

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  آن خیام بزگوار که روحش شاد باد ، گفت تا شاید مردم خردمند شوند و چرخ را به کام خردمند کنند که نشدند و آرزوهایش هِشت و طعمه مور و گرگ شد . پیش کسوتان ما همه گفتند و خردمند نشدیم آرزوهاشان هِشت و طعمه مور و گرگ شدند . ما هم می گوییم  طعمه مور و گرگ هم خواهیم شد.  حرکت کنید خردمند شوید حداقل آرزوی دیدن خردمند شدن مردم ایران را به گور نبریم

arewr666‏ــ  با سپاس. بهتر است کلیپ به زبان انگلیسی ترجمه شود تا مخاتب جهانی داشته باشد و به جای نام اسکندر کبیر از اسکندر مقدونه استفاده شود

پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  مستند به زودی به زبان انگلیسی بروی همان صفحه  یوتیوب و در کنار کلیپ فارسی قرار خواهد گرفت . در هیچ جای این مستند از نام اسکندر استفاده نشده است چرا که تصور بر این است که اسکندر تاریخ ما با الکساندر دو شخصیت جداگانه تاریخ هستند بدین سبب در مستند تنها از نام الکساندر در بعضی جا ها الکساندرمورخین یونانی و  دقیقه 15:36 از الکساندر مقدنی استفاده شده است. تنها دقیقه 14 از نام الکساندر کبیر استفاده شده است که در حقیقت بیشتر جنبه تمسخر دارد چرا که الکساندر منهای دو ساله صغیر نشده را کبیر خوانده اند! با سپاس از شما در ترجمه انگلیسی لغت کبیر را وارد نخواهیم کرد با وجود آنکه تبدیل ترجمه ان لغت ماکنوسی می شود که به معنی مغ است و خود سندی بر قاطی کردن شخصیت ها توسط مورخین یونانی خواهد بود، از همان لغت  الکساندر خالی استفاده خواهیم کرد. پاینده باشید   

   افشار:  درود. خانم حامد بابت اختلافاتی که در گذشته پیش آمده معذرت می خواهم. اما چندی پیش وقتی داشتم کتاب آریان رو می خوندم (کتاب 3،فصل 10،بند 4) در مورد تاناایس آمده که: خارجی ها چنانکه آریستوبول نوشته این رود را ارکسانت می نامند و آن غیر از تاناایسی است که هرودوت از آن سخن می راند. پیرنیا هم معتقد است این رود همان رود سیحون است. لذا از این جا معلوم می شود اقوام اطراف تاناایس همگی متعلق به شمال شرق بوده اند. البته در مورد اینکه هرودوت می گوید ماساژت ها اطراف ارس بوده اند، بایست جواب داد چند خط بعد تر(بند 204) اشاره می شود که ماساژت ها در طرف شرقی خزر واقع اند. با تشکر.

پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما،شما اشاره می کنید به هم آنچه من اشاره می کنم این متن ها را باید در فیلم می گذاشتیم این مهم است به هر تقدیر بر  وبلاگ در خدمت  شما هستم.  این متنی که شما می گویید:

 It must be a different Tanais from that

of which Herodotus the historian speaks, saying that it

is the eighth of the Scythian rivers, that it flows out

of a great lake in which it originates, and discharges

itself into a still larger lake, called the Maeotis.* There

are some who make this Tanais the boundary of Europe and Asia, saying that the Palus Maeotis> issuing from the

furthest recess of the Euxine^ Sea, and this river Tanais,

which discharges itself into the Maeotis, separate Asia and

Europe, ^ just in the same way as the sea near Gadeira

and the Nomad Libyans opposite Gadeira separates

Libya and Europe.^ Libya also is said by these men

to be divided from the rest of Asia by the river Nile.

In this place, some of the

Macedonians, being engaged in foraging, were cut to…..

     تانایس هردوت که مطابق تفسیر تاریخی که شده اگر داریوش هرودوت با سکاها در تنگه بسفر درگیر بوده لذا تانایس هرودوت که می شود غرب ترکیه امروزی اریان می گوید این که نیست دومین تانایس که توضیح می دهد هم که لیبی و مصر و نیل است ! حالا  "در این مکان " که نوشته بالاخره غرب ترکیه را می گوید یا رود نیل را باید از مفسیرین تاریخ بپرسید که این که به تفسیر خودتان  لیبی می شود نه افغانستان. اما خود اریان در باره قصه اش توضیح دیگری دارد و آن این است:

Bessus, accompanied by the Persians who had taken

part with him in the seizure of Darius, and by 7,000 of

the Bactrians themselves and the Daans

who dwelt on this side the Tanais,* was laying waste the country at the foot of Mount Caucasus, in order to prevent Alexander

from marching any further, both by the desolation of the

land between the enemy and himself and by the lack of

provisions (198 The Anabasis of Alexander)

Caucasus این نام کوهی است که مورخین ادرس ان را درارمنستان داده اند و اگر قصه لکساندر او در این مکان است می شود در دامنه کوه قفقاز ارمنستان و bakhterish  او همان قوم bakhtiary  امروزی است  نه balkh   با یک ل اضافی ! bakhtarshah  بخترشه هم شاه ایل بختیاری بود نه بلخ افغانستان.

به هر تقدیر به زور یکجوری الکساندرشان را رساندیم به مرزهای غربی ایران به تفسیرات خودشان سخن اریان می افتد،  مصر و نیل و ترکیه اما اینها هیچکدان افغانستان نمی شود که نمی شود.

در فیلم هم گفتم مورخ یونانی با اینهمه فاصله زمانی و مکانی هم چندین روایت را به هم پیچیده نوشته خودش هم  به درستی نمی داند چه می گوید و اصلا کجا را می گوید.  چه که با در نظر گرفتن اختلاف زمانی هرودوت و اریان و مهاجرت اقوام و جا به جایی مکانها تانایس هرودوت بیچاره که از جنگ سکاها در کردستان با داریوش سخن می گویید همان تانایس خود اریان است که از دامنه جنوبی قفقاز در ارمنستان سخن می گوید و مفسر اروپایی به چه زوری می خواهد اینها را به طرف محل امروزی خودش بکشد یکجوری به زور حداقل تا جزایر اژه برساند. ماساژت های هرودوت از غرب قبل از قوم ماد هستند شما بخوانید ببینید بعد از ماساژت ها به سمت شرق  تازه قوم سکا هستند (که به تفسیر غرب ترکیه است که نمی پذیریم )  بعد از آن قوم مادها.  افغانستنی که می گویید شرق مادهاست نه غرب آن . دیگر آنکه توجه داشته باشید سطح آب دریای خزر از آمو دریا و سیر دریا بالاتر است لذا در هیچ برهه زمانی این دو رود نمی توانستند به کاسپیان بریزند حال آنکه همه مورخین یونانی دائما می نویسند اکسوس و ... به دریای کاسپیان می ریختند فقط در غرب این دریا امکان پذیر است.

  با سپاس از شما اگر مدارک بقیه مدارک اریان و هرودوت و دیگر مورخین که دقیقا این مکان ارمنستان را نشان می دهند نیز لازم است بفرمایید یا هم  بررسی کنیم.

ارگ   http://arq.ir


برچسب‌ها: پرسش مستند
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 92

تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه

      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   نظر 1944:  درود بر شما خانم پرنیان. بنده از شما پرسشهای فراوانی دارم اما آنها را موکول میکنم به پس از خواندن کتاب اسکندر ایران....  اما این یکی را تاب نیاروردم و باید مطرح کنم در چند مورد از پاسخهایتان دیدم که از اصلاح خاورمیانه و یا تمدن خاورمیانه استفاده کردید! مگر این خاورمیانه چند سال است که شکل گرفته؟ البته چیزی در نقشه جغرافیا شکل نگرفته و این تنها یک اصطلاح بی معنی اینگلیسی است که آنها در دهان ما انداختند تا بگویند این بخش از منطقه جزء آسیا نیست. این روزها واژه خاورمیانه بار تحقیرآمیز هم پیدا کرده و به منطقه ای بی فرهنگ و تمدن اطلاق میشود و این با اهداف شما که تاریخ را بازنگری میکنید مغایر است. بهتر نیست بگویید آسیای غربی؟

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  من در تمام نوشته هایم از واژه قاره کهن استفاده نموده ام و در وبسایت قاره کهن را تعریف کردم،  امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.  در ضمن بانوی گرامی پرنیان حامد بمنظور مفهوم شدن مطالب برای عموم از اصطلاح کذایی خاورمیانه استفاده نموده اند،  در نام مکان های کتاب،  درباره جغرافیای باستانی توضیح کامل نوشته اند.  تا دو هفته دیگر پرسش شما توسط بانوی گرامی پرنیان حامد در پرسش و پاسخ های وبلاگ گفتمان تاریخ پاسخ داده می شود.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما من واقعا نمی دانم به این منطقه این وسط چه بگوییم . می نویسم ایران کهن ، ایران بزرگ می گویند نژاد پرستی بنویسم بین النهرین که شامل  افغانستان و هند و خود ایران امروزی نمی شود (نمی دانم کجا نوشتم خاور میانه البته این لغت که صد در صد غلط است) بنویسم خاور میانه که خاور به معنی غرب است اصلا اینجا که ما هستیم نمی تواند باشد . بنویسم آسیای غربی که اگر تانایس مرز آسیا و اروپا است خود اروپا کرکوک است که متون ایرانی هم تایید می کنند  سوریه و ترکیه و عراق و  ... از آن بیرون می افتد بنویسم قاره کهن که هیچکس حرفم را نمی فهمد کجا را می گویم راه می افتند دنبال پنج قاره امروزی از امریکا و استرالیا سر در می آورند بنویسم چهار آب کوروش کبیر  که باز افغانستان و هند امروزی را شامل نمی شود . شما پیشنهاد کنید منطقی باشد چشم همان لغت را می نویسیم آسیای غربی نمی شود ما داریم از زمان باستانی سخن می گوییم که اروپای ان کرکوک امروزی است پیشنهاد دیگری دارید ؟  با کمال میل با هم  بررسی می کنیم ، مکتوب بفرمایید  با سپاس

   نوید صلح دوست 1945:  با درود و سپاس از مطلب جالبی که منتشر کردید.  در تکمیل سخنان شما گرامی لازم دیدم اشاره به واژه بریدن در دو زبان به ظاهر متفاوت یعنی ژاپنی و انگلیسی داشته باشم که در زبان انگلیسی Cut(کات) و در زبان ژاپنی カット (کاتو) می باشند البته نام شمشیر سامورایی 日本刀 (نی پامتو) می باشد که به معنی شمشیر ژاپنی است و از سه واژه (هی) یعنی روز ، (هون) به معنی این یا خانه و (کاتانا) به معنی شمشیر تشکیل شده است که دو واژه اول یعنی 本刀سر هم معنی سرزمین خورشید یا خانه خورشید را می دهد که ژاپن باشد. به هر روی همانطور که شما فرمودید هر دوی این واژگانCUTو با واژه (کا) چینی و یا قطع که بیشتر با گوشمان آشنا می باشد مرتبط و هم ریشه هستند. البته موارد بیشتری نیز هست که سخن شما گرامی را تایید می کند که تصور نمی کنم نیازی به عنوان کردن داشته باشند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و با سپاس از همه زحمات شما.

Majid Negari1946ــ جناب استاد درود بر شرف و پايمردى شما، باشگاه رزمى ايرانى " پاد زد رو " در كشور اكراين شروع به كار كرد و اين عكس اعلاميه باشگاه ميباشد كه در ابتدا آن به زبان روسى نوشته " هنر رزمى ايرانى " به اميد روزى كه بتوانيم اين ورزش را در ايران زمين گسترش داده و جايگزين ورزشهايى خارجى همچون كونگ فو ،كاراته و تكواندو بشود. و من ايمان دارم كه كوشش هاى شما در زمينه بومى سازى هنر رزمى در ايران به نتيجه خواهد رسيد و اين جرقه فكرى كه شما در دل جوانان رزمى كار زده ايد بزودى به يك مشعل روشنگر راه تبديل خواهد شد. پاينده ايران .

پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما تصور کردم  شاید این اسناد به کار شما کمکی کند . برداشت این اسناد از کتاب " تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستفر کلمب . دکتر حمید شفیع زاده "  می باشد تقاضا  دارم به احترام زحمات ایشان ذکر ماخذ بفرمایید.   پاینده باشید

عکس شماره 6626 .

 برای اطلاع خوانندگان وبلاگ : حدود  60٪ از اسناد کتاب آقای دکتر حمید شفیع زاده بی چون و چرا سند مسلم و قابل استناد است.

   پرسش 1947:  سلام درباره شخصیتی چینی به نام سان ووکونگ (Sun wukong) یا به زبان دیگر سان گو کونگ (sun gokong) ملقب به شاه میمون بنویسید آیا این هم مربوط به افسانه های ایرانی می باشد؟  باسپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام روی همین کتاب بالا " تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستفر کلمب . دکتر حمید شفیع زاده " باز شخصیت دیگر به نام زانگ هی که قبر او در کشور چین است، لوحی در موزه شهر کلمبو به زبان فارسی و چینی دارد.  نام اصلی ایشان حاج سید محمود شمس است و گویا اولین کاشف امریکا .... در باب شخصیت شما اطلاعی ندارم گرامی من تاریخ چین را مطالعه نکردم تاریخ ایران را خواندم اما اکثر روایات چینی گویا به ایران باز می گردد.

   پرسش 1948: با سلام من دانشجوی معماری هستم یه سوال در این تمدن جیرفت کشف شده نمادی از چلیپای ایرنای در اشیای کشف شده وجود داشته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  در آثاری که ما می بینیم موجود نیست با آقای دکتر مجید زاده تماس بگیرید و بپرسید.

   مسعود 1949: 1 ــ  سلام بانو حامد منظور تان کتاب اسکندر تاریخ ایران است؟. با تشکر. من هنوز موفق نشدم کتاب را مطالعه کنم. دنبالش هستم... پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بله گرامی

   پرسش 1950:  سلام.. بانو حامد اگر زحمت تان نیست داستان هوخشتره را برگردان کنید چون چیزی نمیدونم ازان.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کتاب صفحه 80

کی خسرو (هوسروه  ,کوی هو سرونگهه ) 60 سال از خاندان کیانیان--> سیاکزار (کیاکسار, هووخ شتره ,کیا کی سر , بابلی ها به او اکاشیر می گفتند. نام او در بیستون ichtovygu امده)

ماد را از قید سکا ازاد کرد و در نوامبر 615 ق.م به انتقام پدر به اشور حمله کرد کرکوک را گرفت و چون دیوارهای نینوا سخت بود به شهر های مذهبی جنوب حمله کرد در کتیبه های آشوری امده است :او(ماد) به شهر حمله ور شد دیوارهای شهر را ویران کرد انگاه دست به قتل عام وحشتناک در بخش عمده مردم زد اسیرانی گرفت و با خود برد ). او با نبوپیلسر (بابلی) پدر نبوکد نوذری از طریق ازدواج نوه اش امیتس (دختر استیاک) با نبوکد نوذری متحد شد و در سال 612 ق.م شهر نینوا را فتح کردند .  سین-شر-ایشکو پادشاه اشور کشته شد و قیام اوبالیت اشوری نیز در سال 610 ق.م سرکوب شد و این پایان حکومت اشوریان بود . از کل امپراتوری آشور, مادها تنها حران را برداشته و باقی را به حکومت بابل واگذار کردند. سپس سوی لیدی رفته و با آنان به سال 585 ق.م پیمان صلح بستند .(احمد توکلی)

بررسی در نامها و القاب کی خسرو در اوستا و تاریخ ایران نشان می دهد :

از صفات او  هو سر ونگهه در اوستا است هو به معنی خوب است و  ونگهه دگرگون شده رنگهه به معنی نینوا است 

کی خسرو = خوب سر نینوا  است همچنین می دانیم که کی سر هم به معنی خوب سر است نتیجه بعدی   کی خسرو = کی سر نینوا  است

نام این پادشاه در اوستا

هو سر وه است که بعدها در زبان پهلوی به خسرو تبدیل شده است . هو = خوب  و وه نام رودخانه ای در مرز های ایران و توران (آشور) است.

هو  سر    وه     =    خوب   سر    وه    =     کی   سر   وه   است.

نامها و القاب او همه با نینوا و اشور ارتباط دارد و او یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ ایران را با تورانیان کرده است و حکومت مستقل تورانیان را در تاریخ ایران از میان برداشته است ( مرگ افراسیاب که این افراسیاب نیز حکایت از نماد سلسله حکومتی با نام خانوادگی افراسیاب می کند ! )

از طرف دیگر :

تنها ایرانی که پادشاهی آشور را در تاریخ بر انداخته و ان را به بایگانی تاریخ فرستاده است اکاشیر, کیاکسار یا هوخشتره (خوب شاه) می باشد  و اگر صفت کی خسرو هوسروه (پادشاه اشور) هو سرونگهه (کی سر نینوا) است فقط میتواند کیاکسار پادشاه ماد باشد

همچنین لغت کیاکسار را به صورت کیا کی سر نیز اورده اند کیا می تواند لغت کیان باشد و در نتیجه نام او میتواند  کی سر کیان (خاندان کیانیان ) معنی دهد .

در مورد رابطه لغت کی سر (قیصر) و روم با پادشاهان ماد روایت فراوان است از جمله آنان :

            پلینی مورخ رومی سلم پسر فریدون را از نیاکان مادها می داند .

نام کی خسرو در ودا سوشروس sushravs آمده است

در تاریخ  هرودوت (اصلی ) افسانه ای برای تولد کورش کبیر امده که این افسانه مطابق با سرگذشت زاده شدن کی خسرو در شاهنامه است. سوء تفاهمی که در افسانه هرودوت به وجود آمده می تواند به علل زیر باشد: 1- نام کی خسرو که در ودا سوشروس و نزدیک به اسم کورش (سیروس) هرودوت است . 2- نام اس تیاک ( نامهایی که با اس شروع میشوند نام اصلی فرد نبوده و تنها لقبی بوده است مثل اسمردیس هرودوت که همان اس مدیس = پادشاه ماد که منظور بردیا پسر کوروش کبیر است ) نام اس تیاک که فارسی آن اژی دهاک میباشد دو بار در تاریخ ایران به وضوح امده استیاک پسر کیاکسار و استیاک = ضحاک و استیاک افسانه هرودوت میتواند هر کسی باشد حتی افراسیاب و فراموش نکنیم که پس از فتح اشور این لقب به پسر کیاکسار رسیده است این لقب متعلق به پادشاهان آشوری بوده و افراسیاب به راحتی می تواند اس تیاک باشد. افسانه تولد هرودوت متعلق به هوخشتره  یا کی خسرو است  و تنها ارتباط آن  به کوروش کبیر این است که او از طرف مادری جد کورش بوده است. 3- شک خودهرودوت در مورد قهرمان این افسانه و نسبت دادن ان به اشتباه  به کوروش کبیر.در افسانه های هرودوت همچنین محل این وقایع در نزدیکی دریای سیاه ذکر شده که مشکل بتوان کوروش کبیر متولد شوش پسر کمبوجیه پادشاه قدرتمند ان ناحیه را به دریای سیاه تبعید کنیم در حالی که  مادها در همان اطراف بودند و پدر هوخشتره (سیاکزار یا کی خسرو ) خشتریه (سیاوخش) نه قدرتی داشته و نه اصلا زنده بوده که بتواند از پسرش دفاع کند.

بنا بر اساطیر ایرانی کی خسرو بر همه کشورها فرمان می راند و جادوان و فرمانروایان ستمکار را بر می اندازد . در اوستا با عنوان فره مندترین و درخشان ترین , دلاورترین و بزرگترین شهریار ایران ستوده می شود. در شاهنامه فردوسی نیز هیچ شهریار و فرمانروایی ارج و پایگاه کی خسرو را ندارد.

 با وجود این یکی دانستن کی خسرو و کورش کبیر بسیار غیر منطقی است چرا که : رفتار کی خسرو  در شاهنامه و در تاریخ های قدیمی ایران با مغلوبین از نوع رفتار مادها بوده و نه کورش کبیر . بریدن سر افراسیاب در تشت به انتقام خون پدر و کشتن کرسیوز با شکنجه ,قتل و غارت در شهرهای تورانیان با رفتار کورش کبیر که هرکجا که فاتح می شد نه تنها به مردم امان میداد که مذهب انان را به رسمیت می شناخت و به ان احترام می گذاشت قابل مقایسه نیست .              

   پرسش 1951:  سلام. بانو حامد گرامی درخواستی داشتم اینکه ترجمه لوح کرچه میش را میخواستم . خانم فریده فرنودفر هم به این شباهت های ایزدان یونانی با ایزدان حوری و هیتیایی و بابلی اشاره داشته اند که اگر شما هم ان ترجمه را در وبلاگ بگذارید , خیلی ممنون میشوم . سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  ترجمه ها در کتاب "اساطیر خاور نزدیک نوشته جان گری و ترجمه باجلان فرخی انتشارات اساطیر  1378 است " من نمی توانم نصف کتاب ایشان را بی اجازه اسکن کنم بگذارم روی وبلاگ  شباهت ها بی نظیر است.

   پرسش 1952:  درود. در مورد نام سلوکوس و حذف شدن « واو » در ابتدایش ؛ جناب کنزق هم توضیح دادند که آن واو ؛ واوِ عطف است و خوانده نمی شود ، بلکه فقط نوشته می شود . بنده در این سخن ایشان اشتباهی نمی بینم . پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما ویسپور را می خوانند سلوکس می گویند واو عطف است . می نوشتند ملک می خواندند شاه !  خواهش می کنم این پرت و پلا ها را برای من بازگو نکنید به مقاله صادق هدایت در باب خط و زبان پهلوی رجوع کنید و همانکه  روی لوح ها نوشته بخوانید و بنویسید

   پرسش 1953:  درود. در مورد مانی و رفتن او به هندوستان ؛ درست است ، در یک کتاب بسیار کوچک که تنها3/5*4/5 سانتی متر اندزه اش است و قدر یک قوطی کبریت است و در کشور مصر یافت شد و به خط و زبان یونانی نوشته شده است و در دانشگاه کلن آلمان نگهداری می شود ، زندگی مانی بصورت افسانه وار در آن آمده است . در آنجا اشاره شده که مانی در زمانی که 24 سال سن داشته است ؛ اردشیر پدر شاپور شاه ؛ شهر هترا را شکست می دهد و دوقولوی مانی ( همزاد مانی ) بر وی آشکار می شود . سپس در این یک سال ؛ او به مکان هایی می رود و در آخر راهی بندر فرات می شود و با کشتی قصد هند می خواسته بکند . سپس نیز در زمانی که مانی25 ساله می شود ، اردشیر پدر شاپور میمیرد و فرشته ای مانی را به کاخ شاپور در پارس می برد !

اینجا مدت زمان رفتن مانی به هند و برگشتنش به مغرب , کمتر از یک سال بوده است .

اما مشکلی که وجود دارد این است که متونی مانوی موجودند که از ملاقات مانی با شاه توران سخن می گوید و ثابت کرده است که شاه توران ، قبل از مانوی بودن ، بودایی بوده است. متن های سغدی از رفتن مانی به کوشان خبر می دهند !

حال در این یک سال نمی توان این همه مسافت را طی کرد . شما هم در کتابتان به قول از مرحوم احمد حامی ، آورده اید که : مانی شناسان باختر ؛ او را در راهِ هند ؛ روانه کشور کوشان و کابل کرده اند ! منظورتان را در اینجا متوجه نشدم . یعنی در راه هند به کابل و کوشان رفته است و یا بعد از آن ؟

همچنین بنده گمان نمی کنم در میانرودان شمالی ؛ مذهب بودایی موجود باشد . با سپاس

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مانی شناسان غرب نوشتند مانی با کشتی به سمت هند رفت و در راه از کوشان  و کابل گذشت از بابل سوار کدام کشتی شده و از راه کدام رود به کوشان و کابل رسیده تا به هند برود تناقض عظیمی است که توسط مهندس حامی مطرح شده است . متن های سغدی بازنویسی مهاجران مانوی به آن سمت است معلوم نیست منظور از مکانهای نامبرده آنان دقیقا کدام طرف است تکرار می کنم پیدا شدن اسناد مانی در غار تورفان چین دلیل بر رفتن مانی به چین نیست مانویان فراری ان را با خود بردند مانی هرگز به تورفان نرفته است . این ایین بودایی که همان ایین هرمس است ، با ایین شاهزاده سیزارتا تفاوت دارد خود سیزارتا اول به غرب = ایران سفر کرد بعد آیین بودا را آنجا به بدترین وجه کپی کرد هرمس که نمی تواند وسط هند باشد می تواند ؟ این آیین بوداسپ ایرانی است صابیان خوزستان این آیین را داشتند .

   پرسش 1954:  درود باو پرنیان گرامی ....  آریان در مورد سفرهای دریایی سرداران الکساندر از بین النهرین به هندوستان مطالبی نوشته است. بنده مقاله ای در مورد " آثار ساسانی خلیج فارس " میخواندم , نویسنده ی کتاب نوشته بود شرح سفر های دریایی مقدونیان در یک سری کتیبه نوشته شده که این کتیبه ها در کویت (!) یافت شده اند و شرح بازگشت مقدونیان از هند را روایت می کنند .همچنین گروه کاوش سوئدی , یک سری آثار تاریخی از انتیوخوس سوم در کویت یافت کرده اند که اکنون در موزه کویت نگهداری میشن !بنده هرچه سعی کردم نتوانستم که آدرس اینترنتی موزه کویت را پیدا کنم متاسفانه !! شما و اقای راوید گرامی اگر میتوانید خوشحال میشم که راهنمایم کنید .این موضوع ثابت میکند که هندی که انان رفته اند , هند جنوب خوزستان است .

   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از اطلاعات شما ما هم چیزی در این باب پیدا نمی کنیم تفاوتی هم ندارد چون تفسیر کار آسانی است تفسیر خواهند کرد این کتیبه ها را در راه بازگشت از سفر دریایی هند امروزی کنده اند من بیشتر دوست داشتم بدانم در باب اینکه آنتی اخوس سوم متولد شوش است  چه تفسیری دارند ایشان پدرش سلوکی شاه سوریه و مادرش دختر شاه پنت چرا در شوش ایران به دنیا آمده است؟

   نظر 1955: سلام.استاد راوید وبانوحامد گرامی میخواستم درمورد موضوعی بنویسم در بین دوستان واشخاصی که تا به حال درمحیط زندگی خود دیدم وبا انها ارتباط دارم میدانم که نسبت به تاریخ ایران اصلا علاقه ندارند وهرگاه بحث تاریخ میشود انزجار خود را ازتاریخ به هرشکل بیان میکنند یا ازتاریخ بدشان میاید یا سرسری ازان صحبت میکنند وان را سخت وبیهوده تلقی میکنند.ویاد دوران تحصیلشان می افتند که میبایستی به هرشکل دروس مربوط به تاریخ را باسختی پاس میکردند .یادم میاید که چند نفرحتی ازاین درس افتادند.موضوع مهم اینجاست که تاریخ هیچ جایگاهی در زندگی شان ندارد وصحبت وبحث درمورد ان به نظرشان بیهوده است.واین اصلا خوب نیست که برایشان اهمیت ندارد واگر من در ان محیط یا درسخنرانی یا هرجا دیگر صحبت کنم تعجب میکنند که من دارم درمورد تاریخ حرف میزنند وبه من میگویند مگر بیکاری ازاین کارها میکنی..می بینید بانو حامد واستاد راوید مردم چقدر درسطح پایینی فکر میکنند ...پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما  بیهوده تلقی کردن تاریخ همین خواهد شد که نام خلیج فارس را دریای عرب کنند  اجازه استخراج نفت را از ایران بگیرند  فردا که گشنه ماندند انوقت اهمیت تاریخ را خواهند فهمید و به اجدادشان احترام بیشتری خواهند گذاشت  این مردم راه دیگری ندارند .

   پرسش 1956:  سلام.از کی تا حالا خدای سین , چین خوانده می شود و چین...؟

   پاسخ پرنیان حامد:  سین نام ایزد ماه است که چین خوانده می شود و چین استانی که در متون پهلوی ساسانی آمده است خوزستان است. اسناد مانی در غار تورفان نشان می دهد که گروهی مانوی به آن سو فرار کرده اند. کتیبه ساسانی نشان می دهد که گروهی ساسانی به آن سو رفته اند.فاصله کشور چین تا ایران فاصله کوتاهی نیست که در زمان قدیم هر روز سری به آنجا زده باشند گروهایی که به آن سو رفتند به احتمال زیاد هرگز بازنگشتند که در مکتوبات ما نام سابق آن کشور یافت شود. اما در مکتوبات آنها نام اشکانیان و باور های ایرانی و ...به چشم می خورد. خودتان قضاوت کنید.

   ادامه نظر:  حال به منطق برویم .یک مثال از منطق: در باز است. باز پرنده است. پس در هم پرنده پرنده است!خب به نظر شما در پرنده است...به قول شما سین خدای ماه است که چین خوانده میشود! جل الخالق!!!! چین هم شهر است که در اسناد ساسانی خوزستان بوده .... بعد نمیدونم چی میشه که سر از تورفان چین در می ورید!!!!!خانم حامد سفسطه میکنید!!!! شما اصلا میدانید چین کجاست تورفان کجاست .... خدای سین چیست دارید همه را گمراه میکنید .... من ادعا بلد بودن ندارم اما این سفسطه چینی نمیکنم!!!!!لطفا جواب درباره همین موضوع باشد و به چیز های دیگر ربط ندهید. جوابتون رو به ایمیل ارسال کنید و سپس در نظر ها ثبت کنید. با تشکر

  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  جنابعالی خودتان پاسخ خودتان را می دهید از من سوال می کنید؟  می دانید فاصله  پکن تا بابل و سوریه چقدر است؟   در زمان مهرداد دوم اشکانی فقفور چین از پکن  برای مهرداد نامه نوشته من دو روزه می آیم با هم سلوکیان را از بابل بریزیم بیرون؟

    نوشتم اسناد مانی در غار تورفان چه می کند؟ نکند مانی هم چینی بوده یا آنکه منطق دارید به من جواب خواهید داد اسناد را فراریان به آنجا بردند؟ اسناد فراریان شامل نامه ها هم بوده است همانطور که نمی توانید بگویید مانی چینی بود همانطور هم نمی توانید بگویید چون این نامه در تورفان پیدا شده پس مهرداد به شاه پکن نامه نوشته است!

    سند سغدی در زمان ساسانی نوشته گروهی که از سغد به طرف پکن رفتند 5 سال است در راه هستند سه سال اول خبر داشیم در راه بودند هنوز نرسیده بودند دو سال است خبر نداریم آنوقت جنابعالی به همین راحتی می فرمایید شاه پکن بلند شد آمد به مهرداد دوم اشکانی کمک کرد سوریه را فتح کند؟‌  من سفسطه می کنم یا شما؟  برداشتید پاسخ سوالات مختلف را  زیر هم کردید؟  واقعا هنر به خرج دادید.

   روی بندهش نوشته:

      وآنان که به سرزمین سین اند که چین استان است. این سین می شود کشور چین امروزی؟ کشور چین امروزی در دامنه زاگرس بود؟ اصلا متوجه پرسش و پاسخ ها شده اید برداشتید برای من یک چنین هنری به خرج دادید؟  سین مطابق تمام اسناد باستانشناسی بین النهرین نام ایزد ماه است که بر لوحهای بابلی نیز مکتوب است بر لوح نبونید هم مکتوب است لابد یزدگرد سوم هم در حالی که اعراب تیسفون را فتح کرده بودند پیک فرستاده شاه چین از پکن لشکر به کمک بیاورند  که شاید 10 سال بعد لشکر کشور چین امروزی از پکن به کمک او بیاید!

من گمراه می کنم یا شما گمراه شده هستید خبر ندارید.

    ــ  لازم به تذکر است  سوء تفاهمی که برای این خواننده گرامی پیش آمده بود از طریق ایمیل بر طرف شد به درخواست خود ایشان این پرسش و پاسخ بر وبلاگ باز شد تا برای دیگر خوانندگان این سوء تفاهم پیش نیاید،  پرنیان حامد.

   نظر 1957:  با عرض سلام و عرض خسته نباشید به حضور بزرگواران جناب آقای راوید و بانو پرنیان حامد در مورد رنگ پرچم ایران میتوان گفت رنگ قرمز میترایی و رنگ سفید مزدایی و رنگ سبز اسلامی است. به نظر من آرش از آنسوی ارومیه تیر انداخته که به رود جیحون ترکیه افتاده لذا مرز ایران و توران رود جیحون بود با تشکرات صمیمانه

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام در باب پرچم شاید اینگونه باشد که شما گفتید اما شاید بهتر باشد به پرچم ترکیه امروزی با رنگ قرمز و علامت خورشید و ماه و پرچم پاکستان از آن سو با رنگ سبز و همان علامت و به شهر شیراز در میانه که شیر+ از = محل شیرها علامت شیر و خورشید در وسط رنگ سفید نیز توجه کنیم . محل تیر ارش کمانگیرکه حدس زدید  درست است تنها باید آن را از طریق اسناد دیگر ثابت کنیم 

    پرسش 1958:  باسلام خدمت جناب اقای راوید سوالی در مورد جنگ ایران و روم داشتم. درباره واقعه 300 گفته شده که300 سرباز رومی با تجهیزات کامل و ارایش جنگی مناسب توانستند100000 سرباز ایرانی را شکست دهند. دروغ ها که آشکارند چون از دیدگاه استراتژیکی و روانشناختی سربازان رومی با شنیدن صدای پای سربازان ایرانی چنانان ترسی درونشان ایجاد خواهد شد که اگر قدرت بسیار بالایی هم داشته باشند پا به فرار خواند گذاشت حالا دیگر دلایل جای خود دارند. اما ایا فارغ از دروغ ها چنین جنگی وجود داشته؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  واقعه ها وجود داشته اما با این طریقه مفسرین امروزی  که از خودشان  تاریخ خلق کردند. تناقض شدید دارد واقعه رومی که شما نوشتید ( نمی دانم کدام جتگ ایران و روم منظور شماست) همان واقعه خشایارشا و یونان است که یونان آن یونان امروزی نمی تواند باشد .  تکرار هزار بار یک واقعه در تاریخ، تکرار شخصیت ها با گذاشتن عدد جلوی ان مثل سلوکس 1-2-3 یا اشک از 1تا 23 و... لاف زدن های سنگین در تاریخ نویسی تاریخ را تبدیل به  دروغ محض کرده است. هنوز هم امیددارم بتوانیم از روی بازمانده های ایران تاریخ درست و منظم را احیا کنیم پشت هم بنویسیم .  

   پرسش1959:  می خواستم بپرسم کتاب های تاریخی که در دانشگاه ها یا مدارس تدریس داده می شوند چقدر مورد قبول شما هستند.؟

   پاسخ پرنیان حامد:  کپی طوطی وار تفسیر های اروپایی است که خود مفسر اروپا حتی پایبند نوشته مورخ یونانی ( تنها سندش ) هم نیست . برای دانشگاه و مدارس  کشوری که به گفته همان مورخ یونانی " ایرانیان در نوشتن تاریخ تبحر داشتند " و کشور ایرانی که خودش تاریخ مکتوب دارد ، تنها می توانم بگویم شرم اور است . باعث خجالت آقایان اساتید به اصطلاح تاریخ کشور ایران  است .

   پرسش 1960:  سلام، یه سوال داشتم، میخواستم بدونم این مطالبی ک نوشتین توی وبلاگتون قابل دفاع هست؟؟ سند تاریخی داره؟؟ امکان کتاب شدن داره یا نه؟؟ یعنی نگارش یه دایره المعارف تاریخی چیزی ک ایرانیا بتونن بهش رجوع کنن، چیزی م بتونه دروغای هرودوت و گزنفون و دیگر رمان نویس های غربی رو بر ملا کنه، لطفا در اولین فرصت از طریق ایمیل جواب بدید، ممنون

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مطالب  وبلاگ گفتمان قابل دفاع است، سند  دارد، کتاب و گزارش مستند هم شد، مستند بعدی هم در راه است.

   نظر 1961:  درود بر شما. به استناد گزارشهای فرستادگان کشورهای اروپایی که در قرن نوزدهم میلادی از بوشهر عازم شیراز و تهران بوده و از منطقه ممسنی عبور کرده اند, ممسنی ها خود را از تبار رستم سیستانی دانسته و به ریشه سیستانی خود افتخار می کرده اند.جیمز موریه، اوژن فلاندن و لرد کرزن بر این موضوع تاکید کرده اند.  به نظر می رسد ریشه نام ممسنی از دو واژه مام (مادر) و سئنه/سین ( سیمرغ) ترکیب یافته است.چون سیمرغ دایه و مادر زال پدر رستم بوده و در نتیجه ممسنی ها که فرزندان رستم زال بوده اند سیمرغ را مادر خود می دانسته اند. برخی از سرداران قبایل معروف شهرکی و سرابندی ساکن سیستان تبارشان را به شهرک ممسنی مرزبان فارس در دوره ساسانیان می رسانند که در نبرد با مسلمانان کشته شد. شهرک ملقب یه شاه اژدها بوده و آتشکده میل اژدهای معروف به برج نوراباد یادگار دوران فرامانروایی شهرک سورن در ممسنی است.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . از تبار رستم هستند و نام  مکانها را مهاجران از کردستان با خود آوردند با اینکه خود شخص رستم در سیستان بود زمین تا آسمان فاصله دارد.   تقاضا دارم اسناد لردهای انگلیسی از جمله سرپرسی ساکس و لرد کرزن و .... را جلوی چشم من نگذارید این افراد بی هویت کثیف برای یک قران پول و به دستور هرچه خواستند نوشتند ان سرپرسی ساکس کثیف را وقتی در ایران از این سو به ان کشیدند درحالی که از تشنگی داشت می مرد اعتراف کرده چنین سفری غیر ممکن است آنوقت به دستور تاریخ ایران برای ما نوشته دوباره می نویسند الکساندر افغانستان  و هند را فتح کرد. گفته این آقایان نه تنها سند نیست بلکه از سر تا پا سیاست و دروغ است. 

    سیستان و کرمان وارث اولین تمدن جهان (جیرفت، شهر سوخته ، شهداد و...) هستند به عللی از این نقطه مهاجرتی سنگین آغاز شده است ( سیل و آبگرفتگی ) هزاران سال بعد مهاجران در نقطه دیگری از کشور ایران  تاریخی مکتوب کردند که این مکتوبات به محل سیستان امروزی ارتباطی ندارد ( رستم مکتوب شده در کردستان است نه سیستان ) هزاران سال بعد به علت حملات از غرب  این گروهها مهاجرت کرده باز به شرق ایران بازگشتند نامها را هم با خود آوردند.

     تقاضا دارم با این تعصبات تاریخ کشورتان را تبدیل به افسانه نکنید و به جای این غیرت های بی مورد کمک کنید مکانهای مکتوب در زمانهای مختلف را دقیقا پیدا کنیم . شما اگر سیستانی هستید و به نام رستم حساسیت دارید من  ایرانی هستم و بیش از شما به این نام حساسیت دارم و سعی در پیدا کردن این نماد ششصد ساله که نماد یک خاندان ایرانی است در تاریخ دارم  و نمی گذارم تاریخ کشورم را افسانه کنند و برایم تاریخی بنویسند که نام خاندان رستمیان اصلا در آن نباشد.  شما هم به جای تعصب بی مورد در باب یک استان کمک کنید تاریخ کشورمان را نجات دهیم. با سپاس

   نظر 1962:  درود خانم حامد . با دوستی در مورد یک مدرسه ۱۷۰۰ ساله رومی مکشوفه در مصر بحث میکردیم . گفتم که در دیوار نبشته های این مدرسه به یونانی شرحی از ایلیاد هومر هم آمده است ,در یکی از دیوار ها نوشته شده : " هلن از شهر تروا , جایی که نبرد های تراژان درگرفت , با ماده مخدر مهمانانش را به خواب برد ....."

   نکته ای اینجا بود که به او هم اطلاع دادم . اینکه شهر تروا در جایی بوده که نبرد های تراژان درگرفته است . تراژان نام یکی از شاهان رومی است که اصالتی اسپانیایی داشت و شرح نبرد او موسوم به نبرد های ترتژان با ایران , در سوریه و بین النهرین بوده است. جایی ندیده ام که در غرب ترکیه نبردی درگرفته باشد .  لذا این تروا باید در سوریه یا عراق و خاور نزدیک باشد.

    مشکلی که هست این است که هرودوت در فصل اول در افسانه یو و گوگس آورده که یونانیان اهل اروپا و تروایی ها آسیایی هستند و به خاطر نبرد تروی که آسیایی بودند و توسط یونانیان نابود شدند, ایرانیان از یونانیان کینه گرفتند زیرا تمام آسیا را از خود میدانستند.   مشکل در همین قسمت است. پاینده باشید

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به استناد نوشته مورخین یونانی مرز آسیا و اروپا تانایس است. اروپه کرکوک امروزی است که همان اروپای هرودوت است . تکرار می کنم جنگ ایلیاد هومر در کنار دجله و فرات است. بخوانید ببینید هرودوت در باب اروپای امروزی چی نوشته است منظور او از یونانی ها اروپایی بودند که نمی تواند اروپای امروزی باشد آدم خودش که به خودش نمی گوید وحشی آدم خوار می گوید؟  تراوا حدود بغداد تا بابل امروزی است یونانی هایی که می گوید از شمال حمله می کنند دقیقا هومر نوشته جنگ کنار رودی بود که یونانی ها در شمال به آن خانت و جنوبی ها به آن سکاماندر می گفتند جنگ شمالی جنوبی است نه شرقی غربی. کشتی ها در رود پایین می آیند نه دریا و.....

   نظر 1963:  با تمام عشقي كه به تاريخ ايران باستان دارم فكر مي كنم مخالفت بنيادي با وقايع پذيرفته شده تاريخي روشي است كه پانتوركهايي مثل پورپيرار در پيش گرفته اند و زياد جالب به نظر نمي رسد لذا خواهش مي كنم شما روش آنها را در جهت عكس دنبال نكنيد

   پاسخ پرنیان حامد:  افرادی که نام بردید از نقاط تاریک تاریخ سوء استفاده کرده در جهت کوبیدن ایران و ایرانی قدم گذاشتند من به عنوان یک ایرانی وظیفه دارم این نقاط و نکات را مطرح کنم و به بحث علمی به بگذارم و تاریخ کشور را احیا کنم. باشد که دیگر کسی نتواند از آن سوء استفاده کند. مخالفت بنیادین برای روشن کردن است پذیرش کورکورانه حماقت است. مترجمین لوحهای بابلی و مفسرین تاریخ مورخین یونانی سند بیاورند به چه مجوزی هر کاری دلشان خواسته کرده اند؟ من موجود دانایی هستم سند قانع کننده ببینم می پذیرم همین جا روی همین وبلاگ با خط درشت قرمز می نویسم اشتباه کردم. من الان سند می خواهم کدام مورخ یونانی نوشته الکساندر به افغانستان رفته؟ و چرا در تاریخ مطابق با سند لوح بابلی ننوشتند ارشک اشکانی بابل را فتح کرده و شاه بابل شناخته شده است؟ 

     به جای جبهه گیری و ساختن پان های گوناگون یا کمک کنید یا بشینید گوش کنید ببینیم نتیجه این مخالفت بنیادین چه خواهد بود.

    پرسش 1964:  به نظر من کیومرث همان حضرت نوح (ع) است و کشور سومر برابر گومر میباشد،  و از گیومرث ( گومرس) گرفته شده است.  سیامک برابر سام (ع) و هوشنگ برابر هود (ع) است، (هوشنگ= هوثنگ= هوتنگ= هودنگ).  نظر شما؟؟؟

  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نظر من در کتاب مکتوب است اینها نماد  سلسله ها و خاندان های مختلف هستند و یک شخص نیستند . سومریان خودشان مهاجرینی از فلات ایران به آن منطقه بودند و می تواند نماد کیومرث باشد اما مهاجرت از جیرفت به بابل در زمان جمشیدیان  صورت گرفته است لاجرم اگر هم بخواهید پسران نوح را با عنوان خاندان جایگزین کنید باید از جمشید به بعد به دنبال آنان باشید.

 ارگ  http://arq.ir


برچسب‌ها: حمید شفیع زاده
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 توسط انوش راوید

به نام خدا

فراخوان و دعوت از اساتید

      واضح است غربیان تاریخ ایران زمین را افسانه و از افسانه ها تاریخ ساخته اند،  و در این بین از هیچ کوششی جهت تغییر و ایجاد نابسامانی در تاریخ این مرز و بوم دریغ نداشته اند.  به همین منظور قصد داریم تا با تهیه مستندی برای پاکسازی تاریخ از دروغ های آن قدمی استوار برداریم،  و از تمامی اساتید و کارشناسان که در این ارتباط می توانند به ما یاری رسانند دعوت به عمل می آوریم تا با ما در تهیه این فیلم مستند همکاری داشته باشند.  از کارشناسان در بخش های زیر جهت همکاری دعوت به عمل می آید:

   ــ  اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستان شناسی، علوم دینی، اسطوره شناسی،  زبان شناسی (زبان های باستانی(،  زمین شناسی،  ستاره شناسی،  علوم نظامی (نبردهای کلاسیک و باستانی(،  حمل و نقل و دریانوردی.

     لازم به تذکر است،  آن دسته از اساتیدی که با ما هم نظر نیستند،  و روایات چند سده اخیر در ارتباط با اسکندر مقدونی را همانگونه که غربیان نوشته اند حقیقت می دانند،  درخواست داریم تا با حضور خود در این مستند اسناد خود را ارائه نمایند.  موضوع فیلم در ارتباط با یکی از مهمترین گلوگاه های تاریخ یعنی دوران اسکندر مقدونیایی می باشد.  با توجه به اهمیت این شخصیت در طول تاریخ و وجود شبهات بسیار در ارتباط با این اسطوره تاریخی و همچنین تناقضات بسیاری که بعد از ترجمه های متون کلاسیک غربی در چند سده اخیر بوجود آمده اند،  بر آن شدیم تا با به اشتراک گذاری کلیه اسناد در این ارتباط چهره ای شفاف تر از اسکندر مقدونیایی و رویداد های مرتبط با دوران او به نمایش گذاریم.

  ــ  جهت هماهنگی های لازم درخواست می شود با شماره همراه 09368650556 و یا با ایمیلinfo@arq.ir با ما در ارتباط باشید.

نوید صلح دوست


برچسب‌ها: فراخوان دعوت, نوید صلح دوست
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393 توسط انوش راوید

 مستند نقد و بررسی ترجمه لوح های بابلی مرتبط با الکساندر

      بر آن شدیم که از تاریخ سرزمین خود پاسداری کنیم،  با امکانات کم و بدون پشتیبان.  جای بسی خوش حالیست که هر روز جمعی بدون چشم داشت،  و با علاقه مفرط،  بیاری مان می آیند.

      از آقای نوید صلح دوست،  سپاسگزارم که در نهایت حوصله و دقت،  کوشش نمودند تا اینگونه تصویر و فریاد مان را بگوش جهانیان برساند.

پرنیان حامد

توجه:  جهت دیدن یا دانلود مستند روی عکس زیر کلیک کنید

 

Alexander the great Parnian Hamed, Alexander the great,  Parnian Hamed, Alexander the great Parnian Hamed, Alexander the great,  Parnian Hamed


برچسب‌ها: مستند وبلاگ, مستند کتیبه, مستند الکساندر, livius, org
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 توسط انوش راوید

پرسش و پاسخ ویژه 91

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس مجسمه سردیس سرباز یا سردار اشکانی،  عکس شماره 7228،  محل کشف سایت باستانی نسا،  در نزدیکی شهر عشق آباد یا اشک آباد تاریخی در کشور ترکمنستان.

   پرسش 1929 ــ  سلام . انچه کتزیاس درباره شاهان ماد نوشته است را نمی توان پذیرفت . در فهرست او ارباس که باید نخستین شاه ماد باشه با یک بابلی ؛ شاه اشور را شکست می دهد و یک سری سلسله اورده است بعدش. اگر شما این سالها را جمع کنید؛ لابد به قرن 7 و 8 خواهید رسید که این زمان تازه اوج کشورگشایی های اشور است. این شجره نامه کتزیاس؛ سندیت و ارزش تاریخی ندارد. در غیر این صورت می توان تفسیر دیگری کرد مبنی بر اینکه ماد ها چندین شاه داشته باشند، که البته در منشور نبونید هم آمده که: "شاهان ماد در پی یک حمله به خودشان هستند" و به این اشاره.

   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام،  کتزیاس این ارباکس را می گوید:

   مردم باختر گویند:  مردی از عجم که نام او به عبرانی ارباق است، و بفارسی ده اک و به تازی ضحاک، بر این پادشاه (ثرنوقلنقریراس آشوری) خروج کرد و با او جنگ نمود تا آنکه او را شکست داد و او را بکشت و خود به سلطنت رسید، تا آنکه کیانیها که پادشاه بابل بودند و اهل بابل ایشان را کلدانیان می گویند, به پادشاهی قیام کردند (آثارالباقیه).

    آنچه کتزیاس نوشته شجره طولانی نیست ! 310 سال تا هوخشتره شجره نامه داده است که دقیقا مطابق با 310 سال شجره تاریخ ایران از کی خسرو (هوخشتره) تا کی قباد است. 1. درباب نام شاهان آشور که شما قدرت آشور را در آن می بینید باید کمی بیشتر دقت کنیم نامها همه شبیه نامهای بابلی است و اکثرا مطابق با مهرداد و ... لذا تصور می کنم آشوری که اینها نوشتند تمدن دیگری بود از قدرت آشوری که شما شاه بزرگ آن را آشور بانی پال می دانید. هرودوت نوشته آشور شهر های بزرگی داشت که بعد از نینوا بزرگترین آن بابل بود توجه دارید؟ شما خاندان بابلی که اون بالا درست نوشته و باقی مانده ای از آشور اولیه بودند را با خاندان اصلی آشور به هم آمیخته اید. 2. مشکل شما با کتزیاس این است که نوشته کوروش چوپان بود من هم با این جمله او مشکل دارم اما با توجه به اینکه پزشک دربار اردشیر بود و خاندان داریوش با خاندان کوروش سازگاری نداشتند یا چنین پرت و پلایی را در همان دربار شنیده و مکتوب کرده است و یا برای چاپلوسی اردشیر چنین چیزی نوشته است . من نگفتم کورکورانه هر چه مورخ نوشته بپذیرید گفتم بشینیم با هم تجزیه تحلیل کنیم. ارباکس او و شجره ماد او مطابق تاریخ ایران است جنگ و گریز ها مطابق با لوحهای به اصطلاح نیو آشوری شاهان نامبرده 310 سال او را به راحتی می توان از ارباکس تا اسپنداس  روی 310 سال کی قباد تا کی خسرو جایگزین کرد و به دنبال اسناد باستانشناسی رفت (من مشغولم شما خود دانید این اطلاعات را بر تالار گفتمان هم میهن نیز در اختیارتان گذاشتم توجه نکردید) تقسیر دیگر شما هم جالب است در حال جستجو در نظر دارم سندی بود با شما در میان می گذارم.  پاینده باشید.

   پرسش 1930:  سلام ، عیدتان مبارک،  اگر میشه درباره آیین های نوروزی و روز 13 بدر توضیح دهید. ممنون
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام از آنجا که تقسیمات روز مطابق سیارات هفت روز و  ماهها 12 ماه بود سیزدهمین روز اول سال که  بی هویت می شد، را با جشن برگزار می کردند،  و به طبیعت پناه می بردند.

   نظر 1931:  (خطاب به بانو حامد) ما همه ایرانی هستیم و مسئول در مورد تاریخ مان..

با سلام به بانوی گرامی و متعهد و فهیم و دلسوز پرنیان حامد (قصد تعریف ندارم. چون ایشان نیازی به تعریف کسی ندارند. پرونده ایشان مشخص است). ایشان جز یک درصد افرادی هستند که بیهوده زندگی نکرده اند .. و زندگی شان پر از تلاش بوده تا به امروز و از بزرگان این مملکت هستند که همیشه برای ایران و ایرانی قلبش می زده است. و راه پرافتخار علم و کشف علم را دنبال میکنند ایشان.. من نظری دارم در مورد حذف حمله اسکندر از گریک از تاریخ دبستان. بهتر است که همه تاریخ دوستان باهم قراری بگذاریم سی نفر چهل نفر بریم اموزش پرورش و از مسولان بخواهیم فکری بکنند. با دلیل و مدرک و شاهد و پشتوانه میریم.. و حساب کار دستشون میاد وقتی باهم متحد بشیم ....من که هر کاری از دستم بر بیاد برای حذف دروغهای تاریخی انجام میدم.. تو دانشگاه میرم کنفرانس میدم. دانشگاهی که دارم تحصیل میکنم ... چند بار رفتم دادم... و تا جایی بتوانم صحیح فکر کردن درمورد تاریخ مان را ترویج میدهم .. و در آخر تشکر و سپاس فراوان از بانو حامد و جناب راوید ... پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس. هیات چهل نفری را تشکیل بدهید بنده در خدمت شما هستم گروه تان حاضر شد شماره تلفن بفرستید به آدرس ایمیل من یا آقای راوید.  دانشگاه، اموزش و پرورش هر جا بفرمایید بنده با سند معتبر در خدمت شما هستم. اسکندر را هم فعلا بگذارید زمین این جمله را با دقت نگاه کنید:

   کتاب تاریخ کلاس چهارم دبستان  ، درس پنجم  صفحه 86:

   "حدود چهار هزار سال پیش اقوامی که خود را آریایی می نامیدند از شمال دریای خزر به سرزمین ما آمدند ان ها در دشت های سبز و حاصل خیز و مراتع کوهستانی ساکن شدند از آن پس سرزمین ما ایران نام گرفت.  آریایی ها سه گروه بودند مادها، پارسها و پارتها ..."

   این جمله بی سند یعنی شستشوی مغزی بچه کلاس چهارم دبستان بی هویت کردن  خودش و نام کشورش این بچه اگر در آذربایجان است = ماد اگر در خراسان= پارت! اگر در شیراز= پارس  و.... خودش و نام کشورش را  خارجی خواهد دانست. پس بی هویت کامل خواهد بود. بچه استان کرمان و سیستان و بلوچستان را هم که چون نه پارس است نه ماد و نه پارت مدتهاست بی هویت کردند و نمی گویند مهاجرت اریایی ها از این مکان شروع شد و ریشه همه این خاندانها همان تمدن ارته از این ناحیه و شروع مهاجرت اریایی ها از این منطقه بود. 

   برای همچین جمله کثافتی در این کتاب هم هیچ سندی ندارند کلیه فرضیه ها هم برای من مستند قابل رد کردن است لذا آموزش و پرورش باید جمله را الان، همین الان عوض کند بنویسد چهارهزارسال پیش اریاییان به سه گروه تقسیم شدند.

    تا زمانی که بنده دقیقا ثابت کنم شروع مهاجرت اریایی ها از کرمان ایران بود آنوقت باید بنویسند آریایی ها که از کرمان ایران بودند جهان را فتح کردند.

من مشغولم، اسکندر هم در ادامه همین نامه است.  شما گروه تشکیل می دهید چه بهتر، تشکیل نمیدهید نامه با سند  را مودبانه می فرستم اموزش و پرورش ترتیب اثر ندادند چاپ می کنم توی روزنامه های ایران، ملت ایران را بسیج می کنم  "هر بی شرمی هم حدی دارد"

منتظر پاسخ شما هستم،   با سپاس.

   نظر انوش راوید:  جوانان عزیز ایران،  اگر نتوانید از حقانیت تاریخی کشور و سرزمین خودتان،  در مقابل تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان استعماری دفاع نمایید،  آن دشمنان با انواع ترفندها و تاریخ سازیها،  چیزی از کشور و درآمد و زندگی و بود و نبود شما باقی نخواهند گذاشت.  نمونه چند از نامه هایی که به آموزش و پرورش در اینجا، یا در اینجا نوشتم،  مطالعه کنید،  و نامه بنویسید و تلفن بزنید و بروید،  و از تاریخ و حقانیت کشور و ملت خود با حفظ محیط دمکرات و قوانین کشور دفاع نمایید.

   نظر 1932:  درود و خسته نباشید خدمت استاد بانو حامد گرانقدر و استاد راوید گرانمایه.  بانوی گرامی استاد حامد من واقعا تحت تاثیر شخصیت شما قرار گرفتم ، شما رو تحسین میکنم و غلو هم نمیکنم شخصیت شما مانند ابر قهرمانان زن گذشته تاریخ ایران عزیزم است. دور از وطن دوستان و ایرانیان واقعی که قلبشان برای ایران میتپد، شما از تمام مردان حال اکنون ایران که تا نوک دماغشان را بیشتر نمیبینند و فقط ادعا دارند ! باهوش تر هستید و مردانگی را ازشما باید بیاموزیم که اینقدر با غیرت هستید در باره کشورتان.  بانوی گرامی درباره سوالهای تکراری و ساده انگارانه هموطنان که از لحن سوالهایشان گمان میرود تعصبی به ایران زمین ندارند! اینطور هم میشود برداشت کرد که، چون در نظام آموزشی ایران در نیم قرن اخیر، پرت و پلا یاد گرفته اند!! اکنون برایشان باور حقایق سخت است چون با چیزهایی که یاد گرفته اند 180% تفاوت دارد! و مطمعنا آنها هم دوست دارند افتخار را در تاریخ گذشته ایران ببینند، تکرار سوالهای تکراری، از نظر من که یکی از همین ها هستم که علم چندانی راجع به تاریخ درست ندارم، علتش این هم میتواند باشد که خواستار جوابهای محکم و قاطع شما در جواب سوالها درباره تاریخ گنگ و درهم گذشته تاریخ ایران گذشته هستیم، تا بارها بشنویم حقایق چه چیزهایی هستند، خواهش میکنم از ما ناراحت نشوید و کم نیاورید، البته منظورم این نیست که تمام انرژی خود را بگذارید تا مسائل تاریخ ایران را.. حل کنید.  شما مطمئنا باهوش تر از همه ما هستید که بدانید چطوری با ناملایمات کنار بیایید و راهتان را ادامه دهید.  صمیمانه از شما سپاسگذار هستم و برای شما و خانواده تان آرزوی تندرستی و شادی دارم.

پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما گرامی پرسش پاسخ قبلی را ببینید. نگاه کنید آموزش و پرورش چه بلایی به سرتان آورده است. من حاضرم اینجا تا آخر عمرم سوال تکراری جواب بدهم. نه از شما ناراحت می شوم و نه کم خواهم آورد. اما شما هم حرکت کنید من نیاز به تعریف شما دوستان عزیز ندارم نیازی به نام و شهرت هم ندارم،  حتی نمی دانم واقعا از شما باهوش تر هستم یا فقط بیشتر از شما مطالعه و کنکاش و کنجکاوی کردم، اما به شما خاطرنشان می کنم هشت سال زحمتی که کشیدم را دارم صادقانه در اختیارتان می گذارم حرکت کنید هر جای آن اشتباه داشته باشد تصحیح می کنیم نترسید اشتباه نه گناه است و نه رد کل فرضیه با این همه سند،  هر جای آن هم که درست باشد مجبور می کنیم بپذیرند.

   جمله آریایی های کتاب کلاس چهارم دبستان شوخی نیست و سند قاطعی هم برای نوشتن آن در جهان نیست و علم زمین شناسی هم آن را رد می کند مگر آنکه بگویند فرا زمینی ها آمدند قطب شمال، که آن هم فرضیه بدون سندی است و  حق ندارند  فرضیه بدون سند بر ضد ایران در کشور ایران و  در کتاب درسی فرزندان ایران بنویسند،  و باید عوض شود اسکندر آن هم  باید تغییر کند اینجا ایران است و کتابهای درسی تاریخ  کشور ایران باید به استناد اسناد ایرانی و تاریخ خود ایران باشد نه فرضیه های پرت و پلای اروپایی.  پاینده باشید.

   پرسش 1933:  تو کتاب اسکندر میشه ذوالقرنین که جور هم در میاد ولی دین اسکندر میترای هست که همون خورشید پرستیه که تو قران خورشید پرستی منع شده.

  پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما مگر در قران نوشته ذولقرنین پیامبر بود یا به زمان حضرت محمد و  مسلمان بود که خورشید پرستی توسط حضرت محمد بر او منع شده باشد؟ (کتابی را هم که سر و ته آن را اینگونه زدند از این بهتر نمی شود یک کمی با هوش باشید متوجه می شوید موضوع چیست من مجبورم سکوت اختیار کنم متاسفم).

   پرسش 1934:  سلام .. لطفا بفرمایید بگید ایا گشتاسپ زمان زرتشت با گشتاسپ پدر داریوش یکی هستن.؟ اگر قبلا جواب داده اید من جایی ندیدم در وبلاگتان... با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر یکی نیستند.

   نظر 1935:  داشتم بخشی از شاهنامه، را میخواندم که متوجه یک چیز جالب شدم در اشعار فردوسی قسمت گفتار اندر آفرینش عالم درباره چگونگی پیدایش جهان نوشته که با نظریه انفجار بزرگ یا مه بانگ که در زبان انگلیسی big bang مطابق است. حتی عناصر چهارگانه نظریه ارسطو که جهان از این چهار عنصر بوجود آمده واز ترکیب اینها عنصر پنجمی به نام اثیر که اجرام آسمانی بوجود آمدند نوشته شده است. این شاهنامه ای که الان من میخوانم نمیدانم که چقدر دقیق است ولی با این حال قسمتی از اشعار را در پایین مینویسم.

از آغار باید که دانی درست سرمایه گوهران از نخست <><> که یزدان زناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی آرد پدید

سر مایه گوهران این چهار برآورده بی رنج و بی روزگار <><> یکی آتشی برشده تابناک میان آب و باد از بر تیره خاک

نخستین که آتش به جنبش دمید ز گرمیش پس خشکی آمد پدید <><> وزان پس زآرام سردی نمود ز سردی همان بازتری فزود

چو این چهار گوهر به جای آمدند ز بهر سپنجی سرای آمدند <><> گهرها یک اندر دگر ساخته زهرگونه گردن بر افراخته

پدید آمد این گنبد تیزرو شگفتی نماینده نوبه نو <><> ابرده دو هفت شد کد خدای گرفتند هر یکی سزاوار جای

در بخشش ودادن آمد پدید ببخشید دانا چنان چون سزید <><> فلکها یک اندر دگر بسته شد بجنبید چون کار پیوسته شد

    در نظریه مه بانگ جهان 0.037±13.798 میلیارد سال پیش با یک انفجار بزرگ به وجود آمده و جهان رو به انبساط می گذارد در این لحظه جهان درحال گرم شدن است،  و بعد از آن رو به سردی می گذارد و بعد از این ذرات ریز اتمی (پروتون، نوترون ، الکترون) به وجود می آیند. در نظریه ارسطو عناصر چهار گانه عبارتند از آتش، آب، خاک، هوا،  که جهان هستی را تشکیل میدهند. (البته لازم به ذکر است که یک اتم دارای چهار قسمت اصلی سازنده است:  پروتون، نوترون، الکترون و فوتون).  به اشعار فردوسی دقت کنید آیا این بیت ها با این نظریه تطابق ندارد؟ حتی نحوه بوجود آمدن زندگی در روی زمین در ابیات مشاهده می شود، حتی در بیت ((ابرده دو هفت شد کدخدای گرفتند هر یکی سزاوار جای)) اگر ابرده را برابر یک میلیارد فرض کنیم به عمر جهان اشاره می کند.

   البته شاعران زیادی درباره این 4 عنصر شعر نوشته اند شیخ محمود شبستری در گلشن راز:

عناصر باد و آب و آتش و خــــاک گرفته جای خـــــــود در زیر افــلاک

ملازم هر یکی در منزل خـویش بـــه ننهد پای یک ذره پـس و پیش

چــهار اضـــداد در طبع مـــراکز بهم جمع آمده کس دیده هــــرگز

مخالف هر یکی در ذات و صورت شده یک چیز از حــکم ضـــــرورت

   البته شاید من درباره این نظریه خوب توضیح نداده باشم می توانید به ویکی پدیا مراجعه کنید امیدوارم که جوانان دانشمند این دانش بتوانند دانش گمشده را با این ابیات پیدا کرده و به این کشور باز گردانند.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما کار شما بسیار زیباست امید دارم خوانندگان این وبلاگ از زحمات شما استفاده کنند چنانچه مایل هستید نام شریفتان را برای آقای راوید بفرستید ضمیمه مقاله زیبای شما باشد.

   نظر 1936:  درود به شما ایرانی راستین، سپاس برای زحمات شما

   پاسخ پرنیان حامد:  پاینده باشید

   نظر 1937: چه جالب بود، بخشی از اطلاعاتی که از ریشه یابی هایی که دارید را از زبان پیران مدرسه نرفته روستاها شنیده اید و گرفته اید. شاید خیلی ها این منابع را زیاد درست ندانند ولی من فکر می کنم تو سینه ای این پیران مدرسه نرفته پر از حکایات و تجربه هایی است کهن که اتفاقا خیلی نزدیک به حقیقت.

سپاس از جهاندار پیروزگر <><> کزویست نیرو و فر و هنر

   پاسخ انوش راوید:  امیدوارم جوانان با هوش هر شهر و دیار،  نسبت به ضبط و حفظ و نگهداری آثار فرهنگی و شفاهی و عینی مردم خودشان اقدام کنند،  و آنها را جهت اطلاع دیگران در اینترنت منتشر نمایند.

   پرسش 1938:  سلام استاد، ایا پرچم کشورهای اروپایی نشان از حکومت ایرانیان در اروپا را نمیدهد؟ شمشیر کاتانا (شمشیر سامورایی ها) رو ریشه یابی می کنید. ممنون

   پاسخ انوش راوید:  در پرسش و پاسخ 49 در اینجا.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام پرچم نمادی در ایران باستان بوده است قدیمی ترین پرچم هم پرچم شهداد ایران است در باره رنگها خاندانها نیز در شاهنامه فردوسی  در دو قسمت توضیح کامل آمده است. اینکه پرچم ایتالیا همرنگ پرچم ایران است به شدت مرا به فکر فرو می برد. روم  و رم و رومیه مدائن جای تامل دارد و...

   پرسش 1939:  درود . در مورد خوانش ان مجسمه کتیبه دار سلوکی؛ آدرسش را در پایین خواهم گذاشت. اقای کنزق احتمال داده اند که شخص هص ابن (= پسر) داک یک مجسمه را ادا کرده و سپس شخص دیگری انرا به والی احتمالا خوزستان تقدیم کرده است. این ادرس:

http://ensani.ir/fa/content/290836/default.aspx

   پاسخ پرنیان حامد:   زبان سامی و آرامی که خط آرامی آن بسیار به خط آرامی هخامنشی نزدیک است،! کتیبه به زبان محلی حص بن داک نوشته شده که سامی است و به زبان معتبرتر توسط  دریافت کننده ترجمه شده که آرامی است!. زبان معتبر یونانی دریافت کنندگان و پیروزان جنگ چه شد؟ آقایانی که رفتند افغانستان کتیبه به خط یونانی کندند چه شدند؟ من سپاسگزار از همه مترجمین این مرزبوم از جمله نگارنده این متن هستم، اما تفسیر ایشان در باب لغت.

    وسروکس چرا لغت را وسلوکس نوشتند و چرا (و) اول آن را حذف کردند؟. یونانی اگر وارد ایران شده و تاریخ سر لوح مربوط به حکومت اوست چرا به زبان یونانی نیست؟ چرا اسناد ایران را با تاریخ مکتوب خود ایران بررسی نمی کنند؟

    حص پسر داک  به استناد تاریخ طبری سورنا است ادا شد برای سورنا والی از خاندان اورمان در سال 39 از پادشاهی انتی اوکسوس روکس = انتی اخوس لکس یا  رکس با 

.............................................................................................

گرامی سکه های نقره  فراتکار   در موزه بریتانیا را پیدا کنید من باید این سکه ها را ببینم  ردیف آن  خاندان هخامنشی بعد از حمله کهرم سوریه ای است. ارتبان اگر با انتی اخوس سوم درگیر بود لغت همان اردوان است میشه ارد میشه اشک 13 میشه همین سورنا که نوشتم میشه همان که در شمال جلوی او را اشک ها در لائودیسه گرفتند در ایلام هم سرش را بردیدند. 

6MU 1.ME.25 kám SIG ina E.KI it-te-eš-me

Year 125, Simanu [= month III]: It was heard in Babylon: 

7um-ma UD 25 kám mAn LUGAL ina KUR NIM.KI GAZ

as follows: "On the twenty-fifth day An(tiochus III), the king, was killed in Elam".

  این شجره نامه سلوکیان  به ترتیبی که نوشتند نیست این شماره 3 همان شماره 1 پسر سلوکس است و اصلا اینها به ایران امروز ارتباطی ندارد سلوکس فقط والی بابل بوده دو شاه بابل و سوریه زدند توی سر و کله هم این نه به اشکانیان ربط دارد نه به هخامنشی نه اصلا به ایران و هند و افغانستان  ارشک اشکانی هم به حساب خودشان می شود 303 ق.م اثر او روی لوح بابلی هست،  ببینید مترجم در ترجمه چه کلاهی به سر دنیا گذاشته اسم را  بخوانید.

1’ [9 cm, max. 24 signs mA-r]i-is-ki-la-mu u lú ERÍN.MEŠ mAn-ti-gu-nu-su a-n[a .. .. .. .. .. .. .. .. ..]

[(max. 24 signs) A]rchelaus and the troops of Antigonus to [.. .. .. .. .. .. .. .. ..] ارشک ان 303 ق.م

   سکه ها ی فراتکار را پیدا کنید باید قیافه شاهان روی آن را ببینیم و قبل از اینکه موزه بریتانیا نابودشان کند عکس آن را داشته باشیم سکه های شاهان هخامنشی است کمک کنید با سپاس.

   ادامه پرسش:  همچنین گویا دوستان سندی در مورد استفاده از خط و زبان پهلوی برای دانشگاه جندی شاپور داده بودند. اگر امکان دارد؛ ادرس لینک ویکیپدیا را در این سایت بگذارید ممنون میشم. البته خوزستان در آن زمان مسیحی نشین بوده و اینکه انجا را مسیحیان هم اداره می کردند چیزی عجیبی نیست. مثلا جبرئیل دُرُستباد؛ رئیس مناظرات دانشگاه جندی شاپور در زمان انوشیروان؛ ایرانی بوده است. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود و سپاس لینک جندی شاهپوری که داده بودند بر وبلاگ باز شده بود:

    زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور ــ، آدرس سند برای زبان پارسی میانه در دانشگاه گندی شاپور این است (دانشگاه گندی شاپور) در وبلاگ ویکی پدیا.

   روی قسمت search   ویکی پدیا  بنویسید  دانشگاه گندی شاپور.

   پرسش 1940:  1 ــ استاد جنگ فرهاد اشکانی در سوریه با اسالکه را توضیح دهید.. ایا واقعیت دارد... حریان سلوکیان را میدانم...

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ببینید گرامی اینها همه واقعیت دارد اما به هم ریخته و طولانی شده و تکرار یک ماجرا هستند.

   توضیح اینکه خیلی از این مهرداد ها و فرهاد ها که شماره گذاری شده اند یک شاه هستند با دو لقب یا از زبان گویندگان دو اقلیم و چند تایی از آنها هم در زمان هخامنشی ها  شاه محلی بودند نه شاه شاهان ،سکه بعضی از این اشکها را هم کنار هم گذاشتم صورت ها مشابه هستند. سرگذشت هایی است که برای پر کردن این 260 سال دائما تکرار می شود باید اشکانیان 266 تاریخ ایران را ملاک قرار دهیم شاهان و سرگذشت ها و سکه ها را روی هم بگذاریم تا شاهانمان را بازیابیم تا من بتوانم به شما بگویم این شاهی که الان می گویید کدام است و چه کرده است. این کار یک دقیقه نیست من همچنان مشغولم و هنوز در گیر. خیلی از اینها هم اصلا اشکانی نیستند بی خودی همه را می گوییم اشکانی،  پرنی- پارتی- داهی، رومی، .... همه را می گوییم اشکانی. اولین جمهوری جهان با مجلس مهستان مال یک خاندان نیست! این یعنی خاندان های مختلف بودند،  بی چاره طبری هم توضیح داده توجه نمی کنیم نوشته اشکانیان شاه نبودند فقط حرمت آنها را نگه می داشتند.  روی تاریخ ایران نوشته 90 خاندان و در جای دیگر 120 خاندان در ایران حکومت می کردند (اولین جمهوری جهان) فردوسی هم که در همان 14 بیت اشاره کرده نگاه کنید شاهانی که نام می برد نژاد برایشان مشخص کرده نام جدش را آورده.  این یعنی یک خاندان حاکم نبوده که دائم می گوییم اشکانیان!

   ادامه پرسش:  2 ــ ...استاد درست است مهرداد اشکانی تمام نبرو های رزمی ایران را فرا میخاند تا قدرت روم را بشکند. این خود جمله است. کدام روم؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم پاسخ این سوال را هم نوشتم.  یک خاندان ایرانی عقب زده شده از مدائن به سوی سوریه در جنگ هستند با خاندانی که آنها را عقب زدند. رومیان خاندان گیو و گودرز هستند

   پرسش 1941:  داستان تولد کورش و خواب دیدن شاه ماد در مورد فرزند دخترش ماندانا که به جای فرزند داخل شکم درخت تاکی بیرون امده و تمام خاک اسیا را فراگرفته است... میتونه واقعیت داشته باشد؟.... یا نه.. پاینده باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  مربوط به هوخشتره می تواند باشد مربوط به کوروش نمی تواند باشد (در کتاب توضیح داده شد دسترسی ندارید اینجا برگردان کنم).

   پرسش 1942:  استاد اسکاندیناوی ایا ربطی به تاریخ ایران دارد؟ چون اسک-ان- دیناوی مشکوک است که داشته باشد. لطفا توضیحی بدهید.  در جایی از وبلاگ خواندم که به طور اختصار نوشته بودید. پاینده باشید.

  پاسخ پرنیان حامد:  اسکان + دینا + وی به زبان پارتی –پهلوی = اشکان دین آور. علت این نام در آن منطقه را ورود قومی از نژاد اسکانی = اشکانی می دانند ( توضیح + عکس + مقایسه با ابیات شاهنامه فردوسی صفحات زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است).

   پرسش 1943:  اسناد ایا سقراط و افلاطون دو دانشمند یونانی مال ما هستند؟.

   پاسخ پرنیان حامد:  مال ما یعنی چی؟  مال خاندان خیونی تورانی بودند البته از یک خاندانیم،  جمشید و فریدون در میان ما مشترکند.  مال خاندان و کشور  greek نبودند.  هومر هم متولد  عراق امروزی بود هرودوت و کتزیاس هم متولد کشور ترکیه امروزی بودند،  این یونان امروزی چی داشته نمی دانم ولی اصطلاح "مال ما" شما خیلی درست نیست. متولد خاور میانه بودند.

ارگ   http://arq.ir


برچسب‌ها: سیزده بدر, مهاجرت آریاییها, اسکان دیناوی, گندی شاپور, فرهاد اشکانی
نوشته شده در تاريخ شنبه ششم اردیبهشت 1393 توسط انوش راوید
 

پرسش و پاسخ ویژه 90

       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.

   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.

   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.

   عکس انسان غار نشین از یک موزه، عکس شماره 4104.  در ابتدا فرهنگ لغات انسان های غار نشین فقط چند صفحه بود،  و سپس در طول زمان و مکان از همان چند آوا که می دانستند،  ترکیبات و آوا های جدید بوجود آمد.

   پرسش 1914:  با تشکر از شما برای ایجاد چنین فضایی، من علاقمند به مطالعه کتابهای تاریخی واقعی هستم می خواستم از شما که سایتی را که بشه این کتابها رو دانلود کرد معرفی کنید ... با سپاس فراوان و موفقیت روز افزون..

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما دوست گرامی مرتضی حماسی  ترجمه متون پهلوی را بر وبلاگ هم میهن گذاشتند چنانچه علاقه دارید نیاز به دانلود هم نیست ایشان زحمت کپی کردن آن را کشیده اند با سپاس از ایشان می توانید مطالعه کنید.  

   پرسش 1920:  سلام استاد راوید و استاد حامد... دو فیلسوف یونانی سقراط و افلاطون انها هم فیلسوفان و دانشمندان ما هستند یا نه؟.. در کتابهای فلسفه خود انها را اهل شهر آتن معرفی کرده اند ... ضمنا من در کتابهای مختلف تحصیل خود خواندم که اسکندر شاگرد ارسطو بوده است در دوران نوجوانی اش.... لطفا شما توضیحی بدهید... با تشکر.. موفق باشید.

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام   ت = د محل مقدس ادن یا اتن  تنها سوال باقی مانده آنکه کدام عدن فکر کنم متولد این عدن بودند.

   پرسش 1921:  سلام عیدتون مبارک ، من از مطلب های شما خیلی استفاده می کنم، سوالم اینه که آیا زیر خاکی که ازوا جنس برنج باشه میتونه قدمت 2 یا 3 هزار ساله داشته باشه ?

   پاسخ انوش راوید:  مس پرچم شهداد، و مفرغ میله و عقاب پرچم شهداد، متعلق به حدود 6000 سال پیش. آلیاژ های مسی، متفاوت هستند. در تاریخ های نوشته شده غربی قرن 20 گفته شده: ...از برنج اولین بار در زمان پادشاهی سارگون دوم، در قرن هشتم قبل از میلاد یاد شده است، فوربس معتقد است که مردم ماسکی در آسیای صغیر این آلیاز را کشف و در دوران هخامنشی به ایران معرفی کردند. البته بنظر من انوش راوید، در تمدن کهن جی بدلیل فراوانی مس و روی و قلع و گوگرد در استان های کرمان و فارس، و کشف اشیای مفرغی، انواع آلیاژ برنج نیز وجود داشته است، اما تا هزاره پنج خورشیدی ایرانی، این تکنیک فقط در اختیار مردم جنوب بود، زیرا در نوشته های هخامنشی بسیاری از کارهای مسی را هنرمندان مصر که همان جیرفت باشد انجام می دادند.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما از آنجا که در زبان پارتی لغات مس rod  و روی roy وجود دارد و از ترکیب فلزات هم آگاه بودند لذا ممکن است که برنج نیز در آن زمان موجود بوده باشد.

    پرسش 1922:  سلام استاد. یک سری کوزه تاریخی پیدا کردم کجا می تونم بفروشم کسی رو می شناسید که بخره لطفا راهنمایی بفرماین.

   پاسخ انوش راوید:  نمی دانیم، فقط عکس هایی از آنها برای ما بفرستید تا تاریخ آنها را بگوییم.

   پرسش 1923:  با سلام به شما، اولا می خواستم چند سوال فنی بپرسم اینکه تاریخ نگاران گذشته مبدا مکانی که تاریخ را می نوشتند و جهات آن را مشخص می کردند کشور خودشان بوده یا کشوری که درباره ی آن تاریخ می نوشتند. مثلا باختر در شرق بود؟ شرق کدام کشور شرق کشور ترکیه یا ایران و سپس مکان بودن یک جهت. اگر در افغانستان باشیم خراسان غرب آن می باشد ولی معنی کلمه خراسان، شرق می باشد ایا به این نکته توجه کرده اید؟

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بله دقیقا همان است که در کتاب و سه سال بر این وبلاگ می نویسم "شرق کجا؟ غرب کجا؟ شمال کجا؟ نیمروز کجا؟"  خوراسان (خور از ان) به معنی محل طلوع خورشید مورخی نوشته پارس است،  مورخی نوشته ایلام است مورخی نوشته .... خوربر ان (خاوران) در زبان قدیم به معنی غرب است چرا شرق ترجمه می کنند؟ اباختر یعنی شمال چرا غرب ترجمه می کنند ..... و این نکته هایی که می فرمایید سه یال است هر روز بر این وبلاگ مکتوب شده است.

   ادامه پرسش:  و بعد1.  در کتاب گنجینه تاریخ ایرانیان نوشته ی استاد عبدالعظیم رضایی جلد اول (پیشدادیان و کیانیان) در مورد شهر بلخ به نقل از کتاب حبیب الیسر آمده است که گیومرث و برادرش در جایی از خراسان که آن را بلخ نامیدند با هم دیدن می کنند. و وجه تسمیه بلخ به این دلیل بود که در آنجا آن دو همدیگر را در آغوش کشیده و جامی از شراب هئوم یا سوم را نوشیدند وچون جام یا ساغر که در آن شراب می نوشند، بلخ نامیده می شود. از طرفی همدیگر را نوازش کردن بلخیدن معنی میدهد و به این سبب نام آن شهر را بلخ نامیدند.

2.  در این کتاب نوشته شده که اسفندیار برای ترویج آیین بهی به روم و هند لشکر کشی می کند. هیچ اسمی از کشور یونان نمی آورد به نظر من در این زمان یونان تحت سیتره روم بود چرا که در کتاب حیات مردان نامی نوشته ی پلوتارک جلد سوم صفحه 409 تر جمه رضا مشایخی فلیپ سرزمین یونان را به زور سربازان خود تسخیر نمود.

   پاسخ پرنیان حامد:  منبع اصلی کتاب شما از کتابی به زبان پهلوی و این است:

  سپندیات و زریر برای دفاع از دین بهی به هروم = (روم) و هند لشکر کشیدند (شکند گمانیک ویژار فصل 10 بند 67)

 اسفندیار و زریر آنگونه که در تاریخ ما مکتوب است 1- به ارجاسپ تورانی و 2. به رستم حمله کرده اند لذا توران آن همان آشور و هند آن همان هندیجان ایران خواهد بود.

 نکند خدای ناکرده تصور کرده باشید در آن زمان آقایان از رم ایتالیا حمله کردند به هندوستان امروزی!؟

در کتاب شما اسمی از یونان نیست در اوستا و اسناد ایران نام یونان دقیقا در همین جنگها آمده که مفسیرین و مترجمین محترم بد ترجمه کرده اند.

  در زبان پهلوی برای سه صدای  اَ  ، خ ، ه ، یک شکل موجود است لذا لغت خیونی را می توان  هیونی و اَیونی نیز خواند و ارجاسپ ایونی یعنی همان یونانی که دنبالش هستید.  هروم حدود سوریه همان یونان است و پلا ها هم در همین منطقه بودند سند آوردم بر وبلاگ است مطالعه کنید.

   ادامه پرسش:  3. همچنین درست واژه ارشک را اراشک میداند. با تشکر

   پاسخ پرنیان حامد:  بله  که به علت وجود فقط  یک علامت  برای (  ر، ل ) در زبان پهلوی لغت را می توانیم الاسک بخوانیم که همان الاسکندر متون پهلوی است که ان را به الکساندر مقدونی انیرانی نسبت داده اند و سه سال است هرچه می گویم نه می خوانند و نه می شنومد تنها لج می کنند نمی دانم چرا! با این همه سند چه اصراری است بگوییم ایرانی ها تو سری خور شرق و غرب بودند! نمی فهمم.

    دوستان  مگر ایرانی نیستید؟  این همه سند چرا حرکت نمی کنید؟

    پرسش و پاسخ بعدی را نگاه کنید این است  ترسهایی که این دوست گرامی در نهایت صداقت برای من نوشته است،  پاینده باشید.

   پرسش 1924:  بدلیل حساسیت من در موضوع اسکندر وضعیت کنونی ایران است. آیا بیان این تاریخ اسکندر، اعتبار و عزتی به ایران و ایرانی میدهد؟ یا اینکه آب به آسیاب دشمن میریزد. کافیست تجزیه طلبان از این مطلع شوند، تا ادعا کنند ما از اول با پارسایان مشکل داشتیم، و شاهنشاهی هخامنشی را ما ساقط کردیم. دوم اینکه تنها احساس تحقیر و بی مایگی است، که انگیزه ای برای جعل تاریخ است، و بیان اینگونه نظرات به تحقیر و ریشخند ایرانیان منجر خواهد شد.

   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . تجزیه طلب مشغول تجزیه کشورتان هست! رفت نجنبید رفته از طریق جنگ نشد خلیج نفت دارتان را خلیج عرب می کنند و می برند.  راه مبارزه با آن هم تنها زدودن نقاط تاریک تاریخ کشورتان است تا نتوانند اینگونه از آنها سوء استفاده کنند مرکز اصلی تناقضات تاریختان هم دقیقا از الکساندر و اسکندر و تفاوت زمانی آنها و اشکانیان 260 سال مکتوب در تاریخ کشورتان و اشکانیان 500 و اندی سال تاریخ اروپا آغاز می شود .

اعتبار و عزت ایران این است که بگویند یونانی آمد ایران؟  ارشک اشکانی را الکساندر یونانی جا بزنند برای او افسانه های شاه و پریان درست کنند؟ عزت ایران این است که در کتاب چهارم دبستان بنویسند:

  آریایی ها از شمال دریای خزر آمدند برای  وجود این خارجیان اسم کشور ما ایران است  و این خارجی ها عبارت بودند از مادها، پارس ها و پارت ها؟  همه خارجی بودند؟  کدام تجزیه طلب با این جملات موافق است که بخواهد سوء استفاده  کند؟  ترکهای ماد نژاد؟  پارسها؟ یا پارتها؟ اینجوری همه مان به طور یکسان خارجی هستیم و نمی دانستیم!

  و بعد از کشف تمدن جیرفت که دقیقا محل اولیه و خط سیر مهاجرت آریایی ها را نشان می دهد بنویسند آریایی ها مردمی فرازمینی بودند با سفینه از کرات آسمانی آمدند قطب شمال، ما هم مثل گله  گاو و گوسقند بگوییم  بع بعله که مورد ریشخند نباشیم؟ یا جریان "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!" است؟

متاسفانه بنده با اینهمه سندی که جلوی چشمم است و با آگاهی از سیاست پشت پرده این  تاریخ نویسی ها توسط اروپاییان که برای ساختن تمدنی است که نداشتند به هیچ وجه هم رنگ این جماعت نخواهم شد.

  افتخارات تک تک اقوام را جلوی چشمتان گذاشتم و از آنجا که نه ترکم، نه لر، نه بختیاری و نه ... آزادانه و نیک اندیشانه قضاوت کردم. بدی ها و اشتباهات اجدادشان را هم جلو چشم تک تکشان گذاشتم خوششان می آید یا بدشان می آید  مهم نیست. هزاران بار هم گوشزد کردم همه از یک آب و خاکیم افتخارات اجدادتان را به رخ هم بکشید نه اشتباهات آنان را.

  اسکندر تاریخ ایران که  سال 73 ق.م است نمی تواند الکساندر مقدونی که کهرم تاریخ ماست باشد. کهرم هم تا هندیجان ایران بیشتر پیش نرفت.

  سند دارم هیچ جای ریشخند و شوخی هم در کار نیست نترسید قدرت داشته باشید من یک زنم از شما مردان این مرز و بوم انتظار می رفت! حرکت کنید نترسید گرامی نترسید. اون جمله را هم از کتاب کلاس چهارم دبستان بر خواهم داشت شده دم در آموزش پرورش بست بشینم برای اعتبار و عزت ایران این کار را خواهم کرد. خواهید دید.  پاینده باشید.

   پاسخ انوش راوید:  بارها نوشته ام و توضیح داده ام، تاریخ یک علم است و باید مانند تمام علوم با آن برخورد کرد. اگر از تاریخ ایران بدرستی ندانیم، اسباب و ابزار در دست دشمنان تاریخ ایران می شود، و آنرا در جهت اهداف سیاسی بکار خواهند برد، یا حداقل چون فیلم های 300 یک و دو و غیره، ایران و ایرانیان را شکست خورده از همه و ضاله و ضایع نشان دهند.  جنگ داخلی در طول تاریخ هر کشور و سرزمین وجود داشته است، و خواهد داشت، این ربطی به حال امروز ایران یا هر کشوری ندارد. بلکه وظیفه روشنفکر این است که تا می تواند، آگاهی از درک آزادی اندیشه و قلم به جامعه تزریق کند، دوم با تحقیق و تحلیل های و پرسش های متعدد، گردونه یادگیری را در جامعه بچرخش درآورد، تا ایجاد تغییرات و رشد و تکامل در علم و فرهنگ شود. درصورت عدم رعایت این اصول و فاکتورها، هر کشور زمینی آماده تاخت و تاز ترفند های استعمار و امپریالیسم می شود.

   پرسش 1925:  با سلام خدمت آقای راوید ارجمند و بانوی محترم خانم حامد،  در حدود سی سال قبل از هم محلی ریش سفید شنیدم به شخص بد ترکیب میگویند سلیته (سلت) و به نظرم تائید تحقیقات شما میباشد در ضمن درخت کاج مخصوص مناطق سرد سیر میباشد نه مناطق گرم جنوب. همه ایران سرای من است (از اهالی استان کهن آذربایجان شرقی)

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آذربرزین مهر هم همان نواحی کردستان باید باشد آناهیتا هم همانجا در کنگاور است نواحی  شرقی خوزستان هم ادامه کوههای زاگرس است و بسیار سرد ایل بختیاری هم از بالا تا پایین آن است. کرد بختیاری و لر بختیاری هم داریم.  درخت کاج هم مال کل این نواحی از آن بالا تا این پایین است شما هم همه در اصل از یک نژادید و درخت کاج معبد مقدس تخت جمشید نماد کاج این منطقه از بالا تا پایین آن است،  کوروش هم  خان همان منطقه است  و شاه همه شما همه از یک نژاد و یک آب و خاکیم و نمادها مال همه ماست چه در آذربایجان باشید چه در شیراز چه در خراسان و چه در کرمان و سیستان که گروه اول آریایی که نژاد همه ماست در آنجا بودند، همه از یک نژادیم و نمادها مال همه ماست. پارت و پارس و ماد از یک نژادیم و یک خانواده.  

   پرسش 1926:  سلام.. میخاستم جریان مادر داریوش سوم که سیسی کامبیز نام داشت را بدانم این زن در زمان اسکندر ما بود یا الکساندر ؟.. و مقاومت و جنگهایش با الکساندر بود یا اسکندر ما....؟. نتوانستم بفهمم.. تشکر .موفق باشید..

   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  مادر کامبیز یا کمبوجیه = سیسی کامبیز هم یکی از آن درهم هایی است که نمیدانم چه کسی منظور بوده است می بخشید درهمی مورخ 50 ق.م را نشان می دهد و دقیقا مخلوط کردن دو داستان را که در آخر مادر کمبوجیه از آب در آمده است.

   تنها چیزی که می توانم به شما خاطرنشان کنم اینکه داریوش سوم هخامنشی دیوانه نبوده مادر و حرمسرا و زن اردشیر سوم را بردارد از تخت جمشید یا شوش ببرد تا ایسوس که آنجا اسیر آقا الکساندر بشوند! باور چنین داستانی بدور از عقل سلیم است مگر آنکه جریان کهرم و حمله او به پایتخت شاه باشد در زمانی که شاه در پایتخت نبوده. ولی این قبل از هخامنشی ها خواهد بود 36 سال قبل از کوروش کبیر لذا داریوش سومی در کار نخواهد بود که این بانو مادرش باشد. پاینده باشید.

   پرسش 1927:  درود،  مطلب دین کوروش را خواندن خیلی جالبی بود،  فقط درباره ریشه یابی دیو ممکن است توضیح بیشتر بدهید.

پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  دیو و دایو ایرانی است

عکس سکه تاریخی،  عکس شماره 5626.

 در ۶۴۸م. (قبل از مرگ یزدگرد سوم) سلم بن زیاد در داراب (دارابگرد پارس) سکه ضرب کرد،  در همین سال خویشاوند وی عبیدالله بن زیاد در سیستان سکه ضرب کرد،  و در ۶۶۲م. معاویه اولین بار در داراب سکه ضرب کرد.  در هیچ یک ازین سکه ها از تاریخ هجری نشانی نیست. علاوه که مهم است اولین سکه های معاویه در پارس ضرب شده است.  بر روی سکه معاویه روبروی چهره شاه خسرو دوم عبارت پهلوی "امیری وریوشنیکان" درج شده این عبارت به پهلوی و نه عربی درج شده،  معادل عربی آن را "امیرالمومنین" تعبیر کرده ند،  اما معنای فارسی آن را میتوان سرور مومنان و یا امیر محافظان (سر دسته محافظان یا تیول داران*) تعبیر کرد.

     *تیول دار کسی بود که به یمن وفاداری مطلق به شاه و لیاقتش در به عهده گرفتن بخشی از نیاز های دستگاه شاهنشاهی کشور مانند تامین آذوقه سربازان، تامین مخارج و نیروی انسانی کارها و طرح هایی که در آن منطقه صورت می‌گرفت، هزینه خاندان سلطنتی و... از جانب شاه در منطقه ای از کشور به مسند قدرت گمارده میشد.

    نه بر سکه های یافته شده و نه بر دیگر آثار بجا مانده همچون سنگ نبشته های دوره معاویه نشانی از عنوان خلیفه و تاریخ "هجری" و نسب وی یعنی نام آبی سفیان نیست. همه اینها در کنار یافته ها و واقعیات بسیار دیگر این پرسش را پیش می آورد که در دوره اول اسلامی چه رازی وجود دارد؟

   انوش راوید:  متن فوق در رابطه با چاپ کتاب از "بغداد تا مرو" است،  که از فیسبوک برداشت کردم،  سال هاست که می گویم و می نویسم،  سند و سکه و سور می آورم،  ولی چون ایرانیم،  مردم ایرانی غریبه پرست کم توجهی می کنند.  ولی حالا یک آلمانی با غلط و اشتباه های زیاد،  کتابی می نویسد به نام "از بغداد تا مرو"،  همه کیف می کنند.  واقعاً که ملت غریبه پرست ایران شاهکار تاریخ هستند،  از عرب تا یونانی و آلمانی فرقی نمی کند،  فقط غریبه یک چیزی بگوید،  آنوقت همه به به چه چه می کنند.  برای این ملت فرقی نمی کند،  که در کتاب خراسان 1400 سال پیش را،  1400 کیلومتر اشتباه گفته باشد،  که در واقع می شود "از بغداد تا اشتباه".

    امیر = ا = بلند و بالا + م = جایگاه، زمین + ی = سنگین بزرگ + ر = وابسته، دارنده،  امیر = بزرگ یک واژه ایرانی است.

  ور = جا و مکان و دانش و دارایی، که مشخص است،  مانند باور، سماور.

  یوشنیکان = یو = U = نام برای پیشوند شهر در تمدن کهن جی + شنی = سنی = خورشید + کان =  گان = پسوند مکانی که در شهر های زیادی استفاده شده است،  مانند:  اردکان، گرگان.

   امیری یوشنیکان = امیر منطقه یوشنیکان

   کان = کوه و سنگ و کلوخ + ا =  دارای بلندی و ارتفاع + ن = برکت و نان =  مکان = غار یا اتاق در کوه و تپه که بعدها طی هزارها در ادامه رشد و تکامل،  همچنان در پسوند مکان باقی مانده است.

   سلم بن زیاد = سلم = نام شاهنامه ای + بن = ریشه اصل و نصب + زیاد

   بن = ب = آب + ن = برکت.  بن =  آب با برکت که تولید مثل می کند.

   بلخ = ب = آب + ل = وابسته + خ = گود و عمیق، خمره.  بلخ = دارای آب گود و عمیق.

جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

 


برچسب‌ها: سقراط افلاطون, اسکندر ارسطو, آذربرزین مهر, کمبوجیه کامبیز
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 توسط انوش راوید